۱.
هدف اصلی پژوهش حاضر تدوین الگوی پیش بینی تغییرات قیمت سهام بر پایه تجدید ارائه عناصر صورت های مالی در شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. این پژوهش در دو بخش کیفی و کمی انجام شده است. در بخش کیفی با کمک روش دلفی فازی شاخص ها شناسائی و غربال شد. سپس در بخش کمی با کمک روش ساختاری- تفسیری مدل نهایی طراحی گردید. در پایان بخش اول، 40 شاخص از راند دوم روش دلفی خارج گردید. شاخص های مذکور در روش ساختاری تفسیری در قالب مدلی مشتمل بر 12 سطح طبقه بندی گردیدند. اثرگذارترین شاخص در مدل نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار سهام و اثرپذیرترین شاخص ها مشتمل بر تغییرات قیمت سهام، تجدید ارائه ناشی از تغییر داراییها، تجدید ارائه ناشی از تغییر حقوق صاحبان سهام، تجدید ارائه ناشی از تغییر درآمدهای عملیاتی و ... می باشند. یافته های اضافی پژوهش با کمک تحلیل میک مک نشان داد تجدید ارائه ناشی از تغییر حقوق صاحبان سهام و بازده حقوق صاحبان سهام متغیرهای مستقل و خودمختار پژوهش هستند.
۲.
قانونگذاران و نهادهای حرفه ای در جهت افشای مربوط و قابل اتکای اطلاعات مالی از رویه های نظارتی مختلفی استفاده نموده اند. کمیته حسابرسی یکی از مهم ترین معیارهای راهبری شرکتی است که همراه با مشخصه های مالکیت شرکت بر مولفه های پاسخگویی و شفافیت اثرگذار است. شرکت های بورسی در رابطه با موضوعات مهم و کلیدی شرکت، همواره جلساتی با اعضای کمیته حسابرسی برگزار می نمایند. هدف از این پژوهش پیش بینی مدیریت سود با متغیرهای حق حضور کمیته حسابرسی، تمرکز مالکیت و سایر متغیرهای کنترلی است. داده های دریافتی شرکت ها از نرم افزار ره آورد نوین و سایت کدال در دوره زمانی 1397 تا 1401 (5 سال – 84 شرکت) با نرم افزار SPSS18 و Eviews6 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد بین حق حضور اعضای کمیته حسابرسی و مدیریت سود رابطه مثبت معناداری وجود دارد و تمرکز مالکیت بر این رابطه اثرگذار است. مالکیت و کمیته حسابرسی دو مولفه مهم نظارتی هستند که بر سیاست های مدیریت سود شرکت ها اثرگذار است و لذا تحلیل گران و سایر ذی نفعان شرکت ها می توانند از نتایج تحقیق حاضر برای تصمیم گیری هایشان بهره ببرند. قانونگذاران و نهادهای حرفه ای نیز برای بهبود مشخصه های کمیته حسابرسی و مالکیت شرکت ها رویه هایی ارائه نمایند.
۳.
دریافت ﮔ ﺰارش های تعدیل شده حسابرسی، نشان دهنده ﮐﯿﻔﯿ ﺖ پایین اﻃﻼﻋ ﺎت مالی و ﻧ ﻮﻋﯽ ﺷ ﮑﺎف اﻃﻼﻋ ﺎﺗﯽ ﺑﯿﻦ ﻣﺪیﺮان و ﺳﺮﻣﺎیﻪﮔﺬاران است. یکی از عواملی که می تواند موجب تعدیل گزارشات حسابرسی شود، اعمال اقدامات غیرقانونی و غیراخلاقی مثل دستکاری در اطلاعات مالی، توسط مدیران شرکت هاست. سرمایه گذاران و نهادهای ناظر، نگران تغییر اختیاری حسابرسان پس از صدور گزارش حسابرسی تعدیل شده هستند؛ هر چند یکی از پیامدهای چنین گزارشاتی می تواند تغییر مدیران باشد. این موضوع زمانی جالب تر می شود که در ایران درصد بالایی از گزارشات حسابرسی از نوع تعدیل شده بوده و تغییر حسابرسان، بسیار بالاست. بنابراین، هدف این پژوهش، آزمون نقش گزارش مشروط جدید، تعداد و انواع بندهای شرط گزارش حسابرس بر تغییر اختیاری حسابرس است. به منظور نیل به این هدف، نمونه آماری این پژوهش شامل گزارشات مالی سالیانه 185 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی از سال 1394 تا 1401 می باشد. برآورد رگرسیون لاجستیک، نشان می دهد بر خلاف جریان غالب، بین تعداد بندهای شرط، ماهیت بندهای شرط حسابرسی، افزایش بندهای شرط تکراری و غیرتکراری و صدور گزارش مشروط جدید با تغییر اختیاری حسابرس رابطه منفی و معنادار وجود دارد.
۴.
تغییراتی که امروز بر فضای بازار و استانداردهای حسابرسی حاکم است، لزوم توجه به همراستایی فرهنگی کارکردهای حرفه ای در حسابرسان را بنا به نیازها و انتظارات ذینفعان، افزایش داده است و سبب گردیده تا مؤسسات حسابرسی در تلاش برای تغییر ارزش های رو به افول در ساختارهای فرهنگی این حرفه، هنجارهای منسجم تری از حرفه ای گرایی را براساس شیوه رهبری تحول گرایانه بسط دهند. هدف این مطالعه، بررسی تأثیرپذیری رفتار بی طرفانه حسابرس از فرهنگ اخلاق مداری مؤسسات حسابرسی باتوجه به نقش تعدیل کننده رهبری تحول گرا شرکای حسابرس می باشد. در این مطالعه که در بازه زمانی 6 ماه نسبت به جمع آوری داده های آن از طریق اَبزار پرسشنامه استاندارد اقدام شد، براساس فرآیند تحلیل حداقل مربعات جزئی (PLS ) نسبت به آزمون فرضیه های پژوهش اقدام گردید. نتایج نشان داد، فرهنگ اخلاق محوری در مؤسسات حسابرسی سطح کارکردهای رفتار بی طرفانه حسابرسان را تقویت می کند. از طرف دیگر مشخص شد، رهبری تحول گرا شریک حسابرس تأثیر مثبت فرهنگ اخلاق مداری بر رفتار بی طرفانه حسابرسان را در جهت مثبت تشدید می نماید. این نتیجه گویایی این مسئله است که در بر گیری سبک رهبری تحول گرا توسط شرکت و مدیران مؤسسات حسابرسی به واسطه قدرت نفوذ قابل توجهی که بر عملکردهای حسابرسان دارد، ارزش های مبتنی بر فرهنگ گرایی اخلاقی را به هویت های حرفه ای بدل می کند تا حسابرسان فعال در چنین مؤسسات حسابرسی در انجام وظایف حرفه ای خود بتوانند از سازوکارهای عملگرایی بالاتری به لحاظ بروزِ رفتارهای بی طرفانه تر با صاحبکاران برخوردار باشند.
۵.
رشد روز افزون فناوری های مالی امروزه ماهیت کارکردی حسابرسان را در اجرای رویه های حسابرسی به ویژه تمرکز بر تبادلات ارزهای دیجیتال شرکت ها را تحت تأثیر قرار داده است و باعث گردیده تا کیفیت گزارش های حسابرسی تقویت شود. هدف این مطالعه ارزیابی پیاده سازی فین تک ها به واسطه ظهور کارکردهای اینترنت اشیاء در کیفیتِ اجرایِ رویه های حسابرسی رمزارزها در ایران می باشد. این مطالعه از نظر روش شناسی، ترکیبی تلقی می شود، چراکه براساس مجموعه ای از روش های تحلیل کیفی و کمّی، به دنبال دستیابی به اهداف پژوهش می باشد. در این مطالعه در بخش کیفی جهت شناسایی ابعاد ارزیابی توسعه فین تک ها و رویه های حسابرسی رمز ارزها، از دو مبنای تحلیل گرندد تئوری و غربالگری محتوایی سیستماتیک بهره برده شد تا پس از پیاده سازی فرآیند تحلیل دلفی فازی و تأیید پایایی ابعاد شناسایی شده، امکان بسط آن ها به بستر مطالعه ممکن باشد. مشارکت کنندگان بخش کیفی 13 نفر از خبرگان دانشگاهی در حوزه حسابداری و حسابرسی بودند که از طریق مشارکت در مصاحبه و چک لیست های ارزیابی انتقادی مشارکت داشتند. در بخش کمّی نیز تعداد 23 نفر از شرکای حسابرسی با تجربه مشارکت داشتند. در بخش کمّی مطالعه نیز از فرآیند تحلیل ویکور خاکستری بهره برده شد. نتایج مطالعه در بخش کیفی حکایت از شناسایی 36 مضمون مفهومی، 6 مولفه ی محوری و 3 مقوله برای متغیر پیاده سازی فین تک ها و شناسایی 6 مولفه ی محوری برای ارزیابی رویه های حسابرسی رمز ارزها دارد. همچنین نتایج بخش کمّی مطالعه نشان داد، با ارتقاء مبنای سیستم اطلاعات، به عنوان مهمترین بُعد پیاده سازی فین تک ها در شرکت های بازار سرمایه، صحت آزمون محتوا در حسابرسی رمز ارزها مؤثرترین بُعد کیفیت اجرای رویه های این نوع از حسابرسی تلقی می شود.
۶.
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین افشای مسائل عمده حسابرسی و حق الزحمه حسابرسی و اثر تعدیلی ریسک شرکت بر این رابطه است. به منظور آزمون تأثیر افشای مسائل عمده حسابرسی بر حق الزحمه حسابرسی و اثر تعدیلی ریسک شرکت بر این رابطه داده های 124 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1396 تا 1401 با استفاده از روش آرشیوی جمع آوری و فرضیه های پژوهش با استفاده از داده های ترکیبی و بکارگیری رگرسیون چندگانه مورد آزمون قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که افشای بیشتر مسائل عمده حسابرسی تأثیر مثبت و معناداری بر حق الزحمه حسابرسی دارد. همچنین نتایج پژوهش حاکی از آن است که ریسک شرکت بر رابطه بین مسائل عمده حسابرسی و حق الزحمه حسابرسی تأثیر مثبت و معناداری دارد و ریسک شرکت تاثیر مثبت افشای مسائل عمده حسابرسی بر حق الزحمه حسابرسی را افزایش می دهد. یافته ها حاکی از آن است که حسابرسان تلاش های اضافی مرتبط با افشای مسائل عمده حسابرسی را بر حق الزحمه حسابرسی لحاظ کرده اند. همچنین نتایج نشان می دهد که در شرکت های با ریسک بالا، حسابرسان برای کاهش احتمال اشتباه نیاز به تلاش بیشتری دارند؛ این تلاشِ بیشتر منجر به افزایش حق الزحمه حسابرسی می شود. یافته های پژوهش حاضر به تدوین کنندگان استاندارد برای بررسی و اثربخشی و درک بهتر استانداردهای جدید حسابرسی به ویژه استاندارد شماره 701 کمک می کند.
۷.
این مطالعه به بررسی نقش های کلیدی اثربخشی حسابرسی داخلی و نوآوری پایدار در پیشبرد شیوه های اطمینان بخشی پایداری می پردازد. این تحقیق از طراحی تحقیقاتی مقطعی، مدل سازی معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) و تحلیل همبستگی استفاده کرده است. اطلاعات مورد نیاز پژوهش به وسیله پرسشنامه از 396 مدیر مالی در سطوح مختلف شرکت های تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران جمع آوری شده است و برای تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS 26 و Smart pls استفاده شده است. تحلیل داده ها با استفاده از رگرسیون سلسله مراتبی و مدل سازی معادلات ساختاری از طریق بسته نرم افزاری آماری برای علوم اجتماعی انجام شده است. یافته ها نشان می دهند که اثربخشی حسابرسی داخلی و نوآوری پایداری به طور معناداری اطمینان ب خشی پایداری را در ابعاد مختلف محیط زیست، اجتماعی و حاکمیتی تقویت می کنند و بر لزوم وجود چارچوب های قوی حسابرسی داخلی و شیوه های نوآورانه و متمرکز بر پایداری تأکید می کنند. در مقابل، استانداردهای حسابرسی تأثیر منفی غیرمعناداری بر اطمینان بخشی پایداری نشان دادند که نشان دهنده عدم انطباق اساسی بین راهنماهای حسابرسی موجود و اهداف گسترده تر پایداری است. این نتایج با نظریه های ذینفعان و نمایندگی همخوانی دارد که بر هم راستایی شیوه های سازمانی با انتظارات ذینفعان و رسیدگی به تعارضات نماینده-اصلی برای دستیابی به اهداف پایداری تأکید می کنند.
۸.
هدف پژوهش حاضر، مقایسه تطبیقی اثربخشی دستورالعمل رعایت کنترل های داخلی مصوب سازمان بورس، قبل و بعد از الزام دستورالعمل مزبور بر مبنای سه معیار عملکردی مشتمل بر کیفیت گزارشگری مالی، کیفیت حسابرسی و کیفیت سود شرکت ها است. در این راستا، سه فرضیه در سطح کل شرکت ها از طریق سه مدل رگرسیونی و در سطح هر شرکت از طریق آزمون علامت زوج- نمونه ای ویلکاکسون مورد آزمون قرار گرفته است. جهت آزمون فرضیه ها، نمونه ای متشکل از 200 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی یک بازه زمانی 16 ساله مشتمل بر یک دوره 5 ساله از سال 1386 تا پایان سال 1390به عنوان دوره قبل از الزام دستورالعمل مزبور و از سال 1391 تا پایان سال 1401 به عنوان دوره پس از الزام، انتخاب گردید. نتایج نشان داده است که دستورالعمل کنترل های داخلی بر کیفیت گزارشگری مالی، کیفیت حسابرسی و کیفیت سود در سطح کل شرکت ها تأثیر مثبت و معنی داری دارد. در حالی که، نتایج آزمون ناپارامتریک علامت زوج- نمونه ای ویلکاکسون در سطح شرکت حاکی از این است که در دوره قبل و بعد از ابلاغ دستورالعمل کنترل های داخلی مصوب سازمان بورس، کیفیت گزارشگری مالی شرکت ها تفاوت معنی داری نداشته؛ کیفیت کمیته حسابرسی شرکت ها بیشتر و کیفیت سود شرکت ها کمتر شده است.
۹.
بیان توصیفی صورت های مالی به دلیل توانایی در بیان مثبت یا منفی اخبار و اطلاعات و نهایتاً اثرگذاری بر استفاده کنندگان، می تواند بسیار بااهمیت باشد. مدیران می توانند با استفاده از مدیریت لحن نوشتار، ادراک استفاده کنندگان از گزارش های توضیحی را منحرف نمایند. همچنین طی چند دهه اخیر یکی از سوال های مهمی که ذهن پژوهشگران و سازمان های تدوین کننده قوانین و مقررات حسابداری را به خود معطوف کرده است، نقش اقلام تعهدی در علامت دهی به بازار سرمایه در خصوص عملکرد شرکت است. در این راستا، پژوهش پیش رو به بررسی ارتباط متقابل بینش کمیته حسابرسی، اقلام تعهدی و لحن بدبینانه گزارشگری مالی می پردازد. بدین منظور نمونه ای متشکل از 110 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای یک دوره ده ساله از سال 1392-1400 است؛ برای آزمون فرضیه های پژوهش از سیستم معادلات همزمان با استفاده از روش رگرسیونی چند متغیره برآورد شد. نتایج حاکی از وجود رابطه دو طرفه بین بینش کمیته حسابرسی بر اقلام تعهدی شرکت ها است. به عبارتی دیگر با افزایش بینش کمیته حسابرسی، اقلام تعهدی کاهش و با افزایش اقلام تعهدی، بینش کمیته حسابرسی کاهش پیدا می کند و بالعکس. نتایج پژوهش نشان می دهد بینش کمیته حسابرسی بر لحن بدبینانه گزارشگری مالی رابطه متقابل و معناداری وجود ندارد. همچنین نتایج فرضیه سوم حاکی از وجود رابطه سه طرفه بین بینش کمیته حسابرسی، اقلام تعهدی و لحن بدبینانه گزارشگری مالی است.
۱۰.
با توجه به اهمیت ارزیابی ریسک های تجاری توسط حسابرسان و ارزیابی کنترل های داخلی، این سوال مطرح می شود که آیا با وجود ریسک های سایبری در شرکت ها، حسابرسان مستقل می توانند تهدیدهای خارجی و داخلی مشتری را درک کنند یا خیر؟. برهمین اساس این پژوهش به بررسی رابطه بین ریسک های سایبری و حق الزحمه حسابرسی و اثر تعدیل کننده ویژگی های حسابرس در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1392 الی 1401 می پردازد. نتایج این پژوهش نشان داد که شرکت های فاقد مکانیسم های کنترل داخلی قوی برای شناسایی و اقدام متقابل نسبت به ریسک های سایبری، حق الزحمه حسابرسی بالاتری را تجربه می کنند. علاوه بر این، شرکت های بزرگ تر با سرمایه ی بالاتر، بیشتر درگیر ریسک های سایبری هستند و احتمالاً هزینه های حسابرسی بالاتری را متحمل می شوند. همچنین، حسابرسان با داشتن دانش تخصصی از صنعت، حق الزحمه بیشتری دریافت می کنند. تعامل بین تخصص حسابرس و ریسک سایبری نشان می دهد که حسابرسان آشنا با ریسک های سایبری می توانند فرآیند حسابرسی را ساده تر کنند و به طور بالقوه هزینه ها را کاهش دهند. همچنین حسابرسان با دوره تصدی طولانی تر، حق الزحمه بیشتری دریافت می کنند. تعامل بین دوره تصدی حسابرس و ریسک سایبری هم نشان داد که اثر این رابطه در طول زمان با دوره تصدی حسابرسان فعلی کاهش می یابد. اگر چه انتظار می رفت ضریب متغیر اندازه حسابرس مثبت باشد، اما این متغیر هیچ ارتباط معناداری با حق الزحمه حسابرسی نداشت.
۱۱.
در پژوهش حاضر، از دو نوع شبکه عصبی مصنوعی پرسپترون چند لایه و شعاعی برای مدل سازی و پیش بینی حق الزحمه حسابرسی استفاده شده است. در این راستا، از جامعه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، تعداد 123 شرکت به روش غربالگری طی سال های 1392 تا 1400 انتخاب شدند. پژوهش در محیط نرم افزار متلب مدل سازی شده است. در این پژوهش، مجموعه ای از پارامترهای اندازه شرکت، نسبت دارایی های جاری به کل دارایی ها، اهرم مالی، نسبت دارایی های جاری به بدهی های جاری، نسبت بدهی های بلندمدت به کل دارایی ها، نسبت آنی، زیان دهی و تجدید ارائه صورت های مالی به عنوان پارامترهای ورودی و حق الزحمه حسابرسی به عنوان پارامتر هدف در مدل سازی استفاده شدند. نتایج نشان دادند در داده های آموزش طی سال های 1392 تا 1397، شبکه های عصبی مصنوعی شعاعی با توجه به ساختار خاصی که دارند، دارای خطای کمتری نسبت به شبکه های عصبی پرسپترون چند لایه هستند. به منظور تعمیم پذیری مدل ها، عملکرد بهترین مدل ها با استفاده از داده های سال های مالی 1398 تا 1400 بررسی شد. در این حالت عملکرد شبکه عصبی پرسپترون چند لایه با دقت بالاتر توانست حق الزحمه حسابرسی را پیش بینی کند؛ در حالی که شبکه عصبی مصنوعی شعاعی نتوانست با دقت مناسبی حق الزحمه حسابرسی را پیش بینی نماید؛ ضمن این که بین پیش بینی حق الزحمه حسابرسی با بکارگیری شبکه عصبی پرسپترون پرسپترون چند لایه در مقایسه با شبکه عصبی شعاعی اختلاف معناداری وجود دارد. همچنین، نتایج تحلیل حساسیت نشان داد اندازه شرکت مهم ترین تأثیر در تعیین حق الزحمه حسابرسی دارد.
۱۲.
حسابرسی مستمر با رویکرد تجمیع ریسک، تنها یک انتخاب نیست بلکه یک ضرورت استراتژیک برای سازمان ها است. این روش نه تنها از بحران های غیرمنتظره جلوگیری می کند، بلکه با ارائه بینش عمیق از ریسک های سیستماتیک، به سازمان ها کمک می کند تا در محیط رقابتی امروز انعطاف پذیری و تاب آوری خود را افزایش دهند. سازمان هایی که این تحول را به موقع پیاده کنند، مزیت رقابتی قابل توجهی کسب خواهند کرد. هدف این پژوهش، ایجاد یک چارچوب ساختار یافته برای پیاده سازی حسابرسی به صورت پیوسته و یکپارچه است که با تجمیع و تحلیل ریسک های مختلف سازمانی، امکان شناسایی و مدیریت مؤثرتر تهدیدها و فرصت ها را فراهم می کند. مقاله حاضر، با اتخاذ رویکردی عمل گرایانه و رویکرد آمیخته برای الگوی استقرار حسابرسی مستمر با رویکرد تجمیع ریسک: رویکرد داده بنیاد استفاده شده است، این مقاله، از طریق روش نمونه گیری هدفمند و انتخاب خبرگان برای بخش کیفی(شامل اساتید هیئت علمی دانشگاه ها و حسابرسان ارشد شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران) طی سال های1402 تا 1404 استفاده شده است. سپس با مصاحبه های عمیق نیمه ساختار یافته با 15 نفر از این خبرگان به گردآوری داده ها اقدام شده است. تعداد 598 کد اولیه از متن مصاحبه ها، استخراج شدند با کدگذاری این مفاهیم، تعداد 54 مقوله فرعی شناسایی شدند و با طبقه بندی این مقوله ها، در دسته های مشابه، تعداد 11 مقوله اصلی، شناسایی شدند. براساس مدل پژوهش، زنجیره روابط میان مقوله ها نشان می دهد که شرایط علی شامل پاسخگویی به الزامات قانونی، ظرفیت های مدیریتی و نظارتی، و ...بنیان اولیه شکل گیری و تقویت پدیده محوری یعنی کاربست حسابرسی مستمر را فراهم می کنند .پدیده محوری که در این مدل همان الگوی استقرار حسابرسی مستمر است، در تعامل با شرایط زمینه ای و شرایط مداخله گر قرار می گیرد. شرایط زمینه ای شامل فناوری اطلاعات و سیستم های نرم افزاری پیشرفته، نقش زیرساختی کلیدی در پشتیبانی از فرآیندهای حسابرسی مستمر دارند. در مقابل، شرایط مداخله گر همچون ریسک مالی و ریسک عملیاتی، ماهیت پویای محیط سازمانی و تهدیدات بالقوه ای را نشان می دهند که می توانند اجرای راهبردهای حسابرسی مستمر را محدود یا تعدیل کنند. در چنین بستری، راهبردها و اقدامات متمرکز بر ارزیابی عملکرد حسابرسی مستمر شکل می گیرند. این راهبردها نه تنها شامل سنجش اثربخشی کنترل های داخلی و شناسایی ناهنجاری ها و روندها هستند، که کیفیت فرآیندهای حسابرسی را ارتقاء می دهند. در مرحله نهایی، اجرای این راهبردها به پیامدهایی منجر می شود که از جمله آن ها می توان به بهبود کارایی و بهره وری شرکت و کاهش ریسک اشاره کرد. این پیامدها، بازتاب مستقیم یک چرخه موفق از شناسایی الزامات و شرایط آغازین، ایجاد بستر فناوری و مدیریتی مناسب، مدیریت مؤثر ریسک ها و اتخاذ اقدامات حسابرسی مبتنی بر داده هستند
۱۳.
یکی از اهداف گزارشگری مالی تهیه و ارائه اطلاعات برای فراهم کردن مبنایی برای تصمیم گیری منطقی سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان است. در این راستا ارائه اطلاعات مفید و مربوط با توان اثرگذاری بر تصمیم گیری های مالی افراد که منتهی به اتخاذ تصمیم بهینه شود یکی از نکات حایز اهمیت است. برای مفید واقع شدن اطلاعات مالی در تصمیم گیری گروه های مزبور، اهداف گزارشگری مالی ایجاب می کند که اطلاعات مربوط به گونه ای مناسب افشا و دسترسی به این اطلاعات برای همگان ممکن باشد. ویژگی های روانی مدیران به عنوان تصمیم گیرندگان اصلی شرکت و تأییدکنندگان نهایی گزارش های منتشر شده شرکت می تواند نقش بسزایی را در تنظیم و افشای اطلاعات شرکت ایفا نماید. هدف این تحقیق بررسی ویژگی های روانشناختی حسابرسان و کیفیت افشا گزارش فعالیت هیات مدیره؛ با تاکید بر رویکرد زمینه بنیان می باشد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه استفاده شده است که از نظرات حسابرسان با استفاده از روش دلفی فازی تهیه گردیده است. برسی فرضیه های این مطالعه و اعتبارسنجی مدل برآوردی از طریق نرم افزار Amos استفاده شده است. نتایج نشان داد مدل پژوهش مناسب و آزمون فرضیه های پژوهش حاکی از این است که بین شادکامی حسابرسان، خود تنظیمی حسابرسان، افسردگی حسابرسان، اضطراب و استرس حسابرسان، پرخاشگری حسابرسان، نگرش به تقلب حسابرسان، ناهماهنگی تلاش و پاداش و کامیابی حسابرسان با کیفیت افشا گزارش فعالیت هیات مدیره رابطه معناداری وجود دارد. یکی از اهداف گزارشگری مالی تهیه و ارائه اطلاعات برای فراهم کردن مبنایی برای تصمیم گیری منطقی سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان است. در این راستا ارائه اطلاعات مفید و مربوط با توان اثرگذاری بر تصمیم گیری های مالی افراد که منتهی به اتخاذ تصمیم بهینه شود یکی از نکات حایز اهمیت است. برای مفید واقع شدن اطلاعات مالی در تصمیم گیری گروه های مزبور، اهداف گزارشگری مالی ایجاب می کند که اطلاعات مربوط به گونه ای مناسب افشا و دسترسی به این اطلاعات برای همگان ممکن باشد. ویژگی های روانی مدیران به عنوان تصمیم گیرندگان اصلی شرکت و تأییدکنندگان نهایی گزارش های منتشر شده شرکت می تواند نقش بسزایی را در تنظیم و افشای اطلاعات شرکت ایفا نماید. هدف این تحقیق بررسی ویژگی های روانشناختی حسابرسان و کیفیت افشا گزارش فعالیت هیات مدیره؛ با تاکید بر رویکرد زمینه بنیان می باشد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه استفاده شده است که از نظرات حسابرسان با استفاده از روش دلفی فازی تهیه گردیده است. برسی فرضیه های این مطالعه و اعتبارسنجی مدل برآوردی از طریق نرم افزار Amos استفاده شده است. نتایج نشان داد مدل پژوهش مناسب و آزمون فرضیه های پژوهش حاکی از این است که بین شادکامی حسابرسان، خود تنظیمی حسابرسان، افسردگی حسابرسان، اضطراب و استرس حسابرسان، پرخاشگری حسابرسان، نگرش به تقلب حسابرسان، ناهماهنگی تلاش و پاداش و کامیابی حسابرسان با کیفیت افشا گزارش فعالیت هیات مدیره رابطه معناداری وجود دارد.
۱۴.
کیفیت ضعیف گزارشگری مالی می تواند شرایطی را ایجاد کند که در آن پاسخگویی به سهامداران وجود نداشته باشد و مدیران بر خلاف میل ذینفعان رفتار نمایند و هرگونه سوء استفاده از دارایی ها پنهان گردد. استانداردهای حسابداری و حسابرسی بدنبال ایجاد اطلاعات شفاف و دقیق می باشند که از این طریق افرادی که دارای نفوذ و قدرت اقتصادی هستند کمتر در معرض سقوط اخلاقی و شیوه های ناپسند فساد قرار گیرند.هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه بین کیفیت گزارشگری مالی و فساد مالی با تاکید بر نقش گزارشگری پایداری در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بود.جامعه آماری تحقیق حاضر، شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی 12 ساله از سال 1391 تا 1402 بوده است.داده ها با بکارگیری آزمون های ریشه واحد، کائو و رهیافت داده های تابلویی پویا با استفاده از نرم افزارایویوز تحلیل شدند.نتایج پژوهش نشان داد کیفیت گزارشگری مالی بر فساد مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تأثیر منفی و معنی داری دارد. نتایج همچنین گواه اثر منفی گزارشگری پایداری شرکت ها بر فساد مالی بوده و موجب تقویت اثر منفی کیفیت گزارشگری مالی بر فساد مالی می شود.
۱۵.
در حوزه حسابرسی با توجه مواردی مانند ابهام در استانداردها، فاصله انتظارات حسابرس و صاحبکار و قضاوت های ذهنی تعارض امری اجتناب ناپذیر است. یکی از راه های مدیریت تعارض، مذاکره بین طرفین آن خواهد بود. با توجه به اینکه مذاکره ذاتاً شامل برخورد با پیچیدگی های رفتار و احساسات انسانی است؛ نقش توانایی و ویژگی های شخصیتی حسابرس برای حل تعارض دارای اهمیت است. در این پژوهش به شناسایی و تبیین اثرگذارترین و اثرپذیرترین توانایی ها و ویژگی های شخصیتی حسابرسان در مذاکرات حل تعارض با صاحبکار پرداخته شده است. پژوهش از نظر فلسفه از نوع آمیخته است و ازلحاظ هدف در زمره پژوهش های اکتشافی قرار دارد. در بخش کیفی پژوهش، بر اساس رویکرد تحلیل محتوا، مؤلفه های ابعاد توانایی و ویژگی های شخصیتی حسابرس برای حل تعارض شناسایی، کدگذاری و طبقه بندی شد. در بخش کمی نیز با نظرسنجی از 10 نفر از خبرگان این حوزه (مدیر، شریک، سرپرست ارشد، اساتید حوزه حسابرسی) مؤلفه های شناسایی شده به شیوه دلفی فازی غربالگری شده و الگوی نهایی ارائه شد و سپس با استفاده از روش دیمتل فازی به بررسی شدت تأثیرگذاری و تأثیرپذیری ابعاد و مؤلفه های شناخته شده پرداخته شد. نتایج به دست آمده نشان داد الگوی نهایی برای حل تعارض از طریق مذاکرات، شامل 4 بعد اصلی و 19 مؤلفه فرعی مرتبط به آنها است. دیگر یافته ها نشان داد توانایی و ویژگی های شخصیتی رویکرد بین فردی و توانایی شناختی، ابعاد تأثیرگذار و صفات شخصیتی و ویژگیهای شخصیتی مربوط به ترجیحات ابعاد تأثیرپذیر الگو هستند. در میان مؤلفه ها نیز ویژگی خودکارآمدی تعامل بیشتری با سایر عوامل سیستم دارد. این یافته ها نشان می دهد حسابرسانی که دارای ویژگی های های مرتبط تری در توانایی شناختی و ارتباط بین فردی (خلاقیت، هوش هیجانی، ارتباط مشارکتی، انعطاف پذیری اخلاقی و خودکارآمدی) هستند؛ قادر خواهند بود بدون اعطای امتیازات که منجر به کاهش کیفیت حسابرسی و یا ادامه تعارض شود؛ با یک استراتژی مشارکتی نقاط مشترک را برای رسیدن به نتیجه برد-برد پیدا کنند..
۱۶.
در ادبیات حقوقی، شرکتهای شبه دولتی تعریف نشده اند؛ ساختار این دسته شرکتها نه منطبق بر شرکتهای خصوصی است و نه از قواعد عمومی تبعیت می کنند ؛ لکن بر مبنای معیار مالکیت عمومی می توان این دسته از شرکتها را حاکمیتی تلقی کرد. سوال اینجاست که با فرض تلقی این شرکتها در عداد دارایی های عمومی و حاکمیتی، بر مبنای چه استنادی این دسته از شرکتها زیر چتر نظارتی دیوان محاسبات کشور قرار خواهند گرفت. در مقاله حاضر با روش توصیفی-تحلیلی موضوع مورد بررسی قرار گرفته و نتیجه اینکه با استناد به اسناد بالادستی نظام حقوقی، اتکاء به کلید واژه «به نحوی از انحاء» در اصل (55) قانون اساسی، بررسی صورت مشروح مذاکرات مجلس نهایی بررسی قانونی اساسی و تمسک به استعاره «ترتب مالکیت عمومی» در تبصره ماده (2) قانون دیوان محاسبات کشور باید قائل به توفق نظارتی دیوان محاسبات بر این دسته از شرکتها شد. راهکار نهایی و آرمانی در این خصوص شفافیت نظام مالی کشور بر مبنای سه عنصر تنقیح، تقنین و تمیکن در برابر سیاستهای کلی نظام است
۱۷.
این پژوهش با ارائه راهکار هوشمند سازی نظارت با هدف هم افزایی و همکاری بین سه دستگاه مهم سازمان برنامه و بودجه (با عملکرد بودجه ریزی) دیوان محاسبات کشور(با عملکرد نظارت قوه مقننه) و وزارت امور اقتصادی و دارایی ( با عملکرد خزانه داری کل کشورو نظارت حین خرج ) پتانسیل جدید ایجاد می نماید. روش تحقیق توسعه ای کاربردی است. این پژوهش از طریق روش انطباق محتوای فصول و مواد حاکم با روش ها، کنشگران و فعالیتها در قوانین حاکم به قیود پرسشگری دست یافته است. هوشمند سازی نظارت به کمک قیود پرسشگری از طریق سه ابزار مهم نمونه رسی هوشمند (با تغییر رویکرد کار تعداد به وجه کار از طریق آنالیز حساسیت حسابرسی)، پرسشگری هوشمند(با تغییر در نحوه جمع آوری اطلاعات از نظارت میدانی به اخذ اظهارنامه های الکترونیکی از دستگاه های اجرایی) و ارزیابی هوشمند (با ایجاد پتانسیل جدید در ارزیابی مدیران همتراز و خودتنظیمی سیستمی در حرکت بلاک های اظهارنامه) در انسجام بخشی به فرآیند اخذ داد های مالی کشور در یک بستر واحد اقدام نموده است. آنالیز حساسیت حسابرسی با استفاده از شاخص های نسبی درجه اهمیت وجوه مشمول نظارت را تعیین و نمونه رسی ها را از خبره محوری به سمت داده محوری سوق می دهد. حرکت بلاک های اظهارنامه های الکترونیکی و امتیا زدهی طراحی شده در حین این حرکت، موجب هم افزایی و همکاری مورد نظراین پژوهش به همراه خود تنظیمی سیستمی و نهایتأ بودجه ریزی بر مبنای عملکرد می گردد.