فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۴۱ تا ۳٬۰۶۰ مورد از کل ۶٬۷۹۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
نظام های دیوان سالاری از ارکان توسعه کشورها محسوب می شوند. برای کارآمدی این نظام، داشتن نیروی منابع انسانی از شروط لازم و بنیادین است. حضور زنان در سال های اخیر در سازمان ها روبه گسترش بوده است؛ اما در کنار گسترش مشارکت اجتماعی زنان ازجمله حضور در بازار کار و استخدام در سازمان های دولتی و شرکت های خصوصی، تعارض های شغلی نیز برای زنان روبه افزایش بوده است. روش پژوهش حاضر، پیمایش با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته است. جامعه آماری، کل زنان شاغل سازمان های دولتی شهر همدان بوده که حدود 4500 نفر است که با استفاده از جدول مورگان، حجم نمونه 350 نفر و افراد مدّنظر از زنان شاغل در سه سازمان منتخب (دانشگاه بوعلی، سازمان آموزش و پرورش و دانشگاه علوم پزشکی) بوده است. اعتبار ابزار گردآوری داده با استفاده از آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه 72/0 بوده است. یافته های پژوهش نشان داد بین تعارض شغلی و مشکلات خانوادگی، تفاوت معنی داری وجود دارد. همچنین کلیشه های جنسیتی، سرمایه فرهنگی، داشتن فرزند، تأهل، حمایت های اجتماعی و مشکلات خانوادگی با تعارض شغلی زنان شاغل، ارتباط معنی داری وجود دارد
مطالعة کیفی نگرش و ادراکات زنان از بدن با تأکید بر جراحی های زیبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بدن، تنها هستی زیست شناختی و روانی نیست؛ بلکه پدیده ای است که به صورت اجتماعی برساخت می شود؛ بنابراین، امروزه با شکل گیری جامعة مصرفی، گسترش رسانه ها و بازتابی شدن هویت، افراد به ساخت بدن خود مبادرت می کنند. هدف پژوهش، مطالعة ادراک زنان از تصور بدنی است و روش پژوهش، کیفی و از نوع نظریه پردازی داده محور است. تکنیک گردآوری داده ها، مصاحبة عمیق نیمه ساخت یافته بود و با 18 نفر از زنان جوان شهر تهران صورت گرفت که تجربة جراحی زیبایی داشتند. نمونه ها براساس نمونه گیری نظری و حصول اشباع نظری انتخاب شدند. روش تحلیل داده ها نیز کدگذاری به روش گلیزر و اشتروس بود که از سه مرحلة کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. نتیجة فرایند کدگذاری 167 مفهوم و 16 مقوله اصلی، 25 زیر مقوله و یک مقوله هسته بود که نتایج در الگوی پارادایمی ارائه شد. نتایج نشان داد ادراک زنانی که دست به جراحی های زیبایی می زنند از بدن خویش چندان مثبت نیست و از بدن خود به عنوان سرمایه، نقاب و هویت مستقل و جایگاه کسب لذت و آرامش استفاده می کنند. عوامل مؤثر بر این ادراک نیز شناسایی شدند که مواردی مانند غلبة هنجارهای مردانه در جامعه، دیدگاه ظاهرگرایانه نسبت به زنان، جامعه پذیری جنسیتی، خودکمتربینی زنان، پایگاه پایین زنان و رسانه های جمعی را شامل می شدند. پیامدهای این نوع ادراک نیز رواج فرهنگ چشم وهم چشمی، غلبة فرهنگ بیگانه، رواج فرهنگ مصرف گرایی است.
تجربه مادرانه از جدایی؛ پژوهشی داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیوند مادر و فرزند(ان)، ذاتی باشدیابرساخته، آنچنان محکم است که زنان به سختی خود رادرشرایط خطر ازدست دادن آنها قرار میدهند. از جانب دیگر داغ اجتماعی و فشار فرهنگی به میزانی است دشواری جدایی دو چندان میکند.گرانباری نقش "مادر/والد تنها" سومین عامل بازدارنده از جدایی است. اما آمارها حکایت دیگری از رخداد جدایی دارند. بررسی فرایندی که زنان متاهل را به زنان تنها و سرپرست خانوار تبدیل میکند، موضوع این پژوهش به روش داده بنیاد وبا رویکرد سیستماتیک اشتراوس وکوربین است.جامعه آماری این پژوهش کلیه زنان فرزنددار مطلقه شهرتهران،تعداد مشارکت کنندگان تازمان اشباع مقولات بیست نفروابزار مورداستفاده مصاحبه نیمه ساختاریافته بوده است.نتایج حاکی ازآن است که وقوع "ریزش پنداشت اززندگی"به دلایل فردی، اجتماعی و فرهنگی آستانه تحمل زنان را به میزانی پایین می آوردکه ادامه زندگی تاهلی را غیرقابل تحمل میسازد. در طی این مسیر اگرچه فرزندان اهمیتی بسیار برای مادران دارند، اما در لحظه تصمیمگیری در فضای خاموشی موقت قرار میگیرند و زنان برای برهه ای کوتاه تنها به نجات خود فکر میکنند. اتخاذ تصمیم قطعی زنان جهت جدایی به پررنگ شدن دوباره نقش فرزندان انجامیده و مادران جهت اتخاذ بهترین تصمیم برای بهزیستی آنان اقدام میکنند. در نهایت میتوان گفت فرزندان اگرچه نقش مهمی در جدایی مادران دارند، اما عامل اصلی ، فروریختن بنای انسانی/ شخصیتی زنان است که هویتهای همسری و مادری برآن بارشده است.رسیدن به این نقطه زنان را ازادامه زندگی مشترک منصرف میکند.
نقش رسانه های جمعی در گسترش فرهنگ حجاب و عفاف زنان
منبع:
زن و فرهنگ سال هشتم تابستان ۱۳۹۶ شماره ۳۲
37-46
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی نقش رسانه های جمعی در گسترش فرهنگ حجاب و عفاف زنان بود. جامعه آماری پژوهش شامل، اعضاء هیأت علمی، دانشجویان و کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد قائم شهر است، تعداد آزمودنی ها681 نفر از جامعه مذکور بود (370 نفر دانشجو، 175 نفر هیات علمی و 136 نفر کارمند)، که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. طرح پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی از نوع پیمایشی است. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته است. روایی ابزار سنجش از نوع صوری محتوایی انجام شد ، پایایی پرسشنامه با روش آلفای کرونباخ 84% به دست آمد. برای آزمون فرضیه ها از تی تک نمونه ای و تحلیل عاملی تاییدیبا استفاده از نرم افزارآماریSPSS16 مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها نشان داد که رسانه های جمعی می توانند از طریق اطلاع رسانی و آموزشهای سازنده، ترویج مدلها و الگوهای مناسب پوشش، ارزش نهادن به مسئله حجاب، همگن سازی و جریان سازی افکار عمومی، جامعه پذیری وفرهنگ پذیری، در گسترش فرهنگ حجاب و عفاف زنان موثر واقع شوند.
زن در اندیشه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقش زن در اندیشه اسلامی، براساس هدف خلقت، یعنی عبودیت تفسیر می شود و با تعریف وظیفه مداری زن مبتنی بر ایمان به توحید و عاطفه محوری وی؛ جایگاه ویژه ای برای زنان ترسیم می شود. از این رو، زن در منابع اسلامی (قرآن و روایات) علاوه بر انجام وظایف فردی، خانوادگی و اجتماعی، با ایثار و از خودگذشتگی در خط مقدم حوادث اجتماعی نیز نقش آفرینی می کند. در پژوهش حاضر پس از اثبات ارتباط وظیفه مداری زن مسلمان در بستر عبودیت، وظایف وی در سه بخش دسته بندی شد که عبارتند از: وظایف فردی زن مثل خودسازی، علم آموزی، امر به معروف و نهی از منکر؛ وظایف زن در خانواده (نقش همسری، نقش مادری، نقش خانه داری؛ و ولایت مداری زن (وظیفه زن در جامعه؛ یعنی حضور در فعالیت های «سیاسی، علمی فرهنگی و اقتصادی).
بررسی تأثیر الگوی مشاوره ای اسماء الحسنی برکیفیت زناشویی زنان متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۹ پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳
409 - 428
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، بررسی تأثیرالگوی مشاوره ای اسماء الحسنی بر کیفیت زناشویی زنان بود. این پژوهش به روش نیمه تجربی با استفاده از گروه کنترل و طرح پیش آزمون پس آزمون انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش حاضر، مادران 30-48 ساله بودند که دخترانشان در سال تحصیلی 1395 1396 در دبیرستان های متوسطه شهر تهران تحصیل می کردند. نمونه آماری شامل 30 زن بود که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. سپس شرکت کنندگان در گروه آزمایش در ده جلسه آموزشی مبتنی بر اسماء الحسنی شرکت کردند. محتوای جلسات آموزشی، با توجه به منابع موجود و مرتبط با اسماء الحسنی و حدیث معروف پیامبر، که در آن 99 اسم الهی شمرده شده، تنظیم شده است. ابزار پژوهش، پرسش نامه کیفیت زناشویی اصلاح شده باسبی و همکاران (1995) بود که هر دو گروه آن را تکمیل کردند. در پایان، نتایج بین دو گروه از طریق تحلیل کواریانس چندمتغیری مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج نشان داد که میانگین نمره های کیفیت زناشویی و زیرمقیاس های آن شامل توافق، رضایت و انسجام در مرحله پس آزمون در گروه آزمایش افزایش معناداری یافته است (005 / 0>p). با توجه به یافته های این پژوهش، الگوی مشاوره ای اسماء الحسنی بر کیفیت زناشویی زنان تأثیر دارد و می تواند در تدوین مداخلات زوج درمانی مورد استفاده متخصصان قرار گیرد.
توسعه مستندات شرعی اجرت المثل کار خانگی زن(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
کار خانگی از اوایل قرن بیستم وارد مباحث پژوهشگران گردید و از آن پس پیشنهادات متعددی به منظور احتساب آن به عنوان فعالیت مزدی مطرح شد. در فقه اسلامی، کار خانگی مانند عمل و اقدام اختیاری هر کسی قابلیت احتساب به عنوان کار مزدی را دارد؛ اما تا کنون تنها مبنای معرفی شده برای اثبات آن از طرف فقها و حقوق دانان، قاعده حرمت مال مسلم بوده که مبتنی بر روایات است. در این پژوهش، افزون بر توسعه مبانی به سه قاعده اتلاف، غرور و لاضرر به آیات جزاء سیئه، لاضرر و اعتداء نیز استناد شده است که امکان استدلال را برای تمام مذاهب اسلامی فراهم می کند. یافته های مقاله این است که به دلایل ذیل، عدم پرداخت اجرت خدمت به زن موجب اعتداء، ظلم و ضرر به زن است: 1. کارخانگی زن مالیت دارد؛ 2. زن به امید شراکت در اموالِ مرد و ادامه زندگی اقدام به انجام کار خانگی می کند؛ 3. سکوت زن علامت قصد تبرع نیست؛ 4. توقع مرد از زن برای انجام کار خانگی، بهترین اماره بر آمر بودن مرد است؛ 5. عدم پرداخت اجرت المثل کار خانگی، از مصادیق ضرر به زن و ظلم به او محسوب می شود. روش تحقیق در این مقاله، روش متداول استنباط از ادله دینی و هدف نیز توسعه در دلایل و مستندات شرعی اجرت المثل است تا تراکم دلایل بر این حکم شرعی اعتماد بیشتری برای قانونگذار پدید آورد.
تحلیل اثر رسانه های نوشتاری (الکترونیکی و چاپی) بر توانمندسازی زنان شاغل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رسانه ها نقش بسیار مؤثری در ایجاد بستر فرهنگی-اجتماعی مناسب در حوزة توانمندسازی افراد ایفا می کنند. پژوهش حاضر به بررسی تأثیر رسانه های نوشتاری بر توانمندسازی اجتماعی- فرهنگی زنان شاغل با استفاده از روش های اسنادی و پیمایشی پرداخته و اطلاعات در دو پرسشنامه جامع جمع آوری شده است. جامعة آماری شامل پزشکان، پرستاران، بهیاران و رزیدنت های زن مراکز خدمات بهداشتی درمانی شهرهای رشت و انزلی شامل 1964 نفر و مدیران و صاحبان این مراکز است. حجم نمونة شاغلان زن برابر 321 نفر است که به صورت نمونه گیری طبقه ای دو شهر رشت و انزلی و شیوة تصادفی ساده، همچنین نمونه گیری از جامعة صاحبان و مدیران مراکز به روش تصادفی ساده انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که رسانه های نوشتاری تأثیرگذاری لازم را بر نگرش مخاطبان و باورهای جامعه از نظر پذیرش توانمندی زنان در حوزة اجتماع و اشتغال و انعکاس زنان توانمند نداشته و باوجود نگاه مثبت صاحبان و رؤسای مشاغل به توانمندی زنان در این حوزه، تأثیر و انعکاس این رسانه ها در این زمینه خنثی بوده است. همچنین رسانه های نوشتاری چاپی بیشترین تأثیرگذاری را بر دو بعد توانمندسازی اجتماعی، یعنی آگاهی و اعتماد زنان داشته است. در این بین، توجه به بعد آموزش از توانمندسازی فرهنگی در محتوای رسانه های نوشتاری مشاهده می شود.
دانش بومی زنان ایل پاپیِ شهرستان خرم آباد
منبع:
زن و فرهنگ سال هشتم بهار ۱۳۹۶ شماره ۳۱
75-89
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مستندسازی دانش بومی ساخت مشک و دیگر دست ساخت ها از پوست دام است که برای تولید و نگهداری محصولات لبنی و آب مورد استفاده قرار می گیرند. جامعه انسانی مورد مطالعه زنان روستایی و عشایری طایفه مَدهنی از ایل پاپی در منطقه ی کاکاشرف شهرستان خرم آباد است. روش پژوهش مردم نگاری با استفاده از ابزار های مصاحبه ی نیمه ساختار یافته و مشاهده مشارکتی است. نتایج نشان می دهد که زنان از پوست دام دو نوع مشک می سازند، «مشک دو» که برای مشک زنی و نگهداری دوغ و «مشک آو» که برای حمل و نگهداری آب مورد استفاده قرار می گیرند. دو دست ساخته دیگر به نام های «هیزه» برای نگهداری روغن حیوانی و «کرویل» برای نگهداری کره نیز توسط زنان ساخته می شود. این دست ساخته ها از سمبل های زندگی روستایی و عشایری هستند. ساخت آنها نیازمند دانش بومی بالایی است که زنان روستایی و عشایری به خوبی از آن برخودار هستند. در فرآیند ساخت آنها هیچ ماده مصنوعی یا شیمیایی استفاده نمی شود و تمامی اجزای آن ها بوم آورد است و استفاده از آنها در فراوری و نگهداری آب و مواد غذایی نقشی عمده ایفا می کند. محصولات تولیدی در آنها سالم هستند و به نظر می رسد در آینده تقاضا برای چنین محصولاتی افزایش خوهد یافت.
بررسی و تحلیل فرهنگِ پوشش زنانه درداستان عامیانه سمک عیار
منبع:
زن و فرهنگ سال نهم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۳۳
51-61
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی پوشش زنانه در داستان عامیانه «سمک عیّار» است. در تحقیق حاضر تلاش شده است یکی از عناصر فرهنگی هر جامعه ، نوع پوشش مردم بررسی شود. این اثر، نوع پوشش منطقه خراسان در حدود اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم هجری را در برمی گیرد. دوره سلجوقیان در ایران از اهمیت بیشتری برخوردار است، زیرا ایران در این عصر از اقتدار، قدرت و جغرافیای وسیع تری برخوردار بوده و پادشاهان سلجوقی دل بستگی بیشتری به توسعه فرهنگی و هنری داشتند. در این دوره، لباس زنان چندان تفاوتی با پوشش مردان ندارد. لباس ها در اوایل قرن ششم هنوز هم به سبک دوران قبل است. پوشاک اصلی زنان جز روبندها و سربندها بقیه قابل تعویض بودند، اما در اصل لباس آن ها با ساده پوشی همراه بود. روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی – تحلیلی است. نتایج تحقیق بر اساس بررسی اسناد و مدارک موجود نشان داد که در سمک عیار، جزئیات، شکل و طرح جامه ها و جنس پارچه بیان نشده است و مؤلف اثر مذکور در اغلب بخش های کتاب به ذکر کلیاتی در باب پوشش زنانه اشاره دارد اما انواع البسه زنانه نظیرِ سرپوش، تن پوش و پاپوش را تحلیل و می کند و نگاهی خاص به آنها به عنوان نوع پوشش دارد.
رابطه التزام عملی به اعتقادات اسلامی و جو عاطفی خانواده با بحران هویت در دانشجویان دختر
منبع:
زن و فرهنگ سال نهم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۳۴
81-94
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، تعیین رابطه التزام عملی به اعتقادات اسلامی و جو عاطفی خانواده با بحران هویت در دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز بود. نمونه پژوهش شامل 200 نفر از دانشجویان دختر بود که به صورت تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های التزام عملی به اعتقادات اسلام(نویدی، 1376)، جو عاطفی خانواده(هیل برن، 1964) و بحران هویت(احمدی، 1376) استفاده شد. پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند گانه استفاده شد. نتایج نشان داد که بین التزام عملی به اعتقادات اسلامی و جو عاطفی خانواده با بحران هویت رابطه منفی معنی دار وجود داشته، همچنین تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که از بین متغیرهای پیش بین، التزام عملی به اعتقادات اسلامی و جو عاطفی خانواده پیش بینی کننده مناسبی برای متغیر ملاک بحران هویت می باشند.
بازنمایی زن در سریال شهرزاد از منظر زبان شناسی اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۹ زمستان ۱۳۹۶ شماره ۴
469 - 489
حوزههای تخصصی:
یکی از راه های مطالعه تغییرات زبانی جامعه، مطالعه محصولات فرهنگی جامعه از قبیل داستان ها، رمان ها، تولیدات موسیقیایی، فیلم ها و سریال هاست. از مقولات مورد توجه رسانه ها، که در بازنمایی ها جایگاه مهمی را به خود اختصاص داده است، مقوله جنسیت و به طور ویژه بازنمایی جنسیتی زنان است. بازنمایی زن در فرهنگ های مختلف متفاوت بوده و نحوه به تصویر کشیدن زن متأثر از نگاه خاص یک فرهنگ به نقش و جایگاه او در آن فرهنگ است. هدف از انجام دادن این تحقیق، مطالعه شیوه بازنمایی زن در سریال شهرزاد از منظر زبان شناسی اجتماعی است. به این منظور، سکانس هایی از سریال که در ارتباط وثیق تری با موضوع تحقیق، یعنی تعامل زبانی مبتنی بر جنسیت، هستند انتخاب شده و با استفاده از روش تحلیل نشانه شناختی سه سطحی بارت، نحوه بازنمایی زن، همچنین جایگاه زبانی زنان در برابر مردان از منظر زبا ن شناسی اجتماعی تحلیل شده است. نتایج به دست آمده، نشان می دهد که در این سریال شاهد بازنمایی از نوع کنترل زبانی زنان، فرادستی زبانی مردان در برابر فرودستی زبانی زنان، فرودستی ناشی از غیاب زبانی زنان و همچنین جنسیت زدگی در مراودات زبانی هستیم که این بازنمایی مبتنی بر ایدئولوژی و گفتمان مردسالاری در جامعه است.
ظرفیّت وجودی حضرت معصومه(س) در معنابخشی مثبت به زندگی دختران ناامید از ازدواج: عصمت به مثابه اَبَرحیثیتی دخترانه(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
حضرت معصومه(س) به دلیل تجرّد قطعی که در ادبیات مطالعات زنان با عنوان «ناامیدی از ازدواج» شناخته می شود در میان دختران خاندان اهل بیت(ع) دختری متفاوت است. 28 سال زندگی بدون همسرِ دختری که مرقد والایش کانون خاکساری بزرگان تاریخ اسلام است، می تواند به مثابه الگوی «زندگی فارغ از همسر به ناچار یک زن مسلمان» در نظر گرفته شود. ازدواج، معروفی بزرگ و مستحبی مؤکّد است که بر تجرّد برتری دارد؛ امّا اگر در شرایطی غیر ارادی دختری نتوانست برای دورانی از زندگی یا تا آخر عمر ازدواج کند، آیا در سبک زندگی اسلامی، «الگویی» استاندارد و الهام بخش از تجرّد وجود دارد یا عدم ازدواج را باید مساوی با افولی همه جانبه تلقّی کرد؟ مقاله پیش رو با دلالت به ظرفیّت های شخصیّتی حضرت معصومه(س)، تلاش دارد تا الگویی اسلامی را در زمینه «تجرّدهای دخترانه به ناچار» برجسته کند. اطلاق صفت «معصومه» به حضرت از سوی اهل بیت(ع) و تبدیل شدن آن به مهم ترین دال شخصیّتی ایشان را می توان به مثابه راهبردی فرهنگی برای معنابخشی به «تجرّدهای دخترانه به ناچار» درک کرد. به این معنا که در فرهنگ اسلامی تلقّی اصلی از دختران ناامید از ازدواج بر مدار عفّت و طهارت ایشان شکل می گیرد و نه بالعکس. این نگاه در برابر رویکرد آسیب شناسانه مرسومی قرار دارد که ایشان را در معرض و مستعد نابهنجاری اخلاقی و اجتماعی ارزیابی می کند. بخش هایی از نظریه کنش متقابل نمادین به ویژه مفهوم «خودآیینه سانی» چارلز کولی در چارچوب نظری مقاله به کار گرفته شده است.
مطالعه کیفی مسائل و مشکلات دختران روستایی دهستان بالا دربند شهرستان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۵ بهار ۱۳۹۶ شماره ۱
63 - 84
حوزههای تخصصی:
در کشور ما، موانع متعددی در راستای تحقق مشارکت پویای دختران روستایی در توسعه وجود دارد. شاید بتوان اذعان داشت که دختران روستایی کم نصیب ترین افراد جامعه روستایی هستند. شناسایی مسائل دختران روستایی می تواند زمینه ساز رفع موانع توانمند سازی بخشی از نیروی جوان روستایی باشد، لذا هدف این پژوهش شناسایی مشکلات دختران روستا با بهره گیری از روش تئوری بنیانی تعیین شد. جامعه مطالعه شده، دختران روستایی شهرستان کرمانشاه بودند. داده های این تحقیق با روش مصاحبه عمیق و مشاهده مستقیم جمع آوری شد که تا زمان رسیدن به اشباع تئوریک ادامه پیدا کرد. یافته های پژوهش نشان داد دختران روستایی جامعه مطالعه شده با مسائل و مشکلات متعددی روبه رو هستند که در این بررسی، پدیده بیکاری به منزله مقوله هسته ای شناسایی شد و زمینه، علل ایجاد کننده، مداخلات و استراتژی های مرتبط با این پدیده واکاوی شد. همچنین، به پیامدهایی اشاره شد که در صورت عدم ساماندهی وضعیت موجود دیر یا زود، تبعات مخرب آن را در جامعه روستایی و به طور قطع در جامعه شهری شاهد خواهیم بود.
ساخت، تحلیل عاملی و هنجاریابی آزمون طلاق عاطفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه ساخت، هنجاریابی و شناسایی عوامل زیربنایی پرسشنامه طلاق عاطفی است. جامعه آماری این تحقیق، شامل مردان و زنان عادی و متقاضی طلاق استان بوشهر بود. حجم گروه نمونه 1312 نفر بود که 1001 نفر گروه عادی و 311 نفر گروه متقاضی طلاق بودند. 501 پرسشنامه برای تحلیل عاملی اکتشافی و 500 عدد برای تحلیل عامل تأییدی تحلیل شد. گروه نمونه به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. روش تجزیه و تحلیل یافته ها همبستگی، تحلیل عاملی اکتشافی، تاییدی و تحلیل واریانس چند متغیره است. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه های انریچ فورز و اولسون (1989)، میل به طلاق روزلت و همکاران (1986) و بی ثباتی ازدواج ادواردز و همکاران (1987) است. نتایج به روش تحلیل عامل اکتشافی 9 عامل را به عنوان عوامل اصلی طلاق عاطفی شناسایی کرد. همبستگی این پرسشنامه با پرسشنامه میل به طلاق 0/59و سطح معناداری P
تغییر مفهوم خانواده از ازدواج سفید تا همجنسگرایی؛ با نگاهی بر سبک زندگی، آسیب ها و چالشها
حوزههای تخصصی:
تا قبل از قرن بیستم میلادی، مفهوم خانواده در غرب به شکل متداول بود و خانواده متشکل از پدر و مادر و فرزندان با کارکردهای تعریف شده و بر اساس قراردادهای سنتی شکل می گرفت. به تدریج به دلیل پیدایش عواملی چند، تحولاتی در شکل خانواده پدیدار گشت. تغییر سبک زندگی در غرب و مفهوم خانواده از ازدواج سفید شروع و به قانونی شدن ازدواج هم جنسگراها در غرب رواج یافت. امروزه کشورهای غربی و مدعی حقوق بشر با بکارگیری از کلمه خانواده ها به جای خانواده در قوانین بین المللی سعی می کنند تا ازدواج همجنسگرایان را به رسمیت بشناسند و به کشورهای جهان سوم و در حال توسعه نیز تعمیم دهند. بی گمان مواجهه این نگرش و فرهنگ با فرهنگ جامعه ایرانی و اسلامی سبب ایجاد تحولاتی در سبک زندگی مردم ایران شده است و بحران هویتی و ارزشی در سبک زندگی ایرانی پدیدار گشته است و فرهنگ ازدواج و تشکیل خانواده را با تغییراتی رو به رو کرده است. مقاله حاضر با هدف تبیین و بررسی مفهوم سبک زندگی، تعریف خانواده از منظر فقه اسلام و قوانین ایران و مقایسه آن با جایگاه خانواده و انواع آن در غرب به نگارش درآمد و با نگاهی آسیب شناسانه در صدد تأکید بر برتری خانواده اسلامی در زمینه سبک زندگی می باشد.
بازتاب اجتماعیِ کهن الگوی آنیموس در شخصیت های زن نمایشنامه های بیضایی (مطالعه موردی: نمایشنامه های پرده خانه و ندبه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۹ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۲
165 - 184
حوزههای تخصصی:
کارل گوستاو یونگ روان ناخودآگاه انسان را متشکل از دو قطب متقابل مؤنث و مذکر آنیما و آنیموس می داند. کهن الگوی آنیما نیمه زنانه در روان مرد و آنیموس نیمه مردانه در روان زن است. برقراری هماهنگی و اتحاد میان این دو نیمه از روان، حفظ تعادل در روان انسان را سبب می شود و استیلای هریک از این قطب های متقابل در فرد، سلسله ای از خصلت ها و ویژگی ها را پدید می آورد که از منظر اجتماعی و فرهنگی قابل مطالعه و بررسی است. مقاله حاضر، با رویکرد اسطوره شناختی، به چگونگی تجلی یافتن کهن الگوی آنیموس در دو اثر نمایشی پرده خانه و ندبه از بهرام بیضایی می پردازد. بیضایی در این دو اثر، شخصیت های زنی را به تصویر می کشد که بنا به موقعیت اجتماعی شان، آنیموس یا قطب مذکر پویا و فعال دارند. مطالعه خاستگاه و بازتاب اجتماعی و فرهنگیِ چیرگی آنیموس در شخصیت های زن این آثار، تأثیرپذیری کنش های روانی فرد از ساختارهای اجتماعی و فرهنگی و همچنین ارتباط تنگاتنگ و متقابل میان این دو ساختار را آشکار می کند.
بازنمایی زنانگی در سریال های شبکه محلی ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۹ تابستان ۱۳۹۶ شماره ۲
209 - 229
حوزههای تخصصی:
زنانگی، به مانند مردانگی، پدیده ای فرهنگی و تاریخی است که در جوامع مختلف به طرق گوناگون برساخت و معنا می شود. در پژوهش حاضر، «زنانگی» در سه مجموعه از سریال های شبکه محلی مرکز ایلام بررسی و تحلیل شده است. هدف اصلی تحقیق این است که مشخص شود سریال های شبکه محلی استان چه تصویری از زنانگی را نشان می دهند. برای این منظور، تلفیقی از چارچوب مفهومی گافمن، بوردیو و رویکردهای فمنیستی در حوزه رسانه استفاده شده است. روش تحقیق حاضر تحلیل محتوای کیفی از نوع تلفیقی است. برای کشف مفاهیم و مقولات آشکار و پنهان متن از تکنیک کدگذاری استفاده شده است. نمونه مورد مطالعه به صورت هدفمند، سه مجموعه از سریال های پرمخاطب سیمای ایلام انتخاب شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که این سریال ها با بازنماییِ شکل خاصی از زنانگی به منزله زنانگی هژمونیک، بر پذیرش و تقویت آن تأکید می کنند و در برابرِ بازنمایی زنانگی متکثرِ دیگری که در جامعه حضور دارند یا مقاومت کرده است یا از آن به مثابه زنانگی نابهنجار، نامتعارف و حاشیه ای یاد می کند.
ماهیت و آثار طلاق توافقی در فقه و حقوق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال بیستم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۷۸
89 - 106
حوزههای تخصصی:
طلاق توافقی از وقایع نوپدید در حقوق خانواده است که طبق آن زن و شوهر برای طلاق و حل و فصل تمامی وابستگی های مالی و مسائل مربوط به فرزندان مشترک برای رجوع به محکمه ی خانواده توافق می کنند. به دلیل آثار متفاوت انواع طلاق ها در روابط طرفین، شناخت ماهیت آنها اهمیت ویژه ای دارد. این پژوهش با روش کیفی و با مراجعه به مستندات فقهی و حقوقی، ماهیت طلاق توافقی را بررسی کرده است. در طلاق توافقی، باید کراهت زوجه از زوج برای قاضی محرز شود؛ در این صورت، طلاق بائن و در غیر این صورت، حتی با وجود بذل فدیه، طلاق رجعی است؛ لذا قاضی باید کراهت زن از شوهر و یا ادامه ی زندگی با او را احراز و سپس، گواهی عدم امکان صادر کند. نظر به اینکه احراز کراهت زوجه و یا زوجین در نوع و ماهیت طلاق مؤثر است، شایسته است قضات محترم و یا سردفتران طلاق به این موضوع توجه کنند و پیشنهاد می شود رویه ی جامعی در این مورد در دستور کار قرار گیرد که در صورت محرزنشدن کراهت زوجه از زوج و یا زوجین از یکدیگر، طلاق توافقی صادره از نوع رجعی ثبت شود تا بر اساس شرع اسلام حق رجوع برای زوج باقی بماند، زیرا حق رجوع در مواقعی با بازگشت زوج، مانع از هم گسیختگی شتابزده ی زندگی می شود.