به هر میزان که سازمان ها دارای فرایندهای دانش بر بیشتری باشند، به همان میزان نیازمند برنامه های واقع گرا و کاربردی برای مدیریت دانش سازمانی به عنوان منبعی راهبردی برای بهبودهای مستمر آتی خواهند بود. در این پژوهش، هدف اصلی پژوهشگران، ارائه مدلی مدون و کاربردی برای شفاف سازی نقش سنجش بلوغ مدیریت دانش و تشریح رویکردی است که توسط آن بتوان مدیریت دانش را به صورت راهبردی و جهت بهبودهای مستمر آینده، مورد ارزیابی و بهبود قرار داد. برای دستیابی به این هدف، مروری مختصر بر ادبیات مرتبط با مدیریت دانش و دیدگاه فکری سرمایه های فکری ارائه شده و سپس، مفاهیم عملکرد دانش محور سازمانی (بر مبنای شاخص های سنجش مدیریت دانش) مورد بحث قرار گرفته اند. سپس، مدلی شامل عوامل و شاخص های تأئید شده در ادبیات موضوعی تحقیق ارائه شده است که در آن، شاخص ها برحسب میزان پیچیدگی و دشواری و طبق ارزیابی و تأئید خبرگان، در سطوح بلوغ توزیع شده اند. در پایان، معتبرترین شرکت تولیدکننده نرم افزار در ایران به عنوان سازمانی دانش محور مورد سنجش قرار گرفته و توسط مدل بلوغ مدیریت دانش، سطح بلوغ آن به صورت دقیق مشخص شده و راهکارهایی نیز جهت بهبود بلوغ مدیریت دانش این سازمان ارائه شده اند تا راهگشای تحقیقات آتی در زمینه سنجش بلوغ مدیریت دانش در دیگر شرکت های تولیدکننده نرم افزار ایران باشد.
تزریق درآمدهای نفتی در کشور سبب پیدایش شهرنشینی شتابان شده است، به گونه ای که «رشد» جمعیت شهری بر «توسعه» پیشی گرفته و مسایل گسترده ای را در شهر پدید آورده است. از این روی باید اصلاحاتی در روش برنامه ریزی شهری کشور صورت گیرد. این اصلاحات نه از گونه کالبدی، که از نوع فرهنگی و اجتماعی است به این معنی که حقوق شهروندی در بخش های گوناگون کشور لحاظ و برنامه ریزی کالبدی هم آهنگ با مفهوم و حقوق شهروندی در بخش های مختلف پیاده شود. در تحقیق حاضر ضمن تاکید بر تقویت روحیه و حقوق شهروند مداری در شهر همدان جای گاه مردم در برنامه ریزی و حرکت به سمت شهروند مداری پی گیری شده است. در این راستا با فرض این که تقویت احساس شهروندی و مشارکت مردم می تواند به عنوان یکی از راه کارهای اساسی در حل مشکلات شهرهای بزرگ بخصوص شهر همدان به عنوان متروپل منطقه غرب کشور مطرح باشد، به جای گاه و نقش آن در جوامع سیاسی و در «قانون اساسی» و «قانون شهرداری ها» پرداخته شده است. لذا نوع تحقیق در این مطالعه کاربردی - تحلیلی است و روش تحقیق مبتنی برگردآوری اطلاعات، مطالعات اسنادی، مشاهده و تهیه پرسش نامه است. جامعه مورد مطالعه شهر همدان و حجم نمونه با توجه به محاسبات انجام شده 116 خان وار بوده است که برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از برنامه های SPSS و روش های مرسوم آماری بهره برداری شده است. حاصل تحقیق این است که نبود و ضعف تاریخی جامعه مدنی، بی توجهی به لزوم مشارکت مردمی در اداره امور شهرها و کم بود دل بستگی به مکان و بیگانگی، کم بود قوانین مشخص و مدون – نگرش قیم مآبانه و بیش از همه آشنا نبودن «مردم» با مفهوم « حقوق شهروندی» و «شهروند مداری» و وظایف و مسوولیتها، موجب کاهش تعلق و علاقه مندی شهروندان نسبت به محیط خود و شهر همدان شده است.
این مقاله یک سامانه ی خبره ی ساده و اثربخش را برای پیش بینی داده های نوسانی تصادفی وکوتاه مدت ایجاد نموده است. فرآیند بررسی شامل معرفی سری فوریه، زنجیره ی مارکوف و مقایسه ی مدل پیش بینی (گِری) با مدل پیش بینی ترکیبی گری- فوریه- مارکوف که در هم آمیخته شده اندادامه یافته، تا منجربه خلق یک سامانه ی خبره ی پیش بینی با کمک هوش مصنوعی شود. این مدل موجب می شود اثربخشی پیش بینی داده های تصادفی نوسانی در اکثر برنامه های مدیریتی افزایش یابد. حاصل این مطالعه، معرفی الگوریتم تشخیص هوش مصنوعی است که کمک می کند تا محیطی رایانه ای برای یک سامانه ی پیش بینی خبره ایجاد شود که داده های کوتاه مدت و اتفاقی ناپایدار را به درستی و بادقت پیش بینی کند. جهت آزمون اثربخشی الگوریتم ارایه شده از داده های مطالعه های (چن تسای لین،2008 ) و داده های مربوط به پیش بینی تقاضای گردشگری در ایران استفاده شده است.نتایج، نشان می دهد خروجی مدل برای دوکشور از دقت بالایی برخوردار است.
مدل پذیرش تکنولوژی(TAM) یا مدل دیویس برای توصیف رفتار افراد در ارتباط با سیستم های اطلاعاتی به کار برده می شود. پژوهش حاضر سعی نموده تا با الهام از مدل پذیرش تکنولوژی و مدل فرآیند انطباق، مدلی پیشنهادی مطرح نماید. بر این اساس، مدل پژوهش در شرکت مهندسی و ساخت تاسیسات دریایی ایران مورد آزمون قرار گرفته است. به این منظور، داده های مورد نیاز از350 نفر از کاربران سیستم اطلاعات مدیریت پروژه(ساپ) به کار گرفته شده در شرکت مذکور جمع آوری سپس برای تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری استفاده شده است. نتایج به دست آمده از تحلیل داده ها توسط نرم افزار لیزرل بیانگر تاثیر عمیق عوامل شخصیتی بر شکل گیری باور افراد در پذیرش یک سیستم اطلاعاتی جدید و نقش مهم خصوصیت «مفید بودن» سیستم در شکل گیری باور بود. همچنین، مشخص شد که کاربران به هنگام ارزیابی یک سیستم جدید بیشتر جنبه ها و پیامدهای منفی آن را درک کرده و احساس تهدید می کنند. درنتیجه استراتژی هایی انتخاب می شود که با وجود این که تاثیر کمی بر افزایش کارایی و اثربخشی عملکرد کاربران دارد، به کاهش آثار منفی ناشی از ورود سیستم جدید و بهبود ارزیابی مجدد کاربران از سیستم منجر خواهد شد.
زمینه و هدف: سال هاست که تماشاگران فوتبال استادیوم های ورزشی را به صحنه کارزار علیه یکدیگر تبدیل می نمایند؛ آنان با دست زدن به کنش های جمعی تخریبی نه تنها آسیب های زیادی به اموال عمومی وارد می سازند بلکه امنیت عمومی، اقتدار پلیس و نیروهای امنیتی را با چالش روبه رو می نمایند؛ این تحقیق در پی آن است تا با کاوش روشمند در آراء و نظر مدیران ناجا به راهکارهایی برای از میان راندن این گونه کنش ها دست یابد.
روش: در این پژوهش با استفاده از روش پیمایش مقطعی از میان مدیران و فرماندهان ناجا، نمونه ای به حجم 126 نفر انتخاب گردید. آنگاه نظر آنان با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته دارای پایایی بسنده (78/0= α)، سنجش شد و داده های حاصل با استفاده از آزمون دوجمله ای تجزیه و تحلیل گردید.
یافته ها: با بهره گیری از کنترل نامحسوس، حضور فیزیکی محسوس پلیس، عوامل، اقناع و عملیات روانی می توان میزان وقوع کنش های تخریبی تماشاگران فوتبال را تقلیل داد. از میان عوامل پنج گانه مذکور سهم عملیات روانی و کنترل نامحسوس در جلوگیری از وقوع کنش های تخریبی بیش از سایر عوامل است.
نتیجه گیری: از هر پنج شیوه مرسوم مدیریت رفتارهای جمعی (عملیات روانی، کنترل نامحسوس، روش های اقناع و مجاب سازی ، عوامل و پلیس پُرشمار محسوس) می توان برای جلوگیری از وقوع کنش های جمعی آشوبگرانه تماشاگران فوتبال استفاده کرد.
زمینه و هدف: نظارت الکترونیکی یکی از مفاهیم جدید مدیریتی است که به عنوان مفهومی کارآمد در خدمت و تکمیل دولت الکترونیکی بسیار مورد استقبال واقع شده است. برنامه ریزی منابع سازمان، سیستمی است که می تواند با نظم دادن یکپارچه به تمامی اطلاعات تولیدشده و ثبت، دسته بندی و طبقه بندی، پردازش و ارائه گزارش های مدیریتی، تمامی این اطلاعات را در اختیار مدیران قراردهد تا در نظام برنامه ریزی و نظارت مورد استفاده قرار گیرد. هدف پژوهش حاضر بررسی موانع و محدودیت های اجرای نظارت الکترونیکی در سازمان بازرسی کل کشور می باشد.
روش: جامعه آماری، شامل کارشناسان و مدیران شاغل در ساختمان مرکزی سازمان مذکور در سال 1389 است که 120 نفر از آن ها با روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته بود. برای روایی آن، از روایی محتوایی استفاده شد؛ که بر این اساس پرسشنامه با نظر کارشناسان و مدیران سازمان و خبرگان رفع ابهام و اصلاح و پرسشنامه نهایی برای اجرا آماده گردید. پایایی پرسشنامه نیز از روش آلفای کرونباخ استفاده شد (90/0=α). برای تجزیه و تحلیل داده ها از آماره های t تک نمونه ای، t برای مقایسه دو گروه مستقل و فریدمن استفاده شد.
یافته ها: محدودیت های قانونی و آموزشی مهم ترین محدودیت های اجرای نظارت الکترونیک هستند و مدیران و کارکنان از آگاهی فرهنگی و شناخت لازم از به کارگیری سیستم مذکور برخوردار می باشند که در واقع از جمله نقاط قوت به کارگیری این ابزار نظارتی است.
نتیجه گیری: محدودیت های فنی، آموزشی، سیستمی، قانونی و فرهنگی از اهمیت یکسانی در سازمان بازرسی کل کشور برخوردار نیستند و محدودیت های قانونی، آموزشی، سیستمی، فنی و فرهنگی به ترتیب در رتبه های اول تا پنجم اهمیت هستند.
شاخص اثربخشی کلی تجهیزات یک شاخص کلیدی و مبنایی برای سنجش میزان اثربخشی تجهیزات و بررسی اثربخشی سیستم نگهداری وتعمیرات بهره ور فراگیر می باشد. این شاخص به همراه عملکرد کلی تجهیزات می تواند در خطوط تولید از جمله خطوط تولید فولاد به کار برده شود. هدف مقاله بررسی تأثیر ضایعات عمده صنعت بر روی شاخص اثربخشی کلی تجهیزات است. به این منظور، شاخص اثر بخشی کلی تجهیزات در خطوط تولید در کارخانه ی نورد سرد مجتمع فولاد مبارکه محاسبه شده؛ میزان فاصله ی خطوط تولید نورد سرد با استاندارد جهانی صنعت بررسی شده؛ دلایل نا کارآمدی سیستم تولیدی مورد مطالعه قرار گرفته؛ و میزان اثربخشی سیستم نگهداری و تعمیرات بهره ور فراگیر، نقاط گلوگاهی در بین تجهیزات و میزان تأثیر هر کدام از ضایعه های مهم صنعت بر اثر بخشی کلی تجهیزات مورد بررسی قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهد که تأثیر تغییرات نرخ دسترسی و نرخ عملکرد بر روی شاخص اثربخشی کلی تجهیزات در خطوط تولید نورد سرد زیاد می باشد، در حالی که تغییرات نرخ کیفیت تأثیر چندانی بر روی اثربخشی کلی تجهیزات این خطوط تولید ندارد.
مفهوم کارآفرینی در دهه های اخیر توجه جدی محافل علمی و سازمانهای دولتی و خصوصی را به خود جلب نموده است. مروری کوتاه در ادبیات کارآفرینی نشان می دهد که کارآفرینی به دلیل غلبه رویکرد اقتصادی در صدد ارائه روشهای جدید برای حداکثر سازی سود و کسب درآمد بوده است. سازمانهای اجتماعی نیز بایستی با استفاده از مفهوم کارآفرینی تحولی در ساختار سنتی خود بوجود آورند. بدیهی است روش استفاده از این مفهوم در بخش های غیر اقتصادی ویژگی خاص خود را طلب می کند. نوشته حاضر جهت دستیابی به زمینه های اجتماعی استفاده از این مفهوم و توجه به ابعاد غیر اقتصادی آن، به بررسی مفاهیم کارآفرینی و مقایسه کارآفرینی اقتصادی و اجتماعی پرداخته و با معرفی نوع شناسی و مدل های جدید از کارآفرینی اجتماعی نگاه سنتی به موسسات، نهادها و سازمانهای غیر انتفاعی را مورد نقد قرار می دهد. سپس زمینه های ظهور کارآفرینی اجتماعی، چالشها و مسائل موجود و تئوریها و مدلها آن را جهت ارائه چارچوب مناسب و گسترش مبانی نظری کارآفرینی اجتماعی مورد بحث قرار می دهد. در پایان با توجه به طبقه بندیها و مدلهای مختلف کارآفرینی اجتماعی، نوع شناسی ترکیبی و مدل جامع کارآفرینی اجتماعی استخراج شده و برای استفاده .... .
تجزیه و تحلیل نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید ( SWOT) قادر به تعیین اهمیت هر یک از عوامل شناخته شده نیست و راهکاری را برای ارزیابی گزینه های تصمیم با توجه به این عوامل ارایه نمی دهد. اگر چه تجزیه و تحلیل SWOT عوامل مورد نظر را مشخص می کند، اما هر یک از عوامل معمولا به صورت خلاصه و خیلی کلی توصیف می شوند. به همین خاطر، تجزیه و تحلیل SWOT در مراحل ارزیابی و اندازه گیری دارای برخی از نقص ها می باشد. روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی ( AHP) بعضی از نقاط ضعف تجزیه و تحلیل SWOT را مرتفع می کند، اما وابستگی های ممکن میان عوامل را در نظر نمی گیرد. به همین دلیل به کارگیری شکل خاصی از تجزیه و تحلیل SWOT که وابستگی های ممکن میان عوامل را در نظر می گیرد، مناسب تر است. در پژوهش حاضر برای تجزیه و تحلیل کمی SWOT و در نظر گرفتن وابستگی های ممکن میان عوامل از روش فرآیند تحلیل شبکه ای ( ( ANP استفاده نموده است. وابستگی های ممکن میان عوامل SWOT، وزن های عوامل استراتژیک، وزن های عوامل فرعی و اولویت های استراتژی های جایگزین را تحت تأثیر قرار می دهند. هدف این تحقیق، اولویت بندی استراتژی های سازمانی برای اجراست. برای تدوین استراتژی ها از تکنیک SWOT و برای اولویت بندی ... .
پنج روش از مجموعه روشهای ارزیابی اثربخشی تبلیغات در شماره ی پیشین نشریه توسعه مهندسی بازار (سال چهارم، شماره 14، تابستان 1389) درج شد.
در این شماره با 5 روش دیگر از روشهای ارزیابی اثربخشی تبلیغات آشنا خواهیم شد که عبارتند از:
• آزمونهای ارتباطی
• گروه کانون
• آزمونهای روانشناختی یا فیزیولوژیکی
• آزمونهای قاب به قاب
• آزمونهای درون بازار
در پایان، به تعدادی از مدلهای سلسله مراتب اثرات اشاره شده است که عبارتند از:
• مدل آیدا، (AIDA)
• تکنیک کریسپ (PRCB)
• مدل لاویج و استینر
• تکنیک های ترکیبی
گفتنی آنکه ارزیابی اثربخشی تبلیغات سبب خواهد شد تا شرکتها،مؤسسات و اشخاص حقیقی و حقوقی بدانند در صورت عدم بازگشت سرمایه در فعالیتهای تبلیغاتی،هدفها و نتایج مغفول خواهد ماند. این در حالی است که فعالیتهای تبلیغاتی به مانند هر فعالیت دیگر مستلزم نتایج عینی، قابل سنجش و ارزیابی است؛ در غیر این صورت ره به جایی نخواهد برد.
شاید به بهانهی اینکه زمان آن رسیده است تا یک محیط کاری جدیدی داشته باشیم، لازم باشد به یک بازنگری در تمامی سطوح سازمان دست بزنیم. روی سخن با رهبران کسب و کارهایی است که میخواهند بهترین نیروهایشان را حفظ کنند و به بیشترین بهره وری در سازمانشان برسند.
1- چرا افراد توانمند باید علاقه مند همکاری با ما باشند؟
بهترین رهبران بخوبی میدانند که افراد بااستعداد صرفاً با پول به حرکت درنمیآیند. این افراد به پروژه هایی احتیاج دارند تا هیجان کافی را برای آنها فراهم آورد. آنها دوست دارند بخشی از یک چیز بزرگتر از خودشان باشند. این وظیفهی رهبران است تا در محیط کسب وکار افراد را باانگیزه و مصمم نگه دارند.
2- آیا میتوانیم افراد توانمند را با نگاه اول تشخیص بدهیم؟
وقتی شرکت یا دپارتمان خود را به افراد مناسب تجهیز کردیم، آنگاه رهبر مناسب بودن دیگر کار چندان سختی نخواهد بود.
براستی یکی از پرچالش ترین، و وقتگیرترین موضوعات برای رهبران، پاسخ به این پرسش است که چه کسی مناسب کدام شغل در سازمان است. وقتی زمان ارزیابی استعدادها میرسد، ویژگیهای شخص پابه پای تخصص او قابل بررسی می شود. آیا میدانیم چه ویژگی افراد باعث شده است تا در تیم به ستاره تبدیل شوند و چگونه میتوان افراد بیشتری با این ویژگیها یافت؟
3- آیا افراد توانمندی در این حوزهی کاری وجود دارد که به دنبال کارکردن با ما نباشند؟
این یک بصیرت و شمّ عمومی است که همه آن را فراموش کرده ایم: بااستعدادترین افراد دوست دارند به کارهایی مشغول شوند که دوست دارند، با افرادی که از همکاری با آنها لذت ببرند، و پروژه هایی که آنها را به چالش بکشاند. نکته اینجا است که بایستی از بین این همه به اصطلاح جویای کار منفعل، افراد مناسب خودمان را پیدا کنیم. این افراد ممکن است خارج از سازمان ما باشند، یا شاید در دیگر بخشهای سازمان به کار اشتغال داشته باشند، اما واقعیت این
است که آنها برای ما کار نخواهند کرد مگر آنکه شدیداً تلاش کنیم آنها متقاعد شوند با ما پیوند بخورند.
4- آیا توان آموزش افراد بااستعداد و توانمند را داریم تا به آنها یاد دهیم تیم و شرکت ما چگونه کار میکند و برنده میشود؟
حتی افرادی که کارهای نیازمند بیشترین تمرکز فردی (برنامه نویسهای نرم افزاری، طراحان گرافیکی، نخبه ها و تئوریسینهای بازاریابی) را انجام میدهند هم اگر از نحوهی عملکرد کل سازمان بیاطلاع باشند، قادر به ارائهی بهترین کارایی و اثربخشی خود نخواهند بود.
این موضوع تا اندازه ای به آگاهی از گزارشهای مالی مربوط میشود: آیا همهی افراد میتوانند یاد بگیرند چگونه مانند یک معامله گر فکر کنند؟ البته این موضوع اساساً به درک مشترک بازمیگردد و اینکه آیا افراد باهوش سازمان میتوانند دیگر کارکنان مجموعه را با واقعیتهای اداره و مدیریت آن کسب وکار آشنا کنند؟
5- آیا به همان اندازه که به دیگران سخت میگیریم، خودمان را هم مورد مؤاخذه قرار میدهیم؟
جای تریدی نیست که افراد مستعد و بلندپرواز دارای انتظارات بالایی برای خودشان، تیم یا شرکتشان، و همکارانشان هستند. به همین علت هم هست که در کارشان اینقدر سختگیرند. تست نهایی برای افرادی که در جایگاه بالاتری قرار دارند این است که آیا آنها همان ارزشها ، نگرشها، و طرز تفکری که میخواهند شاهد آن در دیگر افراد تحت مدیریت خود باشند را از خود بروز میدهند؟
به عبارت دیگر اگر خودمان را برای کار کردن به ما پیشنهاد بدهند، آیا آن را قبول میکنیم؟
شرکت نوشابه سازی پپسی امریکا با بیشترین تبلیغات از بیش از ده ستاره ی جام جهانی برای نوشابه خود در سطح رسانه های جهان تبلیغ کرده است. پپسی برای این کار با استفاده از حیات وحش قاره افریقا و کشور افریقای جنوبی و همچنین بهره جستن از موزیکهایی با تم آفریقایی از ستاره ای همچون مسی، تیری آنری، دروگبا، کاکا و چند ستاره ی نام آشنای دیگر استفاده کرده است.
لیونل مسی در طی برگزاری بازیهای جام جهانی 2010، با شرکت در تبلیغات رایانه ای آدیداس و شرکت گسترده در تبلیغات موزیکال پپسی در تازه ترین تبلیغات برای شبکه ی غذایی امریکانا، ناگت مرغ کنتاکی را تبلیغ کرد.