مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶٬۰۰۱ تا ۳۶٬۰۲۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۲۰ مورد.
منبع:
چشم انداز مدیریت دولتی سال ۱۵ تابستتان ۱۴۰۳ شماره ۵۸
111 - 140
حوزههای تخصصی:
هدف: ایمنی و بهداشت کارکنان، مفهومی کلیدی و تاثیرگذار در صنعت است. این مفهوم در نظام نگهداری منابع انسانی و ایمنی و سلامت محیط سازمان، از این قابلیت برخوردار است که مخاطرات پیش روی سازمان، مدیران، کارکنان و حتی جامعه را به حداقل برساند. هم چنین، زمینه را فراهم می کند که سرمایه انسانی حاضر در سازمان، سطح مطلوبی از رفاه همه جانبه را تجربه نموده و رضایت شغلی و بهبود سطح عملکرد آنان را در پی خواهد داشت. لذا با این پیش فرض، پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل مناسب ایمنی و بهداشت کارکنان با رویکرد مدیریت سرمایه انسانی در صنعت نفت کشور انجام شده است.طراحی/ روش شناسی/ رویکرد: پژوهش حاضر به لحاظ پارادایم شناسی، تفسیری و از حیث هدف، کاربردی است. استراتژی تحقیق از نظر فرآیند اجرا کیفی بوده و جهت گردآوری داده ها از روش داده بنیاد و سبک اشتراوس و کوربین بهره برده است. استراتژی تحقیق به لحاظ ماهیت و روش، اکتشافی و از نظر منطق اجرا، استقرایی بود. در راستای عملی کردن این روش های پژوهشی، مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته به روش هدفمند توسط پژوهشگر انجام شد. مصاحبه های مذکور با تعداد 15 نفر از مدیران و کارشناسان حوزه ایمنی و بهداشت در صنعت نفت کشور و خبرگان دانشگاهی در رشته منابع انسانی صورت گرفت. گفتنی است که این مهم تا زمان حصول اشباع نظری ادامه داشت. اعتبارسنجی پژوهش کیفی نیز به روش لینکلن و گوبا و پایایی آن به روش باز آزمون صورت پذیرفت. هم چنین، فرآیند تجزیه و تحلیل در نظریه مذکور با کدگذاری باز آغاز شده و پس از آن، کدگذاری محوری و انتخابی در دستور کار قرار گرفت. شایان ذکر است که نمونه مورد مطالعه، مناطق نفت خیز جنوب بوده است.یافته های پژوهش: مطابق داده های حاصل از مصاحبه ها و تحلیل کیفی آن ها به روش داده بنیاد، 641 کد باز، 50 کد محوری و 23 کد انتخابی دسته بندی شدند. بر اساس کدهای حاصل: عوامل علی، پدیده محوری، عوامل زمینه ای، عوامل مداخله گر، راهبردها، و پیامدها شناسایی شده و در نهایت مدل ایمنی و بهداشت کارکنان تدوین گردید. بدین ترتیب؛ شرایط علی، مداخله گر و زمینه ساز ایمنی و بهداشت کارکنان به دست داده شدند. هم چنین نتایج نشان می دهد که پس از درنوردیدن مراحل سه گانه مدیریت راهبردی شامل تجزیه و تحلیل استراتژی، تدوین استراتژی و اجرای استراتژی، راهبردهای ایمنی و بهداشت کارکنان اکتشاف گردیدند. در ادامه نیز پیامدهای مدل مذکور اعم از کاهش حوادث ایمنی، بهبود بهداشت و سلامت، بهبود و توسعه مواد و تجهیزات، بهبود ایمنی و بهداشت محیط شغلی و در نهایت، بهبود ایمنی و بهداشت محیط زیست نمایان شد. لذا با به کارگیری و پیاده سازی مدل حاصل شده، می توان امیدوار بود که بخش بزرگی از خطرات و آسیب های موجود در زمینه ایمنی و بهداشت کارکنان را دیگر شاهد نبود. از سوی دیگر؛ شاهد رشد و تعالی سرمایه انسانی در نظام نگهداری منابع انسانی و بهبود محیط شغلی و محیط زیستی آنان بود. چرا که مجموعه این موارد منجر به پیشرفت صنعت نفت کشور و بهبود وضعیت جامعه خواهد بود.محدودیت ها و پیامدها: از جمله محدودیت های این تحقیق، دسترسی دشوار به اعضای نمونه برای انجام مصاحبه های تخصصی بود. هم چنین از نظرگاهی دیگر؛ فقدان پژوهش های مشابه در این حوزه و صرفاً وجود پژوهش های کمی بدون اتکا به تحقیق کیفی، شرایط سختی را به وجود آورده بود. در خصوص پیامدها نیز پژوهش حاضر به دلیل استفاده از روش کیفی، خلأ مبانی نظری و مفهومی را در تا حد امکان کاهش می دهد.پیامدهای عملی: استفاده از این مدل منجر به بهبود ایمنی و بهداشت کارکنان شده و تهدیدات پیش روی آن، شناسایی و کاهش داده خواهند شد. از منظر دیگر، شناسایی و دسته بندی مواد خطرناک انجام شده و ایمنی و سلامت محیط های درونی و بیرونی سازمان نیز بهبود می یابند. به علاوه نباید از نظر دور داشت که به دلیل بهره گیری از روش کیفی داده بنیاد، نتایج حاصل از این تحقیق، قابلیت تعمیم به سایر صنایع و سازمان ها را نیز دارا می باشد.ابتکار یا ارزش مقاله: تاکنون پژوهشی در راستای بهبود ایمنی و بهداشت کارکنان با رویکرد پژوهش کیفی مبتنی بر نظریه داده بنیاد صورت نگرفته و مدل پارادایمی مناسب در اختیار مدیران صنعت نفت قرار نگرفته است.نوع مقاله: مقاله پژوهشی
شناسایی عوامل مؤثر بر بروز سکته درون سازمانی در سازمان های دولتی استان قم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت فرهنگ سازمانی سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۷۲)
141 - 160
حوزههای تخصصی:
هدف: در صورت قطع ارتباطات مؤثر درون سازمان پدیده سکته درون سازمانی ظهور می یابد. بنابراین، توجه به عوامل مؤثر بر بروز سکته درون سازمانی اهمیت ویژه ای دارد. هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر بروز سکته درون سازمانی در سازمان های دولتی استان قم است.
روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی است و به روش کیفی انجام گرفت. جامعه پژوهش همه خبرگان آشنا به موضوع پژوهش و دارای تخصص و تجربه در زمینه رفتار سازمانی و منابع انسانی بودند که حداقل 10 سال سابقه فعالیت در سازمان های دولتی استان قم داشتند. به روش قضاوتی و با معیار اشباع نظری داده ها 18 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. برای تحلیل داده ها، روش تحلیل مضمون و کدگذاری استفاده شد.
یافته ها: بر اساس نتایج، در مجموع 29 عامل شناسایی شد که در شش طبقه فرعی و دو طبقه اصلی قرار گرفتند. عوامل فردی مؤثر بر بروز سکته سازمانی در سازمان های دولتی در سه طبقه فرعی قرار گرفت که عبارت اند از منفی گرایی (با سه مفهوم)، ضعف مهارت های ارتباطی (با پنج مفهوم)، و عدم گشودگی (با دو مفهوم). عوامل سازمانی/ مدیریتی در سه طبقه فرعی قرار گرفت که عبارت اند از عوامل ساختاری (با دَه مفهوم)، بستر ارتباطی نامناسب در سازمان (با پنج مفهوم)، و عوامل مدیریتی (با چهار مفهوم).
نتیجه: استفاده از این پژوهش به مدیران و دست اندرکاران سازمان های دولتی استان قم کمک می کند تا عوامل انسدادکننده ارتباطات را در سازمان شناسایی و کنترل کنند و از ارتباطات روان و مؤثر در سازمان بهره مند شوند.
اثر تقاضای شغلی، ابهام نقش، فراشایستگی ادراک شده، و حمایت سازمانی بر رفاه کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت فرهنگ سازمانی سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۷۳)
211 - 227
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر تقاضای شغلی، ابهام نقش، فراشایستگی ادراک شده، و حمایت سازمانی بر رفاه کارکنان بر اساس مدل تقاضا منابع شغلی صورت گرفت. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه گردآوری داده ها پیمایشی است. جامعه آماری کلیه کارکنان دانشگاه رازی کرمانشاه بود که 490 نفر بودند و با استفاده از جدول مورگان 215 نفر از آن ها از دانشکده های مختلف و با روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی به صورت نمونه انتخاب شدند؛ که به تناسب هر دانشکده نمونه مورد نظر انتخاب شد. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه بود. تحلیل داده ها با استفاده از رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری با روش حداقل مربعات جزئی از طریق نرم افزار Smart PLs3 انجام شد. یافته های پژوهش نشان می دهد تقاضای شغلی، ابهام نقش، و فراشایستگی ادراک شده سبب کاهش رفاه کارکنان و حمایت سازمانی سبب افزایش رفاه کارکنان می شود. بهبود رفاه و حمایت از کارکنان سبب موفقیت سازمان می شود و اگر سازمان کارکنان را مورد حمایت خود قرار دهد، آن ها احساس تعهد بیشتری به سازمان خواهند داشت و در جهت افزایش عملکرد و دستیابی به اهداف سازمان تلاش می کنند. از این رو یافتن عوامل مؤثر بر رفاه کارکنان امری ضروری است که می تواند سبب موفقیت سازمان شود.
کارکردهای یادگیری استراتژیک در نوآوری سبز و عملکرد پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۷
299 - 316
حوزههای تخصصی:
رقابت و موفقیت در صنایع گوناگون با مفهوم پایداری عملکرد ترکیب شده است و حرکت به سوی عملکرد پایدار همواره چالش جدی و مقدمه ای جهت دستیابی به توسعه پایدار در سیستم اقتصادی هر کشور است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر نوآوری سبز بر عملکرد پایدار شرکت های تولیدی و صنعتی با تحلیل نقش میانجی یادگیری استراتژیک است. روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی و ازنظر جمع آوری داده ها، توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل مدیران 197 شرکت کوچک و متوسط فعال در شهرک صنعتی بوعلی استان همدان بودند که تعداد 125 نفر از مدیران این شرکت ها با روش تصادفی ساده انتخاب شدند. یافته ها حاکی از تأثیر مثبت نوآوری سبز بر یادگیری استراتژیک و عملکرد پایدار شرکت های تولیدی و صنعتی است. علاوه براین، یادگیری استراتژیک نقش میانجی بین نوآوری سبز و عملکرد پایدار دارد. نتایج نشان می دهند، نوآوری سبز و یادگیری استراتژیک از عوامل مهم اثرگذار بر عملکرد پایدار هستند. همچنین، نتایج در حوزه مباحث نوآوری سبز، یادگیری استراتژیک و عملکرد پایدار، نوآوری های نظری به همراه داشته و به مدیران و ذی نفعان صنایع گوناگون در درک چگونگی تأثیرگذاری نوآوری سبز بر عملکرد پایدار با تأکید بر یادگیری استراتژیک کمک می کند.
طراحی الگوی رهبری شرکت های دانش بنیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۸
283 - 301
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش طراحی الگوی رهبری شرکت های دانش بنیان اصفهان و با بهره گیری از رویکرد ترکیبی و استفاده از طرح نظریه داده بنیاد در بخش کیفی است. به این منظور ضمن انجام مصاحبه باز با 17 نفر از مدیران ارشد شرکت های دانش بنیان و خبرگان دانشگاهی، مجموعه ای از مضامین اولیه طی فرآیند کدگذاری گردآوری و از دل آن ها مقوله هایی استخراج گردید. سپس پیوند میان این مقوله ها ذیل پارادایم کدگذاری تشریح و نظریه خلق شد. در بخش کمّی پژوهش بر اساس نتایج بخش کیفی پرسشنامه ای تدوین و 220 نفر از مدیران و کارکنان شرکت های دانش بنیان آن را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از نرم افزار ایموس و روش مدل سازی معادلات ساختاری مورد آزمون قرار گرفت. بدین ترتیب یافته ها حاکی از آن است که افزایش حرفه ای گرایی، ماهیت دانشی شرکت دانش بنیان، حفظ بقا و تداوم، تقویت مزیت رقابتی و پویایی محیطی و قابلیت شرکت در انطباق با تغییرات محیطی عوامل علّی، هدایت یادگیری، نقش الگویی رهبر، ایجاد فضای دانشی و حمایت رهبری دانش مدار از یادگیری مؤلفه های پدیده محوری، بستر فناورانه و زیرساخت ها، بستر اشتراک دانشی و کارکنان دانشی، بستر فرهنگی، بستر اقتصادی، بستر ساختاری و کنترلی و بستر تعاملی و ارتباطی عوامل زمینه ای، عوامل اجتماعی فرهنگی، عوامل اقتصادی، عوامل حقوقی و قانونی، دولت و نهادهای وابسته عوامل مداخله گر، راهبردهای انگیزش محور، جذب و نگهداشت نیروی انسانی شایسته، بهبود جوّ مشارکت، استفاده از ظرفیت های بالقوه برون سازمانی، دانش آفرینی و دانش اندوزی، راهبردهای زیرساخت محور، تأمین مالی و راهبردهای آموزش محور و فرهنگ ساز راهبردها و بهبود عملکرد و مزیت رقابتی، رضایت شغلی و بهبود کیفیت زندگی کاری، ماندگاری کارکنان دانشی و ثبات شرکت، تعلق سازمانی و درگیری ذهنی عاطفی کارکنان، بهبود و توسعه مهارت های کارکنان دانشی و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی پیامدهای الگوی رهبری دانش مدار بودند. سرانجام یافته های بخش کمّی نشان داد که الگو از برازش قابل قبول برخوردار بوده و تمامی روابط بین عوامل در این الگو مورد تأیید قرار گرفت.
بررسی تأثیر رهبری اصیل بر روی کامیابی کارکنان در محیط کار در صنعت هتلداری: نقش تعدیلگری سیاست سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت گردشگری سال ۱۹ بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۵
183 - 208
حوزههای تخصصی:
امروزه با عنایت به گسترش صنعت گردشگری و هتلداری و نقش کیفیت رهبری در ارتقا و توسعه موفقیت آمیز این صنعت، پژوهش های متعددی در این جامعه آماری با در نظر گرفتن شرایط خاص محیطی انجام گرفته است. همچنین، پژوهش های اخیر رابطه مستقیم، مثبت و معناداری بین رهبری اصیل، موفقیت سازمانی، رشد و ظهور در بخش گردشگری ارائه کرده اند. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر رهبری اصیل بر روی کامیابی کارکنان در محیط کار در صنعت هتلداری با توجه به نقش تعدیلگری سیاست سازمانی است. در این راستا، از روش کمی (همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری) بهره گرفته شد. جامعه آماری پژوهش، کارمندان هتل ها بودند و پس از تعیین حجم نمونه توسط جی پاور و توزیع پرسشنامه، 349 داده از کارمندان هتل ها در شیراز جمع آوری شد. ابتدا پایایی و روایی مورد بررسی قرار گرفت و سپس فرضیه ها با نرم افزار اس پی اس اس و ماژول پراسس آزمون شد. نتایج نشان داد که رابطه مثبت و معناداری بین رهبری اصیل و کامیابی در کار وجود دارد و همچنین، سیاست سازمانی به عنوان متغیر تعدیلگر نشان داد با افزایش میزان سیاست سازمانی در محل کار، اثر گذاری رهبری اصیل بر کامیابی در کار کارکنان افزایش می یابد. این یافته مهم نشان می دهد که در سازمان هایی با سطح بالای سیاست سازمانی، رابطه مثبت بین رهبری اصیل و کامیابی کارکنان در کار اهمیت بیشتری پیدا می کند.
ارزیابی معیارهای احداث دهکده میراث در محوطه های میراث جهانی (مطالعه موردی: مجموعه تاریخی شهرستان فیروزآباد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت گردشگری سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۶
7 - 40
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، ارزیابی معیارهای ایجاد دهکده میراث فرهنگی در محوطه جهانی فیروزآباد است. روش تحقیق در این پژوهش به صورت توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات اسنادی، بررسی های میدانی و پرسش نامه محقق ساخت صورت گرفته است. جامعه فعالان گردشگری به عنوان جامعههدف و 350نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای پردازش داده ها از رویکرد کمی مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان می دهند که معیارهای احداث دهکده میراث در مجموعه جهانی فیروزآباد در وضعیت مطلوبی قرار دارد. اما با مشکلاتی همچون کمبود مطالعات فراگیر و تطبیقی، مشکلات مدیریتی و برنامه ریزی مواجه است. زیرساخت ها و ملزومات صنعت سفر به عنوان ارکان تسهیل کننده عملکرد دهکده میراث از اهمیت بالایی برخوردار هستند، اما بر اساس شواهد میدانی با استانداردهای جهانی فاصله داشته و نیازمند سرمایه گذاری می باشد. حمایت جامعه محلی از فعالیت های مرتبط با دهکده میراث بسیار اهمیت دارد؛ آموزش و افزایش آگاهی این جامعه نسبت به منافعی که از صنعت گردشگری بهره مند می شوند، می تواند به تضمین حمایت عملی از این پروژه کمک کند.
بایسته های تولید و پخش اخبار نوجوانان دهه هشتادی شهر تهران در رسانه ملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
متولدین دهه هشتاد که در سال های 85 تا 87 به دنیا آمده اند؛ نوجوانان امروز جامعه هستند که در معرض انتشار اخبار و اطلاعات درست و نادرست در رسانه های مختلف قرار گرفته اند. هدف این تحقیق شناسایی بایسته های تولید و پخش اخبار نوجوانان دهه هشتادی شهر تهران در رسانه ملی است. برای این منظور پژوهش با روش تحقیق آمیخته انجام شد. برای گرد آوری اطلاعات مورد نیاز از دو ابزار پرسشنامه محقق ساخته و مصاحبه عمیق استفاده گردید. جامعه آماری در بخش کمی نوجوانان 15 تا 17 سال ساکن شهر تهران می باشد که با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر به روش نمونه گیری طبقه ای به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند و در بخش کیفی 10 نفر از متخصصان حوزه کودک و نوجوان انتخاب شدند. همچنین در تحلیل بخش کمی از شاخص-های مرکزی و در بخش کیفی از تحلیل محتوا استفاده شد. یافته ها نشان می دهد که هنوز میزان استفاده از رسانه ملی در بین نوجوانان بیشتر از سایر رسانه ها می باشد. نوجوانان بر مسائل سیاسی و اجتماعی تمرکز بیشتری نسبت به سایر موضوعات دارند و بیش از نیمی از اطلاعات خبری را از رسانه ملی دریافت می نمایند و تولید بخش خبری ویژه نوجوانان را از ضروریات رسانه ملی می دانند. بایسته های استخراج شده در 6 مولفه تیتراژ، محتوای اخبار، گزارش، گوینده، استودیو و فراخوان طبقه بندی شد. به همین منظور رسانه ملی می تواند با ایجاد اعتماد، ذائقه سازی و پخش برنامه بر بستر اینترنت در همه زمینه ها بر نوجوانان تأثیرگذار باشد و با رعایت بایسته های برنامه خبری، نوجوانان را جذب کند.
مدل سازی قیمت تمام شده خدمات بانکی با استفاده از روش هزینه یابی مبتنی بر فعالیت و پویایی شناسی سیستم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت صنعتی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۴
206 - 229
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: پاسخگویی به نیاز سهامداران و سرمایه گذاران، کسب سود و درآمد و پوشش هزینه های جاری از بزرگ ترین اهداف هر واحد اقتصادی است. بانک ها و مؤسسه های مالی نیز از این قاعده مستثنا نیستند و محاسبه و درک هزینه از مهم ترین فعالیت های آن ها به شمار می رود. رشد سازمان ها در دنیای رقابتی امروز نیازمند اتخاذ استراتژی های مناسب درجهت افزایش کیفیت خدمات و محصولات و کاهش قیمت تمام شده آن ها است. برای رسیدن به این هدف در اختیار داشتن ابزاری برای تحلیل هزینه های مرتبط و سیاست گذاری در زمینه بهای تمام شده خدمات و محصولات اهمیت بسزایی دارد. در عصر حاضر، شرکت هایی که از سیستم هزینه یابی سنتی استفاده می کردند، مجبور به کنارگذاری سیستم قدیمی خود و پذیرش سیستم های هزینه یابی جدیدتر شده اند. سیستم های هزینه یابی سنتی عمدتاً از اندازه گیری های حجمی برای تخصیص هزینه ها استفاده می کردند؛ اما سیستم های هزینه یابی مدرن باید پویا و انعطاف پذیر باشند و امکان محاسبه انواع مختلف هزینه ها از جمله محصولات، فعالیت ها، کانال های توزیع و مشتریان را با در نظر گرفتن همه تنوع و پیچیدگی هایی که مشخص کننده فرآیندهای تولید و کسب وکار مدرن هستند، فراهم کنند. در این پژوهش، مدلی برای محاسبه بهای تمام شده خدمات بانکی مبتنی بر هزینه یابی بر مبنای فعالیت طراحی و ارائه شده است.
روش ها: با توجه به شاخص ها و تعاریف موجود از انواع روش پژوهش، پژوهشی حاضر از نوع توسعه ای-کاربردی است. با توجه به وجود عوامل مختلف تأثیرگذار بر قیمت تمام شده و اثرات غیرخطی و حلقوی آن ها و در نظر گرفتن بانک به عنوان یک سیستم پیچیده، از روش پویایی شناسی سیستم ها برای مدل سازی بهره گرفته شد. از نظر گردآوری داده ها، این پژوهش از نوع توصیفی است. روش های گردآوری داده ها، مطالعات کتابخانه ای شامل بررسی منابع و مراجع موجود در زمینه هزینه یابی بر مبنای فعالیت و اصول پویایی شناسی سیستم ها، شبیه سازی های صورت گرفته در خصوص بهای تمام شده خدمات بانکی با رویکرد پویایی شناسی سیستم ها و منابع دیگر اعم از کتاب ها، مجلات، مقاله ها و پایان نامه های داخل و خارج از کشور از طریق کتابخانه های معتبر، مراکز جست وجوی اطلاعات و سایت های معتبر است.
یافته ها: در این پژوهش مدل های تفضیلی مربوط به دو محصول، یعنی محصول مضاربه و محصول سپرده طراحی شده است؛ سپس نمودارهای علت و معلولی و نرخ و حالت آن ها رسم شده و پس از آزمون مدل ها، سیاست های پیشنهادی طراحی و مقایسه شده اند. در این پژوهش، چهار سیاست ارتقای بهره وری، تعدیل نیروی انسانی، بازمهندسی فرایندهای کسب وکار و مکانیزه کردن فرایندها برای بهبود رفتار سیستم پیشنهاد شده است. برای انتخاب بهترین سیاست، یعنی سیاستی که بتواند بیشترین میزان کاهش هزینه ها را در دوره مشابه به دنبال داشته باشد، همه سیاست ها با هم مقایسه شدند. نتایج این مطالعه نشان می دهد که سیاست مبتنی بر مکانیزه شدن و بازمهندسی فرآیندها سیاست بهتری هستند؛ بنابراین سیاست گذاری عمومی بانک برای کاهش قیمت تمام شده محصولاتش می تواند ترکیبی از بازمهندسی فرایندها و بعد مکانیزه کردن آن ها باشد.
نتیجه گیری: با درنظرگرفتن محیط پویای کسب وکار و بانک به عنوان یک سیستم پیچیده که در آن متغیرهای زیادی از یکدیگر تأثیر پذیرفته و بر روی هم تأثیر می گذارند، از رویکرد پویایی شناسی سیستم ها برای مدل سازی بهای تمام شده خدمات بانکی استفاده شد. نتایج شبیه سازی نشان می دهد سیاست گذاری عمومی بانک برای کاهش قیمت تمام شده محصولاتش می تواند ترکیبی از بازمهندسی فرایندها و مکانیزه کردن آن ها باشد.
بررسی تأثیر سواد مالی بر جامعه پذیری و خودکارآمدی مالی (مورد مطالعه: دانش اموزان دوره متوسط در افغانستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های رهبری آموزشی سال ۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۰
96 - 129
حوزههای تخصصی:
سواد مالی برای افراد مختلف معنی متفاوتی دارد برای برخی یک مفهوم گسترده شامل درک اقتصادی و چگونگی تأثیر تصمیمات خانواده در شرایط اقتصادی و برای برخی دیگر مفهوم تمرکز روی مدیریت پول از جمله بودجه بندی، پس انداز، سرمایه گذاری و بیمه را دارد، یکی از دغدغه های بشر رفاه و آسایش در زندگی است این مهم در دوره حیات زمانی ممکن می شود که سواد مالی گسترش یابد، هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر سواد مالی والدین بر سواد مالی دانش آموزان و ارتباط سواد مالی با جامعه پذیری مالی و خودکارآمدی مالی دانش آموزان دوره متوسطه درافغانستان (شهر مزار شریف) بوده و لذا این پژوهش با روش توصیفی همبستگی انجام داده شده، جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان دوره متوسطه شهر مزارشریف در سال1400 و جامعه آماری مدِنظر 3180 دانش آموز با والدینشان با تفکیک (1505 دختر1675 پسر) بودند که با استفاده از جدول مورگان به تعداد 282 دانش آموز (134پسر 148دختر)برای نمونه انتخاب گردید و دانش آموزان و والدین به پرسشنامه سواد مالی پاسخ دادند، داده ها از طریق همبستگی و مدل ساختاری با استفاده از نرم افزار Spss22و Amos22 تحلیل گردید و نتایج نشان داد که سواد مالی والدین بر سواد مالی دانش آموزان تأثیر دارد و سواد مالی با جامعه پذیری مالی و خودکارآمدی مالی نیز ارتباط دارد. لذا می توان به گسترش سواد مالی در جامعه از طریق والدین مبادرت ورزید و پیشنهاد می شود مدارس ضمن آموزش و تقویت سواد مالی دانش آموزان ابتکار به خرج داده و کارگاه های آموزش سواد مالی برای اولیاء نیز برگزار نمایند.
تأثیر فعالیت های بدنی ادغام شده با بازی وارسازی در کیفیت اوقات فراغت دانش آموزان (مطالعه موردی: دانش آموزان دختر مقطع متوسطه شهر اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و اوقات فراغت دوره ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۷
81 - 102
حوزههای تخصصی:
امروزه با گسترش روزافزون فنّاوری و افزایش نیازهای روانی و جسمی جوانان، توجه به ارتقای کیفیت زندگی آنان به یکی از اولویت های اجتماعی تبدیل شده است. بر این اساس، پژوهش حاضر به منظور بررسی تأثیر فعالیت های بدنی ادغام شده با گیمیفیکیشن در کیفیت اوقات فراغت دانش آموزان انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی بود و با روش نیمه تجربی و با استفاده از پرسش نامه اوقات فراغت ابراهیمی و همکاران اجرا شد. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر مقطع دوره دوم متوسطه شهر اردبیل بود که 30 نفر به صورت نمونه گیری دردسترس انتخاب و به دو گروه 15 نفریِ آزمایش و کنترل تقسیم شدند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های پارامتریک شاپیروویلک، آنالیز واریانس دوسویه و تعقیبی بونفرونی در سطح معناداری (05/0P<) با استفاده از نرم افزار SPSS 26 استفاده شد. بررسی ها نشان داد عوامل زمان و گروه به همراه تعامل بین زمان و گروه، تأثیرات معناداری در مهارت های تصمیم گیری، آگاهی از فراغت، روابط اجتماعی و خودآگاهی داشتند. این تأثیرات به صورت آماری در تمامی مؤلفه ها با سطوح معنی داری P<0.001 و اندازه تأثیرات متغیر d=0.935)، d=0.898، d=0.934 و (d=0.937 برای مهارت تصمیم گیری، آگاهی از فراغت، روابط اجتماعی و خودآگاهی به ترتیب نشان داده شد. این یافته ها اهمیت زمان و تفاوت های بین گروه ها را در توسعه و بهبود این مهارت ها برجسته می کنند و تأکید می کنند که تعامل بین زمان و گروه نیز در این پیشرفت نقش دارد. با توجه به نتایج به دست آمده از پژوهش، نتیجه گرفته می شود که ادغام تمرینات ورزشی با گیمیفیکیشن، به طور معناداری موجب افزایش کیفیت اوقات فراغت دانش آموزان می شود
ارائه سناریوهای بازآفرینی شهری در محله خواجه ربیع در شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
92 - 107
مقدمه: در دهه های اخیر رشد شتابان شهرنشینی معضلاتی را به همراه آورده است که از پیامدهای آن، شدت یافتن ضریب آهنگ تغییرات فضایی - کالبدی و ناکارآمدی بافت های شهری می باشد. این روند افزایش جمعیت، افت منزلت های اجتماعی، نابسامانی در سازمان فضایی - کالبدی، اقتصادی و کارکردی را در محله های شهری که نقش اساسی در حیات و زوال شهر دارند؛ به همراه آورده است. در این میان محله خواجه ربیع در مشهد، یکی از محلاتی است که در دهه های اخیر با مسائلی مانند فقر، فرسایش فیزیکی و اجتماعی وکاهش سطح زندگی همراه بوده است دراین محله علاوه بر آنکه قشر کم درآمد وکم برخوردار ساکن بوده که توان مالی مناسبی برای بهبود کیفیت زندگی خود را نداشته اند، وجود یکی از مهم ترین آرامستان های شهر نیز درآن احتمال متروک شدگی وتنزل کیفیت این بافت را در پی خواهد داشت، به همین دلیل اجرای یک برنامه جامع و پایدار برای بازآفرینی این محله به منظور بهبود کیفیت زندگی ساکنان ضروری می باشد. از این رو این پژوهش، با هدف ارئه سناریو های بازآفرینی شهری در محله خواجه ربیع در شهر مشهد تا افق 1412 وتدوین راهبردهای تحقق بازآفرینی شهری در محله خواجه ربیع انجام شده است. مواد و روش هاروش تحقیق در این پژوهش، توصیفی - تحلیلی و مبتنی بر انجام مطالعات اسنادی و کتابخانه ای است. بدین منظور، در بخش مبانی نظری، متغیرهای پژوهش جمع آوری و با روش تحلیل ساختاری (در این روش تأثیرگذاری و تأثیرپذیری متغیرهای پژوهش باتوجه به طیف امتیازبندی 0 تا3 که 0 به منزله بدون تاثیر، یک به منزله تاثیر ضعیف، دو به منزله تاثیر متوسط، سه به منزله تاثیر زیاد و p به معنای اثرگذاری مستقیم و غیر مستقیم به صورت بالقوه هستند)رتبه بندی شدند. پس ازآن، جامعه آماری از گروه نخبگان به حجم نمونه 20 نفراز میان کارشناسان شهرسازی، شهرداری منطقه سه، اساتید دانشگاه و دانشجویان دکترا انتخاب گردیدند و با نظر سنجی های صورت گرفته در قالب پرسشنامه ماتریس اثرات متقاطع، متغیرهای تاثیر گذار در میک مک شناسایی و پیشران های کلیدی از بین متغیرهایی با اثرگذاری و عدم قطعیت بالا انتخاب شدند . در گام بعد، با مصاحبه های انجام شده با کارشناسان دفتر تسهیل گری 22 بهمن در مشهد به تعداد 10 نفر، حالت های احتمالی پیشران های کلیدی و وضع موجود شناسایی و با استفاده از روش تحلیل تاثیر متقابل در سناریو ویزارد، سناریوهای سازگار تعیین گشت. در نهایت با شناسایی نقاط قوت و ضعف و فرصت و تهدید که وضعیت موجود را نشان می دهند و سناریوهای حاصل شده، با استفاده از مدل swot به تعیین راهبردهای تحقق سناریو مطلوب و کنترل سناریو فاجعه پرداخته شد.یافته هایافته ها در میک مک نشان می دهد داده ها از 74% روایی مطلوب برخوردار می باشند و پراکنش متغیرها در نقشه اثر وابستگی مستقیم بیانگر وجود یک سیستم ناپایدار در حوزه بازآفرینی در محله خواجه ربیع بوده است. متغیرهایی که به عنوان پیشران های کلیدی در نرم افزار میک مک شناسایی شده و پیش بینی می شود می توانند در هدایت سیستم محله خواجه ربیع به سوی پایداری نقش داشته باشند، شامل: دسترسی به خدمات، امکانات و تسهیلات اجتماعی، تجهیزات و زیرساخت ها، نوع توسعه، شبکه معابر، سرمایه گذاری در فرایند نوسازی و بهسازی محله، نوع مدیریت، نوع برنامه ریزی، نوع مشارکت ساکنین، قوانین و مقررات بازافرینی محله و اجرای پروژه می باشد. یافته ها در سناریو ویزارد در خروجی دیاگرام شبکه سیستم بازافرینی شهری محله خواجه ربیع، بیانگر آن است که پیشران های سرمایه گذاری در فرایند نوسازی و بهسازی، نوع مشارکت ساکنین و قوانین و مقررات بازافرینی محله نسبت به سایر پیشران ها در این محله از اهمیت بیشتری بر خوردار بوده و قادرند به طور موثری سیستم را کنترل کنند. خروجی سناریوهای سازگار، سناریوها را در دو گروه مطلوب با 289 درصد سازگاری شامل: دسترسی تمام ساکنین به خدمات، امکانات و تسهیلات اجتماعی، توسعه کامل تجهیزات و زیرساخت های محله، توسعه میان افزا و رشد هوشمند در محله، ساماندهی شبکه معابر در تمامی ابعاد (ترافیکی، آسفالت و ...)، تخصیص بسته های تشویقی برای سرمایه گذاری در فرایند نوسازی و بهسازی برای همه ساکنین، حکمروایی خوب شهری در طرح بازآفرینی محله، تدوین برنامه جامع بازآفرینی محله، ظرفیت سازی و نهاد سازی در تمامی ابعاد، نظارت بر اجرای کامل قوانین و مقررات بازافرینی محله و به کار گیری مشاوران حرفه ای در تدوین و اجرای طرح بازافرینی محله و فاجعه با 356 درصد سازگاری شامل: عدم توجه دسترسی به خدمات، امکانات و تسهیلات اجتماعی، عدم توسعه تجهیزات و زیرساخت های محله، پراکنده رویی و رشد بدون برنامه، عدم وجود بسته های تشویقی، برنامه ریزی از بالا به پایین، عدم تدوین برنامه جامع بازافرینی، عدم ظرفیت سازی و نهادسازی، عدم نظارت بر اجرای قوانین و مقررات بازافرینی محله و عدم اجرای طرح بازافرینی دسته بندی کرده است. نتیجه گیرینتایج نشان می دهد ایجاد فضاهای فرهنگی، فراغتی و ورزشی مانند احداث کتابخانه و پارک برای دسترسی تمامی ساکنین به خدمات، امکانات و تسهیلات اجتماعی، استفاده از زمین های بایر و سرمایه گذاری جهت ایجاد اماکن گردشگری و ایجاد مراکز تجاری و برندسازی در نزدیکی آرامگاه خواجه ربیع برای توسعه میان افزا و رشد هوشمند در محله، کفسازی باکیفیت پیاده روها با حمایت شهرداری برای ساماندهی شبکه معابر، حمایت بخش خصوصی و دولتی در ساخت وساز مساکن و اعطای وام به مردم و سرمایه گذاری جهت ایجاد مشاغل جدید در محله برای تخصیص بسته های تشویقی و نوسازی و بهسازی محله برای تمامی ساکنین، عدالت فضایی در رسیدگی به محله توسط شهرداری برای حکمروایی خوب شهری، جلب مشارکت سرمایه گذاران از طریق اعطای امتیازات تشویقی برای نوسازی محله جهت ظرفیت سازی و نهادسازی مهم ترین راهبردها جهت بازآفرینی محدوده خواجه ربیع خواهد بود.
بررسی روند، جهت و عوامل مؤثر بر انتقال کاربری زمین در منطقه کلان شهری تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
180 - 201
مقدمه: انتقال کاربری زمین به معنای تغییرات در مورفولوژی های کاربری اراضی، از جمله مورفولوژی غالب و مورفولوژی مغلوب یک منطقه خاص، طی یک دوره زمانی معین ناشی از تحولات اقتصادی اجتماعی است. در واقع، فرایندی است که انواع مختلف کاربری زمین به صورت فضایی با هم درگیر می شوند و بین عوامل طبیعی و توسعه اجتماعی اقتصادی، تعامل پیچیده ای شکل می گیرد و دولت های چندسطحی سعی می کنند با تغییر مورفولوژی کاربری زمین، تضادها و تعارضات نوظهور که عمدتاً ناشی از تغییر عرضه و تقاضای انواع کاربری زمین است را کاهش دهند تا به فعالیت های مختلف انسانی پاسخ گو باشند. هدف اصلی این پژوهش، بررسی فرایند، روند و جهت انتقال کاربری زمین در منطقه کلان شهری تهران است. تحقیق حاضر به دنبال شناسایی نیروهای محرک انتقال کاربری زمین منطقه کلان شهری تهران و میزان اثرگذاری عوامل بر تغییرات طولانی مدت در ساختار و عملکرد کاربری زمین در منطقه کلان شهری تهران است.مواد و روش هابراساس اهداف پژوهش، تحقیق حاضر ماهیتی توصیفی تحلیلی دارد. پارادایم به کارگرفته شده کمی گرا است. به دلیل استفاده از داده های عددی، تحلیل های آماری، به کارگیری متغیرهای وابسته و مستقل و وابستگی تحقیق به منطق استقرایی در جهت شناسایی، توصیف و تبین انتقال کاربری زمین، از پارادایم کمی گرا استفاده شده است. از نظر بازه زمانی، پژوهش از نوع مطالعات طولی است، چراکه کاربری زمین را در دو بازه زمانی حال و گذشته بررسی کرده است. روش جمع آوری داده های مورد نیاز تحقیق حاضر، کتابخانه ای و مطالعه اسناد است. برای جمع آوری داده های مورد نیاز برای بررسی میزان انتقال کاربری زمین و متغیرهای تأثیرگذار بر انتقال کاربری زمین در منطقه کلان شهری تهران از داده های مرکز آمار، اسناد فرادست و تصاویر ماهواره ای استفاده شده است. برای بررسی روند و جهت انتقال کاربری زمین از ماتریس انتقال کاربری زمین بهره گرفته شد که با نرم افزار TerrSet نقشه انواع انتقال استخراج و از طریق نرم افزار GIS نقشه های مورد نظر تهیه شد. در راستای شناسایی عوامل مؤثر بر انتقال کاربری زمین در این منطقه از مدل سازی رگرسیون وزن دار جغرافیایی (GWR)، حداقل مربعات معمولی (OLS)، مدل رگرسیون لجستیک در محیط نرم افزارهای GIS و TerrSet استفاده شد.یافته هاطی 20 سال اخیر، منطقه کلان شهری تهران تحت تأثیر نیروی محرکه رشد جمعیت و افزایش نرخ شهرنشینی و به تبع آن، افزایش فعالیت های انسانی، رشد و توسعه سریع اقتصادی قرار گرفته است. فرایندی که انتقال کاربری زمین در منطقه کلان شهری تهران طی کرده است ابتدا روندی کاهشی برای اراضی کشاورزی، جنگل و مرتع و روندی افزایشی برای زمین های ساخته شده و پهنه های آبی است. روند کاهشی اراضی کشاورزی در مرکز و شمال شرقی منطقه، روند کاهشی مراتع در نیمه غربی و جنوب منطقه و روند کاهشی جنگل در جنوب شرقی منطقه است که جهت انتقال از اراضی کشاورزی، جنگل و مرتع به زمین های ساخته شده است. در ارتباط با شدت انتقال می توان گفت که در بیشتر نواحی روندی طولانی مدت و فعال را نشان داده که در بیشتر شهرستان ها شدت انتقال از اراضی کشاورزی، جنگل و مرتع به اراضی ساخته شده فعال است و تنها در شهرستان های فردیس، ورامین، ری، طالقان، اسلامشهر، دماوند، پردیس و شمیرانات شدت انتقال در اراضی کشاورزی فعال است. همچنین، بررسی ها نشان داد مناطق فعال در افزایش مراتع در شهرستان های فردیس، ورامین، اسلامشهر و ری مشاهده شده است. تغییرات فضایی تراکم جمعیت، بیشترین اثر مثبت را بر انتقال کاربری زمین در منطقه کلان شهری تهران داشته است. متغیر تأثیرگذار دیگر، شیب منطقه است که به عنوان عامل کلیدی و بازدارنده از عوامل طبیعی محسوب می شود و در نواحی مرکزی، شمال غربی و جنوب شرقی که شیب مناسبی در منطقه کلان شهری تهران دارد تاثیر بیشتری بر انتقال کاربری زمین گذاشته است.نتیجه گیریاز نتایج بررسی ویژگی های انتقال کاربری زمین در منطقه کلان شهری تهران چنین حاصل شد که مورفولوژی کاربری زمین در منطقه کلان شهری تهران دچار تغییر و تحولاتی طی دوره 20ساله شده است که پدیده انتقال زمین های کشاورزی، مرتع و جنگل به زمین های ساخته شده شکل گرفته است که می توان آن را ناشی از سیاست ها و برنامه ریزی نادرست کاربری زمین در سطوح چندگانه دانست که نتوانسته اند میان عرضه و تقاضا تعادل برقرار سازند. فرایندی که انتقال کاربری زمین در منطقه کلان شهری تهران طی کرده است به این صورت بوده که منطقه کلان شهری تهران شاهد تغییرات کمی، تحولات ساختاری و نحوه پراکنش کاربری های کشاورزی، مراتع، جنگل و زمین های ساخته شده و بایر در فضا بوده است. این منطقه با روند کاهشی زمین های کشاورزی، مرتع و جنگل و روند افزایشی زمین های ساخته شده اعم از زمین های شهری و صنعتی مواجه شده که ناشی از افزایش تقاضا است. در منطقه کلان شهری تهران برای انتقال از زمین های کشاورزی، مرتع و جنگل به زمین های ساخته شده و بایر بوده است، به گونه ای که رابطه میان انتقال زمین های کشاورزی، مرتع و جنگل در منطقه کلان شهری تهران در بازه زمانی با انتقال زمین های ساخته شده و بایر از نوع رابطه دوسویه و مثبت است.در نهایت، عوامل و نیروهای محرکه انتقال کاربری زمین در منطقه کلان شهری تهران را با استفاده از مدل رگرسیون لجستیک و حداقل مربعات معمولی و رگرسیون وزن دار جغرافیایی پرداخته شد. در مدل لجستیک از میان 10 متغیر مستقل به ترتیب فاصله از مراکز روستایی با ضریب تأثیر 4/207، فاصله از زمین های ساخته شده با ضریب تأثیر 1/205، شیب با ضریب تأثیر 3/001- و تولید ناخالص داخلی با ضریب تأثیر 0/9175 بیشترین تأثیر را بر انتقال کاربری زمین در منطقه کلان شهری تهران داشته اند. در مدل حداقل مربعات معمولی تراکم جمعیتی به عنوان یک عامل اجتماعی در منطقه کلان شهری تهران دارای ارتباطی مستقیم و قوی با انتقال کاربری زمین است. پس از آن، شیب و ارتفاع به عنوان عوامل و نیروهای محرکه طبیعی دارای ارتباطی قوی، اما منفی با انتقال کاربری زمین در منطقه کلان شهری تهران دارند. با پیاده سازی مدل رگرسیون وزن دار جغرافیایی متغیرهای تراکم جمعیت، فاصله از زمین های ساخته شده، فاصله از مراکز روستایی و شیب منطقه قدرت بیشتری در انتقال کاربری زمین در منطقه کلان شهری تهران داشته است. در مجموع، برای حل معضلات موجود در حوزه انتقال کاربری زمین باید سیاست های زمین از بعد کمی به بعد کیفی تغییر کند و دولت این موضوع را بیش از پیش جدی بگیرد تا از منابع طبیعی و زمین های باارزش حفاظت شود. علاوه بر این، باید به منافع عمومی توجه بیشتری شود و یک سیستم شفاف اطلاعات کاربری زمین و نظارت عمومی بر سیاست گذاری ها تعبیه شود. همچنین، برای کاهش بیش از حد انتقال زمین های کشاورزی به زمین های ساخته شده شهری و صنعتی باید بین زمین های اکولوژیکی و زمین های زراعی با زمین های ساخته شده، تناسب ایجاد شود و تخصیص فضا به صورت بهینه صورت پذیرد. در کنار این، می توان به ترویج کشاورزی مدرن، توسعه درون زا و افزایش کارایی تولید کشاورزی مبادرت کرد. در نهایت از طریق تثبیت، بهره برداری، احیا، اصلاح و حفاظت از زمین های کشاورزی، جنگل و مراتع، به یکپارچه سازی انواع کاربری زمین در منطقه کلان شهری تهران اقدام لازم انجام گیرد.در پاسخ به اثرات منفی انتقال کاربری زمین در منطقه کلان شهری تهران بر توسعه اقتصادی روستایی، می توان فرصت های شغلی اضافی و فعالیت های حمایتی معیشتی ایجاد کرد تا وابستگی به منابع طبیعی به حداقل برسد. می توان از طریق برنامه ریزی کاربری اراضی روستایی و فناوری های پیشرفته، تولید اقتصادی انبوهی را شکل داد تا از انتقال زمین های کشاورزی و خرد کردن این اراضی جلوگیری کرد و فشار حاکم بر زمین را کاهش داد و کارایی زمین ها و منابع طبیعی را بهبود بخشید.
ارزیابی تطبیقی مدل هیدرولوژیکی نیمه توزیعی با مدل یکپارچه در جهت شبیه سازی رواناب حوضه گمناب چای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هیدروژئومورفولوژی دوره ۱۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۰
39 - 22
حوزههای تخصصی:
مدل های هیدرولوژی ابزار موثری برای مدیریت منابع آب و همچنین مؤلفه های بیلان آبی از جمله کارهای پژوهشی می باشد .امروزه مدل های هیدرولوژی حوضه توسعه یافته اند، اما انتخاب مدل مناسب برای شبیه سازی یک حوضه خاص همیشه یک چالش بوده است. از این رو، انتخاب مدلی که بتواند فرآیندهای هیدرولوژیکی را در عین سادگی ساختار و با استفاده از حداقل عوامل ، به خوبی شبیه سازی کند امری ضروری می باشد که در این راستا در پژوهش حاضر رواناب ماهانه حوضه گمناب چای(کومور چایی) واقع در استان آذربایجان شرقی و در شمال غرب ایران به وسیله دو مدل AWBM و SWAT شبیه سازی شد. مدل AWBM یک مدل یکپارچه می باشد که شبیه سازی رواناب در حوزههای آبریز را با استفاده از دو متغیر بارندگی و تبخیر انجام می دهد و از طرف دیگر مدل SWAT یک مدل پیوسته و نیمه توزیعی است که شبیه سازی فرآیندهای هیدرولوژیکی را با استفاده از مشخصات فیزیکی حوضه (خاک، کاربری اراضی ، شیب ) و همچنین اطلاعات آب و هواشناسی متعددی همچون بارندگی ، دما انجام می دهد. نتایج شبیه سازی رواناب در دوره های واسنجی و اعتبارسنجی با استفاده از دو شاخص آماری ناش ساتکلیف (NSE) و ضریب تعیین R2 مورد ارزیابی قرار گرفت . با مقایسه نتایج شاخص های آماری مورد استفاده در مطالعه مشخص شد که مدل SWAT دارای نتایج بهتری در شبیه سازی رواناب ماهانه در دورههای واسنجی و اعتبارسنجی است .
سنجش سکونتگاه های غیررسمی شهراردبیل بر مبنای شاخص های زیست پذیری شهری
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۵
425 - 444
حوزههای تخصصی:
به دنبال افزایش جمعیت شهرها و توسعه زندگی شهرنشینی، شهرها همواره با انواع مشکلات کالبدی، اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی مواجه بوده اند. در عصر حاضر رفع این معضلات به مهم ترین چالش های برنامه ریزان شهری تبدیل شده است. در این راستا برنامه ریزی با رویکرد زیست پذیری شهری می تواند ظرفیت های لازم را برای مقابله با این معضلات ایجاد نماید. در این میان محلات اسکان غیررسمی را می توان بخش های فراموش شده و برنامه ریزی نشده ای درمقایسه با سایر محلات شهری دانست که به لحاظ زیست پذیری بسیارشکننده می باشند. از این رو، ﻫﺪف پژوهش ﺣﺎﺿﺮ، سنجش سکونتگاه های غیررسمی شهراردبیل بر مبنای شاخص های زیست پذیری شهری و اولویت بندی آن ها جهت برنامه ریزی آتی انجام گرفته است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش توصیفی- تحلیلی است. داده های مورد نیاز از طریق روش های میدانی گردآوری شده اند. جامعه آماری تحقیق منطبق بر محلات 15 گانه سکونتگاه های غیررسمی شهر اردبیل می باشد. جهت سنجش میزان زیست پذیری در محلات هذف، شاخص های مربوطه با استفاده از روش آنتروپی وزن دهی و محلات هدف با بهره گیری از تکنیک های تصمیم گیری رتبه بندی و برای دست یابی به اولویت بندی نهایی از تکنیک ادغامی کپ لند استفاده شد. بر اساس مولفه های به کاررفته در پژوهش حاضر و نتایج حاصل از پیاده سازی تکنیک های مختلف تصمیم گیری، محله سلمان آباد در رتبه نخست و محله ایران آباد با کسب کمترین امتیاز در رتبه آخر به لحاظ زیست پذیری قرار گرفتند. لذا برنامه ریزی جهت ارتقای شاخص های زیست پذیری متناسب با نقاط ضعف و قوت و اولویت هر محله ضروری می نماید.
تدوین چارچوب مفهومی اصول طراحی شهری مرتبط با کاهش بیماری دمانس در سالمندان
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: امروزه با تغییرات جمعیتی، افزایش تعداد سالمندان و به دنبال آن، شیوع بیماری دمانس یا دمانس، ایجاد محیط های شهری که نیازهای این افراد را برآورده کند، ضرورت دارد. این امر نیاز به تبیین یک چارچوب مفهومی جامع از اصول طراحی شهری را که به طور خاص برای رسیدگی به چالش های پیچیده ای که افراد مبتلا به دمانس با آن مواجه هستند، نشان می دهد. شواهد و مطالعات حاکی از آن است که طراحی شهری بر کاهش علائم بیماری مبتلایان به دمانس ساکنان شهرها تأثیر دارد. از این رو، هدف این پژوهش، بررسی ارتباط بین طراحی محیط شهری و بیماری دمانس و تدوین چارچوب مفهومی معطوف به اصول طراحی شهری جهت جلوگیری از تشدید علائم بیماری افراد مبتلا به دمانس از طریق طراحی شهری می باشد.روش: پژوهش حاضر، مروری کمی و کیفی بر مطالعات موجود در زمینه " اصول طراحی شهری مرتبط با افراد مبتلا به بیماری دمانس" است. شیوه گردآوری اطلاعات در این پژوهش مطالعات کتابخانه ای بوده و تحلیل داده ها از نوع تحلیل محتوا می باشد. از این رو، مقالات انتشار شده در زمینه اصول طراحی شهری افراد مبتلا به بیماری دمانس انجام شده است. در این راستا، داده های این پژوهش از طریق مطالعه اسنادی متون معتبر حوزه طراحی شهری، روانشناسی محیطی، روانشناسی و روانپزشکی گردآوری شد. پایگاه های اطلاعاتی برای جستجو و استخراج مقالات pubmed ، web of science، scopus، sage، science direct و taylor & francis انتخاب شدند. یافته ها و نتیجه گیری: یافته های تحقیق شامل مولفه های محیط ساخته شده و اصول طراحی شهری مرتبط با بیماری دمانس می باشد که در ابعاد مختلف کالبدی، اجتماعی، زیست محیطی و... مطرح شده است. در انتها کیفیت های اشاره شده در مطالعات با فراوانی آن ها، محاسبه و جدول و نمودار مربوطه رسم گردید. همچنین به منظور شناسایی مولفه های طراحی شهری جهت پاسخگویی به نیازهای محیطی افراد مبتلا به دمانس، چارچوب پیشنهادی پژوهش ارائه گردید. این چارچوب مفهومی به عنوان یک منبع راهنما برای برنامه ریزان شهری، معماران و سیاست گذارانی است که به دنبال ایجاد شهرهای همه شمول دمانس هستند. بر اساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که طراحی شهری دارای اصول و مولفه های تاثیرگذار بر بهبود اختلال شناختی در افراد مبتلا به بیماری دمانس می باشد که از دستاوردهای اصلی این تحقیق است.
برنامه ریزی راهبردی و الویت بندی راهبردهای توسعه طبیعت گردی پایدار در جنگل های مانگرو خمیر و قشم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طبیعت گردی پایدار، مناسب ترین شکل گردشگری در زیست بوم های طبیعی است که می تواند منجر به حفاظت از طبیعت و بهبود در وضعیت معیشت ساکنین محلی شود. بدین ترتیب برنامه ریزی برای توسعه طبیعت گردی باید به گونه ای صورت گیرد که کمترین آسیب را در منطقه و تنوع زیستی آن به دنبال داشته باشد. در مطالعه حاضر با هدف توسعه طبیعت گردی پایدار در جنگل های مانگرو خمیر و قشم به برنامه ریزی راهبردی و اولویت بندی راهبردهای ارائه شده در این منطقه، با استفاده از مدل SWOT-PESTLE پرداخته شد. مطابق نتایج، از بین عوامل درونی و بیرونی، فرصت ها بالاترین وزن را به خود اختصاص داده اند. همچنین عوامل بیرونی (فرصت ها و تهدید ها) دارای امتیاز بیشتری نسبت به عوامل درونی (قوت ها و ضعف ها) می باشند. نسبت راهبردهای به دست آمده در هر یک از حوزه های راهبردی حاکی از آن است که راهبردهای " توسعه مشارکتی طبیعت گردی ( WO ) " با 32 درصد دارای بالاترین مقدار در بین راهبردهای مورد بررسی در این منطقه می باشد. در این راستا برنامه ریزان و مدیران باید به بهبود و ارتقاء فرصت ها و کاهش ضعف ها در این منطقه بپردازند. بر اساس اولویت بندی راهبردها، راهبرد پهنه بندی و توسعه فعالیت های تفرجی متناسب در منطقه (در حوزه SO ) دارای بالاترین اولویت و راهبرد مدیریت اثربخش زیرساخت های جاده ای و شبکه دسترسی به پسکرانه منطقه (در حوزه ST ) دارای کمترین اولویت است. بنابراین برنامه ریزی راهبردی توسعه طبیعت گردی پایدار در رویشگاه های منحصربه فرد مانگرو خمیر و قشم، ایجاب می کند تا در چارچوب طرح مدیریت، مبتنی بر زون بندی رویشگاه، خدمات اکوسیستمی آن برنامه ریزی شود و توسعه فعالیت های طبیعت گردی در این منطقه، در چارچوب محدوده های مدیریتی و حفاظتی، محور توجه و برنامه ریزی قرار گیرد.
تحلیل روند گسترش کالبدی - فضایی شهر بناب و کاهش آسیب های زیست محیطی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی توسعه کالبدی سال ۹ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۳)
105 - 122
حوزههای تخصصی:
شهرنشینی یکی از اساسی ترین چالش هایی است که جامعه جهانی در قرن 21 با آن مواجه است. امروزه الگوی رشد گسیخته شهرها و توسعه نامنظم شهری اثرات مخربی بر شهرها و محیط اطراف آن ها می گذارد که در این میان شهر بناب نیز از این قاعده مستثنا نیست. در پژوهش توصیفی- تحلیلی و با هدف کاربردی حاضر، با استفاده از روش فازی و دورسنجی به ارزیابی توسعه و رشد فیزیکی شهر بناب پرداخته شده است. جهت تحلیل عوامل مؤثر در الگوی توسعه و رشد فیزیکی منطقه ی مورد مطالعه، ابتدا 10 معیار مرتبط و اصلی که شامل: شیب، جهت شیب، ارتفاع، نوع پوشش گیاهی، فاصله از گسل ها، فاصله از آبراهه ها، فاصله از شبکه ارتباطی، فاصله از رودخانه ها، فاصله از سکونتگاه های روستایی و فاصله از اراضی مستعد با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی زمین مرجع شده و در طیف عددی صفر تا یک قرار گرفتند. سپس لایه های مشخص شده توسط توابع مختلف، فازی و عضویت دهی شده و در نهایت با استفاده از معیارهای فازی شده و گامای فازی نقشه نهایی تهیه شد در رابطه با مدل تعدیلی گامای فازی از مقادیر 7 /0، 8 /0 و 9/0 جهت شناسایی پهنه های مستعد برای توسعه فیزیکی شهر بناب استفاده شده است. تحلیل و ارزیابی دقت مدل، بر اساس لایه های گاما و تعدادی از لایه های رستری انجام شد که در نتیجه گامای 9/0 به عنوان لایه نهایی تناسب زمین برای مکان یابی توسعه معرفی گردید. بر اساس نقشه نهایی به دست آمده می توان گفت که پهنه های مساعد جهت توسعه شهر بناب بیشتر در نواحی شمال و شمال غربی قرار دارند.
آسیب شناسی رابطه مذهب و دولت در عربستان سعودی با تاکید بر چارچوب نظریه ژان گاتمن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۸۱
175 - 195
حوزههای تخصصی:
بیش از سیصد سال است که مذهب و دولت در عربستان سعودی با یکدیگر ادغام شده و حکومت می کنند. پس از تشکیل این کشور در سال 1932 نیز با تلاش برای شکل گیری دولت مدرن، وهابیت به عنوان مذهب همواره سعی در تسهیل امور برای دولت بوده است. دولت نیز، ترویج مذهب را از وظایف اصلی خود می دانست. هر دو در کنار یکدیگر سعی در ایجاد قدرت و مشروعیت بودند و توان خود را برای حکومت کردن بر مردم استفاده می کردند. اهمیت عربستان سعودی از این بابت است که دو شهر مکه و مدینه از مهمترین شهرهای جهان اسلام در آن واقع شده است. از این رو هر گونه تغییر در این کشور در جهان اسلام نیز تاثیر گذار است. اکنون با توجه به تغییراتی که در عربستان رخ می دهد، به نظر می رسد روابط دولت و مذهب در این کشور در حال تغییر است. این پژوهش با استفاده از نظریه سیرکولاسیون و آیکنوگرافی سعی دارد به بررسی این موضوع بپردازد. پژوهش حاضر با استفاده از روش کیفی و رویکرد توصیفی-تحلیل و تاریخی به دنبال پاسخ گویی به این سوال است که «رابطه مذهب و دولت در عربستان چگونه است». همچنین روش گردآوری منابع اسنادی کتابخانه ای است. در نهایت پژوهش مولفه های آیکنوگرافی را وهابیت، نظام عشیره ای و نفت می داند. همچنین مولفه های سیرکولاسیون به عنوان نیروهای گریزنده از مرکز را تغییرات، افول پلیس مذهبی (مطوع)، ترویج اسلام میانه رو و اقتدارگرایی بن سلمان می داند. لازم به توجه است که دولت، تغییر نقش زنان، تغییر نهاد دانشگاه و همچنین مجموعه جشنواره های موسم ریاض را به عنوان ابزاری برای تغییر رابطه دولت و مذهب استفاده می کند.
حفظ قرارداد از طریق اعمال جبران خسارت فراتر از خسارت واقعی در حقوق ایران و آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حقوق مدنی سال ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
77 - 92
حوزههای تخصصی:
حفظ حقوق و تعهدات و تضمین اجرای آنها یکی از اهداف حقوق قراردادها است که در قالب اصول حقوقی مختلفی مورد توجه قرار گرفته است، اما مواردی وجود دارد که یکی از طرفین قرارداد عامدانه و فرصت طلبانه اقدام به نقض قرارداد می کند. در این موارد اگر طرف ناقض قرارداد بتواند علاوه بر پرداخت خسارت، منافعی برای خود کسب نماید، این مسئله موجب رواج نقض قرارداد شده و اصل لزوم قراردادها را با چالش مواجه می سازد. بنابراین، چالش اصلی که به آن خواهیم پرداخت، بررسی راهکارهایی است که از بازدارندگی کافی در مقابل این موارد نقض قرارداد برخوردار باشند. مسئله ایجاد بازدارندگی چالش اصلی پیش روی قواعد مسئولیت قراردادی در حقوق ایران است؛ چراکه چنین رویکردهایی به ندرت در قواعد مسئولیت قراردادی ایران دیده می شود. بر این اساس سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که مبانی اعمال جبران خسارت فراتر از خسارت واقعی چیست و آیا مصادیق آن در حقوق ایران قابل اعمال است یا خیر. در انتها به این نتیجه خواهیم رسید که قواعد معمول جبران خسارات از بازدارندگی کافی برای مدیریت نقض کارآمد قرارداد و نقض فرصت طلبانه آن برخوردار نیستند و لازم است تا در این موارد جبران خسارت بیشتر از مقدار خسارات واقعی صورت گیرد. این رویکرد در حقوق ایالات متحده در قالب جبران خسارت تنبیهی و جبران خسارت استرداد منافع ناشی از طمع ورزی دیده می شود و در حقوق ایران نیز در صورتی که به عنوان قانون تصویب شده و شرایط آن رعایت شود، دارای اثر بازدارندگی کافی خواهد بود.









