فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۴۱ تا ۲٬۰۶۰ مورد از کل ۶٬۶۳۰ مورد.
تاثیر ادراک دشواری کار بر کیفیت زندگی پرستاران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو، به منظور پیش بینی کیفیت زندگی پرستاران و بر اساس ادراک دشواری کار انجام شده است. نمونه پژوهش را 132 پرستار شاغل در بیمارستان های شهر شیراز (شامل 114 نفر زن و 18 نفر مرد) تشکیل می دهند و برای اندازه گیری متغیرهای پژوهش نیز ازیک پرسش نامه پژوهش گر ساخته به منظور بررسی میزان دشواری کار و مقیاس کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی استفاده شد. پایایی ابزارها با استفاده از ضریب آلفای کرون باخ و روایی آن ها به روش تحلیل عاملی به دست آمده است.نتایج نشان می دهد میزان سال های خدمت، پیش بینی کننده کیفیت زندگی در گروه مورد بررسی نیست و پرستارانی که دشواری کار بیش تری را ادراک می کنند، با برخورداری کم تراز سلامت روان شناختی، نسبت به محیط زندگی خود دیدی منفی دارند. نتایج این پژوهش با توجه به یافته های پژوهش گران دیگر در این زمینه مورد بررسی قرار گرفته و پیشنهادهایی برای انجام پژوهش های بیش تر ارایه شده است.
اثربخشی آموزش مهارت های برقراری ارتباط مؤثر بر بهزیستی شخصی زنان متأهل شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف اثربخشی آموزش مهارت های برقراری ارتباط مؤثر بر بهزیستی شخصی زنان متأهل شهر تهران انجام شد. طرح پژوهش نیمه تجربی با استفاده از طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش، کلیه زنان متاهل شهر تهران را در بر می گیرد که طی سال 1392 با مراجعه به مراکز مشاوره، خواستار دریافت خدمات مشاوره ای بودند. از بین داوطلبان واجد شرایط به روش تصادفی ساده 30 نفر انتخاب و با استفاده از جایگزینی تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. جلسات آموزشی آنها طی 10 جلسه 2 ساعته برگزار شد و در خاتمه هر دو گروه مجدداً مورد آزمون قرار گرفتند. ابزار پژوهش پرسشنامه بهزیستی شخصی 9 سؤالی کامینز و لو (2006) بود. به منظور تحلیل داده ها از آزمون های تحلیل کوواریانس و اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که آموزش مهارت های برقراری ارتباط مؤثر، بهزیستی شخصی زنان را به طور معناداری در پس آزمون و آزمون پیگیری افزایش داده است (05/0p<). با توجه به داده های پژوهش این نتیجه حاصل می شود که از آموزش مهارت های برقراری ارتباط مؤثر می توان در افزایش بهزیستی شخصی زنان استفاده کرد.
استفاده از رحم جایگزین و حقوق زن
حوزههای تخصصی:
در تولید مثل با استفاده از رحم جایگزین، تخمک در شرایط آزمایشگاهی پس از باروری با اسپرم همسر شرعی و قانونی در رحمی غیر از رحم صاحب تخمک رشد می کند. بنابراین در این روش برای پرورش جنین از رحم زن دیگری با توافق طرفین استفاده می شود. با توجه به انواع روش های نوین در تولید مثل مصنوعی، در دو روش آن برای تولید مثل از رحم جایگزین استفاده می شود:
1- رحم جایگزین با استفاده از جنین زوجین
2-رحم جایگزین با استفاده از جنین اهدایی
در هر دو روش زن صاحب تخمک و صاحب رحم با هم در تولید مثل نقش دارند. با توجه به اینکه ماهیت انجام این دو روش یکسان است، اما در هر روش برای زن صاحب رحم حقوق متفاوتی در نظر گرفته می شود. هر چند که برای استفاده از روش رحم جایگزین قانونی تدوین نشده است، اما عرف جاری برای استفاده از آن می تواند زمینه ساز ایجاد یا زوال حقوق زن باشد. لذا برای جلوگیری از تضییع حقوق بخصوص زنان صاحب رحم، تدوین حقوق یکسان برای استفاده از رحم جایگزین ضرورت دارد. در این مقاله وضعیت زن صاحب رحم بر اساس انجام هر یک از این دو روش بررسی و مقایسه می شود.
شخصیت عرفانی الهی حضرت زهرا(س)
حوزههای تخصصی:
بررسی رابطه احساس امنیت اجتماعی و نظارت (طبیعی و غیر طبیعی) با سلامت اجتماعی در میان زنان 18 سال به بالای ساکن شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سلامت چه به صورت فردی و چه به صورت جمعی، مهم ترین جنبه از مسائل حیات انسانی است. امنیت اجتماعی در بستر جامعه شکل می گیرد و هدف آن حفظ، تداوم، تعامل و شرایط قابل پذیرش برای گروه ها و افراد است. این مطالعه با هدف شناسایی رابطه امنیت اجتماعی و سلامت اجتماعی با نظارت اجتماعی (طبیعی و غیر طبیعی) در میان زنان ساکن شهر شیراز انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل جمعیت زنان 18 سال به بالای ساکن شهر شیراز بوده و از طریق فرمول کوکران و با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، حجم نمونه ای برابر 384 نفر از مناطق 2 و 6 انتخاب شدند. انتخاب مناطق به شیوه ی تصادفی بوده است. در این مطالعه برای سنجش احساس امنیت اجتماعی از نظریات بوزان، جیکوبز، ویور و مولار و جهت سنجش سلامت اجتماعی از پرسشنامه کییز بهره گرفته شده است. روش این مطالعه پیمایشی بوده و داده ها از طریق پرسشنامه گرد آوری شده اند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها، از آماره هایی چون میانگین، ضریب پیرسون و رگرسیون استفاده شده است. بر اساس نتایج، احساس امنیت و سلامت اجتماعی زنان ساکن در محلات مورد مطالعه بالاتر از سطح متوسط متفاوت است. یافته های این پژوهش نشان می دهد بین احساس امنیت اجتماعی زنان و سلامت اجتماعی آنان رابطه معنادار و مثبت وجود دارد. هم چنین بین احساس امنیت اجتماعی زنان و ابعاد سلامت اجتماعی رابطه معنادار و مثبت وجود دارد. نتایج نشان می دهد احساس امنیت اجتماعی زنان بیش ترین تاثیر را بر انسجام و انطباق اجتماعیِ سلامت اجتماعی آنان دارد. هم چنین، نتیجه ی گرسیون نشان می دهد 25 درصد واریانس متغیر سلامت اجتماعی به ترتیب توسط نظارت طبیعی و احساس امنیت اجتماعی تبیین شده است.
بررسی تطبیقی مسئله رازداری در اهدای گامت و جنین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پس از ورود تکنولوژیهای نوین کمک باروری به عرصه علم، مباحث اخلاقی فراوانی طرح شد که یکی از آنان رازداری در اهدای گامت یا جنین است. رویکرد کشورها در بحث اهدای ناشناس گامت یا جنین، متفاوت است. برخی کشورها، رازداری را مجاز دانسته اند و بعضی دیگر غیرمجاز. مخالفان با ارائه دلائلی چون حق کودک برای دانستن، لزوم آگاهی از پیشینه پزشکی، جلوگیری از زنای محارم، کاهش سطح اطمینان میان والدین و فرزندان، ایجاد مشکلات هویتی برای کودک، مقایسه میان قوانین فرزندخواندگی و قوانین مربوط به آن مخالفت خود را با این مسأله اعلام می کنند. موافقان نیز با دلائلی چون عدم اهمیت روابط ژنتیکی، حمایت از واحد خانواده، حمایت از کودک و والدینش در برابر عکس العمل های منفی جامعه، تخریب روابط والدین فعلی و کودک، حق آزادی تولیدمثل و حق حریم خصوصی، نگرانی از ایجاد اشکال جدید خانواده، ایجاد نظام تربیتی واحد برای کودک و عدم ایجاد استرس برای کودک در رابطه با دانستن منشأ ژنتیکیاش، بر جواز آن تأکید دارند.
این مقاله به روش کتابخانه ای و با بررسی منابع فارسی و انگلیسی تدوین شده است.
آسایش زن در سایه سار شریعت (مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه قم)
حوزههای تخصصی:
تعلیم و تربیت زن
حوزههای تخصصی:
ضرب و جرح و نقش آن در مراجعه زنان به دادگاه و درخواست طلاق؛ مطالعه موردی در شهر قزوین
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی موضوع ایراد ضرب و جرح عمدی زنان توسط همسر و نقش آن در طلاق به طور موردی در شهر قزوین می پردازد. از آنجا که در طول تاریخ به زنان که بخش مهمی از جامعه را تشکیل می دهند ستم روا رفته و حقوق و شأن انسانی آنان رعایت نشده است و طبق عادات و رسوم و اعتقادات و قوانین و مقررات مورد تبعیض قرار گرفته اند و حتی در دوران کنونی نیز با همه پیشرفتهایی که نصیب زنان شده بازهم در بسیاری از موارد مورد ظلم قرار می گیرند و از جمله محیط هایی که این ظلم روا داشته می شود خانواده است و حتی در جامعه اسلامی ما با وجود آنکه نگاه به خانواده نگاهی کاملاً متفاوت و متمایز است و غایت تشکیل خانواده را آرامش و آسایش برای اعضای آن می داند ولی شاهد ستم از جمله خشونت به انواع مختلف بر علیه زنان دراین نهاد اجتماعی به ظاهر کوچک هستیم، این تحقیق با همکاری ریاست و کارکنان دادگستری شهر قزوین، خصوصاً شعب خانواده انجام پذیرفته و سعی بر آن است که به بیان تأثیر ضرب و جرح و نقش آن در دادخواست طلاق توسط زنان بپردازد؛ و پاسخگوی این باشد که آیا ضرب و جرح زنان در خانواده می تواند عاملی تأثیر گذار در درخواست طلاق باشد. همچنین به علل ضرب و جرح زنان در خانواده پرداخته و سعی در تبیین و ارائه راهکار در این رابطه نموده است. ابزار این پژوهش را پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه اصلی پژوهشگر ساخته تشکیل می دهد و جهت تجزیه و تحلیل از آمار توصیفی و آزمون های اسکولر استفاده گردیده است. نتایج نشان می دهد افزایش شدت خشونت از سوی همسر محرکی برای زنان جهت ارائه دادخواست طلاق به دادگاه نمی باشد و قدرت بخشیدن به زنان در هر کاری از روابط شخصی گرفته تا سیاستهای ملی یکی از مهم ترین جهت گیریهای است که می تواند بهداشت روانی زنان را در آینده بهبود ببخشد.
بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر نگرش به طرحواره جنسیتی نقش های خانوادگی، اجتماعی و حرفه ای زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اجتماعی روانشناختی زنان (مطالعات زنان سابق) دوره دوازدهم تابستان ۱۳۹۳ شماره ۲ (پیاپی ۳۹)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش بررسی و شناسایی رابطه هر یک از متغیرهای ساختار خانواده، نوع جامعه پذیری، سنّت گرایی و تقدیرگرایی با نگرش به طرحواره جنسیّتی بود. این مطالعه از نوع پیمایش اجتماعی بوده و داده های تحقیق با استفاده از تکنیک پرسشنامه جمع آوری شد. اعتبار و روایی مقیاس های تحقیق با توجه به نتایج ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد. جامعه آماری کلیه زنان بالای 15 سال منطقه کاشان در سال 1390 بودند که با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران تعداد 400 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین و با استفاده از روش سهمیه ای تصادفی انتخاب و بررسی شدند. بر اساس نتایج تحلیل رگرسیون یافته های پژوهش، عوامل خانوادگی شامل سبک های تربیتی والدین و نوع جامعه پذیری در خانواده و ویژگی های سنّت گرایی و تقدیرگرایی بر گرایش پاسخگویان به برابری جنسیّتی مؤثر است. بیش ترین تأثیر بر برابری گرایی جنسیّتی مربوط به متغیر سنّت گرایی است که دارای 17/0-=β است. در مرتبه دوم تأثیرگذاری، شیوه تربیتی مقتدرانه با 144/0=β و پس از آن تقدیرگرایی با دارا بودن 14/0-=β قرار گرفته اند. در نهایت کم ترین تأثیرگذاری مربوط به متغیر جامعه پذیری با 11/0-=β است.
«جایگاه حقوق اساسی بانوان در راستای مشارکت سیاسی آنان» با نگاهی به زمینه ها، موانع و راهکارهای توسعه ی سیاسی این مسئله در قوانین جمهوری اسلامی ایران
حوزههای تخصصی:
مشارکت سیاسی به عنوان یکی از معیارهای سنجش میزان توسعه یافتگی سیاسی جوامع در سطوح مختلف همواره از سوی پژوهشگران متعددی مورد بررسی قرار گرفته است؛ چنانچه در راستای کارآمد کردن نظام اجتماعی و سیاسی امری مقبول است. روح قوانین جمهوری اسلامی ایران به ویژه قانون اساسی بر اساس مبانی اسلامی خود به حقوق طبیعی زنان و حق مشارکت سیاسی اجتماعی آنان نگاهی متفاوت داشته، آنان را به رسمیت شناخته و قوای حاکم را به بسترسازی مقتضی برای نیل به آن موظّف کرده است. به رغم وجود بسترهای قانونی برای مشارکت سیاسی بانوان، در عمل پاره ای از محدودیت های ساختاری بر سر راه این مشارکت وجود دارد. چنانکه سهم اندک زنان جامعه ما در عرصه سیاسی به ویژه در سطح نخبگان و مناصب عالی سیاسی مؤید این نکته می باشد. هرچند این پژوهش بر مبنای شیوه اسنادی، نه پژوهش میدانی، تنظیم شده است، امّا به منظور غنای مطلب، تلاش شده است در تشریح نظرات از یافته های پژوهشی سایر محققان نیز استفاده گردد. در پایان نگارنده ضمن بیان ظرفیت های قوانین جاری ج.ا.ا به بیان راهکار هایی در جهت رفع موانع مشارکت بانوان به عنوان نیمی از جامعه ی مدنی می پردازد.
زنان در نخستین سدههای اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی عوامل برون فردی مؤثر بر طلاق عاطفی در میان زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طلاق عاطفی یک پدیده پنهان در زندگی زوج هاست که می تواند منجر به پیامدهایی ناگوار برای خانواده شود. لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی برخی عوامل برون فردی مؤثر بر طلاق عاطفی در زنان ایرانی انجام شده است. بدین منظور از میان زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره ی شهر همدان که به سبب اختلافات زناشویی مراجعه کرده بودند، 120 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسش نامه پژوهشگر ساخته طلاق عاطفی و مؤلفه های اثرگذار بر آن پاسخ دادند. سپس داده های پژوهش به روش تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی تجزیه و تحلیل شدند. میزان پایایی پرسش نامه بکار رفته در پژوهش با استفاده از روش آلفای کرونباخ برابر با 95/0 محاسبه گردید. یافته ها نشان داد که همه گیری طلاق به عنوان یک متغیر اجتماعی بر طلاق عاطفی تأثیر مثبت دارد. همچنین، یکنواختی زندگی و کوشش برای داشتن حقوق مساوی به ترتیب دارای اثر مثبت و منفی بر طلاق عاطفی بودند. یافته ها نشانگر تأثیر مثبت اختلاف سطح خانوادگی بر میزان طلاق عاطفی بود. بر اساس آن چه که در این پژوهش بدست آمد می توان استنتاج نمود که در سال های اخیر به سبب همه گیر شدن طلاق در میان جوانان، نوعی اپیدمی گسستگی خانوادگی و تزلزل پیوندی ایجاد شده که موجبات جدایی عاطفی و احساسی بین زوجین شده است. از سویی مصرف گرایی و گرایش به تشریفات و تجملات در میان خانواده ها موجب شده تا تفاوت میان خانواده های غنی و فقیر نمود بیشتری بیابد و اختلاف سطح خانوادگی به عنوان یکی از عوامل جدایی ساز میان زنان و مردان هویدا گردد.