مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۳٬۸۴۱ تا ۹۳٬۸۶۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۲۰ مورد.
هدف: به «تبیین مبانی فلسفی مفهوم سعادت در نظام تربیت اخلاقی بانو مجتهده امین به منظور تدوین چارچوب نظری و دلالت های تربیتی آن» پرداخته شده است. روش: روش پژوهش، تحلیل اسنادی، تحلیل مفهومی و استنتاج بوده است، جامعه پژوهشی شامل تمامی منابع دست اول و آثار ایشان بوده که با استفاده از نمونه گیری مفهومی و هدفمند بررسی شد، از فرم فیش برداری برای مطالعه اسناد و مدارک استفاده شد و یافته ها نیز به صورت کیفی و مفهومی کدگذاری، مقوله بندی و تبیین شدند. یافته ها: مبانی هستی شناختی(وحدت شخصیه وجود، قائم بودن هر دانی به مافوق خود، متافیزیک محبت)، مبانی انسان شناختی(بقای روح، تأثیر و تأثرات بین روح و بدن، سیر استکمالی) مبانی معرفت شناختی(کمال حکمت نظری و عملی، مراتب ادراک، تقدم علم بر عمل) و مبانی ارزش شناختی(معیار ارزش ها، عدالت، تلازم سعه اخلاقی و سعه عقلانی) تبیین شد و دلالت های تربیتی نیز اعم از هدف غایی سعادت(حبّ و قرب به خداوند)، اهداف واسطه ای(خودشناسی، خردورزی، اعتدال گرایی و تحقق جامعه صالح)، اصول(اصل وحدت گرایی، خودشناسی و درون نگری، خودنظارتی، تلازم تزکیه نفس و تطهیر فکر) و روش های تربیتی(روش های مبتنی بر تکریم و محبت و روش های تعقلی) احصاء و تبیین شد. نتیجه گیری: ایشان در جایگاه یک فیلسوف-مربی فضیلت گرای اخلاقی، نظریه اخلاقی اش را با بحث از سعادت آغاز نموده است و در حقیقت، در نظریه اخلاقی ایشان، عقل و اخلاق ملازم با یکدیگر هستند در نتیجه، سعه عقلانی و سعه اخلاقیِ انسان به موازات یکدیگر در حرکت خواهند بود و سیر حرکت انسان در راستای دستیابی به سعادت حقیقی، منوط به تهذیب اخلاق، و تهذیب اخلاق منوط به تطهیر قوه فکریه است.
بومی سازی دولت مجازی در نظام جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
دولت مجازی، چارچوب تازه ای است که از قابلیت و توانایی بالایی برای افزایش مشروعیت سیاسی نظام های سیاسی در سطح بین المللی برخوردار است.در جمهوری اسلامی که سال های اخیر با نوعی نگرانی برای موضوع مشروعیت سیاسی روبرو است(مسأله)نظریه دولت مجازی ریچارد رزکرانس(روش) با چه تغییراتی و با کدام مؤلفه های بومی شده قادر است به ارتقا مشروعیت سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران کمک کند؟(سئوال) یافته های مقاله براساس شیوه بررسی توصیفی-تحلیلی نشان می دهد: با بومی سازی دولت مجازی و فروکاستن آن به سطح ملی و درآمیختن آن با آموزه های دینی می توان به ارتقای کارآمدی جمهوری اسلامی و عبور نظام،از بحران های پیش رو مدد رساند.
متن شناسی حماسه جمشیدنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
جمشیدنامه از حماسه های ناشناخته ادب فارسی در آسیای میانه است که گزارش مفصل، مستقل و کاملاً متفاوتی از رویدادهای زندگی و عصر پادشاهی یکی از مهم ترین شخصیت های اساطیری ایران، یعنی جمشید پیشدادی، ارائه کرده است. با وجود اینکه روایت اصیل جمشیدنامه به زبان فارسی تألیف شده و مدت ها ترجمه های ترکی و اردوی آن در دیگر نواحی رایج و منتشر بوده است، هنوز بیشتر حماسه پژوهان آشنایی مختصری هم با آن ندارند و هیچ اشاره و توضیحی از جمشیدنامه در تحقیقات به دست داده نشده است. گفتار حاضر، برای جبران این فقر شناختی، در دو بخش و به روش استقرایی، نخست به معرفی مشخصات متنیِ روایت پرداخته و سپس عناصر و بن مایه های داستانی جمشیدنامه را ارزیابی کرده است.
بررسی تأثیر پدیده تنوع فرهنگی بر فرایند آموزش: یک مطالعه پدیدارشناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
پژوهش حاضر به بررسی تأثیر پدیده تنوع فرهنگی بر فرایند آموزش در مدارس دوم متوسطه علوم انسانی قزوین پرداخته است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و با رویکرد کیفی و از نوع پدیدارشناسی انجام شده است. گروه هدف پژوهش حاضر، معلمان مقطع متوسطه علوم انسانی شهر قزوین بود. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی 16 نفر از معلمان علوم انسانی شهر قزوین به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها نیز از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد و تحلیل داده ها به روش تحلیل مضمون هفت مرحله ای کلایزی انجام شد. پس از تحلیل مصاحبه ها 13 مضمون فرعی شامل روش تدریس، نحوه برخورد با دانش آموزان، یادگیری، نوع درس، مدیریت کلاس، تنوع قومیتی، مهاجرت پذیری و شهرنشینی، تقویت تنوع فرهنگی، دوری از تعصبات فرهنگی، توانمندسازی و آموزش معلمان، توجه به تجربیات و توان مدیریتی، توجه به مستندگویی و تحمل عقاید مخالف، مهارت در نحوه برخورد معلمان شناسایی و استخراج شد و در نهایت، در پنج مضمون اصلی شامل تأثیرات چندفرهنگی بر فرایند آموزش، ادراک معلمان از تنوع فرهنگی، فرصت ها، راهکار (رفع موانع و تقویت فرصت ها)، چالش ها و مشکلات (رفع موانع) دسته بندی شدند.
نقش رسانه آموزشی کاریکاتور در آموزش تاریخ
با وجود چالش های محتوایی و ساختاری، روش های تدریس معلمان تاریخ همواره به عنوان یکی از مهم ترین مسائل آموزش تاریخ مطرح می باشند ولی با این حال هنوز راهکاری جامع برای حل این مسئله توسط صاحبنظران این حوزه ارائه نشده است. اگر دانش آموزان در فرآیند تدریس تاریخ دارای نقش مشارکتی و فعال نباشند، آموزش کسل کننده، بیهوده و گیج کننده خواهد بود. این در حالی است که کاریکاتورها به مثابه یک رسانه با توسعه شوخ طبعی، تفکر انتقادی، تفکر منطقی و روشنگری تاریخ برای دانش آموزان می توانند به عنوان یکی از مهم ترین ابزارهای آموزش تاریخ در نظر گرفته شوند. هدف از این پژوهش کیفیت بخشی به تدریس تاریخ و افزایش تعامل و مشارکت دانش آموزان در دروس تاریخ با استفاده از رسانه کاریکاتور می باشد. در نگاشته حاضر، روش توصیفی از نوع کیفی و تحلیلی مورد استفاده قرار گرفته و با استفاده از ابزار فیش برداری برای جمع آوری داده ها اقدام شده است. یافته های مقاله نشان می دهد که کاریکاتورها با افزایش هم افزایی، افزایش تفکر انتقادی، ایفای نقش ابزار مکمل، افزایش اعتمادبه نفس، افزایش آرامش و اطمینان دانش آموزان، وجه سرگرمی بخشی، افزایش قدرت خلاقیت، افزایش عینیت تاریخ و افزایش دوام یادگیری، می تواند بخشی از چالش های پیش رو در آموزش تاریخ را مرتفع نمایند. بر این اساس طراحی دوره های تخصصی دانش افزایی برای دانشجویان دبیری تاریخ، اصلاح کتب درسی تاریخ و لزوم طراحی کاریکاتورهای آموزشی-تاریخی پیشنهاد می شود.
اعتباریابی و اولویت بندی پیامدها و نتایج حاصل از ایجاد بلوغ منابع انسانی سبز در مناطق درجه یک شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
هدف از این تحقیق اعتباریابی پیامدها و نتایج حاصل از ایجاد بلوغ منابع انسانی سبز در مناطق درجه یک شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران است. این تحقیق یک تحقیق توصیفی و از نوع مطالعات همبستگی است. پس از تأیید روایی و پایایی پرسشنامه جامعه آماری که کارکنان دارای پایه سازمانی 14 و بالاتر مناطق درجه یک شرکت بوده و حجم نمونه 300 نفر برآورد شده، توزیع و با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS به تجزیه وتحلیل داده ها پرداخته شده است. درنهایت با استفاده از پرسشنامه مذکور می توان به طور قابل قبولی خصیصه پیامدها و نتایج ایجاد بلوغ منابع انسانی سبز در مناطق درجه یک شرکت ملی پخش فراورده های نفتی ایران را مورد اندازه گیری قرار داد.
جلوه های حضور مورّخ در دو متن تاریخی عصر صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۹۱
85 - 112
تاریخ نگاری یکی از شاخه های مهم علوم اسلامی است که در عصر صفوی مورد توجّه و اقبال فراوان قرار گرفت. حضور مورّخ در متن یکی از موضوعات چالش برانگیز تاریخ نگاری سنّتی و مدرن بوده که دو دیدگاه متفاوت در ارتباط با آن مطرح شده است. عدم حضور مورّخ در متن و داشتن موضعی بی طرفانه، یکی از اصولی است که در تاریخ نگاری سنّتی مورد تأکید قرار گرفته و در مقابل در تاریخ نویسی نوین، نقشی جدّی و تعیین کننده برای مورّخان، در تحلیل وقایع تاریخی درنظر گرفته شده است. با مطالعه برخی از کتب تاریخی سنّتی، مواردی از حضور مورّخ در متن مشاهده می شود که اصل عدم حضور مورّخ را نقض می نماید. این جستار درصدد آن است تا با تکیه بر دو کتاب تاریخ عالم آرای عبّاسی و احسن التواریخ و با روش تحلیلی توصیفی به بررسی و ارزیابی جلوه های حضور مورّخان در کتاب های تاریخی موردنظر و چگونگی موضع گیری آن ها بپردازد. یافته های تحقیق حاکی از آن است که حضور مورّخ در آثار مذکور به صورت اشاره مورّخ به شخص خود، داشتن نگاه جانبدارانه با آوردن صفات مثبت و منفی، توصیف چهره دوست و دشمن، سخن پردازی و استفاده از جملات ادبی، آوردن اشعار، استشهاد به آیات و احادیث و به کارگیری عبارات دعایی نمود پیدا کرده است. با وجود اینکه حسن بیگ روملو و اسکندربیگ منشی دو مورّخ هم عصر بوده و در آثار خود وقایع یکسانی را نقل کرده اند، امّا جلوه حضور حسن بیگ روملو در متن، به مراتب از اسکندربیگ منشی کمتر و موضع وی بی طرفانه تر بوده است.
انواع و شیوه های کاربرد طنز در مقالات پرویز ناتل خانلری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۹۱
259 - 280
طنز یکی از انواع ادبی است که در آثار منظوم و منثور به کار می رود. تفاوت طنز با هزل در این است که هدف هزل، صرفاً شوخی و وقت گذرانی و خنده های سطحی است، امّا در پسِ خنده هایی که طنز در پی دارد، تلخی و اندوهی نهفته است که ناشی از وجود نابسامانی های جامعه است. طنز اگرچه در لحظه نخست مخاطب را می خنداند، در حقیقت می خواهد به طور ظریف و هنرمندانه، ایرادهای فردی یا اجتماعی را بازگوید، بلکه آن افراد یا طبقات در رفع عیوب خود بکوشند. طنز در ادب فارسی از دیرباز رواج داشته و در دوره معاصر نیز بسیاری، از این ژانر استفاده نموده اند. یکی از افرادی که در دوره معاصر توانسته این شیوه را در مقالات خود به کار گیرد، پرویز ناتل خانلری است. خانلری شاعر، نویسنده، مترجم، منتقد ادبی، پژوهشگر، استاد دانشگاه، بنیان گذار مجله سخن ، مؤسّس و مدیر بنیاد فرهنگ ایران و نیز وزیر فرهنگ ایران بود و همه این ها او را به نحوی، با جامعه مربوط می نمود. یکی از شیوه هایی که وی برای اصلاح امور جامعه برگزیده بود، همین به کارگیری طنز در نوشته های خویش بود. ما در این مقاله نشان داده ایم که طنزهای خانلری را می توان به دو دسته سیاسی و اجتماعی تقسیم نمود. هر یک از این دسته ها نیز، هم مخاطبان عام و هم مخاطب خاص دارد. همچنین در یک طبقه بندی دیگر، طنزهای خانلری را در دو قالب بررسی کرده ایم: طنز در قالب «جمله» و طنز در قالب «کلمه». باز نشان داده ایم که یکی دیگر از شیوه های خانلری در استفاده از طنز، به کارگیری «تمثیل های طنزآمیز» است.
تأثیرپذیری حافظ از نظامی با تکیه بر ساقی نامه و مغنی نامه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
ساقی نامه از انواع ادبی ای است که شعرای فارسی گوی بسیاری در گفتنِ این نوع طبع آزمایی کرده اند. نظامی و حافظ معروفترین گویندگان ساقی نامه هستند و ساقی نامه گویان دیگر، همه در سرودن این نوع شعر از آن دو الگو گرفته اند، چنان که عموماً آنان که ساقی نامه خود را ضمن منظومه هایشان گفته اند از نظامی و آنان که ساقی نامه مستقل یا با موضوعات اجتماعی و تفکر خیامیِ غالب سروده اند، از حافظ متأثر بوده اند. البته حافظ به قرائن بسیار، هم در ساخت و هم در مضمون و معانیِ ساقی نامه و مغنی نامه، بسیار به نظامی نظر داشته است. در این مقاله به مقایسه ساقی نامه و مغنی نامه حافظ با نظامی پرداخته شده است. از نتایج مهم این تحقیق آن است که اثرپذیری شاعر شیراز از ساقی نامه نظامی -برخلاف تصور- چنان که تعابیر تشبیهی، استعاری و مفاهیم پارادوکسی مربوط به می و ملزوماتش در کل غزلیات حافظ نشان می دهد، بیشتر در غزل او دیده می شود تا ساقی نامه اش؛ دیگر اینکه حافظ برخلاف کلی گویی برخی نویسندگان، از خواجو در ترکیبات و یادکرد گذشته و از عراقی در توجه به مفاهیم عرفانی و استقلال ساقی نامه اش متأثر بوده است و میان ساقی نامه حافظ و نظامی، با وجود مشابهات بسیار، تفاوت هایی نیز وجود دارد که این نوشتار به شیوه توصیفی-تحلیلی به این موارد نیز پرداخته است.
Fiction, l’expérience d’un univers transcendant; Lecture de Réchauffe-moi tout l’hiver(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Recherches en Langue et Littérature Françaises Année ۱۶, No ۳۰, L’hiver Et Le printemps ۲۰۲۲
35 - 56
La littérature urbaine, devenue depuis quelques décennies un genre à part entière, met en scène les différentes formes de rencontre et d’interaction entre la ville réelle et la ville fictionnelle dont Réchauffe-moi tout l’hiver présente un exemple parlant. Dans cette nouvelle, le narrateur parvient à franchir l’espace-temps homogène et décevant de sa ville en donnant naissance à un espace-temps imaginaire où il immigre. Donc, on est face à la reconstruction de deux univers, l’un dystopique et l’autre utopique, dont les devenirs s’opposent. Cette opposition révèle les variations et les contours du concept de « devenir urbain » ainsi que sa complexité. Dans cette étude, en ayant recours aux concepts analytiques de la théorie des mondes possibles et à la géocritique proposée par Bertrand Westphal, nous nous proposons d’étudier cette opposition qui constitue notre problématique principale et présuppose quelques questions majeures : Quelles sont l’origine et les conséquences de l’émergence de l’univers fictionnel enchâssé ? Dans quelle mesure peut-on considérer le devenir formel et existentiel des mondes proposés en tant que métamorphose liée à la condition postmoderne ? Quel sera finalement le destin de ces mondes et comment parviennent-ils à agir sur la réalité géographique et à bouleverser ses frontières ? Le résultat de la présente recherche sera une réflexion sur la condition du citoyen et de la ville à l’époque postmoderne.
کاربست عناصر طبیعت در توصیف اندیشه های بدبینانه عباس محمود عقّاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادبیات عربی پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳۰
67 - 83
عبّاس محمود عقّاد یکی از سردمداران مکتب رومانتیک در مصر با تکیه بر اصول رومانتیسم و استفاده از پدیده های طبیعت، اوضاع و حوادثی را به تصویر کشیده است که بر زندگی فردی و اجتماعی وی تأثیرات منفی فراوانی را برجای گذاشته بودند. این پژوهش با رویکردی توصیفی- تحلیلی، عناصری را که عقاد برای بیان دیدگاه های بدبینانه خود در این زمینه به کار برده، به همراه علل آنها مورد بررسی قرار داده است. نتایج نشان از آن دارد که عواملی چون شکست عشقی، فرا رسیدن روزگار پیری، مرگ عزیزان، ظلم و ستم و حوادث ناگواری که برای سرزمین عقّاد رخ داد، موجب ظهور بدبینی در اشعار او شد. تجربه های تلخ عقّاد در بستر دنیای عشق و عاشقی موجب شده است تا با پناه بردن به طبیعت و جلوه های آن، احساس درونش را تجلّی بخشد. وی که روزهای تلخ جوانی اش را سپری کرده است، عمر فنا شده خویش را به درختی تشبیه کرده که برگ های سبزش را که نشانه ای از زندگی، امید و جوانی است، خشکیده می بیند. او ظلم و ستم را فراگیر می بیند؛ امّا چون خود را در مقابل آن ناتوان می یابد، با سرودن اشعاری پر از شِکوه، افکار خود را بیان می کند بلکه مرهمی بر دردهایش باشد. غلبه نگاه بدبینانه بر اندیشه عقاد موجب شده عنصری همچون خاک را که رمزی برای حفاظت از وطن است، ستمگری خطاب کند که ظالمانه جوانان را به کام مرگ می کشاند. استفاده از پدیده های طبیعت چون بهار، خورشید، ماه، ستاره، صحرا، خاک، پرندگان و... ویژگی شاخص آن دسته از شعرهای این شاعر است که صبغه بدبینی بر آنها غلبه دارد.
تمثّلات الصراع الحضاري وأزمه الهویه الثقافیه في روایه «کم بدت السماء قریبه» للکاتبه العراقیه بتول الخضیري(مقاله علمی وزارت علوم)
یمثّل الصراع الحضاری بین الثقافات الغربیه والشرقیه إشکالیه مهمّه سبّبت أزمه هویاتیه فی کثیر من المجتمعات الإنسانیه خاصه الشرقیه منها. استطاع بعض الروائیین العرب أن یجسّدوا هذا الصراع المریر بین الحضارتین الغربیه والشرقیه وهی موضوع العلاقه بین الأنا والآخر. وعلى الرغم من أنّ نخبه من الکتّاب العرب قد سبقوا إلى طرح هذه الإشکالیه الحضاریه فی کتاباتهم، إلا أنّ روایه «کم بدت السماء قریبه» لبتول الخضیری من الإبداعات التی عرضت لهذه القضیه بشکل موسع، فقد عالجتها بدقه وعمق کبیرین فی مستواه الحضاری (الفکری) من خلال توضیح الجانب المادّی والاجتماعی والنفسی لسلوک الشخصیات فی الروایه، وأخذت یکشف النقاب عن الصراع الجوهری بین الحضارتین. تهدف هذه الورقه البحثیه بالاعتماد على منهج النقد الثقافی ومقاربته الوصفیه والتحلیلیه إلى تسلیط الضوء على موضوع الصراع الحضاری فی تلک الروایه من خلال بعض العیّنات النصیه. یمثّل الأب فی هذه الروایه رمزاً للحضاره العربیه الإسلامیه، وتمثّل الأمّ رمزاً للحضاره الغربیه، وقد احتارت طفلتهما بین هذا الصراع وأصیبت بأزمه هویّاتیه سبّبت تذبذبها السلوکی فی العادات والتقالید، فلا تعرف لمن یکن ولاءها! ومن أهمّ ما توصّلت إلیه الدراسه أنّ البناء السردی فی هذه الروایه قام على محوریه الأنا والآخر التی سیطرت على کلّ العلاقات فیه، إذ کانت العلاقه بینهما علاقه صراع دائم ومستمرّ لم تؤدّ إلى تواصل الحضارتین والتفاعل بینهما، بل أدّت إلى خلق شخصیه مرتبکه وضائعه متمثّله فی طفلتهما، بحیث فقدت هویّتها، ولمتستطع أن تحدّد انتمائها بشکل دقیق، بل بقیت تعیش على تذبذب فی سلوکیاتها کما أنّها لمتقدر أن تحدد ولاءها بکلّ من الحضارتین.
وکالت در امور مادی؛ پژوهشی در فقه و حقوق ایران با نگاهی جزئی نسبت به حقوق مصر و انگلستان
ماده ۶۵۶ در تعریف عقد وکالت می گوید «وکالت عقدی است که به موجب آن یکی از طرفین طرف دیگر را برای انجام امری نایب خود می نماید» استعمال لفظ "امر" این ابهام را ایجاد می کند که آیا موضوع وکالت منحصر در اعمال حقوقی است و یا اینکه اعمال مادی هم می تواند موضوع عقد وکالت قرار بگیرند. برای حل این معضل با مراجعه به منابع فقهی و حقوقی معلوم می شود که به عقیده فقیهان برای شناخت موضوعات قابل نیابت ، ملاک غرض شارع است و در هر موضوعی که غرض شارع به انجام آن توسط اصیل تعلق گرفته باشد امکان نیابت دادن در آن وجود ندارد و در هر موضوعی که غرض شارع بر انجام آن به مباشرت اصیل نباشد امکان نیابت دادن در آن موضوع وجود دارد از میان حقوقدانان برخی به قابلیت وکالت فقط در امور حقوقی تصریح نموده اند و قابلیت وکالت در امور مادی را قبول ندارند و معتقدند که فقط موضوعات حقوقی می تواند موضوع عقد وکالت قرار بگیرد در حالی که عده ای معتقدند که دلیلی بر منحصر کردن موضوع وکالت در امور حقوقی وجود ندارد و وکالت در امور مادی هم صحیح است اما با دقت نظر در آنچه که در عرف جامعه موضوع عقد وکالت قرار می گیرند می توان به این نتیجه رسید که انحصار موضوع عقد وکالت در اعمال حقوقی قابل توجیه نبوده و با واقعیات موجود در جامعه تطابق ندارد پس می توان به این دیدگاه قائل شد که اعمال مادی نیز تحت شرایطی می توانند موضوع عقد وکالت واقع شوند.
تمدن نوین اسلامی و ویژگی های زبان تمدن ساز(مقاله علمی وزارت علوم)
تمدن نوین اسلامی از مباحث نوظهور جهان اسلام است که موافقان آن برای زمینه سازی، تقویت و انسجام آن تلاش دارند در بسط نظرات، ارائه ی مدل های مدنظر، آسیب شناسی و تبیین های نظری به تمام ظرفیت های مادی و معنوی که در شکل گیری، نضج و مانائی یک تمدن مؤثرند؛ توجه نمایند. ازجمله عوامل معنوی شایان توجه در شکل گیری و بسط یک تمدن، زبان تمدن ساز است. زبانی که حائز شاخص ها و ویژگی هایی است که در قوام، انسجام و پایداری یک تمدن در مقابل غیرهای رقیب و مهاجم ایفای نقش خواهد کرد و با فقدان آن، زندگی انسان پیشرفته، هم سطح با حیوانات خواهد شد. با اتکاء به قابلیت ها و ویژگی های چنین زبانی می توان زمینه ی قوام و انسجام تمدن مسلط در آینده جهان اسلام را فراهم آورد. بدین منظور نوشتار حاضر در نظر دارد با روش توصیفی- تحلیلی به این سؤال پاسخ گوید که ویژگی های زبان تمدن ساز چه مواردی هستند؟ یافته های پژوهش حاضر حاکی از آن است که تکامل یافتگی و پاسخگویی در زمان، باز بودن و کاربردی بودن، عام و فراگیر بودن، خلاقیت و پویائی و دریافتی و پذیرا بودن ازجمله ویژگی های زبان تمدن ساز است. چنین زبانی قادر خواهد بود به نیازهای روز یک واحد بزرگ و مستقل اجتماعی پاسخ گوید و به عنوان ابزاری کارآمد در پاسداشت سرمایه های تمدنی و عرضه داشت آورده های جدید ایفای نقش نماید.
شکل شناسی داستان های کوتاه اکبر صحرایی (بر اساس مجموعه داستان «آدم هم پوست می اندازد»)
حوزههای تخصصی:
اکبر صحرایی به گواهی آثار موفقش یکی از داستان نویسان برجسته دفاع مقدّس است. پژوهش هایی که تاکنون درباره آثارش نوشته شده اندک است. لذا مقاله حاضر درصدد است با تحلیل شکل شناسانه مجموعه داستانی «آدم هم پوست می اندازد»، این اثر ارزشمند را بهتر بشناساند. این پژوهش، مجموعه داستانی مذکور را در ساحت هایی چون پیرنگ، زاویه دید، شخصیّت، آغاز و انجام و صحنه بر اساس روش توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای مورد مداقّه قرار داده است. برخی مشخصات داستان های این مجموعه هم چون: آغازهای به دور از توصیفات مفصّل ومشروح، حاکمّیت اصل علیّت در پیرنگ داستان ها، استفاده ماهرانه از شیوه هایی هم چون نامگذاری، گفت وگو و توصیف در شخصیت پردازی و هم چنین آفرینش صحنه ها و فضاهای بکر و تأثیرگذار، خواننده را به این نتیجه می رساند که صحرایی بر تکنیک ها و فنون داستان کوتاه نویسی واقف است. برخورداری از پیرنگ های غیرخطی و هم چنین ارائه داستان هایی با پایان بندی باز نیز تسلط و مهارت صحرایی را با فنون جدید و مدرن داستان نویسی نشان می دهد.
مونتاژی سلطه طلبانه در تئاتر مشارکتی: یوجنیو باربا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تئاتر دوره ۹ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۹۱)
57 - 67
حوزههای تخصصی:
همه ی مصنوعات فارغ از هر دیدگاهی، از طریق مونتاژکه ابزاری در جهت تولید فرم است ساختارمند می شوند. هنرهای اجرایی نظیر تئاتر نیز از این قاعده مستثنا نیستند. این مقاله در پی آن است تا ضمن تایید و بررسی تعاملات و کارگروهی در شیوه ی اجرایی یوجنیو باربا، پاسخ کاملی به چگونگی نمود مونتاژی سلطه طلبانه و کارگردان-محور در آثار این کارگردان ارائه دهد. بر اساس نتایج به دست آمده از این پژوهش، حضور تاثیرگذار یوجنیو باربا و نقش تعیین کننده ی مونتاژ او، مفهوم مشارکت را در اودین تئاتر به زیر یک علامت سوال می برد. این پژوهش کیفی با تکیه بر منابع کتابخانه ای نظیر کتاب ها و مقالات، منابع صوتی و تصویری اعم از فیلم اجراها، مصاحبه های یوجنیو باربا و اعضای گروه اودین انجام گرفته است. تحقیقات متعددی پیرامون مونتاژ در تئاتر، نظرات و شیوه ی اجرایی یوجنیو باربا وجود دارد. در این راستا می توان به فرم و معنا در کولاژ و مونتاژ پیشرو نوشته ی ماگدا داراگو(2020 )، ا بزار خلاق جهانی، مطالعه ای بینارشته ای نوشته ی لودمیلا کوروتکوا، خلق اجرا به قلم النا ماسوئر(2004)، و تبیین دراماتورژی بازیگر در فضای دینامیک تئاتر پست مدرن بر اساس نظریه یوجنیو باربا نوشته ی محسن حکیمی و حمیدرضا افشار(1396) اشاره کرد. اما جنبه ی نوین این پژوهش ارائه ی تعریفی نو از مونتاژ در یک تئاتر «مشارکتی» است. در ادامه ی این پژوهش به دلیل حضور پراهمیت مونتاژ در زیبایی شناسی و شیوه ی اجرایی روبرتو کاستلوچی و رابرت ویلسون بررسی رویکرد مونتاژی این دو کارگردان پیشنهاد می شود.
ادراک عدالت در فرادست: سازه ای مغفول در عدالت سازمانی (نقدی بر نگرش جاری عدالت در سازمان مبتنی بر دلالت های نهج البلاغه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امام علی(ع) با تاکید بر دوسویه بودن حق در نهج البلاغه، امکان تضییع حق فرادست توسط زیردست و به تبع آن بی عدالتی نسبت به فرادست را وارد می دانند. مفهومی که در ادبیات عدالت سازمانی مغفول مانده است. بنابراین، هدف این پژوهش احصاء دلالت های ادراک عدالت فرادستان در سازمان مبتنی بر راهبرد دلالت پژوهی از نهج البلاغه است. با تعریف عدالت به معنی دادن حق به صاحب حق، دلالت های احصاءشده مبین ذی حق بودن فرادستان و برخورداری زیردستان از قدرت و انگیزه نقض این حق است، که امام(ع) به ویژگی های ادراک کننده (فرادست)، ادراک شونده (زیردست) و زمینه های این ادراک اشاره کرده اند. علاوه بر معرفی عدالت فرادست به عنوان سازه ای جدید، یافته های پژوهش نشان می دهد، با ورود این سازه در مفهوم عدالت سازمانی، تحولی پارادایماتیک رخ می دهد. از این منظر، عدالت موهبتی نیست که توسط فرادستان به زیردستان اعطا و یا دریغ شود، بلکه عدالت مفهومی است محیط بر کنش گران سازمان. بر این اساس، ادراک عدالت، مفهومی ایستا، درخصوص یک رفتار یا واقعه نیست بلکه، ادراکی است تجمعی و پویا که در کنش های اجتماعیِ مشارکت کنندگان، متجلی شده و تبدیل به جو غالب می گردد، که نه فرادستان می توانند از مسئولیت خود در قبال آن شانه خالی کنند و نه زیردستان آنقدر کوچک فرض می شوند که تاثیری در آن نداشته باشند.
تدوین مدل ارتباطی بین مدیریت تنوع با فرسودگی شغلی و تعهد اخلاقی خبرنگاران ورزشی
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقیق حاضر تدوین مدل ارتباطی بین مدیریت تنوع با فرسودگی شغلی و تعهد اخلاقی خبرنگاران ورزشی بود. پژوهش حاضر از نوع توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق حاضر را کلیه خبرنگاران ورزشی فعال کل کشور تشکیل دادند که تعداد آنها حدود 250 نفر برآورد شد. که از بین آنها بر اساس جدول مورگان تعداد 162 نفر به صورت در دسترس به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند. برای اندازه گیری فرسودگی شغلی، از پرسشنامه استاندارد فرسودگی شغلی ماسلاچ (1991)، برای اندازه گیری تعهد اخلاقی شرکت کننده ها از مقیاس تعهد اخلاقی هاشمی (1395) و برای اندازه گیری مدیریت تنوع از پرسشنامه مدیریت تنوع ویلیامیل استرید (2007) استفاده شد. پس از تأیید روایی صوری و محتوا تو سط ده تن از متخصصین و روایی سازه با استفاده از برازش مدل ارزیابی و تعیین پایایی (آلفای کرونباخ 85/) توزیع و جمع آوری شد. برای توصیف آماری داده ها از جداول توزیع فراوانی و استفاده شد. همچنین برای بررسی مدل ارتباطی از معادلات ساختاری استفاده شد. داده ها به کمک نرم افزار آماری SPSS و AMOS و در سطح خطای 0.05 مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که فرسودگی شغلی و تعهد اخلاقی خبرنگاران ورزشی در حد میانگین بود. همچنین بین مدیریت تنوع با فرسودگی شغلی خبرنگاران ورزشی ارتباط منفی و معناداری و بین مدیریت تنوع با تعهد اخلاقی خبرنگاران ورزشی ارتباط مثبت و معناداری وجود داشت و مدیریت تنوع توسط فرسودگی شغلی و تعهد اخلاقی خبرنگاران ورزشی پیش بینی شد و مدل برازش قابل قبولی داشت. با توجه به این نتایج برای جلوگیری از فرسودگی شغلی و بهبود تعهد اخلاقی خبرنگاران ورزشی، توجه به مدیریت تنوع اهمیت دارد.
تفسیری لوئیسی از نتیجه منطقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دیوید لوئیس یک نومینالیست و تقلیل گرا بود. او بخش اعظمی از آثار فلسفی خود را دفاع از دیدگاهی به نام فرارویدادگی هیومی تلقی می کرد. طبق فرارویدادگی هیومی، توزیع ویژگی ها و رابطه های کاملاً طبیعی، پایه فرارویدادگی برای تمام صدق های ممکن هستند؛ مانند علیّت، شرطی های خلاف واقع، وقایع و قوانین. او همچنین تقلیل گرایی خود را به صدق های ضروری مانند ریاضیات گسترش می دهد و سعی می کند تا نظریه مجموعه زرملو-فرانکل مرتبه دوم را با استفاده از پارشناسی بازسازی کند؛ امّا در این زمینه به جایگاه منطق در پروژه خود اشاره ای نمی کند. هدف این مقاله ارائه تفسیری لوئیسی از منطق است که مشابه تفسیر او از ریاضیات، با استفاده از پارشناسی انجام می شود. در این تفسیر، رابطه نتیجه منطقی به یک رابطه پارشناسانه میان مجموعه های تک عضوی از جهان های ممکن تقلیل داده می شود. علاوه بر این، نتایج این تفسیر برای دو ویژگی اصلی نتیجه منطقی، یعنی ضرورت و صوری بودن و همچنین برای ارزیابی سازگاری و تمامیت در منطق بررسی می شوند.
تأمل فلسفی آلبر کامو در ردّ کیفر مرگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های حقوق کیفری پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲۴
295 - 326
حوزههای تخصصی:
ورود درد و رنج بر جسم و روان انسان و تبلور آن در تحمیلِ کیفر و شکلِ خاصی از آن به نام «اعدام»، همواره در گذر دوران، موضوع تأملات فلسفی در حوزه های مختلف بوده است؛ اینکه آیا ایراد شدیدترین حالت درد و رنج بر دیگری در قالب کیفر مرگ امری اخلاقی و موجه است؟ پاسخ به این پرسش در بیشتر موارد با تکیه بر کارکردهای این کیفر بیان شده یا چون «شرّی ضروری»، به کار بردن آن از روی ناچاری اعلام شده و درستی اخلاقیِ ماهیت آن، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. آلبر کامو از جمله ادیبان و فیلسوفانی است که به این موضوع پرداخته وبُن مایه های انتقاد به مبانی حقوقی اخلاقی کیفر مرگ را می توان در آثار متعدد او به نظاره نشست. در این مقاله با روشی استقرایی و با استفاده از روش تحلیل محتوا، دیدگاه انتقادی کامو به این کیفر بیان شده است. از نگاه او، اعدام قتلی دگربار و این بار زیر لوای قانون بوده و نمی تواند مبنای حقوقیِ مستدل و قابل اعتمادی داشته باشد؛ به ویژه که چنین کیفری به گواهی تاریخ، ناتوان از تحقق کارکردهای توجیهی خویش بوده است. از دیدگاه کامو، ناروایی کیفر مرگ، به سبب ناسازگاری آن با مبانی فلسفی اخلاقی حیات، عدم بررسی سنجه های دخیل در ارتکاب جنایت، تعارض با اصل شخصی بودن کیفر و غیر اخلاقی بودن ایراد درد و رنج بر انسان می باشد. کامو تحمیل تعمدی درد و آزارِ برتافته از نمایش اعدام را به منزله سازماندهی مجددِ «کشتن» دانسته و کیفرزدایی از آن را گامی در جهت حمایت از حیات انسانی می داند.









