مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۶۶۱ تا ۴٬۶۸۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۲۰ مورد.
Adaptation studies gained a renewed focus on the understanding of the mutations contained in the area of film adaptation namely by drawing on theorists like Linda Hutcheon and Robert Stam. This being the case, studying the film adaptation is to work as a platform to detect the social, political and cultural changes of the history. Twain’s The Adventures of Huckleberry Finn as a nationally definitive work for the American literature has been persistently adapted to films since the advent of cinema. Mostly these adaptations occur at specific historical times in American history like Taurog’s adaptation of The Adventures of Huckleberry Finn (1931) that studies the existential reality of the novel during the 1860s. And as adaptation studies, in this perspective, expand the horizon for cultural materialists who investigate the historicity of the text, the type of thinking that is promoted in this study is how the film adaptation ideologically has challenged the core of this nationally definitive text of American literature to further probe into the social and historical issues of the time of adaptations.
تدوین راهبردهای توسعه گردشگری روستایی در استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای اقتصادی دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۹
54 - 70
حوزههای تخصصی:
گردشگری به عنوان یک ظرفیت بالقوه می تواند نقش موثری در توسعه روستایی داشته باشد. هدف این تحقیق تدوین راهبردهای توسعه گردشگری روستایی در استان خوزستان بود که بدین منظور با استفاده از مرور ادبیات، لیستی از نقاط چهارگانه SWOT تهیه و سپس از طریق مصاحبه با کارشناسان خبره تعدادی از آنها حذف و اصلاح شد. جامعه آماری تحقیق شامل کارشناسان متخصص در سازمان های مربوطه بودند که تعداد24نفر از آنان از طریق روش نمونه گیری غیر احتمالی هدفمند انتخاب شدند. پردازش اطلاعات با تکنیک SWOT-AHP-TOWS و با استفاده از نرم افزار Expert Choice11.0 و Excel 2019 انجام شد. نتایج حاصل از AHP نشان داد که «نقاط تهدید» با وزن نسبی 524/0بیشترین اهمیت برای توسعه گردشگری روستایی دارد و بعد از آن معیار «نقاط ضعف» با وزن نسبی422/0، معیار «نقاط قوت» با وزن نسبی232/0و در نهایت «نقاط فرصت ها» با وزن نسبی104/0در اولویت آخر بودند که این امر نشان دهنده غالب بودن فضای مخاطره آمیز گردشگری بر فضای مفید آن بود. در ادامه نتایج نشان داد که در اولویت بندی نواحی راهبردی، راهبرد اول WT یعنی راهبرد دفاعی، راهبرد دوم راهبرد ST یعنی راهبرد اقتضایی، راهبرد سوم WO یعنی راهبرد انطباقی، و آخرین راهبرد، راهبرد SO یعنی راهبرد تهاجمی بود. بنابراین نتیجه می گیریم که در حال حاضر به دلیل عدم توجه به برخی استلزمات گردشگری روستایی در استان خوزستان، معایب گردشگری غالب بر مزایای آن هست و در صورتی که سیاست گذاران از این موضوع غفلت نموده و از ظرفیت های گردشگری روستایی در منطقه استفاده نکنند مهاجرت روستایی بیشتر از قبل شده و روستاها خالی از سکنه خواهند شد.
تأثیر رانت منابع طبیعی، ریسک ژئوپلیتیک و عدم قطعیت سیاست های اقتصادی بر رشد سبز در کشور عراق
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: رانت منابع طبیعی، می تواند به عنوان یک عامل دوگانه عمل کند؛ از یک سو، تأمین مالی برای پروژه های سبز را فراهم می آورد و از سوی دیگر، ممکن است به وابستگی به صنایع آلاینده و کاهش انگیزه برای سرمایه گذاری در فناوری های پایدار منجر شود. ریسک ژئوپلیتیک در کشورهای غنی از منابع طبیعی، به ویژه در مناطق ناپایدار، می تواند به عدم قطعیت در سرمایه گذاری ها و کاهش تمایل به توسعه پروژه های اقتصادی سبز منجر شود، که این امر به تضعیف رشد پایدار کمک می کند. عدم قطعیت در سیاست های اقتصادی، به ویژه در زمینه قوانین زیست محیطی و مالیات، می تواند به کاهش اعتماد سرمایه گذاران و تأخیر در اجرای ابتکارات سبز منجر شود و در نتیجه، رشد اقتصادی پایدار را تحت تأثیر قرار دهد. روش شناسی: در این پژوهش، به بررسی اثرات رانت منابع طبیعی، ریسک ژئوپلتیک و عدم قطعیت های اقتصادی و متغیرهای کنترلی دیگر چون توسعه مالی، تجارت خارجی و سرمایه گذاری مستقیم خارجی، تشکیل سرمایه ثابت بر رشد اقتصادی سبز در کشور عراق با استفاده از الگوی خودتوضیحی با وقفه های گسترده (ARDL) و داده های فصلی طی دوره زمانی 2022-1995، پرداخته می شود. یافته ها و نتیجه گیری: نتایج حاصل از برآورد مدل، نشان می دهند که رانت منابع طبیعی، ریسک ژئوپلتیک و عدم قطعیت سیاست های اقتصادی، اثر منفی و معناداری بر رشد اقتصادی سبز در این کشور دارند. همچنین، توسعه مالی، تجارت خارجی، سرمایه گذاری مستقیم خارجی و تشکیل سرمایه ثابت، اثر مثبت و معناداری بر رشد اقتصادی سبز در کشور عراق دارند.
بررسی تغییرپذیری رگبارها با استفاده از روش گورجی (مطالعه موردی: ایستگاه های منتخب استان مازندران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و مخاطرات محیطی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
187 - 209
حوزههای تخصصی:
مطالعه الگوهای بارشی در ایستگاه های مختلف از دیدگاه هیدرولوژیکی از اهمیت بسزایی برخوردار است. در مطالعه حاضر، با استفاده از 564 رگبار ثبت شده در سه ایستگاه باران سنجی استان مازندران (ساری، عباس آباد و فیروزجاه،) منحنی های هاف در سه کلاس بارشی 1) کمتر از 6، 2) 12-6 و 3) بیش از 12 ساعت رسم شدند. با استفاده از منحنی های هاف 50 درصد، رگبارها از دیدگاه چارکی مورد بررسی قرار گرفتند سپس، هایتوگراف بارش طرح برای ایستگاه های منتخب در کلاس های بارشی مختلف رسم شد. در ادامه، به منظور بررسی میزان تغییر پذیری رگبارها، از یک روش نوین که بر پایه فواصل قائم منحنی های هاف 80 و 20 درصد ( که با V نشان داده شد) و نیز مقادیر منحنی هاف 50 درصد (d50) در مقاطع زمانی 25، 50 و 75 درصد است، استفاده گردید. نتایج نشان داد که تیپ اغلب رگبارها در کلاس های بارشی مختلف، از نوع چارک دومی بود. همچنین، نتایج حاکی از آن بود که در اغلب کلاس ها، درصد قابل توجهی از تمامی مقدار بارش (بیش از 80 درصد)، تا دهک هفتم مدت دوام بارش نازل می شود. با حرکت به سمت دهک های آخر، میزان درصد بارش نازل شده کاهش می یابد. با توجه به نتایج مشخص شد که بیشترین میزان تغییرپذیری رگبارها در کلاس های بارشی 6-0، 12-6 و بیش از 12 ساعت به ترتیب، مربوط به ایستگاه های ساری، عباس آباد و فیروزجاه می باشد.
الگویابی پراکندگی جمعیت در شهرستان های استان هرمزگان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اطلاعات جغرافیایی سپهر دوره ۳۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۳۳
145 - 158
حوزههای تخصصی:
مدل سازی توزیع جمعیت در فضاهای جغرافیایی وظیفه مهمی در شناخت الگوهای جمعیتی محسوب می شود. هدف از پژوهش حاضر الگویابی پراکندگی جمعیت در فضاهای جغرافیایی استان هرمزگان است. این تحقیق بر اساس روش توصیفی- تحلیلی انجام شده و روش کتابخانه ای برای گردآوری داده ها مورد استفاده قرار گرفته است. جامعه آماری تحقیق حاضر را متخصصان و اساتید حوزه جمعیت شناسی و جغرافیایی استان هرمزگان تشکیل می دهند. به منظور بررسی و تحلیل الگوهای پراکندگی جمعیت از ضرایب موران گری و نرم افزارهای Excel،SPSS21 و Arc GIS استفاده شده است. نتایج تحلیل الگوی پراکندگی جمعیت در استان هرمزگان نشان دهنده خودهمبستگی فضایی و الگوی خوشه ای شدید است. نتایج تحلیل لکه های داغ در توزیع جمعیت استان هرمزگان نشان دهنده تمرکز لکه های داغ با سطح اطمینان 99 درصد در کل شهرستان قشم بخش جنوبی شهرستان بندرعباس، جنوب رودان شمال میناب و بشاگرد و نیمه غربی شهرستان بستک است. شهر بندرعباس با بیشترین جمعیت، 55.9 % از جمعیت استان را دربر گرفته که نشان دهنده تمرکز جمعیت در مرکز استان است. تجزیه و تحلیل توزیع و پخشایش جمعیت و بررسی وضع تراکم آن در کیلومترمربع در نواحی مختلف شهرستان های استان هرمزگان، ناموزونی شدید توزیع جمعیت در سطح این استان را نشان می دهد. همچنین در استان هرمزگان شاهد عدم تعادل پراکندگی شهرها و روستاها بر اساس فاصله از مناطق ساحلی هستیم. به این معنی که با کاهش فاصله از ساحل، جمعیت شهری بیشتری ساکن هستند. در مقابل، با افزایش فاصله از ساحل، جمعیت و نقاط روستایی بیشتر می شود. به این ترتیب می توان دریافت که پراکنش فضای جمعیتی در استان هرمزگان بسیار نامتوازن بوده و از تعادل فضایی لازم برخوردار نیست.
سازوکارهای انحصار پنهان در پلتفرم های دیجیتال ایران: بازاندیشی در سیاست گذاری اقتصاد دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی سازوکارهای شکل گیری «انحصار پنهان» در پلتفرم های دیجیتال ایران انجام شده است؛ پدیده ای که برخلاف انحصار آشکار، نه از طریق حذف مستقیم رقبا یا سلطه قیمتی، بلکه از مسیرهایی تدریجی، نامحسوس و مبتنی بر بستر نهادی شکل می گیرد. این مطالعه با بهره گیری از رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون، داده های خودرا ازطریق ۱۸مصاحبه نیمه ساختاریافته با مدیران پلتفرم ها، سیاست گذاران، فعالان صنفی و پژوهشگران اقتصاد دیجیتال گردآوری کرده است. یافته های پژوهش با تلفیق دو رویکرد تحلیلی مکمل: (۱) سیاست گذاری و تنظیم گری رقابت (بالا به پایین) و (۲) منطق درونی مدل کسب وکار پلتفرمی (پایین به بالا) چارچوبی سه بُعدی شامل ابعاد ساختاری، رفتاری و نهادی ارائه می دهد که امکان فهم عمیق تر و چندلایه انحصار پنهان را در بوم سازگان ایران فراهم می سازد. در این چارچوب، انحصار پنهان به عنوان تجلی کنترل پنهان پلتفرم در بعد رفتاری تفسیر شده که در نقطه تلاقی میان بعد ساختاری (یعنی طراحی و معماری پلتفرم) و بعد نهادی(یعنی بهره برداری منفعل از خلأهای سیاستی و تنظیم گری) رخ می دهد. این نوع انحصار، در قالب چرخه ای خودتقویت شونده، بازتولید می شود. پژوهش نشان می دهد که پلتفرم های دیجیتال برای تثبیت سلطه خود، الزاماً نیازمند نوآوری های تهاجمی نیستند، بلکه با تکیه بر ضعف نظارت و خلأهای حکمرانی دیجیتال، جایگاه مسلط خود را حفظ و تقویت می کنند که این امر به تداوم انحصار پنهان نیز می انجامد. در نهایت، چارچوب سه بعدی این پژوهش می تواند به عنوان مبنایی نظری برای تحلیل حکمرانی دیجیتال و ارائه راهکارهای مقابله با سلطه پلتفرمی مورد استفاده قرار گیرد. براین اساس، توصیه می شود سیاست های تنظیمی در ایران به صورت اقتضایی، چابک و منطبق با منطق کسب وکار پلتفرم ها طراحی شوند؛ چرا که مداخلات کلی نگر و دیرهنگام، نه تنها اثربخشی لازم را ندارند بلکه می توانند به تقویت و تثبیت انحصار پنهان بیانجامند.
واکاوی امتناع ادغام علوم اجتماعی با حوزه انرژی در ایران؛ مطالعه موردی صنعت برق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادغام علوم اجتماعی با حوزه انرژی به پدیداری حوزه دانشی بین رشته ای علوم اجتماعی انرژی در کشورهای توسعه یافته و کاربست آن در عرصه کنشی انجامیده است. این موضوع در ایران با امتناع مواجه بوده که دلایل آن را در صنعت برق از دیدگاه خبرگان این عرصه و نیز حوزه علوم اجتماعی واکاوی کرده ایم. نظریات و پژوهش ها به موانع ایدئولوژیکی، نهادی، معرفتی و ظرفیتی اشاره کرده اند. ما در این چارچوب و استفاده از روش شناسی کیفی مبتنی بر مصاحبه در داده یابی و تحلیل مضمونی در داده کاوی، به پژوهش پرداخته ایم. خبرگان صنعت برق؛ شرایط آنومیک توسعه پایدار، فرهنگ سازمانی روزمرگی، غلبه تفکّر فنی-بوروکراتیک و حکمرانی غیرمشارکتی و خبرگان علوم اجتماعی؛ چالش های درون گفتمانی علوم اجتماعی، فقدان رویکرد بین رشته ای، فقدان بستر گفتمان مشترک صنعت برق با علوم اجتماعی و فرهنگ عمومی دارای عناصر محدودکننده را به عنوان موانع نام می برند. به لحاظ ماهیتی؛ این عوامل، ایدئولوژیکی، نهادی، معرفتی و ظرفیتی بوده که در عرصه های حکمرانی صنعت، دانشگاه و جامعه ایفای نقش می کنند. توسعه مطالعات میان رشته ای علوم اجتماعی انرژی در ایران مستلزم گفتمان سازی در این چارچوب می باشد.
L’autofiction : un genre de prédilection dans le roman beur de l’extrême contemporain(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Résumé- L'œuvre beure de l'extrême contemporain se distingue par une créativité artistique et un calibre captivant, faisant d’elle un espace de création dynamique et vivant. La majorité des textes beurs produits actuellement revêtent généralement une dimension autobiographique, où la narration à la première personne prédomine pour diverses raisons, illustrant la condition de la communauté beure évoluant au sein d'une société étrangère. En effet, la manière de raconter la vie évolue d'une époque à l'autre et d'un écrivain à l'autre. Ainsi, au sein de cette production littéraire, nous trouvons diverses formes d'autobiographie, un genre majeur qui apparaît sous de multiples appellations, compliquant parfois la tâche de distinguer les différentes variantes de l'écriture de soi en raison de leur étroite parenté. La question centrale de notre article est de comprendre pourquoi l'autofiction, en tant que nouvelle incarnation de l'autobiographie, est devenue la forme la plus courante dans la création littéraire beur de l'extrême contemporain.
ارائه مدل ارزش ویژه برند بر پایه مزیت رقابتی پایدار، استراتژی بازاریابی و تصویر ذهنی شرکت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت تبلیغات و فروش دوره ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۲)
112 - 132
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی و تبیین مدل ارتقای ارزش ویژه برند در فروشگاه های زنجیره ای هایپراستار شیراز انجام شده است. با توجه به نقش حیاتی برند در ایجاد تمایز رقابتی و حفظ مشتریان در بازارهای رقابتی، این تحقیق بر آن است تا با بهره گیری از مؤلفه های مزیت رقابتی پایدار، استراتژی بازاریابی و تصویر ذهنی شرکت، مدلی مفهومی و بومی برای افزایش ارزش ویژه برند ارائه دهد. روش شناسی: این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی از لحاظ نوع پژوهش به صورت آمیخته اکتشافی (کیفی–کمی) طراحی شده است. در بخش کیفی، از رویکرد نظریه داده بنیاد (گرندد تئوری) بر اساس مدل نظام مند استراوس و کوربین استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و نرم افزار Smart PLS انجام گرفت. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که شرایط مداخله گر، به ویژه مسئولیت اجتماعی شرکت، بیشترین تأثیر را بر راهبردهای ارتقای ارزش ویژه برند دارد. از سوی دیگر، عوامل سازمانی برخلاف انتظار، تأثیر معناداری بر راهبردهای برند نداشتند که این یافته می تواند زمینه ساز پژوهش های آینده در حوزه منابع انسانی و نقش آن در استراتژی های بازاریابی باشد. نتیجه گیری: ارتقای ارزش ویژه برند مستلزم برنامه ریزی دقیق در حوزه های مسئولیت اجتماعی، تمایز خدمات، ارتباط با مشتری و تصویرسازی برند است. مدل ارائه شده می تواند به عنوان ابزاری کاربردی در سیاست گذاری برند و بازاریابی در سازمان های خرده فروشی به کار گرفته شود و زمینه ارتقای جایگاه رقابتی برند را فراهم آورد.
شناسایی و تبیین الگوی هوش هیجانی کارکنان یگان ویژه فراجا (مورد مطالعه: مدیران و فرماندهان یگان ویژه فراجا شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
167-194
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف:. به عقیده محققان، توانایی های هوش هیجانی در محیط کار نقش مهمی دارند و موجب بهبود روابط اجتماعی و کنترل عواطف و احساسات می گردد. یگان های ویژه فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران، از منحصر به فردترین یگان های عملیاتی پلیس ایران هستند. هدف از پژوهش حاضر شناسایی و تبیین الگوی هوش هیجانی کارکنان یگان ویژه فراجا بوده است.. روش شناسی: پژو.هش حاضر، از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش کیفی و از روش تحلیل مضمون بوده است.مشارکت کنندگان بخش مدیران و فرماندهان یگان ویژه فرماندهی جمهوری اسلامی بودند که از میان آنها به روش نمونه گیری هدفمند 12 به روش نمونه گیری هدفمند با لحاظ کردن شرط اشباع نظری انتخاب شدند.داده ها از طریق مصاحبه ی که روایی آن به صورت صوری و پایایی آن از طریق بازبینی مجدد توسط جامعه آماری انجام شد روش تجزیه و تحلیل داده ها با تکنیک تحلیل مضمون و با استفاده در قالب مضامین پایه،سازمان دهنده و فراگیر و با استفاده از نرم افزار Atlass ti صورت گرفته است. یافته ها:. این مضامین در 4 بعد شامل خودآگاهی هیجانی، مدیریت رفتار سازمانی، مدیریت رفتار عملیاتی و همدلی، 7 مؤلفه شامل تسلط بر مبانی معرفتی و شناختی، تسلط بر مبانی رفتاری، مدیریت رفتار درون سازمانی، مدیریت رفتار برون سازمانی، تسلط نظامی و عملیاتی، رفتار عملیاتی و همدلی سازمانی و 33 شاخص دسته بندی گردیدند که الگوی هوش هیجانی کارکنان یگان ویژه فراجا را تشکیل دادند. نتایج: از نتایج این پژوهش می توان جهت تدوین و تنظیم برنامه های آموزشی به منظور ارتقاء آگاهی، شناخت و مهارت های هوش هیجانی کارکنان یگان ویژه فراجا در سطوح مختلف مدیریتی و عملیاتی بهره برد که در بخش مربوطه تشریح و تفضیل شدند.
تحلیلی بر ساختار مفهومی و سیر تکامل حوزه نوآوری مقرون به صرفه در بخش عمومی مبتنی بر شبکه های اجتماعی دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دیریت نوآوری سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۲)
85 - 132
حوزههای تخصصی:
در دهه اخیر، تحت محدودیتهای بودجهای و شکافهای روبهگسترش دسترسی، نوآوری مقرونبهصرفه بهمثابه رویکردی کارآمد برای ارائه کیفیتِ بهاندازهکافیخوب با هزینه قابلپرداخت در بخش عمومی، اهمیت راهبردی یافته است. در پژوهش کنونی با رویکرد کتابسنجی و تکنیک شبکههای اجتماعی دانشگاهی، مجموعهای از ۱۰۲ مقاله داوریشده از وبآوساینس در بازه زمانی 2025-1999 گردآوری، پالایش و در نرمافزار آر تحلیل شده است. نقشه مفهومی و روند تکامل حوزه نوآوری مقرونبهصرفه در بخش عمومی حاکی از آن است که این حوزه طی حدود 25 سال، از نهفتگی اولیه به تنوع مفهومی، سپس همگرایی با دستورکارهای جهانی و درنهایت جهش بحرانمحور در دوره کرونا گذر کرده است. نتایج حاکی از چندبُعدیبودن این حوزه و درهمتنیدگی آن با موضوعات توسعه پایدار، سلامت عمومی، عدالت اجتماعی، سیاستگذاری و راهبرد فناوری است. بررسی خوشهها نشان میدهد نوآوری مقرونبهصرفه در بخش عمومی از چهار مسیر اصلی با دولت پیوند مییابد: نخست، از طریق سیاستهای پایداری و مدیریت منابع که راهحلهای «بهاندازهکافیخوب» را به اهداف توسعه پایدار متصل میسازد؛ دوم، در حوزه سلامت که تجربههای بحرانهایی مانند کووید-19 نشان دادهاند نوآوریهای کمهزینه میتوانند به بازطراحی نظامهای بهداشتی و افزایش تابآوری منجر شوند؛ سوم، از مسیر نوآوریهای اجتماعی و عدالتمحور که دولت با تنظیمگری و حمایت هدفمند، امکان دسترسی گروههای محروم به خدمات ارزان و کارآمد را فراهم میکند و چهارم، از طریق هدایت تحقیقوتوسعه و راهبردهای فناورانه به سمت طراحیهای ساده و قابلاستفاده مجدد. درمجموع، دولت نهتنها بهرهبردار، بلکه هدایتگر و تسهیلکننده اصلی گسترش نوآوریهای مقرونبهصرفه در راستای اهداف توسعه پایدار و عدالت اجتماعی است.
تحلیل تطبیقی رشد و مسئولیت اخلاقی از منظر مکاتب روان شناسی رشد، وظیفه گرایی اخلاقی و اخلاق فطری اسلامی: طراحی مدل کاربردی تربیت اخلاقی نوجوانان(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مطالعات اخلاق کاربردی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۸۲)
160 - 199
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی–تطبیقی، به بررسی نسبت میان رشد اخلاقی و مسئولیت اخلاقی در سه سنت نظری برجسته پرداخته است: روان شناسی رشد (با تمرکز بر نظریات پیاژه و کولبرگ)، وظیفه گرایی اخلاقی (بر پایه فلسفه عملی کانت)، و اخلاق فطری اسلامی (با استناد به آرای علامه طباطبایی و آیت الله جوادی آملی). هدف اصلی پژوهش، طراحی الگویی کاربردی برای تربیت اخلاقی نوجوانان با تلفیق مبانی نظری این مکاتب است. یافته ها نشان می دهد که هر مکتب تقدم مفهومی متفاوتی را مبنا قرار داده است: روان شناسی رشد، مسئولیت اخلاقی را نتیجه رشد شناختی–اجتماعی می داند؛ کانت، مسئولیت را پیش شرط رشد اخلاقی معرفی می کند؛ و اسلام، مسئولیت را برخاسته از فطرت الهی و هدایت وحیانی می بیند. نوآوری پژوهش در سنتز این دیدگاه ها و ارائه مدلی سه سطحی است که شامل رشد شناختی–اجتماعی، خودآیینی عقلانی، و هدایت فطرت معنوی می شود. این مدل با تلفیق روش های بیرونی و درونی سازی اخلاق، زیرساختی نظری و عملی برای پرورش نسلی مسئول، اخلاق مدار و بصیر فراهم می سازد.
از استراتژی زدایی تا عادت سازی هوشمند: راهنمایی نوین برای مدیریت استراتژیک در عصر هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال ۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
11 - 62
حوزههای تخصصی:
در دهه اخیر، مدیریت استراتژیک تحت تاثیر گسترش فناوری های نوین، به ویژه هوش مصنوعی قرار گرفته است. تحول دیجیتال و گسترش هوش مصنوعی، فرصت ها و تهدیدات بی سابقه ای را در حوزه مدیریت استراتژیک هوشمند ایجاد کرده است. پژوهش های متعددی بر مزایای هوش مصنوعی در تحلیل و تصمیم گیری استراتژیک تمرکز کرده اند، اما پیامدهای منفی و پنهان آن کمتر مورد توجه قرار گرفته است هر چند استفاده گسترده و فراگیر از هوش مصنوعی در عرصه مدیریت استراتژیک موجب ارتقای سرعت تحلیل و تصمیم گیری شده است، اما وابستگی زیاد به این فناوری در مدیریت استراتژیک می تواند پیامدهایی چون مهارت زدایی مدیران، کاهش خلاقیت، بی توجهی به خطاهای سیستمی، بازتولید کلیشه های قبلی، مقاومت در برابر تغییر و از بین رفتن مزیت رقابتی را به همراه داشته باشد. این مقاله به کمک روش پژوهش نوآورانه تبارشناسی مبتنی بر مثال نقض، ابتدا آسیب های ناشی از بکارگیری بی رویه هوش مصنوعی در بستر مدیریت استراتژیک را واکاوی می کند و سپس برای نخستین بار، راهنمایی پنج مرحله ای برای استقرار اثربخش هوش مصنوعی استراتژیک ارائه می دهد. این راهنما شامل مراحل استراتژی زدایی هوشمند، انسان گرایی هوشمند، ابزارزدایی هوشمند، مزیت گرایی هوشمند و عادت سازی هوشمند است که می تواند چارچوبی نوین برای بهره گیری متوازن، خلاقانه و پایدار از هوش مصنوعی در مدیریت استراتژیک فراهم آورد. نوآوری پژوهش در ترکیب رویکرد پساکیفی انتقادی با راهکارهای کاربردی است که به مدیران، پژوهشگران و سیاست گذاران کمک می کند تا به جای وابستگی کامل به تکنولوژی، از هوش مصنوعی به عنوان ابزاری در خدمت انسان جهت ارزیابی، بهبود و تغییر عادت ها استفاده نمایند.
طراحی و تحلیل الگوی راهبردی توسعه صادرات محصولات شرکت های دانش بنیان (مورد مطالعه: استان کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های بازرگانی فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱۳۰
1 - 40
حوزههای تخصصی:
یکی از راهبردهای مهم توسعه در کشورها، توجه ویژه به توسعه صادرات در کشورهای در حال توسعه در عرصه بین المللی است. این مسأله مهم به صورت ویژه برای شرکت های دانش بنیان که ظرفیت توسعه بازار خود را دارند، اهمیت دارد؛ زیرا منجر به ارزش آفرینی و خلق ثروت می شود. پژوهش حاضر با هدف طراحی و تحلیل الگوی راهبردی توسعه صادرات محصولات شرکت های دانش بنیان در استان کرمانشاه انجام شد. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و با رویکرد کیفی مبتنی بر نظریه داده بنیاد، از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته و عمیق با شانزده نفر از خبرگان شامل مدیران عامل، مدیران و کارشناسان فروش شرکت های دانش بنیان استان کرمانشاه، به روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری انجام گرفت. داده های پژوهش از طریق فرایند سه مرحله ای کدگذاری باز، محوری و انتخابی مبتنی بر طرح نظام مند اشتراوس و کوربین و با استفاده از نرم افزار MAXQDA2020 تحلیل شدند. نتایج حاصل از کدگذاری، منجر به شناسایی 582 کد باز، 89 مفهوم، 27 مقوله فرعی و 6 مقوله اصلی گردید. اعتبار و قابلیت اعتماد یافته های پژوهش با استفاده از معیارهای چهارگانه لینکُلن و گوبا موردتأیید قرار گرفت. درنهایت، شرایط زمینه ای و مداخله گر به همراه پدیده محوری، راهبردهای توسعه صادرات محصولات شرکت های دانش بنیان را تشکیل دادند و پیامدهایی نظیر افزایش رقابت پذیری، افزایش درآمد و سودآوری، تقویت موقعیت برند، توسعه توانمندی های انسانی، تحقق اهداف استراتژیک و رشد پایدار، افزایش سهم بازار و نفوذ جهانی احصاء گردید.
تحلیل صورخیال در منتخبی از اشعار حماسی بختیاری و بویراحمدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۰)
1 - 26
حوزههای تخصصی:
تشبیه، استعاره، کنایه و اغراق ازجمله عناصر بلاغی هستند که در اشعار حماسی بختیاری و بویراحمدی کاربرد فراوان دارد و در این پژوهش با توجه به اهمیت موضوع در تحلیل و شناخت اشعار حماسی بختیاری و بویراحمدی، به بررسی و تحلیل آنها پرداخته شده است. پژوهش حاضر برپایه مطالعات کتابخانه ای میدانی و به روش تحلیل محتوای کیفی و مصاحبه های ساختاریافته انجام شده است. پس از بررسی و تحلیل ویژگی های بلاغی در منتخبی از اشعار حماسی بختیاری و بویراحمدی می شود گفت عنصر تشبیه (حسی به حسی) بیشترین کاربرد را دارد و جنگجویان را ازنظر قدرت بدنی و توان جنگاوری به شیر، پلنگ، گرگ و رستم تشبیه کرده اند. مشبه به ها از محیط کوهستانی، زندگی دامداری، حیوانات و پرندگان محل زندگی شان گرفته شده است. استعاره یکی دیگر از آرایه هایی است که در اشعار بررسی شده برای نشان دادن هنر جنگاوری جنگجویان و خلاصه کردن و ساده سازی مفاهیم رزمی به کاررفته است. در اشعار حماسی بختیاری و بویراحمدی، شیر، پلنگ و مارهای برهنه استعاره از جنگجویان و یا جنگجوی ایل است. کاربرد عنصر کنایه در این اشعار به نوعی کیفیت جنگجو و آماده بودن آنها انجام جنگ های بیشتر و عزاداربودن اشخاص را نشان می دهد. در توصیف قهرمانان قومی و برای نشان دادن شکوه و هیبت جنگاوری آنان اغراق کرده اند.
تفسیر و نحوه مواجهه نوجوانان با شکاف نسلی در خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش فهم دیدگاه و نحوه مواجهه دختران نوجوان با شکاف نسلی است. پژوهش حاضر مطالعه ای کیفی است که در شهر یزد انجام شده است. در این پژوهش 29 دختر نوجوان 13 تا 17 سال مشارکت داشتند. روش جمع آوری داده مصاحبه عمیق و گروه متمرکز است. داده ها با رویکرد داده بنیا برساختی تحلیل شد. هفت مقوله اصلی برآمده از داده ها عبارت اند از، خودسازی مقایسه ای، هراس اجتماعی، سازگاری و ارتقاء فردی، مقاومت و گریز، محدودیت جنسی، نابسامانی خانوادگی، بازاندیشی ارزشی. برساخت خویشتن متمایز نیز به عنوان مقوله مرکزی در نظر گرفته شد. نوجوانان در مواجهه با تفاوت نسلی رنج آمیخته با رشد را تجربه میکنند و در واقع شاهد دو شیوه متمایز مواجهه با تفاوت نسلی هستیم یکی منجر به رشد شخصی یا سازگاری در محیط خانواده و دیگری منجر به مقاومت می شود. وجوانانی که رشد شخصی را تجربه می کنند، اغلب مهارت های جدیدی برای کنار آمدن با تفاوت های والدین خود کسب می کنند. زندگی در بستر رسانه ، باعث میشود تا نوجوانان خود را با همسالان خود در سطح جهانی مقایسه کنند.
بررسی مردم شناختی نقش تغذیه در شیوع سرطان (جامعه مورد مطالعه: قوم ترکمن)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : موضوع سلامت از اساسی ترین و بدیهی ترین نیازهای جوامع انسانی است. تأمین این نیاز اولیه، نه تنها در دستورالعمل های پزشکی و بهداشتی، بلکه در پرتو شناخت دیدگاه ها و باورهای فرهنگی جوامع ممکن می گردد. انسان شناسی در رویکردی میان رشته ای عوامل فرهنگی مرتبط با انسان و بیماری را شناسایی کرده و جوامع را در امر پیشگیری و بهبود یاری می رساند. هدف این مطالعه شناسایی عوامل فرهنگی نظام تغذیه در جامعه مورد مطالعه و نقش آن در شیوع بالای سرطان گوارش در میان ترکمن ها بود. نقش تغذیه همواره یکی از عوامل مهم ابتلا به بیماری ها در دانش پزشکی است. اما از دیگر سوی تغذیه عاملی فرهنگی است که در ساختارهای اجتماعی یک قوم یا ملت رسوب کرده و از گذشته های یک قومیت سرچشمه گرفته و از این منظر قابل مطالعه و بررسی خواهد بود. روش شناسی : این مقاله از نوع مطالعات کیفی است و از رویکرد مردم نگاری استفاده شد. بیشترین تکنیک در این مطالعه تکنیک مصاحبه نیمه ساختاریافته انتخاب شد. افزون بر این گردآوری بخشی از داده ها از طریق مطالعات اسنادی و مشاهده صورت پذیرفت. روش تحلیل و تفسیر داده ها مبتنی بر نظریه ساختارگرایی لوی استروس به ویژه مثلث غذایی او که نمایانگر الگوی فرهنگی طبخ غذا در جوامع است، استوار گردید. استورس سه گانه پخته، خام و گندیده را به عنوان شیوه های استفاده از فرآورده های غذایی در نظر گرفت. غذای پخته همان غذای خام است که توسط وسائل موجود در فرهنگ دگرگون شده است. غذای گندیده غذای خام است که به صورت طبیعی دگرگون شده است. این تقابل بین فرهنگ و طبیعت منجر به حالت های متفادت از طبخ می شود که توسط آن تغذیه را در ساختارهای فرهنگی می توان مورد مطالعه قرار داد. همچنین نشانه شناسی تفسیری کلیفورد گیرتز به عنوان روشی که عناصر نمادین را همراه با توصیف ژرف مطالعه می کند و مسائل یک زیست بوم را بر اساس دانش و فرهنگ بومی مورد مطالعه قرار می دهد، انتخاب شد. یافته ها : حاکی از آن است که برخی از عوامل در بروز بیماری سرطان نقش دارد. ترکمن ها در موارد زیادی از الگوهای غذایی خطرآفرین، شیوه طبخ ناسالم و نامناسب در تغذیه سنتی خود بهره می برند. نظام تغذیه در این مقاله از سه منظر مواد اولیه، شیوه طبخ و نقش نمادین باور ها در شکل دهی به طبخ و روش های آشپزی در جامعه مورد مطالعه پرداخت. مواد اولیه در سبدغذایی جامعه مورد مطالعه به ترتیب عبارت است از غلات به ویژه گندم و فرآورده های آن که بیشتر به شکل نان مورد مصرف قرار می گیرد؛ گوشت قرمز و برنج. شیوه طبخ غذاهای سنتی بیشتر مبتنی بر سرخ کردن با روغن داغ که از روش های ناسالم طبخ است و در مثلث غذایی استروس بیشترین سهم را به طبخ گنداندن ناقص اختصاص می دهد. در پخت هم بیشتر به پخت نیم پز به روش تنوری یا کباب کردن عمل می شود که محصول آن پخت ناقص مواد غذایی است. نتیجه گیری : حاکی از آن است که نظام تغذیه در جامعه مورد مطالعه به سمت افزایش ریسک بیماری های گوارشی از جمله سرطان میل دارد. مصرف بیش از حد برخی مواد غذایی مانند غلات و گوشت قرمز و شیوه طبخ نامناسب و عدم استفاده از برخی مواد غذایی مفید و مؤثر در پیشگیری، از جمله سبزیجات و میوه جات از عوامل ارتقای ریسک سرطان گوارش در این منطقه است. همچنین نظام باورها و اعتقادات ریشه دار در ساختار فرهنگی قوم ترکمن، به این سبک تغذیه دامن می زند. این سه در شکل گیری نوعی از تغذیه که استعداد ابتلا به سرطان را بالا می برد، موثر تشخیص داده شد. مواد اولیه و شیوه طبخ به طور مستقیم و نظام باورها به صورت تسهیل کننده بر طریقه استفاده از مواد غذایی، از عوامل ارتقادهنده سطح ریسک سرطان گوارش در نظام فرهنگی جامعه مورد مطالعه هستند.
رابطه شاخص های اقتصادی اجتماعی و فساد در ایران در دوره 1403-1382: مطالعه سری زمانی
منبع:
جامعه شناسی صنعتی سال ۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳)
141 - 167
حوزههای تخصصی:
مقدمه: فساد یک موضوع چالش برانگیز در همه کشورهای دنیا به ویژه کشورهای درحال توسعه است. در دنیای صنعتی نوین به دلیل تولید بیشتر ثروت، انگیزه های فساد مضاعف شده و زمینه های وقوع آن بیشتر شده است. در ایران نیز در دهه های اخیر و سرعت گرفتن روند نوسازی جامعه، فساد گسترش یافته و به یک مساله مهم اجتماعی تبدیل شده است. اگرچه، در ایران، تلاشهای زیادی برای مبارزه با فساد صورت گرفته و قوانین متعددی به تصویب رسیده اند، اما این پدیده به ویژه در سال های اخیر شیوع بیشتری یافته است. بدون تردید، تداوم این وضعیت، پیامدهای زیان باری به دنبال خواهد داشت. پژوهش حاضر تلاش کرده است، فساد را در ایران برمبنای شاخصهای توسعه اقتصادی و اجتماعی در یک دوره بلندمدت مورد بررسی قرار دهد.روش: پژوهش حاضر از نوع کمی- طولی است که به روش سری زمانی انجام شده است. در این پژوهش رابطه شاخص های اقتصادی شامل بیکاری و تورم و نیز شاخص های اجتماعی مانند آزادی های سیاسی/مدنی و نفوذ اینترنت با فساد در دوره 1403-1382ا مورد تحلیل قرار گرفت. داده های مورد نیاز از سازمان شفافیت بین الملل، بانک جهانی، و خانه آزادی، جمعآوری شدهاند. برای بررسی رابطه کوتاه مدت و بلند مدت بین متغیرها از الگوی خودرگرسیونی با وقفه های توزیعی در نرم افزار مایکروفیت، استفاده شدهاست. یافته ها: براساس یافته های تحقیق، میزان فساد در دوره 1403-1382 روندی افزایشی داشته است که نشان می دهد فساد همچنان یک مساله حاد اجتماعی در ایران است. به علاوه، یافته های تحقیق نشان می دهند، در بلند مدت بین شاخص های اقتصادی بیکاری و تورم و شاخص اجتماعی آزادی سیاسی/مدنی با فساد رابطه معنادار وجود دارد و طی آن با افزایش «بیکاری» و «تورم»، میزان فساد افزایش یافته است. اما در همین دوره، با افزایش «ضریب نفوذ اینترنت» و «آزادی سیاسی/مدنی» به عنوان دیگر شاخص توسعه اجتماعی، از میزان فساد کاسته شده است.نتیجه گیری: فساد به عنوان یک مساله مهم اجتماعی از یکسو پیامدهای زیانبار زیادی دارد و از سوی دیگر متاثر از گستره ای از عوامل است. پژوهش حاضر با تمرکز بر سطح کلان و یک دوره نسبتا طولانی به روشنی نشان داده است فساد پیوند نزدیک و پیچیده ای با برخی شاخص های توسعه اقتصادی و اجتماعی دارد. با بالا رفتن تورم و بیکاری، فساد روند افزایشی یافته و با افزایش ضریب نفوذ اینترنت و آزادی های سیاسی/مدنی روند کاهشی پیدا کرده است. از این یافته ها نتیجه گیری می شود که فساد در ایران پدیده ای پیچیده و چندلایه است.
بررسی دانش بومی در نظام های دامداری سنتی شرق گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش های بومی ایران سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳
33 - 72
حوزههای تخصصی:
دانش بومی به مجموعه ء باورها، ارزش ها، ابزارها، روش ها و تجربیات هر قوم گفته شده که در اثر ارتباط تدریجی آن ها با محیط پیرامون پدید آمده است. استان گیلان به عنوان یکی از قطب های کهن در دامداری ایران شناخته می شود که تدابیر و دانش نهفته آن نقش مهمی در بهره برداری بهینه از اکوسیستم های طبیعی دارد. اطلاعات این پژوهش با روش مردم نگاری در قالب مصاحبه و مشاهده ء مشارکتی صورت پذیرفته است. نتایج حاکی از آن است که دامداران شرق گیلان تجارب ارزنده ای در زمینه ء اجزای متنوع نظام دامداری چون مدیریت گله، تغذیه و سکونت دام دارند. ایشان با انتخاب الگوهای چرایی مناسب، رعایت فصل چرا و توجه به ترکیب و تفکیک گله، درصدد مدیریت بهینه زیست بوم خود بوده اند. دانش بومی تغذیه دام شامل تشخیص گونه های علوفه ای غالب Poaceae و Leguminosae، توجه ویژه به دام آبستن و تازه متولد شده، تیمار پخش نمک، استفاده از پس چر مزارع و ذخیره سازی خوراک دام برای فصول سرد است. همچنین تدبیر دامداران در زمینه ء سکونت دام نقش مفیدی در استفاده حداکثری از منابع موجود داشته است. جامعه ء بومی درنتیجه تعامل همیشگی با طبیعت به خوبی با نقاط ضعف و قدرت سرزمین خود آگاه بوده و یک برنامه ریزی و نظم سیستمی ضامن بقای آن است.
دانش محلی کاربرد گیاهان مرتعی در غذاهای سنتی قوم لک در شهرستان دره شهر، استان ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش های بومی ایران سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳
319 - 361
حوزههای تخصصی:
مطالعات طبخ غذاهای محلی اطلاع از فرسایش شدید دانش سنتی در سراسر جهان می دهند. هدف از این مطالعه، 1) معرفی غذاها و خوراکی های سنتی مورد استفاده توسط جوامع محلی قوم لک در شهرستان درّه شهر و 2) شناسایی گونه های گیاهی محلی مورد کاربرد به عنوان مواد اولیه در تهیه این غذاها و خوراکی های سنتی و 3) بررسی و شناخت ارزش دانش بومی مردم در زمینه ی شیوه های متفاوت بهره برداری و طبخ خوراک های محلی بود.روش اصلی در این تحقیق، اطلاعات یابی به شیوه مستقیم و جمع آوری داده های خام بود. روش های جمع آوری اطلاعات در این تحقیق شامل مشاهده میدانی، مصاحبه نیمه ساختارمند و مشاهده مشارکتی بود. با 64 نفر از اهالی روستاهای فرهادآباد، فاضل آباد، گله زرد، غلام آباد و جعفرآباد مصاحبه شد تا مراحل جستجو، برداشت و فرآوری گیاه همراه با مردم محلی ثبت شود. نتایج نشان داد که مردم محلی از دانش بالایی برخوردار بوده و در مجموع 23 گونه گیاهی شناسایی شد که در طبخ خوراک های سنتی و محلی به کار برده می شد. این دانش نه تنها در خصوص روش های تهیه غذا بود بلکه در مورد فاکتورهای مرتبط با گیاهان همچون زیستگاه گیاه، مراحل رشد، بهترین زمان برداشت و روش برداشت ضمن رعایت اصول بهره برداری پایدار بود.









