پیشینه های کتابشناختی، کارکردهای گوناگونی در نظامهای رایانه ای کتابخانه ها دارند. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی، ماهیت و کارکردهای چندگانه هر یک از عناصر داده ای (فیلدهای موجود) در استانداردهای مرتبط با پیشینه های کتابشناختی (قواعد انگلو ـ امریکن، آیاس بیدی، مارک، و فراداده دوبلین کور) را با توجه به تأثیر احتمالی محیط رایانه ای پیوسته بر آنها بررسی میکند. نتایج تحلیل نشان میدهد، پیشینه کتابشناختی در قالب الکترونیکی کارکردهای متنوعی در پاسخ به نیازهای گوناگون در محیط رایانه ای (در حوزه کاری ناشران، کتابفروشان، کتابخانه ها، و کاربران) دارد. این کارکردها در پنج مقولة «بازیابی اطلاعات»، «شناسایی مدارک اطلاعاتی»، «مکان یابی مدارک»، «برقراری پیوند میان مدارک مرتبط به هم»، و «مدیریت پایگاه» دسته بندی شده است. مقاله حاضر در پی توجیه نیاز به سطح هماهنگ تر و کامل تری از توصیف، یعنی افزودن داده های بیشتر و استانداردتر به پیشینه های کتابشناختی در محیط پیوسته است. این رویکرد به منظور توسعه انواع قابلیتهای فهرستهای رایانه ای و نیز بهسازی شیوه میانکنش آنها در شبکه وب است.
"هدف: در این تحقیق سازگاری اجتماعی مادران دختران عقب مانده ذهنی آموزش پذیر با سازگاری اجتماعی مادران دختران عادی مقایسه شده است. هدف از این مطالعه پاسخ به این پرسش بود که آیا حضور کودک عقب مانده ذهنی بر سازگاری اجتماعی مادران تأثیر منفی دارد یا نه؟
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه مورد- شاهدی از نوع تحلیلی است. نمونه های این تحقیق شامل 80 نفر، 40 مادر دارای فرزند دختر عقب مانده ذهنی با انتخاب تصادفی از مدارس استثنایی و 40 مادر دارای فرزند دختر عادی با انتخاب تصادفی از بین مادرانی که با گروه مورد همتاسازی شده بودند، می باشد. در این مطالعه از مقیاس سازگاری اجتماعی ویزمن وپی کل (1974) استفاده شد. این مقیاس یک مصاحبه نیمه سازمان یافته است که سازگاری اجتماعی رادرهفت نقش یا حوزه اصلی بررسی می کند. این نقشها شامل: سازگاری در شغل، فعالیتهای اجتماعی و فوق برنامه، روابط خویشاوندی، روابط زناشویی، نقش والدینی، روابط خانوادگی و وضعیت اقتصادی می باشد.
یافته ها: نتایج نشان داد که بین سازگاری اجتماعی مادران دختران عقب مانده ذهنی با سازگاری اجتماعی مادران دختران عادی تفاوت معنی داری وجود دارد. آنالیز واریانس و همبستگی نشان داد که بین سازگاری اجتماعی مادران دختران عقب مانده ذهنی با متغیرهای دموگرافیک سن کودک، سن مادر، میزان تحصیلات، طول مدت ازدواج، تعداد فرزندان وترتیب تولد فرزند عقب مانده ذهنی ارتباط معنی داری وجود ندارد .
نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصله به نظر می رسد در مجموع مادران دارای دختر عقب مانده ذهنی نسبت به مادران دختران عادی سازگاری اجتماعی کمتری دارند. "