ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۸۰ مورد از کل ۶٬۸۳۹ مورد.
۱۶۱.

درک معنایی فرایند هویت یابی زنان شهر یاسوج با رویکرد پست مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۴۱
این مقاله به بررسی فرایند هویت یابی زنان در شهر یاسوج با رویکرد فمینیستی می پردازد است. با بهره گیری از روش زمینه ای اشتراوس و کوربین، داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 27 نفر از زنان این شهر گردآوری و تحلیل شدند. نتایج در بخش شرایط علی نشان می دهد هویت زنان تحت تأثیر دیگری سازی جنسیتی، انسداد افق انتخاب ها، پدرسالاری هژمونیک، گفتمان اقتدار مذهبی و بازتولید اجتماعی جنسیتی شکل می گیرد. همچنین نظام هنجاری گفتمانی، نظم نمادین مذهبی، بدن مندی جنسیتی، نظام پوششی هژمونیک، و نظام خانواده جنسیت محور به عنوان شرایط زمینه ای، نقش مهمی در تثبیت هویت سنتی زنان ایفا می کنند. از سوی دیگر، تبعیض نهادی جنسیتی، بازدارندگی هنجاری، روابط قدرت درون خانوادگی، بازنمایی کنترل بدن و سرمایه داری پدرسالارانه به عنوان کدهای شرایط مداخله گر استخراج شدند. این مطالعه در بخش راهبرد های تحقیق، با ارائه تحلیلی از تأثیرات گفتمان های قدرت بر هویت زنان، به تبیین نقش مقاومت و پذیرش در شکل گیری هویت زنان پرداخت و مقوله های پیامدهای این پدیده به سه شکل پیامدهای منفی (گفتمان قدرت و نظارت اجتماعی، ازدست دادن خودمختاری، درونی سازی هنجارها)، پیامدهای ترکیبی (گفتمان مقاومت و پذیرش، دوگانگی نقش ها، تعارض سوژه و نظم اجتماعی) و پیامدهای مثبت (بازسازی هویت و بدن مندی، مقاومت علیه گفتمان های مسلط، خودمختاری و کنترل بدن) استخراج شدند.
۱۶۲.

بازنمایی تجربه زیسته فرزندان زنان مطلقه در فرآیند احتمال ازدواج مجدد مادران: مطالعه ای کیفی در بستر فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۰۱
ازدواج مجدد یکی از پیامدهای متداول پس از طلاق است که می تواند دگرگونی های عمیقی را در ساختار خانواده و تجربه زیسته فرزندان رقم بزند. پژوهش حاضر با هدف واکاوی تجربه زیسته فرزندان زنان مطلقه در مواجهه با احتمال ازدواج مجدد مادرانشان انجام شد. این مطالعه با رویکرد کیفی و با بهره گیری از روش تحلیل تماتیک براون و کلارک (2006) به اجرا درآمد. جامعه پژوهش شامل نوجوانان ۱۲ تا ۱۸ ساله ساکن شهر قم بود که دست کم یک سال از طلاق والدینشان گذشته بود. مشارکت کنندگان به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و فرایند نمونه گیری و تحلیل داده ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت که در مجموع با ۱۴ نفر مصاحبه انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری و سپس با استفاده از مراحل تحلیل تماتیک مورد بررسی قرار گرفتند. تحلیل داده ها منجر به استخراج هشت تم اصلی شد که به شرح زیر است: درونی سازی کلیشه های منفی درباره ناپدری؛ مقاومت در برابر تغییر نقش ها و ساختار خانواده؛ تجربه تعارضات هیجانی و اخلاقی در مواجهه با ازدواج مجدد مادر؛ ترس عمیق از بی پناهی و آسیب پذیری در خانواده جدید؛ احساس تنهایی، بی هویتی و طردشدگی؛ تمایل به بازگشت به خانواده اولیه؛ نیاز به محبت، امنیت و حضور مؤثر والدین؛ و در نهایت، امیدی مشروط به وقوع ازدواجی سالم و ترمیم کننده. یافته های این پژوهش بر ضرورت شناخت عمیق تر نسبت به نگرش ها، هیجانات و نیازهای روانی-اجتماعی فرزندان در خانواده هایی که در آستانه یا درگیر فرآیند ازدواج مجدد هستند تأکید دارد
۱۶۳.

نقش میانجی کمال گرایی در رابطه بین سرمایه روان شناختی و استرس والدگری در مادران مناطق شهری شهرستان جلفا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۹۲
استرس والدگری یکی از عوامل تأثیرگذار بر سلامت روان والدین است که می تواند پیامدهای منفی بر روابط والد–کودک داشته باشد. این پژوهش مطالعه ای مقطعی است که با روش مدل یابی معادلات ساختاری به بررسی رابطه بین سرمایه روان شناختی و استرس والدگری با نقش میانجی گری کمال گرایی در میان مادران پرداخته است. نمونه آماری شامل 410 نفر از مادران دانش آموزان مدارس شهرستان جلفا بود. شرکت کنندگان مقیاس های سرمایه روان شناختی لوتانز (PCQ)، کمال گرایی چندبعدی فراست (FMPS) و سنجش استرس والدینی-فرم کوتاه (PSI-SF) را تکمیل کردند. بر اساس یافته های مطالعه، الگوی پیشنهادی جهت بررسی روابط علی بین متغیرهای پژوهش از برازش قابل قبولی برخوردار بود (028/0RMSEA = ، 979/0CFI = ). همچنین، بین سرمایه روان شناختی و استرس والدگری ارتباط معناداری وجود دارد؛ به گونه ای که طبق الگوی ساختاری فرضی، سرمایه ی روان شناختی با ضریب استاندارد 27/0- استرس والدگری را پیش بینی کرد. در نهایت، نتایج اثرات میانجی حاکی از آن بود که سرمایه ی روان شناختی از طریق کاهش کمال گرایی، به صورت غیرمستقیم با ضریب استاندارد 159/0- بر استرس والدگری تأثیر دارد (05/0 p <). افزون بر این، نتایج تحلیل مسیر نشان داد که برخی متغیرهای زمینه ای نیز رابطه معناداری با متغیرهای اصلی دارند؛ به طوری که تعداد فرزندان با کمال گرایی و استرس والدگری؛ و تحصیلات مادر با کمال گرایی، رابطه مستقیم معنادار نشان دادند. یافته های این پژوهش نشان می دهد سرمایه روان شناختی به عنوان یک عامل محافظتی می تواند از شدت استرس والدگری بکاهد، درحالی که کمال گرایی نقش تقویت کننده این استرس را ایفا می کند. این نتایج اهمیت مداخلات روان شناختی در جهت تقویت سرمایه روان شناختی و کاهش کمال گرایی ناسازگارانه در والدین را برجسته می سازد.
۱۶۴.

توانمندسازی حقوقی زنانه-مادرانه در گرایش به فرزندآوری؛ از حقوق اجتماعی-اداری تا حقوق کانونی-خانوادگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۱۳۹
زن به عنوان جنسی از بشر در نظام آفرینش محل ظرفیت پذیرش نقش های گوناگون است و همواره مبتلابه حق ها و مسئولیت های متناسب با ذات خویش در نگاره های متفاوت (همسری، مادری و ...) می باشد که هر کدام از این نقش ها واجد اقتضائات حقوقی خاصی هستند. دو گانه ی «زنانه- مادرانه» یا «همسرانه-مادرانه» از جمله نقش ها و ساحت هایی است که این جنس از بشر در دو سر طیف آن حضور می یابد. نقطه عزیمت این بحث، گذار به نقش همسرانه و سپس نگاره ی مادرانه در پرتو حمایت های ارفاقی (ایجابی و سلبی) از نوع هنجاری-قانونی است که در این مقاله سعی بر نقد و بازنمایی وضعیت نامطلوب موجود و شناسایی ظرفیت های موجود برای نیل به وضعیت بهینه در ارتقاء جایگاه وی به نقش-های دوگانه موصوف و تلاش برای ایجاد توانمندسازی در این راستا بوده است. از این رو با نگاهی به وجوه سه گانه اجتماعی، اخلاقی و خانوادگی، ضمن ارزیابی کاستی های حقوقی، با واکاویِ وثیق درصدد معرفی ظرفیت های قانونی برای ارتقاء و توانمندسازی زنان در جایگاه همسری و مادری برآمده و راهبردهایی برای تحول تصمیمی و تقنینی در سطوح سیاست گذاری تا تاکتیک های اجرائی، در هر حوزه ارائه می شود.
۱۶۵.

پدیدارشناسی هویت پذیری دختران نوجوان در ارتباط با حضور در فضای مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۲۱۴
نوجوانی، دوره بازیابی خویشتن در بافت زندگی و شناخت هویت است. این برهه فرصت تجربه باورها، نقش ها، وظایف و تعهدات مختلف را برای نوجوان فراهم می کند. به نظر می رسد در دوران اخیر فضای مجازی نقشی پر رنگ در شکل گیری هویت نوجوانان داشته است. هدف پژوهش حاضر، با رویکردی روان شناختی به بررسی تجربه زیسته دختران نوجوان از هویت فردی و خانوادگی متأثر از حضور در فضای مجازی در شهر کرج پرداخته است. در این راستا، با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی، با 19 نفر از دختران نوجوان در سنین 13 تا 16 سال مصاحبه صورت پذیرفت. از تحلیل محتوای مصاحبه ها، 3 مقوله اصلی «مناسبات هویت»، «سکوی هویت» و «سیالیت هویت» استخراج گردید. درون مایه استخراج شده از این مقولات تحت عنوان «ارزش های فردی و خانوادگی متأثر از دوگانه زیست جهان واقعی و مجازی» بود؛ چرا که اشخاصی که دارای پراکندگی هویت بودند، میزان استفاده از فضای مجازی آن ها، کمتر از 4 ساعت بود و اشخاصی که در مرحله وقفه و ضبط هویت قرار داشتند، بیشتر از 4 ساعت در شبانه روز از فضای مجازی استفاده می کردند. هم چنین، افراد دارای پراکندگی هویت، از فضای مجازی به مثابه ابزاری جهت پیشرفت، افزایش آگاهی و به روز کردن اطلاعات عمومی استفاده می کردند؛ اما افرادی که وقفه هویتی داشتند، فضای مجازی را جهت درونی کردن عقاید دیگران به کار می بردند. هم چنین بیشترین برنامه مورد استفاده دختران نوجوان، اپلیکیشن شاد و کمترین آن، اسنپ چت و پینترست است.
۱۶۶.

راهبردهای زنان در مواجهه با سقط جنین عمدی: از تصمیم تا تجربه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۰۶
تجربه سقط جنین عمدی، زنان را هم در مرحله تصمیم گیری و هم در دوره پس از آن با موقعیتی تنش زا مواجه می سازد. هدف این پژوهش، شناسایی راهبردهای زنان در مواجهه با تجربه سقط جنین عمدی است. به این منظور، با اتخاذ رویکرد پدیدارشناسی توصیفی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق با 40 زن دارای سابقه سقط جنین عمدی در استان البرز در سال 1403 انجام گرفت. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد زنان در مواجهه با تجربه سقط جنین عمدی، از راهبردهای متنوعی با چهار رویکرد کلی «کنش های حفاظتی-ترمیمی»، «واگشت اخلاقی»، «بنیان سازی توجیه گرانه» و «گریز همه جانبه» بهره می گیرند. «بنیان سازی توجیه گرانه» از طریق تلفیق استدلال های عقلانی، مذهبی و اجتماعی، تصمیم سقط را از حیطه رفتارهای تابویی خارج می کند و به انتخابی مشروع و اجتناب ناپذیر در چارچوب شرایط خاص زندگی تبدیل می سازد. رویکرد «گریز همه جانبه» به عنوان سازوکار دفاعی، با راهبردهای شناختی-هیجانی، از بار روانی این تصمیم می کاهد. رویکرد «واگشت اخلاقی» نیز بازتاب فرایند بازاندیشی انتقادی زنان در ارزیابی مجدد این تجربه در پرتو نظام ارزشی شخصی است. درنهایت، «کنش های حفاظتی-ترمیمی» بیانگر تلاش نظام مند برای مدیریت پیامدهای این تجربه از طریق راهکارهای پیشگیرانه و جبرانی است. این مجموعه راهبردها در کلیت خود، نمایانگر کوشش زنان برای حفظ توازن روانی-اجتماعی در بستر فرهنگی، اجتماعی و دینی حاکم است. نتایج این پژوهش می تواند مبنای علمی برای طراحی سیاست های جامع باروری و مداخلات روان شناختی هدفمند در سطح استان البرز قرار گیرد؛ به گونه ای که هم از سقط های عمدی پیشگیری کند و هم با ارائه خدمات مشاوره ای مبتنی بر راهبردهای سازگارانه شناسایی شده، از پیامدهای منفی روانی-اجتماعی سقط بکاهد.
۱۶۷.

بازنمایی جامعه شناسانه تعاملات زنان در رمان های محمد حجازی (هما، زیبا، پریچهر) براساس رویکرد کرس و ون لیون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۷۸
هرچند مطالعات زیادی درباره زنان انجام گرفته، تحلیل کمیت و کیفیت مناسبات و تعاملات زنان در بسترهای گوناگون همچنان ناشناخته و در هاله ای از ابهام مانده است. یکی از مهم ترین زمینه های شناخت چنین تعاملاتی، پهنه گسترده رمان ها است. هدف مطالعه حاضر، تحلیل نحوه بازنمایی تعاملات و مناسبات زنان در رمان های سه گانه محمد حجازی مربوط به دوره پهلوی اول است. روش پژوهش، تحلیل گفتمان انتقادی با رویکرد نشانه شناسی اجتماعی کرس و ون لیون است. واحد تحلیل جمله و کانون تحلیل، مضامین مرتبط با انواع تعاملات زنان در رمان های مذکور است. یافته ها در سه بعد فرانقش بازنمودی، تعاملی و ترکیبی گزارش شده است. در کل می توان گفت انواع بازنمایی های زنان بیانگر رابطه ای تخاصمی بین دال های سه گانه دین، سنت و مدرنیته است. به تعبیری، هردو گفتمان سنتی و مدرنیته به موازات هم شکل دهنده هویت و تعاملات زنان هستند. زنان در دسته بندی های ضعیف- قوی، فعال- منفعل و فرادست- فرودست بازنمایی شده اند و روابط درون جنسیتی و بین جنسیتی متفاوتی را تجربه می کنند. نتیجه گیری کلی تحقیق این است که زنان داستان های حجازی ابژه های صرف و منفعل نیستند، بلکه بسته به جایگاهشان متفاوت عمل نموده و تاکتیک هایی را برای مقابله با جو اجتماعی مردسالارانه فراگیر اجرا می کنند؛ بنابراین همه زنان الگوهای کنشی و تعاملاتی مشابهی ندارند و انواع کارویژه ها و تعاملات آنان را نمی توان ذیل یک الگوی ارتباطی کلی و فراگیر ساده سازی کرد.
۱۶۸.

آزمون مدل کنترل سندرم فومو بر اساس سرمایه فرهنگی و عزت نفس اجتماعی با میانجی گری رضایت از زندگی در دختران نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۸ تعداد دانلود : ۱۶۰
هدف پژوهش حاضر، آزمون مدل کنترل سندرم فومو بر اساس سرمایه فرهنگی و عزت نفس اجتماعی با میانجی گری رضایت از زندگی در دختران نوجوان بود. جامعه آماری تمامی دختران 15سال نوجوان شهر اهواز بود. نمونه پژوهش 259 نفر بود که با روش در دسترس از جامعه مذکور انتخاب شدند. روش پژوهش توصیفی و همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. ابزار اندازه گیری پرسشنامه فومو پرزیبیلسکی و همکاران (۲۰۱۳)، پرسشنامه سرمایه فرهنگی بوردیو (1986)، پرسشنامه عزت نفس کوپراسمیت (۱۹۶۷) و مقیاس دینر و همکاران (۱۹۸5) بود. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از نرم افزار spss و Amos نسخه 27 استفاده شد. نتایج پژوه ش نشان داد که بین متغیرهای سرمایه فرهنگی، عزت نفس اجتماعی و رضایت از زندگی با کنترل سندرم فومو همبستگی معنی دار وجود دارد. هم چنین بین سرمایه فرهنگی و عزت نفس اجتماعی با کنترل سندرم فومو از طریق میانجی گری رضایت از زندگی رابطه غیرمستقیم معنی دار وجود دارد. و هم چنین م دل از ب رازش مناس بی برخ وردار ب ود.
۱۶۹.

مطالعه انسانشناختی فرهنگی مادران محصل در دوره کرونا

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۷۷
هدف مقاله حاضر، مطالعه و بررسی زندگی مادران محصل در دوره کرونا از منظر انسان شناسی فرهنگی است و ابعاد مختلف فرهنگی مادران محصل طلبه و دانشجو با ملیت های مختلف در شهر قم را تبیین می کند. پرسش های محوری پژوهش حاضر این است که مادران محصل در این دوران با چه چالش هایی روبه رو هستند، چه تغییری در روحیه و انگیزه مادران محصل به وجود آمده است، ارتباط عاطفی آنها با فرزند محصلشان چه تفاوتی کرده است، روحیه فرزندان نسبت به تحصیل مادران و خودشان درمقایسه با قبل چه تغییری کرده است، مزایا و معایب این شیوه از تحصیل (مجازی) برای مادران محصل چیست. پژوهش حاضر به روش مردم نگاری انجام و داده های آن با مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که انگیزه تحصیلی مادران محصل در این دوره کاهش پیدا کرده، اما همدلی و همراهی بین زوجین بیشتر شده است. مادرانی که نوزاد دارند از شیوه تحصیل مجازی استقبال کرده، ولی دیگر افراد نسبت به آن رضایت نشان نداده اند. نکته مهم در تحقیقات این است که مهمترین اصل برای مصاحبه شوندگان، مادری است و تحصیل در درجه بعدی قرار دارد. بااین وجود، رشد و تعالی مادران محصل نیازمند همکاری و سازگاری سیستم آموزش عالی با زندگی این قشر از جامعه است.
۱۷۰.

پیامدهای ایفای هم زمان نقش شغلی و مادری در اعضای هیئت علمی دانشگاه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۱۱
هدف: افزایش میزان اشتغال زنان پرداختن به مسائل مربوط به تعادل کار-خانواده، را حائز اهمیت نموده است. یکی از گروه های زنان شاغل، اعضای هیئت علمی دانشگاه هستند که به دلیل اقتضائات شغلی، ایفای هم زمان نقش شغلی و خانوادگی و به ویژه مادری برای آنان دشوار و با پیامدهای خاصّی همراه است. شناسایی این پیامدها می تواند با کمک به شناخت عمیق تر مسائل زنان عضو هیئت علمی، زمینه لازم را برای حل مسائل موجود در مسیر برقراری تعادل میان نقش های شغلی و مادری فراهم کند و به این ترتیب به ایفای هر چه بهتر نقش های شغلی و مادری کمک نماید. در این راستا هدف پژوهش حاضر شناسایی پیامدهای اشتغال و مادری هم زمان، با استفاده از روش کیفی بوده است. روش: به این منظور با مصاحبه با 20 نفر از زنان عضو هیئت علمی دانشگاه های وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و تحلیل محتوای کیفی مصاحبه ها به استخراج پیامدهای ایفای هم زمان نقش شغلی و مادری پرداخته است. نتایج: بر اساس یافته ها پیامدها شامل «موفقیت در فرزندپروری»، «کاستی های فرزندپروری»، «اختلال در رابطه همسری»، «توانمندی روحی»، «فشارهای جسمی و روانی» و «اختلال در رشد و ارتقاء شغلی» بوده است. مشارکت-کنندگان پیامدهای مثبت و منفی را توأمان تجربه کرده اند و شرایط مختلفی در تجربه این پیامدها نقش داشته اند که بر اساس آن، افزایش حمایت از مادران شاغل در سطح خانوادگی و سازمانی به منظور برقراری تعادل بین نقش شغلی و مادری می تواند نقش مؤثری در کاهش پیامدهای منفی ایفای هم زمان نقش شغلی و مادری داشته باشد. به منظور تبیین ارتباط میان ذهنیت های طرحواره ای و گرایش به خودکشی می توان به ویژگی های هر ذهنیت اشاره کرد. به عنوان مثال، ذهنیت های کودکانه ناکارآمد با احساسات پایه تحقق نیافته در ارتباط است. ذهنیت کودک آسیب پذیر با احساساتی از قبیل غم، ناامیدی، ترس، فشار روانی و درماندگی در ارتباط بوده و فرد در جهت رهایی از تنهایی طاقت فرسا ممکن است به رفتار های خودکشی روی آورد. همچنین در ذهنیت کودک عصبانی احساساتی مانند خشم یا غضب غالب بوده و رفتارهای خودکشی توسط فرد برای گرفتن انتقام و یا تنبیه دیگران مورد استفاده قرار می گیرد. از طرف دیگر، می توان به ذهنیت والد تنبیه گر اشاره نمود که از رفتارهای خودکشی برای تنبیه خود در برابر اشتباهات و ضعف خود استفاده می کند (گرازکا و همکاران، 2023؛ لپانن و همکاران، 2015). در مقابل نیز، می توان از ذهنیت بزرگ سال سالم نام برد که با وظایفی از قبیل کار، فرزندپروری، قبول مسئولیت ها، روابط بین فردی سالم و سایر فعالیت ها در ارتباط است. اگر ذهنیت بزرگ سال سالم به خوبی فعالیت کند، ذهنیت کودک شاد نیز رشد پیدا می کند. در ذهنیت کودک شاد، فرد خونسرد، امن و تحت علاقه و مراقبت بوده و با دیگران ارتباطی سالم و سازنده دارد. وی به دلیل احساس رضایت درونی و ارزندگی، می تواند خوش بین، خودانگیخته و قانع باشد که تمامی ویژگی های ذکر شده، فرد را از خطر خودکشی مصون نگه می دارد (رافائلی و همکاران، 2010).
۱۷۱.

پیوستگی اجتماعی و دل بستگی به همسالان با احساس تعلق به مدرسه در دختران نوجوان: یک مدل میانجی تعدیل گر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۲۰۷
هدف این پژوهش، مدل یابی روابط علّی پیوستگی اجتماعی و دل بستگی به همسالان با احساس تعلق به مدرسه همراه با مطالعه نقش میانجی گری احساس تنهایی و تعدیل گری رشته تحصیلی در دختران نوجوان بود. تعداد 349 دانش آموز دختر دوره دوم متوسطه شهر ارومیه (میانگین سنی 66/16، انحراف استاندارد 01/1) به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و به پرسشنامه های احساس تعلق به مدرسه، پیوستگی اجتماعی، احساس تنهایی و دل بستگی به همسالان پاسخ دادند. داده ها به روش معادلات ساختاری و رگرسیون سلسله مراتبی به کمک نرم افزار Spss و ایموس نسخه 26 تحلیل شدند. نتایج نشان داد در غیاب تعدیل گر، احساس تنهایی نقش میانجی دارد. همچنین شاخص های برازش این مدل مطلوب بودند و 8 درصد از واریانس احساس تعلق به مدرسه توسط ترکیب متغیرهای پیوستگی اجتماعی، دل بستگی به همسالان و احساس تنهایی تبیین می شد. در ادامه نتایج تحلیل رگرسیون حاکی از این بود که در مدل مفهومی مقدار تبیین واریانس احساس تعلق به مدرسه در سطح معناداری کمتر از 05/0، برای رشته ریاضی- فیزیک و رشته علوم تجربی معنادار و مثبت و برای رشته علوم انسانی غیر معنادار بود. این نتیجه گویای آن است که رشته تحصیلی نقش تعدیل گری معناداری دارد. درمجموع، مدل میانجی– تعدیل گر در رشته های ریاضی-فیزیک و علوم تجربی برازش دارد. از این یافته ها نتیجه می شود که میزان پیوستگی اجتماعی و احساس تنهایی دختران نوجوان را می توان جهت پیش بینی احساس تعلق به مدرسه در آنان مطالعه و بررسی کرد. با این حال، لازم است در این مطالعه و حتی طراحی و برنامه ریزی مداخلات احتمالی آتی، رشته تحصیلی نیز مدنظر قرار گیرد.
۱۷۲.

بررسی رویکردهای جهانی برای معکوس کردن کاهش نرخ زاد و ولد و تأخیر ازدواج در نسل جدید

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۸ تعداد دانلود : ۲۷۱
امروزه بسیاری از کشورهای جهان با چالش های جمعیت شناختی کاهش نرخ زاد و ولد و تأخیر ازدواج مواجه هستند که می تواند منجر به پیری جمعیت و کمبود نیروی کار شود. ایران یکی از کشورهایی است که تحت تأثیر این روندها قرار گرفته است. هدف از این مطالعه شناسایی و بررسی سیاست های مؤثری است که باعث ترویج ازدواج و افزایش نرخ تولد در سطح جهانی می شود. یافته ها و تحلیل های به دست آمده می تواند به عنوان منبع ارزشمندی برای تشویق ازدواج در میان نسل جوان و افزایش نرخ زاد و ولد در کشور ما باشد. گردآوری این داده ها شامل بررسی سیستماتیک تحقیقات دانشگاهی معتبر، انتشارات دولتی و پایگاه های آماری کشورهای موفق در این چالش جهانی است که در دهه گذشته به این موضوع پرداخته اند. بر اساس اطلاعات جمع آوری شده، می توان گفت که مشوق های مالی مانند افزایش حقوق، تخفیف مالیاتی برای خانواده ها، مراقبت از کودکان با والدین شاغل و برنامه های حمایت اجتماعی مانند مرخصی سخاوتمندانه برای والدین و اولویت مسکن برای زوج ها از جمله سیاست های مؤثر هستند. همچنین، ترویج ازدواج با کمک ابتکاراتی مانند کمپین های آشنایی اجتماعی و استفاده از رسانه ها، آزادسازی رایگان دانش نامه برای متأهلین در دانشگاه های دولتی نام برد. این پژوهش گزینه های سیاست گذاری امیدوارکننده ای را برای ایران نشان می دهد و تطبیق این یافته ها با شرایط فرهنگی و مذهبی ایران و اجرای طرح های آزمایشی قبل از مقیاس بندی ملی، می تواند به معکوس کردن روند فعلی کمک کند.
۱۷۳.

کارآفرینی زنان و بهزیستی: چالش ها و فرصت ها در مسیر خود اشتغالی (یک مطالعه کیفی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۱۹۶
این پژوهش با بهره گیری از روش کیفی، به بررسی تجربه ی بهزیستی شخصی زنان کارآفرین تبریزی می پردازد که مسیر خوداشتغالی را در پیش گرفته اند. هدف مطالعه، تحلیل نحوه ی مواجهه این زنان با چالش ها و فرصت های موجود در مسیر کارآفرینی، همراه با حفظ و ارتقای بهزیستی آنان است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۰ زن کارآفرین که به صورت هدفمند انتخاب شده بودند، گردآوری و با استفاده از نرم افزار مکس کیودا تحلیل شد. تحلیل داده ها در چارچوب نظریه ی خودتعیین گری  انجام گرفت. یافته ها نشان می دهد که دو عامل اصلی در تقویت بهزیستی این زنان نقش داشته اند: (۱) معنویت و ایمان به عنوان منابعی برای تاب آوری و هدفمندی و (۲) تعادل میان کار و زندگی و کیفیت روابط خانوادگی به عنوان عناصر کلیدی بهزیستی. ورود به عرصه ی خوداشتغالی باعث افزایش حس خودمختاری و انعطاف پذیری این زنان شده و بهزیستی آن ها را از طریق بهبود سلامت جسمی، روابط خانوادگی و رضایت فردی تقویت کرده است. با این حال، آنان با چالش هایی چون استرس ناشی از تلاش برای ایجاد تعادل میان مسئولیت های شغلی و شخصی روبه رو بوده اند. نتایج همچنین نشان می دهد که آموزش های کارآفرینی نقش مهمی در افزایش انگیزه و موفقیت این زنان ایفا کرده و هم راستایی آن با مؤلفه های نظریه ی SDT در زمینه های خودمختاری، شایستگی و ارتباط اجتماعی مورد تأکید قرار گرفته است. این مطالعه با پرداختن به خلأهای موجود در درک بهزیستی زنان کارآفرین، به ادبیات پژوهشی این حوزه افزوده و بر اهمیت تاب آوری و لزوم حمایت های خاص، به ویژه از سوی همسر، تأکید می ورزد.
۱۷۴.

بررسی و نقد طلاق زوجه به استناد عسر و حرج ناشی از ضرب و شتم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۱۰۶
هدف، بخش های درخواست طلاق از سوی زوجه در موارد معدودی مورد پذیرش دادگاه قرار می گیرد. یکی از این موارد، دشوار شدن ادامه زندگی برای زوجه به نحوی است که قابل تحمل نباشد که از آن به عسروحرج تعبیر می شود. ازآنجاکه قانون، شرایط تحقق عسروحرج بر اثر ضرب وشتم را تعیین نکرده است، رویه قضایی نقش تعیین کننده برای تبیین این شرایط ایفا می کنند. روش پژوهش، در این پژوهش به شیوه تحلیلی به بررسی آرای یافت شده درخصوص تحقق یا عدم تحقق عسروحرج در پرونده هایی که ضرب وشتم مورد استناد زوجه قرارگرفته است، پرداخته شده و رویکرد دادگاه ها مورد نقد قرارگرفته است. درواقع مسئله اصلی پژوهش حاضر آن است که دادگاه ها چه معیارهایی را برای تشخیص عسروحرج ناشی از ضرب وجرح به کار می گیرند و آیا این معیارها مناسب و منصفانه هستند؟ یافته ها فرض مقاله آن است که معیارهایی نظیر محکومیت متعدد کیفری زوج و استمرار خشونت برای تشخیص موضوع عسروحرج ضروری نیستند و باید در بوته نقد قرارگرفته و بهبود یابند. چراکه خشونت معمولاً امری تصادفی نیست و یک بار محکومیت زوج به ضرب وجرح زوجه می تواند نشان دهنده رفتاری مستمر و خشونت آمیز در روابط میان زوجین باشد. نتیجه گیری پیشنهاد می شود که قانون گذار به ویژه در خصوص بار اثبات اعمال خشونت در خانواده اقدام به وضع مقرره و تسهیل این امر برای زوجه کند. اقدامات پیشگیرانه درخصوص طلاق از قبیل آموزش های مستمر زوجین برای ارتقای مهارت های زندگی و ارائه مشاوره های روانی و حقوقی مناسب و به موقع در کنار آموزش قضات نیز باید در اولویت نهادهای ذی ربط قرار گیرد و رعایت باشد این میزان از سخت گیری از سوی دادگاه ها به دلایل متعدد قابل انتقاد است. نخست آن که سیاست گذاری های نظام قانونگذاری در مقام دفاع از کیان خانواده و جایگاه زن بر این امر تأکید دارند که قوانین سخت گیرانه ای برای حفظ امنیت زن در خانواده باید وضع شود. عادلانه است که سهمی از این دشواری نیز بر دوش زوج قرار داده شود. بدین منظور می توان چه در رویه قضایی و چه در مقام اصلاح قانون، بار اثبات وقوع خشونت در خانواده را با توجه به قرائن و شواهد نوعی یا شخصی تعدیل کرد. به عنوان مثال هر گاه زن بتواند یک بار اعمال خشونت از سوی زوج را اثبات کرده و حکم محکومیت کیفری صادر شود در شکایت های بعدی به استناد آن که ظاهر عرفی موضوع نشان دهنده اعمال خشونت از سوی زوج است (با توجه به سابقه کیفری) بار اثبات عدم اقدام به خشونت به عهده مرد قرار بگیرد و زن از ارائه دلیل معاف شود یا نسبت به وی سخت گیری کمتری در اثبات موضوع انجام شود. تدابیری از این دست می تواند هم اثر پیشگیرانه در اعمال خشونت نسبت به زوجه در محیط خانواده را درپی داشته باشد و هم مسیر زوجه را در اثبات عسروحرج ناشی از ضرب وشتم هموا ر تر سازد. علاوه بر این استفاده از ابزارهای اثباتی که در اختیار دادگاه است می تواند در این مسیر اثباتی به کمک دادگاه بیاید. به عنوان مثال ارجاع موضوع به کارشناسان روان شناسی که شدت آسیب های روحی ناشی از ضرب وشتم را مورد بررسی قرار داده و به دادگاه گزارش کند می تواند به دادگاه در تشخیص وجود خشونت مستمر کمک شایان توجهی کنند. عدم توجه دادگاه به معیارهای شخصی و وضعیت خاص زوجه نیز موردانتقاد است. به نظر می رسد تشخیص عسروحرج در عبادات نیز امری کاملاً وابسته به شرایط و وضعیت خاص هر مکلف است. در امور حقوقی نمی توان تشخیص این وضعیت را به عهده مدعی آن دانست اما می توان به وضعیت خاص او توجه کرد. لذا در تحقق عسروحرج می توان به میزان تحصیلات، موقعیت شغلی، اعتقادات و باور ها، محل زندگی و باورهای خویشاوندان واطرافیان و نظایر آن نیز توجه داشت. این امر در آرای فعلی دادگاه ها عمدتاً مغفول واقع می شود.
۱۷۵.

راهبردهای انطباق پذیری با نقش های چندگانه در زنان سرپرست خانوار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۹۵
زنان سرپرست خانوار با وجود تحمل بار سنگین مسئولیت، هم چنان به خلق آینده ای روشن برای خود و فرزندانشان امیدوارند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی راهبردهای انطباق پذیری زنان سرپرست خانوار با نقش های چندگانه، به صورت کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. با توجه به معیارهای مشخص شده برای ورود به پژوهش، 12 زن سرپرست خانوار ساکن تهران به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شدند. یافته های پژوهش نشان داد زنان سرپرست خانوار برای مقابله با چالش های ناشی از ایفای نقش های متعدد از پنج راهبرد اصلی: مدیریت یکپارچه منابع، خوداتکایی، معنویت محوری، روحیه افزایی و فعال سازی شبکه حمایتی بهره می برند. نتایج نشان داد که این زنان با اتخاذ رویکردی فعالانه و با تکیه بر عاملیت فردی خود، به دنبال راهکارهایی برای بهبود شرایط زندگی خود هستند. مفاهیمی هم چون علاقه اجتماعی، مرزبندی و فعال سازی حمایت های بیرونی به عنوان ابعاد مهمی از این راهبردها مطرح شدند. زنان سرپرست خانوار با تقویت ارتباطات اجتماعی، تعیین مرزهای مشخص و بهره گیری از حمایت های موجود، توانسته اند بر چالش های خود غلبه کرده و کیفیت زندگی خود را بهبود بخشند. پژوهش حاضر نشان داد زنان سرپرست خانوار انطباق پذیر به جای پذیرش نقش قربانی، به صورت فعال در جست وجوی راهکارهایی برای بهبود شرایط خود هستند و از راهبردهای خلاقانه ای برای مقابله با مشکلات استفاده می کنند. یافته های این پژوهش می تواند در طراحی برنامه های مداخله ای مؤثر برای توانمندسازی زنان سرپرست خانوار مورد استفاده قرار گیرد.
۱۷۶.

رابطه باورهای غیر منطقی، تحریف های شناختی و اختلال شخصیت وابسته با نقش میانجی هم وابستگی در زنان دارای همسر بیمار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۰۱
این پژوهش با هدف ررسی رابطه باورهای غیرمنطقی، تحریف های شناختی و اختلال شخصیت وابسته با نقش میانجی هم وابستگی در زنان دارای همسر بیمار انجام شده است. برای این منظور از روش توصیفی-همبستگی استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان دارای همسر بیمار و آسیب دیده جسمانی و روانی شهر یاسوج در سال 1403 بودند که به دلیل نامشخص بودن حجم دقیق جامعه آماری و محدودیت های اجرایی در دسترسی به همه اعضای آن، با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 210 زن به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه شخصیت وابسته، پرسشنامه هم وابستگی هالیوک، پرسشنامه باورهای غیرمنطقی جونز، پرسشنامه تحریف های شناختی عبداله زاده و سالار بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون، آزمون رگرسیون همزمان و تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها نشان داد متغیرهای پیش بین وارد شده در الگو 30 درصد از واریانس اختلال شخصیت وابسته را تبیین می کنند و بیشترین سهم تبیین مربوط به متغیر هم وابستگی با 26 درصد است. با توجه به این که ضرایب بتای استاندارد متغیرهای هم وابستگی (302/0=β) و تحریف های شناختی (305/0=β) در سطح اطمینان 99 درصد معنادار بودند. بنابراین دو متغیر مذکور پیش بینی کننده های معنادار اختلال شخصیت وابسته بودند. علاوه بر این، نتایج حاصل از آزمون تحلیل مسیر نشان داد باورهای غیرمنطقی به صورت غیرمستقیم و تحریف های شناختی به صورت مستقیم و غیرمستقیم و از طریق متغیر هم وابستگی بر اختلال شخصیت وابسته اثر مثبت و معناداری دارند. بنابراین می توان گفت متغیر هم وابستگی در رابطه بین باورهای غیرمنطقی و تحریف های شناختی با اختلال شخصیت وابسته، نقش میانجی دارد.
۱۷۷.

تعهدات قراردادی و مسئولیت زوجه در فرض منع زوج از اشتغال(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۹۳
حسب ماده 1117 قانون مدنی و ماده 18 قانون حمایت خانواده مصوب 1353 شوهر می تواند در فرض تأیید دادگاه زن را از شغلی که منافی با مصالح خانوادگی باشد، منع نماید. در فرضی که تعهدات قراردادی زوجه قائم به شخص باشد، حدود امکان منع از جانب زوج، وضعیت التزام های زوجه و جبران خسارت حاصل شده به کارفرما محل بحث است. در ادبیات حقوقی کشورمان در رابطه با سه امر فوق تشتت آراء وجود دارد. یافته پژوهش حاضر که به صورت توصیفی-تحلیلی و بر اساس روش کتابخانه ای نگاشته شده، بر آن است اگر اشتغال زوجه به بقاء و کارکرد نکاح ضرری قابل توجه از نظر عرف وارد کند، منع از اشتغال حکم بوده و قرارداد بین زوجه و متعهدله باطل است و زن دارای مسئولیت مدنی هست. البته اگر علّت منع از جانب زوج پس از تشکیل قرارداد حادث شده باشد، عقد منفسخ می شود. در فرض اخیر در صورت تخلف از تعهد قراردادی و یا شرط مسئولیت، زوجه مسئولیت قراردادی خواهد داشت. در صورتی که آسیب وارد شده به نکاح و کارکرد آن از منظر عرف قابل اعتناء نباشد، منع از اشتغال حق مرد بوده و قرارداد پس از منع منفسخ می شود. در فرض اخیر زوجه نسبت به متعهدله تنها در صورتی که تصریح شده باشد، مسئولیت قراردادی دارد.
۱۷۸.

بررسی مفهوم سوژه، هویت و دیگری در نوشتار زنانه با تکیه بر آرای گرماس ( درخت گلابی، بزرگ بانوی روح من، جایی دیگر از گلی ترقی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۴۴
دوره معاصر بیش از هر چیز عصر فردیت است و موضوع هویت و خود در ادبیات داستانی نقش پررنگی دارد. از آنجایی که فرآیند شکل گیری هویت در زنان مسیری متفاوت از مردان در پیش می گیرد، این تفاوت در تولیدات ادبی زنانه مشهود می باشد. در واقع، بررسی نوشتار نویسندگان زن مستلزم در نظرگرفتن هویت جنسی خالق آنها است . الگوی کنشی پیشنهادی گرماس، یکی از شیوه های تحلیل سازه های یک متن روایی است که به تحلیل نقش سوژه و ارتباط شخصیت ها با یکدیگر به عنوان کنشگران داستان می پردازد. کنشگران یک نوشتار زنانه می توانند با ایجاد چالش های هویتی همسو یا ناهمسو، با جامعه به تعامل بپردارند یا علیه آن طغیان کنند. جستار حاضر با مطالعه داستان های کوتاه گلی ترقی به شیوه توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر آرای گرماس، در پی بررسی نقش کنشگر "سوژه" و مفهوم "هویت ارتباطی" یا "من چند پاره " در حوزه نوشتار زنانه است، بدان معنا که سوژه در راستای رسیدن به هویت از دست رفته خویش به رابطه ای تعاملی با دیگری می پردازند. بنابراین، در نوشتار زنانه، نوع دیگری از فردیت سوژه شکل می گیرد که می توان آن را هویت ارتباطی نامید. این امر به این معناست که زنان همواره در ارتباط با دیگران هویت خود را باز می یابند و «دیگری» نقش مهمی در شکل گیری آن دارد.
۱۷۹.

داستان پنهان انتقال اضطراب اجتماعی میان نسل ها (یک مطالعه فرا تحلیل)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۰ تعداد دانلود : ۱۶۴
اضطراب اجتماعی به عنوان یکی از رایج ترین اختلالات روانی در میان کودکان و نوجوانان، اغلب ریشه در الگوهای ارتباطی خانوادگی و سبک های والدگری دارد که از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود. هدف این پژوهش، بررسی نظام مند رابطه میان سبک های والدگری و انتقال بین نسلی اضطراب اجتماعی بر پایه شواهد تجربی طی دهه اخیر بود. بدین منظور، با استفاده از روش فرا تحلیل و تحلیل اسنادی، مقالات مرتبط از پایگاه های علمی معتبر بازیابی گردید. پس از غربال گری اولیه، از میان ۱۰۲ مقاله، تعداد ۱۸ مطالعه وارد مرحله ارزیابی کیفی شدند و نهایتاً ۹ مقاله که دارای معیارهای لازم از نظر روش شناسی و کیفیت داده بودند، در تحلیل نهایی گنجانده شدند. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار سی ام آ  صورت گرفت. نتایج نشان داد سبک های والدگری تأثیر قابل توجهی بر شکل گیری یا پیشگیری از اضطراب اجتماعی در کودکان دارند. سبک های سخت گیرانه، مستبدانه و تنبیهی با افزایش سطوح اضطراب اجتماعی در کودکان ارتباط مثبت و معنادار داشتند. در مقابل، سبک های مقتدرانه، پاسخگو و گرم، به صورت معناداری با کاهش نشانه های اضطراب اجتماعی هم بسته بودند. افزون بر این، اضطراب اجتماعی با پیامدهای منفی روان شناختی همچون کاهش عزت نفس، افزایش خشم و پرخاشگری و اختلال در روابط بین فردی همراه بود. یافته های این پژوهش بر اهمیت نقش والدین در ایجاد یا کاهش آسیب پذیری کودکان در برابر اضطراب اجتماعی تأکید می ورزد و بر لزوم طراحی مداخلاتی مبتنی بر آموزش والدگری سالم به عنوان بخشی از راهبردهای پیشگیری اولیه از این اختلال روانی صحه می گذارد.
۱۸۰.

زن در اندیشه های تفسیری فیض کاشانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۳۵
نقد و بررسی آرای اندیشمندان اسلامی در تفسیر آیات مرتبط با زنان، نقش و جایگاه این دانشمندان را در تنویر افکار و توسعه مبنایی مباحث مشخص می کند. فیض کاشانی از مفسران شیعی قرن یازدهم، به طرح مباحث نو و متفاوت با دیدگاه مشهور می پردازد. باتوجه به جایگاه ویژه اندیشه های فیض کاشانی در میان علمای مسلمان، پژوهش حاضر با استفاده از داده های کتابخانه ای و به روش تحلیلی-اسنادی نظریه های وی درباره مهمترین چالش های تفسیری در حیطه مطالعات زنان انجام شد. مهمترین یافته های جایگاه شناسانه این مفسر، حاکی از تقرب زنان به شهوات و مادیات، ضعف زن در نیروی عقل و تدبیر، طفیلی بودن خلقت زنان و کم بودن بانوان کامل است. مهمترین آرای تفسیری فیض کاشانی در بحث اجتماعی زنان عبارت است از: قوامیت مردان بر زنان به مثابه رابطه والی بر رعیت، کمتر بودن حق زنان نسبت به مردان، نسبی بودن سن بلوغ دختران، تمکین زن به معنای اطاعت عام از شوهر و انتساب سیادت ازسوی مادر. با رویکرد تحلیل انتقادی، برخی از آرای مذکور در تعارض با برخی آیات و روایات است و دسته ای دیگر بااستناد به قرائن قرآنی و روایی، صواب می باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان