مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۳۴۱ تا ۳٬۳۶۰ مورد از کل ۵۴۶٬۷۸۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
سبک شناسی لایه ای یکی از شیوه های مدرن سبک شناسی است که می کوشد پیوندی میان سبک اثر و محتوای آن برقرارکند. در سبک شناسی لایه ای، متن در پنج لایه آوایی، واژگانی، نحوی، بلاغی و ایدئولوژیک مورد واکاوی قرار می گیرد و با بررسی این پنج لایه، منتقد ادبی درمی یابد که اثر یک نویسنده در به کارگیری کدام یک از این سطوح برجسته تر است. هدف مقاله حاضر آن است که با بررسی غزل نصرالله مردانی به عنوان نماینده بارز غزل آیینی معاصر، نشان دهد وی تا چه اندازه در به کارگیری اسطوره و حماسه در لایه بلاغی غزل خود موفق بوده است و در کدام بخش از عناصر بلاغی، این کاربردها بیشتر به چشم می خورد. مساله بنیادی در این پژوهش که به شیوه توصیفی- تحلیلی انجام می شود این است که کاربرد عناصر اسطوره ای و حماسی در غزل نصرالله مردانی تا چه اندازه بیانگر سبک شخصی شاعر از نظر ادبی است. در بررسی غزل های نصرالله مردانی، مشخص شد که شاعر از میان صورت های بلاغی معنایی، بیش تر متوجه استعاره و تشبیه است و تلمیح، مراعات نظیر و جان بخشی، که خود گونه ای استعاره مکنیه است، از دیگر صنایعی است که شاعر بدان توجه داشته است.
بررسی و تحلیل اصطلاح زمین از نگاه منتقدان و تازه گویان سده های یازدهم و دوازدهم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۰
211 - 257
حوزههای تخصصی:
زمین ازجمله واژه هایی است که در سده های یازدهم و دوازدهم هجری به صورت یک اصطلاح نقد ادبی در منابع تاریخ ادبی و نیز اشعار تازه گویان، فراوان به کار رفته و کاربرد خاص و ویژه ای یافته است. در مجالس شعرگویی که گزارش های بسیاری از آن ها در تذکره ها ثبت شده است، تازه گویان به شیوه تتبع و پیروی و برای طبع آزمایی موزونان، زمین شعری طرح می کردند و در آن ابیاتی بلند و اشعاری عالی و رسا می آفریدند. از آنجا که تاکنون درباره اصطلاح زمین تحقیقی جامع صورت نگرفته، این نوشتار بر آن است که این اصطلاح را در «جای» و «گاه» آن مورد بررسی قرار دهد و از طریق بازخوانی دیدگاه های شاعران و منتقدان دوره صفوی، ماهیت، قالب ها، دستاوردها و زیان های آن را در سپهر ادبی آن روزگار بازشناسد. بدین منظور با روش مطالعات کتابخانه ای و به شیوه توصیفی - تحلیلی آن را مورد مطالعه و مداقه قرار می دهد. آن گونه که از نتیجه طرز تازه دریافت می شود، «زمین» اصطلاحی لازم برای نقد ادبی امروز است که به جای وزن و قافیه و ردیف (روی هم) می آید و بسیار کوتاه و جامع است. این اصطلاح نخست در رساله جلالیه محتشم کاشانی و قصاید وی به کار رفته و پس از آن، در دیوان غزالی مشهدی، دیوان عرفی شیرازی و منتخب التواریخ بداؤنی آمده وسپس به طور موازی در دیوان ها و تذکره های این دوره نمایان شده است. با توجه به اینکه اصطلاح زمین درمورد قالب غزل به کار رفته، اما نکته قابل ذکر اینکه خلق و طرح زمینِ شعر غیر از مصراع وبیت و غزل، در قالب های مثنوی و قصیده نیز دیده می شود. با آنکه بستن و آفرینش معنی های پیچیده و مضمون های رنگین و باریک و مصراع های برجسته راهی بوده که از مسیر زمین های تازه و طرح آن می گذشته است، اما گاهی زمین شعر، زمینی سنگلاخ و ناهموار بوده و گل های معنی و مضمون تازه در آن نروییده است، گاهی نیز زیان هایی در بر داشته، ازجمله زمینه ای برای سرقت معانی و مضامین دیگر شاعران شده و موجب خلق غزل های کم ارز، همسان و مشابه و مضمون های مبتذل و تکراری و و بدبسته شده است.
تحلیل قاعده توجه به معنای واژه در عصر صدور احادیث(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای ثقلین دوره ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۰
169 - 195
حوزههای تخصصی:
واژه شناسی، سنگ بنای تحقیق در متون است که اگر به درستی و روش مند انجام نشود، طبیعتاً دیوار تحقیق کج خواهد رفت و آن پیام اصلی و نکات ارزشمند را نمی توان اکتشاف کرد. واژه شناسی، اولین مرحله از مراحل درایت و فهم عمیق احادیث معصومان علیهم السلام است که از اهداف نهایی هر دغدغه مند در حوزه دین است. از جمله قواعدی که باید در بحث واژه شناسی احادیث مدنظر قرار بگیرد، قاعده توجه به معنای واژه در عصر صدور احادیث است. پرسش مطرح این است که برای رعایت این قاعده، چه زوایا و نکاتی را باید مدنظر قرار داد؟ نوشتار حاضر با روش تحلیلی- توصیفی، عهده دار پاسخ به این پرسش شده و یافته های تحقیق حاکی از این است که واژگان روایات را با مراجعه به هر کتاب لغتی نباید معنا کرد بلکه باید به معاجم لغویِ ناظر به عصر معصومان علیهم السلام، کاربست این واژگان در متون حدیثی و سایر قرائن توجه کرد. این قرائن، متعدد بوده و شامل مواردی همچون سبب صدور احادیث، فرهنگ زمان صدور، عنصر زمان و مکان و ویژگی های مخاطبان است. حدیث پژوه با عنایت به این قاعده، به مراد جدی روایات نزدیک شده و از برداشت های نادرست از روایات ایمن می گردد. دیگر نتیجه این پژوهش، آشنایی با نقاط قوت و ضعف گویندگان و نویسندگان در حوزه حدیث است.
نقدی بر پس زمینه معنایی فعل «سیق» در قرآن کریم با محوریت آیات 71 و 73 سوره زمر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای ثقلین دوره ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۰
245 - 266
حوزههای تخصصی:
واژه «سیق»، فعل ماضی مجهول، دو بار در آیات 71 و 73 سوره زمر، در توصیف کیفیت وارد شدن اهل جهنم و بهشت به جایگاه شان آمده است. کاربست فعل یکسان برای جهنمیان و بهشتیان برخلاف رویه معمول قرآن، سبب شده، تا مفسران و مترجمان در ترجمه و تفسیر این واژه به تعدد معنا و تضارب آراء دچار شوند. آنان در تفسیر و ترجمه این فعل برای هر دو آیه، گاه از واژگان مشترک استفاده نموده و گاه سعی داشتند با انتخاب واژگان گوناگون، حالات مختلف و تفاوت این دو گروه را بر اساس آیه به تصویر بکشانند. در این پژوهش ضمن نقد آراء مشهور، با استفاده از کتب لغت و روش تفسیری قرآن به قرآن، یک واژه یکسان مانند روانه کردن و راهنمایی کردن و نشان دادن؛ که متضمن معنائی مشترک برای توصیف احوال مشترک اهل جهنم و بهشت در هنگام ورود به منزلگاه شان باشد، پیشنهاد شده و پس از آن، دلایل و لوازم این معنا نیز برشمرده شده است.
کاربست معنی شناسی توزیعی در قرآن، مطالعه نمونه موردی ریشه- واژه «فرح»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معنی شناسی توزیعی، روشی نوساختگراست که برای شناخت معنی، به کاربرد واژگان در متون واقعی توجّه دارد و به کارگیری آن، حدود معنایی یک واژه را در مقایسه با دیگر واژگان مشخص می کند. ازآنجاکه یکی از اهداف معنی شناسی قرآن، شناخت واژگان با توجّه به بافت کاربردی آن هاست، بهره گیری از این روش در قرآن اهمّیّت می یابد. در این پژوهش به منظور معرّفی چگونگی کاربست معنی شناسی توزیعی در قرآن، با روش توصیفی- تحلیلی، گام های پیاده سازی این روش در قرآن، چالش ها و راهکار هایی برای برون رفت از آن، با بررسی یک نمونه موردی تشریح شده است. گام های اجرای روش در قرآن عبارت اند از: تعیین واژگانی برای مقایسه با واژه اصلی، تعیین ویژگی های توزیعی (سوره معادل سند، و عبارت)، پیش پردازش زبانی متن قرآنی و حذف ایست واژه ها، تشکیل بردار بافتی و ماتریس هم وقوعی و وزن دهی عناصر آن، اندازه گیری مشابهت معنایی واژگان و تحلیل آن. مهم ترین چالش های استفاده از روش توزیعی در قرآن، حجم کم پیکره قرآنی، عدم وجود نرم افزار مناسب جهت انجام محاسبات و تفاوت زیاد طول سوره ها در الگوی واژه-سند است. توجّه بیشتر به مبنای روش توزیعی در متن قرآن، عدم استفاده از این روش برای واژگان بسیار کم بسامد و مقایسه نتایج به دست آمده از الگوی واژه-سند و واژه-عبارت، راهکارهایی برای برون رفت از برخی چالش هاست. اجرای روش توزیعی برای ریشه- واژه فرح در قرآن، تفاوت معنای به دست آمده از بافت قرآنی (نزدیک به حوزه معنایی تکبّر)، نسبت به معنای غالبی ذکرشده در لغت نامه ها (شادی) را نشان می دهد.
The Role of Materials in Teaching Listening Strategies in Computer-based and Text-based Classes: EFL Learners' Listening Comprehension and Cognitive Load in Focus(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۶, Issue ۳ , ۲۰۲۵
61 - 74
حوزههای تخصصی:
Listening effectively in a foreign language presents many challenges for students. The aims of this convergent mixed methods study were two-fold. First, to determine whether teaching listening strategies through materials tailored to apply principles related to decreasing Cognitive Load (CL) could help learners improve their L2 listening comprehension. Second, whether using such materials could reduce learners' cognitive load. In doing so, two modes of material presentation (computer-based and text-based) were selected. Eighty-eight TEFL bachelor students in three intact classes were randomly assigned to three treatment conditions: Strategy-Based Cognitive-Load-Decreasing Computer-Based Material (SB-CLD-CBM), Strategy-Based Cognitive-Load-Decreasing Text-Based Material (SB-CLD-TBM), and Strategy-Based Non-Cognitive-Load Decreasing Conventional Learning Material (SB-NCLD-CLM), and received relevant instructions. A general proficiency test was used to examine participants' language proficiency. A listening pretest and posttest, a listening achievement test, and a cognitive load questionnaire were used to collect data in the quantitative phase. A reflection paper, including two questions about students' perceptions administered during the treatment, was used to gather qualitative data. The One-way Analysis of Variance (ANOVA) and Multivariate Analysis of Variance (MANOVA) showed that CLD-CBM and CLD-TBM outperformed the NCLD-CLM in listening comprehension and experienced lower cognitive load. However, no significant difference was found between the experimental groups. The findings are valuable for teachers and materials developers, suggesting they should include Cognitive Load Theory principles and strategy instruction when designing learning materials and instructional approaches.
Poetics and Existential Meaning in Housing Architecture: Toward a Phenomenological Framework for Poetic Dwelling(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۵, Issue ۳ - Serial Number ۵۷, Summer ۲۰۲۵
27 - 40
حوزههای تخصصی:
Contemporary housing architecture faces a growing crisis of meaning, as designs increasingly prioritize functional efficiency, visual spectacle, and market value over deeper human needs for belonging and poetic dwelling—a mode of inhabitation that transcends mere utility to foster existential connection through sensory richness, cultural memory, and emotional resonance. This study addresses this critical gap by developing the Poetic Dwelling Experience Framework (PDEF), a comprehensive model that identifies four essential dimensions of meaningful dwelling: spatial phenomenology (the lived experience of space), sensory interaction (multisensory engagement), cultural contextuality (connection to memory and tradition), and emotional topography (affective atmospheres). Through an interpretive, phenomenological methodology, the research analyzes seminal works by architects, including Zumthor, Ando, and Murcutt, demonstrating how their designs embody these poetic dimensions. The findings reveal that truly meaningful domestic spaces emerge not from formal innovation alone, but from careful attention to sensory richness, temporal rhythms, cultural narratives, and emotional resonance. The PDEF offers both a theoretical lens for understanding dwelling and a practical tool for designers seeking to create housing that nurtures human flourishing. In an era of mass-produced, alienating urban environments, this framework provides a vital pathway for recentering architecture around the profound, often overlooked needs for rootedness, intimacy, and poetic imagination in our everyday spaces.
Investigation of the Oppressiveness of Tall Building Scapes: Architectural Variation and Vegetation(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۵, Issue ۳ - Serial Number ۵۷, Summer ۲۰۲۵
95 - 108
حوزههای تخصصی:
The uncontrolled growth of tall buildings in contemporary cities has caused numerous visual and psychological issues for urban citizens. This study's framework examined the combined effect of architectural and vegetation variations on the scape of tall buildings and the oppression imposed on citizens. The architectural changes of the tall building included form (rectangular, stepped and pyramidal), gap (in single building (without gap, small and large gap) and between buildings (middle, sides and middle and sides)), console (1, 2, 2,5, 3, 3.5 and 4 m), and setback (1, 2 and 3 m) of the building from the base. Vegetation changes also included the distribution of different tree species on the façade and the positioning of the trees within each species. To assess the impact of architectural and vegetation changes on oppression, the method was based on the framework for assessing the oppressiveness of tall buildings and people's opinions. In conclusion, vegetation demonstrated a significantly greater reduction in perceived oppression compared to architectural modifications. The results of examining the architectural scenarios showed that as the pyramidal form of the building increased and the gap between the single tall building (or between tall buildings) widened, citizen-imposed oppression decreased. Also, as the console of a tall building decreased to less than 2.5 m and the setback increased to more than 2 m, the oppression decreased significantly. Also, the results showed that using concentrated and horizontal vegetation at the base and shaft of tall buildings has effectively reduced oppression (Compared to other vegetation change scenarios).
سیاست دولت پهلوی دوم در توسعه مناسبات با پادشاهی آل خلیفه پس از جدایی بحرین از ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال ۱۳۴۹ ش/ 1970م پس از فرایندی پیچیده و تابع برخی تحولات پنهان در رهیافت های ابرقدرت ها با پهلوی دوم، سرزمین بحرین از ایران تجزیه گردید. دولت شاهنشاهی برخلاف شیوه متداول و عرف در سایر کشورها، به سرعت این استقلال را به رسمیت شناخت و سپس تا سال ۱۳۵۷ش / ۱۹۷۹م مناسبات گسترده سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را با حاکمیت آل خلیفه برقرار نمود و در تقویت همه جانبه آن کوشید. هدف از این نوشتار بررسی علل اتخاذ این سیاست از سوی دولت پهلوی دوم و چگونگی و شناخت کمک های ارائه شده از سوی ایران با تکیه بر روش پژوهش کتابخانه ای می باشد. در فرجام نتیجه گرفته می شود که سیاست دولت شاهنشاهی ایران در تقویت پایه های پادشاهی آل خلیفه در بحرین پس از استقلال، تابع مجموعه ای از عوامل منطقه ای و فرامنطقه ای بود که دولت پهلوی را مستقیم و غیر مستقیم تحت تاثیر خود قرار داد که مهمترین آن تحولات حوزه خلیج فارس و دریای عمان پس از خروج نیروهای انگلیسی در سال 1350ش/ ۱۹۷۱ م ، نظریه مشارکت جمعی نیکسون و انتخاب ایران به عنوان بازیگر اصلی در این دگردیسی سیاسی و نظامی منطقه ای بود.
بررسی تطبیقی مولفه های حکمرانی اسلامی در اندیشه آیت الله طالقانی و سید قطب با تاکید بر نظریه اسپریگنز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از زمان شکل گیری اولین تمدن های بشری تا امروز مساله حکمرانی یکی از مهمترین موضوعات اجتماعی سیاسی جوامع بشری بوده است و در طول تاریخ همواره اندیشمندان با رویکردهای مختلف نظریات خود را برای حکمرانی مطلوب مطرح نموده اند در این میان با ظهور اسلام و تشکیل حکومت نبوی در مدینه الگوی متفاوتی نسبت به مساله حکمرانی مطرح گردید و بعد از رحلت پیامبر گرامی اسلامی با بروز اختلافات بین مسلمانان چالش های زیادی در مورد چگونگی حکمرانی اسلامی بوجود آمد در این مقاله با تمرکز بر دیدگاه دو اندیشمند معاصر جهان اسلام سید قطب و آیت الله طالقانی ، اندیشه انان مرتبط با حکمرانی اسلامی مورد بررسی قرار گرفته است؛ هر دو اندیشمند با تاکید بر قرآن وتفسیر سیاسی اجتماعی از قرآن به تبیین حکمرانی اسلامی پرداخته اند، سوال اصلی مقاله پرسش از دیدگاه این دو اندیشمند در خصوص حکمرانی اسلامی است و فرضیه مقاله این ایده را ازمون می نمایدکه الگوی مطلوب حکمرانی در اندیشه آیت الله طالقانی بیشتر با تاکید بر مفهوم شوراگرایی و در اندیشه سید قطب با تاکید براحیای مفهوم جهاد ترسیم می گردد.روش این تحقیق با الهام از نظریه توماس اسپریگنز یک مطالعه چهار مرحله ای را در اندیشه این دو اندیشمند دنبال می نماید که ابتدا مشاهده وشناسایی معضلات و مشکلات جوامع اسلامی و در مرحله دوم تحلیل و جست و جو در خصوص آسیب شناسی و علل بحران و در مرحله سوم بازسازی تئوریک جامعه آرمانی و مطلوب از منظر حکمرانی اسلامی و در مرحله چهارم به ارائه راهکار ها و ارائه درمان می پردازد.
The Discursive Re/construction of the Future in the Institutional Translations of the Iranian Supreme Leader's Discourse(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The representation of future pre-configuration through policy-making processes has been an in-vogue area of study in the field of discourse analysis. Equally important is the reconstruction of future pre-configuration in the institutional translations of political text and talk. The objective of this study is to investigate the conceptualization of futurity in the preemptive policy-making in the speeches of the Iranian Supreme Leader and their English institutional translations. The data for the present study comes from 20 speeches of the Iranian Supreme Leader and their translations, spanning from 2015-2020, issued by the Office of the Supreme Leader. We employed semantic-syntactic analytical tools such as mood, modality, and aspect to study the conceptualization of futurity in the policy discourse. In conclusion, the findings of the study indicate that these reconstruction of futurity in the preemptive policy-making process in the English institutional translations are to a greater extent similar to the semantic-syntactic properties of the original texts. However, modalization and mood transformation are instances of differences between original and translated versions of texts. Besides, we argued that any instance of the occurrence of similarity or differences stems from on-line dialectic relationships between micro-pragmatic and macro-pragmatic factors
The Influence of Social Media on Public Health Protection against the COVID-19 Pandemic through Public Health Awareness and Changes in Behavior: An Integrated Model(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In the case of COVID-19, researchers have found a statistically significant improvement in public health protection against COVID-19 with social media platforms. Multiple studies suggest that evidence of social media's influence on health knowledge, behaviors, and outcomes indicates its potential benefits in meeting the needs of individuals and populations. Therefore, this study aims to investigate the influence of social media on public health protections against COVID-19 in terms of public health awareness and behavioral changes. It adopted a quantitative research design to identify the relationship and used questionnaires to collect the data. Data was collected throughout Malaysia using convenience sampling. The results underscore the potential of social media as a valuable tool for disseminating crucial health information and promoting positive behavioral changes during public health crises like the COVID-19 pandemic.
الگوی خادمیت در سازمانهای دولتی ایران با رویکرد رفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
307 - 330
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقیق حاضر طراحی الگوی خادمیت در سازمانهای دولتی ایران با رویکرد رفتاری است. ابزار استخراج داده ها در بخش کیفی روش دلفی و دیمتل فازی (بررسی نظرات خبرگان) و نمونه گیری در این بخش به صورت هدفمند انجام شد. در نهایت 15 پرسشنامه قابل ارزیابی برگشت داده شد و در بخش کمی آزمون مدل به روش معادلات ساختاری بود . نمونه آماری نیز بر اساس 10 نمونه به ازای هر سوال در نظر گرفته شده است و در نتیجه حداقل تعداد نمونه برابر 480 نفر می باشد (هر وزارتخانه 120 پرسشنامه). روایی همگرای پرسشنامه بیش از 5/0 می باشند لذا اعتبار ابزار اندازه گیری به روش روایی همگرا، قابل پذیرش است. در خصوص روایی واگرا، لازمه تائید بیشتر بودن مقدار ریشه دوم میانگین واریانس تبیین شده از تمامی ضرایب همبستگی متغیر مربوطه با باقی متغیرها است که نتایج آن ، برای تمامی متغیرها، از همبستگی آن متغیر با سایر متغیرها بیشتر می باشد.همچنین از نرم افزار Amos برای تحلیل داده ها استفاده شده است. به کمک نظرات افراد خبره شاغل در 4 وزارتخانه راه و شهرسازی، ارتباطات و فناوری اطلاعات، امور اقتصادی و دارایی و صنعت، معدن و تجارت که دارای چهار ویژگی دانش، تجربه، تمایل و زمان لازم برای مشارکت در تحقیق را داشتند، داده ها با استفاده از روش نمونه گیری به روش هدفمند زنجیره ای جمع آوری و تحلیل شدند. در گام اول، 11 عامل تاثیرگذار بر رفتار خادمیت با مطالعه ادبیات موضوعی شناسایی گردید که در سه دسته عوامل درونی، عوامل بیرونی و عوامل ایرانی اسلامی دسته بندی شدند و به همراه پیامدهای خادمیت (4 عامل) مدل اولیه تحقیق را شکل دادند. در ادامه با استفاده از تکتیک دیمتل فازی، روابط بین اجزای مدل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و الگوی خادمیت در سازمانهای دولتی ایران با رویکرد رفتاری حاصل گردید. نتایج حاصل نشان داد که هر سه معیار عوامل بیرونی، عوامل درونی و عوامل ایرانی-اسلامی به ترتیب بر رفتار خادمیت تاثیرگذار هستند و این رفتار نیز منجر به بهبود خلاقیت، عملکرد فردی و سازمانی و رضایتمندی مراجعین می گردد.
بررسی اثر تغییرات قیمت گاز طبیعی، نفت و ارز بر بازدهی شاخص های منتخب بازار سهام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
58 - 84
حوزههای تخصصی:
هدف: در سال های اخیر با افزایش تقاضای انرژی، اهمیت بسیار زیاد انرژی در بحث تولید نمایان شده است. گاز طبیعی به عنوان یک منبع انرژی استراتژیک، از اجزای مهم فرایند تولید کالاها و خدمات به شمار می آید. از طرفی، بازارهای مالی یکی از بازارهای بسیار مهم هر کشور است و بورس های اوراق بهادار، اصلی ترین اجزای بازارهای مالی محسوب می شود. شاخص های متفاوتی که در بورس ها محاسبه می شوند، بازدهی و روند کلی قیمت سهام در کل بازار و صنایع خاص را نشان می دهند. تغییرات هر یک از شاخص ها، از نوسان های قیمت سهام شرکت هایی تأثیر می پذیرد که در محاسبه آن شاخص خاص لحاظ می شود. عوامل زیادی در نوسان های قیمت سهام شرکت ها تأثیر دارند که از آن جمله می توان به قیمت گاز طبیعی اشاره کرد که صنایع مختلف از آن در فرایند تولید بهره می گیرند. تغییرات قیمت گاز، در حاشیه سود شرکت ها تأثیر می گذارد و در نتیجه، قیمت سهام آن ها نیز دستخوش تغییرات می شود و در نهایت، این تغییرات قیمت سهام بر بازدهی کلی بازار سرمایه تأثیرگذار خواهد بود. از این رو با توجه به اهمیت موضوع، پژوهش حاضر به بررسی تأثیر کوتاه مدت و بلندمدت تغییرات قیمت گاز طبیعی بر بازده بازار سهام ایران پرداخته است.
روش: این پژوهش از نظر نوع تحقیق، کاربردی محسوب می شود و از نظر فرایند تحقیق، کمّی است. در این پژوهش از روش خودتوضیح برداری و آزمون هم انباشتگی یوهانسن، برای تحلیل داده های ماهانه طی دوره فروردین سال ۱۳۸۸ تا اسفند سال ۱۴۰۱ استفاده شده است.
یافته ها: نتایج به دست آمده وجود رابطه بلندمدت بین تغییرات قیمت گاز طبیعی و شاخص های منتخب بازار سرمایه را تأیید می کند. نتایج آزمون هم انباشتگی یوهانسن نشان می دهد که تغییرات قیمت گاز طبیعی در کوتاه مدت و بلندمدت، روی شاخص های بورس، فرابورس و صنایع شیمیایی، صنعت سیمان و فراورده های نفتی تأثیر منفی دارد. همچنین بر اساس سایر نتایج، تغییرات قیمت ارز در کوتاه مدت و بلندمدت، بر شاخص های بازار سرمایه اثر مثبت و معناداری دارد. در نهایت، نتایج آزمون ها نشان می دهد که تغییرات قیمت نفت در کوتاه مدت تأثیر منفی دارد؛ اما در بلندمدت تغییرات شاخص ها، هم جهت با تغییرات قیمت نفت خواهد بود.
نتیجه گیری: با توجه به اهمیت قیمت گاز و نقش تعیین کننده آن در نوسان های بازار سرمایه، توصیه می شود که دولت به نحوی قیمت گاز را تنظیم کند که تأثیرهای منفیِ افزایش قیمت بر شاخص های بازار سرمایه کاهش یابد. در این خصوص، می بایست از اخذ تصمیم های ناگهانی در خصوص قیمت گاز پرهیز شود. به جای تصمیم گیری در بودجه سالانه، به طراحی فرمول قیمت گذاری گاز اقدام شود و با توجه به نوسان قیمتهای جهانی گاز، قیمت گاز ارائه شده به صنایع شناور باشد؛ زیرا سرمایهگذار به وضعیت اقتصادی ثابت و بلندمدت نیاز دارد. در بحث تنوع بخشی به مصرف انرژی، دولت می تواند با افزایش سرمایه گذاری در بخش انرژی های تجدیدپذیر و نو، سیاست هایی را اجرا کند تا شرکت ها به استفاده از انرژی های دیگر روی آورند. این امر از وابستگی صنایع به گاز می کاهد و تأثیر تغییرات قیمت گاز بر بورس را کاهش می دهد.
طراحی مدل کسب و کار مبتنی بر آینده نگاری: ارائه و اعتبارسنجی یک مدل مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
96 - 128
حوزههای تخصصی:
هدف: مدل کسب وکار مفهومی راهبردی است که چگونگی خلق کردن، ارائه دادن و به دست آوردن ارزش را نشان می دهد. اگرچه مدل های کسب وکار، هم زمان با تغییرات محیط تغییر می کنند، برای غلبه بر شتاب تغییرات به نوآوری، پیش دستی، تفکر اکتشافی و آینده گرایی نیاز دارند. نوآوری در مدل های کسب وکار، مستلزم بینش طراحی است. آینده نگاری، فرایندی نظام مند و مشارکتی برای ساختن آینده است که از طریق مشورت، کسب آگاهی و چشم اندازسازی به آینده گرا کردن کسب وکار می پردازد. الگوهای طراحی مدل کسب وکار موجود، به محیط طراحی و آینده توجه اندکی دارند. چارچوب های آینده نگاری موجود نیز، به طراحی مدل کسب وکار توجه کافی ندارند. از این رو بررسی ها نیاز به ارائه مدلی جامع را نشان داد که برای در نظر گرفتن تحولات محیط، عدم قطعیت های موجود و وضعیت های آینده را در طراحی مدل های کسب وکار لحاظ کند. این پژوهش با هدف برطرف شدن شکاف در ادبیات موضوع و ارائه مدل مفهومی طراحی مدل کسب وکار مبتنی بر آینده نگاری انجام شد.
روش: پژوهش از نظر جهت گیری کاربردی، از نظر هدف اکتشافی و فلسفه آن پراگماتیسم است و صبغه ترکیبی و رویکرد استقرایی دارد. در بخش نظری با استفاده از روش مرور سیستماتیک، مطالعات پیشین و آثار علمی مرتبط با موضوع پژوهش بررسی، تحلیل و دسته بندی شد. سپس طی یک مطالعه مفهومی با استفاده از بینش های به دست آمده و ترکیب مدل های موجود، مدل مفهومی پیشنهادی طراحی شد. برای اعتبارسنجی مدل، از میان خبرگان آینده پژوهی و مدیریت کسب وکار که جامعه تجربی پژوهش بودند، ۱۲ نفر به روش قضاوتی برای نمونه انتخاب شد. در این مرحله، برای جمع آوری اطلاعات، از ابزار پرسش نامه استفاده شد. روایی محتوای پرسش نامه را خبرگان تأیید کردند و پایایی آن با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ به میزان 768/0 تأیید شد. برای بررسی نرمال بودن داده ها، آزمون کلموگروف اسمیرنف به عمل آمد و بر اساس نتایج داده ها نرمال بود. سپس آزمون T تک نمونه ای برای تحلیل پاسخ ها انجام شد. سامان دهی مدارک و استنادها با استفاده از نرم افزار پژوهیار نسخه ۲ و محاسبه ها با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس نسخه ۲۷ انجام شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که در مطالعات گذشته، دسته ای از پژوهشگران به آینده پژوهی در طراحی مدل کسب وکار توجه ناچیزی کرده اند. معدودی از آن ها به برخی جنبه های آینده پژوهی توجه کرده اند، ضمن آنکه به پایداری و فضای طراحی مدل کسب وکار اهمیت بیشتری داده اند. دسته دیگری از پژوهشگران، برخی فنون آینده پژوهی را جعبه ابزار دانسته و از آن استفاده کرده اند. تعداد اندکی نیز به آینده پژوهی و آینده نگاری، به عنوان چارچوبی برای توسعه مدل کسب وکار نگریسته اند؛ اما چارچوب جامعی برای طراحی مدل کسب وکار مبتنی بر آینده نگاری ارائه نکرده اند. ضمن مطالعه مفهومی، فرایند طراحی مدل کسب وکار اوستروالدر و پیگنر و چارچوب آینده نگاری عمومی وروس، مدل های مناسبی برای ادغام و ارائه مدل مد نظر پژوهش تشخیص داده شد. بر همین اساس، مدل مفهومی پیشنهادی برای طراحی مدل کسب وکار مبتنی بر آینده نگاری با ادغام دو مدل مذکور، طراحی و ارائه شد و به تأیید خبرگان رسید.
نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، ابتنای طراحی مدل کسب وکار بر آینده نگاری با در نظر گرفتن آینده های گوناگون، نگرش چندسطحی و پیگیری تحقق راهبردها، می تواند نقاط ضعف پژوهش های پیشین و الگوهای موجود را پوشش دهد و به آینده گرا شدن کسب وکارها کمک کند. پیشنهاد می شود طراحان مدل های کسب وکار، در فرایند طراحی، ضمن توجه به شناخت تحولات محیط و آینده های ممکن، برای تحقق مدل کسب وکار متناسب با آینده های بدیل، برنامه ریزی کنند. کاربست مدل پیشنهادی می تواند به این منظور کمک کند. پژوهشگران دیگر می توانند نتایج کاربرد مدل پیشنهادی را ارزیابی و تحلیل کنند.
The Role of Internet Usage in Shaping Psychological Well-Being: A Comparative Study of Internet-Addicted and Non-Addicted Undergraduates(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study explores the psychological impact of Internet addiction, comparing the functioning of Internet-addicted individuals to their non-addicted counterparts. A survey of 175 undergraduates from a Malaysian public university assessed their perceptions of 18 statements reflecting key facets of psychological well-being, including autonomy, environmental mastery, positive relationships, personal growth, purpose in life, and self-acceptance. Significant differences were observed in 14 out of 18 statements, with small to medium effect sizes, indicating meaningful disparities between the two groups. The findings suggest that Internet-addicted individuals are more likely to experience challenges in psychological well-being, often turning to the Internet as a coping mechanism for dissatisfaction or unhappiness. This study underscores the need for targeted interventions in the realm of information technology to promote healthier Internet use and address its psychological effects.
Impact of Motivational Goal Orientations on Behavioral, Cognitive, and Emotional Engagement in Iranian EFL Learners(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۲, Spring ۲۰۲۵
95 - 105
حوزههای تخصصی:
This study investigates the impact of Iranian EFL learners' motivational goal orientations on their behavioral, cognitive, and emotional engagement in the classroom. Utilizing a mixed-methods design, the research involved 200 intermediate EFL learners from language schools in Iran, who completed the Oxford Quick Placement Test (OQPT), a Goal Orientation Survey, and a Student Engagement Questionnaire. The results show that mastery goal orientations, both approach and avoid, positively predict these engagement dimensions, while performance goal orientations do not significantly affect engagement. The findings highlight the importance of fostering mastery goals to enhance student engagement and improve language learning outcomes. The implications of this study suggest that educators should create a supportive learning environment that emphasizes mastery goals, thereby facilitating deeper engagement and better academic performance among EFL learners. This study investigates the impact of Iranian EFL learners' motivational goal orientations on their behavioral, cognitive, and emotional engagement in the classroom. Utilizing a mixed-methods design, the research involved 200 intermediate EFL learners from language schools in Iran, who completed the Oxford Quick Placement Test (OQPT), a Goal Orientation Survey, and a Student Engagement Questionnaire. The results show that mastery goal orientations, both approach and avoid, positively predict these engagement dimensions, while performance goal orientations do not significantly affect engagement. The findings highlight the importance of fostering mastery goals to enhance student engagement and improve language learning outcomes. The implications of this study suggest that educators should create a supportive learning environment that emphasizes mastery goals, thereby facilitating deeper engagement and better academic performance among EFL learners.
The Effects of Models of Dynamic Assessment on EFL Learners’ Writing Apprehension and Writing Self-Efficacy(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Dynamic assessment (DA) is an innovative way of assessing students’ knowledge. Given the importance of knowing how to reduce writing apprehension and improve writing self-efficacy in language learning, this study investigated the effects of models of DA including Buddoff’s Learning Potential Measurement Approach (LPMA), Carlson and Wiedl’s Testing-the-Limits Approach (TLA), and Intensive Mediated Learning Experience (IMLE) on L2 writing apprehension and self-efficacy. The participants were 302 students in four groups. All groups were given the writing apprehension and writing self-efficacy questionnaires as pretests, followed by 20 sessions of treatment. The same questionnaires were given in the last session as posttests. The collected data were analyzed using one-way Analysis of Covariance. The results showed a significant difference among the four groups’ writing apprehension and writing self-efficacy mean scores on the posttests. The findings also revealed that the IMLE group outperformed the other two groups. Based on the results, it was concluded that employing DA models can be conducive to reducing writing apprehension and improving writing self-efficacy among EFL learners. The findings of the present study can have useful implications for teachers, students, material designers, and language assessors.
مبانی تفکیک عوامل رافع مسؤولیت کیفری و علل موجهه جرم در حقوق ایران و دیوان کیفری بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
155 - 165
حوزههای تخصصی:
سیر تکوین عوامل رافع مسؤولیت کیفری و علل موجهه جرم از دیرباز مورد توجه حقوق دانان و فقهای متأخر و معاصر بوده است و نظرات مختلفی در این راستا طرح گردیده است. تبیین و تحلیل دیدگاه های مختلف در این خصوص از اهمیت بالایی برخوردار است. بر همین اساس هدف مقاله حاضر بررسی مبانی تفکیک عوامل رافع مسؤولیت کیفری و علل موجهه جرم در حقوق ایران و دیوان کیفری بین المللی است. این مقاله توصیفی تحلیلی است و با استفاده از روش کتابخانه ای به بررسی هدف مورد اشاره پرداخته است. یافته ها بر این امر دلالت دارد که قوانین بین المللی از جنبه وسیعی به موضوع علل موجهه و عوامل رافع مسؤولیت کیفری توجه داشته که این امر در مقایسه با حقوق ایران که هر دو موضوع را متمایز از یکدیگر تلقی کرده، متفاوت است، البته در شناسایی ماهیت و مبنای این دو موضوع، می بایست به ارکان آن نیز توجه داشت. مبانی این دو موضوع در حقوق ایران، منشأ فقهی دارد و در اساسنامه دیوان کیفری بین المللی برمبنای دکترین حقوقی شکل گرفته است که درصورت اثبات عوامل رافع مسؤولیت و موجهه، هیچ گونه مسؤولیتی برعهده مباشران، شریکان و معاونین جرم نخواهد بود.
Educational Model of Architecture Based on the Professor’s Position (Case Study: Students of Selected Universities of Iran)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۵, Issue ۱ - Serial Number ۵۵, Winter ۲۰۲۵
43 - 50
حوزههای تخصصی:
This study aims to enhance the quality of higher education by introducing a model of a competent professor in Iran’s higher education system. Among the elements of the education system, the teacher element is the most important one, so professors and teachers are the underlying agents for the renewal of pedagogy. It is hoped that the lack of effective position of man in traditional education of architecture is removed in contemporary architecture education by investigating the human component, profound vision, and principles that architect masters acquired when they were solving the problems ruling the implementation of the building, creating a relationship between new building and teaching these principles in details and accurately to their students. To achieve this, a qualitative study employing a content analysis approach was conducted. Semi-structured interviews and participant observation were used to collect data. The main question of this study is whether students of Selected universities in Iran can identify the characteristics of a competent professor. The information indicates that the averages of the total dimensions of human existence, cognitive dimension, wisdom dimension, and skill dimension were reported as 3.605, 3.701, 4.097, and 3.017, respectively. It can be seen that the average score for the total score, as well as the average score for the cognitive dimension, was above average. The average score for the wisdom dimension was desirable and excellent, while the average score for the skill dimension was poor.









