علما و دانشمندان، کارآفرینی را نیروی محرکه اصلی رشد و توسعه اقتصادی کشور معرفی کرده، و آن را فرآیند نوآوری و بهره گیری از فرصت ها با تلاش و پشتکار بسیار دانسته اند. سه دلیل مهم توجه به موضوع کارآفرینی، تولید ثروت، توسعه تکنولوژی و اشتغال مولد است. کارآفرینی به عنوان سنبل و نماد تلاش و موفقیت در امور تجاری بوده و کارآفرینان، پیشگام موفقیت های تجاری در جامعه، توانا در بهره گیری از فرصت ها، و پیشتاز در ابتکار و خلاقیت هستند. کارآفرینان از نظر رهبری، مدیریت، نوآوری، کارایی، اثربخشی، بهره وری، خلق و استفاده از فرصت ها، ایجاد شغل، رقابت و تشکیل شرکت های جدید، سهم مهمی در رشد اقتصادی دارند. بنابر اعتقادی در جوامع لازم است انقلاب کارآفرینی رخ دهد، به گونه ای که این انقلاب در قرن حاضر، اهمیتی بیش از انقلاب صنعتی دارد.هدف مقاله حاضر، شناسایی موانع محیطی، داخلی و برآیندی موثر بر کارآفرینی سازمانی در بندر نوشهر می باشد. موانع محیطی شامل فقدان رقابت، نداشتن اختیار سیاست گذاری و تعیین ماموریت توسط مدیران، وجود گروه های ذینفع متعدد و پاسخگو بودن به عموم مردم، عدم وجود مراکز آموزش (بندری-دریایی) مکانیزه، و عدم وجود اساس نامه و توافق نامه در بین شرکت های کشتیرانی برای جذب کشتی های خارجی جهت ارزآوری و کارآفرینی، موانع داخلی شامل تصمیمات نامناسب مدیران عالی در انتصاب و بکارگیری مدیران زیردست، عدم تفویض اختیار کافی، پیچیدگی و تعدد اهداف و عدم وجود رقابت شرکت های ثانوی در تخلیه و بارگیری کالاها، موانع برآیندی شامل موانع فرهنگی-اجتماعی، تعریف سنتی از موفقیت، امکان ادامه فعالیت سازمان با وجود کارآمد نبودن و تغییرات مکرر مدیریت در دوره های زمانی کوتاه، می باشد. جامعه آماری تحقیق، مدیران و کارشناسان بندر می باشند. با توجه به تعداد محدود اعضا جامعه آماری، از نمونه گیری استفاده نشد بلکه همه اعضا جامعه آماری مورد سرشماری قرار گرفتند. نوع تحقیق کاربردی و از روش توصیفی استفاده گردید. روش جمع آوری داده ها کتابخانه ای و میدانی بوده و ابزارهای جمع آوری داده ها و اطلاعات، مصاحبه (به طور خاص جهت طراحی ابزار اندازه گیری) و پرسش نامه بوده است. آزمون های مورد استفاده، آزمون نسبت برای رد یا تایید فرضیات و آزمون فریدمن برای رتبه بندی سوالات با استفاده از نرم افزار spss بوده است. نتیجه تحقیق به این صورت بوده که از چهارده فرضیه فرعی، ده فرضیه مورد تایید قرار گرفته است. در پایان مقاله نیز در قالب جمع بندی، بحث، نتیجه گیری، پیشنهاداتی چند در رابطه با کاربردهای نتایج مذکور در دنیای واقعی و نیز ادامه و پیگیری تحقیقات مشابه در آینده ارایه شده است.
مقاله حاضر به بررسی عوامل مؤثر بر سرعت گزارشگری مالی 276 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1378 لغایت 1387 می پردازد. از اختلاف زمانی میان تاریخ پایان سال مالی و تاریخ ارائه گزارش های مالی حسابرسی شده سالانه، به عنوان معیاری برای سرعت گزارشگری مالی و از نسبت های مالی، متغیر اندازه شرکت و نسبت سرمایه گذاری مجدد سود جاری، به عنوان عوامل مؤثر بر سرعت گزارشگری استفاده شد. به منظور انجام پژوهش، از تکنیک های آماری کروسکال-والیس، مقایسه میانه ها، تجزیه و تحلیل رگرسیونی و مقایسه چولگی و کشیدگی استفاده شد. با توجه به نتایج حاصله، هیچ یک از متغیرها دارای توزیع نرمال نیست، بنابراین، استفاده از تکنیک های ناپارامتریک ارجح است. افزون بر این، شرکت ها با سرعت گزارشگری مختلف دارای نسبت های مالی و غیرمالی متفاوتی هستند. همچنین، سرعت گزارشگری مالی در صنایع مختلف، متفاوت بود. سرعت گزارشگری مالی در طی سال های مورد مطالعه به طور میانگین بیشتر شده است. اکثر نسبت های مالی و غیرمالی مورد بررسی با سرعت گزارشگری مالی رابطه معنادار آماری داشتند. همچنین، نتایج پژوهش نشان داد که با استفاده از نسبت های مالی و غیرمالی می توان به مدل های معناداری برای پیش بینی سرعت گزارشگری مالی دست یافت.
مشاهدات پژوهشگران و آمارهای موجود بیان می دارد که سهم بازار محصولات ایرانی در افغانستان نسبت به محصولات وارداتی از کشورهایی که در شرایط مشابه قرار دارند، در جایگاه به مراتب پایین تری قرار دارد. در این پژوهش تلاش شده است تا از طریق مطالعات نظری، عوامل موثر بر صادرات کالاها در بازارهای بین المللی شناسایی شده، و از طریق احصاء و دسته بندی این عوامل، جوابگوی این سوال ها باشیم که چه عواملی بر میزان صادرات کالاهای ایرانی در افغانستان موثر است؟ و اولویت بندی این عوامل چگونه است؟ سپس با مروری بر شرایط اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی افغانستان، بازار و شرایط محیطی حاکم بر این کشور از زوایای مختلف مورد بررسی قرار گیرد . از آنجا که تحقیق حاضر به عوامل موثر بر صادرات کالا در یک کشور خارجی پرداخته است، عوامل موثر در محیط بازاریابی بین المللی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. این دسته عوامل شامل شش مولفه جمعیتی، اقتصادی، اقلیمی، فن آوری، سیاسی- قانونی و فرهنگی- اجتماعی می باشد که هریک از آنها دارای شاخص های خاص خود هستند. لازمه بازاریابی موفق در عرصه بین المللی، شناخت تمامی این مجموعه عوامل است که بازاریاب باید به آنها توجه نماید. جهت آزمون فرضیه ها، مولفه های پژوهش، طی مطالعه میدانی و از طریق پرسشنامه، مورد سنجش قرار گرفته اند و تجزیه و تحلیل نتایج حاصل از مطالعات میدانی فرضیه های پژوهش را با سطح معنی داری بالا تایید می نمایند
در این مقاله ابتدا با اشاره به مبانی نظری، ابعاد تحقیق، الگوی تحلیلی استخراج شده است. هم چنین با توجه به اینکه در این تحقیق از 124 صاحب نظر در زمینهی آموزش کارآفرینی (شامل اساتید، کارشناسان مراکز و دفاتر کارآفرینی دانشگاه ها و دستگاه های اجرایی که بالغ بر 21 دستگاه میشود) با پرسش نامه نظرسنجی شده، روش تحقیق این پژوهش از نوع پیمایشی است. سوال های پرسش نامه در مورد انواع آموزش کارآفرینی، عناصر نظام آموزش، مراحل خط مشیگذاری و نهادهای خط مشیگذاری در قالب مقیاس 5 گزینه ای لیکرت و گزینهی صفر (بدون اثرگذاری) طراحی شده است. برای ارزیابی پایایی پرسش نامه از شیوهی آلفای کرونباخ (برابر 94درصد) و روایی این ابزار از روش نظرسنجی از خبرگان استفاده شد و پس از احصاء نظرات و گردآوری اطلاعات و با تکنیکهای آماری مناسب به سوال های تحقیق پاسخ داده شد. در پایان نتایج و یافته های تحقیق به تفکیک نهادهای خط مشیگذار، عناصر خط مشیگذاری در وضعیت موجود، وضعیت مطلوب و فاصله وضع موجود و مطلوب بررسی و ارایه شده است. در یافته های تحقیق نیز مشخص شده است که کدام نهاد در چه مرحله ای از خط مشیگذاری و دربارهی چه عنصری باید نقش آفرینی کند.
کسب وکارهای خانگی یکی از مهم ترین بخش های کسب وکار هستند که در سال های اخیر مراجع سیاست گذاری در کشورهای مختلف به آن توجه کرده و حمایت میکنند. محاسنی که بر کسب وکارهای خرد مترتب است (هم چون چابکی و انعطاف پذیری) در کنار مزایایی که خانه به عنوان محل کسب وکار در اختیار افراد قرار میدهد (هم چون حذف هزینه های محل فعالیت) انگیزه های مضاعفی را در افراد برای گرایش به سمت چنین کسب وکارهایی را ایجاد کرده است. این تحقیق به دنبال شناسایی عوامل (انگیزه های) اثرگذار بر تصمیم افراد در کارآفرینی خانگی بوده و جامعهی آماری شامل کلیهی کارآموزان مرکز فنی و حرفه ای یزد به تعداد 254 نفر میشود. نتایج آزمون تحلیل عاملی اکتشافی نشان میدهد که پنج عامل (به ترتیب اهمیت: انگیزه های کارآفرینانه، خانوادگی، کارجویانه، مالی و اعتقادی) در مجموع بیش از 60 درصد این انگیزه ها را تبیین میکند. هم چنین نتایح آزمون مقایسهی میانگین ها در میان دو جامعهی مستقل نشان میدهد که بین متغیرهای جنسیت و تاهل با این انگیزه ها رابطه وجود دارد. درحالیکه در مورد انگیزه های کارآفرینانه،کارجویانه و اعتقادی هیچ تفاوتی میان زنان و مردان و هم چنین متاهلان و مجردها به دست نیامد. انگیزه های خانوادگی در زنان و متاهلان درمقایسه با مردان و مجردها قویتر بوده و برعکس انگیزه های مالی درمردان قویتر از زنان است.