بررسی چگونگی تغییرات تقاضای انرژی الکتریکی از موضوعات روزآمد در سطح جهان است. مدت زمان مصرف روزانه از متغیرهای مهم دخیل در این موضوع محسوب می شود. در این مقاله نحوه تاثیر عامل دمای هوا بر آن متغیر مورد بررسی و مطالعه قرار گرفته است. ابتدا برای درک ارتباط میان مصرف انرژی الکتریکی و دما تابعی تخمینی ارائه می شود. سپس توسط یک سری الگوهای خطی موازی میزان اثر این عامل در کنار سایر عوامل برآورد شده است. بهترین الگوهای برآوردی که از طریق تصمیم گیری فازی با ترکیب معیارهای متنوع صورت گرفته است، نشان می دهد که بیش از 50 درصد (تا 63%) از تغییرات متوسط زمان مصرف روزانه انرژی الکتریکی در کشور ناشی از تغییرات آب و هوایی است.
در این مقاله یک الگوریتم برای انتخاب مدیر عالی پردازش شده است الگوریتم یاد شده یک ساختار سلسله مراتبی را ایجاد کرده که به کمک فن تحلیل سلسله مراتبی فازی حل می شود این الگوریتم قادر است بهترین فرد را برای تصدی سمت مدیریت عالی سازمان از بین افراد با صلاحیت برگزیند برتری اصلی این مدل در تیکه بر تناسب ویژگی های نامزدهاست سمت مدیریت با ویژگی های سازمان یا شرکت مربوط است دقت فن تحلیل سلسله مراتبی فازی برای انتخاب به دلیل ترکیب مفاهیم کمی و کیفی و نیز در نظر گرفتن یک طیف در محدود ه هر پاسخ بسیار بیشتر از فنون دیگر است از این رو روش ارائه شده در این تحقیق یک فرایند معتبر در امر انتخاب مدیر عالی سازمان است نتیجه این تحقیق مدلی شامل چهار جز ورودی ویژگی های نامزد و مشخصات سازمان فرایند تلفیق و ترکیب معیارها با محاسبات فن تحلیل سلسله مراتبی فازی خروجی ( درجات تناسب هر یک از نامزدها برای تصدق سمت مدیریتی مورد نظر و مشخص شدن مدیر مناسب ) و با زخور است
" ثبات و پایدارى حکومت هاى سیاسى در آغاز قرن بیست و یکم بر میزان پاگرفتن و درونى شدن پنداشت ها و رفتارهاى دموکراتیک در انسان هایى استوار است که واحدهاى سیاسى جدید یعنى دولت هاى ملى را مى سازند. رابطه مستقیم کاهش تنش هاى اجتماعى درونى و تنش هاى سیاسى بین المللى و هزینه هاى ناشى از آن ها با این ثبات، امروزه کاملا روشن است. از این رو، تلاش در جهت توسعه پایدار نمى تواند بدون حرکت در جهت توسعه سیاسى، به مثابه یکى از محورهاى اصلى آن، معنایى داشته باشد. توسعه سیاسى نیز مهم ترین مؤلفه خود را مشارکت سیاسى اعلام مى دارد که هر چند در شرایط غیردموکراتیک، یک آرمان و آرزوى مورد مطالبه است، ولى در شرایط دموکراتیک لزومآ از سوى بازیگران اجتماعى به اجرا در نمى آید.
مطالعه در مورد مشارکت سیاسى مى تواند از دو ورودى انجام گیرد: پنداشت و رفتار. در پژوهش حاضر، بخش اول یعنى پنداشت مورد نظر بوده است. جامعه مورد مطالعه، جامعه اى روستایى انتخاب شده است که به دلایل متعدد، موانع بیش ترى در آن براى گسترش مشارکت سیاسى وجود دارد. افزون بر این، براى آن که بتوان در کنار روش هاى متعارف از روش هاى ژرفانگر نیز استفاده کرد، حوزه مطالعه به دو روستا در منطقه گرمسار محدود شده است که انتخاب آن ها بر اساس گروهى از پارامترهاى معنادار در زمینه پرسش هاى تحقیق انجام گرفته است. در این تحقیق که با استفاده از یک پرسشنامه و مصاحبه ها ومشاهدات میدانى طولانى مدت به انجام رسیده است، تاکید اساسى بر پنج حوزه جنسیت، خویشاوندى، رسانه ها، شهر و رابطه ملى-محلى بوده است و در هر یک از آن ها پس از ارائه یک تحلیل، راهکارهایى عملى در کوتاه و درازمدت ارائه شده است.
"