گستردگی جغرافیایی دانشگاه پیام نور، همزمان با ظهور فنّاوری اطلاعات، موجب بسط روش های تصمیم گیری متمرکز، رسمیت زیاد و درنتیجه،قدرت گرایی و خودفرمانی درآن شده است.ایدهسازمان خودرهبر و گسترش فرهنگ خودرهبری که کانون اصلی تربیت افراد متخصص برای تصدی رهبری و مسئولیت در دنیای رقابتی وپیچیده را فراهم می سازد، راه حل مناسبی برای رفع این مشکل است.
این پژوهش مبتنی بر راهبرد داده بنیاد،به مطالعه و بررسی عوامل مؤثر بر شکل گیری فرهنگ خودرهبری سازمانی در دانشگاه پیام نورمی پردازد. در این راستا با 20 نفر از خبرگان مدیریت و علوم رفتاری دانشگاه پیام نور به عنوان نمونه و به روش نیمه ساختاریافته مصاحبه و متون مصاحبه در سه مرحله کدگذاری باز،محوری و انتخابی، تحلیل شد.نتایج نشان داد که اعتماد به نفس سازمانی، به عنوان پدیده محوری ناشی از سبک رهبری، شخصیت و ارتباطات سازمانی اثربخش به عنوان شرایط علّی در سازمان شکل خواهد گرفت. ظهور خودرهبری سازمانی؛ پویایی، پیشروی و افزایش بهره وری سازمانی را در پی خواهد داشت؛ هر چند در این الگو، عوامل زمینه ای(نظیر مدیریت تعارض سازمانی،مدیریت استعداد و منابع انسانی و تیم محوری) و شرایط مداخله گر(نظیر فرهنگ، ساختار، جو و ارزش های سازمانی) روابط را تحت تأثیر قرار می دهند.
این مقاله یک راه حل جهت تخصیص نقدینگی محدود به پیمانکاران بر اساس اولویتهای پروژه که یکی از مباحث مطرح در مدیریت نقدینگی پروژه ها می باشد، ارائه می کند. هدف از این تحقیق ارائه یک راهکار جهت حل مشکلات پیمانکاران عمومی در تخصیص منابع به پروژه های نفت و گاز می باشد. در این مقاله ابتدا شاخصهای اثر گذار بر عملکرد پیمانکاران، با استفاده از روش AHP فازی تعیین می شود. سپس، وزن معیارهای مربوطه محاسبه و امتیاز نهایی پیمانکاران با استفاده از روش TOPSIS بر اساس شاخصهای مذکور تعیین می گردد و در ادامه، پیمانکاران رتبه بندی می شوند. در نهایت، با استفاده از یک الگوریتم ابتکاری نحوه تخصیص نقدینگی محدود در دست به پیمانکاران ارائه می گردد. جهت تشریح روش، از اطلاعات واقعی مربوط به یک پیمانکار عمومی فعال در حوزه نفت و گاز استفاده شده است. در پایان، نتایج ارائه شده در خصوص مسئله مورد نظر و همچنین پیشنهادهای توسعه ای ارائه گردیده است.
در بازار یکپارچه کنونی، موسساتی قادر به رقابت هستند و می توانند به دوام واحدهای تجاری خود امیدوار باشند که بتوانند محصولاتی، با مزایای رقابتی، تولید و به بازار عرضه کنند. موسساتی که بتوانند محصولات را با کیفیت و کارکرد مشابه اما با قیمت های پایینتر به بازار ارائه دارند، گوی سبقت را از دیگر رقبا خواهند ربود و سهم خود را در بازار، افزایش خواهند داد. یکی از مهمترین تکنیک هایی که می تواند یاریگر موسسات در این مهم باشد، سیستم هزینه یابی هدف (Target Costing) است. هزینه یابی هدف، تکنیک تعیین و اندازه گیری بهای تمام شده نیست، بلکه یک برنامه جامع کاهش هزینه است.
هدف از این مقاله، بررسی رابطه بین حمایت سازمانی و خودکارآمدی شغلی با رفتار شهروند سازمانی کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت می باشد. روش از نوع همبستگی است. جامعه آماری مورد مطالعه در این پژوهش کلیه کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت می باشند که تعداد آنها در زمان پژوهش برابر با190 نفر بود، نمونه مورد مطالعه شامل90 نفر از کارکنان بود که از طریق شیوه نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات سه پرسشنامه رفتار شهروند سازمانی پودساکف و همکاران (1990) پرسشنامه خودکارآمدی شغلی شرر و همکارانش (1982) و حمایت سازمانی آیزنبرگر (1986) بوده است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و ضریب رگرسیون چند گانه انجام شده است. یافته های تحقیق نشان داد که بین حمایت سازمانی و خودکارآمدی شغلی با رفتار شهروند سازمانی رابطه مستقیم معنادار وجود دارد و از ابعاد خودکار آمدی شغلی، ابعاد پافشاری بر انجام کار و میل به ادامه انجام کار با رفتار شهروند سازمانی رابطه مستقیم معنادار دارند
در یک مقایسه تطبیقی از سهم بیمه در کشورمان با کشورهای هم طراز مشاهده میشود که بیمه های بازرگانی و به خصوص بیمه های عمر در ایران وضعیت مساعدی ندارند. مقاله حاضر، ضمن ریشهیابی علل این پدیده، توسعه صنعت بیمه به خصوص بیمه های عمر در کشور را در گرو تغییر و اصلاح قانون و همچنین توسعه بسیط و همه جانبه دانش اکچوئری، سرمایه گذاری و سیستم های اطلاعات حسابداری قلمداد نموده و به تفصیل آن را تشریح میکند. سپس در ادامه، سایر عوامل و مؤلفه های مؤثر بر توسعه بیمه های عمر در کشور را معرفی کرده و پیشنهادات سازنده ای در راستای توسعه همه جانبه بیمه های زندگی ارائه میکند.
هدف این پژوهش، بررسی تأثیر چرخه بازار سرمایه بر رفتار الگوهای پیش بینی درماندگی مالی است. بدین منظور اطلاعات 211 شرکت درماندة منتخب بر اساس معیارهای خاص درماندگی و 211 شرکت سالم پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در فاصله بین سال های 1384 الی 1393 ، مورد استفاده قرار گرفته است. برآورد الگو با استفاده از 35 شاخص منتخب و برای دو دوره رکود و رونق بازار سرمایه انجام گردید. در این مطالعه، از فیلترِ هادریک- پراسکات برای تعیین چرخه بازار سرمایه و از روش های رگرسیون لجستیک و ماشین بردار پشتیبان برای پیش بینی درماندگی مالی استفاده گردیده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که رفتار الگوهای پیش بینی درماندگی مالی هم به لحاظ متغیرهای اثرگذار و هم به لحاظ توانایی پیش بینی در دوره های رکود و رونق، متفاوت از یکدیگر بوده و تحت تأثیر چرخه بازار سرمایه قرار می گیرد. همچنین روش ماشین بردار پشتیبان نسبت به روش رگرسیون لجستیک از قدرت پیش بینی بالاتری برخوردار است.
امروزه به دلیل کمبود منابع مالی و حجم روزافزون مدارک و اطلاعاتی که در جهان منتشر میشود، نه تنها هیچ کتابخانه تخصصی و دانشگاهی را نمیتوان یافت که در زمینه نیازهای مراجعان خود مدارک لازم را در اختیار داشته باشد بلکه چنین امکانی نیز برای هیچ یک از آنها متصور نیست. به این ترتیب همکاری بین کتابخانهها برای استفاده بهینه از منابع مالی، مواد کتابخانه ای و.... موجود در کل کشور الزامی مینماید که این مهم با مکانیزمهای اشتراک منابع امکانپذیر است. تنها راهکار جامع موجود در این زمینه « امانت بین کتابخانهها است» که حتی با فرض اجرای صحیح و فراگیر، بخشی از مساله را حل میکند. بخش دیگری از مساله با فراهم کردن تمهیدات لازم برای استفاده مستقیم و بدون واسطه از خدمات کتابخانهها برای افرادی که به مواد کتابخانهای موجود در آنها نیاز دارند حل میشود. این راهکار مکمل «امانت بین کتابخانهها» است که با اجرای آن میتوان بهرهوری خدمات کتابخانههای تخصصی و دانشگاهی را افزایش داد.
E=mc چه ربطی به بازاریابی دارد؟، عنوان سلسله مقالا تی است که در آن استاد سینا قربانلو، مؤلف و مترجم بیش از 20 عنوان کتاب در زمینهی مدیریت، بازاریابی، تبلیغات، و روش تحقیق، با همراهی همکار جوانش، مهندس سپیده قربانلو، به سیر تحولا ت بازاریابی از سال 1911 به بعد میپردازد.
سیر بازاریابی از آغاز تا حضور نظریهی 4 پی بازاریابی، در شمارهی پیشین نشریهی توسعه مهندسی بازار (سال چهارم، شمارهی 15، مهر و آبان 1389) درج شد؛ یعنی زمانی که ارّابهی بازاریابی از دوران آرامش، با مشخصهی رقابت کم و رشد کُند فناوری، به حرکت درآمد و در مسیر خود به دوران گذار، با
مشخصهی توسعهی مدیریت بازرگانی (MBA ) در دانشگاهها رسید.
در این شماره، تحولا ت بازاریابی را در اواخر دوران گذار و پس از آن میخوانید؛ جایی که در سالهای پایانی قرن بیستم، چند اتفاق مهم چهرهی دنیا را تغییر داد و در واقع همه چیز را دگرگون ساخت.
دوران جدیدی که دان سکستون (Don Sexton)، استاد برجستهی بازاریابی دانشگاه کلمبیا، به درستی آن را ""دوران شلوغی"" (Noisy days) مینامد که هنوز هم در آن به سر میبریم.
این سیر تحولا ت بازاریابی ادامه مییابد تا در اواخر قرن بیستم و آستانهی قرن بیست ویکم، هجمهی انتقادات به رویکردهای بازاریابی که عمدتاً مبتنی بر 4 پی مککارتی بودند، آغاز میشود.
در این زمان است که برخی از چهره های برجستهی بازاریابی جهان نظیر ژان نوئل کاپفرر، سرجیو زیمن، و ماکس ساترلند، هر کدام به فراخور زمان و مکان، به آنچه در عرصهی بازاریابی در حال رخ دادن است واکنش نشان میدهند؛ آنجا که کاپفرر ""نام تجاری"" را ارزشمندترین دارایی ناملموس شرکتها مینامد و زیمن و ساترلند به مؤسسات تبلیغاتی حمله ور میشوند. و بدین سان است که بازاریابی در آستانهی تغییرات جدی و مهمی قرار میگیرد...
این پژوهش به بررسی رابطه بین حالات روانی کاربران مختلف در هنگام جستجو در سامانههای اطلاعاتی و نتایج حاصل از بازیابی مدارک توسط آنها میپردازد. عوامل مختلفی از جمله میزان دانش کاربر، مهارتهای جستجو، انگیزهها و اهداف کاربر بر تصمیمگیری و ارزیابی کاربران از مدارک بازیابیشده اثر میگذارند. موضوعی که در این پژوهش مورد بررسی قرار می گیرد رابطه حالات روانی کاربران با میزان ربط مدارک بازیابیشده است. برای تشخیص حالات روانی کاربران، آزمون MMPI مورد استفاده قرار گرفته است. جامعه این پژوهش را دانشجویان دختر سال آخر کارشناسی کتابداری تشکیل می دهند که یک نمونه 40 نفری از بین آنان به روش نمونهگیری تصادفی نظاممند انتخاب شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که دو عامل «اضطراب» و «افسردگی» با میزان تشخیص ربط مدارک بازیابیشده توسط کاربران، رابطه معنادار و منفی دارد و افزایش اضطراب و افسردگی، باعث کاهش میزان تشخیص ربط مدارک بازیابیشده توسط کاربران میشود، و بالعکس.