ارزیابی نظام رتبه بندی ISC از منظر نقد بهره وری بر اساس تحلیل پوششی داده ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چکیدهارتقای بهره وری یکی از مهم ترین اهداف نظام آموزش عالی و دانشگاه ها است. نظام های رتبه بندی دانشگاه ها نقش قابل توجهی در هدایت عملکرد دانشگاه ها دارد. در حال حاضر، نظام رتبه بندی پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC ) تنها نظام رتبه بندی دانشگاه های کشور است. هدف پژوهش حاضر بررسی میزان تطبیق این نظام رتبه بندی با معیارهای بهره وری در دانشگاه ها است. بدین منظور پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل پوششی داده ه (DEA)، پس از اندازه گیری بهره وری ۶۹ دانشگاه جامع دولتی کشور، آنها را بر اساس میزان بهره وری رتبه بندی و نتایج آن را با رتبه بندی مؤسسه ISC مورد مقایسه قرار می دهد. نتایج حاصل از گروه بندی دانشگا ها حاکی از آن است، در گروه اول، دانشگاه های بزرگ و پرجمعیت مانند پیام نور و فنی و حرفه ای، علی رغم جایگاه بالا در ISC، به لحاظ بهره وری در رتبه بالا نیستند. در گروه دوم و سوم، دانشگاه های کوچک تر با تعداد دانشجوی کمتر توانستند جایگاه بهتری کسب کنند. به طور کلی، از بین 69 دانشگاه جامع دولتی کشور به ترتیب، دانشگاه های شیراز، فردوسی مشهد، تربیت مدرس، تهران و تبریز رتبه های 1 تا 5 و دانشگاه های آیت الله العظمی بروجردی، بزرگمهر قائنات، علوم و فنون دریایی خرمشهر، مجتمع آموزش عالی سراوان و دانشکده علوم انسانی و هنر حضرت معصومه (س) رتبه های 65 تا 69 را به خود اختصاص داده اند. آزمون ویلکاکسون نشان داد که این دو نوع رتبه بندی بر هم منطبق نیست. به عبارت دیگر، معیارهای رتبه بندی ISC با شاخص های بهره وری دانشگاه های جامع دولتی هم راستا نیست و این رتبه بندی نمی تواند انگیزه لازم برای بهبود بهره وری را در دانشگاه ها ایجاد کند. افزایش تعداد و وزن شاخص های بهره وری در رتبه بندی ISC می تواند به کاهش فاصله این دو نوع رتبه بندی و ایجاد انگیزه بیشتر برای بهبود بهره وری در دانشگاه ها کمک کند.