اعتبارسنجی مدل چهاربعدی قدرت برای برنامه ریزی استقلال دانشگاهی: یک مطالعه موردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه ریزی آموزشی دوره ۱۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲۸
301 - 316
حوزههای تخصصی:
هدف: تحلیل دقیق سازوکارهای حکمرانی در آموزش عالی، مستلزم فراتر رفتن از نگاه های تک ساحتی و توجه به ابعاد چندگانه و اغلب پنهان قدرت است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف اصلی شناسایی، پیکربندی و اعتبارسنجی تجربی یک مدل چهاربعدی از قدرت (شامل ابعاد ساختاری، شبکه ای، گفتمانی و عاملیت) در میدان دانشگاهی ایران، با تمرکز بر مطالعه موردی دانشگاه کردستان، انجام پذیرفته است. روش شناسی: این پژوهش با رویکرد آمیخته (ترکیبی همزمان) انجام شد. داده های کمی از طریق پرسشنامه ای محقق ساخته (پایایی ۰.۹۴) با مشارکت ۱۶۳ نفر از کنشگران دانشگاهی (نمونه گیری هدفمند و در دسترس) گردآوری و با تحلیل عاملی اکتشافی و آزمون های استنباطی تحلیل شد. یافته های کیفی حاصل از پرسش های باز نیز به روش تحلیل تماتیک واکاوی گردید. یافته ها: یافته های حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی، منجر به شناسایی چهار سازه اصلی قدرت (ساختاری، شبکه ای، گفتمانی و عاملیت) گردید که در مجموع، ۷۰.۵۵ درصد از واریانس کل متغیرها را تبیین می کنند. در میان این ابعاد، دو سازه ساختاری (با سهم ۴۰.۷۵٪) و شبکه ای (با سهم ۱۴.۲۵٪) به عنوان مسلط ترین ابعاد قدرت در میدان دانشگاهی ادراک شده اند. افزون بر این، نتایج تحلیل واریانس نشان داد که ادراک اعضای هیئت علمی از تأثیر این دو بعد، به نحوی معنادار، قوی تر از دانشجویان است. نتیجه گیری و پیشنهادها : نتایج نشان می دهد که در پی انسداد بوروکراتیک و ضعف عاملیت در دانشگاه، کنشگران به شبکه های روابط غیررسمی روی آورده اند. برای برون رفت از این دوگانگی، شفاف سازی فرآیندهای تصمیم گیری و تمرکززدایی عملی از ساختار اداری ضرورت دارد. نوآوری و اصالت : نوآوری اصلی این پژوهش، در اثبات تجربی تمایز مفهومی و عملکردی قدرت شبکه ای از قدرت ساختاری، در بافت سازمانی ایران نهفته است. این یافته تبیین می کند که شبکه های غیررسمی نه امتداد ساختار رسمی، بلکه سازوکاری جبرانی در مواجهه با تصلب و ناکارآمدی بوروکراتیک هستند.