فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۲۱ تا ۳٬۰۴۰ مورد از کل ۶٬۸۲۰ مورد.
منبع:
زن و فرهنگ سال هشتم بهار ۱۳۹۶ شماره ۳۱
57-74
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی نگارههایی از شاهنامه تهماسبی است که به شیوه زندگی زنان و موسیقی در این دوره می پردازد.این پژوهش، بنیادی و روش، توصیفی–تاریخی بوده و با استفاده از تحلیل اجتماعی به مطالعه نگاره هایی از عصر صفوی و نقش و جایگاه زن و موسیقی در این دوره پرداخته است. جمع آوری اطلاعات به روش کتابخانه ای است. تجزیه و تحلیل سه نگاره از شاهنامه تهماسبی نشان از مهارت نوازندگی زنان هنرمند در عصر صفوی به ویژه شاه تهماسب دارد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که با توجه به اهمیت شاهنامه شاه تهماسبی، توبه شاه تهماسب تأثیرفراوانی بر اوضاع سیاسی اجتماعی و فرهنگی ایران گذاشت و محدودیت های زنان نسبت به دوره های قبل بیشتر شد؛ از این رو؛ موسیقی تحریم گردید و موسیقی دانان سختی های فراوانی را تحمل کردند. با توجه به توبه شاه تهماسب که مانع از فعالیت موسیقی دانان و بالطبع فعالیت بانوان می گشت؛ با این حال نگاره هایی با نقش زنان درحال چنگ نوازی و دف نوازی اجرا شده است.
سیمای زن در شعر معاصر مصر
منبع:
زن و فرهنگ سال هشتم بهار ۱۳۹۶ شماره ۳۱
103-114
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، آشنایی با ادبیات معاصر عرب در خصوص زن بر اساس اشعار حافظ ابراهیم از شعرای معاصر مصر و دیدگاه وی در خصوص آزادی زنان و نقش آنها در تمامی عرصه های سیاست و علم و تربیت بود. روش این پژوهش نقلی، تحلیلی یافته ها است. نتایج نشان داد که ایشان روشنگرانه در اشعارشان، در مقابل خط فکری که معتقد به آزادی بی قید و بند برای زنان بود، ایستادگی نموده و آزادی زن را در حدود اسلام می داند. هم چنین این شاعر نئوکلاسیک معتقد به نقش زن در تمامی عرصه های سیاست ،علم و تربیت می باشد.
مقایسه قلدری، قربانی، نزاع، اضطراب، استرس و افسردگی در دو گروه دختران با و بدون افکار خودکشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر مقایسه قلدری، قربانی، نزاع، اضطراب، استرس و افسردگی در دو گروه دختران با و بدون افکار خودکشی بود. روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع علی- مقایسه ای می باشد. تعداد 300 نفر از دانش آموزان دختر مدارس راهنمایی (پایه هفتم و هشتم) شهرستان پاکدشت به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند و پرسشنامه های افکار خودکشی، اضطراب، استرس، افسردگی و قلدری ایلی نویز را تکمیل کردند. به منظور تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس چند متغیری استفاده شد. نتایج نشان داد که بین نمرات قربانی، قلدری، نزاع، استرس، اضطراب و افسردگی در دو گروه دختران با و بدون افکار خودکشی تفاوت معنی داری در سطح 0005/0p< وجود دارد. به این معنی که دختران با افکار خودکشی نمرات بالاتر در رفتارهای قربانی، قلدری، نزاع، استرس، اضطراب و افسردگی در مقایسه با گروه بدون افکار خودکشی به دست آوردند. در نهایت نتایج این پژوهش به نقش مهم متغیرهای قربانی، قلدری، نزاع، استرس، افسردگی و اضطراب بر افکار خودکشی اشاره کرده است. بنابراین با توجه به آسیب های جسمی- روان شناختی زمینه ساز قلدری پیشنهاد می-شود در جهت پیشگیری، ارتقاء میزان آگاهی معلمان، والدین و دیگر اولیاء مدرسه آموزش های کاربردی انجام شود.
اثربخشی آموزش کسب امید با تأکید بر آموزه های قرآنی بر سلامت معنوی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تعیین اثربخشی آموزش کسب امید با تأکید بر آموزه های قرآنی بر سلامت معنوی زنان تحت پوشش بهزیستی شهرستان اهواز بود. طرح پژوهش آزمایشی و از نوع پیش آزمون، پس آزمون و گروه گواه با آزمون پیگیری بود. جامعه آماری شامل تمام زنان تحت پوشش درمانگاه های مددکاری بهزیستی شهر اهواز بود. نمونه مورد نظر به صورت تصادفی به دو گروه آزمایشی و گواه اختصاص یافتند. گروه آزمایش در هشت جلسه گروهی 90 دقیقه ای به صورت یک جلسه در هفته، تحت مداخله آموزش کسب امید با تأکید بر آموزه های قرآنی قرار گرفتند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه سلامت معنوی (SWBS) و مقیاس امید اسلامی استفاده شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیل کوواریانس مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها نشان داد آموزش کسب امید با تأکید بر آموزه های قرآنی به شیوه گروهی باعث افزایش سلامت معنوی زنان تحت پوشش بهزیستی گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه شد و این اثر تا مرحله پیگیری همچنان ادامه داشته است. در جمعبندی می توان گفت یافته ها، لزوم گنجاندن برنامه آموزش کسب امید را در برنامه های آموزش خانواده و زنان یادآور می سازد.
نقش شخصیت تاریک و شکفتگی در دلزدگی زناشویی زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی نقش شخصیت تاریک و شکفتگی در پیش بینی دل زدگی زناشویی زوجین شهر اصفهان بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی زوجین شهر اصفهان بود که تعداد 106 زوج (212نفر) به شیوه تصادفی انتخاب و پرسش نامه دل زدگی زناشویی (پاینز، 1996)، شخصیت تاریک (جانسون و وبستر، 2010) و شکفتگی (دینره، 2008) را پاسخ دادند. بمنظور تجزیه و تحلیل داده ها از رگرسیون چند متغیره (گام به گام) استفاده شد. نتایج رگرسیون گام به گام نشان دادند که از بین مولفه های شخصیت تاریک (خودشیفتگی، پسیکوپاتی و ماکیاولیستی)؛ مولفه خودشیفتگی و پس از آن متغیر شکفتگی، بیش ترین سهم را در پیش بینی دل زدگی جسمانی داشتند. هم چنین، متغیر شکفتگی و نمره کل شخصیت تاریک (کل) بهترین پیش بینی کننده دل زدگی عاطفی بودند. در مورد دل زدگی روانی نیز شکفتگی و خودشیفتگی به ترتیب بیش ترین قدرت پیش بینی را دارا بودند. در مجموع، مشخص شد که می توان دل زدگی زناشویی زوجین را بر اساس ویژگی های شخصیتی آن ها تببین کرد.
تحلیل مشکلات فردی- اجتماعی تراجنسی ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در تمامی جوامع، تراجنسی ها به دلیل شرایط بیولوژیکی، نمایش رفتارهای نامتعارف و فرهنگ جنسیتی حاکم بر جوامع، مسائل و مشکلات زیادی را در طول زندگی تجربه می کنند.بر همین مبنا، پژوهش حاضر با هدف بررسی مشکلات فردی و اجتماعی این افراد انجام شده است و سعی دارد تا تجارب زیستة تراجنسی ها را در متن تعاملات اجتماعی با استفاده از روش زمینه ای که رویکردی کیفی است، بشناسد و درک کند. نمونة این پژوهش شامل 25 نفر از افراد تراجنسی در شهرهای یزد، مشهد و تهران بودند که با روش نمونه گیری هدفمند از نوع گلولة برفی انتخاب شدند و مصاحبه های عمیق با آن ها انجام، و متن مصاحبه ها با استفاده از روش تجزیه وتحلیل کدگذاری نظری تحلیل شد. در تحقیق حاضر، مقولة «بی ثباتی هویت» به منزلة پدیدة اصلی ظهور یافت. یافته های تحقیق نشان می دهد که افراد تراجنسی در زیست جهان، با قضاوت ها و کلیشه های منفی روبه رو هستند که پیامد آن بی ثباتی هویت است. کنش آنان در مقابل مشکلات اجتماعی به صورت انزوای اجتماعی، ترک خانه و تعامل با هم کفو رخ می دهد. از پیامدهای آن نیز می توان به افزایش انحرافات، تقلیل سلامت فردی- اجتماعی و نبود سرمایة اجتماعی اشاره کرد.
بررسی حقوقی اثر نشوز زوجه در تحقق وکالت وی در ازدواج مجدد زوج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زوجه می تواند ضمن عقد نکاح شرط کند، مرد با وجود او یا حتی پس از او همسر دیگری اختیار نکند و در صورت تخلف، زن وکیل در طلاق با حق توکیل به غیر خواهد بود و می تواند پس از اثبات تحقق شرط در دادگاه و صدور حکم نهایی خود را مطلقه کند. از همان آغاز، در دعاوی طلاق به درخواست زوجه که مستند آن شرط عدم زوجیت بود دادگاه ها و دکترین حقوق، درباره ی ضمانت اجرای این شرط و تفسیر آن اختلاف نظر داشتند. برخی از قضات چنانچه علت ازدواج مجدد، تخلف زوجه از رابطه ی زوجیت و نشوز او باشد و زوج با اثبات عدم تمکین زوجه حکم ازدواج مجدد دریافت کند، زوجه را مستحق استفاده از وکالت در طلاق نمی شناسند، اما اغلب دادگاه ها صرف ازدواج مجدد بدون رضایت زوجه را موجب تحقق شرط مزبور دانسته اند. این تشتت آراء سبب شد تا هیئت عمومی دیوان عالی کشور نظریه ی نخست را صادر نمود. از این رو، این پرسش مطرح می شود که آیا نظریه ی پذیرفته شده با مبانی فقهی و حقوقی حاکم بر شرط، مطابقت دارد یا خیر؟ در این راستا اراده و قصد طرفین هنگام توافق بر شرط، با تفسیر دیوان موافق است یا خیر؟ رأی حاضر گر چه در نگاه سطحی قابل دفاع است، اما تأمل در مبانی رأی و متون فقهی بیانگر وجود اشکال اساسی در آن است. در این مقاله، این مهم به تفصیل بیان شده است.
پدیدارشناسی تجربی واکنش به مرگ؛ مطالعه زنان شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تضاد مرگ با زندگی، انکار مرگ و ضرورت تداوم زندگی، انسان ها را ناگزیر از پذیرش مرگ ساخته است. این وضعیت سبب شده انسان ها همواره در مرز پذیرش و انکار مرگ حرکت کنند. به علاوه آنچه مرگ را پذیرفتنی یا قابل انکار می سازد، معانی ساخته شده اجتماعی مرگ است که از طریق فرایند های متعدد یادگیری به جامعه منتقل می شود. نتایج تحلیل پدیدارشناختی تجربی واکنش به مرگ بین 8 مشارکت کننده زن در مشهد که با حداکثر نوسان از لحاظ دین داری برگزیده شده اند نشان داده اولاً واحد های معنایی واکنش به مرگ را می توان در ذیل سه موضوع اصلی شامل «آمادگی برای مرگ»، «دانستن زمان مرگ» و «اراده مرگ» قرارداد که هر سه بر معنای کلی تر مفهوم «پذیرش یا انکار مرگ» دلالت دارند. ثانیاً فهم های مذهبی تأثیر عمیقی بر تجربه های واکنش به مرگ دارند. افراد مذهبی میل به پذیرش و افراد غیرمذهبی میل به انکار مرگ دارند؛ فکر مداوم درباره مرگ، میل به دانستن بیشتر درباره مرگ و تمهید برای مرگ از جمله دلالت های پذیرش مرگ بین مشارکت کنندگان مذهبی و جایگزینی فکر مرگ، عدم تمایل به دانستن درباره مرگ و تمهید ننمودن برای مرگ بین مشارکت کنندگان غیرمذهبی دلالت روشنی بر به حاشیه راندن و انکار مرگ دارد.
پدیدارشناسی همسرگزینی دختران جوان در شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۹ بهار ۱۳۹۶ شماره ۱
49 - 71
حوزههای تخصصی:
در هر جامعه ای برای گزینش همسر، بنا بر شرایط و مقتضیات آن جامعه، معیار ها و هنجارهایی وجود دارد. به بیان دیگر، همسرگزینی امری اجتماعی و تا حد زیادی تحت تأثیر ارزش های غالب در جامعه است. بیشتر تحقیقات انجام شده در این حوزه از استراتژی های قیاسی و روش های کمّی برای بررسی این پدیده بهره برده اند؛ در صورتی که این پدیده در تجربه زیسته عاملان اجتماعی ابعاد ذهنی و مصادیق عینی متنوع و در عین حال پیچیده ای دارد. بر این اساس، در مطالعه حاضر سعی شده است با رویکردی پدیدار شناختی به بررسی و بازسازی معنایی همسرگزینی به منزله پدیده ای اجتماعی در میان زنان جوان پرداخته شود. این بررسی پدیدارشناسانه با مشارکت پانزده دختر جوان متأهل در شهر مشهد، که به صورت هدفمند گزینش شده بودند، انجام شد. نتایج حاصل نشان داد که به طور کلی سه الگوی غالب برای گزینش همسر وجود دارد که عبارت اند از: سبک مبتنی بر الگوهای سنتی، سبک مبتنی بر تعاملات دوستانه، سبک بینابینی (تعاملات دوستانه تحت نظارت خانواده). همچنین، معیارسازی، کنترل معیار، انطباق یابی، پذیرش و گزینش نهایی بیانگر ابعاد اصلی و مشترک فرایند گزینش همسر از سوی مشارکت کنندگان در تحقیق بوده است.
گستره جواز عضل در فرض خیانت و تاثیر آن بر روابط حقوقی زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از احکامی که در قرآن مجید در دو مورد به آن اشاره شده است حکم عدم جواز تضییق، تشدید و تحت فشار قرار دادن زن توسط شوهر برای ابراء یا بازگرداندن بخشی از مهریه و طلاق خلع است. مستفاد از آیه «وَ لا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ ما آتَیْتُمُوهُنَّ إِلّا أَنْ یَأْتِینَ بِفاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ» و ظهور نهی در حرمت، آن است که تحت فشار قراردادن زن توسط شوهر برای بخشیدن مهر حرام بوده و طلاق واقع شده نیز طلاق خلع نخواهد بود، لکن یک فرض از تحت این حکم عام خارج شده است و آن موردی است که زن مرتکب فاحشه مبینه گردد. اینکه مراد از فاحشه در آیه مذکور چیست و آیا می توان آن را به تمام روابط نامشروع زوجه تسری داد و آیا این عنوان نیازمند وجود دلیل بر اثبات و حکم دادگاه است یا خیر محل بحث و نظر است لزوم اکتفای به قدر متیقن، حرمت اکل مال به باطل، حرمت عضل، از جمله دلایل محدود کردن استثناء به قدر متیقن است.
مقایسه تطبیقی قوانین ایران و اساسنامه دادگاه کیفری بینالمللی مورد بزهدیدگی زنان
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین موضوعاتی که در چند دهه اخیر در علوم جنایی به طو ر کلی و در علم جرم شناسی به طور خاص مطرح شده و مباحث زیادی را در پی داشته ، موضوع بزه دیده است. یکی از مبانی حمایت از بزه دیدگان نقش مؤثر آن در تقلیل بزهکاری است؛ زیرا حمایت از قربانیان جرم از سویی آنان را از موقعیت آسیب پذیری و بزه دیدگی مکرر خارج می سازد و از سوی دیگر خطر انتقام فردی و ارتکاب جرم را تقلیل می دهد. بدین جهت با عنایت به ضرورت عینی حمایت از بزه دیدگان به عنوان انسان های آسیب دیده اندیشه و طرح حمایت از بزه دیدگان به رغم نوپایی در مدت زمان کوتاهی رشدی شگرف داشته و توجه جهانیان را به خود معطوف نموده است. در این مقاله به بررسی قوانین دیوان کیفری بین المللی و قوانین ایران در خصوص حمایت از زنان بزه دیده به طور اختصار پرداخته می شود و شناسایی آموزه های دینی در پیشگیری از بزه دیدگی زنان و اینکه آیا تغییرات قانون مجازات کیفری در قوانین ایران با موضوع زنان حمایتی را از آنان در پی داشته است؟
ارزیابی جامعه شناختی ابعاد چهارگانه امنیت اجتماعی در بین زنان سرپرست خانوار (مورد مطالعه: زنان سرپرست خانوار شهرتهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از گروه های اجتماعی که برای امرار معاش و مشارکت اجتماعی و اقتصادی خود نیاز جدی به امنیت اجتماعی دارد، گروه زنان سرپرست خانوار است. هدف پژوهش حاضر، ارزیابی جامعه شناختی ابعاد چهارگانه امنیت اجتماعی شامل امنیت مالی، جانی، عاطفی و ارتباطی در بین زنان سرپرست خانوار شهر تهران بوده است. در این راستا، پژوهشی پیمایشی در جامعه هدفی متشکل از 400 زن سرپرست خانوار تحت پوشش موسسات حمایتی مردم نهاد در شهر تهران که به شیوه نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای انتخاب شده بودند، انجام گرفت. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه به همراه مصاحبه بود. چارچوب نظری پژوهش با بهره گیری از نظریه های امنیت اجتماعی از جمله چند بعدی و اقتصاد محور و نظریه های اقتصادی از جمله زنانه شدن فقر و بیگانگی اجتماعی تبیین و داده های حاصل از پیمایش با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد که زنان سرپرست خانوار در فضای خصوصی خانه و خانواده از احساس امنیت مالی، جانی، عاطفی و ارتباطی بالاتری برخوردار هستند. اما درفضای عمومی میزان احساس ابعاد امنیت اجتماعی در بین آنان کاهش چشمگیری می یابد.
تحلیل موانع تجمیع سرمایه های خرد زنان در تعاونی های زنان روستایی شهرستان جیرفت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مشارکت زنان در تعاونی ها نه تنها توانمندسازی اقتصادی، اجتماعی و روانشناختی آنان را در پی دارد حتی مشارکت سیاسی شان را نیز بهبود می بخشد. بسیاری از کارشناسان توسعه ی اقتصادی و اجتماعی کشور بر ضرورت تشکیل شرکت های تعاونی زنان تاکید می کنند. بر این اساس هدف پژوهش حاضر تحلیل موانع تجمیع سرمایه های خرد زنان در تعاونی-های زنان روستایی می باشد. در این پژوهش تعاونی های زنان روستایی شهرستان جیرفت به عنوان منطقه مورد بررسی انتخاب گردیده و اطلاعات مورد نیاز پژوهش با روش پیمایشی و با استفاده از روش پرسشنامه کسب شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 345 نفر از زنان عضو تعاونی های روستایی بوده که با روش نمونه گیری انتساب متناسب تعداد 180 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. یافته های پژوهش نشان داد بین متغیرهای سن، میزان اتکای زنان به درآمد تعاونی، میزان رضایت زنان از عضویت در تعاونی و میزان رضایت از عملکرد مدیران با موانع تجمیع سرمایه های خرد زنان در تعاونی ها رابطه معنی داری وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد که از بین موانع مختلف مورد بررسی، موانع اقتصادی دارای بیشترین اهمیت و تأثیر می باشند؛ سایر موانع به ترتیب شامل موانع مدیریتی، جغرافیایی، اجتماعی، آموزشی، خانوادگی و فردی بودند. نتایج معادلات ساختاری نیز نشان داد که مدل استفاده شده از برازش نسبتاً خوبی برخوردار بوده است و می توان نتیجه گرفت مدل مفهومی استفاده شده به صورت صحیح استخراج شده است.
شناسایی و تحلیل مؤلفه های مؤثر بر حضور عادلانه زنان در فضای عمومی شهری (مطالعه موردی: بوستان شوش تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۵ بهار ۱۳۹۶ شماره ۱
21 - 43
حوزههای تخصصی:
فضاهای شهری از آن حال که عرصه حضور گروه های اجتماعی مختلف هستند، در آن ها همواره یک جریان دائمی طرد و شمول به چشم می خورد. جریان دوگانه که نوعی رقابت فضایی است، در نهایت به طرد یا پذیرش، حضور یا عدم حضور یکی از طرفین منتج می شود. امروزه، در جامعه ما، به رغم تحقیقات متعدد تحت عناوین گوناگون در ارتباط با جنسیت، فضاهای شهری، که بستر حضور و کنش دو جنس زن و مرد است، آن چنان که باید متناسب فراهم نشده است. از این رو، در این نوشتار به تحلیل چگونگی تأثیرگذاری جنسیت بر میزان طرد و شمول زنان از فضای بوستان شوش و به دنبال آن چگونگی بازتولید این رمزها و مرزهای استعاری حضور در فضا و تجلی آن در رفتار افراد در این فضا پرداخته شده است. نوشتار پیش رو با بهره گیری از روش شناسی کیفی و شیوه هایی مانند مشاهده مشارکتی و مصاحبه با 21 نفر از افرادی که با بوستان شوش در ارتباط اند، در پی پاسخ به این سؤال است که: جنس های متفاوت در بوستان شوش موجب چه نوع تفاوت های فضایی می شوند؟ نتایج یافته ها نشان می دهد در بوستان شوش مؤلفه جنسیت مهم ترین مؤلفه ای است که حضور گروه های مختلف را در فضا رقم می زند. بدین شکل که برخی از افراد به واسطه جنسیت از فضای بوستان طرد و متقابلاً برخی دیگر در فضا جذب می شوند. تقویت و فراهم آوری زمینه های مشارکت فعال زنان در مقیاس محلی از سیاست های مهم پیشنهادی است که پیش از هر چیز ریشه های تاریخی و اجتماعی وضعیت حضور گروه زنان در فضای شهری را در نظر داشته و بر این اساس راهکارهای اجرایی را نه صرفاً در تغییرات کالبدی و فضایی، که در زمینه اجتماعی و فرهنگی و تاریخی آن جست وجو می کند.
مطالعه سیر تحول صمیمیت و روابط شخصی در خانواده ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش با روش تحقیق کیفی و رویکرد گرندد تئوری به مطالعه روابط شخصی افراد و صمیمیت و عاطفه در این روابط در خانواده ایرانی از سه دهه گذشته تا کنون پرداختیم؛ جامعه آماری این مطالعه افرادی هستند که در سه دهه گذشته دانشجو بوده اند و به روش نمونه گیری نظری تعداد 35 نفر از آنها را انتخاب کرده و با تکنیک مصاحبه عمیق مورد بررسی قرار داده و داده های حاصله را با استفاده از روش های تحلیلِ گرندد تئوری تحلیل کرده ایم. از جمله یافته های این مطالعه می توان به افزایش فردگرایی در تعاملات شخصی افراد در جریان سیر تحول آن اشاره کرد و به عنوان مهمترین یافته این پژوهش می توان به تحول جایگاه تعاملات با دوستان و همکاران تحت عنوان یک کانال جدید در روابط شخصی افراد اشاره کرد که منجر به شکل گیری پیکربندی متفاوتی در خانواده ایرانی از سه دهه گذشته تا کنون شده است؛ به عبارت ساده بنا به یافته ها باید گفت در زمینه تحول صمیمیت در روابط شخصی افراد، مرز بین خویشاوندان و غیرخویشاوندان در خانواده ایرانی محو شده است و شاهد تغییراتی اساسی در این خصوص هستیم؛ گفتنی است که در تحول پیکربندی خانواده ایرانی، جنسیت تأثیر مهمی داشته و زنان بنا به تحول در موقعیت اجتماعی شان و همینطور بنا به استفاده از انواع ارتباطات مجازی، روابط صمیمانه تری به نسبت مردان با دوستان و همکاران شان برقرار کرده و نقش مهمی در این تحول داشته اند.
مقایسه رضایت زناشویی و حمایت اجتماعی ادراک شده در مادران با و بدون ازدواج خویشاوندی دارای کودکان استثنایی و عادی
منبع:
زن و فرهنگ سال نهم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۳۴
21-35
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه رضایت زناشویی و حمایت اجتماعی ادراک شده در مادران با و بدون ازدواج خویشاوندی دارای کودکان استثنایی و عادی بود. با توجه به موضوع و هدف پژوهش حاضر این مطالعه از نوع پس _رویدادی می باشد. جامعه پژوهش حاضر شامل کلیه مادران دانش آموزان پسر 6 تا 16 سال کم توان ذهنی، آسیب بینایی، آسیب شنوایی و عادی شهر تهران بود. شرکت کنندگان پژوهش حاضر شامل 251 نفر (126 زن با ازدواج خویشاونی / 125 زن بدون ازدواج خویشاوندی) می باشد که به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش حاضر شامل فرم کوتاه مقیاس رضامندی زوجیت افروز (1389) و مقیاس حمایت اجتماعی ادراک شده زیمت (1998) بود. نتایج حاکی از این بود که بین زنان با ازدواج خویشاوندی و زنان بدون ازدواج خویشاوندی از لحاظ محل تولد، سن ازدواج، شیوه انتخاب همسر، حمایت اجتماعی ادراک شده و رضایت زناشویی تفاوت معنی دار وجود دارد (05/0≥p). با توجه به نتایج پژوهش حاضر به نظر می رسد زن های دارای ازدواج خویشاوندی دارای کفویت فردی و اجتماعی بالاتری نسبت به زن های بدون ازدواج خویشاوندی هستند.
مطالعه تطبیقی مُد لباس بانوانِ دربار فتحعلی شاه و ناصرالدین شاه قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۹ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳
385 - 407
حوزههای تخصصی:
تغییر سبک پوشش بانوان در مقاطع زمانی مختلف دوره قاجار، صاحب نظران را بر آن داشته تا در یادداشت های خود هرچند گذرا بر آن نظر افکنند. با توجه به اینکه تحقیقات انجام شده در زمینه چرایی و چگونگی پوشش در این دوران و ارتباط آن با جریان مُد معدود و سطحی بوده، به نظر می رسد پرداخت دقیق تر به این موضوع، امری مهم باشد. این مقاله به صورت تطبیقی به اشتراک ها و افتراق های پوشاک بانوان دو دربار فتحعلی شاه و ناصرالدین شاه قاجار می پردازد و تأکید آن بر مُد لباس و مقایسه اجزای پوشاک اندرونی و بیرونی است. اجزای پوشاک اندرونی شامل شلیته (تُنْبان)، پیراهن، آرْخالق و پوشش سر و اجزای پوشش بیرونی شامل چادر، چاقْچور و روبنده است. با توجه به اینکه عواملی چون مذهب، اقتصاد، فرهنگ، سیاست و ابعاد روان شناختی پادشاهان تأثیر مستقیمی بر شکل گیری جریان مُد و روند تغییر و تحولات مربوط به آن را داشته است، این نوشتار با رویکرد کیفی و به شیوه توصیفی تحلیلی، با تأکید بر دو دوره حکومتی قاجاریه ، به بررسی مجموعه تصاویر به جا مانده از این دوران و مطالعه اسناد و سفرنامه ها برای دسته بندی پوشاک و سبک مُد غالب دربار می پردازد تا مؤلفه های اثرگذار بر تغییر یا ثبات سبک لباس این دوران را بازشناسی و تعریف کند. این پژوهش نشان می دهد، پایبندی به مذهب بین زنان قاجار، عامل بازدارنده مهمی در برابر تغییر کامل سبک پوشش بانوان بوده است؛ به عبارت دیگر، زنان در گزینش البسه خود نقش منفعلی نداشته اند و همچنین نفوذ سلیقه و اراده شخص شاه، عامل بسیار مؤثری در تغییر مدل لباس زنان دربار بوده است.
حقوق غیرمالی زنان در اسناد بین المللی و آموزه های اسلامی
حوزههای تخصصی:
محرومیت زنان از حقوق بشری شان در طول تاریخ یکی از چالش برانگیزترین موضوعات حقوق بشری بوده است. در این میان حقوق غیرمالی زنان بسیار مورد غفلت واقع شده است تا جایی که هنوز هم از بسیاری از حقوق از جمله حق تعلیم و تربیت، حق صحت، حق ملکیت، حق کار، حق آزادی در ازدواج و ... محروم هستند. حقوق غیرمالی زن در اسلام یکی از مباحث عمده و قابل تأمل در جامعه ی اسلامی بوده و دیدگاه ها و نظریات متعدد و حتی در مواردی متناقض نسبت به هم از سوی علماء و محققان اسلامی در این مورد مطرح بوده است. در واقع می بایست زنان به عنوان نیمی از پیکره ی جامعه ی انسانی از حقوق و امتیازات مساوی و برابر با مردان در زندگی اجتماعی و خانوادگی برخوردار بوده و هیچ تفاوت یا تمایزی بین زن و مرد در حقوق و امیتازات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی وجود ندارد، اما آنچه را که بیشتر علماء می پذیرند و مستندات قرآنی نیز آن را تأیید می کند، نظریه ی تساوی زنان و مردان در تمام زوایای زندگی اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی است که خوشبختانه در شرایط کنونی به عنوان یکی از مباحث مطرح در این زمینه توسط علماء و دانشمندان اسلامی مورد توجه و دقت قرار دارد.
بررسی اثر بخشی آموزش مبتنی بر بخشودگی بر ابعاد سازگاری زنان پس از طلاق شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شکست در برآورده سازی نیازهای اساسی زوجین در فرآیند ازدواج می تواند باعث از دست رفتن معنای زندگی و طلاق شود. باقی ماندن جنبه های هیجانی می تواند زوجین را درگیر نگه دارد. با توجه به این مسئله افراد باید پیش و پس از طلاق برای ساختن زندگی جدید خود کمک شوند. بخشایش فرآیندی است که شامل تغییر در هیجان و نگرش در مورد یک متخلف است. این پژوهش به بررسی مقدار اثر بخشی بخشایش درمانی بر مقدار سازگاری پس از طلاق بر زنان مطلقه پرداخت. جامعه آماری شامل زنان مطلقه ساکن در شهر شیراز در سال1394 بودند. نمونه گیری به شیوه تصادفی صورت گرفت و30 نفر به صورت تصادفی در گروههای آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزار پژوهش پرسش نامه 100 سوالی سازگاری پس از طلاق فیشر بود. روش تحلیل آماری کوواریانس بود. نتایج نشان دهنده تفاوت معنی دار دو گروه کنترل و آزمایش در مولفه های سازگاری پس از طلاق بودند. یافته ها نشان دادند که روش آموزش مبتنی بر بخشایش بر سازگاری پس از طلاق زنان مطلقه موثر است.