حجت رضایی ارجمند

حجت رضایی ارجمند

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۴ مورد از کل ۴ مورد.
۱.

تحلیل سیاستی اقلیم یادگیری در دانشگاه : مدل غیرخطی تعامل تعهد، اعتماد و فناوری اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اقلیم یادگیری سازمانی تعهد سازمانی منابع انسانی روش سطح پاسخ خط مشی گذاری آموزش عالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۹
هدف: این پژوهش با هدف تحلیل سیاستی اقلیم یادگیری در دانشگاه‌ها و بررسی نقش تعهد سازمانی، اعتماد میان‌فردی و فناوری اطلاعات انجام گرفته است. هدف اصلی، شناسایی ترکیب بهینه این عوامل برای ارتقای یادگیری سازمانی در آموزش عالی ایران است. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و به‌روش توصیفی–تحلیلی انجام شد. برای مدل‌سازی روابط میان متغیرها از روش سطح پاسخ و طرح مرکب مرکزی استفاده شد. جامعه آماری شامل اعضای هیئت علمی دانشگاه لرستان بود. داده‌ها از طریق پرسشنامه و در قالب ۱۵ سناریوی ترکیبی گردآوری و با نرم‌افزار Design Expert تحلیل شد. یافته‌ها: هر سه متغیر تعهد سازمانی، اعتماد میان‌فردی و فناوری اطلاعات اثر مثبت و معناداری بر اقلیم یادگیری دارند. تعهد سازمانی و فناوری اطلاعات دارای اثر غیرخطی و اشباع‌شونده بودند، در حالی که اعتماد میان‌فردی اثری خطی و پایدار نشان داد. همچنین تعامل معناداری میان تعهد سازمانی و فناوری اطلاعات مشاهده شد. بهترین وضعیت اقلیم یادگیری زمانی حاصل شد که هر سه عامل در سطح بالا و متعادل قرار داشتند. نتیجه‌گیری: اقلیم یادگیری مفهومی پویا و چندسطحی است که نیازمند سیاست‌گذاری تلفیقی در حوزه منابع انسانی و فناوری است. یافته‌ها الگویی کاربردی برای توسعه حرفه‌ای اعضای هیئت علمی و تقویت زیرساخت‌های فناورانه ارائه می‌دهد.
۲.

مدل سازی غیرخطی اثر شاخص های نهادی–توسعه ای بر تولید ناخالص داخلی ایران با بهره گیری از روش سطح پاسخ(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دولت الکترونیک حکمرانی اثربخش توسعه انسانی رشد اقتصادی روش سطح پاسخ خط مشی گذاری اقتصادی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۲
هدف: این پژوهش به بررسی اثرات غیرخطی سه شاخص نهادی–توسعه ای شامل توسعه دولت الکترونیک، توسعه انسانی و اثربخشی حکمرانی بر تولید ناخالص داخلی ایران طی سال های ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴ می پردازد. هدف اصلی، شناسایی نه تنها آثار منفرد این شاخص ها بلکه ترکیب های بهینه آن ها برای ارتقای رشد پایدار اقتصادی است. روش شناسی/رویکرد: پژوهش حاضر کمّی و کاربردی بوده و بر داده های ثانویه جهانی استوار است. برای تحلیل روابط خطی، درجه دوم و تعاملی میان متغیرها، از روش سطح پاسخ استفاده شد. این رویکرد امکان مدل سازی معادلات درجه دوم و شناسایی نقاط بهینه سیاستی را فراهم می سازد؛ امری که مدل های اقتصادسنجی خطی رایج کمتر قادر به تبیین آن هستند. یافته ها: نتایج نشان داد توسعه دولت الکترونیک بیشترین و قوی ترین اثر مثبت را بر رشد تولید ناخالص داخلی دارد و نقش محوری ایفا می کند. اثربخشی حکمرانی نیز رابطه ای مثبت و فزاینده با تولید ناخالص داخلی دارد و ارتقای کیفیت نهادی، رشد اقتصادی را تقویت می کند. در مقابل، توسعه انسانی در سطوح پایین اثر مثبت دارد اما با عبور از یک آستانه مشخص، با بازدهی کاهشی روبه رو می شود که بیانگر پدیده «اشباع بازدهی» است. ارزش/اصالت پژوهش: این مطالعه برای نخستین بار در ایران با بهره گیری از روش سطح پاسخ به مدل سازی اثرات غیرخطی نهادی پرداخته و الگویی نوآورانه برای تحلیل سیاست های اقتصادی ارائه می دهد. پیشنهادها: یافته ها بر ضرورت تقویت دولت الکترونیک و بهبود حکمرانی تأکید دارند. همچنین توصیه می شود برنامه های توسعه انسانی با توجه به بازدهی حاشیه ای طراحی و اجرا شوند تا بهره وری بلندمدت بهینه گردد.
۳.

مدل سازی غیر خطی تعامل عوامل اخلاقی، فرهنگی و ساختاری بر نیت افشای دانش حساس با روش سطح پاسخ: مقایسه انسان و هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: افشای دانش حساس رفتار سازمانی ساختار سازمانی روش سطح پاسخ مدل سازی غیرخطی مدیریت دانش هوش مصنوعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۸
هدف: با توجه به افزایش اهمیت شفافیت، پاسخ گویی و مقابله با فساد در سازمان های دولتی، افشای آگاهانه دانش حساس به عنوان یک رفتار داوطلبانه و اخلاق مدار در بطن خط مشی گذاری عمومی اهمیت یافته است. این پژوهش با هدف مدل سازی تأثیر توأمان و غیرخطی سه متغیر «تمایل اخلاقی فردی»، «فرهنگ اشتراک دانش اخلاقی» و «موانع ساختاری اشتراک دانش» بر «نیت افشای دانش حساس» و مقایسه الگوی انسانی با مدل هوش مصنوعی گروک-3 در بین کارکنان ادارات خدماتی استان لرستان انجام شد. روش پژوهش: تحقیق حاضر از نوع کاربردی- توصیفی و آزمایشی است و با بهره گیری از طراحی مرکب مرکزی و روش سطح پاسخ انجام گرفت. جامعه آماری شامل 700 نفر از کارکنان ادارات خدماتی استان لرستان و حجم نمونه 385 نفر بود که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه سناریو محور با ۱۵ ترکیب سه سطحی بر اساس و مقیاس لیکرت ۷ درجه ای برای سنجش نیت افشای دانش بود. روایی محتوایی با نظر پنج متخصص و پایایی با ضریب آلفای کرونباخ 86/0 تأیید شد. داده ها با استفاده از نرم افزار دیزاین اکسپرت نسخه 13 و برازش مدل درجه دوم تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد هر سه متغیر مستقل در سطح 1 درصد اثر معناداری بر نیت افشا دارند. ضریب مربعی «تمایل اخلاقی فردی» منفی و معنادار بود که نشان دهنده اشباع اثر آن در سطوح بالا است، در حالی که «فرهنگ اشتراک دانش اخلاقی» و «موانع ساختاری» اثری خطی و مستقیم داشتند. مدل هوش مصنوعی نیز روند مشابهی را نشان داد ولی ضریب خطی «تمایل اخلاقی» را بیش از دو برابر تخمین زد. در شرایط بهینه (تمایل=۷، فرهنگ=۷، موانع=۱)، نیت افشا در مدل انسانی برابر 55/5 و در مدل هوش مصنوعی برابر ۷ محاسبه شد که حدود ۲۶ درصد تفاوت را نشان می دهد. نتیجه گیری: نیت افشای دانش حساس متأثر از ترکیب اخلاق فردی، زمینه فرهنگی و موانع ساختاری است و در شرایط بهینه نیز به طور کامل تحقق نمی یابد. یافته ها بیانگر آن است که هوش مصنوعی در شناسایی روندهای کلی عملکرد قابل قبولی دارد، اما نمی تواند پیچیدگی های روان شناختی و اجتماعی کارکنان را به طور کامل بازنمایی کند. اصالت/ارزش: این پژوهش نخستین مطالعه ایرانی است که با استفاده از ترکیب روش سطح پاسخ و مدل زبانی گروک-3 به تحلیل غیرخطی و مقایسه انسان–هوش مصنوعی در حوزه افشای دانش حساس می پردازد. استفاده هم زمان از سناریوهای طراحی شده، مدلسازی سطح پاسخ و الگوریتم های زبانی پیشرفته، مرزهای رایج روش شناسی در تحلیل های رفتاری را توسعه می دهد و زمینه تدوین خط مشی های هوشمندانه تری را برای ارتقاء شفافیت سازمانی فراهم می سازد.
۴.

بررسی مقایسه ای شرکت های کوچک و بزرگ : از نقطه نظر نهادینه سازی اخلاق، کیفیت زندگی کاری و پیامدهای مرتبط با شغل مدیران بازاریابی (مطالعه موردی : استان لرستان)

کلیدواژه‌ها: تعهد سازمانی کیفیت زندگی کاری شرکت های کوچک نهادینه سازی اخلاق روح رفاقت و همکاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۳ تعداد دانلود : ۷۰۵
شرکت های کوچک با شرکت های بزرگ در رقابت هستند. بنگاه ها ی کوچک یکی از اجزای حیاتی رشد در اقتصاد جهانی بوده و قابلیتهای چشمگیراین بنگاه ها درافزایش تولید ناخالص داخلی واقعی ، تولید ثروت، اشتغال زایی (با ایجاد مشاغل جدید) ، کاهش هزینه و رفع فقر، جایگاه ویژه ای را برای آنان در برطرف کردن مشکلات اقتصادی کشورمان ایجاد کرده است شرکت های کوچک با قابلیت انعطاف بالا و واکنش سریع به متغیرهای محیطی و توانایی بالا در همسویی با نیازهای بازار، روز به روز سهم بیشتری از دست رقبای غول پیکر خود ( شرکت های بزرگ) می ربایند. این حقیقت بازار کسب و کار در قرن پیش روی ماست. در این پژوهش، مطالعه مقایسه ای بین شرکت های کوچک و بزرگ تجاری بر اساس سه مولفه اصلی؛ نهادینه سازی اخلاقی کیفیت زندگی کاری پیامدهای مرتبط با شغل مدیران بازاریابی می باشد که در واقع هدف،کشف میزان بکارگیری هریک از سه مولفه در شرکت های کوچک و بزرگ می باشد. بدین منظور 7 فرضیه تدوین شده است. در همین راستا،بعد ازمعرفی چارچوب کلی تحقیق،ابتدا با بهره گیری از روش تحقیق از نوع توصیفی و با اجرای میدانی،داده ها از دوطریق کتابخانه ای و میدانی گردآوری گردیدند.برای جمع آوری میدانی داده ها پرسشنامه ای شامل 31 سؤال طراحی و در جامعه آماری تحقیق توزیع گردید.این جامعه دربرگیرنده مدیران بازاریابی شرکت های کوچک و بزرگ می باشد.در ادامه پرسشنامه های تکمیل شده با بهره گیری از فن آماری بر طبق روش آزمون tبا دو نمونه مستقل در محیط نرم افزار spss تجزیه وتحلیل گردید که بجز فرضیه های 3-2 و4 همه ی فرضیه ها تأیید شدند و پس از تحلیل نتایج ، پیشنهاداتی در خصوص نتایج تحقیق،ارائه شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان