ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۲۱ تا ۸۴۰ مورد از کل ۵۶۰٬۳۵۷ مورد.
۸۲۱.

مقایسه اثربخشی درمان شناختی-رفتاری و درمان هیجان مدار بر افکار خودکشی نوجوانان تحت پوشش اداره بهزیستی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۸
هدف از این پژوهش مقایسه اثربخشی درمان شناختی-رفتاری و درمان هیجان مدار بر افکار خودکشی نوجوانان تحت پوشش اداره بهزیستی بود. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری پژوهش نوجوانان دختر تحت پوشش اداره بهزیستی شهرستان نورآباد لرستان در سال 1404 بودند. تعداد 60 نوجوان دختر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و این تعداد سپس به شیوه تصادفی ساده در 3 گروه درمان شناختی-رفتاری (20 نفر)، درمان هیجان مدار (20 نفر) و گروه کنترل (20 نفر) جایگزین شدند. سپس گروه آزمایش اول تحت 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان شناختی-رفتاری و گروه آزمایش دوم تحت 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان هیجان مدار قرار گرفتند. در این پژوهش از مقیاس افکار خودکشی (BSSI) بک و همکاران (1979) برای گردآوری داده ها استفاده شد. روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر، آزمون تعقیبی بن فرونی و نرم افزار SPSS نسخه 29 بود. نتایج نشان داد هر دو مداخله در مرحله پس آزمون و پیگیری اثربخشی معناداری بر کاهش افکار خودکشی داشته است (0/05>p). نتایج آزمون تعقیبی نشان داد که درمان هیجان مدار اثربخشی بیشتری نسبت به درمان شناختی-رفتاری بر کاهش افکار خودکشی داشته است (0/05>p). می توان نتیجه گیری کرد که درمان شناختی-رفتاری و درمان هیجان مدار می توانند به عنوان شیوه های درمانی مناسب برای کاهش افکار خودکشی در نوجوانان دختر تحت پوشش بهزیستی به کار برده شوند و تقدم استفاده با درمان هیجان مدار است.
۸۲۲.

مقایسه اثربخشی روش آموزش تأیید خود و آموزش مثبت نگر بر بهزیستی تحصیلی و التزام تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۹
هدف این پژوهش مقایسه اثربخشی روش آموزش تایید خود و آموزش مثبت نگر بر بهزیستی تحصیلی و التزام تحصیلی دانش آموزان بود. طرح این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه در شهرستان درگز در سال 1404 بوده که شکست تحصیلی را تجربه کرده بودند. تعداد ۶۰ دانش آموز به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه آموزش خودتأییدی، آموزش روان شناسی مثبت و گروه گواه قرار گرفتند. برنامه های آموزشی طی یک دوره مشخص اجرا شد و داده ها از طریق پرسشنامه بهزیستی تحصیلی (تومینین سوینی و همکاران، 2012) و التزام تحصیلی (تینیو، 2009) جمع آوری شدند. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی انجام گرفت. نتایج نشان داد که هر دو روش برنامه آموزش خودتأییدی و برنامه آموزش مثبت نگر به طور معناداری بهزیستی تحصیلی و التزام تحصیلی دانش آموزان را در مقایسه با گروه گواه بهبود بخشیدند (0/05 >p). با این حال، آموزش روان شناسی مثبت اثربخشی بیشتری در افزایش بهزیستی تحصیلی و التزام تحصیلی داشت. این بهبودها در مرحله پیگیری نیز حفظ شدند که نشان دهنده مزایای بلندمدت این مداخلات است. یافته ها نشان داد که ادغام اصول روان شناسی مثبت در محیط های آموزشی می تواند انگیزه، تاب آوری و عملکرد تحصیلی دانش آموزان را بهبود بخشد.
۸۲۳.

مقایسه اثربخشی درمان هیجان مدار و درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر اضطراب زنان مبتلا به سرطان پستان با نشانه های اختلال استرس پس از سانحه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۶۰
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان هیجان مدار بر اضطراب زنان مبتلا به سرطان پستان با نشانه های اختلال استرس پس از سانحه بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی ﺑﺎ ﻃﺮح ﭘیﺶآزﻣﻮن-ﭘﺲآزﻣﻮن و ﮔ ﺮوه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل زنان مبتلا به سرطان پستان دارای نشانه های اختلال استرس پس از سانحه بود که به بیمارستان های شهر تهران در سال 1403 جهت پیگیری درمان مراجعه کرده بودند. حجم نمونه شامل 45 نفر (هر گروه 15 نفر) بود که به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه جای گذاری شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه اختلال استرس پس از سانحه (PCL-5) ودرس و همکاران (1993) و پرسشنامه اضطراب بک (BAI) بک و استیر (1990) بود. گروه درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان هیجان مدار 8 جلسه تقریبا 2 ساعته مداخله دریافت کردند. تحلیل داده ها از طریق نرم افزار SPSS نسخه 25 با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج نشان داد که هر دو مداخله اثربخشی معناداری بر اضطراب دارند دارند (0/001>p). نتایج آزمون تعقیبی بن فرونی نشان داد که درمان هیجان مدار تاثیر بیشتری دارد (0/05>p). می توان نتیجه گیری کرد که علاوه بر اثربخش بودن هر دو درمان، تقدم استفاده در درمان اضطراب زنان مبتلا به سرطان پستان با نشانه های اختلال استرس پس از سانحه با درمان هیجان مدار است.
۸۲۴.

فلسفه اخلاق در بیوتکنولوژی: چالش ها و چشم اندازها

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۳۶
این مقاله به بررسی چالش های فلسفی و اخلاقی زیست فناوری می پردازد که با وجود پیشرفت های چشمگیر در حوزه های پزشکی، کشاورزی و محیط زیست، مطرح شده اند. این چالش ها ناشی از تغییرات بنیادین در مهندسی ژنتیک هستند که نه تنها بر انسان، بلکه بر محیط زیست و مفهوم هویت تأثیر می گذارند و نگرش های سنتی نسبت به طبیعت را دگرگون می سازند. موضوعات کلیدی شامل تأثیر زیست فناوری بر درک هویت انسانی، بازاندیشی درباره استقلال و شخصیت، و تنوع دیدگاه های فرهنگی و مذهبی است. باورهای دینی نقشی اساسی در شکل دهی به نگرش های اخلاقی درباره زیست فناوری دارند و اهمیت گفت وگوی جهانی و احترام به ارزش های فرهنگی را برجسته می کنند. روش تحقیق این پژوهش، مرور و تحلیل منابع فلسفی، اخلاق زیستی و بررسی تفاوت های فرهنگی و دینی است که نشان می دهد چارچوب های اخلاقی سنتی نیازمند به روزرسانی اند تا بتوانند به مسائل نوظهور زیست فناوری پاسخ دهند. همچنین، بر ضرورت رویکردی چندرشته ای و مشارکتی برای مدیریت مسئولانه این فناوری ها تأکید شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که زیست فناوری فرصت های نوینی در بهبود سلامت، کشاورزی و محیط زیست فراهم کرده است؛ اما چالش هایی مانند تأثیر بر هویت انسانی، عدالت اجتماعی و مسئولیت های اخلاقی را نیز به همراه دارد که در پرتو تفاوت های فرهنگی و دینی، پیچیده تر می شوند. در پایان، مقاله تأکید می کند که باید میان پیشرفت علمی و ملاحظات اخلاقی توازنی دقیق برقرار شود و راهکارهایی همچون تقویت نهادهای نظارتی و مشارکت فعال همه ذی نفعان را برای پیشرفت اخلاقی و پایدار زیست فناوری پیشنهاد می دهد.
۸۲۵.

ممریستورها از منظر همگرایی نانوفناوری، زیست فناوری، فناوری اطلاعات و علوم شناختی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۲
رویکرد همگرایی فناوری های نانو، زیست، اطلاعات و علوم شناختی منجر به پیشرفت سریع فناوری های هوش مصنوعی و یادگیری ماشین شده است. در همین راستا تقاضا برای قابلیت های محاسباتی پیشرفته تر دستگاه ها به طور قابل توجهی افزایش یافته است. محاسبات نورومورفیک به عنوان الگوی محاسباتی نوظهور توجه فزاینده ای را به خود جلب کرده است. این فناوری که از عملکرد مغز انسان الهام گرفته، رفتار نورون ها و سیناپس ها را تقلید می کند تا محاسبات کارآمد و کم مصرف را امکان پذیر سازد. یکی از کلیدهای تحقق محاسبات نورومورفیک، ساخت دستگاه سیناپسی قابل اعتمادی است که بتواند ارتباط بین نورون های متصل به هم را مدوله و حفظ کند. پیاده سازی دستگاه های فیزیکی با ویژگی های سیناپسی، کلید ساخت زیرساختِ سخت افزاری برای سامانه های محاسباتی نورومورفیک بوده، برای پیشرفت این حوزه تعیین کننده است. ممریستورها به عنوان حافظه های نوظهور، به دلیل مصرف کم توان، کارایی بالایی در محاسبات نورومورفیک نشان می دهند. نانومواد به دلیل تشابه ابعادی با نورون ها و امکان ایجاد مدارهای پیچیده بر روی تراشه ای کوچک می توانند عملکرد ممریستور شامل سوئیچینگ مقاومتی کارآمد با پاسخ سریع، افزایش چگالی ذخیره سازی و نیاز به توان کم را بهبود بخشند. در این مقاله ابتدا مفهوم و ساختار ممریستورها معرفی می شود و در ادامه سهم هر کدام از فناوری های اطلاعات، زیست، نانو و علوم شناختی در ایجاد و توسعه ی ممریستورها بررسی خواهد شد. در پایان چالش های موجود نظیر ناپایداری، تغییرپذیری و مقیاس پذیری، و چشم انداز آینده ی پژوهش شامل سامانه های نورومورفیک زیست الهام و تقویت شده با کوانتوم مورد بحث قرار خواهد گرفت. به طور خلاصه این مقاله ممریستورها را از منظر همگرایی علوم و فناوری ها بررسی می کند.
۸۲۶.

مدل ساختاری ارتباط بین ذهن آگاهی و شایستگی های اجتماعی هیجانی با نقش میانجی کارکردهای اجرایی در دانش آموزان متوسطه با عملکرد تحصیلی پایین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۵۸
این پژوهش با هدف بررسی مدل ساختاری ارتباط بین ذهن آگاهی و شایستگی های اجتماعی-هیجانی با نقش میانجی کارکردهای اجرایی در دانش آموزان متوسطه با عملکرد تحصیلی پایین انجام شد. این مطالعه از نوع توصیفی-همبستگی بوده و جامعه آماری آن شامل دانش آموزان متوسطه دوم شهر خوی در سال تحصیلی 1403-1402 بود. نمونه گیری به روش خوشه ای مرحله ای انجام شد و 330 دانش آموز انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس شایستگی اجتماعی-هیجانی، پرسشنامه نقایص کارکردهای اجرایی بارکلی، پرسشنامه ذهن آگاهی پنج وجهی بود. تجزیه و تحلیل داده ها استفاده از همبستگی پیرسون و تحلیل معادلات ساختاری در برنامه های SPSS نسخه 26 و AMOS نسخه 21 انجام شد. تحلیل داده ها نشان داد که ذهن آگاهی اثر منفی و معنی داری با ضریب اثر 251/0 بر شایستگی اجتماعی-هیجانی و با ضریب اثر 494/0- بر کارکردهای اجرایی دارد. همچنین، کارکردهای اجرایی اثر منفی و معنی داری با ضریب اثر 457/0- بر شایستگی اجتماعی-هیجانی دارد. تحلیل اثرات غیرمستقیم نشان داد که ذهن آگاهی از طریق کارکردهای اجرایی بر شایستگی های اجتماعی-هیجانی اثر غیرمستقیم معنی داری به صورت مثبت دارد (003/0=P، 226/0=β). با توجه به یافته ها می توان مطرح ساخت که ذهن آگاهی و کارکردهای اجرایی نقش قابل توجهی در شایستگی اجتماعی هیجانی دانش آموزان با عملکرد تحصیلی پایین دارند و بایستی در مداخلات روانشناختی به تقویت این ظرفیت های شناختی و هیجانی توجه ویژه ای صورت گیرد.
۸۲۷.

پیش بینی همدلی بر مبنای هوش اخلاقی و نظریه ذهن با اثر واسطه ای سبک های فرزندپروری در کودکان 3-6 سال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۵۰
  هدف : هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه همدلی کودکان با هوش اخلاقی و نظریه ذهن، همراه با نقش واسطه ای سبک های فرزندپروری بود.   روش: این مطالعه از نوع کمی و همبستگی با مدل سازی معادلات ساختاری بوده و جامعه آماری آن شامل کلیه کودکان ۳ تا ۶ ساله ساکن شهر قم در سال 1404 است که 307 نفر از آنان به روش تصادفی خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. .. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه های همدلی ریف و همکاران (2010)، هوش اخلاقی امینی مقدم و همکاران (1397)،  نظریه ذهن هوتچینز (2012) و سبک های فرزندپروری بامریند (1971) بود که توسط مادران این کودکان پاسخ داده شد. برای تحلیل داده های این پژوهش از مدل معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی و نرم افزار smartpls استفاده شد.   یافته ها: نتایج نشان داد که هوش اخلاقی به میزان (625/0) و نظریه ذهن به میزان (60/0) رابطه مثبت و معناداری با همدلی دارند (05/0>p). همچنین سبک فرزندپروری مقتدرانه نقش واسطه ای مثبت و معناداری در رابطه بین همدلی و هوش اخلاقی ایفا می کند. از سوی دیگر سبک فرزندپروری مستبدانه به میزان (53/0-) و سهل گیرانه (351/0-) رابطه منفی و معنی داری با نظریه ذهن دارند (05/0>p). همچنین این دو سبک فرزندپروری نقش واسطه ای مثبت و معنی داری در رابطه بین همدلی و نظریه ذهن ایفا می کنند.   نتیجه گیری: این یافته ها بر اهمیت پرورش مهارت های شناختی-اخلاقی و اتخاذ سبک های فرزندپروری مقتدرانه برای ارتقای همدلی کودکان تأکید دارد.
۸۲۸.

واکاوی شاخص های والدگری نوجوانان با هویت شغلی موفق: یک پژوهش آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۲
پژوهش حاضربا هدف واکاوی و طراحی الگویی خاص از شاخص های فرزندپروری نوجوانان دارای هویت شغلی منسجم طراحی شد.این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و به روش کیفی از نوع پدیدارشناسی است.جامعه آماری پژوهش شامل کلیه والدین دانش آموزان دختر با هویت شغلی موفق بود که در سال تحصیلی 1403-1402 در مقطع متوسطه (دوره دوم) شهر کرمانشاه مشغول به تحصیل بودند. نمونه گیری در دو مرحله انجام شد. هدف مرحله اول کمی، شناسایی دانش آموزان دارای هویت شغلی موفق بود. بدین منظور تعداد 170 نفر از دانش آموزان متوسطه دوم شهر کرمانشاه به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای برای تکمیل پرسشنامه هویت شغلی انتخاب شدند. سپس در مرحله دوم کیفی، به روش نمونه گیری هدفمند، شرکت کنندگان از بین 29 والد دارای فرزند با هویت شغلی موفق، که یک نمره بالاتر از انحراف استاندارد (4.15) را کسب کرده بودند جهت انجام مصاحبه انتخاب شدند،نمونه گیری تا مرحله اشباع نظری پیش رفت و2 مصاحبه انتهایی جهت اطمینان از اشباع داده ها انجام شد. داده ها به شیوه مصاحبه نیمه ساختار یافته گرداوری شد و با روش هفت مرحله ای کلایزی تحلیل شدند. تحلیل تجارب شرکت کنندگان در زمینه واکاوی شاخص های والدگری در نوجوانان دارای هویت شغلی منسجم منجر به شناسایی و استخراج160 کد اولیه، 27 مضمون فرعی و 7 مضمون اصلی شامل: والد آگاه ،پاسخ دهی، کیفیت ارتباط با فرزند، مهارت رفتاری والد، بستر امن خانوادگی، ساختار خانوادگی و کنترل-نظارت شد. نتایج پژوهش حاضر شاخص های والدگری مذکور را به عنوان متغیرهای مهمی در دستیابی نوجوانان به هویت شغلی موفق، خاطرنشان می سازد. نظر قرار گیرد.
۸۲۹.

مطالعه تجارب زیسته دانش آموزان دبیرستانی از منابع و موانع اشتیاق تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۴
اشتیاق تحصیلی به عنوان یکی از مهم ترین عوامل پیشرفت تحصیلی، انگیزه و مشارکت فعال دانش آموزان در فرایند یادگیری را تعیین می کند و در نظام های آموزشی، شناخت منابع و موانع آن برای ارتقای کیفیت یادگیری و برنامه ریزی آموزشی مؤثر ضروری است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تجارب زیسته دانش آموزان دبیرستانی از منابع و موانع اشتیاق تحصیلی انجام شد. این مطالعه در چهارچوب رویکرد کیفی و با استفاده از روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. میدان پژوهش شامل دانش آموزان دبیرستانی ساکن تهران در سال 1404 بود که شاخص های اشتیاق تحصیلی را دارا بودند. نمونه گیری به شیوه هدفمند و تا رسیدن به اشباع ادامه یافت و در نهایت نمونه گیری در مصاحبه دوازدهم متوقف شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق گردآوری و تحلیل داده ها بر اساس روش هفت مرحله ای کلایزی (۱۹۷۸) انجام شد. برای افزایش اعتبار یافته ها، از بازبینی مشارکت کنندگان و بررسی همکاران استفاده شد. تحلیل داده ها نشان داد موانع اشتیاق تحصیلی شامل «فضای یادگیری غیرجهت مند، بی ارزش سازی و ناامیدی، پیوندهای آسیب زا، پویایی های نگرشی بازدارنده و پویایی های عملکردی بازدارنده» و منابع اشتیاق تحصیلی شامل «فضای یادگیری جهت مند، ارزشمندسازی و امیدواری، پیوندهای رشددهنده، پویایی های نگرشی اشتیاق زا و پویایی های عملکردی اشتیاق زا» است. یافته ها حاکی از آن بود که اشتیاق تحصیلی فرایندی چندبعدی و پویا است که تحت تأثیر تعامل میان عوامل محیطی، شناختی و انگیزشی شکل می گیرد و مداخلات آموزشی باید با در نظر گرفتن این تعاملات طراحی شوند و برنامه ریزی آموزشی در سطوح مختلف باید با تأکید بر تقویت منابع اشتیاق انجام شود.
۸۳۰.

مدل یابی معادلات ساختاری رابطه الگوهای پردازش حسی، کارکردهای اجرایی و تاکتیک های حل تعارض با نقش میانجی ذهنی سازی در زنان متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۸
هدف پژوهش حاضر مدل یابی معادلات ساختاری رابطه الگوهای پردازش حسی، کارکردهای اجرایی و تاکتیک های حل تعارض با نقش میانجی ذهنی سازی در زنان متأهل بود. پژوهش از نوع همبستگی و از طریق مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. برای این منظور نمونه ای به حجم ۴۵۰ نفر به روش نمونه گیری در دسترس و داوطلبانه انتخاب و پس از غربال گری و اعمال ملاک های ورود و خروج، ۴۰۵ نفر در تحلیل نهایی مشارکت کردند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس های نیمرخ حسی نوجوان و بزرگ سال براون و دان (2001)، فرم کوتاه کارکردهای اجرایی بارکلی (2011)، پرسش نامه ذهنی سازی فوناگی و همکاران (2016) و مقیاس اصلی تاکتیک های حل تعارض اشتراوس و همکاران (2004) بود. یافته ها حاکی از آن بود که مدل تاکتیک های حل تعارض در فرم پرخاشگر 28 درصد از واریانس ذهنی سازی (28/0 R2=)؛ 39 درصد از واریانس حل تعارض ناسازگارانه (39/0 R2=)؛ و 55 درصد از واریانس حل تعارض سازگارانه (55/0 R2=) و در فرم قربانی ۲۶ درصد از واریانس ذهنی سازی (26/0 R2=)؛ 32 درصد از واریانس حل تعارض ناسازگارانه (32/0 R2=)؛ و ۵۱ درصد از واریانس حل تعارض سازگارانه (51/0 R2=) را تبیین نمود. این نتایج بر اهمیت درک نقش ذهنی سازی در فرآیندهای حل تعارض و ارتباط آن با ویژگی های شناختی و حسی تأکید دارد.
۸۳۱.

بررسی روش گربه مقابله ای بر اضطراب، تنظیم هیجان و تاب آوری کودکان مضطرب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۷
مقدمه و اهداف: اختلالات اضطرابی از شایع ترین مشکلات روان شناختی دوران کودکی هستند و می توانند پیامدهای قابل توجهی بر رشد هیجانی، اجتماعی و تحصیلی کودکان داشته باشند. تداوم اضطراب در کودکی نه تنها عملکرد روزمره کودک را مختل می کند، بلکه خطر بروز اختلالات روان شناختی در نوجوانی و بزرگسالی را نیز افزایش می دهد؛ ازاین رو شناسایی و به کارگیری مداخلات درمانی مؤثر و مبتنی بر شواهد برای کودکان مضطرب از اهمیت ویژه ای برخوردار است. درمان شناختی رفتاری یکی از اثربخش ترین رویکردها در درمان اضطراب کودکان به شمار می رود و پروتکل های ساختارمندی در این حوزه تدوین شده اند که برنامه «گربه مقابله ای» (Coping Cat) از جمله شناخته شده ترین آنهاست. این برنامه با تمرکز بر آموزش مهارت های شناختی، رفتاری، شناسایی افکار ناکارآمد، مواجهه تدریجی با موقعیت های اضطراب زا و تقویت خودکارآمدی طراحی شده است. در سال های اخیر، رویکردهای نوین در حوزه سلامت روان کودک بر اهمیت فراتر رفتن از کاهش صرف نشانه های آسیب شناختی تأکید دارند و متغیرهای مثبت روان شناختی مانند تاب آوری و تنظیم هیجان را به عنوان پیامدهای مهم مداخله درمانی مدنظر قرار می دهند. تاب آوری به توانایی کودک برای سازگاری مؤثر با شرایط استرس زا اشاره دارد و نقش محافظتی مهمی در برابر پیامدهای منفی اضطراب ایفا می کند. تنظیم هیجان نیز یکی از مؤلفه های اساسی رشد هیجانی کودک است و نقص در آن با شدت و تداوم اضطراب ارتباط نزدیکی دارد. با وجود شواهد فراوان درباره اثربخشی درمان گربه مقابله ای در کاهش اضطراب کودکان، پژوهش های اندکی به بررسی همزمان اثر این مداخله بر تاب آوری و تنظیم هیجان پرداخته اند و در بافت فرهنگی ایران این خلأ پژوهشی برجسته تر است؛ بر این اساس هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان شناختی رفتاری مبتنی بر برنامه گربه مقابله ای بر اضطراب، تاب آوری و تنظیم هیجان کودکان ۸ تا ۱۲ ساله بود. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون و پیگیری سه ماهه همراه با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل کودکان ۸ تا ۱۲ ساله دارای نشانه های اضطرابی ساکن شهر قم در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بود. در مرحله نخست، غربالگری اولیه با استفاده از مقیاس اضطراب کودکان اسپنس (فرم والد و فرم کودک) انجام شد و کودکانی که نمره ای بالاتر از خط برش این مقیاس به دست آوردند، وارد مرحله بعد شدند. پس از بررسی معیارهای ورود و خروج، ۲۴ کودک واجد شرایط به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۲ نفر) گمارده شدند. معیارهای ورود شامل دامنه سنی ۸ تا ۱۲ سال و وجود نشانه های اضطرابی بود و کودکانی که دارای اختلالات روان شناختی همبود یا دریافت همزمان درمان های دیگر بودند از مطالعه کنار گذاشته شدند. گروه آزمایش درمان شناختی رفتاری مبتنی بر برنامه گربه مقابله ای را در قالب شانزده جلسه انفرادی دریافت کرد. این جلسات شامل آموزش شناسایی هیجان ها، بازسازی شناختی، آموزش مهارت های مقابله ای، تمرین مواجهه تدریجی با موقعیت های اضطراب زا و تقویت مهارت های حل مسئله بود. گروه کنترل در طول دوره پژوهش در فهرست انتظار قرار داشت و مداخله ای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس اضطراب کودکان اسپنس، مقیاس تاب آوری کودک و نوجوان (CYRM)  و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان نسخه کودک (CERQ-K) بود. داده ها در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری سه ماهه جمع آوری و برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس آمیخته با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد که درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر برنامه گربه مقابله ای تأثیر معناداری بر کاهش اضطراب کودکان گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل در مرحله پس آزمون داشت و این کاهش در مرحله پیگیری سه ماهه نیز حفظ شد. این یافته بیانگر اثربخشی پایدار این مداخله در کاهش نشانه های اضطرابی کودکان ۸ تا ۱۲ ساله است؛ همچنین نتایج مربوط به تاب آوری نشان داد که نمرات تاب آوری در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل در مرحله پس آزمون افزایش یافت، هرچند این تفاوت در سطح مرزی معناداری آماری قرار داشت (۰.۰۵۱= P). با این حال در مرحله پیگیری سه ماهه، افزایش تاب آوری در گروه آزمایش به سطح معنادار آماری رسید و تفاوت معناداری با گروه کنترل مشاهده شد. نتایج در مورد تنظیم هیجان نشان داد که اگرچه نمرات تنظیم هیجان در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل در مراحل پس آزمون و پیگیری بهبود نسبی داشت، اما این تغییرات از نظر آماری معنادار نبود. این یافته ها گویای آن است که برنامه گربه مقابله ای در چارچوب اجرای حاضر، تأثیر معناداری بر بهبود تنظیم هیجان کودکان نداشته است، هرچند روند تغییرات به سمت بهبود مشاهده شد. بحث و نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان داد که درمان شناختی رفتاری مبتنی بر برنامه گربه مقابله ای مداخله ای مؤثر در کاهش نشانه های اضطرابی کودکان ۸ تا ۱۲ ساله است و این اثربخشی در مرحله پیگیری سه ماهه نیز حفظ می شود. این نتیجه با بخش گسترده ای از پژوهش های پیشین همسو است که اثربخشی درمان های شناختی-رفتاری را به عنوان خط اول مداخله در اختلالات اضطرابی کودکان تأیید کرده اند. به نظر می رسد آموزش مهارت های شناسایی هیجان، بازسازی شناختی و مواجهه تدریجی با موقعیت های اضطراب زا، نقش مهمی در کاهش اجتناب، افزایش احساس کنترل و کاهش برانگیختگی اضطرابی کودکان ایفا می کند. نتایج درباره تاب آوری نشان داد اثر درمان گربه مقابله ای در مرحله پس آزمون در سطح مرزی معناداری قرار داشت، اما در مرحله پیگیری سه ماهه به سطح معناداری آماری رسید. این الگو می تواند بیانگر ماهیت تدریجی شکل گیری تاب آوری باشد. تاب آوری برخلاف نشانه های اضطرابی که ممکن است نسبتاً سریع به مداخله پاسخ دهند، سازه ای پیچیده و فرایندی است که نیازمند زمان برای تمرین، تعمیم و درونی سازی مهارت ها در موقعیت های واقعی زندگی است؛ ازاین رو افزایش معنادار تاب آوری در مرحله پیگیری می تواند نشان دهنده آن باشد که کودکان پس از پایان جلسات درمانی، به تدریج از مهارت های آموخته شده در تعامل با موقعیت های استرس زا استفاده کرده و توانایی سازگاری مؤثرتری را تجربه کرده اند. در مقابل، عدم مشاهده تأثیر معنادار درمان گربه مقابله ای بر تنظیم هیجان کودکان، یافته ای قابل تأمل است. اگرچه بهبود نسبی در میانگین نمرات تنظیم هیجان مشاهده شد، ولی این تغییرات به سطح معنادار آماری نرسید. این نتیجه می تواند بیانگر آن باشد که برنامه گربه مقابله ای، اگرچه به طور غیرمستقیم به برخی جنبه های هیجانی می پردازد، اما به صورت اختصاصی بر آموزش مهارت های تنظیم هیجان تمرکز ندارد. بنابراین برای بهبود معنادار این سازه، ممکن است نیاز به مداخلات مکمل با تأکید مستقیم بر آموزش شناسایی، پذیرش و تنظیم هیجان ها باشد. درمجموع نتایج این پژوهش بر اهمیت استفاده از مداخلات شناختی رفتاری ساختارمند در درمان اضطراب کودکان تأکید دارد و نشان می دهد که برنامه گربه مقابله ای، افزون بر کاهش اضطراب می تواند در بلندمدت به افزایش تاب آوری کودکان کمک کند. این یافته ها می توانند راهنمایی کاربردی برای درمانگران، مشاوران و متخصصان سلامت روان کودک در طراحی مداخلات مؤثرتر باشند و زمینه را برای پژوهش های آینده در جهت ترکیب این برنامه با رویکردهای تقویت کننده تنظیم هیجان فراهم سازند. تقدیر و تشکر: بدین وسیله از تمامی کودکان و والدینی که با مشارکت خود امکان اجرای این پژوهش را فراهم کردند و همچنین مرکز مشاوره آموزش و پرورش استان قم قدردانی می شود. این پژوهش بدون دریافت حمایت مالی خاص انجام شده است. تعارض منافع : نویسندگان این مقاله اعلام می کنند که هیچ گونه تعارض منافعی در انجام و انتشار این پژوهش وجود ندارد.
۸۳۲.

بررسی اثر یادگیری هوش مصنوعی بر مهارت های حل مسئله ،تفکر انتقادی ،خلاقیت و هویت در کودکان ۷ الی ۱۲ سال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۸
در این تحقیق، به بررسی تأثیر یادگیری هوش مصنوعی بر مهارت های حل مسئله، تفکر انتقادی، خلاقیت و هویت در کودکان ۷ تا ۱۲ سال پرداخته شده است. این مطالعه با استفاده از روش تحقیق تجربی و طراحی شبه تجربی انجام شد. جامعه آماری شامل کودکان ۷ تا ۱۲ سال در مدارس ابتدایی منطقه ای خاص بود. برای جمع آوری داده ها از ابزارهای مختلف از جمله پرسشنامه های استاندارد، آزمون های تحلیلی و مصاحبه های نیمه ساختاریافته استفاده شد. همچنین، یک برنامه آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی برای گروه آزمایش اجرا شد و گروه کنترل برنامه آموزشی سنتی را دریافت کرد. نتایج نشان داد که آموزش مبتنی بر هوش مصنوعی به طور معناداری بر مهارت های حل مسئله، تفکر انتقادی و خلاقیت کودکان تأثیر مثبت داشته است. همچنین، کودکان در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل از هویت قوی تری برخوردار بودند. این یافته ها نشان می دهد که یادگیری هوش مصنوعی می تواند بهبود قابل توجهی در این مهارت ها و جنبه های هویتی کودکان ایجاد کند. بر اساس نتایج تحقیق، پیشنهاد می شود که برنامه های آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی به طور گسترده تری در مدارس و محیط های آموزشی مورد استفاده قرار گیرد تا از مزایای آن بهره مند شوند.
۸۳۳.

اثربخشی آموزش مهارت های خودآگاهی، تصمیم گیری و ارتباطی بر سازگاری و مسئولیت پذیری چند بعدی دانشجویان نو ورود پسرخوابگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۴
پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش مهارت های خودآگاهی، تصمیم گیری و ارتباطی بر سازگاری و مسئولیت پذیری چند بعدی دانشجویان نو ورود پسر خوابگاهی دانشگاه زابل انجام شد. پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و گروه کنترل بوده، جامعه آماری، شامل کلیه ی دانشجویان نو ورود پسر خوابگاهی دانشگاه زابل که در سال تحصیلی 1404-1403 مشغول به تحصیل بودند و تعداد آنان برابر 468 نفر بود.نمونه آماری شامل 30 نفر بودند.روش نمونه گیری به روش تصادفی خوشه ای چند مرحله ای بود که از میان نمونه 15 دانشجو برای هرگروه به صورت تصادفی گمارده شدند.ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه سازگاری اجتماعی سینها و سینگ(1993)، مسئولیت پذیری لوئیس (2001) و دستورالعمل جلسات آموزش مهارت های زندگی (کتاب راهنمای مدرس، تألیف و گردآوری امامی نایینی ، 1390) بود. یافته ها نشان داد آموزش مهارت های خودآگاهی، تصمیم گبری و ارتباطی برای هر یک از متغیرهای سازگاری و مسئولیت پذیری چند بعدی دانشجویان معنا دار است (001/0> P). در نتیجه این پژوهش به روشنی نشان داد که آموزش مهارت های زندگی شامل مؤلفه های خودآگاهی، تصمیم گبری و ارتباطی بر ارتقاء سازگاری(ابعاد عاطفی، اجتماعی و آموزشی) و مسئولیت پذیری چند بعدی(خود و دیگران) دانشجویان نو ورود پسر خوابگاهی دانشگاه زابل اثر مثبت و معناداری دارد.
۸۳۴.

تجربه زیسته غربت زدگی و راهبردهای سازگاری در دانشجویان دختر ساکن خوابگاه دانشگاه علامه طباطبائی: یک مطالعه پدیدارشناختی توصیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۵
این پژوهش با هدف مطالعه تجربه ی زیسته ی غربت زدگی و راهبردهای سازگاری در میان دانشجویان دختر ساکن خوابگاه دانشگاه علامه طباطبائی انجام شد. روش پژوهش کیفی و بر پایه ی پدیدارشناسی توصیفی کلایزی بود. مشارکت کنندگان ۱۲ دانشجوی دختر بودند که به صورت هدفمند انتخاب و داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری و با روش کلایزی تحلیل شد. یافته ها نشان داد غربت زدگی پدیده ای چندوجهی است که بر سلامت روان، سازگاری و رشد فردی دانشجویان تأثیر می گذارد. از تحلیل داده ها ۶ مضمون اصلی، ۹ مضمون فرعی و ۴۸ کد اولیه استخراج شد. مضامین اصلی شامل «نوسانات هیجانی و شناختی»، «تغییر و تحول درونی»، «خروج از مرزهای امن»، «فقدان پیوند عاطفی»، «محدودیت های ساختاری» و «راهبردهای سازگاری فردی و نهادی» بودند. نتایج بیانگر آن بود که گرچه غربت زدگی با فشارهای روانی همراه است، اما می تواند فرصت رشد و استقلال فردی را فراهم کند. راهبردهای سازگاری در سطح فردی (مانند یادآوری اهداف و گفتگوی درونی) و نهادی (مانند دسترسی به مشاور و ارائه فضاهای نیمه خصوصی) در کاهش تنش ها و ارتقای کیفیت زندگی دانشجویان نقش مؤثری داشتند.
۸۳۵.

تدوین چارچوب نظری روانشناسی اسلامی مبتنی بر نظریه داده بنیاد: کاوشی در تعاریف، موضوعات و روش ها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۸
این پژوهش با هدف صورت بندی یک چارچوب نظری منسجم برای روان شناسی اسلامی، به کاوش در سه بُعد تعاریف، موضوعات و روش شناسی از نگاه متخصصان حوزوی و دانشگاهی پرداخته است. رویکرد پژوهش، کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه منابع مرجع روان شناسی اسلامی و دیدگاه ۲۱ استاد صاحب نظر تشکیل داد که به صورت نیمه ساختاریافته با آنان مصاحبه شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA و در سه گام کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت. برای اطمینان از اعتبار یافته ها، ضریب کاپای ۰.۹۶ و نسبت روایی محتوایی ۰.۸۷ محاسبه گردید. یافته ها نشان داد: هسته اصلی تعریف، تلفیق شناخت فرآیندهای روانی با ابعاد معنوی-فطری انسان را هدف می گیرد (۴۰.۸٪). موضوع این دانش بر محور «جغرافیای روانی انسان» شکل گرفت و «نفس و کارکردهای آن» (۳۲.۶٪) به عنوان کانون مطالعه معرفی شد. الگوی روش شناسی نیز از یک «تکثر روشی جهت دار» حکایت دارد؛ روش های کیفی مانند تحلیل محتوای دینی برای گردآوری مبانی اولویت دارند (۳۲.۶۱٪)، روش های کمّی به مرحله داوری و آزمون میدانی منتقل می شوند (۱۹.۵۷٪)، و روش عقلی-اجتهادی (۱۱.۵۹٪) مرز ممتاز این پارادایم را مشخص می سازد. تراکم بالای الزامات روش شناختی (۳۱.۸۸٪) نیز گذر از تکثرگرایی پراکنده به وحدت گرایی منسجم را تأیید می کند. نتایج نشان داد روان شناسی اسلامی دانشی یکپارچه، برخوردار از مبانی و اهداف دینی و دارای رویکرد گزینشی-انتقادی به علوم معاصر است؛ دانشی که رسالت خود را شناخت، پرورش و تعالی «نفس» می بیند.
۸۳۶.

اثربخشی برنامه سرگرمی بدون تلفن همراه بر خلاقیت، خود اتکایی، مسئولیت پذیری و خود نظم دهی کودکان 8-6 ساله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۶
پژوهش حاضر با هدف اصلی بررسی اثربخشی برنامه سرگرمی بدون تلفن همراه بر خلاقیت، خود اتکایی، مسئولیت پذیری و خود نظم دهی کودکان 8-6 ساله، انجام شد. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون و دوره پیگیری 45 روزه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش، شامل تمامی کودکان بازه سنی 8-6 ساله در شهر اصفهان، در سال تحصیلی1403-1402 بود که به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انجام شد؛ به طوری که تعداد 40 کودک 8-6 ساله انتخاب گردید و به صورت تصادفی 20 نفر در گروه آزمایش و 20 نفر در گروه کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش پروتکل کلاس های آموزشی برنامه سرگرمی بدون تلفن همراه متیو جریس (2015) را طی ده جلسه دریافت کردند اما گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه خلاقیت عابدی (1372)، چک لیست سنجش میزان عزت نفس کودکان پیش دبستانی عزیزی مقدم (1386)، پرسشنامه مسئولیت پذیری دانش آموزان (1393) و پرسشنامه خودنظم دهی مارک دیویس (1983) بود. داده ها به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با استفاده از نسخه 26 نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج بیانگر تفاوت معنادار بین گروه آزمایش و گروه کنترل در خلاقیت، خوداتکایی، مسئولیت پذیری و خودنظم دهی بود؛ همچنین در آزمون پیگیری نیز تفاوت معناداری در خلاقیت، خوداتکایی، مسئولیت پذیری و خودنظم دهی، نسبت به نمرات پیش آزمون، به دست آمد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که کلاس های آموزشی برنامه سرگرمی بدون تلفن همراه بر خلاقیت، خوداتکایی، مسئولیت پذیری و خودنظم دهی کودکان 8-6 ساله موثر است.
۸۳۷.

واکاوی عوامل، ملاک ها و نشانگرهای ارزشیابی کیفیت یاددهی - یادگیری معلمان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۹
پیشینه و اهداف: کیفیت فرایند یاددهی - یادگیری در دوره ابتدایی، سنگ بنای نظام آموزشی است؛ اما مطالعات موجود در حوزه ارزشیابی این فرایند، اغلب تک بعدی و فاقد نگاه جامع به تمامی ابعاد مؤثر هستند. هدف اصلی، تدوین یک چارچوب جامع از عوامل، ملاک ها و نشانگرهای ارزشیابی کیفیت فرایند یاددهی - یادگیری در دوره ابتدایی است. روش : این مطالعه با رویکرد کیفی و طرح پدیدارشناسی توصیفی اجرا شد. جامعه پژوهش معلمان این دوره بودند که با روش نمونه گیری هدفمند ملاکی انتخاب شدند. گردآوری داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۲۰ نفر از معلمان انجام شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی استقرایی و در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت. برای اعتباربخشی یافته ها، از راهبردهای بازبینی نتایج توسط شرکت کنندگان و پژوهشگران همکار استفاده شد. ارزیابی روایی محتوایی با تأیید شاخص نسبت روایی محتوایی (0.98) انجام شد. یافته ها: تحلیل داده ها به شناسایی ۵ عامل اصلی (آموزشی، ارتباطی (چندسویه)، فردی مربوط به معلم، محیطی-ساختاری و فردی مربوط به دانش آموز)، ۲۲ ملاک و 97 نشانگر انجامید. یافته ها نشان داد که «عامل آموزشی»، به عنوان محوری ترین بُعد شناخته می شود که شامل ملاک هایی نظیر «مهارت های اجرایی یاددهی - یادگیری»، «مهارت ارزیابی» و «تکلیف» است. پس از آن، «عامل ارتباطی (چندسویه)» است که بر اهمیت تعاملات چندسویه تأکید می کند. نتیجه گیری: یاددهی - یادگیری یک پدیده آموزشی است که در بستری از تعاملات چندسویه به اثربخشی می رسد. این پژوهش، مبنایی علمی برای طراحی ابزار ارزشیابی فراهم می آورد.
۸۳۸.

آینده پژوهی تحولات در آماده سازی و توسعه حرفه ای ناظران آموزشی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۵
پژوهش حاضر با هدف شناسایی تغییرات کلان آینده نظارت و راهنمایی آموزشی در ایران، انجام شده است. این مطالعه با رویکرد تفسیری و راهبرد پدیدارشناسی صورت گرفت. میدان تحقیق آموزش وپرورش استان تهران بود و مشارکت کنندگان شامل 14 نفر از مدیران مدارس ابتدایی، راهبران آموزشی و اعضای هیأت علمی دانشگاه های دولتی رشته علوم تربیتی بودند که به صورت هدفمند و ملاک محور انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته گردآوری و با استفاده از تحلیل مضمونی تحلیل شد. برای اطمینان از روایی و پایایی داده ها، نرم افزار MAXQDA به کار گرفته شد. یافته های پژوهش منجر به شناسایی چهار مضمون فراگیر به عنوان تحولات کلان آینده نظارت و راهنمایی آموزشی در ایران شد: 1) دگرگونی کانون تمرکز نظارت از فرد معلم به گروه معلمان و تقویت یادگیری مشارکتی؛ 2) فاصله گرفتن از رویکردهای بازرسانه و ارزشیاب محور و حرکت به سوی تسهیل گری رشد و توسعه حرفه ای معلمان؛ 3) تغییر از مفهوم پردازی خُرد و کلاس محور به نگرشی کلان، سیستمی و بافت محور در نظارت آموزشی؛ و 4) تأکید بر ایجاد و پایداری اجتماعات یادگیری درون مدرسه ای و برون مدرسه ای با توجه به فرهنگ محلی، مشارکت خانواده ها و جامعه. نتایج نشان می دهد که نظارت آموزشی آینده در ایران، در صورت بهره گیری هوشمندانه از الگوهای بین المللی و تطبیق آن ها با ار زش ها و شرایط بومی، می تواند به ابزاری تحول آفرین برای توسعه حرفه ای معلمان و بهبود کیفیت نظام آموزشی تبدیل شود. بر این اساس، بازطراحی برنامه های آماده سازی ناظران، حرفه ای سازی نظارت آموزشی و تقویت نگاه سیستمی و مشارکتی، از مهم ترین الزامات سیاست گذاری و عمل آموزشی در سال های پیش رو به شمار می آید.
۸۳۹.

شناسایی چالش های انقلاب صنعتی چهارم در آموزش دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۱
انقلاب صنعتی چهارم به دوره ای از تحولات فناوری اشاره دارد که با ظهور و ادغام فناوری های پیشرفته ای همچون هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، واقعیت مجازی و افزوده، کلان داده ها و رباتیک همراه است. این انقلاب با تأثیرگذاری بر مرزهای دنیای واقعی و مجازی، تغییراتی اساسی در صنایع، اقتصاد، جامعه و به ویژه در نظام های آموزشی ایجاد کرده است. سرعت بالای این تحولات فناورانه، چالش های متعددی را برای نظام های آموزشی، به خصوص آموزش دانشگاهی، به وجود آورده و نیاز به بازنگری و تطبیق سریع نظام های آموزشی با فناوری های نوین را ضروری ساخته است. این پژوهش با هدف شناسایی چالش های انقلاب صنعتی چهارم در آموزش دانشگاهی انجام شده است. به منظور دستیابی به این هدف، در پژوهش حاضر از رویکرد کیفی، طرح نظام مند نظریه برخاسته از داده ها در سطح نظم دهی مفهومی استفاده شده است. داده ها با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته جمع آوری شده و این مصاحبه ها با راهبرد نمونه گیری هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری (۲۲ مصاحبه) ادامه یافت. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار ATLAS.ti9 و کدگذاری باز اشتراوس و کوربین انجام شد. در این مرحله ۱۱۷ مفهوم اولیه شناسایی شد که در مرحله مقایسه و ادغام، ۱۹ زیرمقوله استخراج شده و در قالب ۵ مقوله اصلی «چالش های زیرساختی و مدیریتی»، «چالش های فردی»، «چالش های آموزشی»، «چالش های پژوهشی» و «چالش های اجتماعی و فرهنگی» دسته بندی و معرفی گردید. یافته ها بیانگر آن است که برای مواجهه مؤثر با این چالش ها، دانشگاه ها باید رویکردی جامع اتخاذ کنند که در آن توسعه زیرساخت های فناورانه، توانمندسازی استادان و دانشجویان در مهارت های دیجیتال و تفکر انتقادی، بازنگری در برنامه های درسی و روش های ارزشیابی، و تدوین سیاست های حمایتی و اخلاقی شفاف در اولویت قرار گیرد. به کارگیری چنین راهبردهایی می تواند زمینه ی استفاده ی اثربخش از فناوری های نوین و ارتقای کیفیت آموزش دانشگاهی در عصر انقلاب صنعتی چهارم را فراهم سازد.
۸۴۰.

مدل ساختاری گرایش به خودشیفتگی بر اساس آسیب های دوران کودکی و کیفیت روابط بین فردی با نقش واسطه ای احساس کهتری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۷
پژوهش حاضر با هدف بررسی برازش مدل گرایش به خودشیفتگی بر اساس آسیب های دوران کودکی و کیفیت روابط بین فردی با نقش واسطه ای احساس کهتری انجام شد. این پژوهش از نظر هدف بنیادی و از نظر روش از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. تعداد 200 نفر از دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهرستان کوهدشت در سال تحصیلی 1404-1403 با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. گردآوری داده ها با پرسشنامه آسیب های دوران کودکی (CTQ)، سیاهه کیفیت روابط (QRI)، شاخص مقایسه ای احساس کهتری (CFII) و سیاهه شخصیت خودشیفته (NPI) انجام شد. تحلیل داده ها با مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) انجام شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مناسبی برخوردار است. یافته های این پژوهش نشان دهنده اثرات مستقیم ترومای کودکی و کیفیت روابط بین فردی بر احساس کهتری معنادار بود (0.01>P). اما نقش واسطه ای احساس کهتری در رابطه آسیب های دوران کودکی و کیفیت روابط بین فردی با گرایش به خودشیفتگی تأیید نشد (0.05<P). به نظر می رسد متغیرهای دیگری بجز احساس کهتری در این زمینه نقش واسطه ای دارند.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان