ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۰۱ تا ۱٬۷۲۰ مورد از کل ۵۹٬۱۱۸ مورد.
۱۷۰۱.

استراتژی های سازمانی در محیط های متلاطم (یک مطالعه فراترکیب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۲ تعداد دانلود : ۱۸۰
هدف: تلاطم محیطی، به عنوان ویژگی بارز محیط سازمانی در قرن بیست ویکم، چالش های فراوانی برای سازمان ها در دنیای کنونی ایجاد کرده است. از این رو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و ارائه مدل استراتژی های سازمانی در محیط های متلاطم انجام گرفته است. روش: این مطالعه با رویکرد کیفی و روش فراترکیب انجام شده است. بدین منظور، از روش هفت مرحله ای سندولوسکی و باروسو (۲۰۰۷) استفاده شده است که شامل گام های طرح سؤال پژوهش، مرور سیستماتیک ادبیات پژوهش، جست وجو و انتخاب اسناد علمی، استخراج اطلاعات مقاله ها، تجزیه وتحلیل و تلفیق یافته های کیفی، کنترل کیفیت و ارائه یافته هاست. براین اساس، کلیه اسناد علمی یافت شده در ۲۰ سال اخیر، به تعداد ۹۳۶ سند علمی که در ۸ پایگاه خارجی و ۲ پایگاه داخلی یافت شدند، جامعه پژوهش حاضر را شکل می دهد. درنهایت، ۲۳ سند علمی، پس از واکاوی عناوین و روش پژوهش و یافته ها، گزینش و تحلیل شد. تحلیل یافته ها با روش تحلیل تم انجام گرفت. به منظور کنترل کیفیت پژوهش، تحلیل و واکاوی اسناد با دقت بالا به همراه مستندسازی مراحل انجام شد. همچنین از بازخوردهای خبرگان در گام های پژوهش بهره برده شد. علاوه براین، از ابزار برنامه مهارت های ارزیابی حیاتی (CASP)، به منظور کنترل کیفیت اسناد علمی برگزیده برای تجزیه وتحلیل و همچنین تأمین کیفیت یافته های مطالعه حاضر استفاده شد. یافته ها: بررسی ادبیات موجود در زمینه استراتژی های سازمانی در محیط های متلاطم، نشان می دهد با اینکه پژوهش هایی در این زمینه صورت پذیرفته است، هر پژوهش با تأکید بر یکی از ابعاد تلاطم محیطی، به ارائه تعدادی از استراتژی ها پرداخته و مدلی جامع از استراتژی های سازمانی در محیط های متلاطم ارائه نشده است. مدل پیشنهادی پژوهش، مشتمل است بر ۹ مؤلفه اصلی و ۶۴ مؤلفه فرعی. براساس یافته ها، استراتژی ریسک پذیری (مدیریت ریسک سازمانی؛ پرورش فرهنگ ریسک پذیری؛ شناسایی، نظارت و استفاده از فرصت ها و ریسک های موجود؛ ترغیب آزمایش وخطا؛ پیش بینی عدم اطمینان؛ توجه به خطرهای ژئوپلیتیکی و پویایی تجارت، شناخت و ارزیابی تغییرات (شدت و دامهه تأثیر) )، استراتژی مدیریت دانش و یادگیری سازمانی (به روزسازی، عینی سازی و به اشتراک گذاری دانش؛ پیمایش مستمر محیط متلاطم؛ یادگیری از تجارب؛ بهره مندی از خرد جمعی؛ خلق فرصت رشد دانش؛ خلق شبکه های اشتراک تجارب با رقبا؛ مستندسازی دانش؛ بهبود یادگیری سازمانی؛ پرورش فرهنگ خلق و اشتراک ایده ها؛ پرورش فرهنگ یادگیری؛ توسعه شبکه های دسترسی به اطلاعات)، استراتژی آینده نگری (تعیین چشم انداز؛ سناریوسازی؛ برنامه ریزی؛ تصمیم گیری استراتژیک؛ پیش بینی و آینده نگری؛ تأمین، ادغام و پیکربندی مجدد منابع/ شایستگی های داخلی و خارجی)، استراتژی ارتباطی و شبکه سازی (تیم سازی؛ همکاری استراتژیک؛ ارتباطات باز و پیوسته؛ پرورش فرهنگ مشارکت و تعامل؛ پرورش فرهنگ گشودگی و اعتماد)، استراتژی توانمندسازی سرمایه انسانی (سرمایه گذاری در توسعه و بهبود افراد؛ ایجاد جوّ صداقت و احترام؛ راه اندازی برنامه خودتوسعه ای؛ الهام بخشی و ترغیب؛ همگراسازی افراد در راستای گرایش های استراتژیک جدید؛ پرورش فرهنگ تعهد به بهبود مستمر؛ افزایش استقلال عمل کارکنان)، استراتژی اخلاقی (ارتقای مسئولیت اجتماعی؛ مشتری مداری؛ تصمیم گیری اخلاقی؛ پرورش فرهنگ پاسخ گویی و تعهد؛ پرورش تفکر جهانی و کل نگر)، استراتژی تحولی (آمادگی و ظرفیت تغییر؛ پرورش فرهنگ تغییرپذیری؛ تغییر پارادایم؛ خلق قابلیت های پویا؛ رهبری تحول آفرین؛ مدل های کسب وکار؛ شکل دهی محیط بیرونی؛ پویایی ساختاری؛ پرورش خلاقیت و نوآوری؛ ایجاد مراکز تحقیق و توسعه)، استراتژی تاب آوری و چابکی (انعطاف پذیری؛ سازگاری؛ پرورش فرهنگ چابکی؛ تصمیم گیری و عمل سریع؛ تاب آوری و پایداری سازمانی؛ ایجاد ساختار مسطح سازمانی؛ تمرکززدایی؛ ساختارزدایی، تجدید ساختار و شکل دهی به ساختارهای نوین) و همچنین استراتژی فناورانه (استفاده از تکنولوژی برای افزایش چابکی و پاسخ گویی سازمان؛ استفاده از تکنولوژی برای تسهیل ارتباطات و همکاری؛ استفاده از تکنولوژی برای جمع آوری و تحلیل داده ها؛ استفاده از تکنولوژی برای تصمیم گیری آگاهانه سریع؛ تجدید و انطباق فناوری ها) به عنوان استراتژی های سازمانی در محیط های متلاطم معرفی شده اند. نتیجه گیری: با شناسایی استراتژی های سازمانی در محیط های متلاطم و ارائه مدلی یکپارچه، سازمان ها قادر خواهند بود به عملکردی پایدار و اثربخش در محیط های متلاطم دست یابند؛ همچنین می توانند زمینه را برای توسعه این استراتژی ها فراهم کنند.
۱۷۰۲.

بررسی تأثیر تعهد سازمانی و ادراک عدالت سازمانی بر انگیزه اشتراک دانش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۲۴۱
کادر درمان با دانش تخصصی و تجربه های عملی خود، تأثیر مستقیمی بر نتایج درمانی و بهبود خدمات بهداشتی دارند. این پژوهش به بررسی تأثیر تعهد و ادارک عدالت سازمانی بر انگیزه های اشتراک دانش کادر درمان بیمارستان حضرت ابوالفضل (ع) شهرستان کاشمر پرداخته است. هدف اصلی تحقیق، بررسی تأثیر تعهد سازمانی و ادارک عدالت سازمانی بر انگیزه های اشتراک دانش در بیمارستان حضرت ابوالفضل (ع) شهرستان کاشمر است. این پژوهش از نوع کاربردی بوده که جامعه آماری شامل ۱۱۲ کادر درمان بیمارستان مذکور بود که پرسشنامه به صورت سرشماری بین کلیه اعضا توزیع گردید، و درنهایت ۹۸ پرسشنامه قابل استفاده جمع آوری شد . تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها با استفاده از تکنیک بوت استراپینگ و مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS و Smart PLS انجام شد که این تحلیل ها به ویژه بر روی تأثیرات موجود در بیمارستان حضرت ابوالفضل (ع) متمرکز است. روایی محتوایی پرسشنامه ها توسط متخصصان تأیید گردید و همچنین پایایی آن ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شده است. نتایج نشان داد که تعهد سازمانی با ضریب تأثیر 0/377 و ادراک عدالت سازمانی با ضریب تأثیر 0/470 تأثیر مثبت و معناداری بر انگیزه های اشتراک دانش دارند. به ویژه، افزایش تعهد سازمانی و احساس عدالت در محیط کار به طور قابل توجهی انگیزه کادر درمان برای اشتراک دانش افزایش می دهد. این مطالعه بر اهمیت تقویت تعهد و عدالت سازمانی تأکید دارد و پیشنهاد می کند مدیران بیمارستان ها بر این عوامل تمرکز کنند تا به بهبود کیفیت خدمات درمانی و افزایش کارایی تیم های درمانی کمک نمایند.
۱۷۰۳.

مطالعه پدیدارشناختی پیشایندهای احتکار دانش توسط کارکنان دانشی (موردپژوهی: خبرگان فنی نهاجا)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۱۰۸
هدف: احتکار دانش به پنهان کردن عمدی دانش یا اطلاعات در سازمان اشاره دارد. چنین رفتار مخربی، می تواند در درازمدت به عملکرد فردی و سازمانی آسیب برساند. خودداری از به اشتراک گذاری دانش توسط کارکنان دانشی با دیگر ذی نفعان، به صورت آگاهانه و بانیت، موجب محدودسازی تسهیم و دسترسی به دانش می شود و آسیب هایی همچون کاهش عملکرد سازمانی را در پی دارد. مدیریت مؤثر این عارضه رفتاری، به شناسایی علل و عوامل مؤثر بر بروز آن نیاز دارد. در این راستا، پژوهش حاضر بر آن است تا عوامل مؤثر بر بروز تمایل به احتکار دانش را از نگاه خود کارکنان دانشی (خبرگان فنی) درگیر با این مسئله مطالعه کند. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی است و با رویکرد کیفی و استقرایی انجام شده است و در زمره مطالعات تفسیرگرایانه قرار می گیرد. مشارکت کنندگان پژوهش شامل خبرگان فنی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران (نهاجا) است که از میان آن ها با روش نمونه گیری هدفمند، ۱۶ نفر برای پیمایش با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته انتخاب شد. برای تحلیل داده ها نیز از روش پدیدارشناسی توصیفی (رویکرد نظام مند کولایزی) استفاده شده است. برای اطمینان از اعتبار نتایج به دست آمده نیز، از در پرانتزگذاری دانش پیشین پژوهشگر، مراجعه مجدد به مشارکت کنندگان و جلب توافق ایشان بهره گرفته شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که عوامل رفتاری، ساختاری و زمینه ای در ایجاد و تقویت تمایل به این رفتار مؤثر بوده اند: الف) عوامل رفتاری مشتمل است بر: تمایلات و علایق، دغدغه ها و نگرانی ها، انگیزه ها، صفات فردی و عوامل ارتباطی. تمایلاتی همچون میل به وابسته نگه داشته سازمان به خود، به منظور ابقا و استمرار خدمت در سازمان و تمایل به سرآمد بودن، به چشم آمدن و یکه تاری در سازمان در این زمینه مؤثرند. همچنین ترس از دست دادن قدرت، موقعیت و امنیت شغلی در اثر به اشتراک گذاری دانش نیز، موجب تمایل به احتکار دانش می شود. ویژگی های فردی مانند خساست، منفعت طلبی، فرصت طلبی و محافظه کاری نیز می توانند بر میزان تمایل افراد به احتکار دانش ارزشمند خود، تأثیر داشته باشند. علاوه براین، نبود تعامل مؤثر، تفاوت گرایش های فکری بین نسل های مختلف کارکنان در محیط کار، ضعف در مهارت های ارتباطی، عدم تمایل به پرسش نادانسته ها توسط کارکنان و تفاوت سطح دانش گیرنده و دارنده دانش، یکی دیگر از عوامل بروز رفتارهای احتکار دانش است. ب) عوامل ساختاری شامل عوامل شغلی، مدیریتی و زیرساختی است. عوامل شغلی همچون مشغله کاری بیش از حد، تنش و استرس شغلی و سرخوردگی و نارضایتی شغلی، زمینه ساز گرایش فرد به احتکار دانش می شوند. افزون براین، عوامل مدیریتی همچون سبک دستوری و غیرحمایتی، بی توجهی مدیران به تشویق افراد برای اشتراک گذاری دانش و تلاش ناکافی مدیران برای ایجاد شرایط زمینه ساز تسهیم دانش در میان کارکنان نیز در این زمینه مؤثرند. عوامل زیرساختی مانند ضعف در قوانین موجود در خصوص اشتراک دانش و فقدان زیرساخت فنی و سامانه ای برای ثبت و اشتراک دانش نیز، بر بروز این رفتار مؤثرند. ج) عوامل زمینه ای شامل فرهنگ سازمانی، عوامل اجتماعی و عوامل اقتصادی است. وجود فرهنگ سازمانی رقابت محور و فردگرایی که در آن اعتماد میان فردی و هنجار تسهیم دانش ضعیف است زمینه ساز گرایش افراد به احتکار دانش خواهد بود. تأثیر فرهنگ اجتماعی، ترجیح منافع فردی به منافع سازمانی و ملی، رواج ارزش های مادی گرایانه در جامعه، شرایط نامناسب بازارکار و نیازهای اقتصادی باعث می شوند که افراد تمایل پیدا کنند تا از دانش به عنوان منبع قدرت، موقعیت و منافع خود بهره جویند و آن را نزد خود احتکار کنند. نتیجه گیری: پیامدهای فردی و سازمانی گوناگون ناشی از گرایش کارکنان، به ویژه خبرگان فنی برخوردار از دانش ارزشمند و کمیاب به احتکار دانش خود باعث می شود که تلاش برای مدیریت عارضه رفتاری، به عنوان ضرورتی حیاتی مورد توجه مدیران و سازمان ها قرار گیرد. به این منظور نیاز است عوامل مؤثر بر بروز این گرایش های رفتاری شناخته شوند و راه کارهایی متناسب با آن ها به کار گرفته شوند. یافته های این پژوهش دانش ارزشمندی در این زمینه فراهم ساخته است. شناخت این عوامل می تواند زمینه ساز مدیریت مؤثر این عارضه رفتاری در سازمان های فناوری محوری همچون جامعه هدف این مطالعه شود.
۱۷۰۴.

بررسی رابطه آگاهی بخشی قیمت سهام و ناکارآمدی مدیریت در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۶۴
این پژوهش به بررسی رابطه آگاهی بخشی قیمت سهام و ناکارآمدی مدیریت در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بر اساس شواهد بازار سرمایه پرداخته است. این تحقیق از نظر هدف، تحقیقی کاربردی و در زمره تحقیقات توصیفی- همبستگی به شمار می رود. داده های تحقیق برای دوره 10 ساله (۱۳۹۳ لغایت ۱۴۰۲) از صورت های مالی حسابرسی شده شرکت های بورس اوراق بهادار تهران و در مواردی نیز با استفاده از نرم افزارهای اطلاعاتی ره آورد نوین که حاوی داده های بازار سرمایه ای تهران می باشند، گردآوری می شود. اطلاعات ۱۸۱ شرکت پس از بررسی همه جانبه از جنبه در دسترس بودن اطلاعات آنها پس از جمع آوری، پردازش شد و توسط روش های آمار توصیفی مناسب و هم چنین روش های آماری استنباطی جهت تشخیص نوع داده های ترکیبی و با استفاده از نرم افزار آماری R، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. بر اساس تحلیل صورت پذیرفته نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها در سطح خطای مورد انتظار پنج درصد نشان داد بین آگاهی بخشی قیمت سهام و ناکارآمدی مدیریت رابطه معنی داری وجود دارد.
۱۷۰۵.

درآمدی بر استعاره حکمرانی به مثابه زیست بوم (اکوسیستم)؛ رهیافت هایی برای نظام حکمرانی مبتنی بر منطق ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۸۲
هدف: این مقاله با هدف ارائه الگوی «حکمرانی به مثابه زیست بوم (اکوسیستم)» به عنوان رهیافتی نوین، یکپارچه و تکامل یافته در مطالعات حکمرانی نگاشته شده است. با توجه به تکثر و پراکندگی رویکردهای موجود، هدف اصلی پژوهش، صورت بندی الگویی استعاره ای است که با تکیه بر منطق ترکیبی (هیبریدی)، بتواند حکمرانی را به مثابه سیستمی زنده، پیچیده، تطبیق پذیر و مشارکتی مفهوم پردازی کند. پرسش اصلی مقاله این است که مختصات و مؤلفه های بنیادین چنین الگوی حکمرانی زیست بوم محور چیست و چگونه می تواند به عنوان چارچوبی تحلیلی، ابهامات موجود در انتخاب رویکرد مناسب را کاهش دهد. روش شناسی: روش این پژوهش، کیفی و از نوع فراترکیب است. در گام نخست، با مرور نظام مند ادبیات گسترده حوزه های حکمرانی، مطالعات سیستمی و بوم شناختی، مفاهیم و مؤلفه های کلیدی استخراج شد. سپس، با به کارگیری مراحل گام به گام خلق استعاره، تشابهات ساختاری و کارکردی بین نظام های پیچیده طبیعی (اکوسیستم ها) و نظام پیچیده حکمرانی عمومی مورد تحلیل قرار گرفت. این فرایند، امکان انتقال نظام مند ویژگی ها و اصول حاکم بر زیست بوم های طبیعی به قلمرو اجتماعی حکمرانی را فراهم آورد و الگوی مفهومی پژوهش را شکل داد. یافته های پژوهش: یافته های پژوهش نشان می دهد که الگوی حکمرانی زیست بوم محور را می توان در سه سطح تحلیل ساختاربندی کرد: سطح کلان (ساختاری): در این سطح، مؤلفه هایی مانند خلق ارزش جمعی، پایداری و تاب آوری، تطور هدف، توانایی حل خودسازمان یافته مسائل پیچیده، زمینه مندی، تفکر پلتفرمی، خودسازماندهی، رشد و هم تکاملی، التزام به قواعد نهادی-اجتماعی، خودپایداری و میان کنش پذیری مورد تأکید قرار می گیرند. حکمرانی در این سطح، ساختاری پویا، انعطاف پذیر و غیرمتمرکز می یابد که بر بستر تعاملات شکل می گیرد. سطح میانی (فرایندها و تعاملات): این سطح بر شیوه های ارتباط و کنش متقابل بازیگران متمرکز است. مؤلفه های اصلی این سطح شامل یادگیری (تک حلقه ای، دوحلقه ای و چندحلقه ای)، مشارکت و همکاری، وابستگی متقابل و هم تافتگی، تعامل آزاد، طراحی مشترک آینده، بازبودگی، نوآوری و هم تخصص گرایی است. در این دیدگاه، فرایند حکمرانی، شبکه ای پیچیده و یادگیرنده از تبادل دانش، منابع و اقدامات است. سطح خرد (بازیگران): ویژگی های بازیگران دسترسی به منابع، اهمیت همه اجزا و بازیگران، عدالت در توزیع، انطباق پذیری، درگیرسازی همه ذی نفعان و هم آفرینی بازیگران حکمرانی، موجودیت هایی مستقل اما عمیقاً وابسته به شبکه و دارای عاملیت فعال در شکل دادن به کل نظام هستند. نتیجه گیری: این مقاله نشان می دهد که استعاره «زیست بوم» به عنوان یک چارچوب ترکیبی، می تواند تکامل منطقی رهیافت های حکمرانی از «دولت محوری» به «شبکه ای» و «پلتفرمی» را کامل کند و گام بعدی را به سوی الگویی زنده، غیرمتمرکز و تکامل یافته بردارد. پیامد عملی این نگاه، تغییر در ذهنیت و عمل سیاست گذاران و مدیران عمومی است؛ به طوری که باید از منطق کنترل خطی و از بالا به پایین فاصله گرفته و به سمت خلق بسترها (پلتفرم ها) و قواعد نهادی توانمندساز برای خودسازماندهی، یادگیری جمعی، نوآوری و هم تکاملی همه ذی نفعان حرکت کنند. طراحی نظام های حکمرانی باید زمینه مند، منعطف و در خدمت تقویت تاب آوری و پایداری کل نظام اجتماعی باشد. این الگو می تواند راهنمایی برای بازطراحی فرایندهای خط مشی گذاری، ارائه خدمات عمومی و مدیریت تعاملات اجتماعی در شرایط پیچیده امروزی ارائه دهد.
۱۷۰۶.

تحلیل محتوای کتاب های جغرافیای دانش آموزان پایه ششم ادبیات مقطع متوسطه عراق بر اساس ابعاد توسعه پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۰۷
هدف این پژوهش تحلیل محتوای کتاب های جغرافیای دانش آموزان پایه ششم ادبیات مقطع متوسطه عراق بر اساس ابعاد توسعه پایدارمی باشد. روش پژوهش توصیفی و در اصل یک پژوهش تحلیل محتوایی است. جامعه آماری تحقیق، کتاب های جغرافیا پایه ششم ادبیات مقطع متوسطه در سال تحصیلی 03-1402 می باشند. ابزار تحقیق را چک لیست تدوین شده توسط محقق تشکیل می دهد که دارای 4 مؤلفه (اقتصادی-اجتماعی، منابع، مشارکت و روش های اجرایی) می باشد، در این پژوهش به دلیل محدود بودن جامعه آماری حجم نمونه با حجم جامعه برابر در نظر گرفته شده است. برای جمع آوری داده های موردنیاز از فرم های تحلیل محتوای کدگذاری شده با تأکید بر 4 مولفه اصلی توسعه پایدار استفاده شده است. روایی آن ها، بر اساس نظرات کارشناسان و همچنین اساتید راهنما و مشاور مورد تائید قرارگرفته است. پایایی ابزار پژوهش بر اساس روش هولستی با ضریب پایایی 87/0 محاسبه شده است. واحد تحلیل در این پژوهش متن، فعالیت، جداول، نمودار و تصاویر است که طبق آن محتوای کتاب ها کدگذاری شده و اطلاعات جمع آوری شده در جداول جداگانه و برای چهار مولفه انجام پذیرفته است. نتایج نشان داد که در کل محتوای کتاب جغرافیا پایه ششم ادبیات مقطع متوسطه، جمعاً 122 مورد مربوط به مؤلفه های توسعه پایدار آمده است که از این تعداد، بیشترین فراوانی به مولفه منابع و کمترین فراوانی به مشارکت مردمی مرتبط بود، همچنین نتایج تحلیل محتوا نشان داد که به طور برابر به مولفه های توسعه پایدار در محتوای کتاب درسی جغرافیا پرداخته نشده است.
۱۷۰۷.

ارائه مدلی جهت توسعه منابع انسانی با رویکرد خود توسعه فردی کارکنان آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۰۳
هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی جهت توسعه منابع انسانی با رویکرد خود توسعه فردی کارکنان آموزش و پرورش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و جزء تحقیقات توصیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 770 نفر از کلیه کارکنان اداره کل آموزش وپرورش خراسان رضوی و مناطق هفتگانه مشهد می باشد که حجم نمونه 260 نفر و با روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. برای گرد آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. جهت برازش مدل از معادلات ساختاری و جهت آنالیز و ترسیم داده ها از نرم افزارهایExcel، Spssنسخه 24،PLS استفاده شد. نتایج نشان داد که توسعه منابع انسانی دارای چهار بعد (توسعه شغلی، توسعه عملکردی، مدیریت استعداد و فرایندهای توانمند ساز) و 17 مؤلفه (آموزش، کار تیمی، مهارت سازمانی، مسیر شغلی، روابط بین فردی، ارتباطات، نوآوری، رهبری، مسئولیت پذیری، انعطاف پذیری، جذب، بهسازی، نگهداشت، معنی داری، داشتن حق انتخاب، مؤثر بودن و مشارکت) می باشد. همچنین مدل خود توسعه فردی دارای چهار بعد (خلاقیت، یادگیری، مدیریت دانش و خود شکوفایی) و 17 مؤلفه (خلاقیت بالقوه، خلاقیت بالفعل، حمایت ادراک شده، مهارت های فردی، مدل های ذهنی، چشم انداز مشترک، یادگیری تیمی، تفکر سیستمی، برداش ت، پ الایش، س ازماندهی، اش اعه، ک اربرد، هیجان مثبت، معنایابی و پیشرفت) می باشد. در نتیجه مدیران و مسئولین برای به حداکثر رساندن اثربخشی و کارایی افراد سازمان، ضمن آشنا ساختن با محیط و توجیه آن ها بر اساس نیاز، دوره های آموزشی مناسب را باید برای نیروی انسانی در آموزش و پرورش تدوین نمایند. همچنین شاخص GOF، مقدار 390/0 به دست آمد که بیانگر مقداری قوی و مطلوب کلی مدل می باشد.
۱۷۰۸.

Investigating the Relationship between Social Responsibility and Firm Performance: The Moderating Effect of Financial Leverage(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۷۹
Objectives: This study aims to examine the relationship between corporate social responsibility (CSR) and firm performance, focusing on the moderating effect of financial leverage among firms listed on the Tehran Stock Exchange (TSE). CSR is viewed as a strategic managerial decision through which organizations address social and environmental issues to generate a positive impact beyond their boundaries. Methodology/Design/Approach: The study is applied in nature and adopts a causal (ex post facto) correlational design. The statistical population includes all firms listed on the TSE, from which 134 firms were selected using the systematic elimination sampling method. The research covers a ten-year period from 2015 to 2024. The study employed multiple regression analysis to test the proposed hypotheses. Findings: The results indicate a direct and significant relationship between CSR and financial performance. Moreover, financial leverage moderates this relationship, suggesting that higher debt levels can weaken or even reverse the positive impact of CSR on firm performance. Thus, while CSR contributes to enhanced firm performance, excessive leverage increases financial risk and alters this positive association. Innovation: This study contributes to the growing body of literature on CSR by providing empirical evidence from an emerging market context. It highlights how financial leverage—representing a firm’s financial risk—can shape the effectiveness of CSR in driving financial outcomes. The findings offer practical insights for managers and policymakers seeking to balance social commitments with sound financial strategies to ensure sustainable performance.
۱۷۰۹.

تبیین الگوی پیچیدگی گزارشگری مالی: رویکرد داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۱۷۵
هدف گزارشگری مالی ارائه واقعیت های تجاری است. در این میان نگرانی فزاینده ای وجود دارد که گزارشگری مالی بیش ازحد پیچیده شده است. بر همین اساس هدف از انجام پژوهش حاضر تبیین الگوی پیچیدگی گزارشگری مالی است. پژوهش حاضر با استفاده از روش داده بنیاد انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 26 نفر خبره در حوزه گزارشگری مالی است. داده های پژوهش با استفاده از روش مصاحبه و به صورت نیمه ساختار یافته جمع آوری شد. مقوله محوری پژوهش حاضر پیچیدگی گزارشگری مالی است که 12 علت شامل درک مفهوم پیچیدگی، دانش تهیه کنندگان، ساختار سرمایه شرکت، همکاری بین نهادها، نهاد استانداردگذار، نهاد قانون گذار، ذات استانداردها، ساختار کنترل های داخلی، وضعیت شرکت، هیئت مدیره شرکت، مهارت حسابرسان و توان استفاده کننده برای آن به عنوان شرایط علی شناسایی گردید. پس ازآن با توجه به شرایط زمینه ای (بستر کلان، بستر صنعت، بستر شرکت، بستر ساختار گزارش) و شرایط مداخله گر (میزان اطلاع رسانی، ویژگی های مدیران مالی، عوامل کلی، فناوری های نوین)، راهکارهایی (فرمت مناسب گزارش، استانداردگذاری مناسب، اعمال قوانین و مقررات، توانمندسازی منابع انسانی و ساختار کنترلی)، تدوین شد، سپس پیامدهای آن شامل پیامدهای سطح اقتصاد کلان، کاهش هزینه ها، سطح شرکت، سطح جامعه، سطح بین المللی و سطح گزارش، تعیین و الگوی نهایی بر اساس آن ارائه شد.
۱۷۱۰.

فهم پدیده گَسلایتینگ در بافتار سازمانی: رویکرد پدیدارشناسی توصیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۳۱
هدف: مفهوم گسلایتینگ به تازگی وارد مباحث مدیریت و سازمان شده و به تاکتیک های فریبنده ای اشاره دارد که به منظور دستکاری روانی کارکنان و القای کنترل بر آنان از طریق زیر سؤال بردن سلامت عقل و ادراک از واقعیت بر آنان اعمال می شود. هدف این پژوهش فهم پدیده گسلایتینگ از دیدگاه افرادی است که آن را در بافتار سازمانی تجربه کرده اند. روش: در پژوهش حاضر از روش پدیدارشناسی توصیفی مبتنی بر چارچوب کُلایزی برای فهم پدیده گسلایتینگ استفاده شد. مصاحبه و صدا و متن های ارسالی از چهارده شرکت کننده با استفاده از این روش تحلیل شدند. برای انتخاب افراد از سه سؤال غربالگر استفاده شد و در تحلیل متون پیش انگاشته های منتج از پیشینه پژوهش و تجارب و باورها آگاهانه براکت شد. یافته ها: تجربه گسلایتینگ از طریق چهار تم در قالب پانزده خوشه بیان شد. یافته ها نشان داد در تجربه پدیده گسلایتینگ گفتمان سازمانی تحریف می شود، زمینه آسیب پذیری فراهم می شود، کنترل های رفتاری و سرکوب گفتاری به شیوه های مختلف اعمال می شوند، و پس از بحران بازسازی یا فروپاشی روانی تجربه می شود. نتیجه: تجربه افراد از گسلایتینگ به صورت پدیده ای پویا قابل فهم است. گسلایتینگ نه تنها در سطح تعاملات فردی بلکه در سطوح ساختاری و فرهنگی سازمان نیز وارد می شود. ایجاد نظام شفافیت واقعی، آگاهی رسانی به مدیران و کارکنان درباره شناسایی و پیشگیری از پدیده گسلایتینگ، ایجاد سازکارهای حمایتی، و وجود سیستم های نظارت بی طرف در شناخت و کنترل این پدیده مؤثر است.
۱۷۱۱.

تحلیل و بررسی مبانی نظریه پویایی های فرهنگی و نقد آن بر اساس مبانی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۸۳
هدف: نظریه پویایی های فرهنگی در زمره پارادایم تفسیری است و تلاش دارد با ارائه فرایند چهار مرحله ای ایجاد و تغییرات فرهنگی را تبیین کند. هدف این پژوهش بررسی و تبیین کارکرد نظریه پویایی های فرهنگی بعد از جایگزینی مبانی اسلامی در آن است. روش: در این پژوهش، از روش حِکمی  اجتهادی استفاده می شود. در این روش، منظومه معرفتی اسلام بر نظریه های شکل گرفته در علوم انسانی عرضه می شود. در روش یادشده مبانی معرفت شناسی، هستی شناسی، و روش شناسی اسلامی جایگزین مبانی نظریه می شود. یافته ها: با جایگزینی مبانی اسلامی فرایند جلوه گری و تفسیر از کار می افتد و چرخه قطع می شود. همچنین عنصرِ «ارزش ها» در فرهنگ و پویایی های فرهنگی در دام نسبیت گرفتار و فرایند یادشده با چالش مواجه می شود. نتیجه: با جایگزین کردن مبانی معرفت شناسی و هستی شناسی و روش شناسی اسلامی فرایندهای پویایی فرهنگی قابلیت تداوم و استمرار خود را از دست می دهند. به طور خاص، فرایند تفسیر در مدل یادشده از بین می رود و دیگر چرخه پویایی های فرهنگی استمرار نمی یابد. همچنین با جایگزینی مبانی معرفت شناسی اسلامی که رویکردی رئالیستی دارد فرایند جلوه گری نیز فاقد معیار و ملاک برای ارزیابی خواهد بود. زیرا بر اساس مبنای معرفت شناسی پارادایم تفسیری هر ارزشی که متولد ذهنیت افراد باشد ارزشمند است. در این صورت در تعارض بین ارزش ها هیچ معیار و ملاکی برای ارزیابی و سنجش صحت و درستی ارزش های فرهنگی وجود ندارد.
۱۷۱۲.

پیش بینی حق الزحمه حسابرسی با استفاده از شبکه های عصبی پرسپترون چند لایه و شعاعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۸۲
در پژوهش حاضر، از دو نوع شبکه عصبی مصنوعی پرسپترون چند لایه و شعاعی برای مدل سازی و پیش بینی حق الزحمه حسابرسی استفاده شده است. در این راستا، از جامعه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، تعداد 123 شرکت به روش غربالگری طی سال های 1392 تا 1400 انتخاب شدند. پژوهش در محیط نرم افزار متلب مدل سازی شده است. در این پژوهش، مجموعه ای از پارامترهای اندازه شرکت، نسبت دارایی های جاری به کل دارایی ها، اهرم مالی، نسبت دارایی های جاری به بدهی های جاری، نسبت بدهی های بلندمدت به کل دارایی ها، نسبت آنی، زیان دهی و تجدید ارائه صورت های مالی به عنوان پارامترهای ورودی و حق الزحمه حسابرسی به عنوان پارامتر هدف در مدل سازی استفاده شدند. نتایج نشان دادند در داده های آموزش طی سال های 1392 تا 1397، شبکه های عصبی مصنوعی شعاعی با توجه به ساختار خاصی که دارند، دارای خطای کمتری نسبت به شبکه های عصبی پرسپترون چند لایه هستند. به منظور تعمیم پذیری مدل ها، عملکرد بهترین مدل ها با استفاده از داده های سال های مالی 1398 تا 1400 بررسی شد. در این حالت عملکرد شبکه عصبی پرسپترون چند لایه با دقت بالاتر توانست حق الزحمه حسابرسی را پیش بینی کند؛ در حالی که شبکه عصبی مصنوعی شعاعی نتوانست با دقت مناسبی حق الزحمه حسابرسی را پیش بینی نماید؛ ضمن این که بین پیش بینی حق الزحمه حسابرسی با بکارگیری شبکه عصبی پرسپترون پرسپترون چند لایه در مقایسه با شبکه عصبی شعاعی اختلاف معناداری وجود دارد. همچنین، نتایج تحلیل حساسیت نشان داد اندازه شرکت مهم ترین تأثیر در تعیین حق الزحمه حسابرسی دارد.
۱۷۱۳.

مدل سازی تأثیر مدیریت منابع انسانی اسلامی بر بالندگی حرفه ای کارکنان با نقش میانجی انگیزه به اشتراک گذاری دانش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۸۸
مقدمه و اهداف: در محیط های پیچیده، متحول و پرریسک امروزی، به ویژه در صنایع زیربنایی و استراتژیک مانند صنعت گاز، سازمان ها بیش از هر زمان دیگری با چالش های متعدد در زمینه جذب، حفظ و توسعه سرمایه انسانی خود روبه رو هستند. صنعت گاز به دلیل نقش حیاتی در تأمین انرژی کشور، حساسیت امنیتی بالا، وابستگی گسترده بخش های صنعتی و خانگی به خدمات آن و نیز ضرورت پاسخگویی به تغییرات فناورانه و الزامات زیست محیطی، نیازمند کارکنانی است که نه تنها از مهارت های فنی و تخصصی کافی برخوردار باشند، بلکه انگیزه، تعهد و سرزندگی شغلی لازم برای مواجهه با شرایط پویا و غیرقابل پیش بینی را نیز دارا باشند. در این میان، شرکت گاز استان آذربایجان شرقی به عنوان یکی از سازمان های کلیدی کشور، مأموریت خطیری در تأمین انرژی پایدار منطقه ای و ملی برعهده دارد. اهمیت این سازمان تنها به ارائه خدمات فنی و عملیاتی محدود نمی شود، بلکه به نقش آن در حفظ رفاه اجتماعی، تداوم فعالیت های اقتصادی و ارتقای امنیت انرژی کشور نیز گره خورده است. تحقق این مأموریت ها بدون برخورداری از کارکنانی توانمند، متعهد و برخوردار از بالندگی حرفه ای میسر نخواهد بود. بنابراین، این شرکت نیازمند رویکردهایی نوین و اثربخش در مدیریت منابع انسانی است که بتواند بین اهداف سازمانی و نیازها و ارزش های کارکنان تعادل برقرار کرده و زمینه ساز افزایش انگیزه و اشتیاق آنان برای مشارکت فعال در فرایندهای سازمانی شود. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر مدل سازی تأثیر مدیریت منابع انسانی اسلامی بر بالندگی حرفه ای کارکنان با نقش میانجی انگیزه به اشتراک گذاری دانش در شرکت گاز استان آذربایجان شرقی می باشد. روش: این پژوهش از نوع کاربردی و از حیث روش، توصیفی-همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش دربرگیرنده کارکنان شرکت گاز استان آذربایجان شرقی به تعداد 516 نفر است که از این تعداد 220 نفر به عنوان نمونه آماری براساس فرمول کوکران برآورد و به صورت تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش شامل پرسشنامه های مدیریت منابع انسانی اسلامی نیکنام جو (1396)،  بالندگی حرفه ای کارکنان اسپایدرز  (2007) و انگیزه به اشتراک گذاری دانش گیوای و همکاران (2000) می باشد. برای محاسبه روایی ابزار پژوهش، از روایی صوری استفاده شد که مورد تأیید اساتید و کارشناسان قرار گرفت. به منظور تحلیل پایایی ابزار پژوهش، از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. به منظور اطمینان یافتن از وجود و یا عدم وجود رابطه علّی میان متغیرهای پژوهش و بررسی تناسب داده های مشاهده شده با مدل مفهومی پژوهش، فرضیه های پژوهش با استفاده از مدل معادلات ساختاری و روش حداقل مربعات جزئی (PLS3) آزمون شدند. نتایج: یافته های پژوهش نشان داد که مدیریت منابع انسانی اسلامی بر بالندگی حرفه ای کارکنان با ضریب مسیر (593/0= β) و ضریب معناداری (474/9=t) تأثیر معناداری دارد. مدیریت منابع انسانی اسلامی بر انگیزه به اشتراک گذاری دانش با ضریب مسیر (690/0= β) و ضریب معناداری (656/19= t) تأثیر دارد. انگیزه به اشتراک گذاری دانش بر بالندگی حرفه ای کارکنان با ضریب مسیر (291/0= β) و ضریب معناداری (123/4= t) تأثیر دارد. همچنین، برای بررسی نقش میانجی در این پژوهش از آزمون سوبل استفاده شده است. در این آزمون با استفاده از ضریب غیر استاندارد مسیر و خطای استاندارد آن آزمون اجرا می شود و نتایج بیانگر آن است که مقدار z-value حاصل از آزمون سوبل در مورد نقش میانجی انگیزه به اشتراک گذاری دانش در تأثیر مدیریت منابع انسانی اسلامی بر بالندگی حرفه ای کارکنان، مقدار 013/4 به دست آمد که بیش از 96/1 می باشد. بنابراین در سطح اطمینان 99% فرضیه H 0 رد و فرضیه H 1 تأیید می شود و می توان نتیجه گرفت انگیزه به اشتراک گذاری دانش در تأثیر مدیریت منابع انسانی اسلامی بر بالندگی حرفه ای کارکنان نقش میانجی ایفا می کند. بحث و نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان داد که مدیریت منابع انسانی اسلامی تأثیر معناداری بر بالندگی حرفه ای کارکنان و همچنین بر انگیزه آنان برای اشتراک گذاری دانش دارد. علاوه بر این، نتایج حاکی از آن است که انگیزه به اشتراک گذاری دانش نیز خود به طور مستقیم بر بالندگی حرفه ای کارکنان اثرگذار است. همچنین، نقش میانجی انگیزه به اشتراک گذاری دانش در رابطه میان مدیریت منابع انسانی اسلامی و بالندگی حرفه ای کارکنان مورد تأیید قرار گرفت. بر این اساس می توان نتیجه گرفت که مدیریت منابع انسانی اسلامی نه تنها به صورت مستقیم بر بالندگی حرفه ای کارکنان اثر می گذارد، بلکه از طریق تقویت انگیزه آنان برای به اشتراک گذاری دانش نیز نقشی غیرمستقیم در این زمینه ایفا می کند. به عبارت دیگر، اجرای اصول و ارزش های اسلامی در مدیریت منابع انسانی موجب ایجاد محیطی مثبت، حمایت گر و اعتمادآفرین در سازمان می شود؛ محیطی که کارکنان در آن تمایل بیشتری به تبادل تجربیات و دانش خود پیدا می کنند. این فرایند به مثابه یک سازوکار میانجی عمل کرده و زمینه ساز ارتقای یادگیری سازمانی و رشد حرفه ای کارکنان می گردد. بنابراین، می توان گفت تأثیر نهایی مدیریت منابع انسانی اسلامی بر بالندگی حرفه ای زمانی به حداکثر می رسد که انگیزه به اشتراک گذاری دانش نیز در سازمان تقویت شود. در چنین شرایطی، مدیریت منابع انسانی اسلامی و انگیزه اشتراک گذاری دانش همانند دو حلقه مکمل عمل کرده و مسیر توسعه فردی و شغلی کارکنان را هموارتر می سازند. تقدیر و تشکر: بدین وسیله مراتب قدردانی و سپاس صمیمانه خود را از کلیه کارکنان و مدیران محترم شرکت گاز استان آذربایجان شرقی، که با همکاری و همراهی ارزشمند خود زمینه انجام این پژوهش را فراهم نمودند، ابراز می داریم. همچنین از دانشگاه آزاد اسلامی واحد بناب که با حمایت های علمی و پژوهشی خود نقش مهمی در پیشبرد این تحقیق ایفا نمود، نهایت تقدیر و تشکر به عمل می آید. تعارض منافع: در این پژوهش هیچ گونه تعارض منافعی وجود ندارد.
۱۷۱۴.

بررسی رابطه بین اشتیاق تحصیلی و جابکی یادگیری با عملکرد تحصیلی و اثر میانجی رفتارهای نوآورانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۹۸
این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین اشتیاق تحصیلی و جابکی یادگیری با عملکرد تحصیلی و اثر میانجی رفتارهای نوآورانه به روش توصیفی و از نوع همبستگی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش، دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی شهرستان سلسله در سال تحصیلی 1401-1402 می باشد که با توجه به جدول مورگان 247 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب گردیدند. برای گردآوری اطلاعات از سه پرسشنامه شامل پرسشنامه رفتارهای نواورانه تسای (2011)، پرسشنامه چابکی یادگیری کراوت و کالدول (2016) ، پرسشنامه اشتیاق تحصیلی فریدل و پاریس (2005) و پرسشنامه عملکرد تحصیلی فام و تیلور (EPT) استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار آماریSpss ونرم افزارLisrel و از روشهای آماری توصیفی شامل (جدول فراوانی، درصد فراوانی، افراد نمونه مورد پژوهش و نمودارهای مربوطه ) و ب) برای تجزیه و تحلیل فرضیه های پژوهش و جهت مقایسه وضعیت متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه ، مدل سازی معادله های ساختاری استفاده گردید. نتایج نشان داد بین اشتیاق تحصیلی با عملکرد تحصیلی، 2بین چابکی یادگیری با عملکرد تحصیلی، بین رفتارهای نوآورانه با عملکرد تحصیلی رابطه معنادار وجود دارد. ابعاد اشتیاق تحصیلی توان پیش بینی عملکرد تحصیلی، ابعاد چابکی یادگیری توان پیش بینی عملکرد تحصیلی و ابعاد رفتارهای نوآورانه توان پیش بینی عملکرد تحصیلی را داراست. بین نظرات پاسخگویان بر حسب عوامل دموگرافیک در متغیر اشتیاق تحصیلی، چابکی یادگیری، رفتارهای نوآورانه و عملکرد تحصیلی تفاوت معنادار وجود ندارد. همچنین بین اشتیاق تحصیلی، چابکی یادگیری، رفتارهای نوآورانه و عملکرد تحصیلی روابط علی وجود دارد.
۱۷۱۵.

بررسی رابطه بین رهبری هوشمند و تاب آوری سازمانی و وفاداری سازمانی معلمان به واسطه نقش میانجی دانش آفرینی سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۲۵
هدف پژوهش بررسی نقش رهبری هوشمند در تاب آوری سازمانی و وفاداری سازمانی با میانجی گری دانش آفرینی سازمانی بود. جامعه پژوهش معلمان مقطع متوسطه دوم استان چهارمحال و بختیاری، که تعداد آنان برابر با 2687 نفر بود. برای تعیین حجم نمونه با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه-ای نسبتی بر مبنای فرمول کوکران در سطح آلفای 0.05 به تعداد 337 نفر تعیین شدند. روش پژوهش کمی از نوع مطالعات همبستگی و رویکرد مدل سازی معادله ساختاری کوواریانس محور بود. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه های رهبری هوشمند براساس مدل سیدانمانلاکا (2008)، دانش آفرینی سازمانی براساس مدل نوناکاو تاکوچی، تاب آوری سازمانی از پرایاگ و همکاران (2018) و وفاداری سازمانی از ولز و همکاران (2011)، استفاده شد. پایایی و روایی پرسشنامه ها با تکنیک های آلفای کرانباخ و تحلیل عاملی بررسی شدند، مقادیر پایایی پرسشنامه ها به ترتیب رهبری هوشمند (95/0)، تاب آوری سازمانی (93/0)، وفاداری سازمانی (0.90) و دانش آفرینی سازمانی (94/0) گزارش شد. جهت تحلیل داده ها از مدل یابی معادلات ساختاری از نرم افزار Amos23 و SPSS V 25 استفاده شد. نتایج نشان داد رهبری هوشمند در تاب آوری سازمانی معلمان بواسطه دانش آفرینی سازمانی با ضریب 38/0 در سطح 0.001 >p اثر مثبت و معنادار دارد. رهبری هوشمند با میانجی گری دانش آفرینی سازمانی در و وفاداری سازمانی اثر مثبت و معنادار در سطح 05/0 دارد. رهبری هوشمند در وفاداری سازمانی معلمان از طریق دانش آفرینی سازمانی با ضریب 49/0 در سطح 0.001 >p اثر مثبت و معنادار دارد.
۱۷۱۶.

Government Support and SME Sustainability: The Interplay of Financial and Green Dimensions(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۷۳
This study investigates the relationship between government support and organizational sustainability through dual financial and green lenses. While government interventions—such as financial aid, training, tax incentives, and advisory services—are widely recognized as enablers of small and medium enterprise (SME) resilience, their nuanced roles in fostering both financial viability and environmental stewardship remain underexplored. Drawing on a descriptive-correlational design, the research employs a quantitative field survey targeting 384 employees of executive agencies in Kerman Province, Iran, selected via Cochran’s formula. Data were collected using a validated questionnaire (adapted from Islam et al., 2024) with a 5-point Likert scale and analyzed through structural equation modeling in Smart PLS and SPSS. Findings reveal that government support significantly enhances organizational sustainability, mediated by financial literacy and green value co-creation. Specifically, financial literacy strengthens organizations’ capacity to interpret and utilize public support effectively, thereby improving long-term economic stability. Similarly, government-backed initiatives that encourage green practices foster shared environmental and social value, reinforcing sustainability outcomes. Notably, while access to financial resources was positively influenced by government support, it did not directly mediate sustainability—suggesting that mere availability of capital is insufficient without strategic financial competence. The study corroborates prior work by Arshad et al. (2020) and Yeh & Kulatong (2019) but challenges conclusions by Beck & Demirguç-Kunt (2006), highlighting context-dependent dynamics in public support efficacy. Theoretically, the research integrates sustainability, resource-based, and stakeholder perspectives to demonstrate how policy-driven support, when coupled with internal capabilities (e.g., financial literacy) and collaborative green innovation, can drive holistic organizational sustainability. Practically, findings urge policymakers to design integrated support programs that simultaneously build financial acumen and incentivize eco-innovation. For organizations, investing in financial education and green co-creation with stakeholders emerges as a strategic pathway to resilience. This study contributes to the growing discourse on sustainable development by empirically linking public policy, financial behavior, and environmental responsibility in emerging economies.
۱۷۱۷.

شناسایی عوامل موثر بر فرایند قصد خرید مصرف کننده مسلمان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۹۳
نیات رفتاری یک فرد مسلمان در ابعاد مختلف و از جمله قصد خرید محصولات، متأثر از ارزش های اسلامی است .بنابراین هدف اصلی این مطالعه،شناسایی،دسته بندی و اولویت بندی عوامل موثر بر قصد خرید مصرف کننده مسلمان است.این پژوهش از نظر هدف؛کاربردی،از نظر ماهیت ؛اکتشافی-تحلیلی؛از نظر روش گرداوری داده ها ترکیبی(کیفی-کمی)است.بر این اساس،در فاز کیفی با مرور ادبیات و پیشینه پژوهش و تاییدیه خبرگان عوامل موثر بر قصد خرید مصرف کننده مسلمان شناسایی شد.سپس با استفاده از نظر خبرگان این مولفه ها دسته بندی گردید.در نهایت با استفاده از پرسشنامه مقایسه زوجی داده های مورد نیاز از 8خبره دانشگاه و حوزه هستند استخراج و با استفاده از دیمتیل فازی به اولویت بندی متغییرهای مولفه های قصد خرید پرداخته شده است.یافته های این پژوهش نشان داد که مولفه های مد نظر مصرف کنندگان مسلمان به صورت کلی به سه دسته کنشی،شناختی،نگرشی تقسیم بندی شده است.
۱۷۱۸.

واکاوی عوامل مؤثر بر اخلاق حرفه ای مدیران منابع انسانی یک سازمان دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۸۰
زمینه و هدف: در محیط پویای کنونی، سازمان های خدماتی نظیر شرکت های توزیع برق، با چالش های متعددی در حوزه مدیریت منابع انسانی و بهینه سازی عملکرد کارکنان روبرو هستند. در این میان، شناسایی عوامل نرم و مؤثر بر رفتار سازمانی، به ویژه اخلاق حرفه ای مدیران، می تواند سهم بسزایی در افزایش بهره وری و اثربخشی سازمانی ایفا کند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر اخلاق حرفه ای مدیران منابع انسانی و ارائه مدلی بومی برای تبیین نقش آن در ارتقای بهره وری کارکنان در اداره برق شهر مشهد انجام شد.  روش پژوهش: این مطالعه از نظر هدف، کاربردی-توسعه ای و از نظر گردآوری داده هاکیفی است. مشارکت کنندگان از میان مدیران اداره برق شهر مشهد، با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و مصاحبه های نیمه ساختاریافته تا رسیدن به اشباع نظری با ۱۲ مصاحبه ادامه یافت. داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون و به کمک نرم افزار MAXQDA تحلیل شدند تا مضامین و مؤلفه های کلیدی استخراج گردند.  یافته ها: یافته های مرحله کیفی، پنج مؤلفه اصلی تأثیرگذار بر اخلاق حرفه ای مدیران را شناسایی کرد: افزایش اعتماد عمومی، بهبود کیفیت تعاملات سازمانی، تحقق به زیستی حرفه ای، تقویت تعهدگرایی و پاسخگویی، و شفافیت در عملکرد. این مؤلفه ها در قالب یک مدل مفهومی ارائه شدند.  نتیجه گیری: توجه به اخلاق حرفه ای در مدیریت منابع انسانی، فراتر از یک الزام ارزشی، یک راهبرد راهبردی مؤثر برای بهبود عملکرد سازمانی محسوب می شود. یافته های این پژوهش می تواند چارچوبی علمی در اختیار مدیران و سیاست گذاران صنعت برق و سازمان های خدماتی مشابه قرار دهد تا از طریق برنامه ریزی هدفمند و تقویت فرهنگ سازمانی مبتنی بر اخلاق، گامی مؤثر در جهت ارتقای بهره وری و تعالی سازمانی بردارند.
۱۷۱۹.

گسست و هم ترازی در کشورداری: بررسی پیوندهای سه گانه حکمرانی، اداره عمومی و عملیات(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۳
دولت های معاصر با معمای ساختاری «تقاضای فزاینده و ظرفیت ناکافی» مواجه اند؛ شکافی که ریشه در ناهماهنگی سه لایه حکمرانی، اداره عمومی و عملیات دارد. این نوشته چارچوبی یکپارچه برای فهم کشورداری به مثابه نظامی بهم پیوسته ارائه می دهد که در آن هم ترازی شناختی، زمانی و نهادی میان سطوح سه گانه، شرط اثربخشی است. با رویکرد تحلیلی- مفهومی و بسط مفهوم «گسست نهادی» نشان می دهد تورم اهداف در حکمرانی، فلج ترجمه در اداره عمومی و انحراف عملیاتی، به تدریج در چرخه ای خودتقویت کننده، ناکامی را نهادینه می کنند. تجربه ایران نیز نمونه ای آموزنده از این الگوست: تورم راهبردی، تغییرات مکرر ساختاری و انسداد بازخورد، کشورداری را به «گسست نسبی نهادینه شده» دچار کرده است. برای بازسازی، باید از اصلاحات بخشی به اصلاحات سیستمی گذشت: اولویت بندی واقع بینانه، تقویت ظرفیت میانجی گری اداری، توانمندسازی عملیات و نهادینه سازی بازخورد دوطرفه. کشورداری پروژه ای تمام نشدنی است که هر نسل باید پیوند میان «جهت دهی»، «سازمان دهی» و «تحقق» را بازسازی کند تا دولت بتواند مسئولانه، پاسخ گو و یادگیرنده بماند.
۱۷۲۰.

ارائه مدل گردش نخبگان در بخش عمومی جمهوری اسلامی ایران با استفاده از نظریه داده بنیاد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۴ تعداد دانلود : ۲۷۲
گردش نخبگان به معنای حرکت از نقطه ای به نقطه دیگر در حوزه مدیریتی است ؛ هدف این پژوهش مدل یابی گردش نخبگان در بخش عمومی ایران است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر رویکرد، پژوهشی کیفی با استفاده از روش داده بنیاد است .به این منظور ضمن انجام مصاحبه عمیق با 25 نفر از اساتید و خبرگان، مجموعه ای از مضامین اولیه (302 مضمون) طی فرآیند کدگذاری باز گردآوری شدند و از دل آن ها مقوله هایی (16 مقوله) استخراج گردید.اجزای پارادایم کدگذاری محوری ذیل عناوین شرایط علّی؛ راهبردها؛ شرایط زمینه ای شامل: ویژگی های شخصی: ماکیاولیسم، حسادت، بخل و رفتارهای منافقانه و ویژگی های رفتاری: قانون گریزی، مدیریت فرسایشی ، شرایط مداخله گر( مدیریت فرسایشی، ساختار اداری و ساختار سیاسی، سیاست زدگی جامعه)، مقوله اصلی (گرایش به گردش نخبگان) و پیامدهای گردش نخبگان در بخش عمومی(تزریق ایده های نو، بهره گیری از توانمندی جوانان تحصیل کرده، حفظ و نگهداشت نخبگان، آموزش و بالندگی نخبگان، توزیع قدرت در جامعه، تقویت مردم سالاری، افزایش تعهد نخبگان به نظام اداری، کاهش سیاست زدگی) تعیین شدند. نتیجه گیری: نتایج تحقیق نشان داد عدم استفاده از نخبگان در مدل گردش نخبگان نقاط قوت بخش عمومی را به ضعف و فرصت ها را به تهدید بدل خواهد کرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان