فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰٬۲۴۱ تا ۴۰٬۲۶۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
فرهنگ کارآفرینی؛ انقلابی بزرگتر از انقلاب صنعتی در جهان
حوزههای تخصصی:
بررسی توسعه کار آفرینی در کشور کانادا
حوزههای تخصصی:
نقد فرمول های فعلی شاخص های بازدهی کل و ارایه فرمولی جدید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
.نقد فرمول های فعلی شاخص های بازدهی کل و ارایه فرمولی جدید: چکیده: مطالعه حاضر با رویکرد کاربرد ریاضی در مالی و متفاوت با شیوه ها و روش های رایج نگارش مقاله های علوم انسانی است. به عبارتی دیگر میتوان این پژوهش را پژوهشی بنیادی و مبتنی بر دانش ریاضی جهت شفافیت و سلامت بیشتر اطلاعات بازار اوراق بهادار نامید. در این مقاله خطاهای اطلاعاتی که در فرمول های کنونی محاسبه شاخص های بازده دارند، مورد بررسی قرار میدهیم و به دنبال آن فرمول جایگزینی پیشنهاد میکنیم. در پایان به مقایسهی بازده های دو فرمول قبلی و فرمول پیشنهادی میپردازیم
بررسی مفاهیم بنیادین رقابتی در بنگاه ها: توانمندی پایدار در کرانه های مواج رقابت
حوزههای تخصصی:
مدل سازی مساله چیدمان تسهیلات در شرایط تعاملی با استفاده از نظریه بازی ها(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
واژگان شهری / ارزیابی اثرات مالی
حوزههای تخصصی:
طرحی برای شهر پاکیزه در نیکوزیا
حوزههای تخصصی:
تخمین تابع تقاضای بیمه مسئولیت حرفه ای پزشکان در ایران
حوزههای تخصصی:
در این تحقیق، به منظور شناسایی عوامل مؤثر بر تقاضای بیمه مسئولیت حرفه ای مدنی پزشکان از روش ARDL و ECM در نرم افزارMicrofit طی دوره 1385-1369، بهره جسته شده است. نتایج حاصل از تخمین مدل نشان داد که در میان متغیرها، نرخ حق بیمه بالاترین اثر را بر تقاضای بیمه مسئولیت حرفه ای پزشکان داشته و بعد از آن به ترتیب متغیرهای تعداد شعب و نمایندگی ها، درآمد ملی و درنهایت خسارت پرداختی، بر تقاضای بیمه اثر می گذارند. باتوجه به نتایج حاصل از تخمین مدل، فرضیه های مربوط به مثبت بودن رابطه تقاضای بیمه مسئولیت حرفه ای پزشکان با متغیرهای خسارت پرداختی، درآمد ملی و تعداد شعب و نمایندگی ها تاییدشده و رابطه معکوس نرخ حق بیمه با تقاضای بیمه اثبات شده است.
ارزیابی حاشیه توانگری مالی شرکت های بیمه در ایران
حوزههای تخصصی:
روش فعلی نظارت بر شرکت های بیمه (نظارت تعرفه ای) با فضای پیش روی صنعت بیمه کشور که آزادسازی و مقررات زدایی از مؤلفه های اصلی آن هستند، سازگاری ندارد. حاشیه توانگری مالی، ابزاری است که در بسیاری از کشورهای جهان به منظور نظارت مالی بر شرکت های بیمه استفاده میشود. در این روش به جای نظارت مستقیم حاشیه توانگری مالی شرکت های بیمه که نشان دهنده توان مالی آنها برای ایفای تعهدات پذیرفته شده آنهاست، ارزیابی میشود. در این تحقیق شاخص حاشیه توانگری مالی بیمه های غیرزندگی شرکت های بیمه دولتی و خصوصی محاسبه شده و بااستفاده از آزمون های مقایسه میانگین ها، توانگری مالی این شرکت ها با یکدیگر مقایسه گردیده اند. یافته های تحقیق نشان میدهد شرکت های بیمه دولتی باید یک حاشیه توانگری مالی، حداقل به اندازه 11% و شرکت های خصوصی به اندازه 15% حق بیمه های دریافتی خود در اختیار داشته باشند تا بتوانند با احتمال بسیار زیاد در یک دوره معین از عهده تعهداتی که پذیرفته اند برآیند.
چگونه مشاغل را شکار کنیم ؟
حوزههای تخصصی:
بررسی رابطه بین سازگاری استراتژی کسب و کار با استراتژی تولیدی و عملکرد شرکت ساپیا دیزل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
صنعت خودرو با توجه به وسعت دامنه عمل و توانمندی در زمینه اشتغال زایی از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ توان بالقوه کشور برای رشد و پیشرفت و حضور در بازارهای جهانی به زیر بخش خودروی سنگین در صنعت خودروسازی کشور جایگاه خاصی بخشیده است که این توان بالقوه را می توان ناشی از توان سازندگان داخلی در ساخت بدنه و به صرفه نبودن صادرات کامل خودرو برای تولیدکنندگان برتر دنیا دانست. پیچیده شدن روزافزون رقابت و متغیر و متلاطم بودن محیط کسب و کار در جهان امروز کوچک ترین غفلت شرکت های بزرگ را به مشکلات عدیده ای منتهی می سازد؛ لذا جهت بقای حضور در یک صنعت نیاز به داشتن راهکارهای عملی و استراتژی های مشخص و مدون ضروری به نظر می رسد در حالی که برای صنعت خودروی سنگین کشورمان تاکنون جهت گیری مشخص، مدون و علمی ای تعیین نشده است؛ به همین خاطر پژوهش حاضر به دنبال بررسی رابطه بین سازگاری استراتژی های کسب و کار تولیدی و عملکرد شرکت سایپادیزل زیر مجموعه گروه تولیدی سایپا می باشد.استراتژی کسب و کار شرکت بر اساس مدل مایکل پورتر (1980) و در دو بخش اصلی استراتژی رهبری هزینه و استراتژی تمایز و از طریق مصاحبه با تعدادی از مدیران و کارشناسان بررسی شده و محتوای استراتژی تولید که دربر گیرنده تعدادی از متغیرهای کلیدی تصمیم شامل منابع انسانی، برنامه ریزی تولید، کنترل مواد، ادغام عمودی و سازمان و مدیریت است نیز از طریق پرسشنامه ای که بین مدیران و کارشناسان شاغل در شرکت توزیع گردیده، سنجیده شده و نتایج حاصل از پرسشنامه هم از طریق بررسی اسناد و مدارک سازمانی مورد تایید واقع گردیده است.عملکرد شرکت نیز بر اساس دو معیار کلیدی سود و فروش طی سال های 1375 تا 1381 از اسناد مالی شرکت استخراج گردیده تا نسبت به بررسی رابطه سازگاری استراتژی های کسب و کار تولیدی و عملکرد مورد استناد قرار گیرد. روش تحقیق حاضر از نوع روش تحقیق غیرآزمایشی یا توصیفی و نیز به شکل مطالعه موردی بوده و نتایج حاصل از آن برای استفاده در جامعه آماری مورد مطالعه به کار گرفته شده است.
تخصیص منابع به گروه بهینه با استفاده از تحلیل پوششی داده ها(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مدیریت منابع بخصوص تخصیص مناسب منابع یکی از نکات قابل توجه سازمانها است. در این مقاله ما به یک مساله واقعی می پردازیم که در آن تصمیم گیرنده می خواهد از بین واحدهای تصمیم گیرنده (DMU) یک گروه را بگونه ای انتخاب کند که به دو هدف مورد نظرش برسد: اول اینکه به دلیل در برداشتن هزینه اضافی به علت نگهداری، تصمیم گیرنده مایل است که از منابعی که در اختیار دارد بیشتر استفاده کند، و دوم اینکه او مایل است که واحدها را بگونه ای انتخاب کند که گروه تشکیل شونده دارای بیشترین کارایی مجموع باشد. در این مقاله یک مدل برنامه ریزی صحیح بر مبنای تحلیل پوششی داده ها به منظور انتخاب گروهی با حداکثر کارایی مجموع که در شرایط مورد نظر تصمیم گیرنده صدق کند معرفی می شود.
بررسی رابطه بین سبک رهبری تحول آفرین با هوش عاطفی و بهره هوشی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مساله اصلی این پژوهش، بررسی رابطه بین سبک رهبری تحول آفرین با هوش عاطفی و بهره هوشی بود. به دلیل محدود بودن جامعه آماری، کلیه اعضای آن که 33 نفر از مدیران یک شرکت تولیدی بودند در این بررسی مشارکت داشتند، البته پرسش نامه تعیین سبک رهبری به گونه ای بود که از نظرات زیردستان هر مدیر و همکاران آنها نیز استفاده شد. برای گردآوری داده ها از سه نوع ابزار اندازه گیری استفاده گردید، در مورد رهبری تحول آفرین از پرسش نامه چند عاملی رهبری، در مورد هوش عاطفی از پرسش نامه سیبر یا شرینگ و در مورد بهره هوشی ماتریس های پیش رونده رِیوِن مورد بهره برداری قرار گرفتند. هم چنین به منظور مطالعات بیشتر، سبک رهبری تبادلی و سبک رهبری عدم مداخله گر نیز در این پژوهش بررسی شدند.این پژوهش از نوع تحقیقات توصیفی بوده که به شیوه همبستگی انجام شد و از نظر نوع هدف تحقیق، کاربردی می باشد، که پس از جمع آوری و تحلیل پرسش نامه ها به کمک نرم افزار SPSS نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که رابطه مثبت و معناداری بین سبک رهبری تحول آفرین با هوش عاطفی ( P<0.01وr=0.76 ) وجود دارد، ولی میان بهره هوشی و رهبری تحول آفرین هیچ گونه رابطه مثبت و معناداری یافت نشد.