ارزش گذاری بیش از حد سهام به مفهوم بالاتر بودن قیمت بازار سهام نسبت به ارزش ذاتی آن است. ادبیات موجود نشان می دهد که مدیران شرکت هایی که سهام آنها بیش از حد ارزش گذاری شده برای حفظ این موقعیت، به مدیریت سود واقعی روی می آورند. لذا در این پژوهش، تأثیر ارزش گذاری بیش از حد سهام بر مدیریت سود واقعی بررسی شده است. برای انجام این پژوهش، نمونه ای متشکل از 80 شرکت در طی دوره زمانی 1391-1383 بررسی شد. معیارهای مدیریت سود واقعی شامل جریان های نقدی عملیاتی غیرعادی، هزینه تولید غیرعادی و هزینه های اختیاری غیرعادی است. علاوه بر این، نسبت قیمت بازار به ارزش ذاتی سهام به عنوان معیار ارزش گذاری بیش از حد سهام در نظر گرفته شده است. برای بررسی تأثیر ارزش گذاری بیش از حد بر مدیریت سود واقعی از تحلیل رگرسیون چند متغیره به روش داده های ترکیبی استفاده شده است. نتایج بررسی ها نشان داد که ارزش گذاری بیش از حد سهام بر جریان های نقد عملیاتی غیرعادی، هزینه اختیاری غیرعادی و هزینه تولید غیرعادی به عنوان معیارهای مدیریت سود واقعی تأثیر معنادار دارد. به عبارت دیگر از این نتایج می توان استنباط کرد که شرکت هایی با ارزش گذاری بیش از حد، تمایل زیادی برای استمرار این موقعیت از طریق مدیریت سود واقعی دارند.
علائم تجاری اساساً در پی رونق تبادلات تجاری، رقابت میان بنگاه ها و شرکت های تجاری ظهور کرد. از آنجا که ادعا می شود حمایت های داخلی و خارجی از علائم تجاری نقش پررنگی در پیشرفت و توسعه اقتصادی کشور ها دارد، تحقیقات انجام شده نشان می دهد ایران در زمینه حمایت حقوقی از علائم تجاری ضعف های بسیاری دارد. موانع موجود بر سر راه حمایت حقوقی از علائم تجاری در ایران عبارتند از: عدم وجود شعب تخصصی، دانش کم دادرسان، نبود نشریات تخصصی در حوزه علائم تجاریو ضعف نهاد های حامی حقوق مصرف کننده.مواجهه با انبوه تولیدات داخلی و افزایش رقابت میان بنگاه ها و شرکت های تجاری در داخل و در سطح بین الملل قطعاً ضرورت حمایت حقوقی از علائم تجاری را بیش تر می کند. با توجه به ارزش و اهمیت علائم تجاری در دنیای صنعتی امروز، این مقاله به مبانی حقوقی حمایت از علائم تجاری می پردازد.
حقوق مربوط به علائم تجاری دو مبنای اصلی دارد که به سختی می توان مبنای دیگری پیدا کرد. مبنای اول، حمایت از صاحب علامت تجاریو مبنای دوم حمایت از مصرف کننده در ارتباط با علامت تجاری است. بنابراین، مفاهیم حقوقی حق تقدم، رقابت غیرمنصفانه، سوء نیت، حمایت مضاعف از علائم مشهور و... داخل دایره این دو مبنا قرار دارند.
هدف این تحقیق، بررسی رابطه بین خصوصیات اصول راهبری شرکتها و مدیریت مالیات در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. خصوصیات اصول راهبری شرکتها مورد استفاده در این تحقیق، اندازه هیئت مدیره، ترکیب هیئت مدیره ، دوگانگی مدیرعامل و اندازه حسابرس می باشد. برای سنجش دقیق تر مدیریت مالیات نیز از میانگین 5 ساله نرخ موثر مالیاتی استفاده شده است. داده های مورد استفاده، از شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، در طی سال های 1386 تا 1389 استخراج شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها از الگوی رگرسیون چندمتغیره استفاده شده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های تحقیق بیانگر این است که بین اندازه هیئت مدیره و مدیریت مالیات ارتباط معنا دار وجود ندارد. به بیان دیگر، در ایران اندازه هیئت مدیره تاثیری بر مدیریت مالیات ندارد. همچنین، نتایج نشان داد که ارتباط منفی و معناداری بین ترکیب هیئت مدیره و نرخ موثر مالیاتی وجود دارد. سایر یافته های تحقیق بیانگر ارتباط مثبت و معنادار بین نرخ موثر مالیاتی و دوگانگی وظایف مدیرعامل می باشد. همچنین، بین اندازه موسسه حسابرسی و مدیریت مالیات نیز ارتباط منفی و معناداری وجود دارد.
زیستگاه انسانی هنگامی می تواند بیشترین مطلوبیت را برای انسان دربرداشته باشد که انتظارات وی را در ابعاد مختلف، زیست محیطی، اجتماعی، کالبدی، اقتصادی و... برآورده سازد. چنانچه هریک از این عوامل، در محیط زندگی یک فرد، فاقد کیفیات مطلوب باشند، بر احساس و ادراک وی از فضا و درنتیجه بر سطح رضایت مندی او از محیط زندگی تأثیرگذار خواهد بود. پژوهش حاضر با تأکید بر مشترکات دو مبحث «توسعه پایدار محله ای» و «کیفیت محیط» صورت گرفته است. اهداف این پژوهش شامل ارزیابی نحوه تعامل میان فرد و ادراک او از محیط از یک سو و همچنین وضعیت فیزیکی و عینی محیط از سوی دیگر، تعیین عوامل مؤثر بر کیفیت محیط مسکونی در فضای محله های شهری است. شیوه جمع آوری اطلاعات میدانی، بر پایه بررسی های عینی محقق و تکمیل پرسشنامه از ساکنان و مسئولان بوده است. این پژوهش ازنظر نوع، «کاربردی» و ازنظر روش، «تحلیلی-تطبیقی» با تأکید بر «نگرش سیستمی» است. مدل ارزیابی کیفیت محیط در قالب مؤلفه های کالبدی-فضایی، اجتماعی-فرهنگی، اقتصادی، زیست محیطی و مدیریتی –حکمروایی به صورت سلسله مراتبی و ایجاد درخت ارزش با رویکرد بالا به پایین ایجاد گردیده است. به منظور تحلیل همزمان شاخص های عینی و ذهنی از فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و نرم افزار expert choice استفاده شد. بر اساس نتایج تکنیک AHP محله های شهرک دانشگاه و شاناز با 383/0 و 277/0 امتیاز ازنظر شاخص های موردمطالعه در بهترین شرایط و محله های بهارستان پایین و تپه مالان با 071/0 و 061/0 در بدترین شرایط و پایین ترین رتبه قرار دارند. درمجموع سهم هریک از مؤلفه ها محاسبه شد که مؤلفه زیست محیطی با سهم 7/35 درصدی در رتبه اول قرار گرفت و مؤلفه های اقتصادی، مدیریتی-حکمروایی به ترتیب با سهم 1/6 و 1/4 درصد در رتبه های آخر قرار دارند که در برنامه ریزی های آتی باید به آن توجه شود.
در این پژوهش مدل ریاضی جهت زمانبندی پروژه هایی با محدودیت منابع در حالت چند مد و با هدف بیشینه سازیNPV ارائه شده است. مدل ارائه شده برگرفته از مسئله MRCPSP- GPRمی باشد. در این پژوهش ابتدا یک مدل ریاضی که قادر به ارائه جواب دقیق باشد جهت حل نمودن مسائل MRCPSP- GPRارائه خواهد شد، سپس مدل برای محاسبه هزینه اضافه کاری، در نظر گرفتن جریمه دیرکرد، پاداش زودکرد و تاثیر آن برروی NPVپروژه تعمیم می یابد. در نظر گرفتن هزینه های اضافه کاری و پاداش و جریمه زمان تحویل به طور همزمان در تصمیم گیری، زمانبندی و مقدار واقعی NPV پروژه تاثیر بسیاری خواهد داشت. برای نزدیکتر شدن نتیجه مدل به شرایط واقعی، دو سیاست پرداخت کلاسیک در قالب تابع هدف مدل ارائه شده است. جهت اثبات عملکرد مدل یک مسئله استاندارد با دو سیاست پرداخت مدل سازی و حل شده است. در نهایت، 36 نمونه پروژه ی استاندارد با سایزها و پارامترهای مختلف توسط مدل زمانبندی شده و نتایج آن مورد تحلیل قرار گرفت.
پروفسور فیلیپ کاتلر و برادرش میلتون کاتلر در تازه ترین کتاب خود، پیشنهادهای فوق العاده تازه ای دارند برای شرکتهایی که تمایل دارند رشد یابند. اصلی ترین پیشنهاد آنان این است که باید ""مسیر رشد خود را بازاریابی کنید.""
فیلیپ کاتلر و برادرش، هر دو با نگاهی پیش بینی کننده از آینده ی دنیای کسب و کار، 8 استراتژی رشد را برای پیروزی شرکتها در کشاکش رقابت در این کتاب معرفی می کنند.
8 استراتژی رشد را در همین مقاله ی پیش رو بخوانید. همچنین پرسشهایی نیز آمده است که مدیران شرکتها می توانند از خود بپرسند. پاسخ به این پرسشها، شرکت شما را در مسیر رشد قرار خواهد داد.
این تحقیق به منظورشناسایی عوامل تأثیرگذار بر برنامه های توسعه آموزش کارآفرینی در نظام آموزش عالی کشورمان انجام شد. روش تحقیق از نظر شیوه گردآوری اطلاعات توصیفی- پیمایشی و از نظر هدف کاربردی است. جامعه آماری پژوهش، مدیران دانشگاه های دولتی شهر تهران بوده که 386 نفر به روش نمونه گیری سرشماری برای مطالعه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه و تحلیل محتوا در کنار پرسشنامه محقق ساخته است که روایی آن با مطالعه منابع و اخذ نظرات استادان با تجربه و صاحب نظر در زمینه آموزش کارآفرینی به دست آمد و برای محاسبه پایایی، از آزمون آلفای کرانباخ استفاده که میزان عامل سیاستگذاری 87/0a= و عامل حوزه قلمرو آموزش 84/0a= ارزیابی شد. برای تحلیل داده ها، از روش مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد سیاست ها و حوزه قلمرو آموزش بر برنامه های توسعه آموزش کارآفرینی تأثیر دارد. و بین مؤلفه های آموزشی تدوین سیاست، اجرا و ارزیابی سیاست، طراحی، اجرای، محتوای و ارزشیابی دوره در برنامه های توسعه آموزش کارآفرینی در نظام آموزش عالی ایران رابطه ی مستقیم و مثبت به دست آمد. هم چنین یافته ها بیانگر آن است که شاخص های برازندگی اولیه در تأیید الگوی سیاست گذاری و مؤلفه های آموزشی اثر گذار بر برنامه های توسعه آموزش کارآفرینی دانشگاهی تناسب داشتن الگو را تأیید می کند.
عصر دانش شرایط و چالشهای جدیدی را برای سازمانها و گروههای حرفهای گوناگون به وجود آورده است. درک نیروها و گرایشهایی که آینده قلمرو دانش را شکل میدهند برای کتابداران بسیار مهم است. اقتصاد دانش در یک محیط چند شبکهای شکل میگیرد. در اقتصاد شبکهای، شبکه روابط بسیار مهمتر از مالکیت اموال و دارایی است. مقاله حاضر به این موضوع میپردازد که چگونه کتابداران به کارکنان دانش تبدیل میشوند و دیگر گروههای کاری دانش را پشتیبانی میکنند. نقشهها و مهارتهای جدید (بویژه مهارتهای ارتباطی و میان فردی که نقش عمدهای در آمادهسازی فراوردههای اطلاعاتی جدید ایفا میکنند) به عنوان پایه و اساس بحث، منظور شدهاند.
تحقق اهداف توسعه درهزاره ی جدید و آرمان «سلامت برای همگان» مستلزم دسترسی کلیه متخصصان علوم پزشکی به اطلاعات می باشد. اما با وجود اقدامات موفقیت آمیزی که تا به امروز در زمینه ی فن آوری اطلاعات صورت گرفته، هنوز هم برای بیشتر متخصصان علوم پزشکی در کشورهای در حال توسعه، امکان دسترسی به اطلاعاتی بیش از آنچه که در ده سال گذشته در اختیار داشتند، وجود ندارد. در واقع، عدم امکان دسترسی به اطلاعات هنوز هم مانعی اصلی در ارائه خدمات بهداشتی و درمانی مبتنی بر دانش، در کشورهای در حال توسعه محسوب می شود. افزایش و گسترش اطلاعات معتبر، مرتبط و قابل استفاده بیانگر نظامی است که در آن سیاستگذاران و متخصصان علوم پزشکی، پژوهشگران، ناشران، اطلاع رسانان، نمایه سازان و مرورگران سیستم با یکدیگر تشریک مساعی می کنند. متاسفانه چنین نظامی به جهت درک اندک، عدم مدیریت صحیح و کمبود منابع تا کنون تحقق نیافته است. این مقاله پیشنهاد می کند سازمان جهانی بهداشت، رهبری جریان تلاش، برای تحقق دسترسی همگانی به اطلاعات سلامت تا سال 2015 و «یا به عبارتی هدایت آرمان «اطلاعات سلامت برای همگان» را بر عهده بگیرد. راهکارهایی که برای تحقق این آرمان ضروری می باشند عبارتند از: تامین منابع مالی برای انجام پژوهش به منظور بر طرف کردن موانع استفاده از اطلاعات، ارزیابی و تکرار اقدامات موفقیت آمیز، حمایت از شبکه های چند بعدی و چرخه های اطلاعات، و تدوین سیاستهای ملی در زمینه اطلاعات سلامت.