ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۹۲۱ تا ۲٬۹۴۰ مورد از کل ۳٬۱۱۹ مورد.
۲۹۲۱.

الگوی آمادگی استقرار کانون ارزیابی و توسعه شایستگی های اعضای هیات علمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۲۱
هدف: هدف از پژوهش حاضر ارائه الگوی آمادگی استقرار کانون ارزیابی و توسعه شایستگی های اعضای هیات علمی است. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر نحوه گرداوری داده ها، کیفی می باشد.  برای تعیین الگوی آمادگی استقرار کانون ارزیابی و توسعه شایستگی های اعضای هیات علمی از روش داده بنیاد ظاهر شونده استفاده شده است به این منظور با 14 نفر صاحب نظران و متخصصین در حوزه کانون ارزیابی و توسعه و همچنین توسعه شایستگی های اعضای هیات علمی مصاحبه نیمه ساختارمند انجام گرفت و برای تحلیل داده ها از فرآیند کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. پس از رسیدن به اشباع نظری، ابعاد و مولفه ها استخراج و الگو طراحی شد. یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش مهم ترین ابعاد الگوی آمادگی استقرار کانون ارزیابی و توسعه شایستگی های اعضای هیات علمی شامل آمادگی مدیریت مبتنی بر شواهد، آمادگی ساختاری – فرآیندی، آمادگی قانونی، آمادگی فرهنگی - نگرشی، آمادگی فنی، آمادگی منابع انسانی، و آمادگی زیرساختی می باشد. نتیجه گیری: برای استقرار کانون ارزیابی و توسعه شایستگی های اعضای هیات علمی در دانشگاه حتماً می بایست به لحاظ شناختی، آمادگی کافی در هیات علمی ایجاد شود تا مقاومت ها به ویژه برای استفاده از این کانون در تبدیل وضعیت ها و ارتقاها کاسته شود که تعریف و انجام اقدامات مناسب در راستای افزایش آمادگی فرهنگی – نگرشی در این مسیر نقش ویژه ای دارد. به موازات این مهم اعمال مدیریت مبتنی بر شواهد به جهت پیاده سازی علمی و استاندارد کانون ارزیابی در دانشگاه نقش کلیدی دارد که آماده کردن محیط برای این موضوع و حرکت به سمت تصمیم گیری های عینی و فاصله گرفتن از شهود و خبرگی محض، توجه ویژه ای می طلبد. به لحاظ فنی نیز کانون ارزیابی و توسعه شایستگی های اعضای هیات علمی از نوع ترکیبی(بعد محور و وظیفه محور) تشخیص داده شد بنابراین نیاز است آمادگی های لازم برای چنین طراحی از قبل اندیشیده شود.
۲۹۲۲.

تحلیل عاملیت و ساختار در بستر مجازی؛ پاییدن آزارگون مجازی از منظر تئوری کنش موقعیت مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۳۵
پاییدن آزارگون مجازی که با استفاده نادرست از فناوری های ارتباطی برای مزاحمت، تهدید یا نظارت آزاردهنده بر سایر کاربران بازنمایی می شود، یکی از اشکال نوپدید رفتارهای مخرب در شبکه های اجتماعی است. هدف اصلی این مقاله شناسایی تأثیر ارزش های اخلاقی، خودکنترلی، بازدارندگی ادراکی و بستر اخلاقی بر وقوع پاییدن آزارگون مجازی در دوگانه عاملیت و ساختار است. روش مقاله از نوع توصیفی-همبستگی است و جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه تهران می باشند. با استفاده از نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، 304 نفر از دانشجویان دانشکده های دانشگاه تهران انتخاب شدند. ابزارهای این مقاله عبارت اند از: مقیاس های پاییدن آزارگون مجازی، ارزش های اخلاقی، خودکنترلی، بستر اخلاقی و بازدارندگی ادراکی. داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار SmartPLS نسخه 4 تحلیل شد. نتایج حاکی از آن بود که هر دو سازه تمایلات کجروانه (ضریب بتا: 41/0) و بستر جرم زا (ضریب بتا: 37/0) تأثیر معناداری بر مبادرت به پاییدن آزارگون مجازی دارند. به طور مشابه، مسیر تعدیل گر تمایلات کجروانه × بستر جرم زا بر مبادرت به پاییدن آزارگون مجازی (ضریب بتا: 17/0) نیز معنادار است. یافته ها نشان دهنده اهمیت هم زمان عاملیت، ارزش های اخلاقی و خودکنترلی، ساختار، بستر اخلاقی و بازدارندگی ادراکی در بروز پاییدن آزارگون مجازی است. بر این اساس، طراحی مداخلات آموزشی و فرهنگی با هدف ارتقای ارزش های اخلاقی و تقویت خودکنترلی در میان دانشجویان ضروری به نظر می رسد. همچنین، بازنگری در سیاست های نظارتی و آموزشی برای ایجاد بستری سالم تر در فضای مجازی توصیه می شود.
۲۹۲۳.

تأثیر عوامل اجتماعی بر شیفتگی تحصیلی دانشجویان مهندسی با میانجیگری احساس تعلق به محیط آکادمیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۱۵
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر عوامل اجتماعی بر شیفتگی تحصیلی دانشجویان مهندسی با میانجیگری احساس تعلق به محیط آکادمیک بود. روش پژوهش: این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بوده و با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. جامعه آماری شامل دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه صنعتی اصفهان در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۳ بود و نمونه آماری به روش خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شد. ابزارهای اندازه گیری شامل پرسشنامه ادراک حمایت خانواده (پروسدیاتو و هلر، ۱۹۸۳)، حمایت دانشگاهی از دانشجویان (مازر و تامسون، ۲۰۰۹)، پرسشنامه حمایت اجتماعی (واکس و همکاران، ۱۹۸۶)، پرسشنامه احساس تعلق آکادمیک (اندرسون و همکاران، ۲۰۰۲) و پرسشنامه شیفتگی تحصیلی (مارتین و جکسون، ۲۰۰۸) بود. داده ها با نرم افزارهای SPSS و AMOS تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان دهنده وجود رابطه میان حمایت های اجتماعی، خانوادگی و دانشگاهی با شیفتگی تحصیلی و همچنین وجود رابطه غیر مستقیم این متغیرها با میانجی گری احساس تعلق آکادمیک است. علاوه بر این، میان حمایت های اجتماعی، دانشگاهی و خانوادگی با احساس تعلق آکادمیک و میان احساس تعلق اکادمیک با شیفتگی تحصیلی رابطه وجود دارد. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهند که خانواده، اجتماع و دانشگاه باید توجه داشته باشند که حمایت از دانشجویان زمانی به افزایش شیفتگی تحصیلی آنها منجر می شود که پیش از هر چیز اقداماتی برای تقویت احساس تعلق دانشجویان به محیط آکادمیک انجام دهند.
۲۹۲۴.

واکاوی روش شناسی تحلیل مضمون و شبکه مضامین به مثابه یک پژوهش کیفی(مقاله ترویجی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۷۳
یکی از فنون تحلیلی مناسب در تحقیقات کیفی، روش «تحلیل مضمون» است که به صورت گسترده از آن استفاده می شود. از این روش می توان برای شناخت الگوهای موجود در داده های کیفی بهره برد. هدف این مقاله بررسی روش مزبور و شبکه مضامین در پژوهش های کیفی است. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی انجام شده، اطلاعات آن به روش اسنادی گردآمده و ابزار جمع آوری داده ها عمدتاً به صورت فیش برداری و یادداشت برداری از متون بوده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که «تحلیل مضمون» یکی از شیوه های متداول تحلیل محتوا و روشی برای تحلیل داده های کیفی حاصل از مصاحبه، بحث گروهی، پرسشنامه های کیفی و اسناد چاپی به حساب می آید. این پژوهش با استفاده از روش «تحلیل مضمون»، به دو صورت استقرایی و قیاسی انجام شده است. فرایند تحلیل مضمون و تحلیل شبکه مضامین شامل مراحل ذیل است: تجزیه و توصیف متن؛ تشریح و تفسیر متن؛ ادغام و یکپارچه سازی متن؛ تلخیص شبکه مضامین و ارائه آن به صورت متن مشروح، ماتریس، جدول و شبکه مضامین. در روش تحلیل مضمون، پژوهشگر مجموعه داده ها را با دقت سازمان دهی و مضامین مشترک، موضوعات، انگاره ها و الگوهای معنایی را شناسایی می کند. این روش مانند سایر روش های پژوهش، دارای ویژگی های مثبت و منفی است که باید در کاربرد آن مد نظر قرار گیرد.
۲۹۲۵.

مرور نظام مند آیینه رتبه بندی دانشگاه های ایران: چالش ها، کاستی ها و مسیرهای بازسازی نهادی در آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۸۲
هدف: در جهان امروز، رتبه بندی دانشگاه ها بیش از یک عدد ساده، آیینه ای از جایگاه علمی، فرهنگی و اجتماعی هر کشور است. دانشگاه ایرانی، با تاریخ طولانی و رسالت های اجتماعی پیچیده، در مواجهه با معیارهای جهانی با چالش های ساختاری و فرهنگی روبه روست. این مقاله با نگاهی تحلیلی و نظام مند، این چالش ها و راهکارهای ارتقای جایگاه دانشگاه های ایران را بررسی می کند. هدف، ارائه تصویری روشن و راهبردی برای بازسازی نهادی و فرهنگی دانشگاه و ارتقای اثرگذاری علمی و اجتماعی آن است. ازاین رو، هدف از این پژوهش، مرور نظام مند مطالعات انجام شده پیرامون رتبه بندی های دانشگاهی در آموزش عالی ایران و ارائه تصویری جامع از چشم انداز پژوهشی در این حوزه است تا با تحلیل و سنتز پژوهش های انجام شده داخلی، چالش های دانشگاه های ایرانی در نظام های رتبه بندی آکادمیک بین المللی و نیز راهکارهای بهبود و ارتقاء جایگاه و رتبه دانشگاه ها شناسایی و دسته بندی گردد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد دانشگاه های ایران با مجموعه ای از محدودیت های ساختاری، فرهنگی و نهادی مواجه اند که جایگاه آن ها را در نظام های رتبه بندی تضعیف می کند. مهم ترین چالش ها عبارت اند از: ناسازگاری نظام های رتبه بندی با شرایط بومی، ضعف در انتشار دیجیتال، تمرکز بر شاخص های کمّی، ساختارهای بوروکراتیک ناکارآمد، مستندسازی ضعیف و ابهام در تعریف وظایف اجتماعی دانشگاه. در پاسخ به این چالش ها، مقاله راهکارهایی را بر اساس تحلیل های جامعه شناسانه و نظریه های مدیریت آموزش عالی ارائه می دهد؛ از جمله بازاندیشی در آموزش و پژوهش، اصلاح ساختار و استقلال نهادی، ایجاد حافظه سازمانی از طریق مستندسازی شفاف، حضور فعال در فضای دیجیتال و بازتعریف رسالت اجتماعی دانشگاه. همچنین ۱۰ پیشنهاد کاربردی برای عملیاتی سازی این راهکارها ارائه شده است که شامل تقویت آزادی آکادمیک، تمرکز بر کیفیت پژوهش، توسعه همکاری های بین المللی و تربیت سرمایه انسانی مسئول و خلاق است. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد ارتقای جایگاه دانشگاه های ایرانی در نظام های رتبه بندی نه یک هدف صرفاً عددی، بلکه پیامدی طبیعی از بازسازی نهادی، فرهنگی و اجتماعی دانشگاه هاست. دانشگاهی که خود را در تعامل سازنده با جامعه و جهان بازسازی کند، هم در عرصه جهانی اعتبار علمی خواهد یافت و هم در حافظه تاریخی و فرهنگی کشور ماندگار خواهد شد.
۲۹۲۶.

یافته هایی نو از زندگانی و آثار مولانا زین الدّین علی منجم لاری ، یاد شده در سفرنامه پیترو دلاواله(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۹۴
از مولانا زین الدّین علی منجّم لاری، دانشمند سده یازدهم ه.ق، مکاتباتی انتشار یافته که از جانب پیترو دلاواله _جهانگرد مشهور ایتالیایی_ در دوره شاه عباس صفوی در موضوع علم نجوم برای او نوشته شده است. موضوع مکاتبات نشان از آشنایی این شخص از دستاوردهای علمی اروپا در زمینه نجوم و شأن و جایگاه علمی او نزد دلاواله دارد. بررسی فهرست نسخه های خطی نشان می دهد که وی بر روی برخی از مهم ترین آثار نجومی دانشمندان ایرانی حاشیه هایی نوشته است. امّا از این میان، یک مجموعه با موضوع نجوم در کتابخانه آکادمی علوم آذربایجان در شهر باکو نگه داری می گردد که یکی از آنها «رساله» مولانا زین الدّین منجّم لاری است. مقایسه این رساله که با عنوان «جدول استخراج سال های 1024، 1032، 1034، 1043 ه.ق» نام گذاری شده، نشان از مهارت او در موضوع تقویم، نجوم و اسطرلاب دارد. این مقاله برای نخستین بار، ضمن معرفی و بررسی این «رساله» به عنوان نخستین اثر شناخته شده از این دانشمند ایرانی و با مقایسه و بررسی دیگر نسخه های خطی که او بر آنها حاشیه نوشته و نیز سفرنامه پیترو دلاواله که نشان از دوستی و آشنایی عمیق این دو دارد، تأثیر و جایگاه او را در ورود دستاوردهای فکری علم نجوم در ایران، بررسی می کند.  
۲۹۲۷.

معرفی کتاب علم المناظر در هندوستانِ اسلامیِ قرن هفدهم میلادی: رساله ابن صالح در باره آینه های سوزان سهموی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۹۷
پروفسور رشدی راشد، استاد بازنشسته دانشگاه پاریس، از پژوهشگران بنام در حوزه تاریخ ریاضیات در دوره اسلامی و از محققانی است که دهه ها است آثار متعددی در باره تاریخ ریاضی، نجوم و فیزیک منتشر کرده است، از مقالات پژوهشی تا تصحیح و ترجمه آثار علمی عربی به فرانسوی. بیشتر آثار او درباره ابن هیثم، ابن سهل، ثابت بن قره و دیگر ریاضی دانان سده های نخست دوران اسلامی است. او اخیراً متوجه آثار ریاضی دانان اواخر دوران اسلامی نیز شده و به آثار ایشان نیز می پردازد. یکی از جنبه های مهم پرداختن به این ریاضی دانان مربوط به روایت کلانی است که در باره تاریخ علوم در جهان اسلام مطرح است. در دهه های اخیر، با وجود انتشار آثار پژوهشی مختلف در باره دانشمندان سده های هفتم هجری به بعد در دوران اسلامی، چون نصیرالدین طوسی، قطب الدین شیرازی، غیاث الدین کاشانی، شمس الدین خفری و دیگران، همچنان روایت رایجِ «افول علم» در دوران اسلامی بر سر زبان ها است. این روایت هم از نظر شواهد تاریخی و هم از منظر عواملی که برای آن برمی شمارند، نادرست و ساده انگارانه است. واقعیت این است که پژوهشگران تاریخ علوم، دهه ها است به اهمیت آثار علمی دانشمندان قرون هفتم تا سیزدهم هجری پی برده اند و به تحقیق و شناسایی و معرفی آرا و آثار ایشان مشغولند. تمدن اسلامی از حدود قرن نهم و دهم هجری، به سه حوزه سلطنت بزرگ تقسیم شد: عثمانی، صفوی و گورکانی. از ریاضی دانان مهم دوران صفوی می توان از محمدباقر یزدی نام برد و از دوران عثمانی، میرم چلبی و از دوران گورکانیِ هند باید عبدالرحیم بن صالح را در نظر داشت. راشد در کتاب اخیر خود با عنوان علم مناظر در هند اسلامی قرن هفدهم [ میلادی ]، به تصحیح، شرح و ترجمه رساله ای در باره آینه های سوزان سهموی از ابن صالح پرداخته است.
۲۹۲۸.

در باره آثار احمدبن عمر کرابیسی، ریاضی دان سده چهارم هجری قمری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۰۴
از احمدبن عمر کرابیسی ریاضی دان ممتاز سده چهارم هجری دو رساله بر جای مانده است: شرح مشکل صدور مقالات کتاب اقلیدس و مساحت الحلق . رساله اول شرحی بر مصادرات اصول اقلیدس (مقالات 1تا 11 به جز مقالات 8 و9) با هدف تسهیل یادگیری متعلم و با دیدگاهی کمابیش فیلسوفانه و مبتنی بر نظرات دانشمندان یونانی و اسلامی و رساله دوم شامل تعاریف و قضایایی در باره شکل های هندسی مطوّق و حلقه هاست. رساله شرح مشکل صدور مقالات کتاب اقلیدس که تنها دو نسخه از آن باقی است از دیدگاه تاریخی اهمیت بسیاری دارد، چون سندی است که نشان می دهد کرابیسی به نسخه عربی اصول و برخی شرح های یونانی آن دسترسی داشته است و اثر او شباهت ها و تفاوت هایی با شرح اصول نیریزی و ترجمه لاتینی شرح اصول توسط ژرار کرمونایی دارد. از طرفی، او در این اثر خود به اصل موضوع یا مصادره پنجم مقاله اول اصول پرداخته است. رساله های دیگری نیز در منابع به کرابیسی منسوب است: تفسیر اقلیدس ، حساب الدور ، کتاب الوصایا ، کتاب الهندی که هیچ کدام اکنون موجود نیستند. رساله های او از ارزشمندترین آثار دوره اسلامی به شمار می آیند. در این نوشته در باره رساله شرح مشکل صدور مقالات کتاب اقلیدس توضیحاتی عرضه می شود و رساله مساحت الحلق تصحیح و ترجمه می شود و توضیحات کوتاهی در باره برخی قضایا عرضه می شود.
۲۹۲۹.

نقش شاخص های حکمرانی خوب دولت های اصلاحات، مهرورزی و اعتدال در توسعه سیاسی در دوره جمهوری اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۰۹
هدف پژوهش: این پژوهش به بررسی عملکرد دولت های خاتمی، احمدی نژاد و روحانی در ایران با تمرکز بر شاخص های «حکمرانی خوب» و «توسعه سیاسی» می پردازد. هدف اصلی، ارزیابی میزان موفقیت هر دولت در نهادینه سازی اصولی مانند شفافیت، پاسخگویی، مشارکت سیاسی و رعایت قانون مداری و تأثیر این اصول بر روند کلی توسعه سیاسی کشور است. روش پژوهش: تحقیق با رویکرد توصیفی – تحلیلی و با استفاده از روش تطبیقی انجام شده است. داده ها از طریق تحلیل اسناد رسمی، گزارش های بین المللی، شاخص های حکمرانی بانک جهانی و منابع علمی داخلی و خارجی گردآوری شده اند. با مقایسه سیاست ها، ساختار تصمیم گیری و عملکرد اجرایی سه دولت، تصویری واقع بینانه از وضعیت حکمرانی و روند توسعه سیاسی در دو دهه اخیر ارائه شده است. یافته ها: نتایج نشان می دهد که میان شاخص های حکمرانی خوب (شفافیت، پاسخگویی، کنترل فساد و کیفیت تنظیم گری) و توسعه سیاسی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. در دولت خاتمی توجه بیشتری به جامعه مدنی، آزادی مطبوعات و مشارکت سیاسی مشاهده شد، اما در دولت احمدی نژاد تمرکز قدرت، اقتصاد رانتی و ضعف نهادهای مدنی، تحقق بسیاری از شاخص های حکمرانی مطلوب را محدود کرد. دوره روحانی نیز با وجود برخی گشایش های بین المللی، به دلیل محدودیت های نهادی و بوروکراسی فزاینده، به تحقق کامل حکمرانی خوب نینجامید. استمرار ساختار دولت رانتی، ضعف احزاب حرفه ای، محدودیت تکثر سیاسی و موانع نهادی در برابر جامعه مدنی، مهم ترین عوامل تأخیر در شکل گیری حکمرانی مطلوب در ایران هستند. دستیابی به توسعه سیاسی پایدار نیازمند اصلاحات نهادی، افزایش شفافیت و تقویت نهادهای نظارتی و مدنی است.
۲۹۳۰.

عوامل گذراندن موفقیت آمیز دوره دکتری بر اساس تجارب زیسته دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۰۹
هدف: این پژوهش با هدف بررسی تجارب زیسته دانشجویان مقطع دکتری و شناسایی عوامل مؤثر بر گذراندن موفقیت آمیز این دوره انجام گرفته است. روش پژوهش: مطالعه حاضر کیفی و با رویکرد پدیدارشناسی انجام گرفت. برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. مشارکت کنندگان شامل دانشجویانی بودند که یا در مرحله پایانی دوره دکتری قرار داشتند یا این مقطع را به پایان رسانده بودند. نمونه گیری به شیوه هدفمند و گلوله برفی صورت گرفت و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت؛ در نهایت ۳۸ نفر مورد مصاحبه قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد عوامل متعددی در گذراندن موفقیت آمیز دوره دکتری نقش دارند. این عوامل شامل علاقه به دانشگاه، برخورداری از روحیه تحقیق و پژوهش، اشتیاق به کسب دانش و مهارت های جدید، ارتقای جایگاه شغلی و اجتماعی، آشنایی قبلی با استادان، سطح علمی دانشگاه، امکانات و حمایت های مالی، آمادگی جسمی و ذهنی دانشجو، مطالعه مقاله های جدید، شرکت در سمینارها، حضور مستمر در کلاس ها، انتخاب موضوع مناسب و کاربردی برای رساله، تسلط بر روش تحقیق و پروپوزال نویسی، بهره مندی از استادان توانمند و همراهی تیم پژوهشی قوی بود. دانشجویان این عوامل را برای گذر موفقیت آمیز از دوره دکتری مهم دانستند. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها، حضور فعال در سمینارها و همایش ها، برقراری روابط علمی با استادان و روابط دوستانه با همکلاسی ها، تقویت مهارت رساله نویسی، و اختصاص زمان کافی به فعالیت ها و پروژه ها می تواند احتمال موفقیت دانشجویان در گذر از دوره دکتری را افزایش دهد.
۲۹۳۱.

فراتحلیل مطالعات نقش مشاوران بر افزایش طلاق با نگرش راهبردی و دینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۱۱
هدف پژوهش: هدف این تحقیق، ارائه یک جمع بندی منسجم و یکپارچه از داده های پراکنده تحقیقات پیشین در مورد عدم موفقیت مراکز مشاوره پیش از طلاق است که پس از الزامی شدن آن در سال 1391، نه تنها در کاهش طلاق موفق نبوده اند، بلکه در بسیاری موارد به عاملی برای افزایش آن تبدیل شده اند. این پژوهش در پی شناسایی ریشه های این شکست و ارائه راهکارهای راهبردی است.  روش پژوهش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و با رویکرد راهبردی است و از نظر روش، یک مطالعه اسنادی از نوع فراتحلیل می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل 48 منبع معتبر (کتاب، مقاله و پایان نامه) است که به صورت هدفمند انتخاب شده اند. این منابع از نظر ماهیت به سه دسته تقسیم شده اند: تبیینی (60%)، توصیفی (35%) و پیامدی (5%).  یافته ها: از فراتحلیل 205 مؤلفه استخراج شده از تحقیقات پیشین، نتایج زیر به دست آمد: -   64 مؤلفه به آسیب ها (مانند نبود گفتمان مشاوره در سبک زندگی ایرانی) -   43 مؤلفه به عوامل فرساینده (مانند ضعف در تخصص، مهارت و اخلاق حرفه ای مشاوران) -   98 مؤلفه به راهکارها و راهبردها در ۵ بعد فرهنگی، اجتماعی، نظارتی، ساختاری و علمی-خدماتی پرداختند. یافته کلیدی تحقیق نشان می دهد که فقدان گفتمان مشاوره ای در بافت فرهنگی ایران، کمبود تخصص و اخلاق حرفه ای در بین برخی مشاوران و غفلت از راهکارهای دینی و مذهبی، عوامل اصلی عدم موفقیت این مراکز است  نتیجه گیری: نتیجه گیری نهایی تحقیق حاکی از آن است که برای حل این مسئله، باید به سمت راهکارهای حاکمیتی و یکپارچه حرکت کرد. بهترین راهکار پیشنهادی، ایجاد «کلینیک های تخصصی خانواده» برای یکپارچه سازی خدمات مشاوره ای بر پایه سبک زندگی اسلامی–ایرانی و همچنین اجرای طرح «مشاوریار» با نظارت مستمر تا پایان پنج سال اول زندگی مشترک است تا از بروز بحران های منجر به طلاق پیشگیری شود.
۲۹۳۲.

نقش ارزش ها در آینده پژوهی؛ رهنمودهایی برای بهبود کیفیت پژوهش های آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۰۲
در چند دهه اخیر فیلسوفان علم به این موضوع پرداخته اند که چگونه علم متأثر از ارزش ها است و با ابتنا بر آن ها سامان می یابد. این دیدگاه در تضاد با آرمان «علم عاری از ارزش» است که دخالت درونی ارزش های غیرشناختی در علم ورزی را مخرب می داند. اما امروزه انتقادهای بسیاری به این آرمان وارد است و آن را آرمان بد می خوانند. اکنون پذیرفته شده است که ارزش ها و داوری های ارزشی به انحاء مختلفی در مراحل علم ورزی از تصمیم گیری در باب انتخاب پروژه های پژوهشی گرفته تا ارزیابی و پذیرش نتایج علمی دخالت می کنند. اهمیت این موضوع در آینده پژوهی به مثابه یک علمِ ارزش بار دوچندان است، چراکه علمی عمل گرا، انسانی و بین/فرا رشته ای است که به دنبال شکل بخشی و ساخت آینده است. بنابراین، این مقاله به بررسی جایگاه و نقش آفرینی های مهم ارزش ها در آینده پژوهی می پردازد که روشن کند کدام شکل از دخالت ارزش ها مشروع و کدام یک غیرمشروع است. برای پاسخ به این پرسش دو رویکرد در مقاله اتخاذ شده است: 1) ارائه یک نوع شناسی از ارزش ها با توجه اهداف آن ها؛ 2) تمایز گذاری بین نقش های مستقیم و غیر مستقیم ارزش ها. سپس سعی شده است که این رویکردها با ادبیات و مبانی آینده پژوهی انطباق داده شوند. توجه به این موارد می تواند چهارچوبی از چگونگی نقش ارزش ها و ساختار آن ها در اختیار آینده پژوهان قرار دهد و از این طریق بر کیفیت، اعتبار و اقتدار آینده پژوهی اثر گذار باشد.
۲۹۳۳.

الزامات و اقتضائاتِ نظریه پردازیِ میان رشته ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۱۰
نظریه پردازی در حوزه های میان رشته ای علوم انسانی و اجتماعی دشوارتر از نظریه پردازیِ رشته ای در این حوزه است. علاوه بر چارچوب نظری و روش که لازمه هرگونه نظریه پردازی است، نظریه پردازیِ میان رشته ای به برخی زمینه ها، شرایط و ویژگی های دیگری نیز نیاز دارد. مسئله این مقاله تبیین این ویژگی ها و شرایط به عنوان الزامات و اقتضائات نظریه پردازیِ میان رشته ای است. پرسش اصلی این است که نظریه پردازیِ میان رشته ای در حوزه علوم انسانی و اجتماعی، به غیر از چارچوب نظری و روش که بحث این مقاله نیست، به چه الزامات و اقتضائاتی نیاز دارد؟ مقاله این الزامات و اقتضائات را در چهار بخش دسته بندی و ارائه کرده است که عبارت اند از: علمی، فرهنگی، ذهنی و شخصیتی. مقصود از الزامات و اقتضائات علمی رعایت برخی قواعدِ مربوط به دانش و پژوهش است. منظور از الزامات و اقتضائات فرهنگی برخی روش ها و منش های نهادینه شده در رفتار و نگرش افراد است. الزامات و اقتضائات ذهنی به قابلیت ها و مهارت های ذهنی، زبانی، و اندیشه ورزی اشاره دارد. در الزامات و اقتضائات شخصیتی، برخی روحیات و ویژگی های شخصیتی و روان شناختیِ نظریه پرداز مدنظر بوده است. مقصود از «الزامات و اقتضائات»، قابلیت ها، توانایی ها و ویژگی های لازم برای نظریه پردازیِ میان رشته ای است. در این تحقیق از دو روش پدیدارشناسی و روش مدل سازی استفاده شده است.
۲۹۳۴.

الگوی آموزش مهارت محور در آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۴۹
هدف: پژوهش حاضر باهدف طراحی الگوی آموزش مهارت محور (هدفمند) در آموزش عالی انجام شد. روش: این پژوهش با رویکرد آمیخته (کیفی-کمی) انجام شد. مشارکت کنندگان در پژوهش حاضر در بخش کیفی خبرگان دانشگاهی (مدیران و برنامه ریزان آموزش عالی) و خبرگان سازمانی (مسئولین ذی - ربط دانشگاه های دولتی و آزاد اسلامی) و در بخش کمی نیز کلیه اعضای هیئت علمی و مدیران آموزشی و دانشجویان دوره دکتری دانشگاه های شهر تهران در دانشگاه های دولتی و آزاد اسلامی در سال تحصیلی 1402 و 1403 بود. در بخش کیفی نمونه آماری با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند (به صورت گلوله برفی) انجام شد که در مصاحبه 12، اشباع نظری حاصل شد؛ ولی تا مصاحبه 18 تحلیل شد. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته بود و به منظور تحلیل داده های پژوهش از روش تحلیل مبتنی بر کدگذاری باز و محوری و انتخابی بود، صورت پذیرفت. نمونه آماری بخش کمی نیز با استفاده از فرمول کوکران 386 نفر انتخاب شد و ابزار گردآوری اطلاعات در این بخش پرسشنامه محقق ساخته بود که برای تعیین روایی پرسشنامه از نظرات متخصصان و خبرگان حوزه آموزش دانشگاهی به صورت روایی محتوایی و پایایی پرسشنامه نیز با استفاده از روش آلفای کرونباخ بین 852/0 تا 950/0 و مورد تائید قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که مقوله محوری در آموزش مهارت محور، ارتقای پداگوژی آموزشی در راستای توانمندسازی نیروی انسانی و توسعه ویژگی های مدیریتی در آموزش عالی است. شرایط زمینه ای چون فرهنگ سازمانی، زیرساخت فناوری، مدل های یادگیری موجود و ظرفیت سازی انسانی در تحقق این هدف مؤثرند. مشارکت کنندگان راهبردهایی در سطوح فردی، سازمانی و کلان برای پیاده سازی مؤثر این الگو ارائه کردند. در نهایت نتایج معادلات ساختاری نیز اعتبار مدل را مورد تائید قرار داد. نتیجه گیری: الگوی طراحی شده با تمرکز بر مهارت های قابل کاربرد در بازار کار، می تواند زمینه ساز تحول در آموزش عالی و ارتقای شایستگی حرفه ای فارغ التحصیلان گردد.
۲۹۳۵.

سازوکارهای انحصار پنهان در پلتفرم های دیجیتال ایران: بازاندیشی در سیاست گذاری اقتصاد دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۰۲
پژوهش حاضر با هدف شناسایی سازوکارهای شکل گیری «انحصار پنهان» در پلتفرم های دیجیتال ایران انجام شده است؛ پدیده ای که برخلاف انحصار آشکار، نه از طریق حذف مستقیم رقبا یا سلطه قیمتی، بلکه از مسیرهایی تدریجی، نامحسوس و مبتنی بر بستر نهادی شکل می گیرد. این مطالعه با بهره گیری از رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون، داده های خودرا ازطریق ۱۸مصاحبه نیمه ساختاریافته با مدیران پلتفرم ها، سیاست گذاران، فعالان صنفی و پژوهشگران اقتصاد دیجیتال گردآوری کرده است. یافته های پژوهش با تلفیق دو رویکرد تحلیلی مکمل: (۱) سیاست گذاری و تنظیم گری رقابت (بالا به پایین) و (۲) منطق درونی مدل کسب وکار پلتفرمی (پایین به بالا) چارچوبی سه بُعدی شامل ابعاد ساختاری، رفتاری و نهادی ارائه می دهد که امکان فهم عمیق تر و چندلایه انحصار پنهان را در بوم سازگان ایران فراهم می سازد. در این چارچوب، انحصار پنهان به عنوان تجلی کنترل پنهان پلتفرم در بعد رفتاری تفسیر شده که در نقطه تلاقی میان بعد ساختاری (یعنی طراحی و معماری پلتفرم) و بعد نهادی(یعنی بهره برداری منفعل از خلأهای سیاستی و تنظیم گری) رخ می دهد. این نوع انحصار، در قالب چرخه ای خودتقویت شونده، بازتولید می شود. پژوهش نشان می دهد که پلتفرم های دیجیتال برای تثبیت سلطه خود، الزاماً نیازمند نوآوری های تهاجمی نیستند، بلکه با تکیه بر ضعف نظارت و خلأهای حکمرانی دیجیتال، جایگاه مسلط خود را حفظ و تقویت می کنند که این امر به تداوم انحصار پنهان نیز می انجامد. در نهایت، چارچوب سه بعدی این پژوهش می تواند به عنوان مبنایی نظری برای تحلیل حکمرانی دیجیتال و ارائه راهکارهای مقابله با سلطه پلتفرمی مورد استفاده قرار گیرد. براین اساس، توصیه می شود سیاست های تنظیمی در ایران به صورت اقتضایی، چابک و منطبق با منطق کسب وکار پلتفرم ها طراحی شوند؛ چرا که مداخلات کلی نگر و دیرهنگام، نه تنها اثربخشی لازم را ندارند بلکه می توانند به تقویت و تثبیت انحصار پنهان بیانجامند.
۲۹۳۶.

منشاء قدرت از دیدگاه فارابی و ابن خلدون و رابطه آن با مشروعیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۰۵
هدف پژوهش: هدف اصلی این پژوهش، بررسی منشأ قدرت سیاسی از دیدگاه دو اندیشمند برجسته دوره میانه، یعنی فارابی و ابن خلدون، و تبیین رابطه آن با مفهوم مشروعیت است. این تحقیق بر آن است تا به پرسش های اساسی در این زمینه پاسخ دهد که قدرت سیاسی از نظر هر یک از این متفکران بر چه پایه ای استوار است و عقل، اراده، و دین در شکل گیری آن چه جایگاهی دارند. روش پژوهش: پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی - تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه ای انجام شده است. در این روش، آثار فلسفی، اجتماعی و سیاسی فارابی و ابن خلدون مورد بررسی و تحلیل تطبیقی قرار گرفته تا تفاوت ها و شباهت های دیدگاه آنان در خصوص منشأ قدرت و نسبت آن با مشروعیت تبیین شود. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که فارابی منشأ قدرت را در عقل و دانش می داند و آن را در قالب مفاهیم «تمکن» و «تحفظ» مطرح می سازد. وی قدرت را دارای دو مرتبه «مطلقه» و «ناقصه» می داند و قدرت حقیقی را از آنِ خداوند می شمارد که از طریق فیلسوفِ نبی و جانشینان او بر جامعه اعمال می شود. در مقابل، ابن خلدون منشأ قدرت را در دو بعد اجتماعی و دینی تحلیل می کند و آن را در مفهوم «عصبیت» خلاصه می داند. وی عصبیت قومی را نسبت به عصبیت دینی برتر می شمارد و بر نقش اراده و نیروی جمعی در تکوین قدرت سیاسی تأکید می کند. نتیجه گیری: نتیجه پژوهش نشان می دهد که تفاوت اساسی میان دیدگاه فارابی و ابن خلدون در تقدم عقل یا اراده به عنوان سرچشمه قدرت است. فارابی قدرت را ناشی از عقل و معرفت الهی می داند که مشروعیت خود را از اتصال به وحی و نبوت می گیرد، در حالی که ابن خلدون مشروعیت را نه در عقل بلکه در واقعیت اجتماعی و عصبیت می جوید. بر این اساس، می توان گفت که فارابی به مشروعیت الهی و عقلانی و ابن خلدون به مشروعیت اجتماعی و تاریخی تأکید دارد.
۲۹۳۷.

مصاحبه گران الگوریتمی و بازاندیشی در تولید دانش: به سوی روش شناسی انتقادی هوشمند در پژوهش های کیفی مبتنی بر هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۹۱
مقدمه و اهداف: تحولات پرشتاب فناوری های هوش مصنوعی، بازاندیشی در روش های تولید دانش را به ضرورتی انکارناپذیر بدل ساخته اند. در این راستا، حوزه هوش مصنوعی به سرعت در حال پیشرفت و آماده است تا روش های تحقیق ما را متحول کند. یکی از نمودهای بارز این تحول، ورود «مصاحبه گران الگوریتمی» به عرصه پژوهش های کیفی است؛ ابزارهایی که با تکیه بر الگوریتم های پردازش زبان طبیعی، تعاملات شبه انسانی با مشارکت کنندگان برقرار می کنند. مدل های زبانی هوش مصنوعی به دلیل توانایی فوق العاده خود در نوشتن مقاله، طراحی آزمایش ها، توسعه نظریه، رونویسی، ترجمه، تجزیه و تحلیل موضوعی، کدگذاری، خلاصه کردن مقالات، توصیه نشریات و هدایت محققان به مسیر درست، تکمیل جمله و پاراگراف، درک و تولید متنی که به نوشتار انسان شباهت دارد، شناخته می شوند و این ویژگی آنها را به منبعی ارزشمند برای پژوهشگران در حوزه های کیفی تبدیل کرده است. باوجوداین، ورود این ابزارها صرفاً یک پیشرفت تکنولوژیک نیست، بلکه ناظر بر بازتعریف روابط میان انسان، ماشین، قدرت و معرفت است. ازآنجایی که تصور تحقیقات کیفی معاصر و تحلیل داده ها در علوم انسانی و اجتماعی دشوار است، روی آوردن به فناوری های مدرن در تحلیل داده های کیفی مبتنی بر کامپیوتر، چهارچوب های تفسیر ما را شکل می دهد و دیدگاه و درک ما از مسائل پژوهشی را تغییر می دهد. هدف این مقاله، بازاندیشی انتقادی در نسبت میان هوش مصنوعی و تولید دانش در پژوهش های کیفی است؛ با تمرکز ویژه بر مصاحبه گران الگوریتمی و ظرفیت های آنها در برهم زدن یا بازتولید مناسبات معرفتی و اجتماعی. این مقاله می کوشد با تکیه بر نظریه قدرت -دانش فوکو و نظریه جامعه شبکه ای کاستلز، الگویی روش شناختی با عنوان «روش شناسی انتقادی هوشمند» پیشنهاد کند که پژوهشگران را قادر کند نسبت به سوگیری ها، محدودیت ها و ظرفیت های اخلاقی و سیاسی این ابزارها حساسیت نظری و عملی داشته باشند. روش: پژوهش حاضر به بررسی نقش مصاحبه گران الگوریتمی در بازتعریف روابط اجتماعی و ساختارهای قدرت در مطالعات کیفی می پردازد. این تحقیق در دو مرحله تطبیقی - اسنادی و انتقادی هوشمند اجرا شده است. در فاز اول، با ترکیب نظریه های فوکو و کاستلز، چهارچوب نظری برای تحلیل مصاحبه های هوش مصنوعی تدوین شد. نظریه فوکو به تحلیل تأثیرات قدرت ابزارهای الگوریتمی کمک و مدل های زبانی بزرگ مانند ChatGPT منابع جدید قدرت را نمایان می کند. فاز دوم به توسعه رویکرد انتقادی هوشمند اختصاص دارد که به ادغام فناوری های هوش مصنوعی و تحلیل انسانی می پردازد و به پژوهشگران کمک می کند تا به مسائل انسانی و اجتماعی عمیق تر بپردازند. این روش شناسی نوین با استفاده از الگوریتم ها به شفافیت و دقت تحلیل ها می افزاید و زمان تحلیل را کاهش می دهد. همچنین، اعتبار داده ها با تفسیر تحلیل های انسانی تقویت می شود و سوگیری ناشی از تحلیل های انسانی کاهش می یابد. برای سنجش روایی مدل بومی «روش شناسی انتقادی هوشمند»، بررسی هم راستایی چهارچوب تحلیلی با نظریه های قدرت -دانش و جامعه شبکه ای ضروری است. استفاده از ترکیب تحلیل انسانی و الگوریتمی، کدگذاری مشترک و بازبینی نتایج توسط مشارکت کنندگان نیز به اعتبار و پایایی پژوهش کمک می کند. درنهایت، این پژوهش براساس یک  «روش شناسی انتقادی هوشمند بومی» طراحی شد که به پژوهشگران اجازه می دهد تا از تجارب انسانی و قدرت پردازش الگوریتمی در عصر دیجیتال و تحلیل دقیق تر تعاملات اجتماعی به طور هم زمان بهره برداری کنند. این روش شناسی بر اهمیت شفافیت الگوریتمی و سواد داده محور تأکید دارد و پژوهشگران را ترغیب می کند که در تعامل با ابزارهای هوش مصنوعی، به عنوان تولیدکنندگان خلاق دانش عمل کنند. نتایج: یافته ها نشان می دهند که مدل های زبانی بزرگ مانند ChatGPT، می توانند به شکل معناداری غنای پژوهش های کیفی را در مراحلی مانند شناسایی الگوهای پنهان، طراحی سوال، رونویسی، ترجمه، کدگذاری، توسعه نظریه و تولید متن افزایش دهند. باوجوداین، این مدل ها ابزارهایی خنثی نیستند؛ بلکه کنشگرانی معرفتی هستند که قادرند ساختار گفتمان و مسیر تفسیر را تحت تأثیر قرار دهند. همچنین قادرند الگوهای اجتماعی و فرهنگی را شناسایی و درک عمیق تری از ساختارهای قدرت ارائه دهند. یکی از نتایج کلیدی این پژوهش، توانایی مصاحبه گران الگوریتمی در تولید داده های شفاف و مستند است که به پژوهشگران این امکان را می دهد تا روند تحلیل را به راحتی پیگیری و نتایج را مستند کنند. این ویژگی می تواند به افزایش شفافیت و قابلیت اعتماد در پژوهش های کیفی کمک کند و به پژوهشگران اجازه دهد تا با دقت بیشتری به تحلیل داده های پیچیده بپردازند. افزون براین، نتایج نشان می دهند که ترکیب تحلیل انسانی با الگوریتمی می تواند به کاهش سوگیری ها و افزایش دقت در نتایج منجر شود. این ادغام، به ویژه در زمینه های اجتماعی و فرهنگی که تحلیل های عاطفی و زمینه ای اهمیت دارند، می تواند تحولی در درک و تفسیر داده ها ایجاد کند. در نهایت، این پژوهش بر ضرورت بازاندیشی در روش های پژوهش و طراحی رویکردهای جدید در مواجهه با چالش های اخلاقی و اجتماعی مرتبط با استفاده از هوش مصنوعی تأکید دارد. این نتایج می توانند به عنوان مبنایی برای توسعه سیاست های پژوهشی و آموزشی در زمینه استفاده از هوش مصنوعی در تحقیقات کیفی عمل کنند و به بهبود کیفیت و اعتبار پژوهش های اجتماعی کمک نمایند. بحث و نتیجه گیری: پیشرفت های اخیر در فناوری های هوش مصنوعی و داده کاوی تأثیر عمیقی بر روش های پژوهش کیفی و اجتماعی داشته است. این پژوهش به بررسی تأثیر مصاحبه گران الگوریتمی بر پژوهش های کیفی، به ویژه در زمینه های روابط اجتماعی و ساختارهای قدرت و معرفت می پردازد. یافته ها نشان می دهند که مدل های زبانی بزرگ (LLMs) مانند ChatGPT نه تنها به عنوان ابزار تسهیل کننده، بلکه به عنوان کنشگران معرفتی عمل می کنند که در تفسیر داده ها و تولید معنا نقش دارند. این تغییرات به تحول در ساختارهای اجتماعی و روابط انسانی نیز منجر شده است. نظریه های میشل فوکو و مانوئل کاستلز به درک بهتر تأثیرات هوش مصنوعی بر روابط اجتماعی کمک می کنند. فوکو بر نقش قدرت در تعاملات روزمره تأکید دارد و کاستلز اطلاعات را به عنوان منابع جدید قدرت در نظر می گیرد. این پژوهش تأکید می کند که بهره گیری آگاهانه و انتقادی از این ابزارها می تواند دقت و انسجام تحلیل های کیفی را بهبود بخشد، به ویژه در مراحل پیچیده ای مانند رونویسی و تحلیل تماتیک. چهارچوب «روش شناسی انتقادی هوشمند بومی» که پیشنهاد می شود، به پژوهشگران امکان می دهد تا از ترکیب تحلیل انسانی و قدرت پردازش الگوریتمی بهره برداری کنند و در تعامل با این ابزارها، به تولیدکنندگان خلاق دانش بدل شوند. درنهایت، این پژوهش بر ضرورت بازتعریف نقش پژوهشگر و طراحی ساختارهای جدید برای مستندسازی تعاملات انسان - ماشین تأکید می کند و بر اهمیت رویکردهای انتقادی و مسئولانه در استفاده از هوش مصنوعی در تحقیقات اجتماعی تأکید دارد.
۲۹۳۸.

