۱.
در دهه های اخیر، مفهوم هوشمند سازی شهری به عنوان یک راهکار نوین برای بهبود کیفیت زندگی و مدیریت بهینه منابع در شهرها مطرح شده است. هدف اصلی این مطالعه، شناسایی ابعاد فناوری های هوشمند بر افزایش تاب آوری شهر خرم آباد در برابر چالش ها و بحران ها است. در این راستا، از روش های تحقیق کیفی و کمی استفاده شده و داده های لازم از طریق پرسشنامه ها و مصاحبه ها با خبرگان جمع آوری گردیده است. تحلیل روابط بین هوشمند سازی و تاب آوری شهری خرم آباد در قالب ابعاد اجتماعی-اقتصادی، مدیریتی و کالبدی و محیطی با مدل PLS صورت گرفت، نتایج تحقیق نشان داد که مهم ترین متغیر هوشمندسازی شهر خرم آباد در ابعاد اجتماعی- اقتصادی جهت تاب آوری، افزایش مشارکت اجتماعی شهروندان در تصمیم گیری ها و متغیر تعداد مشاغل ایجاد شده به واسطه فناوری های نوین به ترتیب با بار عاملی (0.806) و (0.796) می باشد. در عامل کالبدی-محیطی، ارزیابی کیفیت زیرساخت ها با استفاده از فناوری های هوشمند و بهبود سیستم های حمل ونقل با استفاده از اپلیکیشن ها به ترتیب با بار عاملی (0.832) و (0.826) نقش کلیدی و مؤثر در تاب آوری شهری خرم آباد دارند. در عامل مدیریتی اثرگذارترین متغیرها، پاسخگویی به نیازهای شهروندان با سیستم های نظارت و پاسخگویی به درخواست های عمومی و بهبود برنامه ریزی با استفاده از داده های کلان می باشد و مقدار بار عاملی هر یک از آن ها به ترتیب 0.873 و 0.771 می باشد. نتایج مدل پی ال اس (PLS) نشان می دهد که ضریب رگرسیونی استاندارد شده میزان تأثیرگذاری هر یک از ابعاد اجتماعی-اقتصادی؛ کالبدی-محیطی و مدیریتی بر تاب آوری شهری برابر با 4.67؛ 3.56 و 3.52 است. این نتایج نشان می دهد که هر یک از ابعاد مورد مطالعه تأثیر مثبت و معناداری بر تاب آوری شهری خرم آباد دارد.
۲.
خشکسالی به عنوان مهمترین مخاطره از گروه مخاطرات اقلیمی محسوب می شود و تأثیرات منفی فراوانی بر تاب آوری اقتصادی ساکنین سکونتگاه های روستایی بر جای می گذارد. در راستای افزایش تاب آوری اقتصادی این جوامع، راهکارهای گوناگونی وجود دارد و نخستین گام، شناسایی چالش های موجود در این زمینه می باشد. پژوهش حاضر به دنبال شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر کاهش تاب آوری اقتصادی روستاییان در مواجهه با خشکسالی در شهرستان ماهنشان می باشد که ماهیتی توسعه ای- کاربردی داشته، با رویکرد کیفی، بر اساس روش نظریه بنیانی، از طریق داده های مصاحبه های نیمه ساختاریافته، مشاهده و بررسی اسناد گردآوری شده به تحلیل آن ها به طور همزمان پرداخته است. مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. در راستای افزایش اعتبار پژوهش، گروه کانونی به ارزیابی یافته ها پرداختند. تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت و از نرم افزار اطلس تی برای سازمان دهی و استخراج مقوله های نهایی استفاده و مدل نهایی با تأیید گروه کانونی اصلاح شد. بر اساس نتایج، کاهش تاب آوری اقتصادی روستاییان ناشی از عواملی همچون تغییرات اقلیمی، وابستگی به کشاورزی سنتی، هزینه های بالای تولید، کمبود فرصت های شغلی و مهاجرت نیروی کار جوان بوده و این مشکلات با تخریب منابع طبیعی و نبود زیرساخت های مناسب تشدید می شوند. ضعف حمایت های مالی و مشکلات بیمه ای از دیگر موانع بهبود شرایط اقتصادی روستاییان محسوب می شوند. در راستای ارتقای تاب آوری اقتصادی، راهکارهایی همچون ترویج کشاورزی پایدار، مدیریت منابع آبی، توسعه تعاونی ها، اصلاح قوانین زمین و ایجاد شبکه بازاریابی پیشنهاد می شود. اجرای این اقدامات می تواند به کاهش مهاجرت، افزایش درآمد پایدار، بهبود بهره وری و توسعه کسب وکارهای جانبی در مناطق روستایی کمک کند.
۳.
یکی از روش های سنجش رفاه خانوارهای شهری مطالعه پویایی درآمد آنها می باشد که متاثر از موقعیت اجتماعی و اقتصادی خانوارها است. هدف تحقیق حاضر شناسایی عوامل کلیدی موثر بر درآمد خانوارهای شهر اردبیل می باشد. این تحقیق از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش به صورت توصیفی–تحلیلی با رویکرد آینده پژوهی است. جامعه آماری تحقیق 25 نفر از متخصصین علمی و خبرگان در حوزه های اقتصاد و برنامه ریزی شهری می باشند که بر اساس نمونه گیری گلوله برفی انتخاب گردیدند. برای این منظور متغیرهای موثر بر درآمد خانوارهای شهری در قالب پرسشنامه دلفی توسط متخصصان و خبرگان تهیه و تدوین گردید. در گام بعدی با استفاده از ماتریس اثرات متقابل و نرم افزار میک مک، روابط بین 45 متغیر در قالب 5 شاخص بر اساس تاثیرگذاری و تاثیرپذیری متغیرها بر پایه رویکرد آینده پژوهی استخراج گردید. نتایج بدست آمده نشان داد که 9 متغیر سرمایه گذاری دولتی، سیاست های دولت، سرمایه گذاری داخلی و خارجی، منابع آب، زمینهای زراعی و مرتع، دسترسی به بازارها، فعالیت کشاورزی، متوسط دستمزد و صنعتی شدن به عنوان پیشران های کلیدی درآمد خانوارها بوده و این پیشران ها از کانال درآمد بیشترین تاثیرگذاری را بر فعالیت در بخش اقتصاد زیرزمینی، حاشیه نشینی، آسیب های اجتماعی و مهاجرت می گذارند.
۴.
امروزه فناوری اطلاعات و ارتباطات در روستاها یکی از راهبردهای توسعه پایدار محسوب می شود. هدف پژوهش حاضر بررسی میزان اثرگذاری فناوری اطلاعات و ارتباطات بر توسعه پایدار سکونتگاه های روستایی استان خراسان جنوبی است. این تحقیق که از جنبه هدف کاربردی است با روش شناسی کمی انجام شده است. جامعه آماری شامل روستاهای دارای دفاتر ICT (با تعداد 203 روستا طبق آمار سال 1400) در 11 شهرستان استان خراسان جنوبی است. به منظور مطالعه دقیق 10 درصد روستاها که شامل 32 روستا با 24871 نفر جمعیت می شود، به عنوان روستاهای مورد مطالعه تحقیق انتخاب شدند. با استفاده از فرمول کوکران و در سطح اطمینان 95 درصد 380 نفر به روش تصادفی مورد پرسشگری قرار گرفتند. برای تحلیل از تکنیک های رگرسیون و مدل ساختاری (معادلات ساختاری) در محیط نرم افزار آماری Smart PLS، استفاده گردید. با توجه به نتایج ICT زمینه را برای تحول ابعاد محیطی- اکولوژیک، اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی، کالبدی- فضایی و نهایتاً توسعه پایدار فراهم ساخته است. نکته کلیدی این است که اگر چه این اثربخشی همه ابعاد را تحت تأثیر قرار داده ولی اثر هماهنگ نداشته است. بدین معنا که بعد محیط طبیعی- اکولوژیک از روند تغییر و تحول بیشتری نسبت به سایر ابعاد برخوردار بوده است. روستاهایی که فرصت بهره برداری از ICT را سریع تر شناسایی کنند، می توانند عقب ماندگی های خود را جبران کنند. با توجه به ارتباط تنگاتنگ این تکنولوژی با توسعه پایدار و توسعه یکپارچه می بایست تلاش نمود تا موانع موجود در زمینه اثرگذاری این دفاتر در ابعاد مورد مطالعه مرتفع و حداکثر منافع عاید روستا گردد
۵.
یک ی از راهکارهای مناسب برای دستیابی به توسعه و پیشرفت اقتصادی ، به کارگیری نظام های مالی کارا جه ت به جریان انداختن سرمایه های راکد و اندک در جامعه به منظور ایجاد فرصت های جدید شغلی می باشد. درا ین راستا، توجه به ظرفیت های زنان شاغل در نظام اقتصادی روستا، می تواند ضمن افزایش مشارکت زنان در امور معیشتی، باعث افزایش توانمندی آنان نیز شود. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی بدنبال تحلیل نقش عوامل اقتصادی در ظرفیت سازی و توانمندسازی شغلی زنان عضو صندوق های اعتبارات خرد محلی در استان زنجان می باشد.، جامعه آماری پژوهش زنان روستایی عضو صندوق بودند (920 نفر). حجم نمونه با توجه به جدول کرجسی و مورگان، 195 نفر تعیین و با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد که روایی آن توسط پانلی متشکل از متخصصان تأیید شد. به منظور بررسی پایایی ابزار پژوهش نیز از آلفای کرونباخ استفاده شد که مقدار آن برای بخش های مختلف پرسشنامه در حد مناسب (بین 0.79 تا 0.9) بود. برای تحلیل داده ها از جداول آمار توصیفی و تحیل رگرسیون خطی چندگانه به کمک نرم افزار SPSS استفاده شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که، عوامل اقتصادی در ظرفیت سازی و توانمندسازی شغلی زنان عضو صندوق های اعتبارات خرد محلی در چهار عامل «استقلال مالی»؛ «راه اندازی کسب وکار مستقل»؛ «تسهیلات»؛ و «کاهش ریسک تولید» دسته بندی می شوند که در مجموع میانگین این عوامل 2.55 است. این مقدار کمتر از حد متوسط است. در بین شاخص ها نیز، شاخص «از توانایی مناسبی برای بازپرداخت تسهیلات برخوردارم» با میانگین 2.78 و «از دسترسی مناسبی به بازار برخوردار هستم» با میانگین 2.72 بیش از دیگر شاخص ها امتیاز کسب کرده اند. تاثیر شاخص های اقتصادی بر توانمندسازی شغلی برابر 0.699 و بر ظرفیت سازی شغلی برابر 0.636 است. بدین ترتیب، شاخص های مورد مطالعه، بطور مطلوب توانسته اند، وضعیت توانمندسازی و ظرفیت سازی را تبیین و پیش بینی نمایند
۶.
توسعه شهری و تغییرات الگوهای کاربری زمین باعث ایجاد تأثیرات گسترده کالبدی بخصوص در حوزه مسکن شهری می گردد. این تأثیرات شامل افزایش قیمت، رشد ساخت ساز ها، توسعه ناموزون و... می باشد. هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه تغییرات کاربری اراضی بر قیمت مسکن در نواحی شهری (مطالعه موردی: شهر بیرجند) می باشد. پژوهش حاضر از نظر هدف؛ کاربردی و توسعه ای و از لحاظ روش انجام تحقیق، توصیفی تحلیلی می باشد. برای انجام این پژوهش و تعیین میزان اثرات هر یک از کاربری های شهری بر قیمت مسکن، ابتدا، قیمت مسکن به صورت سری زمانی بین سال های (1390 تا 1402) از سازمان آمار کشور اخذ گردید. در این پژوهش کاربری های (سبز و پارک ها، پارکینگ، مراکز تجاری، مراکز خدماتی، مراکز بهداشتی-درمانی، مراکز آموزشی، مراکز ورزشی و دسترسی به حمل و نقل) مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته اند. تجزیه و تحلیل اطلاعات و داده ها با استفاده از نرم افزار GIS و مدل GWR انجام شده است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که مقدار R2 در مراکز خدماتی با مقدار (0.87)، مراکز بهداشتی-درمانی با مقدار (0.85)، مراکز ورزشی با مقدار (0.82)، دسترسی به حمل و نقل با مقدار (0.08) و کاربر های فضای سبز با مقدار (0.08)، به ترتیب بیشترین ارتباط با افزایش قیمت مسکن در سطح نواحی شهر بیرجند دارند.
۷.
رابطه توسعه شهری و تاب آوری اقتصادی در برابر زلزله، نشان دهنده تعامل پیچیده بین برنامه ریزی کالبدی و ظرفیت های اقتصادی است؛ به گونه ای که هرگونه غفلت در مدیریت شهری می تواند پیامدهای فاجعه باری به دنبال داشته باشد. در این راستا مطالعه حاضر با هدف ارزیابی تأثیر توسعه شهری بر تاب آوری اقتصادی شهر بجنورد در برابر زلزله انجام شده است. تحقیق حاضر، از نظر هدف، یک تحقیق کاربردی، بر حسب ماهیت، تلفیقی از روش های کیفی - کمی و بر حسب روش پیمایشی و نحوه اجراء توصیفی - تحلیلی می باشد. در این پژوهش از دو روش نمونه گیری استفاده شد: الف) شامل ساکنان بجنور (228931 نفر) که با فرمول کوکران، 384 نفر به عنوان نمونه با سطح اطمینان ۹۵ درصد محاسبه شد. ب) جامعه نخبگان و متخصصان مدیریت شهری که با روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس معیارهای تخصصی، ۳۰ نفر این ترکیب (کمی-کیفی) به تحلیل جامعی از رابطه توسعه شهری و تاب آوری اقتصادی در برابر زلزله منجر شد. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات بدست آمده، از مدل دلفی (جهت بومی سازی شاخص های مورد بررسی) و نرم افزار SPSS (آزمون های تی تک نمونه ای، رگرسیون و تحلیل مسیر) استفاده شد. ابتدا با استفاده از نظر خبرگان شاخص های پژوهش تایید و بومی سازی شد. در ادامه نتایج نشان داد تاب آوری اقتصادی بجنورد در برابر زلزله در شاخص های کلیدی (زیرساخت های مقاوم، ذخایر استراتژیک و آموزش) پایین تر از حد استاندارد (میانگین ها 3) است، هرچند تنوع اقتصادی و بخش مالی وضعیت بهتری داشتند. تحلیل همبستگی و رگرسیون رابطه معناداری بین رشد شهری و تاب آوری اقتصادی نشان نداد. با این حال، تحلیل مسیر آشکار کرد که شاخص های توسعه شهری (به ویژه نهادی-مدیریتی و کالبدی) اثرات غیرمستقیم قوی تر از اثرات مستقیم بر تاب آوری دارند، که نشان دهنده نقش کلیدی برنامه ریزی یکپارچه و حکمرانی شهری در تقویت تاب آوری است.