مؤلف این مقاله بر این عقیده است که در نبود یک نظام فراگیر و کارامد تأمین اجتماعی، «بیکاری» موجب فقر و به تبع آن باعث بروز جنایات، انحرافات، تنش ها و بی نظمی های اجتماعی و خشونت می شود. وی ضمن بررسی نارسایی های ساختاری و مناسبات ناکارامد در ایران، شکاف توسعه و وضع جمعیت کشور را مورد توجه قرار داده و با بررسی تحول و نرخ رشد سالانه جمعیت ایران، به ساختار سنی جمعیت و مشخصه های ساختاری جمعیت در سال های 1355 تا 1375، ضرورت اصلاحات و تعدیل های ساختاری پرداخته است. مقاله با اشاره به نرخ ضعیف مشارکت اقتصادی جمعیت کشور، تحول جمعیت و نیروی کار، تحول عرضه و تقاضا، ساخت سنی مشارکت اقتصادی و بیکاری پنهان (یا اشتغال ناقص) ادامه یافته، و در پایان، سطح اشتغال به کار، بهره وری نیروی کار و رشد تولید به مثابه «جان مایه نظام تأمین اجتماعی» معرفی شده است.
مالیات بر ارزش افزوده یک پدیده مالیاتی است که به منظور دستیابی به هدف ها و معیارهای اقتصادی کارایی، عدالت و درآمد از سوی بسیاری از کشورهای جهان پذیرفته شده است. ویژگی درآمد زایی و تغذیه (بخش عرضه) بودجه دولت ها ویژگی بارز این پدیده است و مطالعات انجام شده در کشورهای مختلف حکایت از افزایش درآمدهای مالیاتی دولت در نتیجه پذیرش و جایگزینی مالیات بر ارزش افزوده برای مالیات بر شرکت ها دارد. هدف این مقاله بررسی جایگزینی مالیات بر ارزش افزوده به جای مالیات بر شرکت ها و تأثیر آن بر بودجه دولت در ایران است. بدین منظور از اطلاعات تاریخی 59 شرکت از مجموعه شرکت های پذیرفته شده در سازمان بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی 1373 تا 1375 به صورت مقطعی استفاده شده و الگوهای تحقیق با بهره گیری از روش حداقل مربعات معمولی (O.L.S) به کمک نرم افزار TSP7 برآورد شده اند. نتایج حاصل از برآورد الگوهای مختلف نشان می دهد که مالیات کنونی شرکت ها به تناسب ارزش افزوده آنها تغییر نکرده است و جایگزینی مالیات بر ارزش افزوده به مالیات بر شرکت ها، درآمدهای مالیاتی را به صورت قابل توجهی افزایش می دهد. بنابراین جایگزینی مالیات بر ارزش افزوده برای مالیات بر شرکت ها پیشنهاد شده است.
"مقاله با این مطلب که هم کشورهای پیشرفته صنعتی و هم کشورهای درحال توسعه، برای اجرای نظام های تأمین اجتماعی و بیمه های اجتماعی خود، با مشکل تعادل میان منابع مالی و هزینه های مزایای تعهدیِ خود مواجهند، نظام ها و ابعاد مختلف تأمین مالیِ حق بیمه را در جهان ـ به ویژه در کشورهای توسعه یافته ـ مورد بررسی قرار داده است.
نویسنده امنیت، سودآوری، نقدینگی و مطلوبیت اجتماعی و اقتصادی سرمایه گذاری ها را از جمله اصول حاکم بر سرمایه گذاری ذخائر تأمین اجتماعی می داند و توجه به عوامل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگ ملی را نیز مورد تأکید قرار می دهد.
به علاوه در این مقاله، مقوله های تأمین مالی و سرمایه گذاری های سازمان تأمین اجتماعی در ایران بررسی گردیده و گفته شده صرف نظر از موانع و نارسایی هایی که فراراه نظام درآمدهای بیمه ای و درآمدهای سرمایه ای وجود داشته و دارد، مهم ترین و بنیادی ترین کاستی در نظام تأمین مالی سازمان تأمین اجتماعی ایران، نبود کاربری محاسبات بیمه اجتماعی است."
نویسنده این مقاله با توجه به سلطه اقتصادی، سیاسی و فرهنگیِ کشورهای سرمایه داری بر سرزمین ها و کشورهایی که «در حال رشد» «جنوب» و «عقب مانده» و ... خوانده می شوند، معتقد است که به واقع این سرزمین ها باید «مستعمرات» نامیده شوند و آنگاه تأمل در شیوه تولید مسلط این جوامع «مستعمراتی» را ضروری دانسته و آن را بررسی کرده است. به عقیده او،از این منظر، تأمین اجتماعی در «مستعمرات» برای سرمایه گذاران کشورهای سرمایه داری، موضوعی «فرعی و مزاحم» توصیف شده است. مقاله می کوشد بخشی از روابط اقتصادی را که بر موضوع تأمین اجتماعی اثر گذارند، تبیین کند. به اعتقاد نویسنده در «مستعمرات» سرمایه تجاری حاکم، به علت خصلت دلالی خود، در چرخه تولید اخلال می کند و با توسعه بیکاری و کم کاری، موجبات افزایش فقر عامه را فراهم می سازد .