علی حاجی ملاعلی

علی حاجی ملاعلی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۴ مورد از کل ۴ مورد.
۱.

تمرین شناسی دریدایی تئاتر: ساخت شکنی و ساخت دهی به مثابه متدی برای تمرین؛ مطالعه موردی هملت ماشین به کارگردانی رابرت ویلسون(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ساخت شکنی دریدا رابرت ویلسون تمرین شناسی هملت ماشین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۲۱
این مقاله به تمرین‌‌شناسی تئاتر از زاویه ساخت‌‌شکنی ژاک دریدا می‌‌پردازد و دربارۀ این موضوع بحث می‌‌شود که فضای تمرین تئاتر صرفاً مرحله‌‌ای برای آماده کردن یک اجرا نیست بلکه پلاتوی تمرین محل ساخت‌‌شکنی از معانی، نقش‌‌ها، روش‌‌ها، سبک‌‌ها، میزانسن‌‌های الگو، نظام سلسله‌‌مراتبی قدرت و قراردادهای تئاتر است. تمام این حوزه‌‌ها در تمرینات ازهم‌گسسته و ویران می‌‌شوند تا دوباره بنا شوند و طرحی نو درانداخته و اجرایی ساخته شود. اجراهای ساخت‌‌شکنانه محصول تمرینات ساخت‌‌شکنانه هستند. مانند اجرای هملت‌‌ماشین توسط رابرت ویلسون. او در این اجرا از طریق ساختار غیرخطی؛ کمرنگ کردن متن و پررنگ کردن عناصر دیداری؛ کلاژ نورها، اصوات، پیکره‌‌ها و موسیقی و نیز به تعویق انداختن معنا و سپردن تفسیر به تماشاگر، اجرایی ساخت‌‌شکنانه ترتیب داده است. ویلسون تمام الگوهای کلیشه شدۀ تئاتری را ویران می‌‌کند و دوباره الگوهایی جدید و متفاوت بنا می‌‌کند. او تجربه‌‌ای تئاتریکالیته و متفاوت برای تماشاگر خلق می‌‌کند. تجربه‌‌ای حسانی و بدن‌مند. در مقالۀ حاضر بر این نکته تأکید می‌‌شود که یکی از محل‌‌های تحقق عملی نظریۀ ساخت‌‌شکنی فلسفی، در میدان عمل تئاتر و در تمرینات است. دریدا لوگوس‌‌محوری در فلسفه و زبان را نقد می‌‌کند و ویلسون لوگوس‌‌محوری در تئاتر را. درواقع در پلاتوی تمرین از لوگوسِ تئاتر ساخت‌‌شکنی می‌‌شود. در تمرینات تئاتر ساختار‌‌های تثبیت‌شده مانند انسجام دراماتیک یا ژانرهای متعارف شکسته می‌‌شوند. بی‌‌ثباتی، سیلان، امکان تغییر دائم، شناوری در تمرینات به این امر کمک می‌‌کنند. در تمرینات نظم قدیم تئاتر واپاشیده می‌‌شود و امکان استقرار نظمی جدید ممکن می‌‌شود. درنهایت مقاله به این نتیجه می‌‌رسد که در تمرینات با رویکرد ساخت‌‌شکن، هژمونی تئاتر متعارف شکسته می‌‌شود و اشکال اجرایی و بیانی متفاوت تجربه و آزمایش می‌‌شوند.
۲.

دراماتورژی به مثابه پژوهش: مقایسه تطبیقی پایان نامه های تحصیلات تکمیلی رشته ادبیات نمایشی در ایران و بریتانیا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دراماتورژی پژوهش عمل بنیاد مطالعه ی تطبیقی تحصیلات تکمیلی ایران بریتانیا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۳
هدف: این مقاله به بررسی مفهوم «دراماتورژی به مثابه پژوهش عمل بنیاد» در نظام دانشگاهی می پردازد و از رهگذر مطالعه ای تطبیقی میان پایان نامه های کارشناسی ارشد رشته ی ادبیات نمایشی در ایران و رساله های دراماتورژی در بریتانیا، ظرفیت های این رویکرد را آشکار می سازد. در حالی که پژوهش عمل بنیاد در نظام آموزش عالی انگلستان به روشی تثبیت شده تبدیل شده است، در مطالعات تئاتری ایران هنوز جایگاه مشخص و نهادینه ای ندارد. پرسش اصلی پژوهش آن است که پروژه های نهایی دانشجویان ایرانی چه محدودیت هایی دارند و چگونه می توان با اصلاح آن ها، کارآمدی بیشتری در عرصه ی دانشگاهی و تولید هنری ایجاد کرد. فرض مقاله بر این است که بهره گیری از الگوی دراماتورژی عمل بنیاد می تواند پاسخی مؤثر به این کاستی ها باشد. یافته ها: برای تبیین چگونگی تلفیق نظریه و عمل در قالب پایان نامه، سه رساله عمل بنیاد در بریتانیا مورد بررسی قرار گرفته است: 1- رساله امیلی لِکِسن در حوزه ی دراماتورژی تئاتر عروسکی که با خلق دو نمایشنامه و ارائه ی یک الگو، نوشتار خلاق را به بدنه ی پژوهش بدل کرده است؛ 2-پروژه مایکل پینچ بک که سه گانه اجرایی او هم زمان به عنوان تولید هنری و دستاورد پژوهشی عمل می کند؛ 3-پژوهش زلدا فرانزکا هِنی با عنوان مابین پرده ها که ترکیبی نظری-عملی برای مطالعه ی دراماتورژی معاصر ارائه می دهد. یافته ها نشان می دهد که در بریتانیا دانشجو به مثابه ی «هنرمند-پژوهشگر» تعریف می شود؛ فردی که میان چارچوب های نظری و تجربه ی عملی پل می زند و بدین وسیله پژوهش دانشگاهی را به فرآیندی خلاق و تولیدمحور تبدیل می کند. نتیجه گیری: بازشناسی و نهادینه سازی پژوهش عمل بنیاد در ایران می تواند آموزش تئاتر را غنی تر سازد، شکاف میان دانشگاه و اجرا را پر کند و الگویی فراهم آورد که در آن پایان نامه نه فقط درباره ی تئاتر، بلکه خود به صحنه ی خلق تئاتر بدل شود. به این ترتیب، دانشگاه می تواند از جایگاه صرفاً نظری فراتر رفته و به بستر زایش هنری و تفکر خلاق بدل گردد.
۳.

بررسی بازیگری در اجراهای چندملیتی با مطالعه ی موردی نمایش شهرهای نامرئی به کارگردانی پینو دی بودو در ایران و ایتالیا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پینو دی بودو بازیگر اجراگر چندملیتی پارتنر تماشاگر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۴ تعداد دانلود : ۳۰۱
در دهه های اخیر شاهد اجراهای چندملیتی در اقصی نقاط دنیا هستیم. بازیگرانی که با ملیت، فرهنگ، زبان و تکنیک های مختلف کنار هم جمع می شوند و قطعاتی را اجرا می کنند. پرسش این است که بازیگری در این گونه اجراها چگونه می تواند باشد و فرضیه ی این پژوهش این است که اجراهای چندملیتی بر روش بازیگری تأثیر می گذارند و با بازیگری متداول و روانشناختی تفاوت دارند. برای پاسخ به پرسش مطرح شده و اثبات فرضیه به بازی بازیگران اجراگران چندملیتی در پروژه ی شهرهای نامرئی به کارگردانی پینو دی بودو، که در جشنواره ی تئاتر فجر ایران (1396) و فستیوال گروه پوتلچ در ایتالیا (1397) اجرا شده است، مراجعه شده است. در این راستا مصاحبه ی ساختاریافته ای با بازیگران اجراگران چندملیتی شرکت کننده در این دو کشور صورت گرفت و در مورد روند تولید این گونه اجراها و تأثیرات آن ها بر اجراگران در طول تمرین، حین اجرا و سال های بعد پرسش شد. بنابراین مواجهه ی اجراگر با چهار مقوله ی اصلی متن، کارگردان، پارتنر و تماشاگر مورد بررسی قرار گرفت. نتیجه ی به دست آمده نشان می دهد در فرایند اجراهای چندملیتی بازیگر به اجراگر تبدیل می شود. بنابراین اجراگر باید خلاق تر، انعطاف پذیرتر و مسلط تر باشد،  قابلیت های بدنی و ذهنی بالاتری داشته باشد و در این راستا نیاز به تربیت و آموزش دارد.
۴.

تئاتر تخطی مجاز: بررسی تئاتر به مثابه آیینی رهایی بخش تحکیم کننده در جامعه با تکیه بر آراء ویکتور ترنر

کلیدواژه‌ها: تئاتر شبه آیین شبه آستانه آستانه ویکتور ترنر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۸ تعداد دانلود : ۱۸۷
این مقاله پژوهشی است پیرامون ماهیت شناسی و چیستی تئاتر. بر این مبنا بر خاستگاه آیینی تئاترها مبتنی بر دیدگاه های ویکتور ترنر تأکید می شود. مقاله بر این فرض استوار است که تئاترهایی که در یک بستر فرهنگی تولید و عرضه می شوند به این دلیل که ماهیتاً آیینی هستند، به عنوان مقوم و نگهدارنده آن نظام فرهنگی عمل می کنند حتی اگر مؤلفه های ضد ساختاری یا انتقادی داشته باشند. برای اثبات فرضیه خود به ویژگی های شبه آیینی، شبه آستانه ای و مکالمه ای تئاترها تأکید می شود. و درنهایت مقاله به این نتیجه می رسد که به واسطه حداقل همین سه ویژگی، کنترل تئاترها امری بی مورد ، تماشای تئاترها امری رهایی بخش و طرح مسائل سیاسی توسط هنرمندان امری تداوم بخش است. تئاترها به واسطه دارا بودن این سه ویژگی دارای مشخصه برجسته ای به نام: «تخطی مجاز» هستند. یافته ها نشان داده است که تئاترهای مدرن شبه آیین هایی هستند که در مقطعی کوتاه جامعه می تواند خودش را و مسائل اخلاقی، اجتماعی، سیاسی اش را از بیرون ببیند، ارزیابی کند و درباره خودش تأمل کند. نمونه ای از آن تخت حوضی ها هستند که در آنها تندترین انتقادات از سردرمداران هژمونی صورت می گرفت اما نظام فرهنگی، استوارترین وضعیت خودش را داشته است. این تصور غلطی است و ریشه در دیدگاه های افلاطون دارد که طرح مسائل انتقادی در تئاترها به بدنه فرهنگی و سیاسی جامعه لطمه وارد می کند. بلکه هنرمندان با طرح مسائل انتقادی در تئاترها-که ریشه در دیدگاه های ارسطو دارد خواسته یا ناخواسته اقدام به آزاد سازی انرژی های نهفته مردمان و از طریق تخلیه و درمانگری، ستون های فرهنگی جامعه را استوارتر می کنند. دیدگاه های ویکتور ترنر مردم شناس و اجراپژوهش که نگاهی آیینی به تئاترها دارد به عنوان میانی نظری بحث انتخاب شده است.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان