ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸۱ تا ۲۰۰ مورد از کل ۶٬۸۳۹ مورد.
۱۸۱.

مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی با تحلیل رفتار متقابل بر تمایزیافتگی خود و راهبرد های حل تعارض زنان درگیر تعارض زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۶
هدف از انجام این پژوهش مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی با تحلیل رفتار متقابل بر تمایزیافتگی خود و راهبرد های حل تعارض زنان درگیر تعارض زناشویی بود. این تحقیق نیمه تجربی از نوع پیش آزمون_پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری زنان درگیر تعارض زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره خانواده منطقه 1 شهر گرگان در سال 1402 بودند. تعداد 45 زن به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش 1، طرحواره درمانی و گروه آزمایش 2 تحلیل رفتار متقابل را دریافت کردند، اما گروه گواه تا پایان پژوهش، مداخله ای دریافت نکرد. داده های پژوهش شده با تحلیل کوواریانس چندمتغیره توسط نرم افزار آماری SPSS نسخه 24 تحلیل شد. نتایج حاکی از آن بود که بین اثربخشی دو روش درمانی بر تمایزیافتگی خود (59/28F=) و راهبرد های حل تعارض (34/41F=) زنان تفاوت معنادار وجود دارد (05/0>p). به عبارتی تحلیل رفتار متقابل بر افزایش تمایزیافتگی خود و طرحواره درمانی بر کاهش راهبرد های حل تعارض اثربخشی بیشتر داشتند. بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت تحلیل رفتار متقابل به دلیل تمرکز بر اینجا و اکنون منجر به افزایش تمایزیافتگی خود و طرحواره درمانی با تاکید بر جایگزین کردن الگوهای رفتاری و شناختی سازگار، راهبرد های مخرب حل تعارض را کاهش می دهد. همچنین یافته دیگر پژوهش نشان داد که طرحواره درمانی نسبت به تحلیل رفتار متقابل اثربخشی بیشتری بر بهبود تاکتیک های حل تعارض در زنان درگیر تعارض زناشویی دارد. این یافته با نتایج پژوهش های فدائی مقدم و همکاران (1401)، کمالیان و همکاران (1399) و پارک و بایون (2018) هم سو است. در تبیین این یافته باید خاطر نشان کرد که طرحواره درمانی از طریق تغییر سبک های مقابله ای ناسازگار و طرحواره های ناسازگار دوران کودکی، ارائه تکنیک های شناختی و رفتاری و همچنین با تأکید بر جایگزین کردن الگوهای رفتاری و شناختی سازگار و کارآمد به جای سبک ها و راهبردهای مقابله ای ناکارآمد فرصتی را برای بهبود افکار فراهم می آورد. همچنین، طرحواره درمانی به افراد کمک می کند تا به جای الگوهای رفتاری برخاسته از طرحواره از سبک های مقابله ای سالم تری استفاده کنند و به جای اینکه طرحوار ه ها یک حقیقت مسلم بدانند که باید از آن پیروی کنند، آن ها را به صورت یک حقیقت مزاحم بنگرند (فدائی مقدم و همکاران، 1401). طرحواره درمانی به زنان آموزش می دهد هنگام بروز تعارض زناشویی کمتر با الگوهای رفتاری، شناختی و شخصیتی منفی و ناسازگارانه مانند تاکتیک های حمله و خشونت روانی در موقعیت ها درگیر شوند و با مقابله با این الگوها می توانند سبک های حل تعارض سالم تری را به کارگیرند (پارک و بایون، 2018). به علاوه می توان گفت که تحلیل رفتار متقابل بر لزوم رابطه با دیگران بر اساس واقعیت ها و نیز درنظرگرفتن افراد به طور واقعی و منحصر به فردشان و ایجاد نیت ها و انگیزه های مثبت نسبت به یکدیگر تأکید می کند که همه اینها تبادل های مکمل را ایجاد می کنند. زوج ها از طریق فهم و شناخت پیش نویس زندگی خود می توانند آسیب های ابتدایی را بهبود بخشند و از صحنه های قدیمی دوران کودکی رهایی یابند. با انجام این عمل زوج ها امکان می یابند که در وضعیت این زمانی و این مکانی به تمام منابع دوران بزرگ سالی که در اختیار دارند؛ تجهیز شوند که نشان دهنده اثربخشی مطلوب تحلیل رفتار متقابل بر بهبود تاکتیک های حل تعارض بود (دربانی و همکاران، 1398). استفاده از تصویرسازی ذهنی باعث شد فرد طرحواره های اصلی را شناخته، ریشه های تحولی آن را درک کرده و این ریشه ها را به زندگی فعلی خود ربط دهد نه ویژگی های شخصیتی. در تکنیک گفت وگوی خیالی، بروز هیجانات اصلی مثل خشم، زمینه را برای تخلیه هیجانی مهیا کرده و باعث فاصله گرفتن از طرحواره ها شد. تصویرسازی ذهنی به منظور الگوشکنی نیز باعث فاصله گرفتن از سبک های مقابله ای اجتناب و جبران افراطی و از سویی با استفاده از تکنیک نوشتن نامه زنان فرصتی برای بیان حقوقی و شناخت احساساتشان یافته که با کاهش احساست منفی همراه بود (کمالیان و همکاران، 1399). بنابراین می توان نتیجه گرفت که در آموزش مبتنی بر طرحواره درمانی با انجام تکنیک مذاکره خیالی ارائه شده، زنان فرا گرفتند با شناسایی طرحواره های ناسازگار دوران کودکی، با افرادی که باعث ایجاد طرحواره هایشان شده اند، گفتگو کرده و تعارضات را حل کنند، نسبت به تحلیل رفتار متقابل که تمرکزش بر اینجا و اکنون بنیان نهاده شده است، اثربخشی بیشتری بر بهبود الگوهای ناکارآمد حل تعارض دارد.
۱۸۲.

تحلیل انتقادی دیدگاه های مستشرقان درباره حجاب اسلامی در قرن اخیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۰۳
پوشش اسلامی به ویژه حجاب، یکی از مسائل چالش برانگیز در تاریخ مطالعات شرق شناسی بوده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی دیدگاه های مستشرقان درباره حجاب اسلامی در قرن اخیر به روش تحلیلی- انتقادی اسپریگنز، انجام شد. نتایج بررسی ها نشان داد که نقدهای مستشرقان بر پایه های غرض ورزانه و ایدئولوژیک قرار دارد نه تحلیل های علمی و عینی. رسانه ها، ابزار مؤثری در مقابله با این تبلیغات منفی شناخته می شوند تاجایی که می توانند با تغییر نگرش ها و تصورات اشتباه، فرهنگ حجاب اسلامی را تقویت نموده و به رفع شبهات موجود در مورد آن کمک کنند. همچنین نتایج نشان داد که مستشرقان، حجاب را نشانه ای از عقب ماندگی زنان مسلمان می دانند، درحالی که این پوشش، نمادی از هویت دینی و فرهنگی جوامع اسلامی است. در پژوهش حاضر راهکارهایی همچون ارزش گذاری غیرمستقیم دولت ها، هنجارسازی، نمادسازی، توجیه افکار عمومی نسبت به تحول در سبک زندگی برای ارتقای  آگاهی و مقابله با دیدگاه های منفی مستشرقان ارائه و به اهمیت استفاده از رسانه های جمعی برای ترویج و نهادینه سازی فرهنگ حجاب در دنیای معاصر تأکید شد.
۱۸۳.

واکاوی چگونگی پوشش زنان در داخل و خارج از منزل و انعکاس آن در آثار نقاشی دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۹۷
در دوره طولانی قاجار تاریخ پوشاک همواره بخشی از تاریخ تمدن و فرهنگ قاجار است که سهم مهمی در هویت فرهنگی ایران دارد؛ یکی از جنبه های مطالعاتی در زمینه پوشش زنان در دوره قاجار مطالعه لباس آنان در داخل و خارج از منزل است که در تصاویر نقاشی این دوره بازتاب داشته است. یکی از مسایل مهمی که در این دوره با فرهنگ و هویت اسلامی گره خورده است نحوه پوشش زنان است که در آثار نقاشی و عکاسی این دوره منعکس شده است. هدف از این مقاله بررسی نوع پوشش و بازنمایی شیوه پوشش زنان در بیرون از منزل و داخل آن است؛ این پژوهش با هدف معرفی فرهنگ پوشش و لباس زنان ایرانی با مطالعه متون و آثار مرتبط برجای مانده صورت پذیرفته است. سئوال اصلی پژوهش: پیکربندی پوشش زنان در لباس داخل و خارج از منزل چگونه بوده و شامل چه بخش هایی بوده است؟ روش پژوهش حاضر توصیفی – تحلیلی و تحقیق از نوع کیفی است و با توجه به متون نوشتاری و منابع تصویری این امر مورد بررسی قرار می گیرد. نتایج پژوهش نشان می دهد پیکربندی پوشش زنان در دوره قاجار از بخش های مختلفی تشکیل شده است و نمونه های واقعی آن وجود دارد که قابل تطبیق با نمونه های عکاسی و نقاشی به عنوان اسناد تصویری این دوره است. زنان ایرانی در بیرون از منزل از آزادی و تنوع پوشش برخوردار بوده ولی در خارج از منزل این پوشش تنها به چادر محدود می شده است . زنان ایرانی در دوره قجار بر اساس شواهد همواره بر زیبایی پوشش خویش تاکید داشته و این امر در هنر نقاشی و عکاسی این دوره نیز نمود پیداکرده است.
۱۸۴.

بررسی چالش مطلوبیت فرزندآوری با استنطاق از قرآن کریم(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۵
مسئله اصلی پژوهش، بررسی مطلوبیت و ارزش فرزندآوری از نگاه قرآن است. روش این پژوهش، ترکیبی از روش استنطاق شهید صدر و قواعد اصول فقه است که با محوریت سؤال اصلی، در قالب پرسش های متعدد از قرآن کریم اجرا گردید. ابتدا سؤال اصلی در مورد مطلوبیت فرزندآوری، از قرآن کریم پرسیده شد و سپس باتوجه به جواب و برای روشن شدن جوانب مختلف مسئله، پرسش های متناسب با نیاز روز، از قرآن استنطاق گردید. یافته ها نشان داد قرآن کریم، فرزند را هم به عنوان دشمن و هم نور چشم پدر و مادر ترسیم می کند. در منطق قرآن کریم، اصل فرزندآوری، مطلوب ضمنی دارد و با نگاه تربیتی نسبت به آینده فرزند همراه می باشد. هشدار این کتاب آسمانی به والدین نسبت به اثرپذیری ایمانی از فرزندان، اهمیت تربیت فرزند را دوچندان می نماید. فزونی تعداد فرزندان نیز ازنظر اجتماعی ارزشمند است و گاه شرایط اجتماعی ویژه، مطلوبیت فرزندآوری را افزایش می دهد. درنتیجه باید گفت که ضروری است در مدار محوریت فرزند صالح و تلاش در تحقق آن حرکت کرد.
۱۸۵.

رابطه باورهای غیر منطقی، تحریف های شناختی و اختلال شخصیت وابسته با نقش میانجی هم وابستگی در زنان دارای همسر بیمار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۴
این پژوهش با هدف ررسی رابطه باورهای غیرمنطقی، تحریف های شناختی و اختلال شخصیت وابسته با نقش میانجی هم وابستگی در زنان دارای همسر بیمار انجام شده است. برای این منظور از روش توصیفی-همبستگی استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان دارای همسر بیمار و آسیب دیده جسمانی و روانی شهر یاسوج در سال 1403 بودند که به دلیل نامشخص بودن حجم دقیق جامعه آماری و محدودیت های اجرایی در دسترسی به همه اعضای آن، با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 210 زن به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه شخصیت وابسته، پرسشنامه هم وابستگی هالیوک، پرسشنامه باورهای غیرمنطقی جونز، پرسشنامه تحریف های شناختی عبداله زاده و سالار بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون، آزمون رگرسیون همزمان و تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها نشان داد متغیرهای پیش بین وارد شده در الگو 30 درصد از واریانس اختلال شخصیت وابسته را تبیین می کنند و بیشترین سهم تبیین مربوط به متغیر هم وابستگی با 26 درصد است. با توجه به این که ضرایب بتای استاندارد متغیرهای هم وابستگی (302/0=β) و تحریف های شناختی (305/0=β) در سطح اطمینان 99 درصد معنادار بودند. بنابراین دو متغیر مذکور پیش بینی کننده های معنادار اختلال شخصیت وابسته بودند. علاوه بر این، نتایج حاصل از آزمون تحلیل مسیر نشان داد باورهای غیرمنطقی به صورت غیرمستقیم و تحریف های شناختی به صورت مستقیم و غیرمستقیم و از طریق متغیر هم وابستگی بر اختلال شخصیت وابسته اثر مثبت و معناداری دارند. بنابراین می توان گفت متغیر هم وابستگی در رابطه بین باورهای غیرمنطقی و تحریف های شناختی با اختلال شخصیت وابسته، نقش میانجی دارد.
۱۸۶.

تحلیل مقایسه ای زیبایی شناسی انتشار عکس از «خود» در شبکه اجتماعی اینستاگرام در دو نسل مادران و دختران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۵۴
در سال های اخیر مفهوم نسل، موضوعات و تفاوت های نسلی بنا به تحولات ساختاری، اجتماعی و فرهنگی در کنار تغییرات نهادی همچون رسانه های جمعی و تکنولوژی های نوپدید اجتماعی صورت بندی دوباره ای یافته و تغییرات چشمگیری در نسل های مختلف جامعه همچون دیداری شدن نمادهای منزلتی و هویتی ایجاد شده که در تعریف و تصور نسل های مختلف زنان از خود و بدن زنانه اثرگذار بوده است. بر این اساس، هدف مقاله حاضر تحلیل مقایسه ای زیبایی شناسی انتشار عکس از خود در شبکه اجتماعی اینستاگرام در دو نسل مادران و دختران ایرانی است. جهت دست یافتن به این مهم و کشف مضامین مرتبط با صورت بندی جدید نسلی، با استفاده رویکرد کیفی با 20 نفر از دو نسل مادران و دختران مصاحبه عمیق انجام شد. یافته های پژوهش منجر به شناسایی 3 مضمون اصلی «کرِشم یا ژست»، «لباس» و «مکان»، حول مضمون فراگیر «مادران سنتی و دختران امروزی» به دست آمد. در واقع، بر پایه مضمون فراگیر می توان گفت که نسل مادران بیشتر بر مضامین و تم های سنتی وابستگی دارند، آرمان زیبایی شناسی این نسل همچنان ریشه در گذشته و اصالت دارد و اصالت است که زیباست. در حالی که در قطب مخالف، دختران نسل متفاوت را رقم زده و خیلی زود به پیشواز تفاوت نسلی رفته اند. زیبایی از منظر دختران نه در اصالت و سنت ها بلکه بر تغییر و بهره گیری از عناصر مدرن، فضاهای پست مدرن و فردگرایی افراطی متمرکز شده است.
۱۸۷.

تعهدات قراردادی و مسئولیت زوجه در فرض منع زوج از اشتغال(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۴۹
حسب ماده 1117 قانون مدنی و ماده 18 قانون حمایت خانواده مصوب 1353 شوهر می تواند در فرض تأیید دادگاه زن را از شغلی که منافی با مصالح خانوادگی باشد، منع نماید. در فرضی که تعهدات قراردادی زوجه قائم به شخص باشد، حدود امکان منع از جانب زوج، وضعیت التزام های زوجه و جبران خسارت حاصل شده به کارفرما محل بحث است. در ادبیات حقوقی کشورمان در رابطه با سه امر فوق تشتت آراء وجود دارد. یافته پژوهش حاضر که به صورت توصیفی-تحلیلی و بر اساس روش کتابخانه ای نگاشته شده، بر آن است اگر اشتغال زوجه به بقاء و کارکرد نکاح ضرری قابل توجه از نظر عرف وارد کند، منع از اشتغال حکم بوده و قرارداد بین زوجه و متعهدله باطل است و زن دارای مسئولیت مدنی هست. البته اگر علّت منع از جانب زوج پس از تشکیل قرارداد حادث شده باشد، عقد منفسخ می شود. در فرض اخیر در صورت تخلف از تعهد قراردادی و یا شرط مسئولیت، زوجه مسئولیت قراردادی خواهد داشت. در صورتی که آسیب وارد شده به نکاح و کارکرد آن از منظر عرف قابل اعتناء نباشد، منع از اشتغال حق مرد بوده و قرارداد پس از منع منفسخ می شود. در فرض اخیر زوجه نسبت به متعهدله تنها در صورتی که تصریح شده باشد، مسئولیت قراردادی دارد.
۱۸۸.

بررسی مفهوم سوژه، هویت و دیگری در نوشتار زنانه با تکیه بر آرای گرماس ( درخت گلابی، بزرگ بانوی روح من، جایی دیگر از گلی ترقی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۹۶
دوره معاصر بیش از هر چیز عصر فردیت است و موضوع هویت و خود در ادبیات داستانی نقش پررنگی دارد. از آنجایی که فرآیند شکل گیری هویت در زنان مسیری متفاوت از مردان در پیش می گیرد، این تفاوت در تولیدات ادبی زنانه مشهود می باشد. در واقع، بررسی نوشتار نویسندگان زن مستلزم در نظرگرفتن هویت جنسی خالق آنها است . الگوی کنشی پیشنهادی گرماس، یکی از شیوه های تحلیل سازه های یک متن روایی است که به تحلیل نقش سوژه و ارتباط شخصیت ها با یکدیگر به عنوان کنشگران داستان می پردازد. کنشگران یک نوشتار زنانه می توانند با ایجاد چالش های هویتی همسو یا ناهمسو، با جامعه به تعامل بپردارند یا علیه آن طغیان کنند. جستار حاضر با مطالعه داستان های کوتاه گلی ترقی به شیوه توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر آرای گرماس، در پی بررسی نقش کنشگر "سوژه" و مفهوم "هویت ارتباطی" یا "من چند پاره " در حوزه نوشتار زنانه است، بدان معنا که سوژه در راستای رسیدن به هویت از دست رفته خویش به رابطه ای تعاملی با دیگری می پردازند. بنابراین، در نوشتار زنانه، نوع دیگری از فردیت سوژه شکل می گیرد که می توان آن را هویت ارتباطی نامید. این امر به این معناست که زنان همواره در ارتباط با دیگران هویت خود را باز می یابند و «دیگری» نقش مهمی در شکل گیری آن دارد.
۱۸۹.

جایگاه اسطورهای، تربیتی و روانشناسانه داستان سیاوش و سودابه در شاهنامه فردوسی و همانندهای جهانی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۸۴
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناخت و تحلیل جایگاه اسطوره ای، تربیتی و روان شناختی داستان سیاوش و سودابه در شاهنامه فردوسی و همچنین شناسایی و بررسی همانندهای جهانی این داستان انجام شد. روش پژوهش: این مطالعه به روش تحلیلی-اسنادی آثار مکتوب مرتبط با موضوع پژوهش انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان داد شخصیت سیاوش در شاهنامه، به مثابه نماد پاکی و طهارت ذاتی، مشابهت های ساختاری و معنایی بارگی با چهره هایی همچون حضرت یوسف(ع) و حضرت ابراهیم(ع) دارد؛ به گونه ای که با وجود تهمت های ناروا، اسارت و مرگ در غربت را می پذیرد، اما در برابر وسوسه های گناه آلود سودابه مقاومت می کند و برای اثبات بی گناهی، آزمون سخت گذر از آتش را متحمل می شود. این داستان در اساطیر ملل دیگر نیز همانندهایی دارد که از جمله می توان به سرگذشت «راما و سیتا» در اساطیر هند، «جو وانگ و سودا گی» در اساطیر چین و «فدر و هیپولیت» در اساطیر یونان اشاره کرد. از منظر روان شناسی نیز شخصیت های اصلی این داستان با مفاهیم نهاد، من و فرامن در نظریه روانکاوی قابل انطباق هستند. پرورش سیاوش، نمودی از کهن الگوی «پیر دانا» و آزمون های او، نمونه ای از «آزمون قهرمان» است. همچنین شخصیت سودابه تجلی گر «آنیمای منفی» است. نتیجه گیری: داستان سیاوش و سودابه در شاهنامه فردوسی، روایتی فراتر از یک تراژدی است که دربردارنده لایه های پنهان اسطوره ای، تعلیمی و روان شناختی است. این داستان ضمن برخورداری از وجوه مشترک با اساطیر ملل مختلف، به مثابه الگویی برای تربیت اخلاقی و تحلیل کهن الگویی شخصیت ها قابل بررسی است.
۱۹۰.

ساخت و اعتبارسنجی مقیاس خوداثربخشی در انتخاب همسر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۱۳
موقعیت انتخاب همسر از خطیرترین مراحل زندگی انسان است. پیامدهای خوداثربخشی سازنده یا مخرب افراد در این موقعیت می تواند بر تمام آینده فرد اثرگذار باشد. پژوهش حاضر باهدف ساخت و اعتبارسنجی مقیاس خوداثربخشی در انتخاب همسر به روش غیرآزمایشی از نوع همبستگی انجام شد. جامعه آماری شامل افراد حاضر در شبکه اجتماعی ایتا بود که باروش نمونه گیری در دسترس تعداد 228 نفر از ایشان انتخاب شدند و به مقیاس های خوداثربخشی در انتخاب همسر و خودکارآمدی در انتخاب همسر پاسخ دادند. برای تعیین اعتبار پرسش نامه از روش آلفای کرونباخ و دونیمه سازی و برای تعیین روایی سازه از روش همبستگی و تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد. داده های به دست آمده به کمک نسخه 24 نرم افزار آماری SPSS، با روش های همبستگی پیرسون، آزمون دونیمه سازی و تحلیل عاملی اکتشافی تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که مقیاس خوداثربخشی در انتخاب همسر، هفت عامل دارد که عبارتند از: خوداثربخشی شناختی، خوداثربخشی ارتباطی، خودتنظیمی هیجانی، تردید در انتخاب، مواجهه جرأت مندانه، انتخاب هدفمند و خودتنظیمی شناختی. آلفای کرونباخ 95/0 نشان دهنده اعتبار مناسب این مقیاس است. براساس یافته های پژوهش می توان گفت که این مقیاس خوداثربخشی در انتخاب همسر، اعتبار و روایی مناسبی دارد و عوامل منسجمی از آن به دست می آید که می توان با کاربرد آن، خوداثربخشی افراد را در ازدواج بررسی و در فعالیت های بالینی، آموزشی و پژوهشی از آن استفاده کرد.
۱۹۱.

کار و خانه: پدیدارشناسی تجربه زیسته و روایت زنان شاغل از کار خانگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۳۵
با وجود تغییرات گسترده اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در دهه های اخیر، کار خانگی همچنان به عنوان وظیفه اصلی و هنجار فرهنگی برای بسیاری از زنان، حتی زنان شاغل باقی مانده است. مسئولیت های اجتماعی و خانوادگی این گروه از زنان، تأثیرات عمیقی بر کیفیت زندگی شخصی و حرفه ای، رضایت مندی و سلامت روانی و اجتماعی آنان دارد. در این چارچوب، پژوهش حاضر به شیوه پدیدارشناسانه، تجربه زیسته و روایت زنان شاغل از کار خانگی و نحوه مواجهه آن با دوگانگی نقش و پیامدهای آن را بررسی می کند. بیان نظری موضوع با ارجاع به نظریه نقش های اجتماعی، تعارض نقشی و تحلیل و تفسیر نظریه فمینیستی از نابرابری جنسیتی صورت بندی شد. از نظر روش، این مطالعه با رویکرد کیفی پدیدارشناسی تفسیری و با استفاده از تکنیک مصاحبه عمیق با 15 نفر از زنان شاغل در بخش دولتی و خصوصی شهر مریوان که به شیوه هدفمند و نظری انتخاب شدند، به اجرا درآمد. یافته ها نشان داد «خانه داری به مثابه یک مسئولیت گریزناپذیر» بخشی از هویت اجتماعی دوگانه زنان شاغل تلقی می شود. درنتیجه این موقعیت متضاد آن ها با تجربه «فشار نقش و رنج های دوگانه کاری» مواجه هستند. یافته ها همچنین بیانگر این است که کار خانگی اگرچه به عنوان تکلیف زنانه تحت سیطره «سنت های مردسالارانه» به زنان تحمیل می شود، اما در مقابل اشتغال برای آنان انتخابی آزادانه و به مثابه «ابزاری برای مقاومت» عمل می کند. تغییر در موقعیت زنان مستلزم تحقق برابری جنسیتی از طریق گام های تدریجی به سوی تغییر ساختار و فرهنگ مشارکتی و برابری خواهانه است.
۱۹۲.

واکاوی پوشاک بانوان ترکمن در تحلیل خود و دیگری از منظر یوری لوتمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۷۲
استان گلستان به علت وجود اقوام متعدد، دارای بار فرهنگیِ غنی می باشد. زنان کارآفرین ترکمن، از طریق تولید هنرشان مانند بافت پارچه های دستباف، تولید فرش، دوخت سوزن دوزی، ساخت زیورآلات سنتی و دست ساز در کشورهایی از جمله چین، ترکیه، آلمان، ایتالیا در نمایشگاه ها شرکت کرده و همین حضور گسترده و مداوم، منجر به تغییر بخش مهمی از پوشاک آنها شده است. هدف از این پژوهش یافتن پاسخ به این پرسش است که از منظر نشانه شناسی فرهنگی، بازنمایی فرهنگ «خود» و فرهنگ «دیگری» در نظام پوشاک زنان ترکمن چگونه است؟ روش پژوهش کیفی توصیفی- تحلیلی است و در تجزیه اطلاعات از رویکرد نشانه-شناسی یوری لوتمان استفاده شده است. نظام نشانه ای تلاش دارد تا با تحلیل خود و دیگری عناصر تغییرپذیری و اصلاح زندگی از عشیره ای به شهرنشینی را در دنیای مدرن بررسی و مطالعه نماید. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد می باشد که تحولات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی، به عنوان محرک اصلی جریان تحولات پوشاک در بین ترکمن ها نقش بسیار موثری را ایفا نموده است. داد و ستد، تکنولوژی، شبکه های اجتماعی و گسترش شهرنشینی از عوامل مهم قدرت فرهنگی هستند. که منجر به ایجاد زمینه ورود «دیگری فرهنگی» و بسترساز تحول فرهنگی بوده و در نهایت باعث تغییر رمزگان های فرهنگ اقوام گشته و به تبع آن نظام پوشاک را نیز متحول کرده است. در نهایت طبقه فرادست نسبت به طبقه فرودست تغییر از درون را به علت تغییر سبک زندگی راحتتر پذیرفته اند.
۱۹۳.

داستان پنهان انتقال اضطراب اجتماعی میان نسل ها (یک مطالعه فرا تحلیل)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۵ تعداد دانلود : ۱۲۴
اضطراب اجتماعی به عنوان یکی از رایج ترین اختلالات روانی در میان کودکان و نوجوانان، اغلب ریشه در الگوهای ارتباطی خانوادگی و سبک های والدگری دارد که از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود. هدف این پژوهش، بررسی نظام مند رابطه میان سبک های والدگری و انتقال بین نسلی اضطراب اجتماعی بر پایه شواهد تجربی طی دهه اخیر بود. بدین منظور، با استفاده از روش فرا تحلیل و تحلیل اسنادی، مقالات مرتبط از پایگاه های علمی معتبر بازیابی گردید. پس از غربال گری اولیه، از میان ۱۰۲ مقاله، تعداد ۱۸ مطالعه وارد مرحله ارزیابی کیفی شدند و نهایتاً ۹ مقاله که دارای معیارهای لازم از نظر روش شناسی و کیفیت داده بودند، در تحلیل نهایی گنجانده شدند. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار سی ام آ  صورت گرفت. نتایج نشان داد سبک های والدگری تأثیر قابل توجهی بر شکل گیری یا پیشگیری از اضطراب اجتماعی در کودکان دارند. سبک های سخت گیرانه، مستبدانه و تنبیهی با افزایش سطوح اضطراب اجتماعی در کودکان ارتباط مثبت و معنادار داشتند. در مقابل، سبک های مقتدرانه، پاسخگو و گرم، به صورت معناداری با کاهش نشانه های اضطراب اجتماعی هم بسته بودند. افزون بر این، اضطراب اجتماعی با پیامدهای منفی روان شناختی همچون کاهش عزت نفس، افزایش خشم و پرخاشگری و اختلال در روابط بین فردی همراه بود. یافته های این پژوهش بر اهمیت نقش والدین در ایجاد یا کاهش آسیب پذیری کودکان در برابر اضطراب اجتماعی تأکید می ورزد و بر لزوم طراحی مداخلاتی مبتنی بر آموزش والدگری سالم به عنوان بخشی از راهبردهای پیشگیری اولیه از این اختلال روانی صحه می گذارد.
۱۹۴.

زن در اندیشه های تفسیری فیض کاشانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۸۸
نقد و بررسی آرای اندیشمندان اسلامی در تفسیر آیات مرتبط با زنان، نقش و جایگاه این دانشمندان را در تنویر افکار و توسعه مبنایی مباحث مشخص می کند. فیض کاشانی از مفسران شیعی قرن یازدهم، به طرح مباحث نو و متفاوت با دیدگاه مشهور می پردازد. باتوجه به جایگاه ویژه اندیشه های فیض کاشانی در میان علمای مسلمان، پژوهش حاضر با استفاده از داده های کتابخانه ای و به روش تحلیلی-اسنادی نظریه های وی درباره مهمترین چالش های تفسیری در حیطه مطالعات زنان انجام شد. مهمترین یافته های جایگاه شناسانه این مفسر، حاکی از تقرب زنان به شهوات و مادیات، ضعف زن در نیروی عقل و تدبیر، طفیلی بودن خلقت زنان و کم بودن بانوان کامل است. مهمترین آرای تفسیری فیض کاشانی در بحث اجتماعی زنان عبارت است از: قوامیت مردان بر زنان به مثابه رابطه والی بر رعیت، کمتر بودن حق زنان نسبت به مردان، نسبی بودن سن بلوغ دختران، تمکین زن به معنای اطاعت عام از شوهر و انتساب سیادت ازسوی مادر. با رویکرد تحلیل انتقادی، برخی از آرای مذکور در تعارض با برخی آیات و روایات است و دسته ای دیگر بااستناد به قرائن قرآنی و روایی، صواب می باشد.
۱۹۵.

شمایل شناسی جایگاه زن در نگاره اخراج آدم و حوا از بهشت در فالنامه طهماسبی (962-967 ق) با آرای اروین پانوفسکی (1892-1968 م)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۷ تعداد دانلود : ۲۲۲
شاه طهماسب صفوی در نیمه دوم حکومتش راه افراطی گری را در پیش گرفت و زنان را خانه نشین کرد. فالنامه طهماسبی (962-967 ق) به سفارش شاه طهماسب نگارش شد. اروین پانوفسکی (1968-1892 م) از پژوهشگران تاریخ هنر است که رویکرد شمایل شناسی را روشمند کرد. او سه سطح معنایی برای خوانش اثر هنری قائل شد که در آن، محقق به دنبال ارزش های نمادین یک جامعه است که هنرمند ناخودآگاه در اثرش بازتاب می دهد. این پژوهش در پی پاسخ به این سؤال است که با توجه به آرای پانوفسکی چه باور نهادینه شده ای درباره زن در نگاره اخراج آدم و حوا از بهشت در فالنامه طهماسبی بازتاب یافته است. هدف پژوهش، ریشه یابی باورهای دوره شاه طهماسب درباره جایگاه زن و بازتاب آن در این نگاره در فالنامه طهماسبی است. پژوهش به شیوه کیفی و تطبیقی-تحلیلی انجام می گیرد و هدف آن بنیادی است. روش جمع آوری مطالب کتابخانه ای است و با رویکرد شمایل شناسانه صورت گرفته است. نمونه آماری، نگاره اخراج آدم و حوا از بهشت در فالنامه طهماسبی است. مطابق نتایج، نگاره متأثر از قرآن است، اما عناصری در آن (حالت سرزنشگر آدم نسبت به حوا، طاووس، مار-اژدها) هستند که در قرآن نیامده است. پس نگارگر از متون دیگری الهام گرفته است که برگرفته از منابع باستانی اند. ریشه محدودیت های زنان در این دوره را می توان باورهای افراطی دانست که از استحاله های کهنی مانند جنگ دو جنسیت نرینه و مادینه، انجام گناه نخستین توسط حوا و سرزنش جنس زن می آید؛ بنابراین نگاره به منزله سندی است که بازتاب دهنده این باورها درباره زن در جامعه مردسالار عصر شاه طهماسب است.
۱۹۶.

نقش حمایت عاطفی خانواده در کیفیت زندگی زناشویی (از منظر زنان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۲۶
کیفیت زندگی زناشویی، برای افراد دارای اهمیت بسیاری است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی درک زنان از ماهیت حمایت عاطفی در خانواده و نقش و اهمیت آن در کیفیت زندگی زناشویی است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش داده بنیاد صورت گرفت. با توجه به اشباع نظری داده ها، نمونه مورد پژوهش شامل 16 نفر از زنان متاهل مناطق 9 و 10 شهر تهران بود که در دامنه سنی 20 تا 45 سال قرار داشتند. این افراد به روش نمونه گیری هدف مند و به شیوه در دسترس و دارا بودن ملاک ورود به تحقیق از جمله رضایت از زندگی زناشویی در سال 1400 انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه انریچ و مصاحبه اکتشافی نیمه ساختار یافته، گرداوری و تنظیم شد. یافته های تحقیق شامل 94 کد باز، 10 کد محوری و کد انتخابی "حمایتی-عاطفی خانواده".است. عوامل بسترساز شامل سرمایه های روانشناختی فردی مانند اقتدار و خویشتن داری، معناهای شخصی در ازدواج مانند معنای صمیمیت و معنای تحکیم بخشی در رابطه و پویایی های بین فردی مانند تصمیم گیری مشترک و مدیریت حل تعارض بود. عوامل مداخله گر شامل عوامل فرهنگی و اجتماعی مانند سبک زندگی حمایت گرانه بود که در حمایت عاطفی افراد در خانواده نقش داشتند. عواملی مانند دخالت اطرافیان و سبک زندگی متعصبانه، موانع موجود بر کاهش عملکرد عاطفی خانواده شناسایی شد. راهبردهای شناسایی شده شامل تعالی بخشی مانند تعالی خود و خانواده، آرامش بخشی مانند محبت کردن، مهارت یابی و زندگی آگاهانه مانند مهارت گفتگو و مهارت حل تعارض بود. این راهبردها موجب پیامدهای فردی مانند شادکامی، خودارزشمندی و امیدواری و پیامدهای بین فردی مانند احساس امنیت وخرسندی در رابطه بود. با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که حمایت عاطفی در خانواده دارای پیامدهایی است که پیامد اولیه آن شامل افزایش انعطاف پذیری و سازگاری در خانواده و پیامد ثانویه آن شامل افزایش کیفیت زندگی و کاهش عوامل گسست در خانواده است. این عوامل سلامت روان افراد و شکل گیری زندگی مطلوب خانوادگی و اجتماعی را به دنبال دارد و نیازمند توجه درمانگران و مشاوران برای افزایش سلامت و پیشبرد اهداف جامعه می باشد.
۱۹۷.

تأثیر احیای صنایع دستی بر توانمندسازی زنان روستایی (مطالعه موردی: روستاهای هدف گردشگری منطقه الموت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۸۱
یکی از موضوعات کلیدی مورد بحث برای زنان در کشورهای درحال توسعه، توانمندسازی زنان روستایی و چگونگی افزایش توانمندی و نقش آن ها در توسعه مناطق روستایی است. توجه به نقش زنان و بحث های جنسیتی و شناسایی عوامل و محرک های مؤثر بر توانمندسازی زنان در بسترهای توسعه روستایی می تواند تأثیر بسزایی در فرایندهای توسعه و اتخاذ سیاست های مربوط داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر احیای صنایع دستی بر توانمندسازی زنان روستایی در روستاهای منطقه الموت استان قزوین انجام شد. این پژوهش به لحاظ پارادایم کمی، از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش علی-ارتباطی است. جامعه آماری پژوهش تمامی زنان روستایی فعال در حوزه صنایع دستی است و حجم نمونه به روش نمونه گیری تصادفی ۱۰۰ نفر برآورد شد. برای بررسی داده های پژوهش، بعد از تحلیل توصیفی با استفاده از نرم افزار SPSS-22 و PLS-3 و با کمک معادلات ساختاری به بررسی فرضیات پرداخته شد. نتایج رویکرد مدلسازی معادله های ساختاری گویای آن است که احیای صنایع دستی در ابعاد روانی (812/0=β)، اجتماعی (682/0=β) و اقتصادی (321/0=β)، تأثیر مثبت و معناداری بر توانمندی زنان روستایی منطقه مورد مطالعه دارد؛ بنابراین برای افزایش توانمندی زنان روستایی در منطقه مورد مطالعه و سایر مناطق روستایی کشور، لازم است به این عوامل نیز توجه کافی صورت گیرد.
۱۹۸.

بررسی کیفی عوامل مؤثر بر کیفیت زناشویی در نومتاهلین: یک مطالعه پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۱۰۰
هدف: کیفیت زناشویی مولفه ای روانشناختی است امکان ارزیابی ذهنی از میزان توافق نسبی زوجین درباره مسائل مهمی چون مشارکت در فعالیت های زندگی زناشویی و ابراز محبت به یکدیگر فراهم می کند و منعکس کننده سازگاری، رضایت، شادکامی، یکپارچگی و تعهد زناشویی است. هدف از پژوهش حاضر بررسی کیفی عوامل موثر بر کیفیت زناشویی نومتاهلین بود. روش: طرح پژوهش حاضر، کیفی از نوع پدیدارشناسی توصیفی با کمک روش هفت مرحله ای کلایزی بود. نومتاهلین به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و نمونه گیری تا مرحله اشباع شدن ادامه یافت. جمع آوری اطلاعات از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته بر روی 11 نفر انجام شد. نتایج: یافته ها نشان داد که هفت مقوله ی گسترش خزانه تجربی، انعطاف پذیری، درس گرفتن از پیامدهای رفتار، شروط خودتعیین گری قبل از ازدواج، آگاهی رشد دهنده، تلاش برای افزایش علاقه همسر نسبت به خود و معنویت به عنوان عوامل موثر بر کیفیت زناشویی نومتاهلین در جهت بهبود روابط آن ها نقش دارند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده، یافته های این پژوهش می تواند در ارائه اطلاعات، آموزش به نومتاهلین و مداخلات مشاوره ای جهت بهبود کیفیت زناشویی نومتاهلین موثر واقع شود.
۱۹۹.

اثر بخشی آموزش برنامه مهارت های ارتباطی همسران بر کاهش آزار عاطفی و تعدیل انتظارات زناشویی: زنان متأهل ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۸ تعداد دانلود : ۲۳۸
هدف پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی برنامه مهارت های ارتباطی همسران به روش مینه سوتا برکاهش آزار عاطفی و تعدیل انتظارات زناشویی زنان متأهل بود. روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه لیست انتظار و دوره پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش، از زنان متأهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روانشناسی شهر مشهد تشکیل می شد، که از بین آن ها با بررسی ملاک های ورود و نمرات پرسشنامه، 30 نفر به صورت نمونه انتخاب شدند، و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش(15 نفر) و گروه کنترل(15 نفر) جایگزین شدند. به گروه آزمایش، 8 جلسه90 دقیقه ای برنامه مهارت های ارتباطی همسران داده شد..نتایج تفاوت معناداری میان گروه آزمایش و گروه لیست انتظار نشان دادند، بدین صورت که دوره آموزشی مهارت های ارتباطی همسران موجب کاهش آزار عاطفی و تعدیل انتظارات زناشویی شد، و این تأثیرات در دوره پیگیری نیز تداوم داشت.
۲۰۰.

مطالعه پدیدارشناسی موانع اشتغال زنان دارای معلولیت شهرستان خرم آباد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۲۸
هدف پژوهش حاضر شناسایی موانع اشتغال زنان دارای معلولیت در شهرستان خرم آباد است. روش پژوهش حاضر از نوع کیفی و پدیدارشناسی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل زنان دارای معلولیت شهرستان خرم آباد بوده است. در بخش نمونه گیری، با استفاده از نمونه گیری هدفمند، داده های پژوهش با 28 مصاحبه با زنان دارای معلولیت به اشباع نظری رسید. به منظور جمع آوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شده است، همچنین برای تحلیل یافته ها از نرم افزار مکس کیودی اِی و تحلیل تِماتیک و کدگذاری استفاده شده است. در نهایت یافته های پدیدارشناختی مبتنی بر تجربه زیسته زنان دارای معلولیت شهرستان خرم آباد نشان داد که یازده ریشه و بٌن مایه اساسی به عنوان موانع اشتغال زنان دارای معلولیت این شهرستان وجود دارد که عبارتند از: بٌن مایه های مسائل روانی و فردی، ناکارآمدی سازمانی، آموزش نامناسب، فضاسازی اجتماعی نامناسب، تبعیض و نابرابری، داغ ننگ، اقلیت شدگی و اِنزوای اجتماعی، ناکارآمدی نهاد خانواده، فقدان امنیت اجتماعی، ضعف انجمن های حمایت کننده و فرسایش سرمایه اجتماعی. هر کدام از عوامل یاد شده به صورت مستقیم و غیرمستقیم اشتغال زنان دارای معلولیت را تحت تأثیر قرار داده و زیست زنان دارای معلولیت شهرستان خرم آباد را با چالش اساسی مواجه کرده اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان