فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴٬۷۲۱ تا ۱۴٬۷۴۰ مورد از کل ۵۹٬۰۲۱ مورد.
ارزیابی راههای توسعه سیستمهای اطلاعاتی مولد گزارشهای رسمی آماری در سازمانهای جمهوری اسلامی ایران
حوزههای تخصصی:
بررسی سلامت سازمانی مدارس شهرضا
حوزههای تخصصی:
نقش راهبردی دانش اکچوئری و سرمایه گذاری ها در توسعه بیمه های عمر
حوزههای تخصصی:
در یک مقایسه تطبیقی از سهم بیمه در کشورمان با کشورهای هم طراز مشاهده میشود که بیمه های بازرگانی و به خصوص بیمه های عمر در ایران وضعیت مساعدی ندارند. مقاله حاضر، ضمن ریشهیابی علل این پدیده، توسعه صنعت بیمه به خصوص بیمه های عمر در کشور را در گرو تغییر و اصلاح قانون و همچنین توسعه بسیط و همه جانبه دانش اکچوئری، سرمایه گذاری و سیستم های اطلاعات حسابداری قلمداد نموده و به تفصیل آن را تشریح میکند. سپس در ادامه، سایر عوامل و مؤلفه های مؤثر بر توسعه بیمه های عمر در کشور را معرفی کرده و پیشنهادات سازنده ای در راستای توسعه همه جانبه بیمه های زندگی ارائه میکند.
بررسی تاثیر مدیریت تصویرسازی مثبت بر راهبردهای مدیریت تعارض(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مدیریت تصویرسازی مثبت و تاکتیک های سه گانه آن (تصویر سازی متمرکز بر سرپرست، تصویر سازی متمرکز بر شغل و تصویر سازی متمرکز بر خود) بر راهبرد های مدیریت تعارض بین کارکنان بیمارستان های شهر ایلام انجام گرفته است. برای نیل به این هدف، پس از مطالعه و بررسی یافته های پژوهش های پیشین در قالب مبانی نظری تحقیق، چارچوب مورد نظر ارائه شد. روش پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع کاربردی و از نظر گردآوری داده ها در زمره تحقیقات توصیفی- پیمایشی محسوب می شود. جامعه آماری تحقیق شامل کارکنان شاغل در بیمارستانهای شهر ایلام به تعداد 1312 نفر است که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی و جدول مورگان 300 نفر برآورد شد. ابزار گردآوری اطلاعات علاوه بر مطالعات کتابخانه ای، پرسشنامه است که روایی آن از طریق نظر خبرگان و روایی سازه تأیید شده است و پایایی آن از طریق روش آلفای کرونباخ با 92/0 تأیید شد. برای تحلیل ابعاد چارچوب مفهومی از روش تحلیل عاملی تأییدی، و همچنین برای بررسی آزمون فرضه ها از رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) استفاده شد. یافته های تحقیق نشان داد که مدیریت تصویرسازی متمرکز بر سرپرست، مدیریت تصویرسازی متمرکز بر شغل و مدیریت تصویرسازی متمرکز بر خود بر راهبرد های مدیریت تعارض، تأثیر معنی داری دارند.
مشاور حقوقی
رویکرد سیستمی برای ارزیابی و انتخاب طرحها
حوزههای تخصصی:
بررسی ارتباط هوش هیجانی فرماندهان و مدیران انتظامی تهران بزرگ با سبک های مدیریتی و موفقیت شغلی آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف از انجام این پژوهش بررسی ارتباط هوش هیجانی فرماندهان و مدیران انتظامی تهران بزرگ با سبک های مدیریتی و موفقیت شغلی آن ها بود.
روش: روش تحقیقی که به منظور تحلیل داده های این پژوهش به کار رفته است روش همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه فرماندهان و مدیران انتظامی تهران بزرگ مشغول به خدمت در یگان های مختلف ستادی، معاونت ها، کلانتریها و... تشکیل داده اند. از جامعه آماری مذکور یک گروه نمونه شامل 420 نفر از طریق روش نمونه گیری تصادفی از یگان های مختلف فاتب، معاونت ها، کلانتری ها و... انتخاب شدند و پرسشنامه های سبک های مدیریتی لوتاتز و سبک مدیریتی تحول گرا، هوش هیجانی و موفقیت شغلی در مورد آن ها اجرا گردید. از این تعداد 407 پرسشنامه که قابلیت بهره برداری داشتند، مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند.
یافته ها: نتایج حاصله بیان کننده آن بود که بین هوش هیجانی و خرده مقیاس های آن با سبک مدیریت مشارکتی و تحول گرا فرماندهان و مدیران انتظامی تهران بزرگ رابطه مثبت و با سبک استبدادی آن ها رابطه منفی وجود دارد. یافته های دیگر این پژوهش نشان داد که بین هوش هیجانی و خرده مقیاس های آن با موفقیت شغلی فرماندهان و مدیران انتظامی تهران بزرگ رابطه مثبت وجود دارد. همچنین بین سبک های مدیریتی مشارکتی و تحول گرای فرماندهان و مدیران انتظامی تهران بزرگ با موفقیت شغلی آن ها رابطه مثبت و بین سبک مدیریتی استبدادی فرماندهان و مدیران انتظامی تهران بزرگ با موفقیت شغلی آن ها رابطه منفی وجود دارد. نتایج دیگر این پژوهش حاکی از آن بود که بین سن، میزان تحصیلات و سال های خدمتی فرماندهان و مدیران انتظامی تهران بزرگ با هوش هیجانی و خرده مقیاس های آن رابطه مثبت وجود دارد. از یافته های دیگر این پژوهش می توان به رابطه مثبت بین سن، میزان تحصیلات و سال های خدمتی فرماندهان و مدیران انتظامی تهران بزرگ با سبک های مدیریتی مشارکتی و تحول گرا و رابطه منفی آن ها با سبک مدیریتی استبدادی اشاره داشت. همچنین نتایج حاصل از این پژوهش نمودار آن بود که بین سن، میزان تحصیلات و سال های خدمتی فرماندهان و مدیران انتظامی تهران بزرگ با موفقیت شغلی آن ها رابطه مثبت وجود دارد.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده از این تحقیق ملاحظه میشود مدیرانی که هوش هیجانی بالایی دارند از سبکهای مدیریتی مناسب تری برای مدیریت کارکنان خود بهره میجویند و در نتیجه توانایی درک دیگران و مدیریت کردن هیجانات و روابط خود با دیگران، ارزیابی سریع و دقیق از اوضاع، انعطاف پذیری و غیره که لازمه مدیریت موفق و کارآمد است را دارند. همچنین مدیران در سنین بالاتر و با سال های خدمتی بالاتر سبک های تحول گرا و مشارکتی را بیشتر به کار می گیرند و رابطه این سبک ها نیز با موفقیت شغلی به اثبات رسیده است، بنابراین میتوان چنین نتیجه گرفت که گزینش و به کارگیری مدیران باتجربه و با هوش هیجانی بالا میتواند در کارآیی و موفقیت شغلی آن ها موثر واقع شود.
ارائه مدلی به منظور تبیین توانمندسازی سرمایه های دانشی با استفاده از مدلسازی ساختاری تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با ظهور اقتصاد دانشی، قابلیت های انسانی به عنوان مهم ترین مزیت رقابتی پایدار و منحصر به فرد برای سازمان ها در محیط های متلاطم امروزی شناخته شده است؛ بنابراین، توجه به دانش و مهارت منابع انسانی و توانمندسازی این سرمایه های بی بدیل در سازمان ها و به خصوص در این دوران امری ضروری و غیرقابل انکار است. هدف از انجام این پژوهش شناسایی عوامل تأثیرگذار بر توانمندسازی سرمایه های دانشی و در نهایت ارائه الگویی در پژوهشگاه صنعت نفت با استفاده از تکنیک مدلسازی ساختاری تفسیری در این راستا است. با بررسی های صورت گرفته از مرور ادبیات تحقیق به روش تطبیقی، هشت دسته عوامل تبیین توانمندسازی در پژوهشگاه صنعت نفت شناسایی شده و سپس با استفاده از روش مدل سازی ساختاری تفسیری در پنج سطح، قرار گرفتند. در ادامه پس از مشخص شدن سطوح هر کدام از عوامل و همچنین با در نظر گرفتن ماتریس در دسترس پذیری نهایی، مدل نهایی ساختار تفسیری ترسیم گردید. نتایج نشان داد عامل هایی همچون آموزش و توسعه، ویژگی های شخصیتی، ساختار سازمانی و ماهیت شغل در ارتباط با موضوع توانمندسازی در پژوهشگاه صنعت نفت از اثرپذیری بیشتری نسبت به بقیه عوامل برخوردارند.
تحلیل راهبردهای مدیریت منابع انسانی در سازمان ها با رویکرد فناوری اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به کاربرد روزافزون فناوری اطلاعات در سازمان ها، به عنوان یک مزیت رقابتی، هر سازمان برای تطبیق با فضای جدید، بایستی درکی عمیق از راهبردهای مدیریت منابع انسانی به د ست آورد تا از این رهگذر و در جریان رقابت فشرده، از مزیت های رقابتی به کارگیری فناوری در عصر فناوری اطلاعات استفاده کند. هدف از انجام این تحقیق، بررسی تفاوت بین رویکرد راهبرد سازمان ها در تطبیق راهبردهای مدیریت منابع انسانی با راهبردهای فناوری اطلاعات برای پاسخ گویی به نیاز های خدماتی مشتریان وکسب مزایای رقابتی است. پژوهش حاضر، تحقیق کیفی از نوع تحلیل محتوا است که برای گردآوری داده ها از ابزار مصاحبه استفاده شده است. جامعه ی آماری در این پژوهش دو بانک بزرگ کشور (بانک ملت و بانک پارسیان) می باشدکه برای انتخاب نمونه های تحقیق از روش گلوله برفی[1] استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان داد که هر دو بانک با بهره گیری از رویکرد های متفاوت در راهبردهای مدیریت منابع انسانی قابلیت ها و توانایی های خود را در به کارگیری اثربخش فناوری اطلاعات برای توسعه ی خدمات بانکی و کسب مزایای رقابتی، بهبود بخشیدند.
میزان استفاده از مجلات لاتین کتابخانه هنر و تعیین مجلات هسته لاتین
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به منظور تعیین نشریات ادواری هسته لاتین کتابخانه دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش را تعداد 125 عنوان نشریه ادواری غیرفارسی مشترک سال 2004 کتابخانه دانشکده هنرهای زیبا و تعداد 150 نفر دانشجوی دوره تحصیلات تکمیلی و 50 نفر از اساتید گروههای آموزشی دانشکده را تشکیل میدهد. این پژوهش به روش کتابسنجی و با تحلیل آماری و تعیین نشریات ادواری هسته انجام شده. از طرفی نشریات هر رشته توسط اساتید و دانشجویان رتبهبندی شده و در نهایت نشریات هسته با نشریات رتبهبندیشده مطابقت داده شدند. هدف از این پژوهش، تهیه عناوین ضروری و مورد نیاز از نشریات ادواری با توجه به محدودیتهای ارزی، و استفاده هر چه بیشتر از توان موجود و جلوگیری از خریدهای بی مورد میباشد. یافتهها نشان میدهد که میزان پاسخگویی نشریات ادواری موجود به نیازهای پژوهشی مراجعان 3/49 درصد، و استفاده اساتید و دانشجویان از تصاویر نشریات غیرفارسی6/70% و از مقالات آنها 4/29 درصد بوده است.
بررسی وضعیت آموزشی کارشناسان آموزش ضمن خدمت بخش دولتی و طراحی الگوی مناسب
حوزههای تخصصی:
از جمله عوامل مؤثر در کارایی و اثر بخشی کارکنان دولت ، توانایی و مهارتهای شغلی کارشناسان آموزش (متصدیان سمت های کارشناسی آموزش) است ، و وظیفه آنان برنامه ریزی ، اجرا و ارزشیابی آموزشهای ضمن خدمت است . در این پژوهش ضمن بررسی وضعیت آموزشی (رشته تحصیلی ، موقع تحصیلی) کارشناسان آموزش ضمن خدمت ، الگوی آموزشی آنان را نیز طراحی و تدوین کرده ایم . روش تحقیق از نوع پیمایشی (توصیفی) است و کلیه متصدیان سمت های کارشناسی آموزش دستگاههای اجرایی در ستاد وزارتخانه ها و سازمانهای وابسته به نها ریاست جمهوری جامعه آماری تحقیق را شکل می دهند .
حلول سازمان جدید
منبع:
دانش مدیریت ۱۳۶۷ شماره ۱
حوزههای تخصصی:
رویکرد بهینه سازی استوار در انتخاب تأمین کننده و تخصیص سفارش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دیریت مناسب زنجیره تأمین، یکی از مسائل پیشروی بنگاههای اقتصادی است که تمامی فعالیتهای سازمان
را به منظور تولید محصولات و ارائه خدمات تحت تأثیر قرار میدهد. به تبع آن انتخاب تأمینکننده نیز به دلیل
دخالت داشتن معیارهای کمی و کیفی مختلف از قبیل کیفیت، قیمت، انعطافپذیری و زمان تحویل بسیار
دشوار و پیچیده بوده و ابزار دقیق و مناسب خود را میطلبد. از طرفی دیگر محیط رقابتی امروز به دلیل ماهیت
متغیر خود، بر عدم اطمینان و ابهام موجود در تصمیمگیریها افزوده است. مسأله انتخاب تأمینکنندگان نیز از
این قاعده مستثنی نیست و استفاده از روشهای بهینهسازی استوار در چنین شرایطی مناسب به نظر میرسد. لذا
در تحقیق حاضر که هدف انتخاب تأمینکننده و تعیین مقدار سفارش محصولات با در نظرگرفتن تمامی
محدودیتها، برای دستیابی به کمینهکردن هزینهها و بیشینهکردن مطلوبیت خرید در شرایط عدم قطعیت می-
باشد، از آن استفاده شده است. در این مقاله ابتدا مدل قطعی چند هدفه برای حل مساله ارائه میشود، سپس
مدل قطعی با استفاده از روش استوار مبتنی بر سناریو به مدل استوار تبدیل و با استفاده از روش LP متریک،
حل میشود و میزان سفارش بهینه هر محصول، در هر دوره، از هر تأمینکننده بدست میآید. همچنین برای
تعیین وزن هر یک از تأمینکنندگان، فرآیند تحلیل سلسله مراتبی) AHP ( بکار گرفته شده است.
رابطه بین حمایت سازمانی و خودکارآمدی شغلی با رفتار شهروند سازمانی کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این مقاله، بررسی رابطه بین حمایت سازمانی و خودکارآمدی شغلی با رفتار شهروند سازمانی کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت می باشد. روش از نوع همبستگی است. جامعه آماری مورد مطالعه در این پژوهش کلیه کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت می باشند که تعداد آنها در زمان پژوهش برابر با190 نفر بود، نمونه مورد مطالعه شامل90 نفر از کارکنان بود که از طریق شیوه نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات سه پرسشنامه رفتار شهروند سازمانی پودساکف و همکاران (1990) پرسشنامه خودکارآمدی شغلی شرر و همکارانش (1982) و حمایت سازمانی آیزنبرگر (1986) بوده است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و ضریب رگرسیون چند گانه انجام شده است. یافته های تحقیق نشان داد که بین حمایت سازمانی و خودکارآمدی شغلی با رفتار شهروند سازمانی رابطه مستقیم معنادار وجود دارد و از ابعاد خودکار آمدی شغلی، ابعاد پافشاری بر انجام کار و میل به ادامه انجام کار با رفتار شهروند سازمانی رابطه مستقیم معنادار دارند
مقیاسی برای انداز ه گیری میزان همکاری در تحقیقات
حوزههای تخصصی:
در این مقاله نشان داده شده که روش محاسبة میانگین تعداد نویسندگان هر مقاله یا تعیین نسبت مقالاتی که دارای چند نویسنده هستند، برای سنجش میزان همکاری در یک رشته کافی نیست. مقیاسی که ترکیبی از محاسن هر دو مقیاس قبلی را دارد محاسبه و پیشنهاد شده است. این مقیاس که «ضریب همکاری» نامیده میشود، از چهار توزیع رایج در احتمالات استخراج شده است.
مدارک نمایه شده ی محققین دانشگاه علوم پزشکی شیراز با آدرس وابستگی سازمانی غیراستاندارد در Web of Science و Scopus(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: استفاده از آدرس وابستگی سازمانی غیراستاندارد مشکلاتی در محاسبه ی تولیدات علمی، شاخص های علم سنجی و حتی رتبه بندی دانشگاه ایجاد می نماید. شناسایی مدارک غیراستاندارد می تواند دانشگاه را در امر یکپارچه سازی مدارک تولید شده کمک نماید. هدف از انجام این مطالعه تعیین مدارک نمایه شده ی محققین دانشگاه علوم پزشکی شیراز با آدرس وابستگی سازمانی غیراستاندارد در Web of Science و Scopus تا 2011 میلادی بود.
روش بررسی: این پژوهش از نوع کاربردی بود و به صورت توصیفی- مقطعی انجام گردید. جامعه ی پژوهش تعداد 761 مدرک نمایه شده ی محققین دانشگاه علوم پزشکی شیراز در Web of Science و Scopus با آدرس وابستگی سازمانی غیراستاندارد تا پایان دسامبر 2011 میلادی بود. در هر یک از مجموعه های Web of Science و Scopus کلمه ی «Shiraz» در فیلد Affiliation جداگانه جستجو گردید. مدارک با وابستگی سازمانی غیراستاندارد از بین کلیه ی مدارک بازیابی شده، جدا شد و از نظر تعداد، سال انتشار، موضوع، میزان استناد و تنوع با استفاده از نرم افزارExcel و با آمار توصیفی بررسی گردید.
یافته ها: روند رشد این مدارک تا سال های 2008 و 2009 صعودی و پس از آن نزولی بود. بیش ترین تعداد مدارک میزان استنادی بین صفر تا 10 استناد و کم ترین تعداد مدارک میزان استنادی بین 51 تا 60 استناد را به خود اختصاص دادند. بیش ترین تعداد این مدارک از نوع «مقالات اصلی» بودند.
نتیجه گیری: وجود تعداد قابل ملاحظه مدارک با آدرس وابستگی سازمانی غیراستاندارد نیاز به سیاست گذاری دقیق و صحیح برای یکپارچه سازی نام سازمانی دانشگاه و اطلاع رسانی دقیق به پژوهشگران برای پیشگیری از ادامه ی این روند را نمایان می سازد.گرچه خوشبختانه این روند در سال های اخیر رو به کاهش بوده است که همین امر می تواند بازتابی از شروع سیاست گذاری و بذل توجه به این مهم باشد.