مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۷۸٬۴۲۱ تا ۲۷۸٬۴۴۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
در اواخر قرن ششم قمری هنگامی که بیشتر طریقه های صوفیانه بزرگ در نواحی مختلف جهان اسلام در حال شکل گیری بودند، طریقه چشتیه نخست در هند پا گرفت. خاستگاه طریقه چشتیه، شهر چشت در افغانستان بود. به مرور، تعالیم شفاهی چشتیان، آنگونه که در «ملفوظات» بروز یافته است، قالب مکتوب معتبری یافت. گذر از قالب شفاهی به قالب مکتوب در سبک های ادبی گوناگونی انعکاس یافت که با مخاطبان متفاوت تناسب داشت. دلیل اصلی رواج آغازین متون ملفوظات، توفیقی است که در شرح تعالیم صوفیه داشته اند. نویسنده در نوشتار حاضر ابتدا بحث گذر از تعالیم شفاهی به متن مکتوب در تصوف را مورد واکاوی قرار می دهد. سپس در خصوص گسترش بنیان ادبیات ملفوظات چشتی مطالبی ارائه می نماید. در این زمینه، به وصف گفتارهای نظام الدین اولیا و مقایسه آن ها با گفتارهای دو تن از مریدانش، چراغ دهلی و برهان الدین غریب می پردازد. از این رو، با تحلیل این متون (ملفوظات اصیل) به فهم بیشتر پیرامون گسترش ادبیات ملفوظات، یاری می رساند.
شناسایی و ارزیابی مشکلات راهنمایان اکوتوریسم (مطالعه موردی: راهنمایان اکوتوریسم استان تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی تحولات ساختار اشتغال با بهره گیری از تکنیک های تحلیل اقتصادی؛ مورد پژوهی: استان سیستان و بلوچستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استان سیستان و بلوچستان با وجود دارا بودن قابلیت های فراوان بویژه در زمینه شیلات، معدن و گردشگری از مشکل بیکاری رنج می برد؛ که افزایش جمعیت، وجود مشکلات آب وهوایی و امنیتی و دور بودن استان از مرکز، از جمله عوامل آن هستند. هدف از این نوشتار، بررسی تحولات ساختار اشتغال در استان سیستان و بلوچستان در دو دهه اخیر است. از این رو با بکارگیری مدل های اقتصاد منطقه ای و ارزیابی نتایج آن ها میزان شکاف توسعه یافتگی این استان در سه بخش کشاورزی، صنعت و خدمات مورد بررسی قرار می گیرد. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی است و از مدل های اقتصاد منطقه ای شامل مدل تغییر سهم، ضریب مکانی، اقتصاد پایه، ترکیب و تسهیم، شاخص تغییر ساختاری و همچنین سالنامه آماری سال های 75، 85 و 90 مرکز آمار ایران استفاده شده است. در استان سیستان و بلوچستان در سال 1390 بخش کشاورزی و صنعت و در سال 1385، بخش های صنعت و خدمات، بخش های پایه بوده اند. در این استان، در بازه زمانی 85-75 بخش های کشاورزی، ساختمان، بهداشت و مددکاری اجتماعی بخش های بازنده بودند و در فاصله سال های 90-85 زیربخش های عمده فروشی،خرده فروشی، حمل و نقل انبارداری و ارتباطات، واسطه گری های مالی، آموزش، بهداشت و مددکارئ اجتماعی و تأمین برق، گاز و آب، بازنده و بازنده مختلط بودند. رشد اشتغال استان در بخش خدمات، طی این سال ها کم تر از متوسط کشوری بوده و اشتغال دربخش صنعت آن، افزایش ناچیزی داشته است. بین سال های 85 تا 90 رشد کشاورزی استان به میزان چشمگیری از رشد کشور بیشتر بوده است. ساختار اقتصادی سیستان و بلوچستان بین سال های 75 تا 85 تغییر داشته است و از بخش کشاورزی و خدمات کاسته شده و به صنعت کمی افزوده شده است.
نقدی بر دوگانة بومی گرایی- بیگانه سازی ونوتی در نظریة ترجمه، با تکیه بر آرای هرمنوتیک فلسفی و زبان شناختی گادامر و ریکور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اندیشههای فلسفی و زبانشناختی گادامر و ریکور در هرمنوتیک فلسفی پیرامون چگونگی تحقق فهم، بسیار مهم هستند. مفاهیم «آمیزش افقها» از گادامر و «فهم خود از طریق دیگری» از ریکور مهم ترین مسائل مطرح شده در این حوزه به شمار می روند. این دو مفهوم فلسفی در پی دستیابی به فهم بینفرهنگی هستند. از سوی دیگر، استراتژیها و رویکردهای دوگانهباورانة ترجمه در قالب دوگانهباوری بومیسازی/ بیگانهسازی ونوتی و نظریاتی مشابه آن نتوانسته اند راه را برای تفاهم بین فرهنگها هموار کنند. این مقاله می کوشد با تکیه بر آرای یاد شدة گادامر و ریکور این معضل دوگانه باورانة نظریة ترجمه را رفع کند. با تکیه بر این نظر گادامر که هر فهمی در زبان رخ میدهد و این نظر ریکور که بشر با وجود تنوع های گوناگون وحدتی خاص دارد، ترجمه به عنوان پدیدهای زبان شناختی و فرهنگی بازاندیشی میشود که می تواند در نزدیکی فرهنگی و زبانی انسانها و دستیابی به گونهای از وحدت بینفرهنگی تأثیری بسزا داشته باشد. در نتیجه، این پژوهش بر آن است که در مقابل رویکرد دوگانهباورانة بومیگرایی- بیگانهسازی به ترجمه، ترجمه را از زاویة دید هرمنوتیک فلسفی به مثابه نوعی فهم بینفرهنگی معرفی کند و رویکرد نوینی را دربارة پدیدة ترجمه پیشنهاد کند که همزمان توجه به دو فرهنگ دخیل در فرایند ترجمه و پاسداشت و احترام فرهنگ دیگری را لحاظ میکند.
برآورد و تحلیلی از شرایط زمانی- مکانی آسایش اقلیمی در استان کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آگاهی از آسایش اقلیمی، نقش مهمی در زندگی انسان و فعالیت های او بازی می کند. در حقیقت بسیاری از فعالیت های انسانی در ارتباط مستقیم با آسایش اقلیمی هر مکان است. این پژوهش با هدف شناخت وضعیت آسایش اقلیمی استان کردستان انجام شده است. در این مطالعه وضعیت آسایش اقلیمی استان کردستان با استفاده از داده های روزانه متغیرهای اقلیمی و شاخص های دمای موثر استاندارد و دمای معادل فیزیولوژیک مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج این پژوهش نشان داده که براساس شاخص دمای موثر استاندارد، در ایستگاه های مریوان، سنندج، بانه، بیجار، قروه، سقز و زرینه به ترتیب بالاترین مقدار آسایش اقلیمی حاکم بوده است. بر اساس شاخص دمای معادل فیزیولوژیک نیز در ایستگاه های مریوان، قروه، بانه، سنندج، بیجار، زرینه و سقز بالاترین مقدار آسایش اقلیمی وجود داشته است. از دیگر نتایج تحقیق می توان به فراوانی بالای شرایط آسایش اقلیمی ایستگاه زرینه در فصل تابستان اشاره نمود. در حالی که اغلب ایستگاه های مورد مطالعه بیشترین آسایش اقلیمی آنها در آبان، مهر و اردیبهشت ماه است؛ ایستگاه زرینه در فصل تابستان بالاترین میزان آسایش اقلیمی را استان کردستان به خود اختصاص داده است. این مطالعه نشان داد که توزیع زمانی و مکانی روزهای توأم با آسایش اقلیمی استان کردستان متفاوت می باشد.
بررسی نو زمین ساختی منطقه ی کاکلی- راز واقع در خراسان شمالی با استفاده از شاخص های مورفومتری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منطقه ی مورد مطالعه در کپه داغ مرکزی، شمال بجنورد و شیروان، بین روستاهای کاکلی- راز قرار دارد. هدف از این پژوهش تفکیک مناطق فعال از مناطق با فعالیت کمتر می باشد. در این پژوهش برای ارزیابی میزان فعالیت تکتونیکی شاخص های طول- شیب رودخانه(SL) ، نسبت عرض کف دره به ارتفاع دره(Vf) ، فاکتور عدم تقارن توپوگرافی (T)و انتگرال هیپسومتریک (Hi) محاسبه گردید. گسل ها و شکستگی های منطقه با استفاده از باندVNIR تصویر ASTER استخراج گردید و شاخص-های مورفومتریک با استفاده از GIS و Global mapper محاسبه شد. بیشترین مقدار شاخص SL مربوط به پهنه های شمالی می باشد، افزایش شاخص SL در پهنه های شمالی مربوط به گسل ها و شکستگی هایی است که مسیر آبراهه ی اصلی را قطع می-کند، محاسبه ی شاخص Vf نشان می دهد که بیشترین نرخ بالاآمدگی مربوط به پهنه های شمالی می باشد، وجود دره های V شکل در آن منطقه نیز گویای این مطلب می باشد. محاسبه ی شاخص T در این پژوهش نشان می دهد که رودخانه های موازی با روند چین ها کج شدگی به سمت جنوب را نشان می دهند. بیشترین مقدار شاخص انتگرال هیپسومتریک مربوط به حوضه ی شمالی (شیرین رود) می باشد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که بیشترین مقدار فعالیت تکتونیکی مربوط به قسمت شمالی منطقه ی مورد مطالعه می باشد، و قسمت شمالی کپه داغ مرکزی فعال تر از قسمت جنوبی آن می باشد.
تأثیر خستگی عملکردی بر تعادل پویای دانش آموزان دختر با قوس کف پای متفاوت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این تحقیق بررسی اثر خستگی ناشی از تمرین بر تعادل پویای دانش آموزان دختر 15 تا 18 ساله با قوس کف پای متفاوت بود. برای اندازه گیری قوس کف پای آزمودنی ها از آزمون افت استخوان ناوی استفاده شد. سپس 75 دانش آموز که به صورت تصادفی و هدفمند انتخاب شدند، در سه گروه 25 تایی 1. گروه با قوس کف پای نرمال؛ 2. گروه با قوس کف پای صاف؛ و 3. گروه با قوس کف پای گود قرار گرفتند. پیش آزمون تعادلی (SEBT)، پروتکل خستگی عملکردی (20 دقیقه فعالیت در 7 ایستگاه) و پس آزمون SEBT اجرا شد. برای تعیین میزان خستگی از مقیاس میزان درک تلاش (RPE) بورگ قبل از شروع ایستگاه اول، پایان ایستگاه سوم و دقیقاً بعد از اتمام ایستگاه هفتم استفاده شد. از آزمون t وابسته و آزمون تحلیل واریانس یکسویه و آزمون تعقیبی شفه در سطح معناداری 05/0 استفاده شد. نتایج تفاوت معناداری بین نمره های تعادل پیش آزمون و پس آزمون در هر سه گروه نشان داد (004/0P=). آزمون تعقیبی شفه نیز نشان داد که بین میانگین تفاضل نمره های تعادل در پیش آزمون و پس آزمون گروه کف پای نرمال با گروه کف پای صاف و با گروه کف پای گود اختلاف معناداری وجود دارد (05/0P<). با توجه به کاهش معنادار تعادل در آزمودنی های دچار ناهنجاری قوس کف پا، ازاین رو اصلاح ناهنجاری های قوس کف پا و استفاده از دوره های تمرینی مناسب به منظور ارتقای آمادگی جسمانی این افراد توصیه می شود.
پیش بینی خود کار آمدی تکلیف براساس اعتماد به تعادل و ویژگی های فردی سالمندان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش توصیفی، پیش بینی خود کار آمدی تکلیف، براساس اعتماد به تعادل و ویژگی های فردی سالمندان زن و مرد ساکن شهر اراک بود. جامعه آماری پژوهش را سالمندان زن و مرد شهر اراک در سال 92-1391 تشکیل دادند که 473 آزمودنی، با میانگین سنی 86/68 سال، از 5 منطقه شهری، به شیوه در دسترس انتخاب شدند وبه صورت داوطلبانه در پژوهش شرکت کردند. جمع آوری داده ها با استفاده از پرسش نامه مشخصات فردی، مقیاس اعتماد به تعادل ویژه فعالیت ها، مقیاس خود کار آمدی تکلیف و نیز، یک سوال درباره فراوانی افتادن در یک سال گذشته انجام شد. پرسش نامه ها توسط هشت آزمون گر آموزش دیده تکمیل گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و تحلیل رگرسیون استفاده شد. بر اساس نتایج پژوهش، تعداد 93آزمودنی (%2/21)، دارای فعالیت بدنی منظم، 345 آزمودنی (%8/78) فاقد فعالیت بدنی منظم، 337 نفر (%72) شاغل و 132 نفر (%28) بیکار بودند. نتایج به دست آمده نشان داد سن، جنسیت، اعتماد به تعادل و فراوانی افتادن در یک سال گذشته، پیش بینی کننده های خود کار آمدی تکلیف در سالمندان بودند (05. P≤0). هم چنین، %82 از تغییرپذیری نمرات متغیر ملاک (خود کار آمدی تکلیف)، توسط متغیر پیش بینی اعتماد به تعادل، قابل تبیین بود. نیز، برخی ویژگی های فردی مثل وضعیت اقتصادی، وضعیت شغلی و فعالیت بدنی آزمودنی ها، جزو پیش بین های خود کار آمدی تکلیف نبودند؛ بنابراین، اعتماد به تعادل، سابقه افتادن، سن و جنسیت، با تاثیر بر خود-ادراکات سالمندان، نقش مهمی را در خود کار آمدی تکالیف روزانه و استقلال کارکردی دارند و در مطالعات مربوط به تعادل سالمندان باید مد نظر قرار گیرند.
رابطه سواد آکادمیک و سواد هیجانی در اعضای هیات علمی؛ دانشگاه کردستان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف: سواد آکادمیک اصلی ترین پشتوانه آموزش عالی است که لزوماً باید با سواد هیجانی بالا که یکی از عوامل مهم در تعیین موفقیت فرد در زندگی است، همراه باشد. سواد آکادمیک در راستای سواد هیجانی می تواند اثری انکارناپذیر بر جامعه علمی داشته باشد. هدف از پژوهش حاضر ، بررسی رابطه سواد آکادمیک و سواد هیجانی اعضای هیات علمی دانشگاه بود.
روش ها: در این پژوهش توصیفی- همبستگی، 100 نفر از اعضای هیات علمی دانشگاه کردستان در سال 1391 که نمرات پژوهشی آنها به ثبت رسیده بود به روش نمونه گیری تصادفی ساده و طبق فرمول کوکران انتخاب شده و مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها، فرم بررسی سوابق پژوهشی و پرسش نامه سواد هیجانی بار- آن با پایایی 81/0 در مقیاس آلفای کرونباخ بود. روایی پرسش نامه نیز از طریق تحلیل عاملی اکتشافی، بالا گزارش شد. تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی (آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون دو متغیری ساده) با به کارگیری نرم افزار SPSS 20 انجام گرفت.
یافته ها: بین سواد هیجانی و حوزه های آن با سواد آکادمیک رابطه معنی داری وجود نداشت. همچنین مدل سواد آکادمیک در پیش بینی سواد هیجانی اعضای هیات علمی دانشگاه موفق نبود (87/0= p ).
نتیجه گیری: در اعضای هیات علمی دانشگاه، بین سواد آکادمیک با سواد هیجانی و حوزه های آن رابطه ای وجود ندارد و سواد آکادمیک بالا لزوماً به معنی داشتن سواد هیجانی بالا به عنوان عامل تعیین کننده توانایی یک شخص برای اثربخش بودن نیست.
مقایسه ی نشخوار فکری و مکانیسم های دفاعی در افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی و اختلال وسواسی-جبری با افراد غیر مبتلا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش، مقایسه ی نشخوار فکری و مکانیسم های دفاعی در افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی و اختلال وسواسی- جبری با افراد غیرمبتلا بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع پس رویدادی بود. نمونه شامل 30 نفر مبتلا به اختلال افسردگی (زن)، 30 نفر مبتلا به اختلال وسواسی- جبری (16 زن و14 مرد) و 60 نفر افراد غیرمبتلا (45 زن و 15 مرد) بود. نمونه ی بالینی با روش نمونه گیری هدفمند و نمونه ی غیرمبتلا به صورت هدفمند و با روش غربالگری با استفاده از پرسشنامه MMPI، انتخاب شدند. ابزارهای به کارگرفته شده شامل پرسشنامه-ی نشخوار فکری ، پرسشنامه ی مکانیسم های دفاعی و پرسشنامه ی 71 سؤالی MMPI بود. جهت تحلیل داده ها از تحلیل واریانس چندمتغیره استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد میزان استفاده از نشخوارفکری در گروه افسرده و وسواسی، بیشتر از گروه غیرمبتلا بود. میزان استفاده از سبک دفاعی رشدنایافته در گروه های مبتلا بیشتر از گروه غیرمبتلا و میزان استفاده از سبک روان آزرده نیز در مبتلایان به افسردگی بیشتر از گروه وسواسی و غیرمبتلا بود. علاوه بر آن نتایج نشان داد که بین سه گروه در مکانیسم های دفاعی فرافکنی، ناارزنده سازی، گذاربه عمل، بدنی-سازی، خیال پردازی اوتیستیک، لایه سازی، پرخاشگری منفعلانه، جابه جایی، مجزاسازی، فرونشانی، والایش، شوخ طبعی، پیشاپیش نگری، دیگردوستی کاذب و ابطال، تفاوت وجود دارد. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، نشخوارفکری و مکانیسم های دفاعی نقش مهمی در اختلال های افسردگی اساسی و وسواسی - جبری دارند. تلاش در راستای کاهش به کارگیری نشخوار فکری و سبک های دفاعی رشدنایافته و روان آزرده می تواند گامی مهم جهت ارتقای سلامت روانی بیماران باشد.
تحلیل جامعه شناختی گرایش به جابه جایی سکونتی در بافت قدیم خمینی شهر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جابه جایی ها به مثابه پارادایم معاصر در علوم اجتماعی، ناظر به بررسی جابه جایی افراد، ایده ها و اشیا و همچنین دلالت های اجتماعی گسترده تر این جابه جایی هاست. جابه جایی های سکونتی درون شهری به مثابه یکی از انواع بسیار متداول جابه جایی، عامل مهمی در ایجاد تغییرات اساسی در حوزه های مختلف شهری است. تغییر محل سکونت در درون شهرها نقش مهمی در تغییر نظام های شهری و ساختار فضایی شهری دارد. عوامل مختلفی در سطح فردی، اجتماعی، کالبدی، فضایی، اقتصادی، فرهنگی و ترکیبی از آنها زمینه ساز این جابه جایی هاست. این پژوهش به صورت پیمایشی بر روی 240 پاسخگوی ساکن در محله های قدیمی خمینی شهر با هدف سنجش میزان گرایش به نقل مکان به محله های جدید شهر و شناسایی عوامل مؤثر بر آن صورت گرفته است. نتایج نشان می دهد که در مجموع ساکنان این محله ها گرایش متوسطی به جابه جایی دارند، اما نهایتاً حدود 65% تمایل خود و خانواده شان را برای جابه جایی به محله های جدید ابراز کرده اند. نتایح تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی نشان می دهد که سه متغیر رضامندی از محل سکونت و سرمایه اجتماعی و اهمیت حفظ حریم خصوصی، وزن بیشتری در تبیین گرایش به جابه جایی به محله های جدید در خمینی شهر دارد. نتایج رگرسیون لجستیک نیز مؤید نتایج مذکور است.
واکاوی میزان نیاز به سیاست های کشاورزی پایدار: مطالعه موردی دیدگاه متخصصان و کارشناسان استان همدان(مقاله علمی وزارت علوم)
تحلیل و ارزیابی شاخص های ذهنی کشاورزی پایدار در مناطق روستایی ایران (مطالعه موردی: مناطق روستایی شهرستان ازنا)
حوزههای تخصصی:
توسعه پایدار و مستمر هر کشوری وابسته به پایداری نظام کشاورزی است. بنابراین دست یابی به یک نظام کشاورزی پایدار، یکی از سیاست های مهم بخش کشاورزی کشورها است. از اینرو پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت شاخص های ذهنی کشاورزی پایدار در مناطق روستایی شهرستان ازنا صورت گرفته است. روش تحقیق در این بررسی از نوع توصیفی- تحلیلی و پیمایشی بوده که با استفاده از جمع آوری آمار و اطلاعات از طریق روشهای میدانی بدست آمده است. جامعه آماری این تحقیق، سرپرستان خانوارهای مناطق روستایی شهرستان ازنا می باشد که با استفاده از فرمول کوکران نمونه ای به حجم 239 نفر از بین آنها به روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب گردید. به منظور سنجش ضریب اعتبار پرسشنامه آزمون پیش آهنگی انجام گرفت که ضریب اطمینان آلفای کرونباخ آن بیش از 76/0 درصد بدست آمد. نتایج حاصل از طریق تجزیه و تحلیل های آماری در نرم افزار SPSS نشان می دهد که 5/12 درصد از شاخص ها در گروه کاملاً پایدار، 75/18 درصد در گروه پایدار، 75/43 درصد در گروه تا حدی پایدار، 25/6 درصد در گروه ناپایدار و 75/18 در گروه بسیار ناپایدار قرار گرفته اند.
بررسی رابطه بین دینداری و نگرش به مصرف سیگار در بین دانشجویان دانشگاه یزد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین میزان دینداری و نگرش به مصرف سیگار در بین دانشجویان دانشگاه یزد بود. روش تحقیق توصیفی – پیمایشی بوده است. 372 نفر از دانشجویان دانشگاه یزد با شیوه نمونه گیری طبقه ای انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفته اند. به منظور جمع آوری اطلاعات، از پرسشنامه استاندارد دینداری (گلاک و استارک، 1965) و پرسشنامه محقق ساخته نگرش به مصرف سیگار استفاده شد. داده های پژوهش با استفاده از روش آمار توصیفی و استنباطی مورد تحلیل قرار گرفت. بین میزان دینداری و ابعاد آن با نگرش به مصرف سیگار رابطه معنی دار و معکوسی وجود داشت. چناچه فرد دارای سطح دینداری افزون تری باشد، معنایی که به خود و جهان اطرافش می دهد، توام با احساس ارزشمندی و هدفمندی است. از این رو احتمال کمتری دارد به اقداماتی نظیر مصرف سیگار و مواد دست زند.
تفاوت عملکرد تحصیلی در نیمرخ های یادگیری فعال و باورهای انگیزشی دانش-آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی تفاوت عملکرد تحصیلی در نیمرخ های یادگیری فعال و باورهای انگیزشی دانش آموزان بود. جامعه ی آماری، کلیه دانش آموزان دوره متوسطه شهر تهران بودند، که تعداد 379 نفر (184نفر پسر و 195نفر دختر) از آنها به عنوان نمونه با استفاده از شیوه نمونه گیری خوشه ای تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. برای سنجش کاربست یادگیری فعال از پرسشنامه محقق ساخته، برای اندازه گیری باورهای انگیزشی از پرسشنامه راهبردهای انگیزشی برای یادگیری، و برای سنجش عملکرد تحصیلی از میانگین نمرات دروس دانش آموزان (معدل نیمسال) به صورت خودگزارش دهی استفاده شد. یافته ها بیانگر روایی نمرات مقیاس های کاربست یادگیری فعال و باورهای انگیزشی بود. مقدار ضریب آلفای کرونباخ برای نمرات کل پرسشنامه کاربست یادگیری، 88/0 و پرسشنامه باورهای انگیزشی، 80/0 به دست آمد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل خوشه ای استفاده گردید. نتایج تحلیل خوشه ای نشان داد که بین دو نیمرخ یادگیری انگیزش بالا و یادگیری انگیزش پایین حاصل از مؤلفه های یادگیری فعال و باورهای انگیزشی در دانش آموزان، از لحاظ عملکرد تحصیلی تفاوت معنادار وجود دارد. عملکرد تحصیلی خوشه یادگیری انگیزش بالا نسبت به خوشه یادگیری انگیزش پایین، مطلوب تر بود.
بررسی تأثیر سازمان یادگیرنده بر عملکرد سازمانی با واسطه یادگیری سازمانی:مطالعه موردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سازمانی با واسطه یادگیری سازمانی به روش پیمایشی انجام شد. جامعه آماری پژوهش، 509 نفر از کارکنان دفتر مرکزی شرکت ملّی صنایع پتروشیمی بودند، از میان آن ها 215 نفر به روش نمونه گیری تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها، از پرسشنامه های سازمان یادگیرنده سنگه، یادگیری سازمانی واتکینز و مارسیک و عملکرد سازمانی فراستخواه استفاده شد. پایایی سه پرسشنامه به ترتیب 96/0، 94/0 و 98/0 برآورد و روایی آن ها توسط متخصصان تأیید شد. همچنین برای تجزیه و تحلیل داده ها، علاوه بر استفاده از شاخص های آمار توصیفی، از روش های آمار استنباطی نظیر ضریب همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری (SEM) استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که سازمان یادگیرنده به طور غیر مستقیم و از طریق یادگیری سازمانی بر عملکرد سازمانی تأثیر می گذارد. رابطه بین همه ابعاد سازمان یادگیرنده با یادگیری سازمانی به غیر از بعد تسلط فردی معنادار بود.
رابطه باورهای هوشی و اهداف پیشرفت با خودکارآمدی در دانشجویان دانشگاه پیام نور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه بین باورهای هوشی، اهداف پیشرفت (رویکردی – عملکردی و تبحری) و خودکارآمدی است. پژوهش حاضر از نوع همبستگی می باشد. برای این منظور از بین جامعه دانشجویان کارشناسی دانشگاه پیام نور شهرستان تربت حیدریه (تعداد 4000 دانشجو)، تعداد 400 دانشجو در رشته های علوم پایه و علوم انسانی به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده ها شامل سه پرسش نامه باورهای هوشی دوپیرات و مارین، خرده مقیاس اهداف پیشرفت میدلتون و میگلی و پرسش نامه باورهای خودکارآمدی شوارزر و جروسالم بود. در پژوهش حاضر ضریب آلفای کرونباخ برای باورهای هوشی ذاتی، باور هوشی افزایشی، اهداف تبحری، اهداف رویکردی، عملکردی و خودکارآمدی به ترتیب برابر بود با 95/0، 97/0، 92/0، 70/0 و 93/0.
داده ها با استفاده از روش تحلیل مسیر مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که اثر عِلّی مستقیم باورهای هوشی ذاتی روی اهداف پیشرفت عملکردی مثبت (12/3=t و 15/0-B=) و بر روی خودکارآمدی منفی (18/8-t= و 39/0-B=) و اثر عِلّی اهداف پیشرفت رویکردی -عملکردی روی خودکارآمدی منفی (51/0-t= و02/0-B=) است. همچنین اثر عِلّی مستقیم باورهای هوشی افزایشی روی اهداف پیشرفت تبحری (67/8 t=و40/0B=) و خودکارآمدی مثبت (84/7t= و 38/0 (B=و اثر عِلّی اهداف پیشرفت تبحری روی خودکارآمدی (68/3 t=و 18/0B=) مثبت می باشد. حدود 15/0 از واریانس خودکارآمدی توسط باور هوشی ذاتی و اهداف عملکردی و 23/0 از واریانس آن توسط باورهای هوشی افزایشی و اهداف تبحری تبیین شده است. در کل نتایج نشان داد که باورهای هوشی افزایشی اثر مثبتی روی خودکارآمدی از طریق نقش واسطه ای اهداف پیشرفت تبحری دارد.
بررسی تأثیر تکنیک های مختلف پرورش خلاقیت ریاضی بر باور انگیزشی و شناختی در درس ریاضی دانش آموزان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به منظور بررسی تأثیر تکنیک های مختلف پرورش خلاقیت ریاضی بر باور انگیزشی و شناختی در درس ریاضی دانش آموزان دختر انجام گردید. در این پژوهش، از طرح پیش آزمون– پس آزمون با گروه گواه استفاده گردید. جامعه آماری کل دانش آموزان دختر سال سوم راهنمایی شهر مشهد بودند. 40 دانش آموز به صورت نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب شدند و در گروه های آزمایش (20 نفر) و گواه (20 نفر) جایگزین گردیدند. ابزار مورد استفاده در پژوهش حاضر، پرسش نامه الگوهای یادگیری سازشی (میدلتن و میگلی، 1997) بود که متشکل از خرده مقیاس های خودکارآمدی ریاضی (باور انگیزشی) و مشغولیت شناختی (باور شناختی) در درس ریاضی بود. ابتدا پرسش نامه الگوهای یادگیری سازشی به عنوان پیش آزمون بر روی کلیه آزمودنی ها اجرا گردید، پس از آن برنامه پرورش خلاقیت ریاضی بر روی گروه آزمایش اجرا شد در حالی که گروه گواه هیچ گونه آموزشی را دریافت نکرد. پس از اتمام جلسات آموزشی بار دیگر پرسش نامه الگوهای یادگیری سازشی به عنوان پس آزمون بر روی کلیه آزمودنی ها اجرا گردید. داده ها در نرم افزار spss وارد شد و با استفاده از آماره های توصیفی و آزمون t مستقل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. مقایسه میانگین تفاضل نمرات پیش آزمون و پس آزمون خودکارآمدی شغلی و مشغولیت تحصیلی در دو گروه کنترل و آزمایش نشان داد که عملکرد ریاضی در گروه آزمایش نسبت به گروه گواه در مرحله پس آزمون نسبت به پیش آزمون افزایش معنی داری یافت. بنابراین پرورش خلاقیت ریاضی تاثیر معنی داری بر بهبود خودکارآمدی ریاضی و مشغولیت شناختی دانش آموزان در درس ریاضی داشت. لذا پیشنهاد می شود در طراحی محتوای دوره های آموزشی، به منظور بهبود عملکرد ریاضی دانش آموزان، تکنیک های مختلف پرورش خلاقیت به خوبی گنجانده شوند.
تحلیل چندسطحی از خودبیگانگی تحصیلی نوجوانان: نقش فرهنگ مدرسه و نیازهای روان شناختی اساسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از خودبیگانگی، حالت انزوا از یک گروه یا فعالیتی است که انتظار می رود فرد در حالت عادی با آن گروه احساس همبستگی نموده یا با آن فعالیت درگیر شود. نوجوانانی که دچار از خودبیگانگی تحصیلی هستند، تبدیل به بزرگسالانی می شوند که از لحاظ اقتصادی و سیاسی منزوی بوده و در فقر زندگی می کنند. هدف پژوهش حاضر، بررسی چندسطحی رابطه فرهنگ مدرسه، نیازهای روان شناختی اساسی و از خودبیگانگی تحصیلی نوجوانان بود. بدین منظور، 1029 نفر از دانش آموزان دوره متوسطه شهر ارومیه با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده و به پرسش نامه های از خودبیگانگی تحصیلی، فرهنگ مدرسه و نیازهای روان شناختی اساسی پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از نرم افزار HLM استفاده شد. نتایج تحلیل نشان داد که در سطح فردی نیازهای روان شناختی اساسی (خودمختاری، شایستگی و ارتباط) اثر منفی و معنی دار بر از خودبیگانگی تحصیلی دارند. در سطح مدرسه نیز اثرات روابط دانش آموزان و معلمان و فرصت های آموزشی بر متغیر وابسته منفی و معنی دار بود. اما روابط دانش آموزان و انتظارات هنجاری اثر معنی داری بر این متغیر نداشتند. به طور کلی یافته های پژوهش بر لزوم توجه به نقش عوامل چندسطحی در مطالعه از خودبیگانگی تحصیلی نوجوانان تأکید می کنند.
سنجش و ارزیابی شاخص های کیفیت زندگی در شهرهای میانی (نمونه مورد مطالعه: شهر یاسوج)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناخت، اندازه گیری و بهبود کیفیت زندگی از اهداف عمده محققان، برنامه ریزان و دولت ها در چند دهه اخیر بوده است. این عرصه علمی و تحقیقاتی مورد توجه تعداد زیادی از رشته های علمی، از جمله جامعه شناسی، روان شناسی، اقتصاد، علوم محیطی، جغرافیا، پزشکی و ... است. پژوهش حاضر نیز در همین راستا تلاش دارد تا سطح ابعاد مختلف از شاخص کیفیت زندگی در شهر یاسوج را مورد بررسی و ارزیابی قرار دهد. پژوهش حاضر از نوع مطالعات «کاربردی» است و باتوجه به ماهیت موضوع و مؤلفه های مورد بررسی، رویکرد حاکم بر آن، «توصیفی – تحلیلی » است. داده های مورد نیاز پژوهش با استفاده از پرسش نامه تعدیل و توسعه یافته کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت گردآوری شده است. جامعه آماری پژوهش را شهروندان شهر یاسوج تشکیل می دهند. حجم نمونه مورد بررسی نیز با استفاده از فرمول کوکران 390 نفر برآورد گردید. اعضای نمونه نیز به صورت نمونه گیری تصادفی انتخاب شده اند. نتایج این پژوهش نشان داد که میزان رضایت مندی شهروندان شهر یاسوج از نظر میانگین متغیرهای معرف هر چهار بعد سلامت محیطی، اجتماعی، جسمانی و روانی در حد بالاتر متوسط قرار داشته و به ترتیب از مجموع 5 امتیاز برابر با 14/3 ، 39/3 ، 18/3 و 35/3 است. از نظر شاخص کلی کیفیت زندگی نیز رضایت مندی مشاهده شده با میانگین 20/3 بالاتر از متوسط برآورد شد. همچنین بررسی ها نشان دادکه مابین ابعاد چهارگانه بررسی شده، همبستگی مستقیم و معنادار وجود دارد. همچنین هر یک از این ابعاد، رابطه و همبستگی معناداری نیز با رضایت مندی نهایی از کیفیت زندگی در سطح اطمینان 99 درصد دارند و در مجموع ابعاد مذکور، قادر به تبیین و پیش بینی حدود 1/10 درصد از تغییرات میزان رضایت مندی از کیفیت زندگی در شهر یاسوج هستند.









