آیین های مرتبط با مرگ در فرهنگ های گوناگون، صرفاً نوعی مراسم کلیشه ای نیست، بلکه حاوی مضامین و نمادهای مذهبی و اساطیری ای است که نشان دهنده گفتمان های حاکم بر آن فرهنگ است. آیین های مرگ، اگرچه در حوزه تمدنی هلیل رود، مانند سایر نقاط ایران، تحت تأثیر گفتمان مذهبی- اسلامی شکل گرفته، امّا در ضمن این آیین ها، باورها و رسومی وجود دارد که در عین اشتراک با فرهنگ های دیگر، نشانگر نوعی اعتقادات اساطیری است که تحلیل آنها می تواند وجوه گوناگون عقیدتی- فرهنگی مرگ را به تصویر کشد. در این مقاله تلاش شده تا با رویکردی اسطوره ای به آیین های پیش و پس از مرگ، به مثابه آزمون تشرّف(نوزایی)نگریسته شود و وجوه نمادین و انتقالی مرگ که منجر به نوعی تغییر وجودی، گذر از هرج و مرج جهان غیر دینی و پیدایش دنیایی دیگر می شود، مورد تحلیل قرار بگیرد. این تحقیق نشان می دهد که باور به مرگ در حوزه تمدنی هلیل رود، همراه با نوعی تقدّس سازی است و تشرف در آیین مرگ، بر اساس تقابل مقدّس و نامقدّس، تشخّص می یابد.
فاطمیان در دو نقطه از شمال افریقا در سال های 297 تا 567 ق حکومت کردند؛ ابتدا در مغرب و سپس مصر. مهم ترین تشکیلات دینی تبلیغی دولت فاطمیان، تشکیلات دعوت بود که توسط این تشکیلات توانستند نفوذ و رهبری دینی خود را در اقصی نقاط دنیای اسلام گسترش دهند. از عوامل موفقیت آنان، حضور همه اقشار جامعه از جمله زنان، در تشکیلات دعوت فاطمی بود. نگاه آنان به حضور جنسیتی زنان در تشکیلات دعوت در مقام مقایسه با دیگر فرقه های دینی و حکومت ها، نگاهی متفاوت بود. این تفاوت نگاه، موجب مشارکتی نسبتاً گسترده از حضور زنان در صحنه های دینی، تبلیغی و سیاسی در عصر فاطمیان شد. زنان در دوره فاطمیان توانستند به بالاترین موقعیت عقیدتی دست یابند که در نزد حکومت ها و فرق دیگر چنین نمونه های مشابهی، کمتر دیده شده است. در این مقاله موقعیت زنان درتشکیلات دعوت فاطمیان در مغرب و مصر و مسائلی که زمینه ساز حضور زنان در جایگاه رهبری دینی- تبلیغی تشکیلات دعوت گردید و تفاوت هایی که جایگاه زنان در دعوت فاطمیان با جایگاه زنان در نزد فرق و حکومت های دیگر داشته، بررسی شده است.
تاریخ ازجمله عرصه هایی است که به دلیل جذابیت و شکل روایت گونه خود، ازطرف پر مخاطب ترین وتأثیرگذارترین رسانه، یعنی سینما و تلویزیون، برای داستان پردازی و جذب مخاطب استفاده می شود. این گستردگی مخاطب، تعاملی دوسویه را میان تاریخ و رسانه، درجهت ارائه صحیح تاریخ به مردم ایجاد می نماید. شیوه این تعامل دارای اهمیت و برای کارشناس تاریخ مهم است که همراه با صداقت و وفاداری فیلم ساز به متن تاریخ باشد. دغدغه اصلی این پژوهش میزان وفاداری کارگردانان دو سریال درچشم باد و عمارت فرنگی (دو سریال دهه 80 شمسی) به متن تاریخ در بازنمایی شخصیت های دوران رضاشاه، می باشد. این پژوهش با روشی تطبیقی – تحلیلی به بررسی و اعتبارسنجی این دو سریال پرداخته تا نشان دهد که اطلاعات تاریخی ارائه شده در این دو سریال در مورد شخصیت های تاریخی از لحاظ چهره پردازی، گفتار و کنش آن ها در فضای تاریخی مورد نظر تا چه حد با منابع تاریخی انطباق دارد. یافته های پژوهش حاکی از این است که فیلم سازان در تصویر گری گوشه هایی از تاریخ این دوره و بازنمایی شخصیت های آن گاه به متن تاریخ وفادار بوده و گاه راه اغراق، زیاده گویی و یا کم گویی را پیموده اند و شخصیت های تاریخی را به منظور جذب مخاطب تنزل و یا تقدس بخشیده اند.
تاریخ نگاری محلی در ایران چندان که باید مورد توجه قرار نگرفته است. در این میان تاریخ نگاری محلی دوره تیموری بیش از دیگر دوره ها مغفول مانده است. در عهد تیموری، تواریخ محلی در عرضِ تواریخ عمومی و سلسله ای وجود داشته اند و در حقیقت این دوره از اندک دوره هایی است که هم تاریخ نگاری عمومی و سلسله ای و هم تاریخ های محلی هر دو از لحاظ کمیت قابل توجه اند. اما نکته قابل تأمل این است که در این عهد اگرچه مورخان تواریخ محلی، نمونه های موفق و معروفی از تواریخ عمومی و سلسله ای از روزگار گذشته و همزمان با خود را پیش روی داشتند، اما در فعالیت های تاریخ نگارانه بیش از آنکه به تواریخ عمومی و سلسله ای موفق و معروف گذشته و یا همزمانِ خود توجه نشان دهند، تحت تاثیر تاریخ های محلی ایالت های خود بوده اند. اندک توجهی نیز که به مورخان تواریخ عمومی و سلسله ای بیرون از قلمرو ایالت خود داشته اند، بیش از آنکه ناشی از پیروی از سبک و شیوه های تاریخ نویسی آن ها بوده باشد، بیشتر برای کسب مشروعیت ادبی و معتبر جلوه دادن تاریخ خویش بوده است. پژوهش کنونی می کوشد تا به گونه ای گذرا تکنیک ها و فنون تاریخ نویسی محلی دوره تیموری و همچنین میزان توجه مورخان تواریخ محلی این عهد به کتب تواریخ عمومی و محلی همزمان و دوره های پیش از خود را نشان دهد.
مقاله حاضر با هدف معرفی و شناخت تحقیقات صورت گرفته در موضوع عاشورا و عاشورا پژوهان در یکصد سال اخیر در غرب نگارش یافته است.
در نوشتار حاضر ابتدا به سیر مطالعات اسلامی و مطالعات شیعی اشاره شده است. سپس چندتن از عاشوراپژوهان برجسته غربی و تحقیقات صورت گرفته در این موضوع معرفی گردیده است. در ادامه پایان نامه ها و کنفرانس هایی که در غرب به موضوع عاشورا توجه داشته اند مورد تحقیق قرار گرفته است. شناخت ویژگی های عاشورا پژوهی غربیان و تفاوت عاشورا پژوهی علمی با عاشورا شناسی رسانه ای در غرب از دیگر مباحث مقاله محسوب می شود
هیرمند در حیات اقتصادی و اجتماعی سیستان جایگاه مهمی داشته و از عوامل اصلی تداوم تاریخی منطقه به شمارمی آید. این رود مرزی در پی جداشدن بخش شرقی ایران، تشکیل کشور افغانستان و نیز نقش آفرینی انگلیسی ها در مرز های شرقی اهمیت یافت و از آن میانه، مسئله آب هیرمند بین دو دولت نقش شایان توجهی را در روابط دو کشور در دوره های مختلف ایفاکرد. در این مقاله سعی بر آن است تا با روش توصیف و تحلیل تاریخی داده های منابع موجود، موقعیت رود هیرمند به عنوان رودی مرزی در تحولات سیاسی و اقتصادی سیستان دورة پهلوی بررسی شود. یافته های تحقیق نشان می دهد حیات و ممات سیستان ارتباط مستقیمی با جریان رود هیرمند داشته و در نتیجه کاهش آب هیرمند، موقعیت اقتصادی سیستان از نظر کشاورزی و صیادی کاهش یافت.