ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۶۱ تا ۷۸۰ مورد از کل ۵۸٬۹۵۴ مورد.
۷۶۱.

تحلیل وضعیت بازاریابی کارآفرینانه باغداری در شهرستان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۸
بنگاه های کوچک، از جمله واحدهای فعال در بخش کشاورزی، به عنوان نیروی حیاتی اقتصاد مدرن شناخته می شوند. با این حال، بیشتر پژوهش های بازاریابی، بر بنگاه های تجاری کوچک متمرکز بوده و به اهمیت بازاریابی در بخش کشاورزی توجه کمی شده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل وضعیت بازاریابی کارآفرینانه در بخش باغداری شهرستان کرمانشاه انجام شده است. روش تحقیق توصیفی-پیمایشی بود و جامعه آماری شامل ۳۳۶۲ باغدار در کرمانشاه است. با استفاده از جدول مورگان و نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب، ۳۴۵ باغدار به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها از راه پرسش نامه محقق ساخته جمع آوری شد که روایی آن توسط پانل متخصصان و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ (84/0) تأیید گردید. ارزیابی مؤلفه های بازاریابی کارآفرینانه نشان داد که در بین هفت مؤلفه بررسی شده در تمام زیربخش های باغداری، گرایش به مشتری بالاترین رتبه و مطلوب ترین وضعیت را داشت، در حالی که ریسک پذیری کمترین میانگین و ضعیف ترین عملکرد را نشان داد. یافته ها نشان دهنده آن است که با توجه به فعالیت باغداران در محیطی پویا و رقابتی، حفظ مشتری برای بقای آن ها حیاتی است و همین امر توجیه کننده اولویت بالای گرایش به مشتری است. در مقابل، کوچک مقیاس بودن بیشتر باغ ها موجب شده تا باغداران به حداقل سازی ریسک های کسب وکار تمایل داشته باشند، به طوری که به مؤلفه ریسک پذیری کم ترین توجه شده است. نتایج نشان می دهد که برنامه ریزی هدفمند و توجه سیاستی برای ارتقای بازاریابی کارآفرینانه در میان باغداران کرمانشاه ضروری است. از جمله پیشنهاد های کلیدی می توان به موارد زیر اشاره کرد: توسعه خدمات بیمه ای و حمایتی برای کاهش ریسک کسب وکار، ایجاد صنایع تبدیلی به منظور افزایش سود کشاورزان و کاهش ضایعات و برگزاری نمایشگاه های محلی محصولات باغی برای تقویت زیرساخت های مشتری محور. این راهکارها می توانند به طور چشم گیری مؤلفه های بازاریابی کارآفرینانه را در میان تولیدکنندگان بخش باغداری بهبود بخشند.
۷۶۲.

مربیگری عملکرد؛ ابزاری راهبردی برای مدیریت کارکنان فراشایسته دولت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۵
این پژوهش، الگوی مربی گری عملکرد را طراحی و ارزیابی کرده که ویژه مدیریت کارکنان فراشایسته در بخش دولتی، با تمرکز بر صنعت برق ایران است. این تحقیق با روش ترکیبی انجام شد. در بخش کیفی، با استفاده از نظریه داده بنیاد و مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۶ مدیر خبره و تحلیل داده ها با نرم افزار مکس کیودا، تعداد ۱۳۱ مؤلفه و ۱۸ سازه شناسایی شد که در قالب شش دسته مفهومی سازمان دهی شد. روایی و پایایی نتایج با شاخص های CVR و CVI و ضرایب پایایی تأیید شد. در بخش کمی، داده ها از ۳۸۴ کارمند به روش نمونه گیری خوشه ای جمع آوری و الگو با روش معادلات ساختاری در SmartPLS بررسی شد. یافته ها نشان داد چارچوبی چندلایه وجود دارد که شرایط علّی فردی، سازمانی و محیطی با واسطه گری محدودیت های سیاسی، قانونی و سازمانی و با تأثیرگذاری عواملی مانند سبک رهبری، جو سازمانی و محیط مربی گری، بر شایستگی های فردی و سازمانی اثر می گذارند. این شایستگی ها، محرک برنامه های راهبردی مانند توسعه سازمانی، مدیریت استعداد، یادگیری مستمر و مدیریت عملکرد هستند که به بهبود نتایج در سطح گروه، سازمان و فرد منجر می شوند. الگوی پیشنهادی، شایستگی ها و شرایط جدیدی را معرفی می کند که برای مربی گری مؤثر کارکنان فراشایسته ضروری است و بر ضرورت رفع محدودیت های داخلی و خارجی برای ایجاد محیط مناسب تأکید دارد. گرچه این الگو در صنعت برق بخش دولتی توسعه یافته، اما قابلیت انطباق در صنایع دیگر را نیز دارد و راه کارهای داده محور برای افزایش بهره وری، مشارکت کارکنان و یادگیری سازمانی ارائه می دهد. این پژوهش با پُر کردن خلأ الگوهای مربی گری برای کارکنان فراشایسته، چارچوبی علمی و قابل گسترش ارائه می دهد که هم راستایی توانمندی کارکنان با اهداف سازمانی را تقویت کرده و به بهبود پایدار عملکرد کمک می کند.
۷۶۳.

ارائه الگوی معادلات ساختاری تاثیر هوش سیاسی مدیران بر عملکرد پایدار با نقش میانجیگری گروه های تسهیم تجربه در مدیران مدارس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۰
هدف تحقیق حاضر، ارائه الگوی معادلات ساختاری تاثیر هوش سیاسی مدیران مدارس بر عملکرد پایدار با نقش میانجیگری گروه های تسهیم تجربه در مدیران مدارس می باشد. از نظر هدف، جزء تحقیقات کاربردی و از نظر ماهیت پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی با تاکید بر معادلات ساختاری است. جامعه آماری را کلیه مدیران مدارس شهرستان پلدشت در سال تحصیلی 1404-1403 که مساوی 104 نفر (56 نفر زن و 48 نفر مرد) می باشد و نمونه آماری مساوی جامعه آماری به تعداد 104 نفر می باشد و از روش نمونه گیری سرشماری استفاده شد. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های عملکرد پایدار زید و همکاران(2018)، هوش سیاسی ممبینی و همکاران(1399) و گروه های تسهیم تجربه ممبینی و همکاران(1399) استفاده گردیده شد، روایی پرسشنامه های مذکور توسط اساتید متخصص تایید و پایایی آن ها از طریق ضریب آلفای کرونباخ بالای7/0 بدست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و آمار استنباطی (معادلات ساختاری) استفاده شد. با توجه به غیرنرمال بودن توزیع داده ها از تحلیل از معادلات ساختاری و تحلیل مسیر با استفاده از نرم افزار pls استفاده گردید. نتایج نشانگر این بود که الگوی معادلات ساختاری تاثیر هوش سیاسی مدیران مدارس بر عملکرد پایدار با نقش میانجیگری گروه های تسهیم تجربه در مدیران مدارس دارای برازش مطلوبی است، به علاوه، نتایج نشانگر این بود که هوش سیاسی مدیران مدارس بر عملکرد پایدار و گروه های تسهیم تجربه تاثیر مثبت و معنی داری دارد. به علاوه، نتایج نشان داد که تاثیر گروه های تسهیم تجربه بر عملکرد پایدار مدیران مدارس مثبت و معنی دار است.
۷۶۴.

واکاوی بسترهای لازم برای گذار از مدیریت آموزشی به رهبری آموزشی در مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۲ تعداد دانلود : ۲۰۲
در چند دهه گذشته، رهبری آموزشی و توجه به کیفیت عملکرد مدیران مدارس در رأس سیاست های آموزشی کشورهای توسعه یافته بوده است. هدف این پژوهش واکاوی بسترهای لازم برای گذار از مدیریت آموزشی به رهبری آموزشی در نظام آموزشی(مدارس) ایران است. روش ﭘﮋوﻫﺶ حاضر از ﻧﻮع ﮐﯿﻔﯽ است ﮐﻪ به روش نظریه زمینه ای سیستماتیک) انجام شده است. مشارکت کنندگان پژوهش، اعضای هیئت علمی دانشگاه های وابسته به وزارت علوم، افراد صاحب نظر در ارتباط با رهبری آموزشی که دارای سوابقی مانند وزیر آموزش و پرورش، معاون وزیر و دبیر کلی شورای عالی آموزش و پرورش و مدیران شاخص مدارس مختلف که در سال تحصیلی 1403–1402 مشغول به فعالیت های آموزشی و پژوهشی بودند. در یک نگاه کلی، بر مبنای نتایج به دست آمده و ابعاد الگوی داده بنیاد، 12 مقوله اصلی، 55 مقوله فرعی و 203 مفهوم از مصاحبه های صورت گرفته استخراج گردید. یافته های پژوهش نشان داد شرایط مهمی همچون تمرکززدایی در ساختار سیستم آموزش و پرورش، پیشرو گرایی و پویایی در نقش مدیران مدارس برای این گذار لازم است. رسیدن به رهبری آموزشی نیازمند راهبردهای مختلفی است، علاوه بر تغییر نگاه سیاسی نسبت به کارکرد آموزش و پرورش و بالتبع مدیران در این نهاد، می بایست نسبت به تربیت و آموزش علمی مدیران روی آورد و با نگاهی تخصصی تر و آکادمیکی تر این افراد را برای تصدی مدیریت مدارس انتخاب و انتصاب داد. بر این اساس، تمرکز بر استانداردسازی برای رهبری آموزشی و حرکت به سوی تمرکززدایی با دادن اختیارات بیشتر به مدارس و مناطق، به برنامه ریزان آموزشی ایران پیشنهاد می گردد.
۷۶۵.

تحلیل ساختار وابستگی بین ریسک های بیمه ای در شرکت سهامی بیمه ایران: رویکرد هم انباشتگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۵
پیشینه و اهداف: بررسی روابط بلندمدت و هم انباشتگی میان شاخه های مختلف بیمه برای درک مدیریت ریسک و پایداری مالی در صنعت بیمه اهمیت زیادی دارد و این روابط به دلایلی همچون ماهیت ریسک های مشابه، وابستگی به متغیرهای اقتصادی (مانند نرخ بهره، تورم، یا رشد اقتصادی) و همچنین مدیریت سرمایه مشترک در بلندمدت پدیدار می شوند. در این مطالعه، ساختار وابستگی بین شاخه های مختلف بیمه ای بررسی می شود. روش شناسی: در این مطالعه، ساختار وابستگی بین شاخه های مختلف بیمه ای از روش های هم انباشتگی خطی یوهانسن و هم انباشتگی غیرخطی هنسن و سئو و وجود فرایندهای تعادلی در روابط بلندمدت بین آن ها مورد بررسی می شود. در این راستا مجموعه داده هایی شامل خسارت های ماهانه (بدون بازیافت) حاصل از رشته های بیمه غیرعمر مسئولیت، شخص ثالث و بدنه خودرو به دلیل ماهیت درجه انباشتگی غیر صفر و یکسان آن ها طی دوره ماهانه 1402:12-1390:01 به کار برده شده است. یافته ها: نتایج به وجود حداقل یک بردار هم انباشتگی خطی بین ریسک شاخه های بیمه ای اشاره می کند. اما بررسی وجود روابط غیرخطی بین خسارات سه شاخه بیمه ای در قالب مدل های تصحیح خطای برداری آستانه ای نشان می دهد زمانی که شکاف بین خسارت ها در بیمه های مسئولیت و بدنه کمتر یا بیشتر از مقادیر آستانه ای برآورد شده باشد، تعدیل به سمت تعادل بلندمدت ایجاد می شود، اما فرایند تعدیل در مواردی که شکاف خسارت ها بیشتر از آستانه باشد تعدیل به سمت تعادل بلندمدت با سرعت بیشتری صورت می گیرد. همچنین، اثر تصحیح خطای بسیار قوی تری برای شاخه بیمه مسئولیت نسبت به دو شاخه دیگر وجود دارد. پس از آن بیمه بدنه نسبت به بیمه شخص ثالث تصحیح خطای بالاتری دارد. در نهایت بیمه شخص ثالث از تصحیح خطای بسیارکمتری نسبت به بقیه برخوردار است. نتیجه گیری: بیمه های مسئولیت از ریسک نظام مند بالایی برخوردارند و مجموعه شرایط اقتصادی کشور مانند نرخ های تورم بالا و تنگناهای اقتصادی ناشی از تحریم ها که به کاهش کیفیت خودروها و افزایش خسارات در بخش بیمه های ثالث و بدنه منجر شده است به افزایش ریسک نظام مند در بخش بیمه های مسئولیت نیز می انجامد، زیرا این شاخه از بیمه سرعت تعدیل بالایی در روابط خود با بیمه های ثالث و بدنه دارد. این موضوع در ارتباط با بیمه بدنه نیز صادق است و افزایش خسارات شخص ثالث می تواند ریسک نظام مند بیمه بدنه را نیز افزایش دهد و شکاف بین ریسک های شخص ثالث و بدنه را در بلندمدت از میان بردارد. بنابراین مدیریت ریسک و سرمایه در شرکت های بیمه مستلزم توجه به چنین وابستگی هایی در شاخه های بیمه ای است و مدیریت پرتفوی این شرکت ها بدون توجه به وجود تعدیل در روابط بین ریسک انواع شاخه های بیمه ای می تواند این شرکت ها را در معرض زیان های قابل توجهی قرار دهد.
۷۶۶.

جمعیت و اقتدار ملی جمهوری اسلامی ایران در حوزه دفاعی-امنیتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۴۷
جمعیت به عنوان یکی از مؤلفه های اساسی اقتدار ملی کشورها بوده و اقتدار ملی برای یک کشور، حافظ هویت، مایه عزت و وسیله رسیدن او به آرمان هاست. این پژوهش با رویکرد کیفی با هدف بررسی ناترازی جمعیت در حوزه اقتدار امنیتی و دفاعی جمهوری اسلامی ایران انجام گرفت. پژوهش حاضر از نوع کاربردی_توسعه ای و با بهره گیری از نظر خبرگان حوزه امنیت و علوم اجتماعی و منابع و آمارهای در دسترس انجام گرفت. حجم نمونه پژوهش متشکل از 20 نفر از خبرگان حوزه امنیت ملی و علوم اجتماعی به صورت هدفمند انتخاب گردیدند. یافته های پژوهش نشان داد که هرگونه عدم تعادل در ساختار جمعیتی کشور و تغییر در ابعاد ترکیب، توزیع، حرکات و کیفیت جمعیت می تواند از طریق اثرگذاری بر مولفه های مهم اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی بر اقتدار امنیتی و دفاعی کشور موثر باشد؛ از سوی دیگر در پی بر هم خوردن تعادل ساختاری جمعیت ایران همچون کاهش زاد و ولد، سالمندی جمعیت، ناترازی مهاجرت و در پی آن کاهش نیروی جوان دارای توان نظامی و امنیتی که ناشی از سیاست های نادرست جمعیتی، تغییرات فرهنگی و سبک زندگی بوده می تواند ضمن ایجاد وضعیتی نگران کننده در ساختار جمعیتی کشور، چالشی بسیار مهم برای اقتدار امنیتی و دفاعی باشد. شایسته است با تلاش در جهت ایجاد تعادل در ساختار جمعیتی کشور و تغییر در مولفه های ابعاد چهارگانه موثر بر آن شامل ترکیب، توزیع، حرکات و کیفیت جمعیت بوسیله اجرای طرحی جامع و با نگاه علمی به روند شکل گیری و تغییر در ساختارهای جمعیتی اقدام گردد.
۷۶۷.

شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر ارتقای انعطاف پذیری تولید در شرکت های کوچک و متوسط تکنولوژی محور بین المللی باتوجه به صنعت ۴.۰(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۴۲
مقدمه و اهداف: امروزه به منظور رقابت و پاسخگویی به انتظارات روزافزون مشتریان، توجه صنایع تولیدی به سیستم های ساخت و تولید پیشرفته ضروری است. انعطاف پذیری در تولید یکی از این مفاهیم پیشرفته تولید و عملیات است که توسط برخی صنایع برای بهبود عملکرد و کارایی استفاده می شود. انقلاب صنعتی چهارم امکان جمع آوری و تجزیه وتحلیل مستقل داده ها و همچنین تعامل بین محصولات، فرایندها، تأمین کنندگان و مشتریان را از طریق اینترنت فراهم می کند. ترکیب فناوری های صنعت 4.0  با سیستم تولید انعطاف پذیر می تواند به تولیدکنندگان کمک کند تا سرعت، کارایی و هماهنگی را افزایش دهند. باتوجه به اینکه اکثر شرکت های تولیدی کوچک و متوسط هستند، افزایش انعطاف پذیری تولید با هزینه مناسب و ارتقای تولید به بالاترین کیفیت که پاسخگوی نیاز مشتریان باشد، در شرکت های کوچک و متوسط، به ویژه شرکت های فناوری محور بین المللی که بر تجاری سازی فناوری های جدید تمرکز دارند، بیش از گذشته احساس می شود. پژوهش انجام شده با دو هدف شناسایی و رتبه بندی مهم ترین عوامل مؤثر بر انعطاف پذیری تولید در شرکت های کوچک و متوسط بین المللی با فناوری پیشرفته بر اساس صنعت 4.0  انجام شده است. روش ها: پژوهش حاضر از نظر نوع و روش تحقیق آمیخته (کمی و کیفی) است. در بخش کیفی با استفاده از منابع کتابخانه ای و مرور پیشینه 6 معیار اصلی و 28 زیرمعیار شناسایی شد. پس از شناسایی معیارها و زیرمعیارها، از پرسشنامه دلفی در دو دور برای شناسایی مهم ترین عوامل استفاده شد. خبرگان برای شناسایی عوامل مؤثر بر افزایش انعطاف پذیری تولید در دور اول شامل 14 متخصص و در دور دوم دلفی شامل 11 نفر در زمینه صنعت 4.0  و تولید انعطاف پذیر بودند. خبرگان برای رتبه بندی معیارها و زیرمعیارها با استفاده از روش سوآرا شامل 21 کارشناس از اساتید دانشگاه و کارشناسان تولید در شرکت های بین المللی کوچک و متوسط با فناوری پیشرفته انتخاب شدند. نمونه ها به روش گلوله برفی انتخاب شدند. پرسشنامه های طراحی شده به صورت الکترونیکی توزیع شد و پاسخ ها با استفاده از مقیاس لیکرت طراحی شد. یافته ها : معیارها و زیرمعیارهای شناسایی شده در روش دلفی، جهت رتبه بندی در اختیار خبرگان قرار گرفت که باتوجه به میانگین وزن اختصاص داده شده و اهمیت نسبی هر معیار و زیرمعیار، رتبه ی آنها توسط روش سوآرا شناسایی شد. مهم ترین معیارهای شناسایی شده به ترتیب شامل: هوشمندی و یکپارچگی زنجیره تأمین، رباتیک، اینترنت اشیا، داده کاوی و رایانش ابری و دوقلوهای دیجیتال می باشند. فناوری های درحال توسعه صنعت 4.0  این پتانسیل را دارند که از طریق معیارها و زیرمعیارهای شناسایی شده در پژوهش، موجب تقویت سیستم های تولید انعطاف پذیر و بالابردن راندمان تولید صنعتی شوند. نتیجه گیری: شناسایی عوامل مؤثر در افزایش انعطاف پذیری تولید در شرکت های کوچک و متوسط فناوری محور بین المللی و تجزیه وتحلیل داده ها پس از رتبه بندی با استفاده از روش سوآرا، باهدف شناخت و استفاده مناسب از ابزارهای مدیریتی برای مدیران شرکت های فناوری محور بین المللی انجام شده است. ارائه ی نتایج  پژوهش به مدیران این شرکت ها که بر تحقیق و توسعه تمرکز دارد و تأکید اصلی آن، بر بهره برداری از دانش فنی و افزایش حضور و مشارکت در بازارهای جهانی است کمک می کند که تغییرات مهم و اقدامات جدید را در شرکت های تولیدی برای حضور در بازارهای جهانی با هزینه و خطای کمتر  انجام دهند و اجرای موفق تری را در جهت پیشرفت کسب وکار داشته باشند، از این امکانات در محیط های رقابتی پویا و فعال استفاده کرده و در افزایش صادرات و بین المللی شدن موفقیت بیشتری کسب کنند.
۷۶۸.

ارائه چارچوب تنهایی در محیط کار در بخش دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۱۰
تنهایی یک بیماری همه گیر مدرن است که نیاز به درمان دارد. در سال های اخیر، به ویژه در بحران کووید19، تنهایی در محیط کار به یک موضوع جدی تر تبدیل شده و به دلیل پیامدهای پیچیده اش توجه فزاینده ای را به خود جلب کرده است. هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی تنهایی در محیط کار در بخش دولتی با استفاده از نظریه داده بنیاد است. پژوهش حاضر از جمله پژوهش های کیفی است که جامعه آماری آن کارکنان سازمان های دولتی شهر تهران می باشد. در این پژوهش برای انتخاب نمونه از نمونه گیری هدفمند استفاده شد که با استفاده از 17 مصاحبه به قاعده اشباع رسید و به جهت اطمینان بیشتر تا 25 مصاحبه نیز ادامه یافت. برای تحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. نتایج پژوهش مشتمل بر شناسایی شرایط علی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، مقوله محوری، پیامدها و راهبردهای مقابله با تنهایی در محیط کار و ارائه الگوی تنهایی در محیط کار کارکنان در بخش دولتی است. با ارائه رهنمود های مبتنی بر پژوهش، به سازمانها و رهبران بخش دولتی درخصوص مدیریت این پدیده و ایجاد محیط های کاری سالم تر و به دنبال آن بهبود عملکرد فردی، تیمی و سازمانی کمک می شود.
۷۶۹.

دیدگاه مسئولین مربیان و کادرفنی به عوامل اجتماعی موثر بر پایبندی ورزشکاران زن به هویت ملی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۸
هدف پژوهش: هویت ملی ورزشکاران زن به عنوان یکی از مهم ترین مؤلفه های اجتماعی ورزش قهرمانی، تحت تأثیر عوامل گوناگون شکل می گیرد و در بستر جامعه توسعه می یابد. پژوهش حاضر با هدف دیدگاه مسئولین مربیان و کادرفنی به عوامل اجتماعی موثر بر پایبندی ورزشکاران زن به هویت ملیاز منظر مسئولین، کادر فنی، مربیان انجام شده است. روش پژوهش: از نظر هدف کاربردی و توصیفی، از نظر رویکرد آمیخته متوالی از نوع اکتشافی که استراتژی آن در بخش تفسیرگرا و تحلیل محتوای کیفی با رویکرد تحلیل مضامین و در بخش اثبات گرا توصیفی-تحلیلی از نوع پیمایشی و همبستگی است. جامعه آماری: در این تحقیق در بخش کیفی شامل خبرگان نظری و تجربی، به تعداد 28 نفر بوده که از طریق هدفمند و گلوله برفی تا اشباع نظری انتخاب شدند. در بخش کمی، جامعه آماری شامل رؤسای فدراسیون، مربیان و کادر فنی، (با تمرکز بر رشته های تکواندو، کاراته، کبدی، هاکی، فوتبال، فوتسال و والیبال) بودند. روش تجزیه و تحلیل در بخش کیفی بهره مندی از کدگذاری از طریق نرم افزار مکس کیودا، و در بخش کمی استفاده از آمار توصیفی و استباطی با استفاده از تحلیل عامل تاییدی انجام شده است. یافته و نتیجه پژوهش: عوامل اجتماعی موثر بر پایبندی زنان ورزشکار ایرانی به هویت ملی در بعد "تعهد به هویت اجتماعی" این مؤلفه ها شامل 19 شاخص شناسایی شد که به ترتیب: احساس تعلق اجتماعی،اخلاق مداری،کسب موفقیت در رقابت های ملی و بین المللی،توانایی کار تیمی،حمایت اجتماعی، انگیزه و الهام بخشی بوده است.
۷۷۰.

بازشناسی مضامین خودناتوانی سازی در مقابل توان سازی مدیران در دانشگاه علوم پزشکی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۳
زمینه و هدف: خودناتوان سازی در هر موقعیتی که توانایی فرد مورد تهدید قرار می گیرد، اتفاق می افتد. خود ناتوان سازی به عنوان شکلی از رفتارهای اجتنابی به کاهش و تخریب عملکرد منجر می شود. سازمان ها برای آنکه در محیط رقابتی از سایر رقبا عقب نمانند، ناگزیر به اجرای توانمندسازی مدیران خود هستند. هدف این پژوهش، بازشناسی مضامین خود ناتوان سازی در مقابل توان سازی مدیران در دانشگاه علوم پزشکی می باشد. روش تحقیق: روش این پژوهش، تحلیل مضمون می باشد و ابزار گردآوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختاریافته و عمیق بود که به روش کدگذاری باز و محوری تحلیل شد. جامعه پژوهش شامل 15 نفر از خبرگان (مدیران، کارکنان، نخبگان و متخصصان واجد شرایط سازمان دولتی ایران) تا سطح اشباع بودند. یافته ها: خودناتوان سازی با عنوان مضمون فراگیر مشتمل بر 5 مضمون پیشران های خودناتوان سازی، خودناتوان سازی فردی، بستر سازهای خودناتوان سازی، پیامدهای خودناتوان سازی و موانع خودناتوان سازی بود که 23 مضمون سازمان دهنده در 173 مولفه در قالب مضامین پایه را در برداشت. نتیجه گیری: پیشران های خودناتوان سازی و بسترهای آن، عملکرد فردی را مختل می کند، درحالی که عوامل تسهیل کننده مانند مهارت های اجتماعی می تواند خودکارآمدی را افزایش دهد. پیامدهای این پدیده نیز سبب کاهش سلامت روان و کیفیت خدمات می شود. برای ارتقای توان سازی، باید در جهت کاهش خودناتوان سازی تلاش کرد.
۷۷۱.

بیش اطمینانی مدیران و مدیریت سود از طریق تغییر طبقه بندی: نقش تعدیلگر توانایی مدیریتی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۱۴۵
هدف: در سال های قبل، پژوهشگران حسابداری، بیشتر مدیریت اقلام تعهدی اختیاری و دست کاری در فعالیت های تجاری واقعی را بررسی کرده اند و به مدیریت سود با تغییر طبقه بندی اقلام صورت سود و زیان، توجه چندانی نداشته اند. با آنکه در سال های اخیر، موضوع مدیریت سود از طریق تغییر طبقه بندی، در کانون توجه پژوهشگران قرار گرفته است و پژوهش های داخلی انگشت شماری نیز به آن پرداخته اند، در این خصوص که تغییر طبقه بندی می تواند از باورهای مدیریتی اثر بپذیرد، شواهد تجربی اندکی ارائه شده است. با توجه به آنچه بیان شد، هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بیش اطمینانی مدیران با تغییر طبقه بندی و بررسی نقش تعدیلگر توانایی مدیریتی بر این رابطه است. روش: برای آزمون فرضیه های پژوهش، از داده های ۱۳۸ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، در بازه زمانی ۱۳۹۱ تا ۱۴۰۲ (۱۶۵۶ سال صنعت) استفاده شده است. در برازش مدل ها، ضمن کنترل اثرهای ثابت سال ها و صنایع، رویکرد حداقل مربعات تعمیم یافته به کار رفته است. افزون برآن، برای تخفیف اثر ناهمسانی واریانس و هم بستگی خطاها، در محاسبه خطای استاندارد ضرایب، از تصحیح خوشه ای در سطح شرکت ها استفاده شده است. همچنین، مدل های به کاررفته برای سنجش سود اصلی غیرمنتظره و تغییرات غیرمنتظره سود اصلی، به صورت مقطعی و در سطح هر صنعت (۱۲۰ سال صنعت)، برازش شده اند. یافته ها: نتایج پژوهش بیانگر آن است که کاهش در سود غیراصلی واحدهای تجاری، موجب افزایش سود اصلی غیرمنتظره و کاهش تغییرات غیرمنتظره سود اصلی آن ها می شود. این نتایج نشان دهنده رواج پدیده تغییر طبقه بندی در شرکت های ایرانی است. همچنین، یافته های پژوهش نشان می دهد که بیش اطمینانی مدیران رابطه مثبت (منفی) بین اندازه کاهش در سود غیراصلی و سود اصلی غیرمنتظره (تغییرات غیرمنتظره سود اصلی) را تقویت می کند و با افزایش در توانایی مدیریتی، از شدت اثر بیش اطمینانی مدیران، بر رابطه بین اندازه کاهش در سود غیراصلی و دو متغیر سود اصلی غیرمنتظره و تغییرات غیرمنتظره سود اصلی، کاسته می شود. افزون برآن، نتایج آزمون فرضیه های پژوهش، به استفاده از تعریفی جایگزین برای سنجش بیش اطمینانی مدیران، حساس نیست. نتیجه گیری: بر اساس نتایج این پژوهش می توان دریافت که با افزایش در بیش اطمینانی مدیران، مدیریت سود از طریق تغییر طبقه بندی اقلام صورت سود و زیان شدت می یابد؛ زیرا مدیران بیش اطمینان به قابلیت های فردی خود اعتماد بیش از واقع دارند؛ ازاین رو به صورت آگاهانه، برخی هزینه های اصلی واحد تجاری را در ردیف هزینه های غیراصلی رده بندی می کنند تا سود اصلی شرکت را بیش از واقع، گزارش کنند. افزون برآن، نتایج پژوهش بیان می کند که با افزایش در توانایی مدیریتی، بیش اطمینانی مدیران بر تغییر طبقه بندی تأثیر کمتری خواهد داشت؛ زیرا در مقایسه با مدیران بیش اطمینان با توانایی مدیریتی ضعیف، مدیران بیش اطمینانی که از توانایی بیشتری برخوردارند، ارزیابی واقع بینانه تری از قابلیت های خود دارند و از توان کافی برای برآورده ساختن پیش بینی های خویش درباره شرکت برخوردارند؛ بنابراین انگیزه و نیاز کمتری برای تغییر طبقه بندی اقلام صورت سود و زیان دارند.
۷۷۲.

طراحی مدل کسب و کار مبتنی بر آینده نگاری: ارائه و اعتبارسنجی یک مدل مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۱۵۱
هدف: مدل کسب وکار مفهومی راهبردی است که چگونگی خلق کردن، ارائه دادن و به دست آوردن ارزش را نشان می دهد. اگرچه مدل های کسب وکار، هم زمان با تغییرات محیط تغییر می کنند، برای غلبه بر شتاب تغییرات به نوآوری، پیش دستی، تفکر اکتشافی و آینده گرایی نیاز دارند. نوآوری در مدل های کسب وکار، مستلزم بینش طراحی است. آینده نگاری، فرایندی نظام مند و مشارکتی برای ساختن آینده است که از طریق مشورت، کسب آگاهی و چشم اندازسازی به آینده گرا کردن کسب وکار می پردازد. الگوهای طراحی مدل کسب وکار موجود، به محیط طراحی و آینده توجه اندکی دارند. چارچوب های آینده نگاری موجود نیز، به طراحی مدل کسب وکار توجه کافی ندارند. از این رو بررسی ها نیاز به ارائه مدلی جامع را نشان داد که برای در نظر گرفتن تحولات محیط، عدم قطعیت های موجود و وضعیت های آینده را در طراحی مدل های کسب وکار لحاظ کند. این پژوهش با هدف برطرف شدن شکاف در ادبیات موضوع و ارائه مدل مفهومی طراحی مدل کسب وکار مبتنی بر آینده نگاری انجام شد. روش: پژوهش از نظر جهت گیری کاربردی، از نظر هدف اکتشافی و فلسفه آن پراگماتیسم است و صبغه ترکیبی و رویکرد استقرایی دارد. در بخش نظری با استفاده از روش مرور سیستماتیک، مطالعات پیشین و آثار علمی مرتبط با موضوع پژوهش بررسی، تحلیل و دسته بندی شد. سپس طی یک مطالعه مفهومی با استفاده از بینش های به دست آمده و ترکیب مدل های موجود، مدل مفهومی پیشنهادی طراحی شد. برای اعتبارسنجی مدل، از میان خبرگان آینده پژوهی و مدیریت کسب وکار که جامعه تجربی پژوهش بودند، ۱۲ نفر به روش قضاوتی برای نمونه انتخاب شد. در این مرحله، برای جمع آوری اطلاعات، از ابزار پرسش نامه استفاده شد. روایی محتوای پرسش نامه را خبرگان تأیید کردند و پایایی آن با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ به میزان 768/0 تأیید شد. برای بررسی نرمال بودن داده ها، آزمون کلموگروف اسمیرنف به عمل آمد و بر اساس نتایج داده ها نرمال بود. سپس آزمون T تک نمونه ای برای تحلیل پاسخ ها انجام شد. سامان دهی مدارک و استنادها با استفاده از نرم افزار پژوهیار نسخه ۲ و محاسبه ها با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس نسخه ۲۷ انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که در مطالعات گذشته، دسته ای از پژوهشگران به آینده پژوهی در طراحی مدل کسب وکار توجه ناچیزی کرده اند. معدودی از آن ها به برخی جنبه های آینده پژوهی توجه کرده اند، ضمن آنکه به پایداری و فضای طراحی مدل کسب وکار اهمیت بیشتری داده اند. دسته دیگری از پژوهشگران، برخی فنون آینده پژوهی را جعبه ابزار دانسته و از آن استفاده کرده اند. تعداد اندکی نیز به آینده پژوهی و آینده نگاری، به عنوان چارچوبی برای توسعه مدل کسب وکار نگریسته اند؛ اما چارچوب جامعی برای طراحی مدل کسب وکار مبتنی بر آینده نگاری ارائه نکرده اند. ضمن مطالعه مفهومی، فرایند طراحی مدل کسب وکار اوستروالدر و پیگنر و چارچوب آینده نگاری عمومی وروس، مدل های مناسبی برای ادغام و ارائه مدل مد نظر پژوهش تشخیص داده شد. بر همین اساس، مدل مفهومی پیشنهادی برای طراحی مدل کسب وکار مبتنی بر آینده نگاری با ادغام دو مدل مذکور، طراحی و ارائه شد و به تأیید خبرگان رسید. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، ابتنای طراحی مدل کسب وکار بر آینده نگاری با در نظر گرفتن آینده های گوناگون، نگرش چندسطحی و پیگیری تحقق راهبردها، می تواند نقاط ضعف پژوهش های پیشین و الگوهای موجود را پوشش دهد و به آینده گرا شدن کسب وکارها کمک کند. پیشنهاد می شود طراحان مدل های کسب وکار، در فرایند طراحی، ضمن توجه به شناخت تحولات محیط و آینده های ممکن، برای تحقق مدل کسب وکار متناسب با آینده های بدیل، برنامه ریزی کنند. کاربست مدل پیشنهادی می تواند به این منظور کمک کند. پژوهشگران دیگر می توانند نتایج کاربرد مدل پیشنهادی را ارزیابی و تحلیل کنند.
۷۷۳.

تبیین مکانیسم آشفتگی روان شناختی بر تعهد منابع انسانی با تأکید بر نقش هدایت گری هم نوا و معنویت سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱
هدف: هدایت گری هم نوا با تجسم اصالت و ایجاد جو احساسی مثبت می تواند فرهنگ سازمانی متعهد، باانگیزه و مقاوم را پرورش دهد. هدف از این پژوهش، بررسی نقش تعدیل کننده هدایت گری هم نوا و معنویت سازمانی، در ارتباط بین مکانیسم آشفتگی روان شناختی و تعهد منابع انسانی است. طرح پژوهش/ روش شناسی/ رویکرد: این پژوهش براساس هدف کاربردی و براساس گردآوری داده ها از نوع توصیفی-پیمایشی است. تعداد جامعه آماری پژوهش که شامل همه کارکنان دانشگاه بیرجند می شود 288 نفر است. حجم نمونه براساس فرمول کوکران 165 نفر تعیین گردید و سپس براساس روش نمونه گیری ساده، داده ها جمع آوری شد. در این پژوهش از پرسشنامه های هدایت گری هم نوای واگنر (2010)، تعهد سازمانی الن و مایر (1993)، آشفتگی روان شناختی کسلر و همکاران (2002) و معنویت سازمانی آشموس و دوچون (2000) بهره گرفته شده است. پس از تجزیه و تحلیل داده ها، فرضیه های پژوهش با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری از طریق نرم افزار اسمارت پی ال اس نسخه 3 مورد آزمون قرار گرفتند. یافته ها: براساس یافته های پژوهش، آشفتگی روان شناختی با تعهد کارکنان، همبستگی معکوس دارد و اثر تعدیل کننده هدایت گری هم نوا و معنویت سازمانی، باعث کاهش آشفتگی روان شناختی و افزایش تعهد کارکنان می گردد. نتایج این پژوهش می تواند هم در حیطه عملکردی و هم در حوزه تئوری، راهنمایی برای مدیران منابع انسانی سازمان ها باشد. ارزش/ اصالت پژوهش: این پژوهش از منظر نظری و تجربی دارای اصالت است. ازدیدگاه نظری، با وارد کردن هم زمان هدایت گری هم نوا و معنویت سازمانی به عنوان متغیرهای تعدیل گر، چارچوب های موجود در حوزه آشفتگی روان شناختی و تعهد منابع انسانی بسط می یابد و نشان می دهد که عوامل عاطفی و معنایی چگونه می توانند اثرات منفی آشفتگی روان شناختی را تعدیل کنند. از منظر تجربی، نتایج پژوهش شواهد بومی معتبری از جامعه کارکنان دانشگاه ارائه می دهد و نقش حفاظتی هدایت گری هم نوا و معنویت سازمانی در افزایش تعهد کارکنان را تأیید می کند. پیشنهادهای اجرایی/ پژوهشی: مدیران با توسعه هدایت گری هم نوا از طریق آموزش مهارت های همدلی، آگاهی هیجانی و ارتباطات اثربخش و همچنین از طریق ایجاد معنا در کار و ارزش های مشترک و فضای حمایتی زمینه کاهش آشفتگی روان شناختی کارکنان و افزایش تعهد آنان را فراهم می آورند.
۷۷۴.

شناسایی و رتبه بندی عوامل بازدارنده پیاده سازی فناوری های نوین در سیستم اطلاعات حسابداری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۳ تعداد دانلود : ۱۸۸
امروزه دپارتمان های حسابداری برای تصمیم گیری بر اساس داده های به روز، به شدت به سیستم های اطلاعات حسابداری متکی هستند. پیاده سازی فناوری های نوین در سیستم اطلاعات حسابداری، علیرغم مزایایی متعدد، با چالش ها ی زیادی نیز مواجه است. هدف این پژوهش شناسایی و رتبه بندی عوامل بازدارنده پیاده سازی فناوری های نوین درسیستم اطلاعات حسابداری می باشد. روش: پژوهش حاضر آمیخته( کمی-کیفی) وجزء تحقیقات اکتشافی تحلیلی است. در بخش کیفی از رویکرد نظریه داده بنیاد چندوجهی، با مرور ادبیات نظری و مصاحبه با 15 نفر از خبرگان با روش نمونه گیری گلوله برفی ،مهم ترین موانع (12مقوله) شناسایی شدند. در بخش کمی بر اساس تحلیل داده های 33 پرسشنامه جمع آوری شده، با استفاده از تکنیک فرآیند تحلیل سلسه مراتبی گروهی به رتبه بندی این مقولات پرداخته شد. یافته : نتایج نشان داد که مقولات ساختاری با وزن(31/0)، مالی با وزن(24/0)، ناکارآمدی مدیریتی و چالش امنیتی به ترتیب با وزن (12/0) و (09/0) جزء با اهمیت ترین عوامل بازدارنده پیاده سازی فناوری های نوین در سیستم اطلاعات حسابداری هستند. همچنین عوامل فرهنگی و اجتماعی، قانونی و مقرراتی، فنی و تکنولوژی، سیاسی، ویژگی منابع انسانی، ناکارآمدی نظام حسابداری، اقتصادی و آموزشی نیز در رتبه های بعدی از نظر اهمیت قرار داشتند. دانش افزایی: نتایج این پژوهش، نقش و اهمیت مولفه های مربوط به چالش ها یا محدودیت های بکارگیری فناوری در ایران را برای، مجامع علمی ، نهادهای ناظر ،سیاست گذاران، جهت تصمیم گیری و کاهش چالش بر جسب اولویت آشکار ساخته است.همچنین مدیران می توانند در برنامه ریزی های کلان خود این عوامل را بر حسب اولویت به منظور تسهیل استفاده از پتانسیل این فناوری ها مورد توجه جدی قرار دهند.
۷۷۵.

آسیب شناسی نظام ارزیابی عملکرد کارکنان و مدیران دستگاه های اجرایی کشور و ارائه راه کارهایی برای تحول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۲۶
زمینه و هدف: نظام ارزیابی عملکرد کارکنان و مدیران دولت در ایران تا پیش از سال ۱۳۹۶ تشریفاتی، فاقد اثربخشی، نامنسجم و نامناسب بود. این ناکارآمدی درعدم ارتباط نظام ارزیابی عملکرد با سایر نظام های منابع انسانی نمایان شده بود. به منظور بهبود این وضعیت، دولت بخشنامه دستورالعمل اجرایی فرایند ارزیابی عملکرد مدیران و کارکنان را در سال ۱۳۹۶ تصویب کرد که هدف آن، منسجم تر کردن و افزایش اثربخشی نظام ارزیابی عملکرد در دستگاه های اجرایی کشور بود. هدف از اجرای این پژوهش، آسیب شناسی نظام ارزیابی عملکرد کارکنان و مدیران دستگاه های اجرایی کشور و ارائه راه کارهایی برای تحول، اثربخشی و کارآمدی این نظام است. روش: در این پژوهش با مرور ادبیات مرتبط با نظام ارزیابی عملکرد کارکنان و مدیران (۲۵ مقاله) و انجام مصاحبه با خبرگان، داده ها گردآوری و مضامین اصلی و فرعی مرتبط با آسیب های این نظام شناسایی شدند. روش نمونه گیری، هدفمند و روش تحلیل داده ها تحلیل مضمون بود. در این پژوهش تا رسیدن به اشباع نظری ۲۰ مصاحبه انجام شد. یافته ها: در این پژوهش ۶۹ مضمون فرعی در خصوص آسیب های نظام ارزیابی عملکرد کارکنان و مدیران شناسایی شد که در قالب ۷ گروه آسیب های مرتبط با نتایج ارزیابی، شیوه و رویکرد ارزیابی، ارزیابی کنندگان، ارزیابی شوندگان، شاخص های ارزیابی، زمینه ارزیابی و عوامل ساختاری دسته بندی شدند. همچنین پیشنهادها و راه کارهایی برای بهبود نظام ارزیابی عملکرد کارکنان و مدیران دستگاه های اجرایی کشور ارائه شد. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان می دهد که نظام ارزیابی عملکرد کارکنان و مدیران دستگاه های اجرایی کشور، به بازنگری و اصلاح در هر دو بُعد محتوای خط مشی و شیوه های اجرایی آن نیازمند است. بر این اساس، پیشنهاد می شود که اصلاحات لازم در این بخشنامه صورت گیرد و سازوکاری طراحی شود تا در گام نخست، سطوح بلوغ ارزیابی عملکرد دستگاه ها بر اساس شاخص های مناسب تعریف و تعیین شود؛ سپس با تکیه بر خوداظهاری دستگاه ها و مستندهای ارائه شده، میزان بلوغ ارزیابی عملکرد آن ها توسط سازمان اداری و استخدامی کشور سنجیده شود. در نهایت، متناسب با سطح بلوغ هر دستگاه، اقدامات لازم برای ویژه سازی نظام ارزیابی عملکرد و استقرار الگوی ارزیابی عملکرد سه سطحی (کارکنان، مدیران و دستگاه اجرایی) انجام پذیرد.
۷۷۶.

تحلیل کارآفرینی محور کتاب های درسی ابتدایی بر پایه روش ترکیبی تحلیل محتوا و آنتروپی شانون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۱۲۳
پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان توجه کتب درسی پایه پنجم ابتدایی به پرورش ویژگی های کارآفرینانه دانش آموزان انجام شد. این مطالعه با رویکرد آمیخته، کاربردی و توصیفی-پیمایشی طراحی شد. در بخش کیفی، از تحلیل محتوای عرفی برای شناسایی مؤلفه های کارآفرینی در کتب درسی استفاده شد و در بخش کمی، تکنیک آنتروپی شانون برای اولویت بندی این مؤلفه ها به کار رفت. داده ها با استفاده از نرم افزار اکسل نسخه 2013 تحلیل شدند. نتایج نشان داد که کتب پایه پنجم به مؤلفه های کارآفرینی شامل خلاقیت و نوآوری، انگیزه پیشرفت، ریسک پذیری، مسئولیت پذیری، تحمل ابهام، استقلال طلبی و مرکز کنترل درونی توجه دارند. با این حال، تفاوت هایی در میزان توجه به این مؤلفه ها در کتاب های مختلف مشاهده شد. کتاب های ریاضی و علوم بیشترین توجه را به کارآفرینی داشتند، در حالی که کتاب های قرآن و نگارش کمترین توجه را نشان دادند. همچنین، مؤلفه های خلاقیت و نوآوری، استقلال طلبی و تحمل ابهام بیش از سایر مؤلفه ها مورد تأکید قرار گرفتند، در حالی که انگیزه پیشرفت، مرکز کنترل درونی و ریسک پذیری کمتر مورد توجه بودند. با توجه به اهمیت آماده سازی دانش آموزان برای بازار کار و ضرورت ترویج کارآفرینی، این پژوهش پیشنهاد می دهد که نظام آموزش و پرورش با رویکردی کارآفرینانه بازطراحی شود. این رهیافت مستلزم بازنگری محتوای برنامه های درسی و غیر درسی با تأکید بر پرورش ویژگی های کارآفرینانه است تا دانش آموزان برای آینده ای خلاق و مستقل آماده شوند.
۷۷۷.

پیامدهای تحول ساختار جمعیتی بر ابعاد امنیت اجتماعی و ملی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۲۸
پیامدهای تحول ساختار جمعیتی بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران تحت تأثیر عوامل مهم جمعیت شناسی همچون باروری، مرگ ومیر و مهاجرت است. این عوامل، که در بستر متغیرهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی عمل می کنند، می توانند امنیت ملی کشور را تحت تأثیر قرار دهند. بر این اساس، پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش اساسی است که تغییرات جمعیتی چه تأثیری بر امنیت اجتماعی جمهوری اسلامی ایران دارد؟ اطلاعات این تحقیق از طریق روش کتابخانه ای گردآوری شده است. علی رغم آنکه رابطه جمعیت و امنیت اجتماعی دوسویه و متقابل است، تغییرات جمعیتی تأثیرگذاری بیشتری بر مسائل امنیتی دارد و با اثرگذاری بر جنبه های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، نقش تعیین کننده ای در امنیت ملی ایفا می کند. این پژوهش از نوع کاربردی و ازنظر روش، توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق شامل 17 نفر بوده که به صورت تمام شمار بررسی شده اند. نتایج نشان می دهد که توزیع جغرافیایی جمعیت و الگوی تراکم، ساختار جمعیتی و ترکیب سنی، نسبت های قومیتی و مذهبی در شهرهای مرکزی و مرزی، و مهاجرت های خارجی و داخلی ازجمله عواملی هستند که پیوند راهبردی میان جمعیت و امنیت اجتماعی را تقویت می کنند.  
۷۷۸.

بررسی رابطه بین مزیت رقابتی و هزینه های تامین مالی در شرکتهای بازار سرمایه

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۸۳
رقابت در بازار محصول از جمله عواملی است که در تعیین ترکیب منابع مالی شرکتها موثر است. این عامل از طریق تأثیر بر ریسک عدم پرداخت بدهی به عنوان یک عامل تعیین کننده هزینه بدهی قلمداد می شود. با توجه به اهمیت این موضوع، در این پژوهش به بررسی رابطه بین مزیت رقابتی و هزینه های تامین مالی در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته شد. به منظور سنجش مزیت رقابتی از دو مولفه "مزیت تمایز محصول" و "مزیت رهبری هزینه" استفاده شده است. نمونه آماری این پژوهش شامل 115 شرکت بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1399-1403 می باشد. به منظور بررسی فرضیه های پژوهش از نرم فزار Eviews و از روش حداقل مربعات تعمیم یافته (GLS) کمک گرفته شده است. نتایج بررسی های پژوهشی نشان داد بین مزیت تمایز محصول و مزیت رهبری هزینه به عنوان دو مولفه از مزیت رقابتی با هزینه های تامین مالی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. به این معنا که، هر میزان مزیت رقابتی در شرکت ها افزایش(کاهش) یابد، هزینه های تامین مالی افزایش(کاهش) می یابد. این یافته ها مطابق با نظریه مسئولیت محدود بدهی در بازار رقابتی، نظریه شکار در بازار رقابتی و نظریه توزان در بازار رقابتی در بازار سرمایه می باشد این مطالعه می تواند بر بهبود درک مالکان و سایرذی نفعان از عملکرد شرکت و شیوه پاداش دهیِ بازار، مؤثر باشد.
۷۷۹.

مقایسه سطح انگیزشی و صلاحیت حرفه ای دانشجویان دوره های کارشناسی پیوسته دانشگاه فرهنگیان با مهارت آموزان ماده 28(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۱۰
هدف پژوهش حاضر مقایسه سطح انگیزشی و صلاحیت حرفه ای دانشجویان دوره های کارشناسی پیوسته دانشگاه فرهنگیان با مهارت آموزان ماده 28 می باشد. پژوهش حاضر کاربردی و توصیفی از نوع پیمایشی - علّی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان با حجم 94500 نفر و مهارت آموزان ماده 28 با حجم 23000 نفر می باشد که حجم نمونه آماری با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای 340 نفر انتخاب گردید. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های استاندارد تعیین صلاحیت حرفه ای معلمان ملائی نژاد (1391) و تعیین سطح انگیزش مازلو (1943) استفاده گردید. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون t مستقل با نرم افزار SPSS26 و تحلیل سلسله مراتبی با نرم افزار Expert Choice انجام گرفت. نتایج نشان داد از لحاظ ابعاد صلاحیت حرفه ای، بعد صلاحیت نگرشی در بین مهارت آموزان بیشتر از دانشجو معلمان است. هم چنین از لحاظ سطح انگیزش ابعاد احساس امنیت، احساس استقلال وخودشکوفایی در مهارت آموزان بیشتر از دانشجو معلمان است. یافته دیگر این که مؤلفه های صلاحیت حرفه ای از نظر اهمیت به ترتیب 1- صلاحیت شناختی،2- صلاحیت مهارتی و 3- صلاحیت نگرشی و ابعاد سطح انگیزش از نظر اهمیت به ترتیب 1- احساس امنیت 2- احترام 3- استقلال،4- خودشکوفایی و 5- تعلق اجتماعی تعیین گردید. بنابراین می توان گفت که بررسی سطح انگیزشی و صلاحیت حرفه ای معلمان، یکی از گام های مؤثر در ارتقای سطح نظام آموزشی محسوب می گردد که نتایج آن می تواند در جهت بهبود و پیشبرد اهداف عالی نظام تعلیم و تربیت مورد استفاده قرار گیرد.
۷۸۰.

تأثیر بریکولاژ بر عملکرد کارآفرینانه پایدار شرکت های کوچک و متوسط: نقش میانجی شناسایی فرصت و نقش تعدیل گر گرایش کارآفرینانه سبز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۲
شرکت های کوچک و متوسط به دلیل محدودیت های منابع، همواره به دنبال راهکارهایی برای بهبود عملکرد خود ضمن بهره برداری از حداقل منابع هستند. در این میان، بریکولاژ کارآفرینانه به عنوان استراتژی خلاقانه و انعطاف پذیر، می تواند به این شرکت ها کمک کند تا بر چالش ها غلبه کنند و به رشد پایدار دست یابند؛ بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر بریکولاژ کارآفرینانه بر عملکرد کارآفرینانه پایدار با در نظر گرفتن نقش میانجی شناسایی فرصت کارآفرینانه و نقش تعدیل گر گرایش کارآفرینانه سبز انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ گردآوری داده ها، توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شرکت های کوچک و متوسط فعال در شهرک های صنعتی شهر تهران بود که از بین آن ها، 110 شرکت با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده های مورد نیاز از طریق پرسش نامه استاندارد گردآوری شدند. برای روایی ابزار از نظرات متخصصان و برای پایایی آن از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. برای آزمون فرضیه ها از روش مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار Smart PLS 4 استفاده شد. نتایج نشان داد که بریکولاژ کارآفرینانه تأثیر مثبت و معناداری بر عملکرد کارآفرینانه پایدار دارد. همچنین، بریکولاژ کارآفرینانه نقش مهمی در شناسایی فرصت های کارآفرینانه ایفا می کند که این متغیر نیز به نوبه خود تأثیر مثبتی بر عملکرد کارآفرینانه پایدار دارد. افزون بر این، نقش میانجی شناسایی فرصت کارآفرینانه در رابطه بین بریکولاژ کارآفرینانه و عملکرد کارآفرینانه پایدار تأیید شد. گرایش کارآفرینانه سبز نیز اثر تعدیل گر در این رابطه دارد، به این معنا که شرکت های با رویکرد سبز بهتر می توانند از بریکولاژ کارآفرینانه برای دستیابی به عملکرد پایدار بهره ببرند. نتایج پژوهش تأکید می کند که ترکیب استراتژی های خلاقانه، شناسایی فرصت ها و در نظر گرفتن ملاحظات زیست محیطی می تواند به موفقیت و پایداری کسب وکارهای کوچک و متوسط کمک کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان