ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۰۱ تا ۳٬۰۲۰ مورد از کل ۳٬۰۳۷ مورد.
۳۰۰۱.

مؤلفه های توانمندسازی دانشگاه های علوم پزشکی در مقابله با سیاهچاله های آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سیاهچاله آموزش توانمندسازی دانشگاه های علوم پزشکی آسیب شناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۹
هدف: دانشگاه های علوم پزشکی به عنوان یکی از بزرگ ترین نظام های مدیریتی کشور، با چالش های متعددی در حوزه آموزش مواجه هستند که می تواند به عنوان سیاهچاله آموزشی شناخته شود. آسیب های ناشی از سیاهچاله ها چندبعدی و جدی بوده که می تواند، دانشگاه ها را از رسیدن به اهداف بلندمدت باز دارد؛ بنابراین توانمند نمودن دانشگاه های علوم پزشکی به عنوان یک راهکار کلیدی، در جهت مقابله با سیاهچاله ها می تواند بسیار کمک کننده باشد. هدف این مطالعه، تعیین مؤلفه های توانمندسازی دانشگاه های علوم پزشکی در مقابله با سیاهچاله های آموزشی است. روش: جهت تبیین ابعاد و مؤلفه های توانمندسازی، از رویکرد کیفی استفاده شد. نمونه گیری مبتنی بر هدف بوده و ابزار گردآوری داده ها راهنمای مصاحبه و ضبط صدای مشارکت کنندگان بود. تعداد 20 مصاحبه نیمه ساختارمند با اعضای هیئت علمی و مدیران حوزه آموزش در دانشگاه های علوم پزشکی انجام شد. مدت زمان مصاحبه ها بین 30 تا 90 دقیقه بود. داده ها با روش تحلیل محتوای کیفی و با استفاده از نرم افزار MAXQDA 2020 آنالیز شد. یافته ها: بعد از انجام مصاحبه ها و پیاده سازی و تحلیل داده ها، 293 کد اولیه به دست آمد که با ادغام این کدها 48 زیر طبقه شکل گرفت. پس از کنار هم گذاشتن و ادغام موارد با معنای نزدیک 17 طبقه و درنهایت 6 مضمون استخراج شد. مؤلفه های به دست آمده از فرآیند مصاحبه شامل "مهندسی فرهنگ"، "برنامه ریزی و تقویت زیرساخت ها"، "اقدامات توسعه آموزش و مدیریت دانش"، "سازمان دهی ساختار سازمانی"، "مدیریت اثربخش"، "حکمرانی در فرایند سیاست گذاری و امور قانونی" می باشد. نتیجه گیری: دانشگاه های علوم پزشکی متشکل از واحدهای آموزشی، درمانی و بهداشتی می باشد که هر سه ساختار به نوعی تأثیرگذار بر امر آموزش می باشند و مجزا نمودن واحدها از یکدیگر ایجادکننده چالش ها و مشکلات فراوانی در حوزه آموزش می باشد. یافته های مطالعه حاضر بیانگر این است که در فرایند توانمندسازی دانشگاه های علوم پزشکی در مقابله با سیاهچاله های آموزشی عوامل متعددی تأثیرگذار است؛ بنابراین، رویکرد کل نگر و اتخاذ سیاست های جامع و مدون سیاست گذاران و مدیران حوزه آموزش در جهت شناخت و مقابله با این سیاهچاله ها، گامی مهم در جهت توانمندسازی دانشگاه های علوم پزشکی می باشد.
۳۰۰۲.

قلدری دانشگاهی: مروری سیستماتیک مبتنی بر مطالعات نمایه شده بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: قلدری دانشگاهی کتاب سنجی مرور سیستماتیک VOSviewer

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۱
هدف: این مطالعه باهدف شناسایی خوشه های موضوعی اصلی و بازیگران کلیدی؛ وضعیت دانش فعلی حوزه مطالعاتی قلدری دانشگاهی و میسرهای پیشنهادی مطالعاتی برای آینده را، نمایان می سازد. روش پژوهش: این مطالعه سیستماتیک با تکیه بر پایگاه های استنادی علمی Web of Science (WoS)و Scopus با بررسی اطلاعات کتاب سنجی ۲۶۶ مطالعه شناسایی شده از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۴، با استفاده از رویکرد کتاب سنجی (توصیفی - تحلیلی) و بهره گیری از ابزار تحلیلی - بصری نرم افزار VOS Viewer و اکسل، به بررسی روند انتشار مطالعات؛ محققان، کشورها و مطالعات پیشرو و تأثیرگذار؛ و شناسایی خوشه های موضوعی این زمینه مطالعاتی می پردازد. یافته ها: تجزیه وتحلیل روند انتشار مطالعات که از سال ۲۰۰۱-۲۰۲۴ در نظر گرفته شد، نشان داد که مطالعات منتشرشده در این حوزه از سال ۲۰۰۸ به بعد روند تصاعدی داشته و در سال ۲۰۲۱ و ۲۰۲۴ به اوج خود رسیده است. طبق یافته ها، تاکنون ازنظر توسعه ادبیات این حوزه، در بین کشورها، ایالات متحده آمریکا؛ و در بین نویسندگان، مرلین کمپیل؛ و در بین مطالعات، مطالعه دیلماک، به عنوان تأثیرگذارترین موارد؛ و بر اساس تجزیه وتحلیل کلیدواژه ها، درنهایت، سه خوشه موضوعی، (1) قلدری دانشگاهی و محل کار، (2) قلدری سایبری، و (3) قربانی شدن، شناسایی شدند. نتیجه گیری: در دهه اخیر، توجه محققان به قلدری در دانشگاه روبه رشد بوده است، اما همچنان به عنوان موضوعی جدید و نوظهور در سطح جهانی شناخته می شود. باتوجه به پیامدهای منفی قلدری بر ساختار دانشگاه و روابط آن، ضرورت دارد که سیاست گذاران آموزشی و کنشگران دانشگاهی به مدیریت و پیشگیری از آن توجه بیشتری داشته باشند. مطالعه یافته های این مقاله، می تواند راهنمای مفیدی برای محققان و سیاست پژوهان ایرانی باشد تا با مراجعه و بهره گیری از مطالعات معرفی شده آن، این پدیده مخرب را، در نظام دانشگاهی ایران تحلیل و بررسی کنند.
۳۰۰۳.

شناسایی ابعاد و مؤلفه های پیوست اقتصادی در مدیریت دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اقتصاد آموزش عالی پیوست اقتصادی تصمیمات اقتصادی فراترکیب مدیریت دانشگاهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۵
هدف: هدف این پژوهش، شناسایی ابعاد و مؤلفه های پیوست اقتصادی در مدیریت دانشگاهی و ارائه چارچوبی نظام مند، جهت ارتقای کارآمدی اقتصادی برنامه ها و فعالیت های دانشگاهی است. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت، کیفی بوده و با استفاده از روش فراترکیب انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، کلیه منابع و پایگاه های علمی داخلی و خارجی در حوزه مدیریت اقتصادی و پیوست اقتصادی در اداره دانشگاه ها، در بازه زمانی 2025-2015 و 1404-1394 است. پس از مطالعات و بررسی های لازم 305 مقاله با استفاده از ابزار کاسب استخراج و درنهایت 82 مقاله به صورت هدفمند انتخاب و اعتبار آن از طریق آزمون کاپای کوهن تأیید گردید. یافته ها: در این پژوهش ابعاد و مؤلفه های پیوست اقتصادی در مدیریت دانشگاه ها با روش تحلیل محتوای کیفی در قالب 79 مفهوم کلیدی، 22 مفهوم ثانویه (مؤلفه) و 8 مقوله (ابعاد) اصلی استخراج شدند. ابعاد اصلی شناسایی شده عبارت اند از: مدیریت بهینه منابع مالی، تأمین، توسعه و پایداری مالی، توسعه سرمایه انسانی، توجه به مسئولیت اجتماعی دانشگاه، توجه به رویکردهای نوین اقتصادی، تقویت ارتباط و تعامل با صنعت و بازار، همسویی با برنامه ها و سیاست های کلان دانشگاه و حضور در عرصه بین الملل که در نهایت در قالب یک الگوی تلفیقی شامل ابعاد و مؤلفه های پیوست اقتصادی ارائه شدند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش بیانگر آن است که در فرایند مدیریت دانشگاهی توجه به آموزه ها و ملاحظات اقتصاد آموزش، ضرورتی عقلانی و راهبردی است این جریان می تواند به واسطه پیوست اقتصادی، به ارتقای کارکردهای اقتصادی دانشگاه، از جمله بهبود مدیریت منابع، افزایش استقلال و پایداری مالی، ارتقای بهره وری در تخصیص منابع و توسعه فرهنگ و مسئولیت پذیری اقتصادی دانشگاه ها در سطح جامعه منجر شود.
۳۰۰۴.

بررسی فرایند ارزشیابی عملکرد اعضای هیئت علمی در ایران بر اساس هدف و روش: یک مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ارزشیابی عملکرد هدف روش مرور نظام مند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۱
هدف: ارزشیابی عملکرد اعضای هیئت علمی به عنوان ابزاری برای تضمین کیفیت آموزش عالی شناخته می شود. با وجود اهمیت این موضوع، بررسی های پیشین در ایران نشان دهنده فقدان مطالعه جامع در زمینه اهداف، روش ها، و چالش های ارزشیابی هیئت علمی است. پژوهش با هدف مرور نقادانه فرایند ارزشیابی هیئت علمی در ایران انجام شد تا شکاف های موجود در اهداف، روش ها، گروه های هدف، و چالش های این فرآیند شناسایی شده و راهکارهایی برای بهبود آن پیشنهاد شود. این مطالعه به دنبال پاسخ پنج پرسش پژوهشی بود: اهداف ارزشیابی عملکرد اعضای هیئت علمی؟ روش های مورد استفاده؟ گروه های هدف؟ چالش های اصلی ارزشیابی؟ موضوعات پژوهشی مرتبط؟ روش: پژوهش با روش مرور نظام مند مقالات داخلی در بازه زمانی 1381 تا ابتدای بهمن 1402 انجام شد. جستجو در پایگاه های اطلاعاتی Irandoc، Civilica، Noormags، Magiran، SID، و Google Scholar صورت گرفت. در مجموع، 684 مقاله شناسایی شد. فرآیند غربالگری در چند مرحله انجام شد: مقالات تکراری، مروری، و غیراصیل حذف شدند. مقالاتی که متن کامل آن ها در دسترس نبود یا در ایران نوشته نشده بودند، کنار گذاشته شدند. کیفیت 34 مقاله اصیل پژوهشی توسط چهار پژوهشگر متخصص در آموزش عالی و سنجش آموزشی ارزیابی شد. اعتبار فرآیند انتخاب مقالات با ضریب توافق بین رتبه دهندگان (0.98، p<0.05) تأیید شد. تحلیل محتوای کیفی برای استخراج مضامین مرتبط با اهداف، روش ها، گروه های هدف، چالش ها، و موضوعات پژوهشی از متن کامل مقالات به کار رفت. یافته ها: از میان اهداف ارزشیابی، 14 مقاله بر اهداف تکوینی و تنها 3 مقاله بر اهداف پایانی متمرکز بودند. این عدم توازن نشان دهنده فقدان چارچوب های سیاستی یکپارچه و شفافیت در انتظارات نقش اعضای هیئت علمی است. روش های ارزشیابی عمدتاً به پرسشنامه های محقق ساخته وابسته بودند.گروه های هدف عمدتاً اعضای هیئت علمی علوم پزشکی بودند، که نشان دهنده کم توجهی به سایر رشته ها، به ویژه علوم انسانی و مدیریت آموزشی است. عناوین مقالات غالباً بر شناسایی ملاک های ارزشیابی متمرکز بودند و موضوعاتی مانند تدوین الگو، مطالعه طولی، یا ارزیابی رسمی دانشگاه ها کمترین توجه را دریافت کردند. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش حاکی از نوپا بودن ارزشیابی هیئت علمی در ایران است. تمرکز بیش ازحد بر اهداف تکوینی و پرسشنامه های دانشجویی، همراه با غفلت از روش های چندمنبعی و تفاوت های فردی اساتید، نشان دهنده شکاف های عمیق در این حوزه است. برای دستیابی به ارزشیابی مؤثر، تشکیل نهادهای تخصصی ارزشیابی آموزشی ضروری است. دستاوردهای پژوهش، شناسایی الگوها و چالش های ارزشیابی عملکرد اعضای هیئت علمی و ارائه چارچوبی برای بهبود کیفیت آموزش عالی از طریق اصلاح نظام های ارزشیابی است.
۳۰۰۵.

دراماتورژی به مثابه پژوهش: مقایسه تطبیقی پایان نامه های تحصیلات تکمیلی رشته ادبیات نمایشی در ایران و بریتانیا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دراماتورژی پژوهش عمل بنیاد مطالعه ی تطبیقی تحصیلات تکمیلی ایران بریتانیا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۱
هدف: این مقاله به بررسی مفهوم «دراماتورژی به مثابه پژوهش عمل بنیاد» در نظام دانشگاهی می پردازد و از رهگذر مطالعه ای تطبیقی میان پایان نامه های کارشناسی ارشد رشته ی ادبیات نمایشی در ایران و رساله های دراماتورژی در بریتانیا، ظرفیت های این رویکرد را آشکار می سازد. در حالی که پژوهش عمل بنیاد در نظام آموزش عالی انگلستان به روشی تثبیت شده تبدیل شده است، در مطالعات تئاتری ایران هنوز جایگاه مشخص و نهادینه ای ندارد. پرسش اصلی پژوهش آن است که پروژه های نهایی دانشجویان ایرانی چه محدودیت هایی دارند و چگونه می توان با اصلاح آن ها، کارآمدی بیشتری در عرصه ی دانشگاهی و تولید هنری ایجاد کرد. فرض مقاله بر این است که بهره گیری از الگوی دراماتورژی عمل بنیاد می تواند پاسخی مؤثر به این کاستی ها باشد. یافته ها: برای تبیین چگونگی تلفیق نظریه و عمل در قالب پایان نامه، سه رساله عمل بنیاد در بریتانیا مورد بررسی قرار گرفته است: 1- رساله امیلی لِکِسن در حوزه ی دراماتورژی تئاتر عروسکی که با خلق دو نمایشنامه و ارائه ی یک الگو، نوشتار خلاق را به بدنه ی پژوهش بدل کرده است؛ 2-پروژه مایکل پینچ بک که سه گانه اجرایی او هم زمان به عنوان تولید هنری و دستاورد پژوهشی عمل می کند؛ 3-پژوهش زلدا فرانزکا هِنی با عنوان مابین پرده ها که ترکیبی نظری-عملی برای مطالعه ی دراماتورژی معاصر ارائه می دهد. یافته ها نشان می دهد که در بریتانیا دانشجو به مثابه ی «هنرمند-پژوهشگر» تعریف می شود؛ فردی که میان چارچوب های نظری و تجربه ی عملی پل می زند و بدین وسیله پژوهش دانشگاهی را به فرآیندی خلاق و تولیدمحور تبدیل می کند. نتیجه گیری: بازشناسی و نهادینه سازی پژوهش عمل بنیاد در ایران می تواند آموزش تئاتر را غنی تر سازد، شکاف میان دانشگاه و اجرا را پر کند و الگویی فراهم آورد که در آن پایان نامه نه فقط درباره ی تئاتر، بلکه خود به صحنه ی خلق تئاتر بدل شود. به این ترتیب، دانشگاه می تواند از جایگاه صرفاً نظری فراتر رفته و به بستر زایش هنری و تفکر خلاق بدل گردد.
۳۰۰۶.

مشکلات فرایند داوری در مجلات علمی وزارت علوم: علل و راهکارها(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پدیدارشناسی چالش های داوری داوری همتا نگارش علمی مجلات علمی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۱
هدف: داوری همتا یکی از مهم ترین ابزارهای تضمین کیفیت مقالات علمی است که نقش اساسی در ارزیابی پژوهش ها و تامین اعتبار علمی مجلات ایفا می کند. با این حال، در مجلات داخلی، این فرایند با چالش های متعددی روبه رو است که می تواند بر کیفیت و اعتبار مقالات تأثیر منفی بگذارد. پژوهش حاضر با هدف واکاوی در تجربه زیسته شرکت کنندگان به منظور شناسایی مشکلات موجود در فرایند داوری مجلات داخلی و ارائه راهکارهایی برای بهبود انجام شد. روش: این مطالعه با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 12 نفر از مُطلعان که تجربه ارسال و داوری مقالات برای مجلات علمی وزارت علوم را داشتند، گردآوری شد. تحلیل داده ها بر اساس راهبرد کُلایزی انجام شد. یافته ها: برپایه تجربه زیسته شرکت کنندگان، مشکلات داوری در مجلات علمی وزارت علوم در حوزه علوم رفتاری را می توان در چهار مضمون اصلی شامل مشکلات معطوف به اخلاق داوری، مشکلات معطوف به زیرساخت فناوری، مشکلات معطوف به سیاست های آموزشی پژوهشی و مشکلات معطوف به شفافیت دسته بندی کرد. در حوزه «مشکلات معطوف به اخلاق داوری» مواردی شامل سوگیری در داوری، مشکلات ساختاری در فرایند داوری، کیفیت پایین داوری، اعتبار سنجی و نمایه سازی؛ در حوزه «مشکلات معطوف به زیرساخت فناوری» مواردی شامل ضعف در رابط کاربری و عملکرد و سرعت؛ در حوزه «مشکلات معطوف به سیاست های آموزشی پژوهشی» مواردی شامل فقدان انگیزه داوری و تمرکز بر تعداد؛ و در حوزه «مشکلات معطوف به شفافیت» مواردی شامل ابهام در مسائل مالی و ذهنی بودن ملاک های ارزیابی، شناسایی گردید نتیجه گیری: فرایند داوری در مجلات علمی حوزه علوم رفتاری وزارت علوم به اصلاحاتی در حوزه های سیاست گذاری، فناوری، اخلاق پژوهشی و شفافیت فرایندها نیازمند است. بهبود نظام انگیزشی داوران، افزایش شفافیت در سیاست های داوری، به روزرسانی زیرساخت های فناوری و تدوین ملاک ها و استانداردهای یکپارچه و عادلانه در ارزیابی، اعتبارسنجی و تضمین کیفیت از جمله راهکارهای پیشنهادی برای ارتقای کیفیت داوری مقالات در مجلات علمی است. اجرای این راهکارها می تواند ضمن افزایش کیفیت مقالات منتشرشده به بهبود اعتبار علمی مجلات داخلی و زمینه سازی حرکت به سمت مرجعیت علمی منجر شود.
۳۰۰۷.

یاد استاد: لوتان کوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۰
بیست وهشت ژانویه 2025 حوزه ی فرهنگ و ادب و مطالعات تطبیقی یکی از تأثیرگذارترین اندیشمندان خود را در 102 سالگی از دست داد. لوتان کوی[1] معلم-پژوهشگر علوم تربیتی، اقتصاددان، مورخ، معلم فرهنگ و ادب، عکاس، شاعر و درعین حال یکی از نظریه پردازان به نام در حوزه ی مطالعات آموزش وپرورش تطبیقی بود. آثار او غنای اندیشه و عمل او را نشان می دهد که در جای جای آن ها هنر، فرهنگ و نگاه زیباشناسی و احترام به انسانیت و طبیعت مشاهده می شود. لوتان کوی استاد دانشگاه رنه دکارت- سوربن، از معدود فرهیختگانی بود که شناختی عمیق از فرهنگ های مردمان در چهارگوشه جهان از آمریکای شمالی و جنوبی گرفته تا خاورمیانه، آفریقا و آسیای جنوب شرقی به ویژه از چین و ژاپن و البته از زادگاهش ویتنام داشت. وی در سال 1955 اولین سنتز تاریخ هزارساله ویتنام را منتشر کرد، اثری که بارها بازنشر شده است. به مصداق سخن ابن خلدون در مقدمه که:"پژوهش، نقاب از چهره ی حقیقت گشودن است" او به دنبال رمزگشایی از لایه های تو در توی حقایق نهفته در فرهنگ ها و تمدن های مردمان در مناطق مختلف این کره ی خاکی بود [1].Lê Thành Khôi
۳۰۰۸.

مطالعه تطبیقی آموزش عالی ایران و ترکیه؛ تأثیرگذاری بر توسعه سیاسی- اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: آثار آموزش عالی توسعه سیاسی- اجتماعی مردم سالاری تأثیر دانشگاه ها استقلال دانشگاه ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۱
هدف: در این مقاله، تأثیر آموزش عالی بر توسعه سیاسی- اجتماعی ایران و ترکیه مطالعه شده است. هدف پژوهش، شناسایی عوامل تأثیرگذاری آموزش عالی بر توسعه سیاسی- اجتماعی و مشارکت شهروندان می باشد. روش شناسی: در این پژوهش با استفاده از روش مقایسه ای کیفی، نقش آموزش عالی در شکل دهی به فرایندهای سیاسی و مردم سالاری در دو کشور تحلیل شده است. داده های پژوهش با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با صاحب نظران آموزش عالی و توسعه سیاسی با نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی گردآوری شده است. تحلیل داده ها به روش تحلیل محتوای کیفی و کُدگذاری های باز اولیه و ثانویه انجام شده است. یافته ها: این پژوهش نشان می دهد که دانشگاه های ترکیه به عنوان نهادهایی مستقل تر و تأثیرگذارتر در فرایندهای مردم سالاری و اجتماعی عمل کرده و توانسته اند نقش مهم تری در گسترش آگاهی های سیاسی و تقویت نهادهای مردم سالاری ایفا کنند. دانشگاه های ایران به رغم پیشرفت های علمی- آموزشی قابل توجه، تحت تأثیر محدودیت های نسبی سیاسی نتوانسته اند تأثیرگذاری کامل و جامع بر توسعه سیاسی و مشارکت عمومی داشته و نقش مورد انتظار خود را در ارتقای مردم سالاری ایفا کنند. بحث و نتیجه گیری: برای تقویت نقش آموزش عالی در فرایندهای مردم سالاری و توسعه سیاسی- اجتماعی لازم است که استقلال دانشگاه ها بیش ازپیش افزایش و برنامه های آموزشی در زمینه علوم انسانی و اجتماعی- سیاسی گسترش یابد. همچنین، فضاهای آزادتری برای نقد و گفتگو در محیط های علمی ایجاد و تقویت شود.
۳۰۰۹.

چالش ها و آسیب های نظام آموزش در شهرسازی: نگاهی به وضعیت موجود و راهکارهای پیشنهادی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نظام آموزش شهرسازی چالش و فرصت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۲
هدف: هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و تحلیل چالش های ساختاری، محتوایی و نیروی انسانی در نظام آموزش شهرسازی در ایران و ارائه راهکارهایی برای بهبود آن است. این پژوهش به دنبال پاسخ گویی به این پرسش هاست که این چالش ها چگونه بر کیفیت آموزش و توانایی فارغ التحصیلان در حل مسائل واقعی شهری تأثیر می گذارند و چه راهبردهایی می توانند فاصله میان آموزش دانشگاهی و نیازهای حرفه ای و اجتماعی را کاهش دهند. یافته ها: نتایج حاصل از مصاحبه های نیمه ساختاریافته و تحلیل داده ها به روش گراند تئوری نشان می دهد که چالش های نظام آموزش شهرسازی در ایران در سه بعد اصلی قابل دسته بندی هستند: 1- چالش های ساختاری: نبود سیاست گذاری منسجم، کمبود زیرساخت های آموزشی و ضعف ارتباط میان دانشگاه ها و نهادهای اجرایی. 2- چالش های محتوایی: برنامه های درسی قدیمی، تمرکز بیش ازحد بر نظریه و نادیده گرفتن موضوعات نوظهور مانند شهرهای هوشمند و عدالت فضایی. 3- چالش های نیروی انسانی: کمبود اساتید دارای تجربه عملی، انگیزه پایین دانشجویان و نبود مشوق های مناسب برای جذب و نگهداری استعدادها. نتیجه گیری: چالش های شناسایی شده منجر به شکاف عمیقی میان آموزش دانشگاهی و نیازهای حرفه ای و اجتماعی در حوزه شهرسازی شده اند و کارآمدی فارغ التحصیلان در مواجهه با مسائل واقعی شهری را کاهش داده اند. برای کاهش این شکاف، راهکارهایی چون اصلاح ساختار نظام آموزشی، به روزرسانی محتوای درسی، تقویت همکاری دانشگاه ها با نهادهای اجرایی و توجه به ویژگی های بومی و اجتماعی پیشنهاد می شود. اجرای این راهبردها می تواند زمینه ساز شکل گیری نظام آموزشی مؤثرتر و منطبق با نیازهای جامعه ایرانی باشد.
۳۰۱۰.

حکومت مندی نئولیبرال-ایدئولوژیک: قدرت گفتمانی و دانشگاه در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: قدرت گفتمانی آموزش عالی ایران تحلیل گفتمان فوکویی حکومت مندی نئولیبرال - ایدئولوژیک رژیم حقیقت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۰
هدف: این مطالعه با هدف ارائه تحلیلی چندوجهی از سازوکارهای قدرت در نظام آموزش عالی ایران، یک چارچوب نظری چهارسطحی (گفتمانی، ساختاری، شبکه ای، و عاملیتی) را معرفی می کند. با این حال، این مقاله به عنوان یک گام پژوهشی بنیادین، با تمرکز بر سطح گفتمانی، به این پرسش محوری پاسخ می دهد که رژیم حقیقت حاکم بر این نظام، از طریق چه سازوکارهای گفتمانی کلیدی برساخته می شود و پیامدهای آن چیست؟ روش این پژوهش کیفی با استفاده از روش تحلیل گفتمان فوکویی، آرشیو گسترده ای از اسناد کلیدی سیاست گذاری کلان (شامل اسناد راهبردی ملی، آیین نامه های وزارتی، و برنامه های راهبردی دانشگاه های برتر) را در سه لایه باستان شناسی، تبارشناسی و تحلیل اثرات اجتماعی-فرهنگی، مورد واکاوی قرار داده است. یافته ها: تحلیل ها وجود یک منطق حکمرانی پیچیده تحت عنوان حکومت مندی نئولیبرال-ایدئولوژیک را آشکار ساخت. یافته های این پژوهش در سه بُعد اصلی قابل ارائه است: ۱) سازوکارهای برسازنده: این رژیم از طریق سه سازوکار گفتمانی اصلی برساخته می شود: الف) گفتمان سنجش کمّی و متریک محور با منطق نئولیبرالی؛ ب) گفتمان جهت دهی ابزاری و ایدئولوژیک علم با منطق کنترل دولتی؛ و ج) گفتمان کنترل و انضباط که مرزهای حقیقت را معین می کند. ۲) معماری قدرت: این سازوکارها در یک معماری منسجم و چهارلایه (ایدئولوژیک، ساختاری، عملکردی، و انضباطی) عمل می کنند که به کل نظام انسجام و پایداری می بخشد. ۳) پیامدها: حاکمیت این رژیم، سه پیامد کلیدی به همراه دارد: الف) برساختن سوژه دانشگاهی مطلوب به عنوان یک هویت دوگانه (کارآفرین و در عین حال متعهد) ؛ ب) بازتعریف دانش معتبر و غلبه امر کاربردی بر امر انتقادی؛ و ج) دگرگونی مأموریت دانشگاه به سوی یک نهاد اقتصادی. نتیجه گیری: این پژوهش نتیجه می گیرد که هرگونه اصلاح معنادار در آموزش عالی ایران، مستلزم بازاندیشی انتقادی در مدل حکومت مندی حاکم و سازوکارهای برسازنده آن است. بر این اساس، پیشنهادهایی چون بازنگری در نظام های ارزیابی کمّی، حمایت هدفمند از علوم انسانی انتقادی، و بازتعریف مأموریت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه، برای حرکت به سوی نظامی پویاتر و عادلانه تر، ضروری به نظر می رسد.
۳۰۱۱.

مؤلفه های کلیدی برنامه ریزی راهبردی آموزش عالی: مرور تجارب جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: الگو برنامه ریزی راهبردی آموزش عالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۰
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی پیشینه مطالعاتی مرتبط با برنامه ریزی راهبردی در نظام های آموزش عالی در سطح جهانی انجام شده است. این مطالعه به دنبال شناسایی و استخراج مؤلفه های اساسی و تأثیرگذار در فرآیند برنامه ریزی راهبردی در آموزش عالی است تا با تحلیل و طبقه بندی آن ها، نقش این عناصر را در موفقیت برنامه ریزی های آموزش عالی برجسته سازد. روش شناسی: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوای کیفی انجام شد. جامعه پژوهش شامل ۴۵ مطالعه بین المللی منتخب در حوزه برنامه ریزی راهبردی آموزش عالی در بازه زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴ از طریق جستجوی نظام مند در پایگاه های اطلاعاتی معتبر صورت گرفت. روایی پژوهش از طریق معیارهای انتخاب شفاف و غربالگری چندمرحله ای منابع و پایایی نیز با بهره گیری از کدگذاری ساختاریافته و دسته بندی مفهومی تأمین گردید. یافته ها: پس از بررسی دقیق مطالعات منتخب، در نهایت ۲۱ الگوی برنامه ریزی راهبردی آموزش عالی استخراج گردید. زیر مؤلفه های الگوها بر اساس ارتباط معنایی کدهای باز، در ۲۷ دسته طبقه بندی شدند. مؤلفه های اصلی استخراج شده نیز شامل: «آماده سازی های مقدماتی»؛ »طراحی چارچوب تشکیل گروه»؛ «گردآوری و تدوین شناسنامه مؤسسه»؛ «رتبه بندی، استانداردسازی و طراحی شاخص ها (KPI)»؛ «پایش نظام مند محیط ؛ تحلیل تعاملات متقابل»؛ «تحلیل ارتباطات میان شاخص ها»؛ «جلسات طوفان فکری»؛ «نقشه راه چشم انداز»؛ «بیانیه مأموریت»؛ «توسعه و یکپارچه سازی ارزش ها»؛ «طراحی چارچوب تعیین اهداف راهبردی»؛ «تدوین و طبقه بندی راهبردها»؛ «تحلیل هم زمان استراتژی ها و اهداف»؛ «تعیین وظایف و مسئولیت ها»؛ «تدوین سند»؛ «معرفی فرآیند و اجرا»؛ «تصویب نهایی و ابلاغ سند»؛ «پشتیبانی و توانمندسازی»؛ «انتشار سند برنامه با رویکرد شفافیت»؛ «طراحی سازوکارهای نظارت و اصلاح بر پایه بازخوردها»؛ «پایش مداوم و انعطاف پذیر تغییرات و به روزرسانی»؛ «طراحی نقشه جامع ذی نفعان»؛ «طراحی چارچوب ساختاری» و «بهره گیری از ابزارها و فناوری های پیشرفته» هست. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد برنامه ریزی راهبردی آموزش عالی فرایندی چندبُعدی و نظام مند است که با تکیه بر مؤلفه های متنوع ساختاری، انسانی، فناورانه و تحلیلی، می تواند نقش مهمی در ارتقای کارایی دانشگاه ها ایفا کند. این یافته ها امکان بهره برداری بومی سازی شده از تجارب بین المللی را برای سیاست گذاران و مدیران ایرانی فراهم می سازد. پژوهش حاضر گامی کاربردی در جهت تدوین چارچوب های ملی راهبردی آموزش عالی است.
۳۰۱۲.

گسست بنیادی- دانشی در پارادایم های توسعه: تحلیل تطبیقی پارادایم توسعه غربی و الگوی پیشرفت اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: توسعه غربی پیشرفت اسلامی گسست بنیادی دانشی عدالت کارآمدی نهادی بحران ساختاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۲
این پژوهش، پارادایم های توسعه را به مثابه «فناوری های اجتماعی» تحلیل کرده و استدلال می کند که کارآمدی بلندمدت آنها در گرو انسجام در یک زنجیره تحلیلی متشکل از «مبانی معرفتی»، «دانش تولیدی»، «تجویزهای نهادی» و «پیامدهای عملکردی» است. این مقاله با به کارگیری روش تحلیلی-تطبیقی، به واکاوی ریشه های گسست در این زنجیره در پارادایم توسعه غربی و مقایسه آن با ظرفیت های بدیل در الگوی پیشرفت اسلامی می پردازد. یافته ها نشان می دهد که آسیب پذیری های ساختاری پارادایم غربی را می توان ریشه یابی شده در چهارچوب معرفتی حاکم بر آن (به ویژه اومانیسم سکولار و فردگرایی) دانست. نوآوری این تحقیق، ارائه یک مدل تبیینی است که نشان می دهد چگونه یک چهارچوب معرفتی خاص، زمینه های بروز بحران های سیستماتیک را فراهم می آورد و در نقطه مقابل، چگونه الگوی پیشرفت اسلامی از طریق یک فرآیند استنباط منطقی از مبانی توحیدی، ظرفیت طراحی نهادهایی با مقاومت ساختاری ذاتی را داراست. این پژوهش با ترسیم یک افق تمدنی بدیل، بر ضرورت عبور از اصلاحات سطحی و حرکت به سوی بازاندیشی بنیادین در مبانی حکمرانی برای تحقق پیشرفت عادلانه و پایدار تأکید می ورزد.
۳۰۱۳.

مطالعه نظام مند چشم اندازهای کلان در برنامه راهبردی دانشگاه ها: براساس پژوهش های منتشر شده(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: چشم اندازهای کلان برنامه راهبردی دانشگاه مطالعه نظام مند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۸
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی چشم اندازهای کلان در برنامه راهبردی دانشگاه ها انجام شد. روش: رویکرد پژوهش، کیفی و روش آن، مطالعه نظام مند از نوع تلفیقی بود. جامعه آماری پژوهش شامل پژوهش ها و مطالعات انجام شده داخلی و خارجی در بازه زمانی 1393 تا 1403 و 2014 تا 2024 در حوزه چشم اندازهای کلان در برنامه راهبردی دانشگاه ها بود که با کلیدواژه های مشخص و در پایگاه های اطلاعاتی داخلی و خارجی مانند پایگاه مجلات تخصصی نور، بانک اطلاعات نشریات کشور (مگیران)، مرجع دانش (سیویلیکا)، پایگاه گنج و موتور جستجوی علمی فارسی (علم نت) و پایگاه های خارجیIJET و Google scholar،Eric،Scopus،Science direct به جمع آوری آن ها پرداخته شد که جمعاً 138 مطالعه انتخاب و موردبررسی قرار گرفت. از میان مطالعات پس از چندین مرحله غربالگری بر اساس بررسی عنوان، چکیده و محتوای پژوهش، 34 واحد مطالعاتی انتخاب و بررسی شد. داده ها نیز از طریق تحلیل محتوا کدگذاری و تحلیل شد. یافته: نتایج به دست آمده ابتدا در مرحله کدگذاری باز نشان داد؛ 57 چشم انداز کلان در برنامه راهبردی دانشگاه ها احصاء شده که بر اساس نتایج کدگذاری محوری به شش مقوله اصلی؛ چشم انداز آموزشی، چشم انداز پژوهشی، چشم انداز پرورش منابع انسانی و توسعه رهبران، چشم انداز تبدیل شدن به دانشگاه برتر و الگو، چشم انداز بین المللی سازی آموزش عالی/ جهانی بهتر و مسئولیت اجتماعی دانشگاه طبقه بندی شد که در مرحله انتخابی نیز چشم اندازهای موردنظر بر اساس ماهیت آموزش عالی به دو مقوله اصلی؛ چشم اندازهای مأموریتی و چشم اندازهای عملیاتی طبقه بندی گردید. نتیجه گیری: حکمرانی آکادمیک با هدف طراحی مأموریت می تواند به عنوان یک منبع ارزشمند در تدوین، توسعه و اجرای راهبردها و سیاست های راهبردی در دانشگاه ها توسط سیاست گذاران آموزش عالی مورداستفاده قرار گیرد و از آن می توان به عنوان مبنایی برای ارزیابی و بهبود شیوه های حکمرانی در آموزش عالی و نقشه راهی برای تحول و توسعه دانشگاه ها بهره گرفت.
۳۰۱۴.

معیشت اعضای هیئت علمی دانشگاه های ایران و برنامه هفتم توسعه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نرخ ارز برنامه هفتم دستمزد اسمی قدرت خرید هیئت علمی معیشت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۱
هدف: تحقق مأموریت ها و استراتژی ها در هر سازمانی مستلزم وجود زمینه ها و بستر مناسب آن ازجمله وجود نیروی انسانی متخصص است. ازاین رو توسعه منابع انسانی مراکز آموزش عالی کشور از اولویت های مهم در راستای تحقق اهداف برنامه پنج ساله هفتم توسعه کشور است. هدف پژوهش حاضر پاسخ به این سؤال است حقوق (دستمزد) واقعی و وضعیت معیشت اعضای هیئت علمی در طی سال های اخیر چقدر بوده است؟ و آیا وضعیت معیشت اعضای هیئت علمی پاسخگوی اهداف تعیین شده در برنامه هفتم توسعه هست یا خیر؟ روش: پژوهش از نوع کاربردی و ازنظر هدف، توسعه ای و از نظر روش پژوهش آمیخته است که به روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای انجام شده است. در بخش اول پژوهش جهت تعیین حقوق (دستمزد) واقعی اعضای هیئت علمی، از روش پژوهش کمی ثانویه و با استفاده از داده های موجود در وب سایت های رسمی کشور انجام شد. داده های استخراج شده با استفاده از نرم افزار SPSS تجزیه وتحلیل آماری توصیفی شد. درآمد اعضای هیئت علمی با استفاده از سه فاکتور شاخص قیمت کالاها و خدمات مصرفی، قیمت ارز و همچنین قیمت طلا به قیمت آزاد نرماله شد و حقوق (دستمزد) واقعی اعضای هیئت علمی برآورد گردید. در بخش دوم پژوهش، برنامه هفتم توسعه با توجه به تأثیر مستقیم اعضای هیئت علمی بر اساس نتایج بخش اول پژوهش به روش تحلیل محتوای کیفی تحلیل گردید. یافته ها و نتایج: حقوق (دستمزد) واقعی اعضای هیئت علمی در 12 سال گذشته روندی تناوبی داشته که در چهار مقطع سال های 1383، 1398، 1400 و 1401 قدرت خرید افزایش یافته ولی هرچه به سال های اخیر رسیده ایم مرتباً قدرت خرید اعضای هیئت علمی کاهش یافته است. بررسی روند حقوق (دستمزد) واقعی و همچنین حقوق (دستمزد) به دلار و طلای اعضای هیئت علمی نشان از کاهش قدرت خرید اعضای هیئت علمی در طول زمان داشته به طوری که در سال های اخیر (1399 تا 1402) قدرت خرید آنان حتی از سال های اولیه مطالعه (1380 تا 1382) نیز کمتر شده است. با توجه به تأثیر وضعیت درآمد و انگیزه اساتید بر شاخص های کمیت تولید علم به استناد پایگاه های معتبر بین المللی، تعداد اختراعات ثبت شده خارجی، سهم محصولات با فناوری متوسط به بالا (های.تِک) از تولید ناخالص داخلی، شاخص نوآوری می توان اذعان داشت دستیابی به این شاخص ها در صورت عدم اصلاح قدرت خرید اعضای هیئت علمی در طول برنامه هفتم با چالش های جدی مواجه خواهد شد. مقایسه درآمد سالانه اعضای هیئت علمی ایران با اعضای هیئت علمی بین المللی مؤید آن است که درآمد اعضای هیئت علمی ایران از بسیاری از کشورها بسیار کمتر بوده که می تواند یکی از عوامل اصلی در کاهش انگیزه جذب و بازگشت نخبگان و متخصصان و نقش آفرینی آنان در چرخه خدمت به کشور و دستیابی به اهداف تعریف شده در برنامه هفتم توسعه باشد.
۳۰۱۵.

امکان سنجی اجرای یادگیری ترکیبی در دانشگاه تهران از دیدگاه اعضای هیئت علمی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: یادگیری ترکیبی اعضای هیئت علمی دانشگاه تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۷
هدف: هدف این مطالعه بررسی امکان سنجی پیاده سازی الگوی یادگیری ترکیبی در دانشگاه تهران از دیدگاه اعضای هیئت علمی است. با توجه به تحولات آموزشی و نیاز به استفاده از فناوری های نوین، این پژوهش به ارزیابی موانع و فرصت های پیاده سازی این مدل در دانشگاه تهران پرداخته است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها، توصیفی-پیمایشی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی اعضای هیئت علمی شاغل در دانشکدگان فنی و علوم اجتماعی و رفتاری دانشگاه تهران با تعداد کل ۷۷۲ نفر در سال تحصیلی ۱۴۰1-۱۴۰2 است. به منظور نمونه گیری، از روش تصادفی-طبقه ای نسبتی استفاده شد و حجم نمونه با توجه به جامعه آماری، ۲۵۶ نفر تعیین گردید. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه ای محقق ساخته بود که بر اساس مدل بدرول خان و در هشت عامل مختلف طراحی شد. روایی پرسشنامه با استفاده از روایی صوری و محتوایی توسط متخصصان تائید شد و پایایی آن با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ (ضریب 0.926) مورد ارزیابی قرار گرفت. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون های t تک نمونه ای مستقل و آزمون t دو گروهی مستقل با نرم افزار SPSS نسخه 26 انجام شد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که پیاده سازی الگوی یادگیری ترکیبی در دانشگاه تهران از دیدگاه اعضای هیئت علمی در سطحی پایین تر از حد متوسط قرار دارد. در مقایسه میان دانشکدگان فنی و علوم اجتماعی و رفتاری، نتایج تحقیق نشان می دهد که وضعیت موجود دانشگاه تهران از نظر پیاده سازی الگوی یادگیری ترکیبی از نظر اعضای هیئت علمی در دانشکدگان فنی و علوم اجتماعی و رفتاری در مقایسه با هم تفاوت معنی داری ندارد. جمع بندی: به طورکلی، اعضای هیئت علمی دانشگاه تهران از چالش های متعددی در پیاده سازی این الگو در ابعاد مختلف پداگوژی، فناوری، طراحی واسط های کاربری، ارزشیابی، مدیریت، تأمین منابع، اخلاق و ساختار سازمانی سخن گفته اند. مشکلات عمده ای از جمله کمبود طراحی دروس مناسب، زیرساخت های فناوری ناکافی، پیچیدگی سامانه های آموزشی آنلاین و ضعف در سیستم های ارزیابی به عنوان مسائل کلیدی مطرح شده اند.
۳۰۱۶.

بررسی عملکرد طرح دستیار فناوری با رویکرد پدیدار شناسی از نگاه دانشجویان و مدیران واحدهای فناور دانشگاه شهید بهشتی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کاریابی کارآموزی طرح دستیار فناور واحدهای فناور دانشجو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۱
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی عملکرد طرح دستیار فناوری از نگاه دانشجویان و مدیران واحدهای فناور دانشگاه شهید بهشتی بود. روش: این پژوهش به روش کیفی از نوع پدیدارشناسی انجام گرفت. مشارکت کنندگان این پژوهش، مدیران واحدهای فناور و دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی که طرح را در سال 1402 با موفقیت به پایان رساندند، بودند که بدین منظور از مصاحبه نیمه ساختاریافته برای گردآوری اطلاعات و روش تحلیل مضمون استفاده شد. یافته ها: در بخش چالش ها و کاستی های طرح دستیار فناوری، 3 مقوله اصلی شامل مسائل مربوط به دانشجویان؛ مسائل مالی و ضعف کنترل و نظارت و 9 مقوله فرعی؛ در بخش فرصت های طرح دستیار فناوری نیز 3 مقوله اصلی شامل بعد نگرشی، دانشی و مهارتی با 13 مقوله فرعی و در بخش راهکارهای بهبود اجرای طرح دستیار فناوری 3 مقوله اصلی شامل سازمانی، قوانین و مقررات، حقوقی و مالی با 15 مقوله فرعی و نهایتا در بخش دستاوردهای اجرای طرح دستیار فناور 3 مقوله اصلی دستاوردهای دانشگاه، دستاوردهای شرکت و دستاوردهای دانشجو با 13 مقوله فرعی استخراج گردید. نتیجه گیری: به طورکلی می توان بیان کرد که اجرای طرح دستیار فناور در دانشگاه ها، نقش مهمی را در بخش جذب، انتخاب، آموزش، کنترل و حفظ سرمایه انسانی ایفا می کند. از آنجایی که این منبع مهم ترین دارایی برای هر سازمان است، باید سیاست هایی ایجاد شود تا اطمینان حاصل شود که با یکپارچگی و رفع چالش ها و کاستی های طرح دستیار فناور می توان به این مهم دست یافت.
۳۰۱۷.

سناریوهای محتمل برای آینده دانشگاه فرهنگیان در چارچوب آموزش عالی جامعه محور(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آینده پژوهی تحلیل سناریو دانشگاه فرهنگیان آموزش عالی هویت دانشگاه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۲
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل سناریوهای محتمل برای آینده دانشگاه فرهنگیان در پرتو تحولات آموزش عالی جامعه محور انجام شد. تمرکز اصلی بر تبیین پیشران ها، عدم قطعیت های کلیدی و پیامدهای راهبردی این سناریوها در سه حوزه ساختار، مأموریت و نقش اجتماعی دانشگاه است. روش: این پژوهش از نوع کاربردی و با رویکرد کیفی و آینده پژوهانه انجام شد. از الگوی سناریونویسی GBN (شبکه جهانی کسب وکار) برای طراحی آینده های ممکن بهره گرفته شد. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۱۵ نفر از خبرگان آموزش عالی و دانشگاه فرهنگیان بود که به صورت هدفمند انتخاب شدند. داده ها با روش تحلیل مضمون و با کمک نرم افزار MAXQDA تحلیل و مضامین کلیدی استخراج شد. سپس از طریق ماتریس اثرگذاری/اثرپذیری و نرم افزار MicMac، عوامل کلیدی مؤثر بر آینده دانشگاه تحلیل شد. یافته ها: تحلیل داده ها منجر به شناسایی ۹ پیشران اصلی در دو دسته کلان (برون دانشگاهی) و سازمانی (درون دانشگاهی) شد. دو عدم قطعیت بحرانی- «سطح حمایت و اولویت دهی دولت» و «رویکرد تربیت معلم»- مبنای ترسیم چهار سناریوی بدیل قرار گرفت: ۱) تحول و تعالی، ۲) توسعه کمّی بدون بهبود کیفی، ۳) حمایت حداقلی و تلاش مستقل برای نوآوری و ۴) رکود و کناره گیری. پیامدهای هر سناریو در سه بعد ساختار، مأموریت و نقش اجتماعی دانشگاه تحلیل شد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که تداوم وضعیت فعلی بدون افزایش تاب آوری نهادی و تقویت ظرفیت آینده نگری، دانشگاه فرهنگیان را در معرض عقب ماندگی راهبردی قرار می دهد. برای تحقق سناریوی مطلوب، راهبردهایی نظیر نهادینه سازی آینده نگری، انعطاف پذیری ساختاری، به روزرسانی برنامه های تربیت معلم، توانمندسازی هیئت علمی و سیاست گذاری مبتنی بر سناریو پیشنهاد می شود.
۳۰۱۸.

تحلیل نیازهای دانشجویی: بررسی اولویت ها در برنامه های معاونت فرهنگی دانشگاه گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نیازسنجی دانشجویان اولویت دانشگاه گیلان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۱
هدف: نیازسنجی اغلب به منظور تخصیص یا توزیع مجدد منابع، طراحی برنامه ها، سیاست ها و خدمات انجام می شود. نیازسنجی را می توان به عنوان شکلی از ارزیابی برنامه نیز در نظر گرفت. تحلیل نیازها در دانشگاه ها فقط شناسایی خواسته ها و مطالبات دانشجویان نیست بلکه تغییرات نگرشی جامعه هدف را نسبت به گذشته مشخص می کند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل نیازهای دانشجویی و بررسی اولویت ها در برنامه های معاونت فرهنگی دانشگاه گیلان انجام پذیرفت. این مقاله با استفاده از رویکرد نظری پارسونز تدوین شده است. روش: این پژوهش از لحاظ روش، در زمره پژوهش های کمی قرار دارد و داده های پژوهش با حجم نمونه 384 دانشجو با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی و به وسیله پرسشنامه جمع آوری شده است. یافته ها: طبق یافته های پژوهش، اولویت اول دانشجویان نیاز به برنامه های مهارتی است و نیاز به برنامه های ورزشی، هنری، تفریحی، اجتماعی و مذهبی به ترتیب در اولویت های بعدی قرار دارند. میزان نیاز به برنامه های مهارتی، ورزشی، هنری، تفریحی و مذهبی در دانشکده های مختلف تفاوت معنادار دارد. میزان نیاز به برنامه های هنری در مقاطع تحصیلی مختلف تفاوت معنادار دارد و این نیاز در دانشجویان مقطع تحصیلی کارشناسی بیشتر از سایر مقاطع است. میزان نیاز به برنامه های ورزشی، هنری و تفریحی در دانشجویان دختر و پسر تفاوت معنادار دارد، نیاز به برنامه های ورزشی در دانشجویان پسر بیشتر از دانشجویان دختر است و نیاز به برنامه های هنری و تفریحی در دانشجویان دختر بیشتر از دانشجویان پسر است. میزان نیاز به برنامه های مذهبی با توجه به نوع سکونت تفاوت معنادار دارد، این نیاز در دانشجویانی که با خانواده خود زندگی می کنند بیشتر از دانشجویان ساکن خوابگاه و در دانشجویانی است که در خانه های دانشجویی در شهر زندگی می کنند. نتیجه گیری: اولویت دار بودن برنامه های مهارتی برای دانشجویان، نشان می دهد فرهنگ دانشگاهی بر یادگیری و توسعه مهارت های علمی تأکید دارد. این موضوع با نقش فرهنگ در شکل دهی به امیال و نیازهای فردی مطابقت دارد. برنامه های ورزشی، هنری و تفریحی نیز در اولویت های بعدی قرار دارند که نشان دهنده تنوع فرهنگی و نیاز به تعادل بین فعالیت های علمی و غیرعلمی در محیط دانشگاه است. تفاوت های جنسیتی، دانشکده ای و مقطعی نیز نشان دهنده نقش فرهنگ در شکل دهی به نیازهای دانشجویان در چارچوب نقش های اجتماعی و خرده فرهنگ های مختلف است. این موضوع نیز با نظریه پارسونز همخوانی دارد که فرهنگ نه تنها بر نیازهای فردی تأثیر می گذارد، بلکه از طریق نقش های اجتماعی نیز نهادینه می شود. برنامه های دانشگاه باید متناسب با نیازهای دانشجویان و با در نظر گرفتن تفاوت های جنسیتی، دانشکده ای و مقطعی طراحی شوند تا بتوانند به بهترین شکل به نیازهای دانشجویان پاسخ دهند.
۳۰۱۹.

بازنگاهی به جنسیت نفس با نظر به اندیشه های صدرالمتالهین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جنسیت زیستی هویت جنسی تشأن نفس ملاصدرا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۲
مطالعات جنسیتی همواره مورد توجه اندیشه وران و به ویژه فیلسوفان بوده است. این موضوع در تلاقی فلسفه، روان شناسی، جامعه شناسی و مطالعات جنسیت قرار دارد و از همین رو، ظرفیت آن را دارد که به بازخوانی انتقادی بنیادهای معرفتی در علوم انسانی بینجامد. تحقیق پیش رو که با هدف بررسی جنسیت نفس انسان از نگاه صدرالمتألهین بنا نهاده شده، در رویکردی کیفی، از روش تحلیلی توصیفی و نیز از تکنیک ها و ابزارهای روش تحلیل اسنادی بهره گرفته است. پرسش اصلی نوشتار حاضر آن است که جنسیت نفس براساس اندیشه های ملاصدرا چگونه تبیین می شود؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که: جنس یا همان جنسیت زیستی به تفاوت های زیستی زن و مرد اشاره دارد و شامل صفات زیستی و فیزیولوژیکی او می گردد. صدرالمتألهین که در هستی شناسی جنسیت، آن را خارج از ماهیت انسان و حیوان می داند، در رد فصل بودن ذکورت و انوثت، براهینی چند اقامه می کند. همچنین از اصول مهم صدرایی در مباحث نفس شناسی، تشأن یا شأنیتی است که قوای سافل و آلاتشان نسبت به قوای عالی نفس داشته و به مثابه ظل و سایه آن به شمار می روند. برساخته بر آن، هرچند نرینگی و مادینگی به معنای متعارف خود (جنسیت زیستی)، پس از شکل گیری بدن، معنا می یابد اما حقیقت این صفت، در مرتبه بالاتر ریشه داشته و چون روح انسان در عوالم پیشین با همین جهات و صفات، تقید یافته، جنسیت (جنسیت غیرزیستی) را نیز باید در عوالم پیشین برای نفس، مورد تأکید قرار داد.
۳۰۲۰.

بررسی مقایسه ای بهره وری دانشگاه های جامع دولتی شهر تهران و سایر استان ها مبتنی بر مدل های CCR وBCC(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بهره وری آموزش عالی مدل BCC و CCR تحلیل پوششی داده ها (DEA)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۴
هدف: بهره وری، یکی از مؤلفه های بنیادین عملکرد سازمانی در محیط رقابتی امروز است و نقش حیاتی در تداوم و بقای سازمان ها ایفا می کند. دانشگاه ها به عنوان نهادهای پیشروی علمی، جایگاهی کلیدی در توسعه کشور داشته و ارتقای بهره وری در آن ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف پژوهش حاضر، بررسی شکاف بهره وری دانشگاه های جامع دولتی شهر تهران و دیگر استان های کشور است. روش: برای دستیابی به این هدف با بهره گیری از روش تحلیل پوششی داده ها (DEA) در دو مدل CCR و BCC با استفاده از ۱۹ شاخص ورودی و ۶۳ شاخص خروجی، بهره وری دانشگاه ها ارزیابی شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهند میانگین کارایی فنی دانشگاه های شهر تهران، هم در مدل (0.73) CCR و هم در مدل (0.71) BCC، به مراتب بالاتر از دانشگاه های سایر استان ها است (به ترتیب 0.44 و 0.52). همچنین نتایج آمار توصیفی نیز این تفاوت معنادار میان دو گروه را مورد تأیید قرار می دهد. این تفاوت نشان می دهد که دانشگاه های تهران، به دلیل بهره گیری مؤثرتر از منابع و دسترسی به زیرساخت های پژوهشی، در تولید خروجی های آموزشی، پژوهشی و فناورانه عملکرد بهتری دارند. نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که دانشگاه های بزرگ تر (با بیش از ۱۵ هزار دانشجو) از بهره وری بالاتری برخوردارند، اما اندازه به تنهایی تضمین کننده کارایی نیست و مدیریت بهینه منابع نیز نقش تعیین کننده ای دارد؛ بنابراین، در تحلیل بهره وری دانشگاه ها، باید به شکاف منطقه ای و راهکارهای پیشنهادی پژوهش حاضر توجه جدی شود. واژه های کلیدی: بهره وری، آموزش عالی، مدل BCC و CCR، تحلیل پوششی داده ها (DEA)

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان