مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۴٬۱۴۱ تا ۱۲۴٬۱۶۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
منبع:
فقه و اصول سال پنجاه و سوم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۱۲۶
85-71
حوزههای تخصصی:
مشهور فقهای امامیه معتقدند به جاآوردن تقصیر و اعمال مکه در شب عید قربان برای بانوان حج گزاری که از پیشامد قاعدگی بیمناک اند، مجاز است. عمده فقهای متقدم و متأخر درباره حکم سایر بانوان و جواز یا عدم جواز تقصیر شبانه و سپس به جاآوردن اعمال مکه توسط آنان در شب عید قربان، سخنی به میان نیاورده اند. از فتوای مذکور چنین برداشت می شود که تقصیر زودتر از موعد و انجام اعمال مکه، فقط به بانوان معذور اختصاص دارد. برخی از فقهای معاصر نیز به این مطلب تصریح یا دست کم دراین باره احتیاط کرده اند و برخی دیگر از فقهای معاصر بر این باورند که مستفاد از روایات این است که بانوان حج گزاری که وظیفه شان قربانی است مجازند پس از وکیل گرفتن برای انجام قربانی در روز عید، شبانه تقصیر کنند و برای ادای شبانه اعمال مکه راهی مسجدالحرام شوند. نتیجه این پژوهش که به صورت اسنادی و کتابخانه ای و به روش تحلیل محتوا صورت گرفته حاکی از این است که روایات، که عمده سند شرعی برای این حکم محسوب می شوند به وضوح بر قول اخیر دلالت دارند و ادله مستند دال بر قول عدم جواز از قوت لازم برخوردار نیست.
نقش تغییر برنامه درسی درآگاهی و رویکرد معلمان زبان انگلیسی به روش آموزش فعالیت - محور و قابلیت اجرای آن در مدارس ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۳۷ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۴۶
۸۴-۶۷
حوزههای تخصصی:
روش آموزش فعالیت - محور گونه ای از رویکرد ارتباطی آموزش زبان است که در سطح دنیا مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش به بررسی و مقایسه آگاهی و دانش معلمان زبان انگلیسی ایرانی از اصول آموزش فعالیت - محور و رویکرد آنان نسبت به این روش و کاربردی بودن این روش در مدارس ایران قبل و بعد از تغییر برنامه درسی می پردازد. داده های پژوهش در دو مرحله قبل از تغییر برنامه درسی و بعد از آن از طریق پرسشنامه محقق ساخته اعتبارسازی شده گرد آوری و با استفاده از آزمونهای تحلیل واریانس و مربع کای تحلیل شده اند. نتایج نشان می دهد که تنها قبل از تغییر برنامه درسی میان آگاهی و رویکرد معلمان زبان مدارس و مؤسسات آموزش زبان نسبت به آموزش فعالیت - محور و قابلیت اجرای آن تفاوت معنادار وجود داشته است. اما معلمان مدارس در هر دو مرحله پژوهش، کمبود زمان، کلاسهای شلوغ، ناهمگن بودن سطح زبانی دانش آموزان و ضعف بسندگی دانش زبانی معلمان و کتابهای درسی را از عوامل بازدارنده اجرای روش آموزش فعالیت- محور بیان کرده اند. نتایج آزمون مربع کای برای مقایسه دلایل عدم کاربرد روش آموزش فعالیت - محور قبل و بعد از تغییر برنامه درسی نشان می دهد کتاب درسی تنها عاملی است که تفاوتی معنادار را میان دو گروه نشان می دهد. به عبارت دیگر، گرچه بعد از تغییر برنامه درسی آگاهی معلمان از اصول آموزش فعالیت- محور افزایش یافته و کتاب درسی نیز برای اجرای این روش مناسب تر شده است، عوامل متعدد دیگری نیازمند توجه بیشترند.
چالش های فراروی کاربست اخلاق در ماشین های هوشمند؛ با تمرکز بر رویکرد اصل گرایی در اخلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اخلاق سال چهاردهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۵۱
۶۹-۹۲
حوزههای تخصصی:
با ظهور تکنولوژی هوش مصنوعی و حضور ماشین های هوشمند در بسیاری از ابعاد زندگی انسان، پرسش از امکان عملکرد اخلاقی ماشین های هوشمند و همچنین چگونگی و نحوه کاربست اخلاق در ماشین یکی از دغدغه های معاصر به شمار می آید. یکی از رویکرد های مهم در فلسفه اخلاق، اصل گرایی اخلاقی است که قابل بررسی با روش بالا به پایین بوده که یکی از رویکردهای متداول در پیاده سازی اصول در ماشین است. نوشتار حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که آیا کاربست اخلاقی براساس اصل گرایی در اخلاق با روش پیاده سازی بالا به پایین امکان پذیر خواهد بود یا خیر؟ در این راستا، هدف بررسی و تحلیل بینش ها و چالش های پیش روی این رویکرد و روش، تحلیل و نقد ابعاد مساله و نظریات پیرامون آن است. بدین منظور پس از پاره ای تعاریف، دو رویکرد اخلاقیِ مطرح بیان گردیده، انطباق آن بر رویکرد بالا به پایین بررسی شده و سپس با استعانت از انتقادات و نظرات دیگر اندیشمندان، چالش ها و ناکارآمدی های این رویکرد به تفصیل شرح داده خواهد شد.
مقایسه اثربخشی قصه درمانی و موسیقی درمانی بر کارکردهای اجرایی دانش آموزان دختر پرخاشگر مقطع ابتدایی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: امروزه، پرخاشگری کودکان یکی از شایع ترین و یکی از دلایل مهم ارجاع آن ها به روان درمانگران است. هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی قصه درمانی و موسیقی درمانی بر کارکردهای اجرایی دانش آموزان دختر پرخاشگر بود. مواد و روش ها: در این مطالعه نیمه آزمایشی، ۴۵ دانش آموز پرخاشگر از بین دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی شهر کرج در سال تحصیلی ۱۴۰۰- ۱۳۹۹ به صورت تصادفی خوشه ای انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های پرخاشگری کودکان دبستانی، آزمون ویسکانسین، آزمون عملکرد مداوم و آزمون استروپ بود. گروه های آزمایش تحت درمان قصه درمانی در ۱۱ جلسه و موسیقی درمانی در ۸ جلسه قرار گرفتند. داده ها با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری تحلیل شدند. یافته ها: بین اثربخشی قصه درمانی و موسیقی درمانی بر کارکردهای اجرایی (۰۰۱/۰p<) دانش آموزان دختر پرخاشگر، تفاوت معنی داری مشاهده شد. میانگین نمرات کارکردهای اجرایی در پس آزمون موسیقی درمانی، به طور معنی داری بیشتر از میانگین نمرات گروه قصه درمانی و گروه کنترل بود (۰۰۱/۰p<). نتیجه گیری: قصه درمانی و موسیقی درمانی بر بهبود کارکردهای اجرایی دانش آموزان دختر پرخاشگر نقش مؤثری دارد. همچنین موسیقی درمانی نسبت به قصه درمانی بر افزایش شاخص های کارکردهای اجرایی (انعطاف پذیری شناختی، توجه پایدار و بازداری) دانش آموزان دختر پرخاشگر، تأثیر بیشتری دارد؛ بنابراین پیشنهاد می شود این درمان ها برای کمک به دانش آموزان پرخاشگر در محیط های آموزشی و درمانی توسط متخصصان این حوزه ها اجرا گردد. نتایج این پژوهش می تواند تلویحات آموزشی زیادی داشته باشد.
اعتباریابی الگوی ارتقای کیفیت آموزش با رویکرد اینترنت اشیا و رایانش ابری در اجرای هوشمندسازی مدارس(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: آموزش هوشمند یکی از ویژگی های معمول در محیط های آموزشی است که ناشی از ظهور فناوری های نوظهور است. اینترنت اشیا و رایانش ابری دو فناوری جدید هستند که می توانند در جهت ارتقای کیفیت آموزش استفاده شوند. هدف از این پژوهش اعتباریابی الگوی ارتقای کیفیت آموزشی با استفاده از اینترنت اشیا و رایانش ابری در هوشمندسازی مدارس است. روش: در مرحله اول مطالعه کیفی با رویکرد نظریه داده بنیاد در بهار ۱۳۹۸ بر روی 26 نفر از متخصصین اینترنت اشیا، رایانش ابری و هوشمندسازی با رعایت محرمانه بودن اطلاعات افراد مصاحبه شونده، انجام شد. در مرحله دوم و برای اعتبار یابی الگوی ارائه شده از روایی محتوایی لاوشه استفاده شد و ۱۹ نفر متخصص به پرسشنامه ای که برای اعتبار سنجی الگوی ارائه شده، تهیه شده بود پاسخ دادند. یافته ها: نتایج تحلیل و اعتبار یابی الگو در ۵ محور عبارتست از: عوامل مداخله گر با ۴ مقوله اصلی و اعتبار 0/46، شرایط زمینه ای با ۳ مقوله اصلی و اعتبار 0/67، شرایط علی با یک مقوله اصلی و اعتبار 0/32، راهبردها با ۹ مقوله اصلی و اعتبار 0/7 و پیامدها با ۲ مقوله اصلی و اعتبار 0/56. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان داد الگوی ارتقای کیفیت آموزش با رویکرد اینترنت اشیا و رایانش ابری در هوشمند سازی مدارس در مجموع از اعتبار خوبی برخوردار است. اعتباریابی الگو نشان داد با استفاده از فناوری های نوظهور (اینترنت اشیا، رایانش ابری) در هوشمند سازی مدارس می توان کیفیت آموزش در مدارس را ارتقا داد.
تبیین سازگاری دانشجویان با دانشگاه بر مبنای ادراکات والدینی: سازوکار میانجی گرایانه انعطاف پذیری شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش میانجی انعطاف پذیری شناختی در رابطه بین سازگاری با دانشگاه و ادراکات والدینی بود. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه بیرجند در نیمسال دوم تحصیلی 99-1398 تشکیل دادند. از این رو، تعداد 286 نفر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و به مقیاس ادراکات والدینی (رابینز، 1994) سیاهه انعطاف پذیری شناختی (دنیس و واندروال، 2010) و پرسشنامه سازگاری با دانشگاه (بیکر و سریاک، 1984) پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که ادراکات والدینی به طور غیرمستقیم و با میانجی گری انعطاف پذیری شناختی بر سازگاری دانشجویان با دانشگاه اثر معنادار دارند (01/0 > P ). شاخص های برازش کلی مدل نیز نشان داد که مدل مذکور برازش مناسبی دارد. نتایج پژوهش نشان می دهد که بهبود سازگاری تحصیلی دانشجویان، مستلزم شیوه های فرزندپروری حمایت کننده و نیز تقویت انعطاف پذیری شناختی است.
اثربخشی تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای (tDCS) بر بهبود تنظیم هیجان و نگرش های ناکارآمد افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال دهم مهر ۱۴۰۰ شماره ۷ (پیاپی ۶۴)
126-115
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای ( tDCS ) بر بهبود تنظیم هیجان و نگرش های ناکارآمد افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی انجام شد. روش مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه در انتظار درمان بود. جامعه آماری پژوهش کلیه افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی بودند که در پاییز سال 1397 به درمانگاه اعصاب و روان بیمارستان فاطمی شهر اردبیل مراجعه کردند. از بین آن ها 32 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (16 نفر) و در انتظار درمان (16 نفر) جایگزین شدند. اعضای هر دو گروه به صورت انفرادی به مقیاس های پردازش هیجان ( EPS ) باکر، توماس، توماس و اونز (2007) و نگرش ناکارآمد ( DAS ) وایزمن و بک (1978) به عنوان پیش آزمون پاسخ دادند. سپس مداخله با استفاده از دستگاه تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای بر روی اعضای گروه آزمایش به مدت 10 جلسه متوالی طی 20 دقیقه به صورت قرارگرفتن آند در ناحیه F3 و کاتد در ناحیه F4 اجرا شد. درحالیکه آزمودنی های گروه در انتظار درمان چنین مداخله ای را دریافت نکردند. سپس اعضای هر دو گروه به پرسشنامه های فوق به عنوان پس آزمون پاسخ دادند. داده های به دست آمده با تحلیل کوواریانس چند متغیری ( MANCOVA ) با استفاده از نرم افزار SPSS -24 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. نتایج به دست آمده نشان داد که بین میانگین نمرات پس آزمون دو گروه در مؤلفه های مزاحمت، سرکوبی، عدم کنترل تکانه، ناموزونی و تجزیه از مقیاس پردازش اطلاعات و مؤلفه های کامل طلبی، نیاز به تأیید دیگران، نیاز به راضی کردن دیگران و آسیب پذیری ارزشیابی عملکرد از مقیاس نگرش های ناکارآمد تفاوت معنی داری وجود دارد (05/0 P< ). این نتایج حاکی از اثربخشی تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای بر بهبود تنظیم هیجان و نگرش های ناکارآمد در افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی می باشد. با توجه به مقاومت بالای افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی نسبت به درمان های روانشناختی، نتایج این مطالعه می تواند نویدبخش مداخلات جدید نوروسایکولوژیک برای این اختلال باشد.
الإنتلجینسیا الإیرانیه - العراقیه فی روایه «خالی العزیز نابلیون» لإیرج بزشکزاد وروایه «بابا سارتر» لعلی بدر (دراسه مقارنه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال یازدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۴۳
85 - 101
حوزههای تخصصی:
تعدّدت الدراسات حول الإنتلجینسیا فی الراویه العربیه وتحاول هذه المقاله أن تقدّم الإنتلجینسیا الإیرانیه والعراقیه من خلال دراسه روایتین وهما «خالی العزیز نابلیون» للکاتب الإیرانی إیرج بزشکزاد وروایه «بابا سارتر» للکاتب العراقی علی بدر. مع تعریف عن الإنتلجینسیا بأنها تختلف عن مفهوم المفکّر وما نقصده الثقافه التقلیدیه الّتی یدّعیها بعض المثقفین دون امتلاکها، ویتمّ تبیین الاشتراکات الثقافیه بین البلدین لإعطاء صوره عن المجتمعین الإیرانی والعراقی فی الزمن الّذی کانت الفکولیسم، کما یقال فی الفارسیه، والأفندیه، کما یقال بالعربیه، تطغیان على المجتمع. تکون هذه الدراسه مقارنه وفقاً للمکتب الأمریکی لکشف المشترکات الأدبیه بین الراویتین وتتطرّق إلى موضوعات مختلفه لها صله بإنتلجینسیا البلدین، مثل الحسّ الاغترابی: کالاغتراب عن الذات والاغتراب عن العائله والزیف والحقیقه والثقافه السطحیّه الشفهیّه وإنتلجینسیا الأنا والآخر والسنشویّه فی الراویتین، مع تسلیط الضوء على مفهوم المثقّف والمفکّر، لإعطاء صوره عن المثقّفین فی المجتمعین الإیرانی والعربی، مع ذکر وتحلیل نماذج من نصّ الراویتین والتأکید على المثقّف المغترب حتى الوصول إلى هذه الفکره بأن کلّاً من الروائیینِ یرید أن یبیّن الزمن الثقافی الّذی کان سائداً فی الخمسینیّات والستینیّات وکم کانت شخصیات الروایتین متطابقه وکم هی الثقافات قریبه ومختلفه، بصوره مباشره وغیر مباشره، لاعطاء صوره واضحه عن إنتلجینسیا البلدین الإیرانی والعراقی.
جلوه های خیر و شر اخلاقی در آیات قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مراد از خیر و شر اخلاقی در این تحقیق، آن دسته از مفاهیم اخلاقی هستند که بر ارزشی اخلاقی (نه الزام اخلاقی) دلالت دارند و شامل شش مفهومِ «خوب و بد»، «درست و نادرست» و «شایسته و ناشایست» می شود و معمولاً در محمولِ «جملات و گزاره های اخلاقی» به کار می روند. با توجه به کمبود پژوهش های ناظر به روش در حوزه اخلاق و فلسفه اخلاق در قرآن، این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی، مشخص نمود که چگونه می توان خیر و شر اخلاقی یا مفاهیم ارزشیِ اخلاقی را از میان آیات قرآن که در قالب «گزاره های اخلاقی» وجود دارند، استنباط کرد. نتایج نشان می دهد که «خیر اخلاقی»، در قالب مفاهیمِ مثبتی همچون «خوب»، «درست» و «شایسته» جلوه گری می کند و «شر اخلاقی» خود را با مفاهیمی منفی همچون «بد»، «نادرست» و «ناشایست» نشان می دهد. در قرآن، «خیر اخلاقی» در شکلِ مفهوم «خوب»، با استفاده از افعال مدح (نِعْمَ) و الفاظی همچون، خیر، حسن، بِرّ، صالح، محسن و طیب معلوم می شود و «خیر اخلاقی» در قالبِ مفهوم «درست»، از طریقِ آیات دال بر نفی خطا و گناه و دال بر پاداش و ثواب و الفاظی همچون «صادق» قابل استنباط است. همچنان که «خیر اخلاقی» در جلوه ای که بیانگرِ مفهوم «شایسته» است را می توان از جایگاه و مقام خوبی که برخی افراد در پیشگاه خداوند دارند به دست آورد. در «شر اخلاقی» و در شکلی که مفهوم «بد» را نشان می دهد، مفهوم «بد» با افعال ذم (بئس و ساء) و واژگانی مانند شر، سوء، فاحشه، مفسد، خبیث و نجس روشن می شود و «شر اخلاقی» به عنوان مفهوم «نادرست»، با تعابیری که بیانگر خطا و گناه یا بیانگر کیفر و مجازات یا بیانگر«رد»، «انکار» و «ابطالِ» کاری است در قرآن بیان می شود و «شر اخلاقی» که بیانگرِ مفهوم «ناشایست» است از جایگاه و موقعیتی که برخی افراد، در نزد خداوند دارند، قابل تشخیص می باشد.
اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر استرس ادراک شده، کیفیت زندگی و باورهای فراشناختی بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروسیس (ام اس)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر استرس ادراک شده، کیفیت زندگی و باورهای فراشناختی بیماران مولتیپل اسکلروسیس بوده است. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون و گروه کنترل و جامعه آماری شامل کلیه بیماران مبتلا به ام اس مراجعه کننده به انجمن ام اس در شهر تهران در سال 1398 بوده است. به منظور نمونه گیری از این افراد تعداد 20 نفر در هر گروه(20نفر آزمایش و 20نفر کنترل) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و جلسات آموزش برای گروه آزمایش در 8 جلسه 2 ساعته با استفاده از برنامه 8 هفته ای ذهن آگاهی تیزدل و سگال و ویلیامز انجام شد و همه افراد به پرسشنامه های استرس ادراک شده کوهن و همکاران(1983)، کیفیت زندگی ویر و شربور(1992) و باورهای فراشناختی ولز و هاتون(2004) پاسخ دادند. یافته ها بر اساس روش تحلیل کوواریانس نشان داد که بین مؤلفه های استرس ادراک شده شامل ادراک منفی از استرس و ادراک مثبت از استرس پس از تعدیل اثرات پیش آزمون در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت وجود دارد. همچنین بین مولفه های کیفیت زندگی شامل عملکرد جسمی؛ عملکرد اجتماعی؛ ایفای نقش هیجانی؛ سلامت روانی؛ سرزندگی و سلامت عمومی پس از تعدیل اثرات پیش آزمون در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت وجود دارد که این مقدار تفاوت ازنظر آماری معنادار می باشد و بین مولفه های باورهای فراشناختی شامل باورهای مثبت نگرانی؛ باورهای منفی کنترل پذیری؛ عدم اطمینان شناختی؛ نیاز به کنترل افکار و خودآگاهی شناختی پس از تعدیل اثرات پیش آزمون در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت وجود دارد که این مقدار تفاوت نیز ازنظر آماری معنادار می باشد به این معنا که پس از تعدیل اثرات پیش آزمون، آموزش ذهن آگاهی بر استرس ادراک شده، کیفیت زندگی و باورهای فراشناختی بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروسیس و مولفه های آنها تأثیر داشته است.
بررسی معناشناسی مفاهیم اخلاقی از دیدگاه محقق طوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معناشناسی مفاهیم اخلاقی، یکی از مباحث فلسفه اخلاق است که به تحلیل معناییِ مفاهیم و گزاره های اخلاقی می پردازد. معناشناسی اخلاق روی دیگرِ هستی شناسیِ اخلاقی است. عمده مباحث مطرح در معناشناسی اخلاق، بررسی مفاهیم موضوع، محمول و مفاهیم مرتبط با اخلاق است. این مقاله قصد دارد با تبیین مفاهیم یادشده از منظر محقق طوسی، نوآوری های او را بررسی کند. محقق طوسی در تعریف عدالت معتقد است عدالت از معنای مساوات خبر می دهد؛ اما معنای مساوات، برابری در هر چیزی نیست. او کمال هر موجودی را خاصیتی می داند که آن موجود به سبب نوعیت خود، آن را داراست؛ یعنی خاصیتی که هیچ موجود دیگری با این موجود در آن شرکت ندارد. محقق طوسی معنای حسن و قبح اخلاقی را رابطه حقیقی میان «سعادت بخشی و شقاوت بخشی فعل "موضوع"» و «ممدوح و مذموم بودن آن» می داند. به نظر می رسد محقق طوسی، برهانی برای تبیین منطقی رابطه حقیقی میان اعطای نعم الهی و وجوب شکر آن ارائه نکرده است. علاوه بر این، او از امکان جمع میان معانی مطرح شده برای حسن و قبح غفلت کرده است. در هر صورت، او واقع گرا، مطلق گرا و وحدت گرای اخلاقی محسوب می شود.
بررسی تطبیقی الگوی فرهنگی خندیدن و خنداندن از دیدگاه قرآن و حدیث(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عینی سازی سبک زندگی دینی منطبق بر فرهنگ اسلامی مبتنی بر دریافت دقیق آموزه های قرآن و حدیث است. مسئله پژوهش حاضر آن است که الگوی فرهنگی خندیدن و خنداندن بر مبنای آموزه های قرآن و حدیث، چگونه ترسیم می گردد؟ وفق یافته های تطبیقی پژوهش، این دو منبع، الگویی بر مبنای معنویت، عقلانیت و جامعه سازی ارائه نموده اند که بایسته های نگرشی آن، باورمندی به کنش گری الهی در خندیدن انسان و باورمندی به لزوم کنش گری انسان همسو با فرهنگ دینی است. بایسته های گرایشی این مسئله، ارزش انگاری خندیدن و خنداندن همسو با فرهنگ دینی و بالعکس است. بایسته های کنشی، ممنوعیت خندیدن به مقدسات، شناخت جایگاه اجتماعی خود، مخاطب شناسی، پرهیز از فراوانی و عادت به شوخی، کنشگری در جمع، عدم کاربست الفاظ قبیح و دروغ، کنش حداقلی قهقهه با پیوست معنوی و خنداندن از طریق گره گشایی است. در نتیجه آشکار گردید رویکرد قرآن و حدیث در مورد خندیدن و خنداندن یکسونگر نبوده و آن را به صورت مجزای از سایر بخش های سبک زندگی ارزش نمی انگارد؛ بلکه آن را در کنار گریستن ارزشی و به صورت هدفمند، مطلوب می شمارد. نتیجه دوم واقع گرایی و لحاظ پیامدهای قطعی یا احتمالی خنده در الگوی دریافتی از این فرهنگ است. سوم آن که این فرهنگ، با نگاهی کاربردی، هنجارهایی قابل پیاده سازی در حریم خصوصی و عمومی ارائه می نماید.
سوگیری های شناختی در طول شیوع ویروس کرونا در جامعه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال دهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۴۰)
47 - 62
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بررسی چگونگی رفتار و تفکر افراد جامعه در بحران ها کمک ارزنده ای در کاهش و جلوگیری از آسیب ها در ابعاد مختلف زندگی بخصوص روانشناختی خواهد بود. بدین منظور با هدف بررسی سوگیری های شناختی در مواجهه با بحران کرونا این پژوهش انجام. روش: ابتدا داده های سه ماهه اول شیوع کرونا در ایران مربوط به شبکه های اجتماعی توئیتر، تلگرام، واتساپ و اینستاگرام با کلیدواژه کرونا توسط ستاد علوم و فناوری های شناختی در اختیار محققین قرار گرفت. در مرحله بعد داده ها مورد بررسی قرار گرفت و به دلیل حجم زیاد اطلاعات، داده های شبکه های اجتماعی توئیتر و تلگرام به روش تحلیل محتوا ازلحاظ وجود سوگیری های شناختی و فراوانی آن ها مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها: نتایج حاکی از این بود که بیش از 25% از پیام های مورد بررسی حاوی نوعی سوگیری بودند که سوگیری های شبه قطعی (تمایل به نتیجه گیری قطعی باوجود اطلاعات نامشخص) و نرمال بودن (تمایل به تعبیر نرمال بودن شرایط درحالی که بحرانی است) بیشترین فراوانی را داشتند. نتیجه گیری: به طورکلی می توان گفت بحران هایی مانند بحران کرونا با تحت تأثیر قراردادن سلامت روان افراد جامعه می تواند تفکر آن ها را دچار خطا و درنتیجه رفتار آن ها را تحت تأثیر قرار دهد.
ارائه مدل آموزش ترکیبی زبان فارسی به خارجیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر ارائه مدل آموزش ترکیبی زبان فارسی به خارجیان است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، به لحاظ ماهیت تحلیلی و به شیوه اسنادی انجام شد. نخست با بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای و اسنادی به مرور نظام مند و تحلیل دقیق مدل های موجود آموزش ترکیبی درخصوص فعالیت های یاددهی-یادگیری، ویژگی های زبان آموزان، مدرسان، محتوا، رسانه های آموزشی و ارزشیابی پرداخته شد. در این مرحله جامعه آماری شامل کلیه مدل های مختلف آموزش ترکیبی در پایگاه های اطلاعات علمی ساینس دایرکت، اسکوپوس، اسپرینگر، پایگاه امرالد وگوگل اسکالر، بستر اینترنتی شبکه پنج فرانسه موسوم به (TV5)، محتوای آموزش زبان سایت BBC بود و ابزار گردآوری داده ها نیز شامل فیش برداری، جدول و کارت بود. سپس مدل پیشنهادی آموزش ترکیبی زبان فارسی به خارجیان تدوین شد و با استفاده از نظر متخصصان دو حوزه زبان شناسی و آموزش از دور، اعتبار مدل مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری در مرحله دوم شامل کلیه خبرگان دو حوزه زبان شناسی و آموزش از دور بود که 15 نفر از متخصصان آموزش از دور و 15 نفر از متخصصان حوزه زبان شناسی به صورت هدفمند انتخاب شدند و درخصوص اعتبار مدل ارائه شده، اظهارنظر کردند. ابزار پژوهش نیز شامل پرسش نامه محقق ساخته بود با ده گویه و طیف چهاردرجه ای لیکرت (خیلی زیاد، زیاد، کم، خیلی کم) که روایی آن توسط متخصصان تعلیم و تربیت و زبان شناسی مورد تأیید قرار گرفت. پایایی پرسش نامه نیز با استفاده از روش آلفای کرونباخ 89/0 به دست آمد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و استنباطی (تی تک نمونه ای) جهت اعتباریابی مدل استفاده شد. نتایج به دست آمده از آزمون تی تک نمونه ای که جهت بررسی اعتبار درونی مدل آموزش ترکیبی زبان فارسی به خارجیان به کار گرفته شد، حاکی از آن است که مدل ارائه شده بر اساس آموزش ترکیبی از نظر متخصصان هر دو گروه آموزش از دور و زبان شناسان، مبتنی بر رویکردهای جدید زبان آموزی بوده، به انگیزه یادگیری در زبان آموزان توجه دارد، همچنین به تعاملات مدرس، زبان آموز و محتوا تاکید داشته و متناسب با اصول روان شناختی زبان آموزی است. علاوه بر آن به میزان کافی به ترکیب انواع فعالیت های یاددهی-یادگیری (حضوری و الکترونیکی) پرداخته است، همچنین به ویژگی های مدرس، محتوا، رسانه و ارزشیابی نیز توجه کافی دارد؛ لذا مدل ارائه شده درخصوص آموزش ترکیبی زبان فارسی به خارجیان دارای اعتبار مناسب است.
مدل یابی تاب آوری تحصیلی بر اساس سبک های دلبستگی، جو روانی- اجتماعی مدرسه با میانجی گری سبک های هویت دانش آموزان متوسطه اول شهر مرودشت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از این پژوهش مدل یابی تاب آوری تحصیلی بر اساس سبک های دلبستگی، جو روانی- اجتماعی مدرسه با میانجی گری سبک های هویت بوده است. روش: جامعه آماری این پژوهش شامل همه دانش آموزان دختر و پسر متوسطه اول در شهرستان مرودشت که تعداد آن ها در سال تحصیلی 1399- 1398 بالغ بر 2280 نفر بود. برای تعیین حجم نمونه با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تعداد 357 نفر از دانش آموزان انتخاب و از روش پرسش نامه تاب آوری تحصیلی ساموئلز، سبک های دلبستگی بزرگسالان کولینز و رید، جو مدرسه دلاویر و سبک های هویت برزونسکی مورد سنجش قرار گرفتند. یافته ها: نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه به شیوه هم زمان و هم چنین، رگرسیون سلسله مراتبی به شیوه بارون - کنی نشان داد که سبک هویت اطلاعاتی در رابطه بین سبک های دلبستگی اضطرابی با جهت گیری آینده، هم چنین، سبک دلبستگی (اضطرابی و وابستگی) با مهارت ارتباطی، هم چنین، با امنیت و مثبت نگری نقش واسطه ای سهمی ایفا می کند. سبک هویت هنجاری نیز در رابطه بین سبک های دلبستگی (وابستگی و اضطراب) با مهارت ارتباطی، هم چنین، اضطراب وجهت گیری آینده، امنیت و مثبت نگری دارای نقش واسطه گری سهمی و واسطه گری کامل آن با امنیت وجهت گیری آینده تایید می شود .سبک هویت سردرگم نیز در رابطه بین سبک دلبستگی اضطرابی با مهارت ارتباطی، امنیت ومثبت نگری دارای نقش واسطه ای جزیی وباجهت گیری آینده نقش واسطه ای کامل ایفا می کند. نتیجه گیری: باتوجه به یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که مدل تاب آوری تحصیلی بر اساس سبک های دلبستگی، جو روانی- اجتماعی مدرسه با میانجی گری سبک های هویت دانش آموزان متوسطه اول شهر مرودشت از برازش مطلوبی برخوردار است.
تأثیر بازی درمانی مبتنی بر رویکرد آکسلاین بر ارزش های اجتماعی هیجانی و تاب آوری کودکان کم شنوای پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر بازی درمانی مبتنی بر رویکرد آکسلاین بر ارزش های اجتماعی هیجانی و تاب آوری کودکان کم شنوای پیش دبستانی انجام شد. این پژوهش، یک مطالعه شبه آزمایشی از نوع مورد منفرد و با طرح خط پایه، مداخله و پیگیری بود. در این پژوهش، سه کودک کم شنوای پیش دبستانی شرکت داشتند که با روش نمونه گیری دردسترس از یک مرکز توانبخشی مادر و کودک کم شنوا در شهر اصفهان انتخاب شدند. ابتدا سه بار مقیاس ارزش های اجتماعی هیجانی و تاب آوری با فاصله زمانی دو روز در میان به عنوان خط پایه اجرا شد. مشخص شد ثباتی نسبی در نمرات وجود دارد. سپس مداخله در 8 جلسه اجرا شد. بعد از هر جلسه یک بار مشارکت کنندگان، ارزیابی و سه هفته بعد، همان پرسشنامه سه بار با فاصله زمانی دو روز در میان به عنوان مرحله پیگیری اجرا شدند. داده ها با روش تحلیل دیداری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج حاکی از آن بود که بازی درمانی مبتنی بر رویکرد آکسلاین بر ارزش های اجتماعی هیجانی و تاب آوری کودکان کم شنوای پیش دبستانی مؤثر و معنادار است. درصد ناهمپوشی برای هر سه مشارکت کننده 100% به دست آمد. همچنین، تأثیر درخور توجه مداخله در وضعیت پیگیری مشهود بود. بازی درمانی مبتنی بر رویکرد آکسلاین باعث بهبود ارزش های اجتماعی هیجانی و تاب آوری کودکان کم شنوای پیش دبستانی شد؛ بنابراین، پیشنهاد می شود از این نوع بازی درمانی برای بهبود ارزش های اجتماعی هیجانی و تاب آوری کودکان کم شنوا استفاده شود.
پیش بینی رضایت شغلی نیروهای بسیجی شهرستان سرایان بر اساس مؤلفه های رهبری تحول آفرین و انگیزش شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال دوم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
13 - 30
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف قابلیت پیش بینی رضایت شغلی نیروهای بسیجی شهرستان سرایان بر اساس مؤلفه های رهبری تحول آفرین و انگیزش شغلی صورت گرفته است. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه گردآوری اطلاعات توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش را کلیه نیروهای بسیجی شهرستان سرایان تشکیل می دادند که تعداد آن ها بر اساس آمار 286 نفر بود. برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شد و تعداد 164 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند که گزینش آن با استفاده از روش نمونه گیری طبقه بندی شده صورت گرفت. با توجه به اهداف پژوهش برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه-های استاندارد رهبری تحول آفرین، انگیزش شغلی و رضایت شغلی استفاده شد. جهت تعیین روایی پرسشنامه، از روایی محتوایی استفاده شد. همچنین پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ (رضایت شغلی 94/0، رهبری تحول آفرین 89/0، انگیزش شغلی 91/0) ارزیابی گردید. اطلاعات بدست آمده در این پژوهش با استفاده از آمار توصیفی (محاسبه فراوانی، درصد، تدوین جدول، انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون، آزمون t تک نمونه ای) تحلیل شدند. یافته ها نشان داد بین رهبری تحول آفرین و انگیزش شغلی و خرده مقیاس های آن ها با رضایت شغلی رابطه مثبتی وجود دارد. همچنین رهبری تحول آفرین پیش بینی کننده خوبی برای رضایت شغلی است. رضایت شغلی علاوه بر اینکه بر زندگی خصوصی نیروهای بسیجی تأثیر زیادی دارد می تواند بر کل جامعه تأثیر داشته باشد. هر چه رضایت بسیجیان بیشتر باشد نگرش آن ها و شهروندان نسبت به زندگی و عضویت در پایگاه های بسیج بیشتر خواهد بود و جامعه از نظر روانی سالم تر خواهد بود.
نقش توانمندسازی ساختاری در رابطه بین سرمایه روانشناختی و رفتار نوآورانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال دوم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
55 - 64
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش سرمایه روانشناختی در رفتار نوآورانه از طریق توانمندسازی ساختاری است. روش این پژوهش کمی می باشد؛ به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری شامل 280 نفر از کارکنان اداره کل آموزش و پرورش استان مازندران می باشند. حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان تعیین شد و 162 نفر به عنوان نمونه آماری به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. برای گردآوری داده های پژوهش از سه پرسشنامه استاندارد سرمایه روانشناختی لوتانز و آولیو (2007)، رفتار نوآورانه جانسن (2000) و توانمندسازی ساختاری کردنائیج و بخشی زاده (1394) استفاده شد. جهت تعیین روایی پرسشنامه ها، از آزمون های روایی همگرا و واگرا استفاده شد و برای سنجش پایایی، از طریق روش آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفتند که به ترتیب 824/0، 851/0 و 902/0 به دست آمد. برای تحلیل داده های به دست آمده نیز از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار آماری Smart PLS3 به کار گرفته شد. تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده نشان داد سرمایه روانشناختی بر رفتار نوآورانه کارکنان تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین تأثیر نقش میانجی توانمندسازی ساختاری در رابطه میان سرمایه روانشناختی و رفتار نوآورانه کارکنان مورد تأیید قرار گرفت.
بررسی مؤلفه های پدیدارشناختی یوهانی پالاسما در بستر جغرافیای تاریخی مکان (نمونه موردی: میدان حسن آباد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگرشِ کیفی به معماری و فضاهای کالبدی شهر به عنوان یک مقوله میان رشته ای عمدتاً محصول کار فکری خلاقانه و دانش یک فرد یا یک گروه با تخصص یکسان همچون طراحی نیست. با توجه به این که معماری و شهرسازی معاصر، با نتایجِ ناامیدکننده و غیر صمیمانه ای از حس زدایی ارتباط انسان با واقعیت پیش می رود، تأکید بیش ازاندازه بر ابعاد ذهنی و مفهومی، به نابودی ماهیت فیزیکی و حسی معماری می انجامد. گفتمان پدیدارشناسانه برآمده از یک تجربه معمارانه است که به پتانسیل های مکان در توجه هم زمان به ذهن و بدن مخاطب بستگی دارد که به تجربه آگاهانه معنا بخش منجر خواهد شد. این پژوهش به دنبال پاسخ به این سؤال است که اندیشه های پالاسما در تجربه مکان که از طریق مشارکت همه ی حواس در فرآیند ادراک، مرکزیت تن در دریافت محیط حاصل می شود،.بر اساس چه مؤلفه هایی شکل می گیرد؟ و آیا خوانش این مؤلفه ها در تجربه حضور در یک میدان شهری(حسن آباد) قابل روایت است؟ برای پاسخ به این سؤال از روش پدیدارشناسی و بر اساس الگوی ماکس ون منن و همچنین با روش کدگذاری آزاد، محوری و گزینشی استفاده شده است که بر اساس آن از طریق مشاهده و مصاحبه نیمه ساختاریافته و باز با 30 نفر از مشارکت کننده ها انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که اولویت ادراک حسی، هسته مرکزی تجربه ما و فهم ما از جهان است تا تجربه ای ژرف از فضا و زمان و معنای معمارانه را کسب کند تا گسترش معماری ابژه گرا به معماری حاصل از کیفیات تجربیِ حاصل از بدن و سیستم های حسی اش تبدیل شود.
فراتحلیل ویژگی های زیستی، شناختی و روانی- اجتماعی والدین خویشاوند و غیرخویشاوند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این فراتحلیل، تعیین ویژگی های زیستی، شناختی و روانی- اجتماعی والدین خویشاوند و غیرخویشاوند با بیش از یک فرزند استثنایی در ایران بود. روش پژوهش، فراتحلیل بود. این پژوهش با استفاده از تکنیک فراتحلیل و با یکپارچه کردن نتایج تحقیقات مختلف، اندازه اثر ویژگی های زیستی، شناختی و روانی- اجتماعی والدین خویشاوند و غیرخویشاوند با بیش از یک فرزند استثنایی را مشخص نمود. در مجموع نه پژوهش قابل قبول از لحاظ روش شناختی انتخاب شدند و فراتحلیل بر روی آنها انجام گرفت. منابع جستجوی داد ه ها، اسناد علمی دانشگاه ها، پایگاه مجلات تخصصی نور، پایگاه اطلاعات علمی و پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران بودند. ابزار پژوهش چک لیست فراتحلیل بود. یافته های پژوهش نشان داد که میزان اندازه اثر ویژگی های زیستی، شناختی و روانی- اجتماعی والدین خویشاوند و غیرخویشاوند با بیش از یک فرزند استثنایی بالا بود. بنابراین، به نظر می رسد که برنامه های آموزشی قبل از ازدواج بتواند به عنوان روشی مناسب برای پیشگیری از ازدواج های خویشاوندی مورد استفاده قرار گیرد. از طرف دیگر، برنامه ریزی برای پیشگیری از آسیب های زیستی، شناختی و روانی- اجتماعی در والدین خویشاوند با بیش از یک فرزند استثنایی اهمیت ویژه ای دارد.