بررسی اثر دشواری محتوای درس بر نمرات ارزشیابی دانشجویان از کیفیت تدریس استادان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۴۵۸
هدف: این پژوهش به بررسی ارزشیابی کیفیت تدریس در آموزش عالی و تأثیر آن بر بهبود فرایندهای آموزشی و یادگیری دانشجویان می پردازد. با توجه به اهمیت کیفیت تدریس، مطالعه حاضر اثر دشواری محتوای درس ها بر نمرات ارزشیابی دانشجویان را بررسی کرده و در جهت افزایش دقت نظام ارزشیابی استادان تلاش می کند. روش پژوهش: این مطالعه همبستگی بوده و از مدل رگرسیون اثرات آمیخته استفاده کرده است. جامعه آماری شامل داده های ارزشیابی دانشجویان علوم پایه و فنی-مهندسی در هشت نیمسال بوده که بالغ بر 100 هزار ارزشیابی و 31,598 نمونه نمره ارزشیابی از درس ها را شامل می شود. دشواری درس ها با محاسبه میانگین و انحراف معیار نمرات دانشجویان هر دانشکده و تقسیم تفاوت معدل درس با میانگین دانشکده بر انحراف معیار نمرات سنجیده شد. یافته ها: نتایج نشان داد نمرات ارزشیابی استادان به طور معنی داری تحت تأثیر دشواری درس ها قرار دارند؛ اندازه اثر این رابطه بین ۰.۰۴ تا ۰.۰۷ برآورد شد. پس از کنترل معدل دانشجویان، مشخص شد در درس های دشوار، نمرات ارزشیابی در مؤلفه های «تسلط علمی»، «ایجاد انگیزش» و «تدریس اثربخش» پایین تر و در درس های آسان بالاتر است. نتیجه گیری: ارزشیابی کیفیت تدریس ابزار مهمی برای بهبود آموزش عالی است. دشواری درس عامل مؤثری بر نمرات ارزشیابی استادان است و نادیده گرفتن این مسئله می تواند به ارزیابی های غیرمنصفانه و نابرابر در نظام آموزش عالی منجر شود. بنابراین، نمرات ارزشیابی دانشجویان نباید تنها شاخص ارزیابی کیفیت تدریس تلقی شوند. برای داشتن یک نظام ارزشیابی معتبر و علمی، باید به طراحی جامع و چندبُعدی فرایند ارزشیابی توجه بیشتری شود.
۲۹۳۹.

بررسی سیاست های سرمایه گذاری مستقیم خارجی در چین با هدف توسعه توانمندی های فناورانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۹۵
امروزه بسیاری از فناوری ها در انحصار شرکت های چندملیتی قرار دارند، با این حال برخی کشورها توانسته اند از طریق جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی به توسعه توانمندی های فناورانه خود دست یابند. هدف این تحقیق بررسی سیاست های چین در بهره گیری از سرمایه گذاری مستقیم خارجی جهت ارتقاء توانمندی فناورانه است. این مطالعه از روش مطالعه موردی تاریخ نگارانه استفاده کرده است. داده ها از منابع مختلف شامل مقالات و گزارش های پایگاه های علمی بین المللی نظیر بانک جهانی، گوگل اسکالر و اسکوپوس جمع آوری شد. این پژوهش به تحلیل تحولات سیاسی و اقتصادی چین در طول بازه زمانی 1979 تا 2008، در قالب چهار دوره زمانی کلیدی، پیش از اصلاحات (قبل از 1979)، دوره آغاز اصلاحات (1979-1991)، دوران تحولات گسترده (1992-2001) و دوره پیوستن به سازمان تجارت جهانی (2001-2008) پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که سیاست های چین در این زمینه در چندین مرحله شکل گرفته است. در ابتدا، چین با پذیرش سیاست های باز و جذب سرمایه گذاری های خارجی در صنعت مونتاژ، توانست زیرساخت های اولیه فناوری را توسعه دهد. در مراحل بعدی، چین با هدف انتقال فناوری های پیشرفته، به ویژه در زمینه هایی چون الکترونیک و فناوری اطلاعات، شرایطی را فراهم کرد تا شرکت های خارجی ملزم به انتقال فناوری های خود به بازار چین شوند. همچنین، یکی از موفقیت های چین در این زمینه، ایجاد و گسترش مناطق ویژه اقتصادی و خوشه های فناوری بوده است که به عنوان ابزارهایی برای جذب سرمایه گذاری و نوآوری به کار گرفته شدند.
۲۹۴۰.

مطالعه تطبیقی نظریه فهم اجتماعی از نص و نظریه های تحلیل گفتمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۹۱
نظریه فهم اجتماعی از نص برای اولین توسط محمدجواد مغنیه در کتاب فقه امام صادق(ع) به عنوان یک رویکرد نوین در استنباط از ادله فقهی مطرح شد و شهید آیت الله سیدمحمدباقر صدر با صورت بندی متقن از آن، این رویکرد را نقطه عطف تاریخ فقه قلمداد کرد. موضوع تحلیل گفتمان نیز بررسی هرگونه پدیده نشانه شناختی اعم از متن، گفتار، رویدادهای ارتباطی و... است. مهم ترین جغرافیای مشترک تحلیل گفتمان و نظریه فهم اجتماعی از نص را می توان حوزه «زبان» دانست. چراکه به تعبیر زبان شناسان معانی در ذهن وجود مستقلی ندارند، بلکه معنا در زبان است و باید برای دستیابی به معنا ساختار زبان را فهمید. در فهم اجتماعی از نص نیز به این نکته اشاره می شود که ظهور کلام با دلالت لفظی وضعی کامل نمی شود مگر هنگامی که دلالت های اجتماعی کلام یعنی ارتکازات عقلایی ای که در بستر آن متن صادر شده است ملاحظه شود و در ترکیب دلالت وضعی و اجتماعی به یک مدلولی نهایی نائل آید. در این مقاله با رویکرد میان رشتگی و با روش توصیفی و تطبیقی فهم اجتماعی از نص از منظر آیت الله سیدمحمدباقر صدر با روش تحلیل گفتمان از منظر فوکو، ون دایک، فرکلاف و مورد کاوش قرار می گیرد و سپس جایگاه استفاده از روش تحلیل گفتمان و توسعه ابزار استنباط را در مصادیق فقهی مطمح نظر قرار داده می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان