پژوهش های کیفی در علوم تربیتی
پژوهش های کیفی در علوم تربیتی سال اول پاییز 1404 شماره 4 (مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
مقالات
حوزههای تخصصی:
در دنیای پرهیاهوی امروز، سازمان ها به عنوان قلب تپنده جامعه، نقش ویژه ای در شکل دهی آینده جهان ایفا می کنند. از سوی دیگر، محیط زیست به عنوان یک میراث گران بها برای نسل های آینده، با چالش های جدی مواجه است. در این میان، سازمان های آموزشی به عنوان نهادهایی که آینده سازان جامعه را تربیت می کنند، مسؤولیت دوچندانی در قبال سلامت محیط زیست و ارتقای کیفیت زندگی افراد دارند. در این راستا، این پژوهش با هدف طراحی و اعتبارسنجی الگوی سلامت سازمانی مبتنی بر فرهنگ سبز سازمان ها ی آموزشی انجام شده است. این مطالعه از منظر هدف یک پژوهش کاربردی است که با روش کیفی صورت گرفته است. همچنین از نظر روش و بازه زمانی گردآوری داده یک پژوهش پیمایشی مقطعی است. جامعه پژوهش شامل 15 نفر از خبرگان تجربی و نظری در حوزه مورد مطالعه است. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون، مدل سازی ساختار تفسیری استفاده گردید. نتایج مصاحبه با روش تحلیل مضمون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و تحلیل مضمون مبتنی بر روش کلارک و براون، شامل مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر صورت گرفت. متن مصاحبه ها که پیش از آن به صورت فایل متن وارد نرم افزار MAXQDA شد. امید است که نتایج این پژوهش بتواند به مدیران و سیاست گذاران سازمان های آموزشی تا با اتخاذ راهکارهای مناسب، به بهبود سلامت سازمانی و ارتقای فرهنگ سبز در سازمان خود کمک کند.
آسیب شناسی سواد رسانه ای دانش آموزان دوره ابتدایی به منظور ارائه الگو(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش آسیب شناسی سوادرسانه ای دانش آموزان دوره ابتدایی و ارائه الگو و از نوع کاربردی است و از روش پدیدارشناسی استفاده شده است. مشارکت کنندگان شامل معلمان و مدیران دوره ابتدایی هستند و شیوه نمونه گیری به صورت هدفمند (گلوله برفی) انتخاب شده است و نمونه گیری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافته است. ابزار گردآوری داده ها در این بخش، مصاحبه های نیمه ساختاریافته است. برای روایی و پایایی و همچنین طراحی الگوی اصلاح شده نیز از مصاحبه کانونی با هفت نفر از متخصصان حوزه سواد رسانه ای و برنامه ریزی درسی استفاده شده است. یافته های بخش اول پژوهش که به بررسی مشکلات آموزشی و اجرا پرداخته است، مشکلات آموزشی را در هشت مورد فراهم نشدن زمینه مقبولیت سواد رسانه ای، عدم توفیق دانش آموزان در تعیین صحت و درستی اطلاعات، عدم منجر شدن دانش آموزان به تأمل ورزی و فهم انتقادی اطلاعات، ناتوانی نسبت به نیازهای اطلاعاتی دانش آموزان، ناموفق بودن دانش آموزان در شیوه های اقناع در تولیدات رسانه ای، عدم توفیق دانش آموزان نسبت به ارتقاء مسؤولیت پذیری انتخاب و استفاده از پیام ها، اشکال دانش آموزان در شناخت شکل های بصری ارتباط، عدم توفیق دانش آموزان در بهبود کیفیت و سبک زندگی و آسیب های مربوط به حیطه اجرا را در سه مورد عدم تمهید امکانات برای دبیران و دانش آموزان، فراهم نشدن زمینه مقبولیت سواد رسانه ای، متخصص نبودن دبیر شناسایی شناسایی کرده است. یافته های بخش دوم پژوهش به طراحی الگویی اصلاح شده منجر شده است که در آن به توازن بین مؤلفه های مختلف سواد رسانه ای، استفاده از روش های تدریس تعاملی و تقویت مهارت های تفکر انتقادی تأکید شده است. بنابراین برای بهبود وضعیت فعلی سواد رسانه ای در دوره ابتدایی بازنگری در محتوای کتاب های درسی، توسعه برنامه های توانمندسازی معلمان، تقویت زیرساخت های فناوری در مدارس و ایجاد سیاست های جامع برای گسترش آموزش سواد رسانه ای ضروری است. همچنین، استفاده از رویکردهای تلفیقی در طراحی برنامه درسی می تواند به ارتقای مهارت های رسانه ای و توانایی های انتقادی دانش آموزان کمک شایانی کند.
شناسایی و تبیین مؤلفه ها و ابعاد خودکارآمدی پژوهشی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش شناسایی و تبیین مؤلفه ها و ابعاد خودکارآمدی پژوهشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه آزاد اسلامی استان هرمزگان بود. پژوهش با روش کیفی و با نظام کدگذاری استقرایی به انجام رسیده است. در این پژوهش، برای شناسایی مؤلفه ها و ابعاد خودکارآمدی پژوهشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی از روش مصاحبه نیمه ساختار یافته با متخصصان، استادان و معاونان پژوهشی دانشگاه های استان هرمزگان استفاده شد. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شد و با 20 مصاحبه، داده ها به اشباع رسید. پژوهشگر به عنوان ابزار پژوهش، از روش مصاحبه برای جمع آوری داده ها استفاده کرد. جامعه پژوهشی شامل متخصصان، استادان و معاونین پژوهشی دانشگاه های سطح استان هرمزگان بودند. یافته ها بیان گر این است که شش مقوله کلیدی شامل تسلط بر مهارت ها و روش علمی نسبت به مقوله پژوهش؛ تسلط بر مراحل و نحوه انجام هر یک از مراحل پژوهشی؛ داشتن ویژگی های شخصیتی و مهارت های ارتباطی مناسب برای انجام پژوهش؛ نگرش درونی مطلوب نسبت به مقوله پژوهش؛ تسلط بر دانش تخصصی مرتبط با مقوله پژوهش؛ و تأییدپذیری از جامعه علمی هدف انجام کار پژوهشی، ابعاد و مؤلفه های خودکارآمدی پژوهشی هستند. نتایج نشان داد؛ سه مؤلفه تسلط بر مهارت ها و روش علمی نسبت به مقوله پژوهش، نگرش درونی مطلوب نسبت به مقوله پژوهش و تسلط بر دانش تخصصی مرتبط با مقوله پژوهش، بیشترین برجستگی را در این بین دارا هستند و سایر مقولات در درجات بعدی اهمیت قرار می گیرند.
بازنمایی مؤلفه های تربیت اخلاقی در کتاب های درسی ابتدایی: یک مطالعه فراترکیب(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف توصیفی- تحلیلی بازنمایی مؤلفه های تربیت اخلاقی در کتاب های درسی ابتدایی انجام شد. با بهره گیری از روش فراترکیب و چارچوب شش مرحله ای روبرتس، داده ها از مقالات علمی داخلی و بین المللی در بازه زمانی1394 تا 1404 هجری شمسی معادل 2015 تا 2025 میلادی گردآوری شدند. جامعه آماری شامل مقالات علمی مرتبط با تربیت اخلاقی در کتاب های درسی ابتدایی در پایگاه های نورمگز، سیویلیکا، Web of Science، Scopus و Google Scholar بود. از میان 87 مقاله شناسایی شده، 43 مقاله با روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس معیارهای ورود (کیفیت روش شناختی و ارتباط موضوعی) انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، فیش های پژوهشی بود و برای اطمینان از روایی و پایایی، کدگذاری توسط دو پژوهشگر مستقل انجام شد و اختلافات از طریق توافق رفع گردید. تحلیل داده ها با روش کدگذاری باز و مضمون یابی کیفی انجام شد. یافته ها نشان داد که مؤلفه های تربیت اخلاقی؛ شامل مسؤولیت پذیری، فضایل انسانی، خودآگاهی هیجانی و ارزش های فرهنگی- دینی، از طریق ابزارهای چندگانه مانند داستان های روایی، تصاویر، فعالیت های عملی، دیالوگ های کلاسی و بازی های نقش آفرینی به صورت نظام مند بازنمایی شده اند. در پژوهش، سه الگوی اصلی شناسایی شد: بازنمایی چندوجهی (ترکیب داستان، تصویر و فعالیت)، بازنمایی تعاملی (فعالیت های گروهی و دیالوگ ها) و بازنمایی زمینه محور (پیوند با فرهنگ اسلامی- ایرانی و نیازهای روزمره). این الگوها یادگیری عمیق و تجربه محور را تسهیل کرده و هویت فرهنگی دانش آموزان را تقویت می کنند. با این حال، کمبود بازنمایی مهارت های اخلاقی در موقعیت های نوظهور مانند فضای مجازی، نیاز به بازنگری محتوا را برجسته می کند. این مطالعه چارچوبی نوین برای بهبود محتوای آموزشی ارائه می دهد.
واکاوی کیفی ویژگی های محیط یاددهی- یادگیری نسل آلفا در مدارس ابتدایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
محیط یاددهی- یادگیری، حاصل تعامل و مدیریت معلم و نگرش دانش آموز نسبت به معلم است. نقش آن در کاهش استرس و اضطراب، افزایش احساس شادی و خوش بینی، و بهبود کارایی و اعتماد به نفس دانش آموزان تأیید شده است. هدف این پژوهش واکاوی کیفی ویژگی های محیط یاددهی- یادگیری نسل آلفا در مدارس ابتدایی بود. روش پژوهش به کارگرفته شده از نظر هدف و جهت گیری در دسته پژوهش های توسعه ای کاربردی قرار می گیرد و رویکرد پژوهش اکتشافی می باشد. جامعه پژوهش شامل معلمان مقطع ابتدایی بود. روش نمونه گیری غیرتصادفی با استفاده از روش هدفمند می باشد. از میان چهار ناحیه آموزش و پرورش کرج، ناحیه 4 انتخاب شد و پژوهشگر با انجام 10 مصاحبه با معلمان در حوزه پژوهش به نقطه اشباع رسید و برای افزایش مطلوبیت مفاهیم، مصاحبه ها تا 12 نفر ادامه یافت. برای تجزیه و تحلیل مصاحبه ها نیز از رویکرد گرندد تئوری استفاده شد. مصاحبه های انجام شده مورد بررسی، تفهیم، کدگذاری و مقوله بندی قرار گرفت و مقوله های شناسایی شده به این شرح می باشد: درک فناورانه عمیق، تجهیزات و امکانات مناسب، منابع پشتیبان برنامه درسی، توانایی پردازش اطلاعات معلم، تشویق به عمل گرایی و ارتقا تمرکز ویژگی های محیط یاددهی- یادگیری نسل آلفا. در مجموع، یافته ها نشان داد که ایجاد محیط یاددهی - یادگیری اثربخش برای نسل آلفا مستلزم ترکیبی از دانش فناورانه عمیق، امکانات مناسب، منابع آموزشی کیفی، توانایی پردازش اطلاعات توسط معلمان و تشویق رویکردهای عمل گرا و متمرکز است.
راهبردهای رهبری تحول آفرین؛ گفتمان حرکت از دانشگاه با نام به دانشگاه بی نام(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف راهبردهای رهبری تحول آفرین به عنوان گفتمان حرکت از دانشگاه با نام به دانشگاه بی نام در دانشگاه آزاد اسلامی انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر پارادایم عمل گرا و از نظر استراتژی داده بنیاد بود. محیط این پژوهش را اعضای هیأت علمی و کارکنان با سابقه دانشگاه آزاد اسلامی تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند ملاک محور (سابقه خدمت برای کارکنان و دارا بودن سمت اجرایی برای اعضای هیأت علمی) انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده، مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. براساس اصل اشباع نظری، نمونه گیری با 17 نفر خاتمه یافت. در این پژوهش در مرحله اول 48 کد باز یا مفهوم به دست آمد. این کدها در مرحله بعدی نردبان انتزاع، تبدیل به دو مقوله اصلی بهسازی منابع انسانی با دو زیر مقوله فرعی بهسازی حرفه ای کارکنان و توسعه رهبری و بهسازی سازمانی با دو زیر مقوله مهندسی محیطی و مهندسی فرهنگ و ساختار سازمانی شد. اعتبار داده های کیفی طبق روش گوبا و لینکلن (1994) با چهار معیار قابلیت اعتماد، قابلیت انتقال پذیری، قابلیت اطمینان و تأییدپذیری بررسی و تأیید شد. نتیجه پژوهش نشان گر آن بود که رهبری تحول آفرین می تواند با قابلیت های خود دانشگاه را از یک نهاد نمایشی و با نام به نهادی بی نام با ویژگی های پویایی، کارکرد واقعی، اصیل، دوری از آمارگرایی و بزرگ نمایی و تربیت سوژه مدنی و مؤمن تبدیل نماید.