مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۶۱ تا ۱٬۰۸۰ مورد از کل ۵۴۶٬۷۶۴ مورد.
منبع:
مطالعات روانشناسی تربیتی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۹
218 - 191
حوزههای تخصصی:
دانش آموزان مدارس تیزهوش معمولاً برای دستیابی به عملکردهای بالا در زمینه های تحصیلی، رقابت بسیاری با همسالان خود دارند. میزان رقابت بالای میان این دانش آموزان پیامدهایی را برای آنان به همراه داشته است؛ لذا هدف پژوهش حاضر، بررسی پدیده رقابت جویی تحصیلی در مدارس تیزهوشان با تأکید بر تبیین پیامدهای روان شناختی و راهکارهای آن بود. روش پژوهش کیفی، از نوع پدیدارشناسی بود. میدان پژوهش را دانش آموزان محصل در دبیرستان های تیزهوشان متوسطه دوم شهرستان قاینات در سال تحصیلی 1403-1402 تشکیل دادند که به روش نمونه گیری هدفمند، 18 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. داده های پژوهش به شیوه هفت مرحله ای کلایزی تحلیل شدند. جهت اعتباریابی یافته های پژوهش از ملاک های چهارگانه گوبا و لینکلن استفاده شد. یافته های حاصل از مصاحبه با دانش آموزان تیزهوشان در قالب 7 دسته شامل انگیزه رقابت، مزایای رقابت، اثرات رقابت بر سلامت روان، اثرات رقابت بر سلامت جسمی، رقابت و روابط بین فردی، عوامل مؤثر بر رقابت و راهکارهای مقابله با رقابت قرار گرفت. طبق یافته های پژوهش، رقابت جویی گرچه مزایایی ازجمله افزایش تلاش و مطالعه دارد، اما سطوح بالای آن، اثرات مخربی بر یادگیری، کیفیت زندگی تحصیلی و به طورکلی سلامت روان دانش آموزان دارد؛ لذا تبیین مفهوم رقابت در مدارس توسط معلمان و مشاوران، مهم و ضروری است.
اثربخشی برنامه توان بخشی شناختی بر نارسایی کارکردهای اجرایی سرد و گرم در دانش آموزان دختر دارای اضطراب ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش برنامه توانبخشی شناختی بر کارکردهای اجرایی سرد و گرم در دانش آموزان دختر با اختلال اضطراب ریاضی بود. پژوهش حاضر ازلحاظ هدف کاربردی و ازنظر روش جمع آوری اطلاعات، آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه کنترل و دوره پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه مدارس شهرستان جلفا (استان آذربایجان شرقی) در سال تحصیلی1403- 1402 بود که از میان آن ها 30 دانش آموز دختر با اختلال اضطراب ریاضی با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری قرار گرفتند. ابزارهای اندازه گیری شامل پرسش نامه اضطراب ریاضی و پرسش نامه درجه بندی رفتاری کارکردهای اجرایی بودند. گروه آزمایش به صورت هفتگی دو جلسه یک و نیم ساعته تحت برنامه توانبخشی شناختی کاپیتان لاگ قرار گرفت؛ ولی گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. نتایج آزمون تحلیل واریانس آمیخته نشان داد که در پس آزمون و پیگیری، میانگین نمره نارسایی کارکردهای اجرایی سرد و گرم گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل کاهش یافته است. می توان نتیجه گرفت که برنامه توانبخشی شناختی می تواند بر کاهش و بهبود نارسایی کارکردهای اجرایی سرد و گرم در دانش آموزان دختر دارای اضطراب ریاضی موثر واقع شود.
تدوین مدل نگرش و التزام عملی به نماز براساس سبکهای دلبستگی به خدا با نقش میانجی نگرش معنوی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اسلام و روانشناسی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۸
7 - 45
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: ارتباط و حضور خداوند در زندگی انسان محدود به مکان و زمان نمی شود. نماز نیایش یا عملی است که با هدف برقراری ارتباط نزدیک با معبود انجام می شود. نگرش و التزام عملی به نماز بیان می کند که فرد تا چه حد در امور اعتقادی و عملی زندگی خود بر نماز پایبند است. یکی از متغیرهای پیش بینی کننده برای اعمال مذهبی و تجارب معنوی «سبک دلبستگی» است. کرک پاتریک ارتباط انسان با خدا را پیوندی می داند که با نظریه دلبستگی تبیین پذیر است و به عبارتی فرد ارتباط خود با مراقب اولیه را درون سازی کرده، و با شکل دهی نوع رابطه، نگرش خویش با دیگران و روابط اولیه زندگی خود، عقاید و باورهای دینی اش را اتخاذ می کند. سبک های دلبستگی ایمن، اجتنابی و اضطرابی به خدا سه نوع سبک دلبستگی به خدا می باشند. نگرش معنوی به دیدگاه ها، باورها، ارزش ها و احساساتی اشاره دارد که فرد نسبت به مسائل معنوی، وجود خدا یا قدرتی فراتر از خود، هدف زندگی و رابطه خود با جهان هستی دارد. براساس پیشینه نظری و عملی پژوهش نگرش معنوی متغیری است که هم با التزام و نگرش عملی به نماز و هم سبک های دلبستگی به خدا ارتباط دارد، نگرش معنوی می تواند نحوه درک و تجربه فرد از ارتباط با خدا را شکل دهد و درنتیجه میزان پایبندی وی به اعمال عبادی را تحت تأثیر قرار دهد. هدف پژوهش حاضر تدوین مدل نگرش و التزام عملی به نماز براساس سبک های دلبستگی به خدا با نقش میانجی نگرش معنوی است. روش: این پژوهش از نوع بنیادی و داده های مورد استفاده کمّی است. روش آن با توجه به ماهیت موضوع، مطالعه توصیفی از نوع همبستگی مدل معادلات ساختاری بوده است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه قرآن و حدیث در نیمسال دوم تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بودند. انتخاب نمونه به روش در دسترس انجام شد. داده ها با استفاده از مقیاس های «نگرش و التزام عملی به نماز» انیسی و همکاران (1389)، «دلبستگی به خدا» روات و کرک پاتریک (۲۰۰۲)، «سنجش نگرش معنوی» شهیدی و فرج نیا (۱۳۹۱)جمع آوری شدند. روش های آمار توصیفی شامل میانگین و انحراف معیار و همچنین روش مدل سازی معادلات ساختاری به شیوه حداقل مربعات جزئی در بخش آمار استنباطی و از نرم افزارهای آماری SPSS نسخه 27 و SmartPls نسخه 3 برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج: یافته های پژوهش نشان داد میزان ضریب تعیین (R 2 ) که در داخل دایره متغیر ملاک یا وابسته اصلی مدل نشان داده شده است، 8/38 درصد از واریانس متغیر نگرش و التزام عملی به نماز از طریق متغیرهای پیش بین مدل، یعنی سبک های دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا به خدا و نگرش معنوی تبیین شده است. مقدار R 2 به دست آمده به عنوان ضریب تعیین متوسط قلمداد شده و نشان دهنده برازش متوسط مدل ساختاری پژوهش است. معیار Q 2 که قدرت پیش بینی یا تناسب پیش بینی مدل را نشان می دهد برای نگرش معنوی 243/0 و برای نگرش والتزام عملی به نماز 296/0 به دست آمد؛ بنابراین با توجه به مقادیر Q 2 به دست آمده قدرت پیش بینی مدل برای متغیرهای نگرش معنوی و نگرش و التزام عملی به نماز در حد متوسط است. نتایج ضرایب مسیر مستقیم بین سبک های دلبستگی به خدا به متغیر نگرش و التزام عملی به نماز معنادار نیستند و مقدار t بقیه ضرایب مسیر بزرگ تر از 96/1 بوده و در سطح 05/0 معنادار هستند. براساس نتایج حاصل شده ضرایب مسیر مستقیم بین دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا به خدا به نگرش و التزام عملی به نماز به ترتیب برابر 046/0، 093/0- و 002/0 بوده، و از نظر آماری معنادار نیستند ولی ضریب مسیر غیرمستقیم همین متغیرها از نظر آماری معنادار هستند؛ بنابراین می توان استنباط کرد که نگرش معنوی در ارتباط بین سبک های دلبستگی به خدا با نگرش و التزام عملی به نماز نقش میانجی کامل را دارد. بحث و نتیجه گیری: با توجه به نقش میانجی کامل نگرش معنوی برای درک بهتر و تقویت رفتار دینی مانند نماز باید به شکل گیری و توسعه نگرش معنوی نیز توجه ویژه شود. این نگرش به عنوان یک واسطه روان شناختی، انگیزه درونی لازم برای رفتار دینی مانند نماز را ایجاد می کند. این نگرش سبب معنا دادن به تجربه مذهبی می شود، نیروی درونی لازم برای تداوم و تعهد به اعمال عبادی را فراهم می سازد و عامل فعال کننده نیّت، انگیزه و التزام به نماز است. فرد ممکن است خدا را منبع امنیت بداند (دلبستگی ایمن)، اما تا زمانی که این تصویر در نگرش های عمیق معنوی نهادینه نشود به تعهد عملی در قالب اقامه نماز نمی انجامد. نگرش معنوی پل اصلی و ضروری بین رابطه درونی فرد با خدا (دلبستگی) و رفتار دینی او (نماز) است. افرادی با دلبستگی ایمن به خدا، خداوند را پناهگاهی امن می دانند؛ درنتیجه احساس حمایت، امنیت و معنا را از ارتباط با خداوند می گیرند، اما این احساس به تنهایی کافی نیست که الزام عملی به عباداتی مانند نماز ایجاد کند، بلکه نخست باید به یک «نگرش معنوی» نیرومند تبدیل شود. افراد با دلبستگی اجتنابی یا اضطرابی به خدا، رابطه ای ناپایدار، گسسته یا توأم با ترس از خدا دارند که مانع شکل گیری یک بنیان معنوی پایدار می شود و درنتیجه التزام به عبادت نیز دچار ضعف خواهد بود. در پایان پییشنهاد می شود مطالع ات بیش تری ب ا مقیاس هایی متنوع و نمونه هایی مختلف انجام پذیرد تا بتوان به چنین یافته هایی عمومیت بخشید. تقدیر از مشارکت همکاران: نویسندگان با شکرگزاری از خداوند، از تمام افرادی که در این پژوهش همراه بوده اند کمال قدردانی و تشکر را دارند. نویسنده اول مسئولیت هدایت فرایند کلی پژوهش و نویسنده دوم مسئولیت طراحی، جمع آوری داده ها و تحلیل را برعهده داشته اند. تضاد منافع و تأمین مالی: نویسندگان اعلام می کنند که هیچ تضاد منافع در این مقاله وجود ندارد و کلیه هزینه های پژوهش از سوی آنان تأمین شده است.
الگوی آموزش هوش مصنوعی به کودکان پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
200 - 214
حوزههای تخصصی:
دغدغه مراکز پیش دبستانی یافتن جواب این سؤال است که آیا می توان به کودکان پیش دبستانی، هوش مصنوعی آموزش داد؟ هدف این تحقیق،ارائه الگوی آموزش هوش مصنوعی به کودکان پیش دبستانی است.روش مطالعه کیفی از نوع سنتزپژوهی بوده است. از این منظر هدف پژوهش حاضر، بر پایه مطالعه ابعاد آموزش هوش مصنوعی به کودکان پیش دبستانی استوار شد.روش پژوهش سنتز پژوهی، میدان پژوهش شامل کلیه مقالات منتشر شده سالهای 2024-2014،و شیوه نمونه گیری بصورت هدفمند تا حد اشباع داده ها به تعداد31 مقاله(با در نظر گرفتن ملاکهای ورودی و غربال گری) صورت پذیرفت.جمع آوری اطلاعات با مراجعه به پایگاههای اطلاعاتی معتبر خارجی(الزویر،اشپرینگر،امرآلد،گوگل اسکولار و....)انجام گرفت.برای تأمین روایی و اعتباربخشی داده ها از روش اطمینان پذیری،تأیید پذیری و انتقال پذیری استفاده شد.بطور کلی نتایج نشان داد،الگوی آموزش هوش مصنوعی به کودکان پیش دبستانی مشتمل بر ابعاد هفتگانه(بازی های آموزشی،اپلیکیشن های آموزشی،استفاده از اسباب بازی های هوشمند، آموزش مفاهیم هوش مصنوعی، شرکت دادن در بازی های تعاملی،آموزش پرسشگری از هوش مصنوعی،آموزش کاربردهای هوش مصنوعی در زندگی) بوده است.
واکاوی مولفه های برنامه درسی علوم دوره ابتدایی با هوش مصنوعی (AI): رویکرد سنتز پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
134 - 151
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : استفاده از هوش مصنوعی (AI) در توسعه برنامه درسی، یک رویکرد تحول آفرین است به این جهت هدف تحقیق واکاوی مولفه های برنامه درسی علوم دوره ابتدایی با هوش مصنوعی بوده است. روش شناسی پژوهش : روش این پژوهش کیفی با رویکرد سنتزپژوهی بوده است که در جامعه مجلات معتبر ملی و بین المللی از سال 2010 تا 2025 اجرا شد و تعداد 76 مقاله به عنوان نمونه مورد بررسی قرار گرفت که در نهایت 31 مقاله با توجه به روش کدگذاری با استفاده از نرم افزار Maxqda مورد تحلیل قرار گرفته است. یافته ها : یافته های تحقیق مطابق با مطالعه سنتزپژوهی نشان داد که مولفه های برنامه درسی علوم دوره ابتدایی با هوش مصنوعی دارای 5 مضمون فراگیر و 10 مضمون اصلی که مضامین فراگیر شامل عوامل فناورانه (با ابعاد ابزارهای هوش مصنوعی برای آموزش علوم و واقعیت افزوده و واقعیت مجازی در آموزش علوم)، عوامل محتوایی (با ابعاد به روزرسانی و انعطاف پذیری محتوای درسی و تلفیق مفاهیم هوش مصنوعی در آموزش علوم)، عوامل روش شناختی پداگوژیک (با ابعاد یادگیری شخصی سازی شده و یادگیری مبتنی بر پروژه)، عوامل انسانی (با ابعاد مهارت های معلمان و مهارت های دانش آموزان) و عوامل زیرساختی و مدیریتی (با ابعاد دسترسی به زیرساخت های دیجیتال و سیاست گذاری و برنامه ریزی آموزشی) است بوده است. بحث و نتیجه گیری: یافته های این پژوهش در کشور کاملاً جدید است. و می توان گفت آینده آموزش درس علوم ترکیبی از خلاقیت انسانی و قدرت محاسباتی هوش مصنوعی برای پرورش نسلی از دانش آموزان کنجکاو، منتقد و توانمند خواهد بود.
تبیین شاخص های بازاریابی اجتماعی در حسابرسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های بازاریابی اسلامی دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲
94 - 114
حوزههای تخصصی:
هدف: افزایش فشارهای رقابتی موجب شده است که موسسات حسابرسی، اهمیت بازاریابی را بیشتر درک کنند. موفقیت یا بقاء هر واحد حسابرسی، ریشه در فهم عمیق اهمیت و استفاده کاربردی از تکنیک های بازاریابی دارد. بنابراین هدف این پژوهش تبیین شاخص های بازاریابی اجتماعی در حسابرسی می باشد. روش: در این مقاله جامعه آماری، حسابرسان عضو جامعه حسابداران رسمی به تعداد 1100 عضو بودند که با استفاده از نمونه گیری تصادفی کوکران ساده، تعداد 228 نفر به سوالات پرسشنامه جواب دادند. داده های پژوهش از طریق پرسشنامه گردآوری و با بهره گیری از روش معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها و نتیجه گیری: یافته های حاصل از مدل معادلات ساختاری بیانگر ارتباط مطلوب در ساختار عاملی مدل می باشد، بدین صورت که شرایط علی، بر پدیده محوری (بازاریابی اجتماعی در حسابرسی) تاثیر معناداری دارد. همچنین مقوله محوری، زمینه ای و مداخله گر بر راهبردها و در نهایت، راهبردها اثر میانجی و معناداری بر روابط بین مقوله محوری بر پیامدها دارد. بطور کلی نتایج حاکی از آن است که مدل از قابلیت پیش بینی بالایی برخوردار بوده و می توان از آن به عنوان عوامل مؤثر بر بازاریابی اجتماعی در حسابرسی جهت افزایش و بهبود عملکرد حسابرسان و مزیت رقابتی بهره گرفت.
A Causal Layered Analysis of Knowledge Diplomacy and Future Leadership Scenarios in the Iranian Education System(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۱۳, Issue ۱, Spring ۲۰۲۵
109 - 130
حوزههای تخصصی:
This study fills important gap in literature by examining how knowledge diplomacy can drive transformation in Iran’s education. Confronting outdated policies and rapidly shifting global benchmarks, in what ways can knowledge diplomacy be harnessed to promote lasting innovation and address the systemic obstacles facing Iranian schools? Drawing on a condensed Causal Layered Analysis framework, the research explores: surface-level patterns like policy changes and international partnerships, the economic and structural forces at work, dominant cultural narratives and ideologies, and deep metaphors that influence public and institutional mindsets. By streamlining methodological exposition, the paper remains sharply focused on practical implications for school leaders and policymakers. From this analysis, four future leadership scenarios emerge: An Alternative scenario marked by heightened global engagement; A Trend-Based scenario of slow progress amid cautious modernization; An Exploratory scenario prioritizing inward-looking reforms and curriculum design; A Back-casting scenario envisioning Iran as a hub of collaborative educational excellence. The findings demonstrate that embedding knowledge diplomacy strategically not only remedies current weaknesses in Iran’s schooling system but also lays down a solid foundation for far-reaching reforms that align domestic practice with international standards. The study concludes with targeted recommendations, urging educational leaders and policy architects to adopt proactive strategies, cultivate visionary leadership, and establish flexible policy frameworks. In doing so, Iran’s sector can become more innovative, responsive, and globally competitive. Beyond its immediate conclusions, this integrated analysis advances our understanding of how knowledge exchange and policy reform interact, offering a clear roadmap for sustained progress in today’s dynamic educational landscape.
تبیین سناریوهای اثرگذار پیوندهای روستایی – شهری بر امنیت غذایی نواحی روستایی؛ مورد مطالعه: نواحی پیراشهری دهدشت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و توسعه بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
1 - 38
حوزههای تخصصی:
قدیمی ترین و اصلی ترین پیوند روستایی- شهری، پیوند در زمینه تأمین غذا بوده است به طوری که تداوم تولید محصولات غذایی در نواحی روستایی پیراشهری به عنوان استراتژی های امنیت غذایی، تأثیر مثبتی بر تنوع و امنیت غذایی شهرها داشته است؛ ازاین رو تدوین سناریوهایی که زمینه تحقق پیوندهای روستایی - شهری مؤثر در امنیت غذایی را فراهم می سازد، باید مورد توجه قرار گیرد؛ بنابراین هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی سناریوهای اثرگذاری پیوندهای روستایی- شهری بر امنیت غذایی نواحی پیراشهری شهر دهدشت می باشد که با مشارکت مدیران، مسؤلان و خبرگان دانشگاهی، ابتدا پیشران های اثرگذاری پیوندهای روستایی- شهری بر امنیت غذایی نواحی روستایی شناسایی و سپس سناریوهای مؤثر بر امنیت غذایی تدوین گردید. این پژوهش همچنین از نظر هدف کاربردی و به لحاظ روش، توصیفی-تحلیلی است. روش گردآوری داده ها و اطلاعات به صورت کتابخانه ای، اسنادی و پیمایشی (مصاحبه) بود. با بررسی منابع علمی، 76 عامل تأثیرگذار بر پیوندهای روستایی- شهری مؤثر در امنیت غذایی شناسایی و در 4 بعد دسته بندی شدند. درمجموع، 25 نفر از مدیران سازمان های مرتبط و متخصصان دانشگاهی مورد مصاحبه قرار گرفتند. تجزیه وتحلیل داده ها بر اساس تکنیک های آینده پژوهی انجام شد، ازجمله تحلیل ساختار و تحلیل اثرات متقابل با استفاده از نرم افزارهای (Micmac وScenario wizard). نتایج نشان دادند که 12 سناریو با سازگاری ضعیف و تنها یک سناریو با سازگاری قوی و پایدار (ناسازگاری صفر) وجود دارد. سناریوی اول که یک سناریو با جهت مثبت است، دارای مجموع امتیاز اثر متقابل 665 و ارزش سازگاری 5 است. درحالی که سناریوی دوم که سناریوی نامطلوب است، دارای مجموع امتیاز اثر متقابل 94 و ارزش سازگاری 1- است. سناریوی سوم (پابرجا) نیز دارای ارزش سازگاری 1- بوده و با مجموع امتیاز اثر متقابل 36 می تواند یکی از سناریوهای محتمل برای آینده پیوندهای روستایی- شهری مؤثر بر امنیت غذایی باشد.
مطالعه پدیدارشناسانه تاثیر شبکه های اجتماعی بر احساس امنیت اجتماعی (مطالعه موردی: متولدین دهه 70)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۶ بهار ۱۴۰۴شماره ۶۹
147 - 176
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو دارای رویکرد تفسیری و روش کیفی است که با بهره گیری از روش پدیدارشناسی انجام شده است. این پژوهش درصدد است، ضمن مطالعه عمیق تأثیرات شبکه های اجتماعی بر عناصر و مؤلفه های امنیت اجتماعی، به ریشه یابی علل و عوامل شکل گیری تغییرات صورت گرفته در عناصر و مؤلفه های امنیت اجتماعی، در جامعه آماری پژوهش بپردازد. جامعه آماری پژوهش متولدین دهه 70 می باشد که با توجه به ماهیت پدیدارشناسی و پراکنده و ناشناس بودن جامعه آماری، جهت انتخاب حجم و نحوه توزیع نمونه ها از معیار اشباع نظری و نمونه گیری هدفمند گلوله برفی استفاده شد. در این پژوهش، اشباع پس از انجام 27 مصاحبه حاصل گردید. ابزار گردآوری اطلاعات نیز، مصاحبه عمیق فردی با سؤالات نیمه ساختاریافته بود. تجزیه وتحلیل داده ها نیز بر اساس الگوی هفت مرحله ای کلایزی و دیکلمن انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد؛ تأثیرات شبکه های اجتماعی مجازی بر عناصر و مؤلفه های امنیت اجتماعی کاملاً معنادار بوده است. به طوری که شبکه های اجتماعی، به رغم برخورداری از مزایا و محاسن فراوان در راستای تسهیل فرایندهای ارتباطی، آموزشی و اطلاع رسانی، در فضای اجتماعی مورد مطالعه به علت فراهم نبودن پیش نیازهای لازم، اغلب منجر به بروز آثار و پیامدهای منفی شده اند. با این وجود، شبکه های اجتماعی توانسته اند بسیاری از پیش نیازهای توسعه اجتماعی-سیاسی را به خوبی زمینه سازی نمایند که از مهم ترین آن می توان به عدالت اطلاعاتی، ترویج شفافیت در اطلاع رسانی و آشکار شدن پشت پرده سیاستگذاری های دولتی و حاکمیتی برای مردم را اشاره کرد.
خودشیفتگی شرکای حسابرسی و حق الزحمه حسابرسی: نقش دوره تصدی و تعدد کاری حسابرس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های حسابرسی حرفه ای سال ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۸
8 - 33
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی ارتباط بین خودشیفتگی شرکای حسابرسی و حق الزحمه حسابرسی با توجه به نقش دوره تصدی و تعدد کاری شریک حسابرسی می باشد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، هم بستگی و پس رویدادی است. جامعه آماری این پژوهش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، طی سال های 1394تا ۱۴۰۰ بود که با روش حذف سیستماتیک، داده های مربوط به 82 شرکت انتخاب شد و فرضیه ها با استفاده از رگرسیون چندگانه برای داده های تابلویی، به روش اثرات ثابت، از طریق نرم افزار ایویوز آزمون گردید. نتایج پژوهش نشان داده که خودشیفتگی شریک اول امضا کننده گزارش حسابرسی ارتباط معناداری با حق الزحمه حسابرسی ندارد و دوره تصدی و تعدد کاری این شریک تاثیری بر این رابطه ندارد. اما خودشیفتگی شریک دوم به طور مثبت و معناداری با حق الزحمه حسابرسی مرتبط است. در میان دوره تصدی و تعدد کاری این شریک تنها دوره تصدی دارای یک اثر کاهنده بر این رابطه می باشد. ویژگی های شریک دوم حسابرسی بر قیمت گذاری خدمات حسابرسی تعیین کننده تر از شریک اول است. با این حال موسسه های حسابرسی با آگاهی از میزان خودشیفتگی شرکای خود، علاوه بر کاهش هزینه های صرف شده در یک پروژه حسابرسی شریک خودشیفته و امکان افزودن بر سود خود، می توانند با کاهش قیمت خدمات ارائه شده مزیت رقابتی خود را بالا ببرند.
بررسی نظرات شرعی فقهای شورای نگهبان در خصوص قوانین مالیاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حقوق عمومی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۷
1 - 24
حوزههای تخصصی:
تبیین و بررسی رویه فقهای شورای نگهبان در بررسی مصوبات مالیاتی یا به بیان دیگر مصوبات مرتبط با مالیات و نظام مالیاتی مجلس شورای اسلامی، علاوه بر ثمرات نظری، می تواند قانون گذار عادی را با رویکرد این نهاد در زمینه چهارچوب شرعی قوانین مالیاتی آشنا کند و در نتیجه با توجه قانون گذاران به چهارچوب یادشده سبب کاهش اطاله فرایند قانون گذاری شود. کاوش در رویه شورای نگهبان و استخراج مواردی که فقهای این شورا، در مقام انطباق مصوبات مالیاتی مجلس با موازین شرع، مغایر با شرع تشخیص داده اند سؤال اصلی این پژوهش است. بر اساس بررسی های صورت گرفته به روش توصیفی تحلیلی فقهای شورای نگهبان در مقام انطباق مصوبات مالیاتی مجلس شورای اسلامی با موازین شرع «عدم توجه به توانایی مؤدیان»، «اجحاف به مؤدیان»، «مسئول دانستن مؤدی به پرداخت مالیات اشخاص دیگر»، «محبوس کردن اموال مؤدی برای اخذ مالیات بیش از مقدار احتیاطی»، «حق تقدم سازمان امور مالیاتی برای اخذ مالیات نسبت به سایر طلبکاران»، و «عدم توجه به معاذیر موجه در مواعد» را به عنوان موارد خلاف موازین شرع قلمداد کرده و مصوبات واجد موارد فوق را مغایر با شرع دانسته اند.
الزامات حقوق بشری دولت ها در بهره برداری از آبراه های بین المللی: مطالعه موردی هیرمند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش حقوق عمومی سال ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۶
197 - 234
حوزههای تخصصی:
امروزه بهره برداری کشورها از آبراه های بین المللی با عنایت به نقش اساسی آب در حیات و معاش انسان بسیار پر اهمیت جلوه مینماید. این موضوع اگرچه به نحو خاص تابع رژیم حقوقی منحصر به فردی است اما از جوانب بسیار مهم حقوق بشری نیز برخوردار است. در حال حاضر بحران آب در حوضه آبریز هیرمند بیش از هر زمان دیگر واجد جوانب حقوق بشری است. حق بر دسترسی به آب، حق بر سلامت و در نهایت حق بر حیات از جمله حقوقی هستند که لزوم رعایت و حمایت آنها در ابعاد ملی و بین المللی بسیار مدنظر است. این پژوهش نیز با تبیین ابعاد مختلف حقوق بشری مرتبط و همچنین بررسی احکام حقوقی و قضایی بین المللی قابل تسری به موضوع و تطبیق آنها از طریق قیاس و استقرا با بحران امروز حوضه آبریز هیرمند از الزامات حقوق بشری و فرامرزی موجود در این قضیه خاص سخن به میان آورده و سپس با تشریح خلأهای حقوقی حاضر، تبیین رویکردهای حداقلی رعایت، حمایت و اجرای حق بر دسترسی به آبرا به عنوان راهکار حقوقی بین المللی مناسب ارزیابی نموده است.
ضمیر پنهان در طلسم ها و تأثیر آن در هنر گرافیک معاصر ایران مبتنی بر نظریۀ یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۴
111 - 135
حوزههای تخصصی:
گرافیک راهی بی انتهاست و برای پایداری در دنیای مدرن، نیازمند ایده های نوین است. در این جستار، به ایده فراموش شده «ساحت تجسمی طلسم ها» پرداخته شده است. هرچند این ایده در دنیای مدرن امروزی، اغلب خرافاتی تلقی می شود، اما با مطالعه و بررسی لایه های مختلف ساحت تجسمی طلسم ها با چالش ها و یافته های متفاوتی روبه رو می شویم. این پژوهش با هدف بررسی و تحلیل لایه های مختلف طلسم ها صورت گرفته و با بررسی نسخه های دست نویس ناخوانا، نقوش و تصاویر موجودات عجیب الخلقه و اشیای خاص؛ در پی پاسخ به این سؤال ها ست که 1. ریشه این تصاویر طلسمی چیست؟ 2. آیا متأثر از ضمیر پنهان و روان نگارنده اند، یا محصول جهانی ناپیدا و غیبی اند؟ 3. آیا می توان از ایده «ساحت تجسمی طلسم ها» به عنوان منبعی نو و الهام بخش در گرافیک معاصر بهره برد؟ ظرافت و زیبایی این نقوش و تصاویر، ذهن را به سوی هنر سوق می دهد و دقیقاً در همین گذار است که آن ها دیگر از هویت علوم غیبی خود گسیخته، به وادی هنر گام می نهند. ازاین رو، می توان ساحت تجسمی طلسم ها را در زمره یک اثر هنری نقد و تحلیل کرد. همچنین، برای خوانش معنا و مفهوم نهفته در آثار و اثبات این موضوع، از نظریه ضمیر پنهان یونگ بهره گرفته ایم و بر این باوریم که می توان با تحلیل کهن الگوهای موجود و شناخت صحیح ماهیت هر یک، به ارائه ایده و آثاری نو در گرافیک معاصر پرداخت. روش تحقیق این پژوهش ازنظر هدف کیفی و از منظر ماهیت، توصیفی-تحلیلی است و جنبه ای کاربردی دارد. داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای گردآوری شده و با رویکرد نظری ضمیر پنهان یونگ، آثار تحلیل و بررسی شده اند. نتایج این پژوهش، با توجه به تحلیل ها و یافته های به دست آمده، نشان می دهد گستره تجسمی غنی نقوش و کهن الگوهای موجود در تصاویر طلسم ها و نیز ماهیت معنایی و مفهومی آن ها با برداشت صحیح هنرمند در حوزه گرافیک به عنوان ایده ای نوین در طراحی گرافیک، ازجمله طراحی پوسترها، نشانه ها و غیره به خوبی استفاده شده است.
جایگاه کشاورزی شهری در معماری منظر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۱
20 - 33
حوزههای تخصصی:
کشاورزی شهری یکی از حوزه های پژوهش و عمل مشترک در بین رشته معماری منظر با تعداد دیگری از رشته های دانشگاهی است. بااین حال، در رشته معماری منظر ایران به این موضوع کمتر توجه شده است. لذا، بررسی وضعیت پژوهش و عمل کشاورزی شهری در معماری منظر ایران ضروری به نظر می رسد. هدف این پژوهش تدقیق جایگاه کشاورزی شهری از دیدگاه های مطالعاتی و حرفه ای در معماری منظر برای تعیین جهات پژوهش و عمل آینده و شناسایی بخش های مهم ولی کمتر توجه شده در ایران است. روش این پژوهش از نوع مروری-تحلیلی بوده و با جست وجوی موضوع در پایگاه های داده و شبکه جهانی اینترنت، وضعیت مقالات، کتاب ها، پایان نامه ها، گزارشات، مؤسسات مطالعاتی و پروژه های بین المللی انجام شده توسط معماران منظر و نیز محققان برتر این حوزه را شناسایی و طبقه بندی کرده است. بااینکه پژوهش های مرتبط با کشاورزی شهری در رشته معماری منظر در سطح بین المللی تا حد قابل قبولی شکل یافته و تعداد قابل توجهی مقاله، کتاب، پایان نامه و گزارش مطالعاتی توسط متخصصان رشته معماری منظر در موضوع کشاورزی شهری تولید شده است ولی چنین مطالعاتی در ایران محدود است. در بعد حرفه ای نیز علیرغم توسعه جایگاه بین المللی کشاورزی شهری در معماری منظر و راه یافتن آن به بخش های مختلف اما جایگاه آن در ایران نسبتاً ضعیف است. بخشی از ضعف جایگاه آن تحت تأثیر برخی تعابیر از رویکرد منظرین در این رشته است. لذا لازم است با استفاده از تجارب کشورهای پیشرو و ظرفیت داخلی کشور در بعد مطالعاتی و آکادمیک مانند حمایت از دانشجویان و دانشگاه های دارای رشته معماری منظر و در بعد حرفه ای و عملیاتی مانند تقویت بازار کار حرفه ای و ایجاد حساسیت در سازمان ها و مجامع اجرایی، زمینه رشد جایگاه کشاورزی شهری در معماری منظر ایران را فراهم ساخت.
«مراجعه به مردم» در فرض شکست قوه مقننه در وضع قانون دارای ضرورت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه حقوق اسلامی سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۹)
927 - 956
حوزههای تخصصی:
ناکامی مجلس قانون گذار در وضع قوانین حیاتی و موردنیاز جامعه، خطری جدی است که نتیجه قطعی آن تضییع حق شهروندان بر قوه مقننه کارآمد خواهد بود؛ لذا از یک نظام حقوقی انتظار می رود که برای برون رفت از این وضعیت، راهکارهای درخوری پیش بینی کند. پژوهش حاضر، پاسخ گویی به این سوال را در دستور کار دارد که «آیا در نظام حقوقی ایران مردم می توانند خود مجرایی برای تحقق حق خود یعنی برخورداری از تقنینِ به هنگام باشند؟» بی گمان مراجعه مستقیم به آحاد مردم می تواند یک راهکار بالقوه در این راستا باشد؛ در نظام حقوق اساسی ایران امّا، این راهکار تنها از مجرای همه پرسی اعم از تقنینی، اساسی و سیاسی متصور است که می توان گزینش گری را نیز بدان الحاق نمود. البته دور از نظر نیست که به دلایل متعددی از قبیل زمان بر بودن فرآیند مشارکت مردم در اظهارنظر و قطعی نبودن تأثیر آن در حل بحران خلأ قانون ضروری، محتوای کنونی قانون اساسی ظرفیت مؤثری از مردم در حل این معضل به دست نمی دهد. در قانون اساسی مطلوب، می توان از طریق پیش بینی راهکار ابتکار عام و علاج مشکل اطاله فرآیند مشارکت، برای مردم در حل معضل مزبور نقش لازم را تعیین کرد. به نظر می رسد در صورت عدم امکان مراجعه به مردم، به کارگیری رهبری از صلاحیت بند هشتم اصل یکصد و دهم قانون اساسی و صدور حکم حکومتی، مؤثرترین راهکار در چارچوب فعلی قانون اساسی برای رفع خلأ قانون ضروری و پایان دادن به ناکارآمدی قوه مقننه باشد.
تاثیر تفاوت معیارهای مالی و غیرمالی بر ریسک سقوط قیمت سهام؛ آزمون مکانیسم های اثرگذاری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های حسابداری و راهبری شرکتی دوره ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۱
113 - 127
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش ارزیابی تاثیر تفاوت معیارهای مالی و غیرمالی بر ریسک سقوط قیمت سهام است. بعلاوه مکانیسم های این اثرگذاری با در نظر گرفتن نقش میانجی تقلب مالی و دستکاری فعالیت های واقعی نیز ارزیابی شده است. تفاوت معیارهای مالی و غیرمالی به معنای اختلاف و تناقض بین معیارهای مالی عملکرد و معیارهای غیرمالی مرتبط است. بر اساس اطلاعات گردآوری شده از 153 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1394 تا 1402 و با استفاده از تکنیک های اقتصادسنجی، یافته های پژوهش نشان داد تفاوت زیاد بین نرخ رشد سود عملیاتی به عنوان معیار مالی و نرخ رشد فروش و نرخ رشد موجودی کالا به عنوان معیارهای غیرمالی، با ریسک سقوط قیمت سهام بالاتر همراه است. همچنین، آزمون مکانیسم های اثرگذاری نشان داد که تفاوت معیارهای مالی و غیرمالی از طریق افزایش تقلب مالی و دستکاری فعالیت های واقعی، باعث افزایش ریسک سقوط قیمت سهام می شود. این نتایج می تواند برای تنظیم کننده های مقررات نظارتی در جهت بهبود شفافیت گزارشگری مالی و طراحی مکانیسم های نظارتی کارآمدتر به منظور کاهش انگیزه های دستکاری و تقلب مفید باشد.
مقایسه مدل های خطی و غیرخطی برآورد اقلام تعهدی اختیاری با کاربست روش شبیه سازی مونت کارلوی خطای نوع اول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدل های استاندارد برآورد اقلام تعهدی اختیاری مانند مدل تعدیل شده جونز رابطه ای خطی بین تغییرات فروش و اقلام تعهدی فرض می کنند؛ به همین جهت غیرخطی بودن تغییرات فروش در این مدل ها مدنظر قرار نگرفته و این مدل ها متحمل تورش غیرخطی در برآوردهای اقلام تعهدی اختیاری می شوند. هدف این پژوهش مقایسه اقلام تعهدی اختیاری برآوردی با استفاده از مدل های خطی و مدل های غیرخطی است. برای آزمون فرضیه پژوهش، نمونه ای متشکل از 180 شرکت از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار طی سال های 1389 تا 1399 انتخاب و از روش شبیه سازی مونت کارلوی خطای نوع اول استفاده شده است. بدین منظور اقلام تعهدی اختیاری برآوردی بر اساس متغیر رشد فروش به ده طبقه تقسیم و با انتخاب تصادفی 100 مشاهده از اقلام تعهدی اختیاری برآوردی با جایگذاری و تکرار نمونه گیری برای 250 بار، درصد خطای نوع اول در آزمون فرضیه ای با فرض صفر اقلام تعهدی اختیاری برابر با صفر در مقابل فرضیه جایگزین اقلام تعهدی اختیاری مثبت و منفی مورد آزمون قرار گرفت. نتایج به دست آمده از شبیه سازی مونت کارلوی خطای نوع اول نشان می دهد که مدل های خطی اقلام تعهدی اختیاری دارای خطای نوع اول و همچنین دفعات رد فرض صفر زیادی هستند، اما مدل های غیرخطی، خطای نوع اول و دفعات رد فرض صفر کمتری دارند. این یافته ها بیانگر آن است که مدل های برآورد اقلام تعهدی اختیاری با در نظر گرفتن متغیر غیرخطی تغییرات فروش، نسبت به مدل های استاندارد برآورد اقلام تعهدی اختیاری مانند جونز تعدیل شده از تصریح بهتری برخوردارند.
ارزیابی عملکرد حسابرسی داخلی با استفاده از روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حسابرسی داخلی نقش مهم و حیاتی در حاکمیت و عملیات سازمان دارد. زمانیکه فعالیت این واحد در سازمان به شکل موثر و تاثیرگذار باشد و در خدمت عملیات و مدیریت سازمان باشد، کمک بزرگی به سازمان در دستیابی به هدفهایش خواهد بود. لذا، سازمانهایی که دارای واحد حسابرسی داخلی اثربخش هستند، ارزیابی کامل تری نسبت به شناسایی خطرهای محیط کسب و کار، فرآیندها و سیستم تجاری خود دارند. پژوهش حاضر با اتخاذ رویکرد فراترکیب به بررسی مولفه های تاثیرگذار بر عملکرد حسابرسی داخلی می پردازد. بر اساس نتایج تحلیل، 4 بعد و 8 مفهوم و 50 کد شناسایی و آزمون کیفیت آنها تایید شد. حسابرسی داخلی با به کارگیری رویکرد منظم و سیستماتیک به منظور ارزیابی و بهبود اثربخشی فرآیندهای راهبری، مدیریت ریسک و کنترل های داخلی به سازمان برای دستیابی به اهدافش کمک می کند. به این ترتیب استقرار واحد حسابرسی داخلی در هر سازمانی لازمه بقاء و تداوم فعالیت در محیط پویا و همواره در حال تغییر است.
نظم و ترجیح گفتمانی در سریال «آوای باران» (با تأکید بر مسائل و آسیب های نهاد خانواده)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش انحرافات و مسائل اجتماعی دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۵
87 - 114
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر، رسانه های جمعی به ویژه سریال های تلویزیونی، نقشی فراتر از سرگرمی ایفا کرده و به بستری مؤثر برای تولید، بازتولید و چرخش گفتمان های اجتماعی تبدیل شده اند. پژوهش حاضر با هدف شناخت نظم و ترجیح گفتمانی بازنمایی شده در سریال «آوای باران» و با تأکید بر مسائل و آسیب های نهاد خانواده انجام شده است. در روش تحلیل گفتمان شش مرحله ای این پژوهش، واحد تحلیل، سریال و واحد مشاهده، مناسبات گفتمانی موجود در فیلم بوده است. یافته ها نشان داد که در این سریال، دو گفتمان خانوادگی جاه طلب و مسئولیت پذیر بازنمایی شده است. روابط تعارضی اعضای خانواده در گفتمان جاه طلب با یکدیگر از دو گونه شکاف نسلی و شکاف فرهنگی ناشی می شود. در گفتمان مسئولیت پذیر، روش تربیتی فرزندان، اهمیت اساسی داشته است و در این گفتمان، اعتماد به یکدیگر، جایگاه ویژه ای دارد. فرجام گفتمانی با برتری گفتمان خانواده مسئولیت پذیر، خاتمه یافته است. نکته دیگر مشاهده، نوعی بی اعتماد نهادی و به ویژه بی اعتمادی نسبت به نیروی انتظامی و پلیس بوده است. بر اساس یافته های پژوهش می توان به این نتیجه دست یافت که سریال «آوای باران» با ترسیم تقابل گفتمانی میان خانواده هایی با محوریت جاه طلبی و مسئولیت پذیری، ترجیح معنایی خود را به سوی الگوی مسئولیت پذیر سوق داده است. این ترجیح ضمن تأکید بر نقش اخلاق فردی در حفظ نظم اجتماعی، نقش نهادهای ساختاری را کمرنگ کرده و بر ایدئولوژی فردگرایانه و تقدیرمحور تکیه کرده است.
تحلیل جامعه شناختی شدت و قلت بیگانگی سیاسی بر میزان مشارکت دانشجویان؛ مورد مطالعه استان البرز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تغییرات اجتماعی - فرهنگی سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۶
1 - 11
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر شدت و قلت بیگانگی سیاسی دانشجویان دانشگاه های استان البرز بر میزان گرایش آن ها به مشارکت سیاسی انجام شد. حجم نمونه شامل ۴۰۰نفر از میان حدود ۵۶هزار دانشجوی استان بود. دراین مطالعه، بخشی از یافته های کمی-پیمایشی مرتبط با سازه های کلیدی بیگانگی سیاسی و گرایش به مشارکت سیاسی، که می تواند مشروعیت سیاسی را تحت تأثیر قرار دهد، ارائه شده است. روایی ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه پژوهشگرساخته، از طریق شیوه خبره گی تأمین و پایایی آن بااستفاده از آزمون آلفای کرونباخ ۰٫۸۸ گزارش شده است. یافته ها نشان می دهد شدت بیگانگی سیاسی دانشجویان بالاست (۳٫۸۲ از ۵)، و دامنه آن در مرتبه بی معنایی (۳٫۹۲)، تمایل به مشارکت سیاسی پرتلاش/گلادیاتوری (۱٫۹۶)، و میزان ارتباط دانشجویان با نظام رسانه ای هم سو (۲٫۱۶) و نظام رسانه ای تعاملی/مجازی (۴٫۵۶)، است. تحلیل های آماری شامل آزمون های F و T و هم بستگی ها نشان دهنده رابطه معنادار بین میزان گرایش به مشارکت سیاسی با بیگانگی سیاسی و نوع و میزان بهره گیری از نظام رسانه ای است، درحالی که متغیرهای زمینه ای پاسخ دهندگان رابطه معناداری با گرایش به مشارکت سیاسی نشان ندادند.









