آنچه در تعیین هدف توسعه کشورها بسیار حائز اهمیت است بررسی مدیریت روستایی و عملکرد آن در برنامه ریزی روستایی از پایین به بالا می باشد. دهیاری به عنوان سازمان اصلی مدیریت روستایی نقش مهم و تأثیرگذاری در تحقّق توسعه پایدار روستایی دارد. این توسعه تا حد زیادی به رضایت اعضای آن بستگی دارد؛ بنابراین، هیچ توسعه ای بدون مشارکت، رضایت مندی و اعتماد اجتماعی روستاییان شکل نمی گیرد. براین اساس پژوهش حاضر با هدف ارزیابی و تحلیل رضایت مندی روستاییان از عملکرد دهیاری ها، از لحاظ ماهیت توصیفی- تحلیلی و از نظر هدف کاربردی می باشد. داده ها به دو روش میدانی و کتابخانه ای جمع آوری شده اند. جامعه آماری آن را سه شهرستان ازنا، خرم آباد و کوهدشت از استان لرستان تشکیل می دهند. ۳۴۴ روستا براساس سه شاخص: توزیع فضایی در سطح شهرستان، درجه دهیاری و سابقه تأسیس دهیاری انتخاب شدند. رضایت روستاییان از عملکرد دهیاری ها در سه زمینه کارکردهای پایه و عملکردی، کارکرد انگیزشی و کیفیت خدمات (قابلیت اطمینان، مسؤولیت پذیری، بُعد فیزیکی، سبک مدیریت و همدلی)، موردمطالعه و با استفاده از مدل کانو، ارزیابی شکاف کیفیت خدمات و نرم افزار Spss مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. نتایج حاکی از آن است که بیشترین رضایت ساکنین منطقه مورد مطالعه به ترتیب از: قابلیت اطمینان، مسؤولیت پذیری، بُعد فیزیکی، سبک مدیریت، کارکرد انگیزشی، کارکرد پایه ای و عملکردی می باشد و کمترین رضایت آن ها از همدلی دهیاری ها است.
مقدمه و اهداف: امروزه به سختی در موسسات عالی، کارکنان وظایف و مسئولیت های خود را بدون درخواست یک نوع تشویق از مدیران، همکاران و دانشجویان انجام می دهند. علاوه بر این، بروز رفتار انحرافی در محیط کار در میان بسیاری از کارکنان دانشگاهی و غیر دانشگاهی موسسات عالی رایج است. این رفتارها آیین نامه رفتار در دانشگاه را نفی می کند. علاوه بر این، مواردی از نگرش ضعیف کاری، غیبت، تاخیر در کار، قلدری، تبعیض جنسیتی، پرخاشگری و رفتار ضد اجتماعی نیز در میان کارکنان موسسات عالی در ایران گزارش شده است. مفهوم نزاکت در محیط کار به طور گسترده در ادبیات علمی مورد بحث قرار گرفته است. برخی از پژوهشگران نزاکت را مخالف بی نزاکتی می دانند، در حالی که برخی دیگر به افراد اجازه می دهند که این اصطلاح را به شیوه خود تفسیر کنند. علاوه بر این، ناهمگونی در نحوه اندازه گیری نزاکت وجود دارد، به طوری که برخی از پژوهش ها از مقیاس های مدنیت استفاده می کنند و برخی دیگر از ابزارهایی برای اندازه گیری بی نزاکتی استفاده می کنند. این عدم اجماع، تعیین معنای دقیق نزاکت در محیط کار و موثرترین روش برای اندازه گیری آن را چالش برانگیز می کند. بنابراین، پژوهش های بیشتری برای ایجاد تعریف و ابزار اندازه گیری واضح و توافق شده برای این مفهوم حیاتی مورد نیاز است. در همین راستا، نزاکت در محیط کار نقش مهمی در ارتقای رفاه کارکنان، بهبود نتایج سازمانی و کاهش رفتارهای انحرافی در محیط کار دارد. پژوهش حاضر، نشان می دهد که مجموعه ای از ادب کم شدت، مانند احترام، لبخند، عشق، ادب، صمیمیت، صمیمیت، مهربانی و ادب، می تواند مشارکت کارکنان (نشاط، فداکاری، و جذب) را تشویق کند و در نتیجه کارکنان را رفتار انحرافی در محیط کار دلسردکند. بنابراین، پژوهش حاضر، بر اساس شکاف در ادبیات پژوهش حاضر، کمتر پژوهشی به مشارکت کاری با نقش میانجی در ارتباط بین نزاکت در محیط کارو رفتار انحرافی در محیط کار پرداخته است. در نتیجه، پژوهش حاضر، با هدف بررسی تاثیر نزاکت در محیط کاربر رفتار انحرافی محیط کار در بین کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان(خوراسگان) و تعیین نقش میانجی مشارکت کاری در این رابطه انجام می شود.روش: روش پژوهش ازنظر هدف کاربردی است و ازنظر نحوه گردآوری اطلاعات، توصیفی از نوع همبستگی است، جامعه ی آماری این پژوهش کارکنان شاغل در دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان (خوراسگان) به تعداد 660 نفر است که استفاده از فرمول کوکران 242 نفر حجم نمونه انتخاب گردید و افراد نمونه با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسش نامه نزاکت در محیط کار اوجلی و همکاران (2021)، پرسش نامه رفتارهای انحرافی در محیط کار پنی و اسپکتور (2005) و پرسش نامه مشارکت کاری ساکس و گرومن (2014) بود پس از تدوین طرح مقدماتی پرسش نامه تلاش گردید تا میزان روایی و پایایی پرسش نامه ها تعیین شود. به منظور بررسی روایی محتوایی، پرسش نامه ها قبل از اجرا با استفاده ازنظرات اساتید و خبرگان مورد بررسی قرار گرفت. به منظور بررسی روایی صوری پرسش نامه های مذکور توسط 10 نفر از جامعه آماری پژوهش تکمیل گردید و پس از ویرایش مفهومی برخی از سؤالات، ابزار اندازه گیری از روایی صوری برخوردار گردید. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد تمامی شاخص های برازش، سؤال های بالای 9/0 هستند و این نشان دهنده مورد قبول بودن گویه ها است و از سوی دیگر پایایی پرسش نامه ها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب 88/0، 90/0 و 92/0 برآورد شد و تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری انجام گرفت.نتایج: یافته ها نشان داد نزاکت در محیط کاربا رفتارهای انحرافی در محیط کار رابطه منفی دارد که ضریب تأثیر آن 66/0- بود و مشارکت کاری بر رفتارهای انحرافی در محیط کار تاثیر منفی دارد که ضریب تأثیر آن 44/0-بود و همچنین نزاکت در محیط کار بر مشارکت کاری تاثیر مثبت دارد که ضریب تأثیر آن 55/0 بود. همچنین نتایج نشان داد که حد پایین فاصله اطمینان برای مشارکت کاری ، به عنوان متغیر میانجی بین نزاکت در محیط کار با رفتار انحرافی در محیط کار (0990/0-) و حد بالای آن (0110/0-) است. سطح اطمینان برای این فاصله اطمینان، 95 و تعداد نمونه گیری مجدد بوت استراپ 5000 است. با توجه به این که صفر بیرون از این فاصله اطمینان قرار می گیرد، این رابطه واسطه ای معنی دار است؛ بنابراین مشارکت کاری در بین رابطه بین نزاکت در محیط کار با رفتار انحرافی در محیط کار، به عنوان متغیر میانجی ایفای نقش می کند.بحث و نتیجه گیری: پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر نزاکت در محیط کاربر رفتارهای انحرافی در محیط کار از طریق مشارکت کاری در دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان(خوراسگان) انجام شد. یافته ها نشان داد که نزاکت در محیط کاررا بر رفتار انحرافی در محیط کار تأثیر معکوس و معناداردارد. نتایج پژوهش حاضر با یافته های پژوهش های جعفری و همکاران(2020)؛; سوو و ارسلان(2023) ؛عبدالله و همکاران(2021)، زاهد و نائومان(2023) و اوجلی و همکاران (2021) در بررسی رابطه بین نزاکت در محیط کارو رفتار انحرافی در محیط کار همسویی مستقیم دارد. پژوهش حاضر پیامدهای مهمی برای راهبردهای مداخله ای با هدف کاهش رفتار انحرافی در محیط کار دارد. یافته های پژوهش حاضر، نشان می دهد که ایجاد و حفظ نزاکت فرآیند پیچیده ای است که شامل عوامل شخصی، کاری و اجتماعی است که با یکدیگر تعامل دارند. بنابراین، مداخلات نباید صرفاً کارکنان فردی را هدف قرار دهد، بلکه باید گروه ها و سازمان ها را نیز دربرگیرد. در حالی که برخی از ویژگی ها یا جهت گیری های شخصیتی ممکن است به کارکنان در مدیریت استرس محیط کار کمک کند، تحلیل پژوهش حاضر، نشان می دهد که فرهنگ سازمانی که برای نزاکت ارزش قائل است در تشویق چنین رفتاری در میان کارکنان مؤثرتر است. بنابراین، ارزیابی فرهنگ های سازمانی و شناسایی فرهنگ هایی که احتمال بیشتری برای تحمل رفتارهای غیرمؤدبانه و پرخاشگرانه دارند و برای ترویج نزاکت مداخله می کنند، بسیار مهم است برنامه های مداخله باید جامع و برای روش های نوآورانه، از جمله گفتار آگاهانه، باز باشد. پژوهش ها نشان می دهد که نزاکت پیش بینی کننده نتایج مثبت برای کارکنان است و می تواند از طریق برنامه های مختلف افزایش یابد. مردانگی در مقابل زنانگی؛ سازمان هایی که برای مردانگی ارزش قائل هستند، ممکن است رقابت پذیری را بر اجماع اولویت دهند و همکاری و نگرانی کمتری برای رفاه دیگران نشان دهند. از سوی دیگر، سازمان هایی که برای زنانگی ارزش قائل هستند ممکن است اجماع گرا، متواضع تر و مشارکت کننده تر باشند و هنجارهای فرهنگی قوی تر مدنیت را در یک محیط کمتر سلسله مراتبی، تحت سلطه مردان یا رقابتی ترویج کنند. به علاوه، ممکن است تفاوت هایی در رفتار مدنی در محل کار در میان کارکنان با فرهنگ های ملی مختلف وجود داشته باشد که دلیل آن تفاوت در هنجارهای ضمنی برای بیان اختلاف بین فرهنگ های جمع گرایانه و فردگرا است، در محیط های کاری متنوع امروزی، درک این تفاوت ها می تواند ارتباطات و همکاری بین کارکنان را افزایش دهد. در نهایت، تحقیقات تجربی باید تأثیر بالقوه پاسخ های رهبران را در مواجهه با رفتار غیرمدنی کارکنان بررسی کند، زیرا این واکنش ها توسط همکاران مشاهده می شوند و ممکن است بر نتایج بلندمدت تأثیر بگذارند، مانند به عنوان ادراک از عدالت سازمانی است. به طور خلاصه، این مطالعه تاکید می کند که ترویج مدنیت در کار می تواند منجر به سازمان های سالم تر و کارگران شادتر شود (دی فابیو و همکاران، 2016)، در حالی که از هدر رفتن سرمایه انسانی جلوگیری می کند.تقدیر و تشکر: از سردبیر محترم فصلنامه مطالعات د ین، معنویت و مدیریت و سایر مشارکت کنندگان در این پژوهش قدردانی می نمایم.تضاد منافع: هیچ تضاد منافعی در این پژوهش وجود ندارد.
هدف از پژوهش حاضر تعیین تأثیر مدیریت استعداد بر عملکرد مالی با نقش میانجی یادگیری سازمانی در شرکت کرمان خودرو بوده است. روش پژوهش بر مبنای هدف کاربردی، به لحاظ روش جزء تحقیقات توصیفی – پیمایشی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات از زمره تحقیقات همبستگی می باشد. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان شاغل در شرکت کرمان خودرو که تعداد آن ها در بازه زم انی تحقیق 715 نفر بوده و بر همین اساس حجم نمونه 250 نفر در نظر گرفته شد. این تحقیق شامل 4 فرضیه بوده و از ابزار پرسشنامه برای جمع آوری داده ها بهره گیری شده است. برای بررسی فرضیه ها از تکنیک تحلیل عاملی و آزمون مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار لیزرل بهره برده شده و یافته های تحقیق نشان می دهد مدیریت استعداد بر عملکرد مالی و یادگیری سازمانی تأثیر مثبت و معنی داری داشته و یادگیری سازمانی بر عملکرد مالی تأثیر مثبت و معنی داری دارد. همچنین نتایج نشان داد مدیریت استعداد بر عملکرد مالی با توجه به نقش میانجی یادگیری سازمانی تأثیر مثبت دارد.
این مقاله به طراحی نقشه های ذهنی هوشمند برای توسعه خلاقیت در مدیریت استراتژی پرداخته است. با توجه به پیچیدگی های محیط های تجاری و نیاز به نوآوری در فرآیندهای تصمیم گیری استراتژیک، این تحقیق به شناسایی نقش و اهمیت نقشه های ذهنی در تقویت خلاقیت سازمان ها می پردازد. در این پژوهش، نقشه های ذهنی به عنوان ابزاری برای تسهیل تفکر خلاق و تصمیم گیری استراتژیک معرفی شده اند. نتایج تحقیق نشان می دهد که استفاده از نقشه های ذهنی هوشمند می تواند به ارتقاء مهارت های تفکر استراتژیک و افزایش بهره وری خلاقیت در سازمان ها کمک کند. همچنین، تحقیق نشان داد که پیاده سازی نقشه های ذهنی در فرایندهای استراتژیک به سازمان ها کمک می کند تا به درک بهتری از وضعیت رقابتی خود برسند و استراتژی های مؤثرتری را طراحی کنند. بنابراین، استفاده از این ابزار به ویژه در سازمان هایی که به دنبال بهبود و توسعه استراتژی های خود هستند، توصیه می شود.
هدف پژوهش بررسی تأثیر مراحل مختلف چرخه عمر شرکت بر قابلیت مقایسه صورت های مالی با توجه به نقش عدم تقارن اطلاعاتی است. جامعه آماری این پژوهش کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. به منظور تعیین نمونه با استفاده از روش غربالگری تعداد 100 شرکت در دوره زمانی 1391 تا 1401 انتخاب شده است. برای آزمون فرضیه های پژوهش از الگوی رگرسیون چند متغیره مبتنی بر داده های ترکیبی و روش حداقل مربعات تعمیم یافته استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد که مقایسه پذیری صورت های مالی در مرحله بلوغ نسبت به سایر مراحل بیشتر است. همچنین یافته ها نشان داد که با وجود عدم تقارن اطلاعاتی بالا، شرکت ها در مرحله بلوغ تمایل بیشتری به ارائه صورت های مالی مقایسه پذیر دارند. یافته های این پژوهش، شواهدی را ارائه می کند که شرکت ها در مرحله بلوغ به دلیل داشتن سیستم حسابداری کارآمد، نیروی انسانی ماهر و کنترل داخلی قوی، از قابلیت مقایسه بیشتری برخوردار هستند
در سال های اخیر، همه گیری کووید-۱۹ یکی از بحران هایی بود که جامعه بشری را تحت تأثیر خود قرار داده است. هدف از این پژوهش، ارائه یک مدل مدیریتی برای مقابله با بحران کرونا می باشد. این پژوهش از نظر ماهیت داده ها، یک پژوهش آمیخته است و جهت گرد آوری داده ها از مطالعات کتابخانه ای و پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده که روایی و پایایی پرسشنامه مورد بررسی و تأیید قرار گرفته است. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه متخصصین در حوزه های اقتصادی، رفاه اجتماعی، حقوق، و حکمرانی به تعداد نامحدود بوده است. نمونه آماری این پژوهش در بخش کیفی شامل تعداد ۲۰ نفر بوده که به روش گلوله برفی انتخاب شده و در بخش کمی ۳۸۴ نفر به روش تصادفی سیستماتیک از جامعه آماری انتخاب شده اند. در این پژوهش، برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش دلفی و همچنین معادلات ساختاری و روش حداقل مربعات جزئی به کمک نرم افزار Smart-PLS استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که واکنش اقتصادی، واکنش بهزیستی، و واکنش حکمرانی در مدیریت بحران کرونا دارای تأثیر مثبت هستند؛ اما واکنش دموکراسی، دارای تأثیر منفی در مدیریت بحران کووید-۱۹ است.
در این مقاله در راستای تبیین نقش فناوری اطلاعات بر ساختار سازمان های فرهنگی - هنری، نخست ضمن اشاره به اهمیت موضوع، به توصیف رابطه ی میان فناوری اطلاعات و ساختار سازمانی پرداخته و سپس اهمیت ف ن آوری اطلاعات و تأثیر آن بر سازمان و فواید آن تشریح می گردد. در ادامه مفهوم ساختار سازمانی و ابعاد آن مطرح و دلایل تبیین فرضیه های تحقیق پیرامون ارتباط ساختار سازمانی و فن آوری اطلاعات ارائه می گردد. نتایج این مقاله نشان می دهد که بکار گیری فناوری اطلاعات موجب کاهش سطوح سلسه مراتبی و کاهش تعداد کنارکنان و کاهش تعداد واحدهای سازمانی در سازمان فرهنگی- هنری شهرداری تهران گردیده است.
تفکر نئولیبرالیسم، بر رقابت و خصوصی سازی فعالیت های اقتصادی و در نتیجه بر منافع فردی به جای منافع عموم تاکید می نماید. در مکتب نئولیبرالیسم ، فعالان اقتصادی برای حداکثر نمودن منافع خود ، باید مشتریان فعلی را حفظ و به دنبال جذب مشتریان جدید باشند. شواهد در بازار حسابرسی کشور نشان می دهد که موضوع حفظ و هم چنین جذب مشتری برای موسسات حسابرسی بسیار مهم است. از این رو ، هدف این پژوهش آن است تا در درجه اول سطح تفکر نئولیبرالیسم در حسابرسان را بررسی و در درجه دوم روابط میان تفکر نئولیبرالیسم و اثر آن بر تجاری سازی حرفه حسابرسی را مورد بررسی قرار دهد. جامعه آماری این پژوهش نمونه شامل حسابرسان شاغل در موسسات خصوصی حسابرسی است که نمونه ای به تعداد 129 از این جامعه انتخاب شده است. ابزار گردآوری داده ها نیز پرسش نامه است. آزمون فرضیه نیز بر اساس رگرسیون چند متغیره انجام شده است. نتایج پژوهش نشان می دهدکه گرایش حسابرسان به تجاری سازی حرفه حسابرسی تحت تاثیر تفکر نئولیبرالیسم است و رابطه ای مثبت با آن دارد. هم چنین متغیرهای جنسیت ، سطح تحصیلات ، تجربه کاری و حسابدار رسمی بودن حسابرس بر تمایل حسابرسان به تجاری سازی حرفه حسابرسی تاثیر معنی داری ندارد. واژه های کلیدی : نئولیبرالیسم ، تجاری سازی ، حرفه حسابرسی
تحقیق حاضر با هدف تحلیل نقش ارزش ویژه برند در افزایش رضایتمندی گردشگران خوراک در رستوران میزبان واقع در شهر بابلسر صورت پذیرفته است. تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی و بر اساس روش گردآوری داده ها، توصیفی و از نوع پیمایشی- همبستگی است. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه مشتریان رستوران میزبان در نظر گرفته شده است. داده های مورد نیاز برای این تحقیق با روش نمونه گیری غیر تصادفی در دسترس از مشتریان رستوران میزبان و با ابزار پرسشنامه جمع آوری شده است. همچنین از روش معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار Smart Pls به منظور تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شده است. یافته های توصیفی نشان داد که بیشتر افراد در گروه سنی ۳۰ تا ۴۰ سال (۴۴ درصد) بودند و گروه های سنی ۲۰ تا۳۰ سال (۳۵ درصد)، ۴۰ تا ۵۰ سال (۱۲ درصد) و ۵۰ سال به بالا (۹ درصد) در رتبه های بعدی قرار گرفتند. سطح تحصیلی بیشتر افراد در مقاطع کارشناسی (۳۸ درصد) و فوق دیپلم (۲۶ درصد) بودند. و به ترتیب مقاطع دیپلم (۲۱ درصد)، کارشناسی ارشد (۹ درصد) و دکتری (۶ درصد)، در رده های بعدی قرار گرفتند. یافته های بخش اس تنباطی ح اکی از آن اس ت ک ه ارزش ویژه برند و تمامی از ابعاد آن، با مقادیر ضرایب مسیر بالای ۰.۶۵۴ در افزایش رضایتمندی گردشگران خوراک در صنعت رستوران داری تأثیر مثبت و معناداری بر رضایت مشتری دارند. همچنین نشان داده شد که متغیر وفاداری به برند، با مقدار ۰.۸۷۶ دارای بزرگترین ضریب مسیر است و تأثیر آن نسبت به سایر متغیرها بر رضایت مشتری بیشتر است. در این تحقیق چهار فرضیه مورد بررسی واقع شد که تمام فرضیه های پژوهش تایید شدند.
هدف: مدل کسب وکار مفهومی راهبردی است که چگونگی خلق کردن، ارائه دادن و به دست آوردن ارزش را نشان می دهد. اگرچه مدل های کسب وکار، هم زمان با تغییرات محیط تغییر می کنند، برای غلبه بر شتاب تغییرات به نوآوری، پیش دستی، تفکر اکتشافی و آینده گرایی نیاز دارند. نوآوری در مدل های کسب وکار، مستلزم بینش طراحی است. آینده نگاری، فرایندی نظام مند و مشارکتی برای ساختن آینده است که از طریق مشورت، کسب آگاهی و چشم اندازسازی به آینده گرا کردن کسب وکار می پردازد. الگوهای طراحی مدل کسب وکار موجود، به محیط طراحی و آینده توجه اندکی دارند. چارچوب های آینده نگاری موجود نیز، به طراحی مدل کسب وکار توجه کافی ندارند. از این رو بررسی ها نیاز به ارائه مدلی جامع را نشان داد که برای در نظر گرفتن تحولات محیط، عدم قطعیت های موجود و وضعیت های آینده را در طراحی مدل های کسب وکار لحاظ کند. این پژوهش با هدف برطرف شدن شکاف در ادبیات موضوع و ارائه مدل مفهومی طراحی مدل کسب وکار مبتنی بر آینده نگاری انجام شد.
روش: پژوهش از نظر جهت گیری کاربردی، از نظر هدف اکتشافی و فلسفه آن پراگماتیسم است و صبغه ترکیبی و رویکرد استقرایی دارد. در بخش نظری با استفاده از روش مرور سیستماتیک، مطالعات پیشین و آثار علمی مرتبط با موضوع پژوهش بررسی، تحلیل و دسته بندی شد. سپس طی یک مطالعه مفهومی با استفاده از بینش های به دست آمده و ترکیب مدل های موجود، مدل مفهومی پیشنهادی طراحی شد. برای اعتبارسنجی مدل، از میان خبرگان آینده پژوهی و مدیریت کسب وکار که جامعه تجربی پژوهش بودند، ۱۲ نفر به روش قضاوتی برای نمونه انتخاب شد. در این مرحله، برای جمع آوری اطلاعات، از ابزار پرسش نامه استفاده شد. روایی محتوای پرسش نامه را خبرگان تأیید کردند و پایایی آن با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ به میزان 768/0 تأیید شد. برای بررسی نرمال بودن داده ها، آزمون کلموگروف اسمیرنف به عمل آمد و بر اساس نتایج داده ها نرمال بود. سپس آزمون T تک نمونه ای برای تحلیل پاسخ ها انجام شد. سامان دهی مدارک و استنادها با استفاده از نرم افزار پژوهیار نسخه ۲ و محاسبه ها با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس نسخه ۲۷ انجام شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که در مطالعات گذشته، دسته ای از پژوهشگران به آینده پژوهی در طراحی مدل کسب وکار توجه ناچیزی کرده اند. معدودی از آن ها به برخی جنبه های آینده پژوهی توجه کرده اند، ضمن آنکه به پایداری و فضای طراحی مدل کسب وکار اهمیت بیشتری داده اند. دسته دیگری از پژوهشگران، برخی فنون آینده پژوهی را جعبه ابزار دانسته و از آن استفاده کرده اند. تعداد اندکی نیز به آینده پژوهی و آینده نگاری، به عنوان چارچوبی برای توسعه مدل کسب وکار نگریسته اند؛ اما چارچوب جامعی برای طراحی مدل کسب وکار مبتنی بر آینده نگاری ارائه نکرده اند. ضمن مطالعه مفهومی، فرایند طراحی مدل کسب وکار اوستروالدر و پیگنر و چارچوب آینده نگاری عمومی وروس، مدل های مناسبی برای ادغام و ارائه مدل مد نظر پژوهش تشخیص داده شد. بر همین اساس، مدل مفهومی پیشنهادی برای طراحی مدل کسب وکار مبتنی بر آینده نگاری با ادغام دو مدل مذکور، طراحی و ارائه شد و به تأیید خبرگان رسید.
نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، ابتنای طراحی مدل کسب وکار بر آینده نگاری با در نظر گرفتن آینده های گوناگون، نگرش چندسطحی و پیگیری تحقق راهبردها، می تواند نقاط ضعف پژوهش های پیشین و الگوهای موجود را پوشش دهد و به آینده گرا شدن کسب وکارها کمک کند. پیشنهاد می شود طراحان مدل های کسب وکار، در فرایند طراحی، ضمن توجه به شناخت تحولات محیط و آینده های ممکن، برای تحقق مدل کسب وکار متناسب با آینده های بدیل، برنامه ریزی کنند. کاربست مدل پیشنهادی می تواند به این منظور کمک کند. پژوهشگران دیگر می توانند نتایج کاربرد مدل پیشنهادی را ارزیابی و تحلیل کنند.
امروزه تمایل و اشتیاق به سفر مجازی و تور مجازی گسترش بیشتری پیدا کرده که در این راه بهره گیری از اپلیکیشن های گردشگری و راهنماهای صوتی بسیار کمک کننده و راه گشا بوده اند. راهنمای صوتی به عنوان یک وسیله گردشگری هوشمند در تفسیر گردشگری بسیار مهم خواهند بود که توجه به این مهم و بهره گیری صحیح از این اپلیکیشن ها و بررسی نحوه تأثیر آن ها بر نگرش و رفتار خرید مشتری به مسأله جدید و دغدغه ای اساسی برای مدیران و محققان صنعت گردشگری تبدیل شده است. پژوهش حاضر با عنوان اثر درک استفاده آسان، ایجاد همبستگی بر قصد خرید بر خط از طریق درک سودمندی و نگرش رفتار، نوع تجربه کاربر(مطالعه موردی اپلیکیشن راهنمای گردشگری صوتی آوایار) انجام شد. پژوهش حاضر از نظر جهت گیری از نوع کاربردی، از نظر روش جز تحقیقات پیمایشی دسته بندی می شود. جامعه آماری پژوهش حاضر استفاده کننده گان و کاربران اپلیکیشن آوایار می باشد که به دلیل عدم دسترسی به تمامی استفاده کننده گان و کاربران تعداد جامعه آماری مورد مطالعه نامحدود در نظر گرفته شد. جهت تحلیل دادهای از نرم افزار spss و نرم افزار PLS استفاده شد. نتایج حاصل از این پژوهش نشن داد که استفاده از خدمات هوشمند بر نوع تجربه گردشگران در فضای شهری اثر مثبت و معناداری دارد. نتایج حاصل از این پژوهش حاکی از آن بود که زمانی که استفاده از اپلیکیشن، برای افرادی با سطح مهارت های مختلف قابل استفاده باشد، می تواند به عنوان یک اپلیکیشن مفید و کاربردی شناخته شود که به گردشگران در سفر کمک می کند.
جهانی شدن بازارها، شرکت ها را مجبور به تلاش جهت افزایش مزیت رقابتی از طریق دارایی های نامشهود نموده است. از این رو به بررسی رابطه بین سرمایه فکری سبز، ظرفیت جذب سبز و راهبرد کسب وکار پایدار پرداخته شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و به لحاظ روش توصیفی و پیمایشی می باشد. جامعه آماری کلیه کارکنان سرپرست شاغل در شرکت تولیدی لاستیک دنا به تعداد 365 نفر بوده و نمونه آماری بر اساس فرمول کوکران به تعداد 187 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شده است. ابزار پرسشنامه استاندارد و روایی ابزار پژوهش از طریق روایی صوری و محتوا و پایایی آن به وسیله ضریب آلفای کرونباخ و پایایی مرکب مورد بررسی قرار گرفته است. برای آزمون فرضیه ها از مدل معادلات ساختاری و نرم افزار اسمارت پی ال اس نسخه 3 و اس پی اس اس نسخه 19 استفاده شد. نتایج نشان داد که سرمایه فکری سبز بر راهبرد کسب وکار سبز تأثیر مثبت و معناداری دارد. سرمایه فکری سبز بر ظرفیت جذب سبز تأثیر مثبت و معناداری دارد. ظرفیت جذب سبز بر استراتژی کسب وکار سبز تأثیر مثبت و معناداری دارد. ظرفیت جذب سبز بر رابطه بین سرمایه فکری سبز و استراتژی کسب وکار سبز، نقش میانجی دارد. اخلاق محیطی سازمان بر رابطه بین سرمایه فکری سبز و استراتژی کسب وکار سبز، نقش تعدیل گر ندارد. نتایج به دست آمده زیربنای نظری راهبرد کسب وکار محیطی را نشان داده و بینش عمیقی از منابع مبتنی بر دانش و مقررات زیست محیطی به عنوان پیشایندهای مهم استراتژی کسب وکار سبز در شرکت های تولیدی ارائه می دهد.
هدف: هدف پژوهش بررسی نقش تعدیل گری جنسیت مدیرحسابرسی داخلی بر رابطه میان کیفیت حسابرسی داخلی و عملکرد واحد تجاری است. روش:در این پژوهش داده های مورد نیاز با استفاده از اطلاعات افشا شده توسط شرکت های پذیرفته شده در بورس و اوراق بهادار تهران در سال های 1397 تا 1401 در سامانه جامع اطلاع رسانی ناشران (کدال) جمع آوری گردیده و سپس با استفاده از روش رگرسیون (GLS) مورد تحلیل قرار گرفته است. یافته ها: پس از تجزیه وتحلیل داده ها، نتایج نشان داد جنسیت مدیر حسابرسی داخلی تأثیر معناداری در رابطه بین کیفیت حسابرسی داخلی و عملکرد واحدهای تجاری مورد بررسی نداشته اند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان می دهد که در شرکت های مورد بررسی برخلاف عمده پژوهش های پیشین، به دلایلی از قبیل مسائلی که در اقصادهای درحال توسعه مثل ایران وجود دارد و درآن کشورها عملکرد مالی شرکت ها در کوتاه مدت تحت تأثیر عوامل متعددی از قبیل تحریم ها، تغییرات نرخ ارز و سایر عواملی بوده که به صورت مستقیم و غیرمستقیم بر عملکرد شرکت ها تأثیر می گذارند و عوامل مذکور تحت کنترل واحد تجاری نیستند و با پیاده سازی حسابرسی داخلی باکیفیت نیز تأثیر منفی برخی از این عوامل را در عمل نمی توان خنثی نمود و یاپیاده سازی شکلی (و نه محتوایی) حسابرسی داخلی، رابطه منفی بین کیفیت حسابرسی داخلی و عملکرد وجود داشته و تاثیرجنسیت مدیر حسابرسی داخلی بر رابطه مذکور معنادار شناسایی نشد. دانش افزایی: با توجه به اینکه تاکنون پژوهشی برای سنجش نقش تعدیل گری جنسیت مدیرحسابرسی داخلی بر رابطه کیفیت حسابرسی داخلی وعملکرد واحد تجاری در ایران انجام نشده، این پژوهش می تواند کمکی به پر نمودن شکاف پژوهشی مربوطه بنماید.
هدف از انجام پژوهش حاضر، تبیین و تفسیر نقش تعدیلگر عدم اطمینان اقتصادی در تاثیر بین عملکرد بازار و قدرت مدیر عامل متشکل از 74 شرکت از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در افق زمانی 1398-1402(یک دوره 5 ساله ) با استفاده از رگرسیون خطی چند متغیره با داده های تابلوئی مورد بررسی قرار گرفت. روش تحقیق در این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ روش، از نوع توصیفی همبست گی می باشد. داده های مورد نیاز جهت تست فرضیه ها از صورت های مالی و یادداشت های صورت های مالی شرکت های عضو بورس اوراق بهادار تهران استفاده شده است و سپس توسط نرم افزار اکسل پردازش اولیه بر روی آنها انجام گرفت و جهت تجزیه و تحلیل نهایی داده ها به کمک نرم افزار اقتصادسنجی ایویوز و استاتا استفاده شد. نتایج مبین آن است که بین قدرت مدیر عامل بر عملکرد بازار رابطه مثبت و معنادار وجود دارد و بین قدرت مدیر عامل بر عدم اطمینان اقتصادی رابطه منفی و معنادار وجود دارد .
زمینه و هدف: نبود دسته بندی جامع عارضه یابی مدیریت بحران مالی در صنعت هتلداری باعث بوجود آمدن خسارات مالی در زمان بحران می شود. هدف این پژوهش، شناسایی عوامل بحران مالی و ارائه الگو در صنعت هتلداری در شرایط بحرانی کووید-19 می باشد.
روش شناسی: روش پژوهش کیفی-کمی می باشد. ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کیفی، مصاحبه عمیق با 18 نفر از مدیران و متخصصین دانشگاهی تا رسیدن به اشباع نظری بود. در بخش کمی از مدل سازی ساختاری استفاده شد و جامعه آماری شامل هتل های 4و5 ستاره هر استان در کشور بود که تعداد180 پرسشنامه توزیع گردید. کدگذاری مصاحبه ها با نرم افزار MAXQDA انجام گرفت.
یافته ها: طبق یافته های پژوهش، 11 بعد به عنوان ابعاد کنترل بحران مالی به دست آمد که شامل 6 بعد داخلی و 5 بعد خارجی شناسایی شدند که در این میان، فاز درآمد، شرایط تسهیل کننده و سیاست های حمایتی از ابعاد و مولفه های موثر بر بحران مالی صنعت هتلداری در شرایط بحرانی کووید-19 شناخته شدند.
نتیجه گیری: ابعاد داخلی و خارجی شناسایی شده در مدل نهایی می تواند به صنعت هتلداری در زمان بحران کمک شایانی کند.
هدف از تحقیق حاضر تأثیر افشا کووید ۱۹ بر رابطه بین حاکمیت شرکتی و کیفیت حسابرسی می باشد. این پژوهش از نظر نوع اجرا ؛ کاربردی و از نظر هدف آن ، از نوع پژوهش تحلیلی - همبستگی و جزئی از پژوهش های اثباتی حسابداری است. از نظر فرایند اجرا از نوع پژوهش های کمی و از نظر منطق اجرا نیز جزئی از پژوهش های با رویکرد قیاسی - استقرایی بوده و از نظر بعد زمانی نیز از نوع پژوهش های طولی - گذشته نگر بوده و از اطلاعات تاریخی شرکت های نمونه استفاده می شود. جامعه آماری این تحقیق ، تمام شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران از 1396 تا پایان سال 1400هستند که همگی تحت تأثیر شیوع کوید 19 بوده اند و تعداد آن ها 460 شرکت تا پایان سال 1400 می باشد. به منظور تعیین نمونه آماری پژوهش به روش حذف سیستماتیک، انجام شده است. با توجه به شرایط ذکر شده ، تعداد 120 شرکت جهت برآورد مدل ها و آزمون فرضیه های پژوهش انتخاب شده اند.در این پژوهش ابتدا با استفاده از روش های کمی شامل ابزارهای موجود در آمار توصیفی، نظیر میانگین، انحراف معیار و رگرسیون داده های مورد استفاده تجزیه و تحلیل می شود.نتایج تحقیق نشان می دهد افشا کووید ۱۹ بر رابطه بین حاکمیت شرکتی و کیفیت حسابرسی در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تاثیرگذار است.
هدف تحقیق حاضر بررسی تاثیر کیفیت خدمات بر بازدید مجدد، قصد خرید مجدد و تبلیغات شفاهی با توجه به نقش میانجی اعتماد و رضایتمندی مشتریان در خرید آنلاین لوازم بهداشتی و آرایشی (مطالعه موردی: سایت لوازم آرایشی ماهلند) بوده است. روش تحقیق توصیفی-پیمایشی و از نوع کاربردی بوده است؛ ابزار پژوهش حاضر پرسشنامه می باشد که روایی آن به تائید خبرگان بازاریابی شرکت لوازم آرایشی ماهلند و پایایی آن نیز بیشتر از 0.7 و مورد تائید بوده است. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل کلیه مشتریان خرید آنلاین لوازم آرایشی و بهداشتی سایت ماهلند می باشد که تجربه خرید آنلاین لوازم آرایشی و بهداشتی داشته اند که چون جزء جوامع نامحدود بشمار می آیند، محقق مجبور به نمونه گیری می باشد و نمونه در این تحقیق بر مبنای جدول کرجسی-مورگان، 384 نفر می باشد که تعداد 420 پرسشنامه با روش نمونه گیری در دسترس توزیع گردید و تعداد 384 پرسشنامه کامل جمع آوری شد؛ تجزیه و تحلیل فرضیات تحقیق با توجه به تحلیل مدلسازی معادلات ساختاری و بهره گیری از نرم افزار لیزرل نسخه 8.80 انجام شده است و نتایج نشان از تاثیر کیفیت خدمات بر رضایتمندی مشتریان و اعتماد مشتریان، تائید تاثیر رضایتمندی مشتریان بر قصد خرید مجدد، تائید تاثیر رضایتمندی مشتریان بر بازدید مجدد و در نهایت تائید تاثیر اعتماد مشتریان بر قصد خرید مجدد، تبلیغات شفاهی و بازدید مجدد در سایت لوازم آرایشی ماهلند داشته اند، در صورتی که رضایتمندی مشتریان بر تبلیغات شفاهی سایت لوازم آرایشی ماهلند تاثیر نداشته است