ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۷۲۱ تا ۳٬۷۴۰ مورد از کل ۵۵۹٬۷۹۲ مورد.
۳۷۲۱.

رابطه ویژگی های شخصیت و میل به مشارکت: نقش تعدیل کننده جو مشارکتی کلاس درس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۱۸۹
زمینه: رابطه بین ویژگی های شخصیتی و تمایل به مشارکت در محیط های یادگیری، جنبه ای مهم برای درک چگونگی تعامل دانش آموزان با محیط های آموزشی است. ویژگی های شخصیتی نقش مهمی در شکل دادن به الگوهای مشارکت دانش آموزان ایفا می کند. با درک پویایی بین ویژگی های شخصیتی، میل به مشارکت، و فضای ارتباطی کلاس درس معلمان می توانند محیط های حمایتی ایجاد کنند که ارتباط را تشویق می کند و در نتیجه اثرات منفی برخی از ویژگی های شخصیتی را کاهش دهد. نقش ویژه جو مشارکتی کلاس درس در تعدیل رابطه بین ویژگی های شخصیتی و میل به مشارکت هنوز مورد مطالعه قرار نگرفته است. هدف: هدف این پژوهش بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی و میل به مشارکت با نقش تعدیل کننده جو مشارکتی کلاس درس بود. روش: طرح پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش حاضر شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه نهم شهرستان سمنان در سال تحصیلی 1402-1401 بودند. نمونه ای به حجم 300 دانش آموز دختر با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شد. شرکت کنندگان مقیاس کوتاه شده بین المللی سؤال های شخصیت مدل پنج عاملی (دانلان و همکاران، 2006)، پرسشنامه میل به مشارکت (کائو و فیلیپ، 2006) و پرسشنامه جو مشارکتی (دوایر و همکاران، 2004) را تکمیل کردند. داده ها با مدل رگرسیون چندگانه تحلیل شدند. و برای بررسی نقش تعدیل کننده جو مشارکتی از تکنیک معرفی شده توسط آیکن و وست (1991) استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد برونگرایی، وظیفه شناسی و توافق پذیری سهم معناداری در پیش بینی میل به مشارکت در بحث کلاس داشتند. برونگرایی (19/1 =B)، وظیفه شناسی (54/0 =B)، توافق پذیری (40/0 =B) و جومشارکتی (06/0 =B) میل به مشارکت را پیش بینی کردند. جو مشارکت رابطه معنادار با میل به مشارکت داشت، اما نقش تعدیل کننده آن معنادار نشد (05/0 <p). نتیجه گیری: مشارکت در کلاس درس به ویژگی های شخصیتی دانش آموزان و جو حاکم بر کلاس درس بستگی دارد، اما در دختران نباید انتظار داشت برآیند این عوامل اثر افزوده داشته باشد. بر اساس یافته های این پژوهش توجه به ویژگی های شخصیتی دانش آموزان در بهبود ارتباط معلمان و دانش آموزان و افزایش مشارکت دانش آموزان در کلاس درس مؤثر است.
۳۷۲۲.

اثربخشی آموزش یادگیری معکوس بر تفکر انتقادی و مشارکت تحصیلی دانش آموزان در درس علوم تجربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۱۷۷
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش یادگیری معکوس بر تفکر انتقادی و مشارکت تحصیلی دانش آموزان پایه پنجم در درس علوم تجربی بود. یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی شهر اهواز در نیمه ی اول سال تحصیلی 1403-1402 بودند. نمونه این تحقیق مشتمل بر 30 دانش آموز پسر از جامعه مذکور بود که برای انتخاب آنها از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. هر گروه 15 نفر بود. ابزار اندازه گیری تحقیق حاضر آزمون مهارت های تفکر انتقادی ریتکس (2003) و پرسشنامه مشارکت تحصیلی ریو (2013) بود. دانش آموزان گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای (هر هفته 2 جلسه) تحت آموزش پروتکل تدریس معکوس برگمن و سمز (2014) قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. داده های به دست آمده با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که آموزش یادگیری معکوس درس علوم تأثیر معناداری برافزایش مشارکت تحصیلی (47/947,F=05/0P<) و بهبود تفکر انتقادی (93/255,F=05/0P<) دانش آموزان دارد. آموزش یادگیری معکوس به عنوان یک روش نوین آموزشی، پتانسیل بالایی برای بهبود کیفیت آموزش وپرورش دارد و با فراهم کردن فرصت های بیشتر برای یادگیری فعال و تعاملی، به دانش آموزان کمک می کند تا مهارت های تفکر انتقادی و مشارکت تحصیلی خود را تقویت کنند.
۳۷۲۳.

توانائی و تمایل دانشجویان به کار گروهی به عنوان مؤلفه ای از مهارت های نرم در عصر دیجیتال و نقش آن در یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۶۲
هدف: در عصر دیجیتال استفاده از هوش مصنوعی مولد امور را به نحو قابل توجهی دگرگون کرده و در آینده نیز به نحو غیرقابل انتظاری تحولاتی به وجود خواهد آورد. برای رویارویی با این تحولات ، توانمندی در مهارت های نرم ضروری است؛ به ویژه برای دانشجویان و نیز جهت افزایش اشتغال پذیری دانش آموختگان. در میان مؤلفه های تشکیل دهنده مهارت های نرم، کارگروهی اهمیت خاصی دارد. برخورداری از توانمندی کارگروهی نه تنها در نهادهای تولیدی و خدماتی بلکه در نهادهای آموزشی نیز قابل توجه می باشد. هدف این تحقیق پاسخ دادن به دو سؤال بوده است: توانمندی و تمایل دانشجویان به کارگروهی چه میزان است؟ و آیا این توانمندی با دستیابی آنان به پیامدهای یادگیری رابطه ای دارد؟روش: برای پاسخ دادن به دو سؤال یادشده،یک طرح تحقیق به روش توصیفی-تحلیلی تدوین و اجرا شد. جامعه و نمونه موردمطالعه دانشجویان دوره کارشناسی رشته علوم ارتباطات دریکی از دانشگاه های پژوهشی کشور بود. برای اندازه گیری" آمادگی و تمایل دانشجویان به کارگروهی" از یک مقیاس تراز شده استفاده شد و داده های لازم گردآوری و تحلیل شد. علاوه برآن، برای سنجش دستیابی دانشجویان به پیامدهای یادگیری از سنجش مستمر و آزمون پایانی یک درس تخصصی استفاده شد.یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که بیش از 60 درصد دانشجویان ،در نمونه موردمطالعه ،از توانمندی و تمایل به کارگروهی برخوردارند.  همچنین، با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، رابطه توانمندی و تمایل به کارگروهی  با دستیابی به پیامدهای یادگیری مورد تحلیل قرار گرفت.نتیجه گیری: آزمون فرض آماری درباره همبستگی میان دو متغیر نشان داد که، در نمونه آماری مورد مطالعه، رابطه ای مثبت و معنی دار میان توانمندی و تمایل به کارگروهی  دانشجویان با دستیابی آنان به پیامدهای یادگیری وجود دارد (P<0.01) . سرانجام با توجه به نتایج پژوهش پشنهادهائی برای پرورش توانائی کارگروهی در محیط های آموزشی برای ارتقاء یادگیری دانشجویان عرضه شده است.
۳۷۲۴.

ظاهره الجواز فی النحو العربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۷۳
الجواز فی الاصطلاح هو أحد الأحکام النحویه و یقصد به: إباحه الحکم النحوی من غیر وجوب أو امتناع و هذا یودی إلی تعدد الأوجه النحویه فی المسأله الواحده، بخلاف الوجوب الذی یقتضی وجهاً واحداً. الجواز فی اللغه ینقسم إلی قسمین : 1- الجواز الذی نشأ فی اللغه بسبب تأثیر اللهجات.2- الجواز الذی یعود إلی طبیعه اللغه الانسانیه: و هو ینقسم إلی قسمین: أ) قسم یختلف فیه الوجه الثانی عن الأول و هو یتمثل فی الأوجه التی لکل منها معنی خاص إذا دخلت فی سیاق ما، بعباره أخری یُعد جوازاً مادام لم یستعمل فی النص و لم یتأثر بالسیاق و إذا استعمل فی النص ینتهی الجواز. لکی نفهم حقیقه هذا الجواز علینا ان ندرسه فی ضوء نظریه السیاق. ب ) قسم لایؤثر فیه السیاق لیختار وجه و یرفض آخر، أو یرجح أحد علی الآخر و یفید التوسیع المعنایی فی اللغه، و فیما یختص بالجواز القرآنی إن القرآن اختار من بین الوجوه المتعدده فی اللغه وجهاً أحسن و اکثر تلاءماً و تلاصقاً بنظم الآیه و سیاقها و غرضها، و فی ضوء نظریه النظم یزول الغموض المکتنف الجواز و یتجلی الإعجاز القرآنی. ظاهره الجواز فی کتب النحو یوهم أن هناک وجوهاً یستطیع المتکلم أو الکاتب أن یختار أیا شاء و کذلک فی القرآن من جهه یقال: لایستبدل کلمه أو حرف بآخر و من جهه أخری مراراً تحدث النحاه و المفسرون عن الجواز فیه. لذلک تتنأول هذه المقاله ظاهره الجواز بالبحث و التحلیل لتبیّن موقعه و أثره فی اللغه. أظهرت نتائج البحث أن الجواز لیس اعتباطیا فی اللغه، و الجواز الذی نشأ فی اللغه متأثراً بللهجات یثری اللغه و یجعل القاعده النحویه مرنه طیعه و الجواز الذی یعود إلی أصل اللغه منه ما لیس بجواز إذا استعمل فی النص فی إطار السیاق و یحمل فی طیه معانٍ لم ینتبه إلیها النحاه .
۳۷۲۵.

طراحی و تولید اپلیکیشن سبک های یادگیری و اعتبارسنجی آن از دیدگاه کاربران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۶۲
هدف از پژوهش حاضر طراحی و تولید اپلیکیشن سبک های یادگیری و اعتبارسنجی آن از دیدگاه کاربران بود. روش اجرای پژوهش دارای دو بخش بود؛ در بخش اول از روش تحقیق توصیفی به شیوه تحقیق و توسعه استفاده گردید، بدین شکل که بر اساس اصول تولید اپلیکیشن های آموزشی، اپلیکیشن سبک های یادگیری تولید و اعتبار و روایی این ابزار توسط متخصصین موردبررسی قرار گرفت. در بخش دوم از روش تحقیق ارزشیابی استفاده شد. جامعه آماری مطالعه در بخش دوم پژوهش شامل کلیه معلمان ابتدایی استان مرکزی در سال تحصیلی 1400-1399 بود که تعداد 30 نفر از آن ها به صورت روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، اپلیکیشن سبک های یادگیری هانی و مامفورد (1992) و پرسشنامه محقق ساخته اعتبارسنجی اپلیکیشن سبک های یادگیری بود. جهت تحلیل داده های پرسشنامه از آزمون تی تک نمونه ای استفاده شد. نتایج به دست آمده حاکی از آن بود که میانگین در تمامی ابعاد اعتبارسنجی اپلیکیشن سبک های یادگیری به طور معنی داری بالاتر از عدد معیار بود (P<0/01)، به عبارت دیگر اعتبارسنجی معلمان نسبت به اپلیکیشن مثبت و رضایت بخش بود. این اپلیکیشن آموزشی به عنوان یک ابزار مفید می تواند توسط معلمان جهت تشخیص سبک های یادگیری دانش آموزان و به کارگیری روش های آموزش و یادگیری متناسب با آن ها مورداستفاده قرار گیرد.
۳۷۲۶.

معرفی نسخه خطی فتوحات جمیله (حماسه ای تاریخی مذهبی در قلمرو عثمانی) و ویژگی های سبکی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۲۰۰
یکی از زمینه‌‌های پیوند امپراتوری عثمانی با زبان و ادبیات فارسی، سرایش فتح‌‌نامه‌‌هایی است به زبان فارسی که در قلمرو زبان ترکی پدید آمده‌‌ است. نسخة فتوحات جمیله[1] از فتح‌‌الله عارف ازجمله این فتح‌نامه‌‌هاست در شرح غزوات سلطان سلیمان اول که تاکنون به چاپ نرسیده و حاوی اطلاعات ارزشمندی است درباره فتوحات محمدپاشا و احمدپاشا وزرای سلطان سلیمان در مجارستان. این اثر به‌دلیل برخورداری از برخی ویژگی‌‌های رسم‌‌الخطی، بلاغی و ادبی درخور توجه است؛ لذا این پژوهش بر مبنای روش توصیفی ـ تحلیلی و منابع کتابخانه‌‌ای به معرفی ویژگی‌‌های ظاهری، رسم‌‌الخطی و ارزش‌‌های ادبی و زبانی این اثر پرداخته ‌‌است. نتیجه حاصل از این بررسی نشان می‌‌دهد که ازنظر ویژگی‌‌های رسم‌‌الخطی می‌توان نشانه‌‌هایی از زیباسازی و تزئین خط را به‌وسیلة ادغام حرف «نون» با حروف پیشین کلمه، قرار دادن سه نقطه در زیر حروف «سین»، «ی»، «ب» و بر فراز حروفی چون «ف»، «ت» و «ز» مشاهده ‌‌کرد. املای متفاوت برخی از کلمات نسبت به رسم‌‌الخط امروزی نیز شایان توجه ‌‌است. همچنین، این اثر، ویژگی‌‌های ژانر حماسی در زیرگونه حماسة تاریخی‌ـ‌مذهبی را دارد؛ بنابراین اشاره به شخصیت‌‌های بزرگ اسلامی و باورهای اسلامی و نیز تأثیرپذیری از شیوة بیان و صحنه‌‌پردازی‌‌های حماسی شاهنامه فردوسی در آن آشکار است. ویژگی‌‌های سبک خراسانی استفاده از واژگان محاوره‌‌ای و ساخت ترکیب‌‌های بدیع و زیبا از ویژگی‌‌های بسیار برجسته زبانی آن محسوب می‌‌شود. در سطح ادبی و زیبایی‌‌شناسی در کنار کاربرد تشبیهات نو، کاربرد آرایه‌‌هایی چون اغراق، مجاز، استعاره و کنایه نمود بیشتری دارد که متأثر از لحن و فضای حماسی است.
۳۷۲۷.

ارزیابی دخل و تصرف در ترجمه کتاب صهیونیسم و خشونت بر اساس طرح نظام مند لمبرت و گورپ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۲۷
ترجمه، فرآیندی است مبتنی بر بازآرایی متن که در پرتو روش ها و سبک های ویژه ی مترجم، ممکن است ترجمه ای خاص نسبت به دیگر ترجمه ها مقبولیت افزون تری بیابد. پیوند ژرف و ناگسستنی ادبیات و فرهنگ فارسی و عربی، سبب پدیدار شدن انبوهی از متون ترجمه شده میان این دو زبان گردیده که بستری غنی برای پژوهش های ترجمه شناسی فراهم می آورد. کتاب « الصهیونیه و العنف من بدایه الاستیطان إلی إنتفاضه الأقصی » اثر عبدالوهاب المسیری، اندیشمند برجسته ی مصری و صهیونیسم پژوه، از مهم ترین آثار این نویسنده به شمار می رود که فصول چهارم تا هفتم آن توسط سیدعدنان فلاحی به فارسی ترجمه شده است. در گستره ی کنونی مطالعات ترجمه، نقد ترجمه بر آن است تا با سنجش ترجمه در قیاس با متن مبدأ، کیفیت آن را ارزیابی و عملکرد مترجم را واکاوی نماید. در این میان، الگوی خوزه لمبرت و هندریک فان گورپ با عنوان «مکتب دخل و تصرف یا دستکاری»، که در زمره ی مطالعات توصیقی ترجمه جای می گیرد، از الگوهای راهگشا محسوب می شود. این الگو با تکیه بر چهار محور «داده های مقدماتی»، «سطح کلان»، «سطح خرد» و «بافت نظام مند»، در پی یافتن روش هایی کارآمدتر برای توصیف فرآیند ترجمه و تعیین هنجارهای رفتاری مترجم در مواجهه با فرهنگ و متن است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی، درصدد ارزیابی و سنجش راهبردها و عملکرد مترجم در ترجمه ی یادشده، شناسایی دخل وتصرف های اعمالی و تبیین چگونگی انتقال اطلاعات است. با توجه به گستردگی متن اصلی، پیکره ی پژوهش به فصول چهارم تا هفتم محدود گردید. یافته ها حاکی از آن است که فلاحی بر پایه ی الگوی یادشده، ترجمه ای عمدتا تحت اللفظی و نارسا ارائه نموده که در فرآیند انتقال، لغزش هایی نیز در آن مشاهده می شود. همچنین، تحلیل جامع در سطح «بافت نظام مند» - به عنوان آخرین مرحله ی الگو - نشان می دهد که هنجارهای آغازین و عملیاتیِ حاکم بر متن مقصد، در تبیین رفتارها و راهبردهای مترجم نقشی تعیین کننده ایفا کرده اند.
۳۷۲۸.

ناهمسانیِ ادبیات و خوشنویسی در سرعت بازنمود تحولات اجتماعی (بر پایه آثار شعری و خوشنویسی مرتضی قلی سلطان شاملو و درویش عبدالمجید طالقانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۴۰
ادبیات و خوشنویسی، به عنوان دو نظامِ انتزاعی-خیالیِ متأثر از هم، با همراهی ها و برهم کنش های چندصدساله و اشتراکات ساختاری فراوان در فرم و صورت، هر دو برآمده از کلان روندهای تاریخی-اجتماعیِ منجر به تغییرِ ذوقِ معیارِ جامعه اند. با این حال، تحلیل دقیق آثار برخی از نخبگان خوشنویسی و ادبیات، ما را به این نتیجه شگفت رهنمون می کند که گاهی بیشترین خصلت های مشترکِ ساختاری میان این دو عرصه را در آثار خوشنویسان و شاعرانی می توان جست که هم روزگار نبوده اند. این ناهم روزگاری ها، گاه در مصادیقی مانند حافظ و میرعماد، با فاصله ای بیش از دو سده دیده می شود و گاه در شواهدی چون صائب و درویش با فاصله ای در حدود یک سده. پژوهش بینارشته ای حاضر به شیوه توصیفی-تحلیلی، برای نخستین بار با پرده برداشتن از وجود این ناهمسانیِ زمانی، با تکیه بر عنصر اغراق، در پی پاسخ به چراییِ مسئله و تبیین وجوهِ کمیّتیِ این اختلافِ زمانی است. براساس نتایج این پژوهش، اگرچه تحولاتِ اجتماعیِ هر دوره، خصلت های یکسانی را هم زمان به ادبیات و خوشنویسی می بخشد، اما به نظر می رسد سرعت تأثیر این تحولات در عناصر زبان و خط که مصالح و مواد اولیه ادبیات و خوشنویسی اند، یکسان نیست و بازنماییِ تحولات اجتماعی و تصرفاتِ ذوقیِ اجتماع در قلمروِ آواها و ساخت های لفظ-معنیِ آثار ادبی، سریع تر از جهان شکل ها و ساخت های شاکله-حالتِ آثار خوشنویسی رخ می دهد.
۳۷۲۹.

بررسی بینامتنیت میان اقتباس های سینمایی و جامعه مولدِ آن: استفاده از گفتمان خلاق در اقتباس سینمای هالیوود و بالیوود از رمان غرور و تعصب اثر جین آستن بر اساس نظریه لیندا هاچن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۲۱
در حالی که "گفتمان وفاداری" در مطالعات اقتباس بر روی وفاداری اقتباس های سینمایی به متن مبدأ تأکید دارد، لیندا هاچن تأکید بر استفاده از گفتمان خلاق و خلاقیتِ اقتباس های سینمایی در ایجاد متنی نو در مقایسه با متن مادر دارد. به عقیده هاچن، برتریِ یک اقتباس بر دیگری در خلاقیتی است که موجب ایجادِ رابطه بینامتنی میان فیلم و متن مبدأ می شود. بنابراین نظریه هاچن به جای تمرکز بر "گفتمان وفاداری"، به بررسی راه هایی می پردازد که اقتباس های سینماییِ نوآورانه شکل می گیرند. این اقتباس ها با تمرکز بر مشکلات جامعه مولد خود، به متونی نو و ابتکاری تبدیل می شوند که از متن مبدأ زاده شده اند، اما در عین پیوند با آن، استقلال نیز دارند. ازاین رو، مطالعه حاضر به بررسی دو اقتباس سینمایی از رمان غرور و تعصب اثر جین آستن نویسنده بریتانیایی می پردازد. این پژوهش سعی بر پاسخ به این پرسش را دارد که این دو اقتباس چگونه گذشته جامعه ای که در رمان جین آستن به تصویر کشیده شده است را بر اساس زمان حالِ جامعه ای که این اقتباس های سینمایی در آن صورت گرفته است، بازنویسی می کنند. بدین منظور، یک اقتباس بالیوودی از این رمان به کارگردانیِ گوریندر چادها و یک اقتباس هالیوودی به کارگردانی رابرت لئونارد در این پژوهش مورد موشکافی قرار گرفته است. هدف مطالعه حاضر تجزیه و تحلیل این اقتباس ها از دیدگاه نظریه هاچن و بررسی روش هایی است که این دو اقتباسِ سینمایی با متن مبدأ روبرو شده اند و آن متن را با توجه به مشکلات جامعه ای که از آن برخاسته اند، تغییر داده اند. بر اساس یافته های این پژوهش، هر دو اقتباس، به طور خلاقانه ای، نه تنها با متن مبدأ بلکه با محیط اجتماعی، فرهنگی، و اقتصادی جامعه ای که در آن تولید شده اند، رابطه ای بینامتنی ایجاد کرده اند و بنابراین متن مبدأ را با انعکاس مشکلات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعه خود و بر اساس مقتضیات آن جامعه بازنویسی کرده اند.                                                        
۳۷۳۰.

شام أهل شام و یمن أهل یمن (درنگ و دریافتی پیشنهادی برترجمه عبارتی ازگفتار امام علی (ع))(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۲۲
در روایات مربوط به بازپسین فتوحات عربیِ اسلامِ آغازین درایران که به فَتح الفُتوح یا نبرد نهاوند شهرت یافته است، بدنبال گریختن یزدگرد ساسانی از تیسفون به صفحات داخلی ایران وگردآمدن و پیوستن لشگریان مناطق مرکزی به او باهدف آراستن سپاه بزرگیدرمَصاف تازیان ودرپیِ نامه ی عمّاریاسر(امیرکوفه) به خلیفه دوم دربسیاریِ سپاهیان عجم، که عزم اورا برای مقابله با عَجَمان برانگیخت، طی مشورتی با امام علی (ع) درجمع برخی صحابه، نظراو را برای نحوه مقابله با لشکریانِ کسری وشرکت خود دراین صف آرایی جویا شده کهامام درپاسخ، ضمن نهی وی ازاین اقدام می فرماید که اگرچنین کنی دراثر این کار " أهل الشأم مِن شأمِهم و أهل الیَمن مِن یمَنهم " مورد حمله و دست اندازی قرار خواهند گرفت. با وجودِ آنکه عمده مترجمان، دو ترکیبِ " مِن شأمهم " و" مِن یَمنهم " را به همان مفهوم آشنا وبیشتر شناخته شده جغرافیاییِ ترجمه نموده اند، اما این نوشته برآنست که برپایه ادبیات بایبلی وداده های زبانشناسی تاریخی، افزون برقرائنِ درون متنی، چنین به نظر می رسد که مقصود از شام و یمن درعبارت علی (ع)، دو جهت جغرافیایی شمال و جنوب می باشد.
۳۷۳۱.

بازنمایی زبان جنسیت گرا در آثار سعدی و فردوسی: تحلیل گفتمان انتقادی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۶۱
ادبیات کلاسیک فارسی، به عنوان بازتابی از ساختارهای فرهنگی و ایدئولوژیک جامعه، نقش مهمی در تکوین و تثبیت گفتمان های مسلط از جمله گفتمان جنسیت زده ایفا کرده است. پژوهش حاضر بر اساس تحلیل گفتمان انتقادی به بررسی بازنمایی زبان جنسیت گرا در آثار سعدی و فردوسی می پردازد تا سازوکارهای زبانی و مؤلفه های گفتمان مدار را که در تولید و بازتولید نظم نمادین مردسالار در این متون ایفای نقش می کنند، شناسایی کند. داده های پژوهش به صورت هدفمند شامل نمونه هایی از ابیات شاخص در آثار شاعران مذکور است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی و گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای انجام شده است. نتیجه واکاوی متون نشان می دهد که هرچند نحوه بروز گفتمان و زبان هر دو شاعر در بافت های تاریخی و فرهنگی متفاوتی شکل گرفته است؛ اما در ابیات هر دو شاعر، زبان جنسیت گرا وجود دارد و در لایه های زبانی و معنایی نمایان است که این پدیده، نشان از ردّ پای سلطه مردسالارانه است و به بازتولید گفتمان جنسیت زده دامن زده اند؛ بنابراین، این پژوهش نشان می دهد که ادبیات کلاسیک فارسی با وجود تفاوت های سبکی و تاریخی، در مجموع در خدمت حفظ نظم نمادین مردمحوری عمل کرده است.
۳۷۳۲.

Archetypal Metaphors in Religious Dialogue: A Jungian and Conceptual Blending Analysis(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۲۲۳
Being rooted in imagery and metaphor, Jungian psychology suggests that metaphors are expressions of archetypal imagery. While extensive research has examined how archetypal theory informs literal metaphors across various languages, less attention has been paid to whether metaphorical conceptualizations can serve as a modality—similar to dreams or active imagination—for representing archetypes and the collective unconscious. Linguistic data from intercultural interactions are crucial for uncovering shared conceptual structures across diverse communities. This study explored the "Document on Human Fraternity for World Peace and Living Together" signed by Pope Francis and the Grand Imam of Al-Azhar as a pivotal text in contemporary interfaith dialogue. We analyzed how the processes of metaphorizing archetypes were woven into this discourse. Specifically, we investigated whether archetypes are represented within the conceptual blending processes of metaphors, how the collective unconscious is reflected in the conceptual metaphors employed in interreligious dialogue, and how these metaphors may foster shared understanding among religious leaders. Using Conceptual Blending Theory (CBT), we identified metaphorical expressions that projected archetypal content, revealing the presence of key Jungian archetypes, such as the Mother, Rebirth, Shadow, Innocent, and God-Image. Our findings indicated that significant shared conceptualizations existed between Islamic and Christian leaders, which were grounded in the collective unconscious and articulated through archetype-based conceptual metaphors.
۳۷۳۳.

ارزیابی شاخص های محیطی مؤثر بر برون داد هیجانی افراد در مواجهه با تجاوز به حریم شخصی در فضاهای عمومی (نمونه مطالعاتی: متروی تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۷۴
افزایش جمعیت شهری و ازدحام در فضاهای عمومی به چالش های مهم زندگی شهرنشینی تبدیل شده است. تجاوز به حریم خصوصی واکنش های متنوعی را در افراد برمی انگیزد که تحت تأثیر فرهنگ های مختلف قرار دارند. معماری در ایجاد تعادل بین تعاملات اجتماعی و حفظ حریم خصوصی نقش حیاتی دارد. با طراحی مناسب فضاهای شهری می توان به آسایش و امنیت افراد کمک کرد و تعاملات اجتماعی را تقویت کرد. هدف پژوهش حاضر تحلیل هیجانات افراد هنگام مواجهه با تجاوز به حریم شخصی و دسته بندی این هیجانات بر اساس میزان خطر انجام شده است. روش تحقیق حاضر مبتنی بر رویکرد کیفی و مردم نگاری بوده که امکان بررسی دقیق رفتارها و واکنش های انسانی را فراهم می کند. داده ها از طریق مشاهده مستقیم در محیط متروی شهر تهران طی هفت روز متوالی در تابستان 1403 جمع آوری شده اند. برای تحلیل یافته ها از سیاهه وارسی استفاده شده است تا نتایج به صورت دقیق و منظم ارائه گردد. یافته ها نشان داد که بیشترین واکنش ها به شکسته شدن فضای شخصی شامل تذکر یا درگیری لفظی با فراوانی 19.35% و تکیه دادن به دیوار یا کابین مترو با فراوانی 12.9% بوده است. این یافته ها نشان دهنده تأثیر عوامل کالبدی محیط، به ویژه نقص در طراحی استانداردهای مترو، در ایجاد هیجانات مرتبط با تجاوز به حریم خصوصی هستند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که عوامل کالبدی محیط نقش اساسی در ایجاد هیجانات ناشی از تجاوز به حریم خصوصی دارند و بنابراین، طراحی مناسب محیط های عمومی می تواند به کاهش این تنش ها کمک کند.
۳۷۳۴.

تقدّم علم قاضی بر اقرار در اثبات جرم از منظر فقه مقارن با نگاهی به حقوق افغانستان

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۱۴
در نظام های فقهی و حقوقی، برای اثبات جرم، باید از ادله معتبر و قطعی مانند اقرار متهم و علم قاضی بهره گرفت. در مواردی، این دو دلیل ممکن است با یکدیگر تعارض پیدا کنند و این پرسش اساسی مطرح می شود که در صورت تعارض، کدام یک بر دیگری مقدم است. این پژوهش با رویکرد تحلیلی-تطبیقی، به بررسی تقدم علم قاضی بر اقرار از منظر فقه امامیه، فقه اهل سنت و نظام حقوقی افغانستان می پردازد. یافته ها نشان می دهد که در فقه امامیه، علم قاضی (درصورتی که بر پایه مستندات معتبر و موجب یقین باشد) بر اقرار مقدم است، حتی اگر متهم صراحتاً به ارتکاب جرم اعتراف کرده باشد. در فقه اهل سنت نیز باوجود تفاوت هایی میان مذاهب، در مواردی که علم قاضی مانع اجرای حد یا منجر به دفع ظلم شود، تقدم آن بر اقرار پذیرفته شده است. در نظام حقوقی افغانستان نیز علم قاضی می تواند در برخی موارد اقرار متهم را رد نماید. این پژوهش بر ضرورت بازنگری در برخی رویه های قضایی و تقویت نقش علم قاضی به مثابه ابزاری در کشف حقیقت تأکید دارد.
۳۷۳۵.

Recréation de l'inconscient du texte en traduction : le cas de Nadja d'André Breton.(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۹۹
Nadja d'André Breton est une œuvre par excellence du genre surréaliste, caractérisée par des phrases qui, dans leur structure sous-jacente, révèlent l'inconscient, l'illusion et l'imagination de l'écrivain. La présente étude, fondée sur les théories de Jean Bellemin-Noël concernant «l'inconscient du texte», vise à examiner la traduction persane de Nadja faite par Kaveh Mirabbasi. Cette étude cherche à déterminer si le traducteur a effectivement recréé les éléments psychologiques dans la langue cible, qui se manifestent par l'écriture automatique, les rêves, les libres associations et l'utilisation d'éléments contrastés à la manière des surréalistes. Pour découvrir l'inconscient de l'écrivain, nous avons ensuite analysé le texte source en se concentrant sur ces éléments ainsi que sur la structure des phrases, la répétition thématique, les métaphores, les techniques, les choix de mots et les marqueurs textuels. Une étude contrastive avec le texte cible a permis de déterminer dans quelle mesure le traducteur a recréé ces aspects. Les résultats indiquent que Mirabbasi a largement réussi à recréer l’inconscient du texte grâce à la traduction littérale.
۳۷۳۶.

Les recettes de cuisine en classe de langue : s’exprimer sur sa propre culture culinaire(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۷۰
Cette étude se concentre sur l’exploitation des recettes de la cuisine iranienne dans la classe de FLE en Iran. Les apports linguistiques, culturels et socio-psychologiques de ces recettes ont été visés d’où notre question sur les modalités de leur exploitation plus efficace dans les cours de langue. Centré sur un corpus spécialisé, Les saveurs de mon pays, l’article a abordé dans la partie analytique tous les points importants à dégager sur les plans précités. L’étude des exemples du corpus sur différentes catégories dans le domaine culinaire nous a persuadées que l’entraînement avec de tels documents mais dans une autre langue permet aux apprenants de s’exprimer sur leur propre art culinaire, partie intégrante de leur culture et leur identité, pour se faire connaître à « l’Autre ». Cet entraînement authentique dans un cadre didactique pourrait être pratiqué à l’oral et à l’écrit via diverses activités adaptées au niveau de nos apprenants.
۳۷۳۷.

مقایسه رابطه کاریزماتیک در جامعه شناسی سیاسی با رابطه مرید مرادی در عرفان (باتکیه بر رهبری امام خمینی در انقلاب اسلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۷۹
تحلیلگران بسیاری، رابطه امام خمینی(ره) با مردم را یکی از عوامل کلیدی در پیروزی انقلاب اسلامی می دانند. نظریه های مختلفی در جامعه شناسی درباره انقلاب ها وجود دارد، به ویژه نظریه هایی که بر نقش رهبر در انقلاب ها تأکید می کنند. یکی از این نظریه ها، نظریه کاریزما است که شباهت هایی به رابطه مرید و مرادی دارد. امام خمینی با سابقه عرفانی خود، به عنوان رهبر انقلاب ایران، از سوی مردم مورد پیروی بی چون و چرا قرار گرفته بود. این مقاله به بررسی نوع رابطه امام خمینی با پیروانشان از منظر نظریه های کاریزما و مرید و مرادی می پردازد. یافته های مقاله نشان می دهد که رابطه امام خمینی با مردم نه صرفاً کاریزمایی و نه صرفاً مرید و مرادی بوده است، بلکه ترکیبی از این دو نوع رابطه بوده است. به عبارت دیگر، بخش هایی از مردم تحت تأثیر رابطه کاریزمایی و بخش دیگر تحت تأثیر رابطه مرید و مرادی با امام خمینی قرار داشتند. تفکیک دقیق این دو نوع رابطه کار آسانی نیست و هدف این مقاله نیز تمایز و تفکیک این دو امر نیست.
۳۷۳۸.

افول مشروعیت احزاب سیاسی در عصر پوپولیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۷۷
در دهه های اخیر، پوپولیسم به یکی از مهم ترین چالش های نظری و عملی در نظام های دموکراتیک بدل شده است. گسترش این پدیده، به ویژه در قالب احزاب و رهبران پوپولیست، موجب دگرگونی در سازوکارهای سنتی سیاست ورزی و تضعیف نهادهای واسطی چون احزاب سیاسی شده است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی رابطه میان گفتمان پوپولیستی و افول احزاب سیاسی، به ویژه از منظر مشروعیت، نهادینه سازی و کارویژه های نمایندگی، سامان یافته است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعه منابع کتابخانه ای و اسناد علمی است. یافته ها نشان می دهد که پوپولیسم با بهره گیری از گفتمان ضدسیستمی، شخصی سازی سیاست، حذف واسطه های نهادی و تقلیل سیاست به تقابل های هویتی، نه تنها موجب تضعیف مشروعیت احزاب، بلکه باعث از بین رفتن رقابت سالم حزبی، تشدید قطبی سازی و بی ثباتی در فرآیند نمایندگی سیاسی می شود. مطالعه نمونه هایی همچون ترامپ در آمریکا، جانسون در بریتانیا و احزاب راست افراطی در فرانسه، گواه آن است که پوپولیسم در قالب کنش سیاسی و گفتمان عمومی، نقشی بنیادین در فرسایش ساختار حزبی در دموکراسی های معاصر ایفا می کند. نتیجه گیری پژوهش حاکی از آن است که در صورت استمرار این روند، نظام های دموکراتیک با بحرانی ساختاری مواجه خواهند شد که بازتعریف نقش احزاب را ضروری می سازد.
۳۷۳۹.

تأملی تحلیلی-انتقادی بر تداوم پزشکی تقلیل گرایانه دکارت در مدل زیست پزشکی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۱۷
این مقاله به واکاوی فلسفی-انتقادیِ پیوند میان رویکرد تقلیل گرایانه دکارت به پزشکی و مدل زیست پزشکی معاصر می پردازد. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که اولاً «چه ربط ونسبتی میان مدل پزشکی دکارت و مدل زیست پزشکی معاصر وجود دارد؟» و ثانیاً «آیا می توان مدل زیست پزشکی را نتیجه تداوم مستقیم تاریخیِ آموزه های تقلیل گرایانه دکارت در پزشکی دانست؟» در این راستا، ابتدا با مروری کوتاه بر عواملِ علمی-فلسفیِ دخیل در شکل گیری مدل زیست پزشکی، به شرحِ مبانی متافیزیکی این مدل می پردازیم. سپس با بازسازی ابعاد چهارگانه تقلیل گرایی دکارت در پزشکی (معرفت شناختی، روش شناختی، وجودشناختی و علّت شناختی) نشان می دهیم که این ابعاد، قرابتی آشکار با مبانی متافیزیکی مدل زیست پزشکی دارند. با این حال، استدلال اصلی مقاله این است که نمی توان از دل این قرابت، تداوم مستقیم تاریخی آموزه های دکارت در مدل زیست پزشکی را نتیجه گرفت، زیرا تحولات مهم فلسفی، علمی-تکنولوژیک و نهادیِ دو قرن نوزدهم و بیستم نیز قویاً در شکل گیری این مدل دخیل بوده اند. از این رو، می توان نسبت دکارت و مدل زیست پزشکی را در چارچوب «تداوم-گسست» فهمید: تداوم در سطح مفروضات متافیزیکی، و گسست در سطح علمی، تکنیکی و تجربی. این تفسیر نه دکارت را بنیان گذار مستقیم مدل زیست پزشکی می داند، و نه نقش او را تماماً انکار می کند، بلکه او را به مثابه رانه ای فکری می بیند که امکان شکل گیری و پذیرش این مدل تقلیل گرایانه پزشکی را فراهم آورد.
۳۷۴۰.

اسلام شناسی، جامعه شناسی و روشنفکری دینی: چالش های دیالوگ در ایران معاصر با تأکید بر نقش شریعتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۰۲
این جستار به بازخوانی نقادانه دیالوگ میان اسلام شناسی و جامعه شناسی در ایران معاصر می پردازد و سهم و تأثیر دکتر علی شریعتی را در این میانه مورد واکاوی قرار می دهد. در این پژوهش، سه مرحله ی متمایز از اسلام شناسی در ایران، یعنی «اسلام شناسی انقلابی»، «روشنفکری دینی» و «اسلام پژوهی آکادمیک» تشریح شده و نشان داده می شود که چگونه استمرار رویکرد جامعه شناسی به نسخه های پیشین اسلام شناسی (به ویژه با تمرکز بر شریعتی)، علی رغم کارکرد سازنده ی آغازین آن، امروزه به مثابه ی نقطه ی گسست و حتی انسداد در این دیالوگ عمل می کند. با اتخاذ رویکردی هرمنوتیکی تاریخی، مقاله استدلال می کند که خوانش های ایدئولوژیک و تجویزی از اسلام، نظیر قرائت طبقاتی شریعتی، از منظر اسلام پژوهی آکادمیک با چالش های بنیادین روش شناختی و هستی شناختی روبرو هستند. در پایان، برای غلبه بر این بن بست، نگارنده پیشنهاد می کند که گفتمان جامعه شناسی راهکاری میانه را در پیش گیرد؛ راهی که از «عقلانیت تجربی» روشنفکری دینی بهره می برد و در عین حال، به «تاریخیت هرمنوتیکی» اسلام پژوهی آکادمیک وفادار می ماند. امید می رود این مسیر به فهمی عمیق تر، رها از قید ایدئولوژی، و متناسب با واقعیت های تاریخی از اسلام بینجامد و به جامعه شناسی در پاسخگویی به مسائل معاصر اجتماعی یاری رساند.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان