ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۲۱ تا ۲٬۰۴۰ مورد از کل ۵۹٬۱۲۴ مورد.
۲۰۲۱.

نظریه های شخصیت و بازی وارسازی: فراروش و فرانظریه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۱۶۱
بازی وارسازی به عنوان یک راهبرد مؤثر، با استفاده از عناصر بازی در محیط های غیربازی و جدی، توانسته است توجه بسیاری از حوزه ها را به خود جلب کند. این رویکرد نه تنها مشارکت و تعامل کاربران را افزایش می دهد، بلکه با ایجاد انگیزه درونی و بیرونی، به بهبود، تعامل، عملکرد و یادگیری در زمینه های مختلف منجر می شود. یکی از عوامل کلیدی که اثربخشی اقدامات بازی وارسازی شده را تحت تأثیر قرار می دهد، ویژگی های شخصیتی کاربران است. پژوهش های پراکنده ای در این خصوص صورت گرفته است. هدف این پژوهش، بررسی جایگاه نظریه های شخصیت در مطالعات این حوزه است. در این پژوهش با یک رویکرد مرور نظام مند به بررسی مقالات موجود در پایگاه های داده وب آف ساینس و اسکوپوس پرداخته و انواع نظریه ها و تیپ های شخصیتی در این حوزه را مورد بررسی قرار می دهد. با بررسی 3282 مقاله و حذف مقالات غیرمرتبط، 96 مقاله مورد استفاده قرارگرفت. نتایج، نشان داد که پرکاربردترین نظریه در بازی وارسازی نظریه هکساد است. همچنین روش تحقیق کمی، بیشترین استفاده را میان روش تحقیق های موجود داشت و حوزه هایی که بیشترین فراوانی را در بازی وارسازی شخصی سازی شده داشت، به ترتیب صنایع کامپیوتر، آموزش و بازاریابی بودند. در این مطالعه، با بررسی نظام مند نظریه های شخصیت، جایگاه تفاوت های فردی کاربران را در طراحی سامانه های بازی وارسازی شده تبیین می کند. توجه به این تفاوت ها نه تنها به شخصی سازی تجربه کاربران منجر می شود، بلکه اثربخشی بازی وارسازی را در حوزه های مختلف ازجمله آموزش، سلامت و بازاریابی افزایش می دهد. ازاین رو، این پژوهش گامی نوین درجهت بهینه سازی تعامل انسان با فناوری ازطریق درک عمیق تر از شخصیت افراد محسوب می شود.
۲۰۲۲.

اثر رهبری زامبی بر سکوت سازمانی؛ با نقش میانجی صخره شیشه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۷۴
سکوت سازمانی، یکی از چالش های مهم در محیط های کاری معاصر است و عومل متعددی بر تشدید آن در سازمان اثرگذار است، بنابراین، پژوهش پیش رو با هدف تعیین میزان اثرات رهبری زامبی بر سکوت سازمانی با نقش میانجی صخره شیشه ای انجام شد. ازنظر فلسفی، اثبات گرایانه با رویکرد قیاسی، راهبرد توصیفی، از  نوع کمّی و مقطعی بوده و ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه است. جامعه آماری پژوهش، کارکنان زن کمیته امداد امام خمینی(ره) استان کردستان و مراکز نیکوکاری می باشد. روش نمونه گیری، تصادفی طبقه ای بوده و با استفاده از روش کوهن تعداد 107 نفر از کارکنان به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. پایایی مدل اندازه گیری ازطریق بارهای عاملی، پایایی ترکیبی و آلفای کرونباخ، همچنین روایی همگرا با معیار AVE و روایی واگرا توسط شاخص HTMT بررسی و تأیید شد. نتایج تحلیل داده ها با نرم افزار پی.ال.اس نشان داد که رهبری زامبی به طورمستقیم و غیرمستقیم ازطریق متغیر میانجی صخره شیشه ای بر سکوت سازمانی اثرگذار است. همچنین، نتایج آزمون تحلیل واریانس با نرم افزار اس.پی.اس.اس نشان داد که بین میانگین نظرات ازلحاظ متغیرهای محل خدمت، تجربه و نوع استخدام تفاوت معنادار وجود دارد. درخصوص سایر متغیرها تفاوتی مشاهده نشد. جنبه نوآوری پژوهش این است که مطالعات پیشین متغیرهای مذکور را در فرهنگ های غربی بررسی کرده اند. لیکن پژوهش حاضر متغیرها را به طور هم زمان و در فرهنگ و بستر غیرغربی (ایران) بررسی کرد.
۲۰۲۳.

Creative Tourism in the City of Isfahan: Challenges and Opportunities for the Hospitality Industry from a Cultural and Historical Perspective(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۴۲
This research explores the challenges and opportunities facing Iran’s hospitality industry from a cultural and historical perspective, with a particular focus on creative tourism. Given the nature of the subject, the study employs a descriptive research method. In terms of data collection, a qualitative approach was adopted. The statistical population comprises managers and deputies within the hospitality industry in Isfahan province. To determine the appropriate number of participants, the saturation rule was applied, ultimately resulting in a sample of 20 individuals selected through purposive sampling. Data collection was conducted using field methods and a semi-structured interview process. The collected data were then analyzed using MaxQDA software. The findings highlight several key strategies for enhancing creative tourism in Isfahan’s hospitality sector. These include developing local experiences, improving the quality of creative services, diversifying tour offerings, establishing local collaboration networks, leveraging technological marketing, and supporting local businesses. 
۲۰۲۴.

نقش شایستگی های فنی مدیران مالی در تخصیص بهینه بودجه در دستگاه های اجرایی (موردمطالعه حوزه منابع انسانی فرهنگ و رسانه)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۱۰۰
تخصیص بهینه بودجه در دستگاه های اجرایی، به ویژه در حوزه فرهنگ و رسانه که با محدودیت منابع و پیچیدگی های سیاسی مواجه است، اهمیت ویژه ای دارد. مدیریت ناکارآمد بودجه موجب اتلاف منابع و کاهش اثربخشی برنامه ها می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش شایستگی های فنی مدیران مالی در تخصیص بهینه بودجه در دستگاه های اجرایی فرهنگ و رسانه انجام شد. این پژوهش از نوع توصیفی–همبستگی است. جامعه آماری شامل ۲۵۰ مدیر مالی در دستگاه های اجرایی حوزه فرهنگ و رسانه بود که با استفاده از فرمول کوکران، نمونه ای ۱۵۰ نفری به روش تصادفی ساده انتخاب شد. داده ها از طریق پرسشنامه استاندارد گردآوری و روایی آن با نظر خبرگان و پایایی آن با آلفای کرونباخ ۰.۸۷ تأیید شد. تحلیل داده ها با آمار توصیفی، همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه در نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ انجام گرفت. نتایج نشان داد بین ابعاد شایستگی های فنی مدیران مالی (دانش مالی، شناخت ماهیت حساب ها، دانش حسابداری و آشنایی با قوانین و استانداردهای مالی) و تخصیص بهینه بودجه رابطه ای مثبت و معنادار وجود دارد (p<0.01). تحلیل رگرسیون نشان داد این متغیرها در مجموع ۶۹٪ از واریانس تخصیص بهینه بودجه را تبیین می کنند که در میان آن ها، شناخت قوانین و استانداردهای مالی با ضریب بتا ۰.۳۵ بیشترین تأثیر را دارد. بر این اساس، شایستگی های فنی مدیران مالی نقش مهمی در بهبود کارایی تخصیص بودجه ایفا می کند. سرمایه گذاری در آموزش و توانمندسازی این مدیران می تواند از هدررفت منابع جلوگیری کرده و دستیابی به اهداف استراتژیک سازمان را تسهیل کند. این یافته ها با پژوهش های پیشین همسو است و بر اهمیت سرمایه انسانی در مدیریت مالی بخش عمومی تأکید دارد.
۲۰۲۵.

بررسی تأثیر مولفه های اعتقادی و رفتاری دینی بر پایبندی به اصول کسب و کار حلال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۸
تلاش برای کسب معیشت، بخش مهمی از فعالیت های زندگی هر انسانی را شکل می دهد. اما آنچه که برای جامعه انسانی بسیار ضروری است، حاکمیت اخلاق و قانون بر این فعالیت هاست. سازوکارهای درونی و بیرونی برای نگهداشت انسان از رفتارهای غیراخلاقی و نادرست، در جوامع مختلف وجود دارد. در جامعه اسلامی، باورهای اعتقادی مانند خداباوری و آخرت گرایی از جمله موضوعاتی است که می تواند این کنترل درونی را تقویت کند. این پژوهش به دنبال بررسی تأثیر خداباوری و آخرت گرایی و انجام عبادات بر پای بندی به اصول کسب و کار حلال در دو موضوع قیمت گذاری و تبلیغات است. این پژوهش در شهر تهران و با روش نمونه گیری دردسترس به صورت میدانی و حضوری از فروشندگان پوشاک انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد بر خلاف انتظار اولیه که خداباوری و آخرت گرایی، نمی تواند تأثیری در پای بندی به کسب و کار حلال داشته باشد، این در حالی است که متغیر انجام عبادت دارای تأثیر معنی دار و مثبتی بر پای بندی به کسب و کار حلال است. تفسیر چرایی حصول این نتایج، باید گفت که شکلی از دین باوری در میان جامعه ظهور کرده که اگر چه خود در درون خود، احساس می کنند به خدا و قیامت باور دارند، اما در مقام رفتاری تأثیر این باورها دیده نمی شود و این زنگ هشداری برای دستگاه فرهنگی کشور است که ارتباط وثیقی بین باور و عمل در میان دین باوران جامعه وجود ندارد. اما انجام عبادات طبق آموزه های اسلامی توانسته است کنترل کننده رفتار و بازدارنده انسان از گناه محسوب شود. بر این اساس، بازار اسلامی باید ارتباط بیشتری با نماز، مسجد و اعمال عبادی برقرار کند تا بتواند به پاکی و طهارت بیشتری نائل شود.
۲۰۲۶.

تأثیر معاملات با اشخاص وابسته و اجزای آن بر بهای خدمات حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۷۹
مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر معاملات با اشخاص وابسته بر بهای خدمات حسابرسی انجام شده است. بر اساس نظریه تضاد منافع، این معاملات ممکن است به صورت فرصت طلبانه مورداستفاده قرار گیرند و ریسک ذاتی شرکت ها را افزایش دهند. ازاین رو، پژوهش حاضر به تحلیل رابطه بین اجزای مختلف این معاملات، شامل خرید، فروش، تسهیلات و مبالغ دریافت و پرداخت، با میزان حق الزحمه حسابرسی می پردازد. این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی و با رویکرد پس رویدادی است که بر داده های مالی ۱۲۷ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۲ متمرکزشده است. اطلاعات موردنیاز از منابع مالی رسمی جمع آوری شده و با استفاده از مدل های رگرسیونی پانلی تحلیل شده است. نتایج نشان داد که معاملات با اشخاص وابسته ارتباط مستقیم و معناداری با حق الزحمه حسابرسی دارند. به طور خاص، افزایش مبلغ خرید، فروش، تسهیلات و دریافت ها و پرداخت های فی مابین با افزایش هزینه های حسابرسی همراه بوده است. این نتایج تأیید می کند که پیچیدگی و حجم بالای معاملات با اشخاص وابسته موجب افزایش ریسک حسابرسی و درنتیجه، افزایش هزینه های مرتبط با آن می شود. بر اساس یافته های پژوهش، شرکت هایی که حجم بیشتری از معاملات با اشخاص وابسته دارند، هزینه های حسابرسی بالاتری متحمل می شوند. این افزایش هزینه به دلیل نیاز به بررسی دقیق تر، افزایش ریسک تحریف صورت های مالی، و تلاش بیشتر حسابرسان برای ارزیابی صحت اطلاعات گزارش شده است. بنابراین، کاهش معاملات با اشخاص وابسته می تواند به مدیریت بهتر هزینه های حسابرسی کمک کند. پژوهش حاضر با بررسی تفکیکی اجزای معاملات با اشخاص وابسته (خرید، فروش، تسهیلات مالی و دریافت و پرداخت های فی مابین) و تأثیر آن ها بر بهای خدمات حسابرسی، دیدگاهی دقیق تر نسبت به رابطه میان این متغیرها ارائه می دهد. درحالی که اغلب مطالعات پیشین صرفاً به بررسی اثر کلی این معاملات پرداخته اند، پژوهش حاضر با لحاظ متغیرهای کنترلی متنوع و دوره زمانی ده ساله، تحلیلی جامع تر ارائه کرده است. نتایج حاصل می تواند در بهبود تصمیم گیری حسابرسان، ارتقای شفافیت مالی و مدیریت هزینه های حسابرسی مؤثر واقع شود.
۲۰۲۷.

ارائه مدل کارآمدی شوراهای محلی در مدیریت پایدار روستایی هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۶۲
قرارگیری بیش از 30 درصد جمعیت کشور در مناطق روستایی و مواجه با تأثیرات تغییرات اقلیمی، کاهش منابع و نابرابری‌های اجتماعی، ضرورت تقویت شوراهای محلی را نشان می‌دهد. توسعه پایدار صرفاً به منابع طبیعی یا اقتصادی وابسته نیست؛ بلکه به توانایی مدیریت مؤثر نیز متکی است. برای مواجهه با این چالش‌ها، بهره‌گیری از یک رویکرد جامع به توسعه یعنی توسعه دیجیتال در مدیریت نیاز است. پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل نظری-الگوریتمی کارآمدی شوراهای محلی در مدیریت پایدار روستایی مبتنی بر هوش مصنوعی انجام شد. این پژوهش از نظر پارادایم تفسیر-انتقادی، از نظر رویکرد آمیخته، از نظر روش جمع‌آوری داده‌ها توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری بخش کیفی مقالات مرتبط بود که با روش مرور حیطه‌ای، 25 مقاله انتخاب شد. مضامین با تکنیک تحلیل مضمون شناسایی شد. جامعه آماری بخش کمی، دهیاران و اعضای شوراهای محلی استان مازندران بودند. به‌صورت هدفمند و در دسترس، 20 نفر از اعضای شوراها انتخاب شد. داده‌ها از طریق پرسشنامه محقق ساخته، داده‌های میدانی و داده‌های ثانویه از 20 روستای در دسترس جمع‌آوری شد. روایی محتوایی پرسشنامه با شاخص‌های مقادیر CVR و CVI، و روایی سازه از طریق تحلیل عاملی تاییدی و اکتشافی، پایایی با آزمون آلفای کرونباخ تایید شد. با استفاده از الگوریتم‌های هوش مصنوعی (شبکه عصبی، تحلیل چندمعیاره، رگرسیون فازی)، با تمرکز بر 3 محور بخش مدیریت پایدار (کشاورزی هوشمند، مدیریت منابع آب، انرژی‌های تجدید پذیر) مدل‌سازی کمی و پیش‌بینی الگوهای مدیریت پایدار روستایی در این 3 محور انجام شد. اعتبار مدل کمی با شاخص‌های آماری تایید شد. مدل نظری شامل 4 مضمون سازمان دهنده، 10 مضمون پایه و 28 کد بود. مدل نظری نشان داد کارآمدی شوراها با تقویت 4 عملکرد تصمیم‌گیری، پیش‌بینی، تقویت مشارکت، نظارت و ارزیابی ارتقا می‌یابد. این 4 عملکرد می‌تواند با بهره‌گیری از فرصت‌هایی که هوش مصنوعی ایجاد می‌کند، تقویت شود. مدل الگوریتمی نشان داد که از نظر دهیاران و شوراها، مدیریت منابع آب نسبت به کشاورزی هوشمند و انرژی تجدید پذیر اولویت دارد. نتایج این پژوهش نشان داد که هوش مصنوعی می‌تواند کارآمدی شوراهای محلی را در مدیریت پایدار به‌طور معناداری افزایش دهد. این نتایج ضمن همسویی با نتایج پژوهش‌های پیشین، با ترکیب دو مدل نظری و الگوریتمی، مدلی بومی ارائه داد. این مدل پیوند بین مفاهیم مدیریتی و فناورانه را ایجاد کرد که این ادغام سبب ارائه مدل یکپارچه شد که نسبت به روش مدیریت سنتی که دهیاران و شوراها قبلا داشته‌اند می‌تواند دقت و جامعیت بیشتری به تصمیمات و عملکرد آن‌ها برای ارائه خدمات روستایی و به‌ویژه مدیریت منابع آب بدهد.
۲۰۲۸.

پیش بینی قیمت سهام با استفاده از ترکیب الگوریتم های یادگیری عمیق( RNN، LSTM و GRU) و تجزیه فرکانسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۸۹
غیرخطی بودن و نوسانات بالای سری های زمانی مالی، پیش بینی قیمت سهام را دشوار کرده است. هرچند با پیشرفت های اخیر در حوزه یادگیری عمیق و استفاده از مدل های شبکه های عصبی مانند RNN، LSTM و GRU، بهبودهای قابل توجهی در تحلیل این نوع داده ها به وجود آمده است، اما سیستم های مالی پیچیده و پویا به راحتی تحت تأثیر نویز قرار می گیرند. وجود نویز در سری های زمانی باعث می شود که مدل های یادگیری عمیق به سختی بتوانند الگوها و ویژگی های پنهان سری های زمانی را استخراج کنند و در نتیجه، توانایی یادگیری و دقت پیش بینی مدل های یادگیری عمیق کاهش می یابد. تحقیقات نشان داده است که روش تجزیه کامل به مجموعه مؤلفه های مود تجربی (CEEMD) ممکن است در تجزیه و تحلیل سری های زمانی مالی مؤثر باشد. پژوهش حاضر به دنبال طراحی یک مدل بر اساس تجزیه سری های زمانی برای پیش بینی یک روز آینده است. در این راستا، این پژوهش در چهار ساختار، مدل CEEMD را با مدل های یادگیری عمیق مانند RNN، LSTM و GRU و مدل آماری ARMA ترکیب کرده است. برای ارزیابی مدل ها از داده شاخص کل و داده های قیمت سهام 34 شرکت فعال تر بورس تهران مربوط به بازه زمانی فروردین 1396 تا فروردین 1401 استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که تجزیه داده های خام می تواند فرآیند استخراج ویژگی ها و الگوها را برای یادگیری ماشین تسهیل نماید. به علاوه، مدل CEEMD-ARMA-LSTM نسبت به مدل های ترکیب نشده دقت پیش بینی را 3 درصد افزایش داده است.
۲۰۲۹.

تأثیر عدم قطعیت سیاست های اقتصادی بر پایداری مالی با در نظر گرفتن اثر تعاملی راهبرد تدافعی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۲۱۸
توانایی تسهیل و ارتقای فرآیندهای اقتصادی، مدیریت ریسک ها و خنثی نمودن شوک ها را پایداری مالی گویند. پژوهشگران تاکنون تأثیر عوامل مختلفی مانند حقوق صاحبان سهام، جمع کل دارایی ها، سود خالص، تأمین مالی و غیره را که اکثر از عوامل درون شرکتی هستند بر پایداری مالی بررسی نموده اند. اما در این میان ریسک مهم برون سازمانی دیگری که غالباً از عدم ثبات و عدم جامع و کامل بودن قوانین اقتصادی تصویب شده از جانب دولت ها نشات می گیرد و می تواند عملکرد تولید و پایداری مالی شرکت ها را تحت الشعاع قرار دهد؛ و تاکنون مورد توجه پژوهشگران ایرانی قرار نگرفته است، مبحث عدم قطعیت سیاست های اقتصادی دولت و راهبرد شرکت ها برای رویارویی با چنین شرایطی است. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر عدم قطعیت سیاست های اقتصادی بر پایداری مالی با در نظر گرفتن اثر تعاملی راهبرد تدافعی است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و ازنظر روش توصیفی- همبستگی است. پژوهشگر با استفاده از داده های ترکیبی 128 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی سال های 1390 تا 1399 و به کمک رگرسیون خطی چندگانه دریافت که عدم قطعیت سیاست های اقتصادی بر پایداری مالی شرکت تأثیر منفی و معنادار دارد. همچنین، نتایج فرضیه دوم پژوهش نشان داد اتخاذ راهبرد تدافعی کسب وکار از جانب شرکت ها باعث تضعیف رابطه منفی بین عدم قطعیت سیاست های اقتصادی و پایداری مالی شرکت می گردد.
۲۰۳۰.

بررسی تأثیر کنشگری بازار بر عملکرد کسب و کار با نقش میانجی نوآوری محصول و اشتراک گذاری دانش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۸۰
هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر کنشگری فعال بازار بر عملکرد تجاری با نقش میانجی نوآوری محصول و اشتراک دانش در میان تولیدکنندگان صنایع دستی در کشور عراق می باشد. این پژوهش با هدف کاربردی و به روش توصیفی- پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری این تحقیق شامل 300 نفر از مدیران مشاغل محلی یا صنایع دستی در کشور عراق بودند که برای نمونه گیری از روش غیر احتمال در دسترس استفاده گردید و 169 نفر بر اساس جدول مورگان مورد ارزیابی و اندازه گیری قرار گرفتند. در این پژوهش برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه استفاده گردید که روایی صوری، محتوایی آن توسط متخصصان مورد تأیید قرار گرفت. برای سنجش روایی پرسشنامه، تحلیل تاییدی روایی همگرا و واگرا انجام شد. برای سنجش پایایی از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی مرکب استفاده گردید که پایایی خوب ابزار را نشان داد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش حداقل مربعات جزئی و نرم افزار آماری PLS3 Smart استفاده شد و نتایج نشان از تأیید تمامی فرضیه ها داشت و بیان گردید که کنشگری فعال بازار بر عملکرد کسب وکار تأثیر گذار است و همچنین کنشگری فعال با نقش میانجی نوآوری محصول و اشتراک گذاری دانش بر عملکرد نیز تأیید گردید. و تأثیرگذاری نقش میانجی کنشگری بازار و نوآوری محصول بر عملکرد کسب وکار نیز مورد تأیید قرار گرفت. 
۲۰۳۱.

ارزیابی ظرفیت های بلاکچین ترکیبی برای طراحی و پیاده سازی ارزهای دیجیتال بانک مرکزی (CBDC)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۷۰
تحولات سریع در حوزه فناوری های مالی، به خصوص پیشرفت های چشمگیر در بلاک چین، باعث شده ساختارهای سنتی نظام پولی با چالش ها و فرصت های تازه ای روبرو شوند. در این میان، ارزهای دیجیتال بانک مرکزی ، به عنوان نوآوری های کلیدی و استراتژیک، توجه زیادی از سوی سیاست گذاران مالی در سطح جهان به خود جلب کرده اند. این ارزها که توسط نهادهای مرکزی صادر می شوند، ظرفیت بالایی برای افزایش شفافیت مالی، کاهش هزینه های تراکنش ها و ساده تر کردن نظارت بر جریان نقدینگی دارند. در این مقاله، تمرکز ما بر بررسی قابلیت ها و ظرفیت های بلاک چین ترکیبی در طراحی و اجرای CBDC است. بلاک چین هیبریدی با ترکیب ویژگی های بلاک چین های عمومی و خصوصی، شرایط مناسبی برای ایجاد تعادل بین شفافیت عمومی و کنترل مرکزی فراهم می کند. همچنین، با الهام از مدل پیشنهادی در پایان نامه کارشناسی ارشد با عنوان ثبات، ساختاری سه لایه متشکل از پشتوانه طلا، ضمانت نامه های بانکی و زیرساخت فناورانه تحلیل شده است. روش تحقیق مبتنی بر رویکرد ترکیبی و تکنیک دلفی بوده و با همکاری ۱۴ نفر از خبرگان حوزه های حقوق، اقتصاد و فناوری اطلاعات انجام شده است. نتایج نشان می دهد که استفاده از بلاک چین ترکیبی نه تنها می تواند چارچوبی امن و انعطاف پذیر برای انتشار و مدیریت CBDC ایجاد کند، بلکه با تلفیق پشتوانه های فیزیکی مانند طلا، به افزایش اعتماد عمومی و پایداری مالی نیز کمک می کند. بنابراین، مدل بومی ثبات می تواند به عنوان الگویی عملیاتی برای کشورهایی با شرایط اقتصادی مشابه ایران، مورد استفاده قرار گیرد.
۲۰۳۲.

استفاده از شبکه های عصبی کانولوشنالی جهت مدلسازی رابطه افق سرمایه گذار نهادی با ریسک پذیری بانکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۵۷
هدف: ریسک پذیری بانکی یکی از مؤلفه های بنیادین در سنجش پایداری مالی نظام های اقتصادی به شمار می رود و تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله ساختار مالکیت، نوع سهامداران و رفتار سرمایه گذاران قرار دارد. در این میان، افق سرمایه گذاری نهادی—اعم از کوتاه مدت یا بلندمدت—می تواند نقش تعیین کننده ای در نحوه مواجهه بانک ها با انواع ریسک های بازار ایفا کند. سرمایه گذاران نهادی با افق های متفاوت، رویکردهای گوناگونی در نظارت، تخصیص منابع و واکنش به نوسانات بازار اتخاذ می کنند که این تفاوت ها می تواند پیامدهای مستقیم بر سطح ریسک پذیری بانک ها داشته باشد. با توجه به پیچیدگی، چندبعدی بودن و غیرخطی بودن رابطه میان افق سرمایه گذاری و ریسک پذیری، استفاده از مدل های سنتی تحلیل مالی نظیر رگرسیون خطی یا شبکه های عصبی پیش خور با محدودیت هایی مواجه است. این مدل ها غالباً در شناسایی الگوهای پنهان، روابط غیرخطی و ویژگی های محلی داده های مالی ناکارآمد هستند. از این رو، هدف اصلی پژوهش حاضر، بهره گیری از شبکه های عصبی کانولوشنالی (CNN) برای مدل سازی دقیق تر رابطه افق سرمایه گذار نهادی با ریسک پذیری بانکی در داده های ساختاریافته بانک های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. روش: این مطالعه از نوع کاربردی بوده و با رویکرد توصیفی-همبستگی انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه بانک های فعال در بورس تهران طی سال های ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۹ بود. داده های مربوط به افق سرمایه گذاری نهادی (کوتاه مدت و بلندمدت) و شاخص های ریسک پذیری بانکی استخراج گردید و به منظور پردازش توسط شبکه های کانولوشنالی، به ماتریس های ۴×۴ تبدیل شدند. سه مدل CNN با تعداد فیلترهای 64، 128 و 256 طراحی و آموزش داده شدند تا عملکرد آن ها در شناسایی الگوهای پیچیده و پیش بینی دقیق تر رابطه مورد نظر ارزیابی شود. برای سنجش کیفیت مدل ها از معیارهای دقت (Accuracy)، امتیاز F1 و سطح زیر منحنی ROC (AUC) استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از مدل سازی نشان داد که همبستگی میان افق سرمایه گذاری کوتاه مدت و ریسک پذیری بانکی برابر با 0.86 بوده که به مراتب قوی تر از همبستگی افق بلندمدت با ریسک پذیری (0.72) است. این یافته حاکی از آن است که سرمایه گذاران نهادی با افق کوتاه مدت، به دلیل واکنش پذیری سریع تر نسبت به تغییرات بازار، نقش مؤثرتری در کاهش ریسک های بانکی ایفا می کنند. از میان سه مدل طراحی شده، شبکه 64 فیلتری (CNN64) با دقت 0.829، امتیاز F1 برابر با 0.815 و AUC برابر با 0.842، بالاترین عملکرد را در مدل سازی رابطه مورد نظر داشت. این مدل توانست با استخراج ویژگی های محلی و شناسایی الگوهای پیچیده در داده های مالی، عملکردی به مراتب بهتر از مدل های سنتی ارائه دهد و اثربخشی شبکه های کانولوشنالی در تحلیل های مالی را به اثبات رساند. نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان داد که شبکه های عصبی کانولوشنالی، به ویژه در ساختارهای سبک تر مانند CNN64، ابزار قدرتمندی برای تحلیل روابط پیچیده و غیرخطی در داده های مالی هستند. استفاده از این مدل ها در تحلیل افق سرمایه گذاری نهادی و ریسک پذیری بانکی، نه تنها دقت پیش بینی را افزایش می دهد، بلکه امکان تفسیر بهتر رفتار بازار، شناسایی الگوهای پنهان و اتخاذ تصمیمات سرمایه گذاری آگاهانه تر را فراهم می سازد. تمرکز بر افق کوتاه مدت به عنوان عامل مؤثر در کاهش ریسک های بانکی، می تواند راهگشای تدوین سیاست های نظارتی، طراحی ابزارهای کنترلی و توسعه راهبردهای سرمایه گذاری هوشمندانه تر در صنعت بانکداری باشد. پیشنهاد می شود در مطالعات آتی، از مدل های یادگیری ماشین متنوع تری مانند درخت های تصمیم گیری، مدل های تصادفی و شبکه های عمیق تر استفاده شود و تأثیر عوامل کلان اقتصادی نظیر نرخ بهره، تورم و سیاست های پولی نیز در تحلیل ها لحاظ گردد. همچنین، گسترش دامنه تحقیق به سایر بازارهای مالی، نمونه های بین المللی و بازه های زمانی بلندمدت می تواند به تعمیم پذیری نتایج، افزایش اعتبار بیرونی و توسعه نظری در حوزه مدیریت ریسک بانکی کمک شایانی نماید.
۲۰۳۳.

شناسایی پیامدهای اقتصاد گیگ در بستر پلتفرمها با رویکرد فراترکیب با تاکید بر چالش های منابع انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۰۴
  در چند سال اخیر رشد چشم گیر در عرصه فناوری و دیجیتال موجب پدید آمدن شکل تازه ای از مشاغل در جهان شده است که در حال حاضر به شکل یک اقتصاد تأثیرگذار درآمده و تحت عنوان " اقتصاد گیگ " شناخته می شود. هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی پیامدهای اقتصاد گیگ در بستر پلتفرم ها با رویکرد فراترکیب با تاکید بر چالش های منابع انسانی می باشد. این پژوهش از نظر هدف، توسعه ای؛ از لحاظ ماهیت و سبک تحلیل مؤلفه ها، جزء پژوهش های کیفی و براساس جمع آوری داده ها، اسنادی است. از منظر روش انجام پژوهش، تحلیلی- توصیفی است و مؤلفه های پژوهش با استفاده از روش کیفی فراترکیب هفت مرحله ای ساندلوسکی و باروسو جمع آوری و تحلیل شده اند. به منظور شناسایی پیامدهای اقتصاد گیگ پژوهشگران به جستجوی سیستماتیک پژوهش های انجام شده مربوط به این پیامدها در 4 پایگاه علمی ساینس دایرکت، امرالد، وایلی، سیج و همچنین پایگاه استنادی اسکوپوس بین سال های 2010 تا 2024 پرداختند. در بررسی های اولیه، تعداد 117 منبع یافت شد که پس از طی مراحل غربال گری و اعتبارسنجی و بهره گیری از ابزار CASP در نهایت 21 مقاله مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و با استفاده از روش کدگذاری، پیامدهای اقتصاد گیگ شناسایی و با استفاده از نرم افزار مکس کیودا ترسیم گردید. برای بررسی کیفیت یا پایایی شاخص ها از ضریب کاپا در نرم افزار SPSS استفاده شده است که در پژوهش حاضر برابر با 80/0 است که نشان دهنده پایایی مناسب شاخص های این پژوهش می باشد. در مجموع 2 پیامد اصلی شامل پیامدهای مثبت و منفی اقتصاد گیگ و 34 پیامد فرعی اقتصاد گیگ شناسایی شده است.
۲۰۳۴.

عوامل مؤثر بر اعتماد و همکاری بین حسابرسان داخلی و مستقل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۸۴
هدف: هدف این پژوهش، با عنایت به استاندارد 610 حسابرسی، بررسی عوامل مؤثر بر اعتماد و همکاری بین حسابرسان داخلی و مستقل است که به عنوان منابع ادغام شده در خطوط دفاعی سازمان ها فعالیت دارند.   روش: پژوهش حاضر از منظر هدف، کاربردی و داده های آن از طریق پرسشنامه گردآوری شده است. جامعه آماری پژوهش، حسابرسان مستقل (حسابداران رسمی شاغل) و مدیران حسابرسی داخلی شرکت های پذیرفته شده در بورس و فرابورس ایران در سال 1401 بوده است. پاسخ های دریافتی 562 نفر از حسابرسان مستقل و داخلی با استفاده از معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.   یافته ها: بررسی یافته های پژوهش بیانگر این است که صلاحیت حرفه ای، کیفیت کار، تجربه حرفه ای، کاربرد فناوری اطلاعات، ارزیابی کنترل های داخلی، شناسایی و مدیریت ریسک توسط حسابرسان داخلی به میزان کافی کسب نشده است، بنابراین اعتماد و همکاری لازم بین حسابرسان داخلی و مستقل دیده نمی شود. اما بی طرفی و پس از آن جنسیت حسابرسان داخلی دارای تأثیر مثبت معنادار و کیفیت تحصیلات حسابرسان داخلی دارای تأثیر منفی معنادار بر اعتماد و همکاری بین حسابرسان داخلی و مستقل است.   نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاکی از آن است که عدم کسب بیشتر عوامل مؤثر بر اعتماد و همکاری توسط حسابرسان داخلی سبب شده است بین این دوگروه از حسابرسان اعتماد و همکاری لازم وجود نداشته باشد. اما بی طرفی، جنسیت و کیفیت تحصیلات حسابرسان داخلی، از عوامل مؤثر بر اعتماد و همکاری بین حسابرسان است.
۲۰۳۵.

Investigating Factors Affecting the Financial Wealth of Insurance Companies in Iran(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۱۵۴
The main goal of this article is to Investigating Factors Affecting the Financial Wealth of Insurance Companies in Iran. The method of this article is descriptive in terms of practical purpose and library data collection method. The data collection tool in this article was a standard questionnaire that was adapted from Masoumi et al.'s questionnaire and model. The statistical population of the research is all the experts in the country's insurance industry. The results of this article showed that the country's insurance industry experts, including university professors and senior managers of Iran Insurance Company, agree with these four main risks in the Financial Wealth model . However, these four main risks are not enough for the model of Financial Wealth . In the final, the optimal pattern of financial wealth in the Iranian insurance company includes four main pillars, which include 6 basic and general contain asset/liability mismatch risk, reinvestment risk, exchange rate risk, international market risk, life insurance account separation risk from non-life insurance account, life insurance account investment risk risks in the insurance industry each of the basic and general risks of the insurance industry also has several risks and sub-categories.
۲۰۳۶.

فراتحلیل کیفی عوامل اقتضایی تأثیرگذار بر فرایند مذاکره میان مؤدیان و حسابرسان مالیاتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۷۱
عوامل اقتضایی در مذاکره بین مودی و ممیز مالیاتی صرفا به شرایط عینی و ملموس پیرامون مذاکره محدود نیست بلکه ممکن است شامل مولفه های غیرملموس و زمینه ای نیز باشد که بر قضاوت ممیز مالیاتی تاثیر بگذارد. این عوامل می تواند چارچوبی فراهم آورد که ممیز مالیاتی از طریق آن ویژگی های موجود را درک کند و برای تفسیر و غربالگری اطلاعات استفاده کند. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل اقتضایی بر مذاکره بین حسابرس و مودی مالیاتی با استفاده از روش فراترکیب شامل هفت مرحله تعیین سوال پژوهش، جستجوی نظام مند، انتخاب مقالات، استخراج اطلاعات، یافته های پژوهش، کنترل کیفیت، ارائه گزارش انجام شد. جامعه پژوهش شامل مطالعات داخلی منتشرشده بین سال های ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۳ و مقالات خارجی از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۴ است. در این مطالعه، سه بُعد اصلی (فردی، سازمانی و محیطی) و ۱۰ مقوله مرتبط شناسایی گردید. در بُعد فردی، ویژگی های حسابرس و ویژگی های مودی مورد بررسی قرار گرفتند. در بُعد سازمانی، سه مقوله شامل عوامل سازمانی حسابرس، عوامل سازمانی مودی و روابط سازمانی بین آن ها شناسایی گردید. در بُعد محیطی، پنج مقوله شامل قوانین و مقررات مالیاتی، نهادهای تاثیرگذار، عوامل اجتماعی، عوامل اقتصادی و عوامل بازار شناخته شدند. تمایز اصلی این پژوهش با مطالعات پیشین در رویکرد جامع آن به دسته بندی چند بعدی عوامل و به همراه تمرکز بر مولفه های رفتاری، ساختاری و محیطی در بستر مذاکره مالیاتی است. نتایج این پژوهش نشان می دهد شناخت این عوامل می تواند به بهبود تعاملات حسابرس و مودی، افزایش شفافیت مذاکرات مالیاتی و تدوین سیاست های کارآمدتر در حوزه مالیات و حسابرسی کمک کند.
۲۰۳۷.

راهبرد توسعه فیزیکی پردیس های دانشگاهی به وسیله شناسایی شاخص های بصری مؤثر بر آن (پردیس دانشگاه شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۶
هدف: هدف این پژوهش، تجزیه وتحلیل محتوای بصری در پردیس های دانشگاهی و معرفی شاخص های بصری تأثیرگذار جهت بهبود و توسعه محوطه پردیس های دانشگاهی است؛ بنابراین در پژوهش حاضر، بررسی پردیس دانشگاه شیراز جهت استخراج فهرستی از شاخص های بصری مؤثر در محوطه پردیس دانشگاهی آن صورت پذیرفت تا از این طریق، راهبرد توسعه پردیس های دانشگاهی و بهره وری محیط برای آن محقق شود. روش شناسی: این پژوهش، کاربردی-توصیفی محسوب می شود که با استفاده از روش پیاده روی منظر در محوطه پردیس دانشگاه شیراز در سال 1404، صورت گرفت. این نظرسنجی با استفاده ترکیبی از چهار روش تصویر ذهنی، حالت اکتشافی، عکاسی و حالت بازتابی، تنظیم گردید. یافته ها: جهت تحلیل داده ها، متن پاسخ ها خلاصه، توضیحات پاسخ دهندگان، کدگذاری و شاخص های مرتبط با آن شناسایی شد. در مرحله بعد شاخص های بصری شناسایی شده، با در نظر گرفتن هم نشینی آنان در کنار هم یکپارچه و بسته به نوع ادراک برای انسان، در سه گروه اصلی عوامل عینی، ذهنی و عینی/ ذهنی طبقه بندی شدند؛ بنابراین فهرستی از شاخص های بصری بالقوه در محوطه پردیس دانشگاهی شکل گرفت. در انتها یک چارچوب تحلیلی به طور خاص؛ برای شاخص های بصری ارائه شد. ارزش پژوهش: با بررسی مرور ادبیات پژوهش، مشخص شد که فقدان یک چارچوب تحلیلی به طور خاص، برای شاخص های بصری در محوطه پردیس های دانشگاهی وجود دارد. ازاین رو یک نمایه سازی از شاخص های بصری محیط باید ایجاد نمود تا توسعه هدفمند و هماهنگ پردیس های دانشگاهی محقق شود. پیشنهادهای پژوهشی: پیشنهاد برای پژوهش های آتی این است که در دیگر پردیس های دانشگاهی انجام شود تا نتایج، تکمیل و توسعه یابد.
۲۰۳۸.

ارزیابی و اولویت بندی مؤلفه های توسعه کارآفرینی شهری (پژوهش موردی: کلان شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۶۵
مقدمه توسعه کارآفرینی شهری با زمینه سازی شرایط مساعد اقتصادی همچون اشتغال و خودکفایی مالی شهروندان دارای آثار مثبتی بر اجتماع و فرهنگ شهروندی نیز است و عدم ترویج آن به افزایش مشکلات اقتصادی و آسیب های اجتماعی همچون بیکاری فقر و بزهکاری منجر می شود که دارای اثرات مخرب اجتماعی و فرهنگی در بین شهروندان است. ازجمله دلایل توجه به توسعه کارآفرینی می توان به قدرت آن در ایجاد کسب وکارهای جدید با ارزش افزوده بالا توسعه کسب وکارهای موجود رشد اقتصادی و رفاه اجتماعی کاهش نرخ بیکاری و در نهایت، افزایش سرانه تولید و برقراری عدالت اجتماعی اشاره کرد؛ بنابراین، برای تدوین راهبردها و سیاست های مؤثر، شناسایی عوامل تأثیرگذار بر کارآفرینی و تحلیل تعاملات میان آن ها امری ضروری است. اصفهان، به عنوان یکی از کلان شهرهای مهم ایران، از جایگاه ویژه ای در حوزه های اقتصادی، تاریخی و فرهنگی برخوردار است. این شهر با داشتن پتانسیل های قابل توجه در زمینه های صنعتی، گردشگری و فناوری، می تواند به یکی از کانون های اصلی توسعه کارآفرینی در کشور تبدیل شود. با وجود این، علی رغم ظرفیت های موجود، توسعه کارآفرینی در شهر اصفهان با موانع و چالش های متعددی مواجه است که شناسایی و رفع آن ها برای تحقق رشد پایدار اقتصادی و اجتماعی ضروری است. در این رابطه برخی از عمده ترین چالش های توسعه کارآفرینی شهری عبارت اند از: کمبود زیرساخت های مناسب کارآفرینی (اعم از فیزیکی و دیجیتال)، محدودیت دسترسی به منابع مالی و سرمایه گذاری، به ویژه برای استارتاپ ها و کسب وکارهای نوپا، ضعف نظام آموزشی و مهارت آموزی کارآفرینی که به عدم آمادگی نیروی انسانی برای فعالیت های نوآورانه منجر می شود، کمبود حمایت های نهادی از سوی سازمان های دولتی و بخش خصوصی، چالش های اقتصادی کلان نظیر تورم، نوسانات بازار و عدم ثبات شرایط کسب وکار، ضعف در بازاریابی و جذب سرمایه گذاری خارجی، کم رغبتی یا عدم آگاهی شهروندان نسبت به فرایندهای کارآفرینی و مزایای مشارکت در آن و نبود سازوکارهای مؤثر برای تشویق و توسعه کسب وکارهای پایدار شهری. این چالش ها نه تنها مانع رشد کارآفرینی در کلان شهر اصفهان می شوند، بلکه فرصت های اشتغال زایی و توسعه اقتصادی را نیز تحت تأثیر قرار می دهند؛ بنابراین، بررسی علمی این موانع و ارائه راهکارهای عملیاتی برای رفع آن ها می تواند نقش تعیین کننده ای در تقویت اکوسیستم کارآفرینی شهر اصفهان ایفا کند. ضروری است که در راستای توسعه و تعمیق کارآفرینی شهری، به شناسایی و تحلیل وضعیت عوامل کلیدی مؤثر بر استقرار موفق آن تمرکز شود. توسعه کارآفرینی شهری اصفهان نیازمند یک رویکرد جامع و چندجانبه است که تمامی مؤلفه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نهادی را در بر گیرد. پژوهش حاضر با تمرکز تحلیل وضعیت مؤلفه های توسعه کارآفرینی شهریِ کلان شهر اصفهان در صدد است تا با شناسایی چالش ها و فرصت های موجود کارآفرینی در ساختار شهری، زمینه ساز ارتقای جایگاه کارآفرینی در ساختار اقتصاد شهری شود. به بیان دیگر، پژوهش حاضر در پی پاسخ به سؤال های زیر است: 1. وضعیت مؤلفه ها و شاخص های توسعه کارآفرینی شهری در کلان شهر اصفهان چگونه است؟ 2. اثرگذارترین مؤلفه ها و شاخص های توسعه کارآفرینی کلان شهر اصفهان کدام اند؟ مواد و روش ها پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش، توصیفی تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش شامل 45 نفر از خبرگان دانشگاهی، کارشناسان و مدیران نهادی سازمانی بوده است که بر اساس دانش و تجربه کافی در حوزه اهداف و قلمروی مطالعه انتخاب شدند. نمونه گیری به روش هدفمند انجام گرفت تا اطمینان حاصل شود که مشارکت کنندگان از تخصص و آگاهی لازم در زمینه موضوع پژوهش برخوردار هستند. برای تجزیه وتحلیل داده ها، از نرم افزار SPSS استفاده شد و آزمون های آماری تی تست و فریدمن به کار گرفته شدند. در این تحقیق، روش گردآوری اطلاعات به دو شیوه کتابخانه ای و میدانی انجام شد. در بخش کتابخانه ای، با مراجعه به منابع معتبر و فیش برداری از مطالب مرتبط، مبانی نظری و پیشینه پژوهش گردآوری شد. در بخش میدانی نیز با طراحی و توزیع پرسشنامه، داده های مورد نیاز از جامعه نمونه جمع آوری شد. این ترکیب روش ها امکان دستیابی به اطلاعات جامع و دقیق را فراهم کرد و به تحلیل بهتر یافته های پژوهش کمک کرد. در این بخش از پرسشنامه محقق ساخته در زمینه توسعه کارآفرینی شهری با 45 سؤال و در شش مؤلفه (حکمروایی خوب شهری با 4 گویه، عوامل سیاسی و قانونی با 3 گویه، عوامل اجتماعی شهر با 23 گویه، عوامل اقتصادی شهر با 6 گویه، عوامل محیطی شهر با 6 گویه و عوامل فرهنگی شهر با 3 گویه) که مبتنی بر بررسی مبانی نظری، پیشینه پژوهش و نظرات کارشناسان بود استفاده شد و بین حجم نمونه توزیع شد.  یافته ها برای ارزیابی وضعیت مؤلفه ها و شاخص های تحقیق، نتایج آزمون تی تک نمونه ای نشان داد سطح معناداری کلیه گویه ها کمتر از 0/05 بوده و بنابراین کلیه گویه ها در توسعه کارآفرینی شهری در شهر اصفهان به نحوی نقش داشته اند و دارای اهمیت هستند و فقط در میزان تأثیرگذاری با یکدیگر متفاوت اند. همچنین، یافته ها حاکی از آن بود که در مؤلفه حکمروایی خوب شهری، شاخص مدیریت کارآمد شهری؛ در مؤلفه عوامل سیاسی و قانونی، شاخص نظارت بر شهر؛ در مؤلفه عوامل اجتماعی شهر، شاخص های نوآوری شهری، ظرفیت شهری، شهر پیشرو، شهر ریسک پذیر؛ در مؤلفه عوامل اقتصادی شهر، شاخص سرمایه گذاری شهری؛ مؤلفه عوامل محیطی شهر شاخص کیفیت مداری شهری و در مؤلفه عوامل فرهنگی شهر، عوامل فردی شهر، برای توسعه کارآفرینی شهری کلان شهر اصفهان، وضعیت مناسبی نسبت به سایر شاخص های کارآفرینی شهری ندارند. بررسی وضعیت کلیِ مؤلفه ها نیز نشان داد توسعه کارآفرینی شهری در ساختار توسعه کلان شهر اصفهان در سطح متوسطی قرار دارد. این نتیجه بیانگر آن است که اگرچه زیرساخت ها و ظرفیت های لازم برای رشد کارآفرینی در این منطقه وجود دارد، اما هنوز تا رسیدن به سطح مطلوب و رقابت پذیری در مقیاس ملی و بین المللی فاصله قابل توجهی مشاهده می شود. به ویژه، عواملی همچون دسترسی به منابع مالی، سیاست های حمایتی دولت، آموزش های تخصصی و شبکه سازی کارآفرینانه به تقویت و بهبود نیاز دارند. نتایج اولویت بندی مؤلفه ها و شاخص های توسعه کارآفرینی شهری بر اساس آزمون فریدمن نشان داد شاخص های «انگیزش شهری، هم افزایی شهری، آینده نگاری شهری، فناوری شهری، شهر چابک، سیاست شهری، رشد و بازدهی شهر، آگاهی شهری، بستر شهری و بازاریابی شهری» مهم ترین عوامل در توسعه کارآفرینی شهری در شهر اصفهان هستند. همچنین، نتایج رتبه بندی مؤلفه های نهایی نشان داد حکمروایی خوب شهری در اولویت اولِ توسعه کارآفرینی شهری کلان شهر اصفهان قرار دارد و پس از آن عوامل اقتصادی، عوامل اجتماعی، عوامل فرهنگی، عوامل سیاسی و قانونی و عوامل محیطی قرار دارند.  نتیجه گیری توسعه کارآفرینی شهری به عنوان یک فرایند پویا و چندبعدی، نقش کلیدی در تحقق رشد اقتصادی، پویایی اجتماعی و تعالی فرهنگی شهرها ایفا می کند. این مطالعه نشان می دهد شهرها با ایجاد بسترهای نهادی، مالی و اجتماعی مناسب می توانند به عنوان کاتالیزوری برای فعالیت های نوآورانه و راه اندازی کسب وکارهای جدید عمل کنند و از این طریق، پاسخ گوی چالش های پیچیده ای همچون بیکاری، نابرابری های اجتماعی و تغییرات محیطی باشند. در این راستا، ساختار کلان شهری اصفهان به وضوح بیانگر آن است که دستیابی به توسعه کارآفرینی پایدار و همه جانبه مستلزم هماهنگی و تعامل نظام مند میان مؤلفه های گوناگون است. در این میان، حکمروایی و مدیریت شهری کارآمد به عنوان سنگ بنای اصلی توسعه کارآفرینی شهری شناخته می شود. نهادهای شهری با تدوین سیاست های هوشمند، تقویت چارچوب های قانونی و تسهیل فرایندهای اداری می توانند بستری امن و پویا برای رشد کسب وکارها فراهم کنند. علاوه بر این، جذب سرمایه گذاری های مالی و مشارکت بخش خصوصی از دیگر ارکان ضروری این فرایند محسوب می شود، چراکه توسعه کارآفرینی بدون حمایت های اقتصادی و زیرساخت های مالی پایدار با چالش های جدی مواجه خواهد شد. از سوی دیگر، توانمندسازی اجتماعی از طریق آموزش، ارتقای مهارت های تخصصی و بهره گیری از ظرفیت های جامعه محلی، به کارآفرینی شهری عمق و پایداری می بخشد. همچنین، فرهنگ شهری به ویژه در بستری تاریخی و غنی مانند اصفهان، می تواند به عنوان عاملی پیشران در جهت تقویت هویت کارآفرینانه و نوآوری عمل کند. در نهایت، تلفیق این عوامل در قالب یک الگوی یکپارچه سیاستی که در آن همکاری میان نهادهای دولتی، بخش خصوصی و جامعه مدنی به صورت نظام مند تعریف شده باشد، می تواند زمینه را برای توسعه کارآفرینی شهری پایدار و همه جانبه فراهم کند. به این ترتیب، مطالعه حاضر بر این نکته تأکید دارد که موفقیت در توسعه کارآفرینی شهری مستلزم نگاهی جامع نگر است که در آن تمامی ابعاد مدیریتی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در تعامل با یکدیگر قرار گیرند. تنها در این صورت است که شهرها می توانند به عنوان کانون های پویای کارآفرینی، سهم مؤثری در تحقق توسعه پایدار ایفا کنند.
۲۰۳۹.

طراحی و تبیین الگوی حکمرانی شبکه ای هوشمند در مدیریت شهری در شهرداری های خراسان شمالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۸ تعداد دانلود : ۲۷۳
مطالعه حاضر با هدف طراحی و تبیین الگوی حکمرانی شبکه ای هوشمند در مدیریت شهری در شهرداری های خراسان شمالی انجام شد. این مطالعه از نظر هدف کاربردی-توسعه ای، از نظر روش و بازه زمانی گردآوری داده ها، یک پژوهش پیمایش مقطعی و از نظر طرح پژوهشی، یک پژوهش آمیخته می باشد. جامعه مشارکت کنندگان بخش کیفی شامل اساتید مدیریت شهری و مدیران شهرداری های خراسان شمالی است که 15 نفر به شیوه نمونه گیری نظری انتخاب شده اند مصاحبه ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. جامعه آماری بخش کمی شامل مدیران و کارشناسان شهرداری های خراسان شمالی است که با فرمول کوکران، حجم نمونه 278 نفر برآورد شد و نمونه گیری با روش تصادفی ساده انجام گردید. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیم ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته بود. روایی مصاحبه براساس چهار معیار اعتبارپذیری، انتقال پذیری، تاییدپذیری و اطمینان پذیری تایید گردید و پایایی بخش کیفی با محاسبه ضریب هولستی به میزان 713/0 مطلوب برآورد گردید. روایی بخش کمی با روش های روایی صوری (دیدگاه داوران)، روایی همگرا (بالای 5/0) و روایی واگرا بررسی شد. پایایی پرسشنامه نیز با برآورد آلفای کرونباخ، ضریب رو و پایایی ترکیبی (بالای 7/0) مطلوب ارزیابی شد. تحلیل داده ها در بخش کیفی با روش تحلیل مضمون و در بخش کمی با روش حداقل مربعات جزئی انجام شد. یافته های پژوهشی نشان داد عوامل مدیریتی، عوامل فنی حکمرانی شبکه ای هوشمند، شفافیت مدیریت شهری و مشارکت شهروندان الکترونیک بر حکمرانی شبکه ای هوشمند تاثیر دارند. حکمرانی شبکه ای هوشمند بر راهبرد مدیریت هوشمند شهری موثر است. خدمات هوشمند شهری در این رابطه نقش زمینه ای و بسترساز دارند و مدیریت شهری سنتی نیز یک عامل مداخله گر است. در پایان راهبرد مدیریت هوشمند شهری منجر به پیامدهایی نظیر عملکرد زیست محیطی، عملکرد اقتصادی و عملکرد اجتماعی و حکمروایی خوب شهری می شود.
۲۰۴۰.

تبیین ارتباط رهبری اخلاق مدار بر نوآوری در مدیریت شهری با نقش میانجی انعطاف پذیری شناختی: یک مطالعه پیمایشی در شهرداری مشهد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۶۹
این پژوهش به تبیین ارتباط رهبری اخلاق مدار بر نوآوری در مدیریت شهری با نقش میانجی انعطاف پذیری شناختی در شهرداری مشهد پرداخته است. روش تحقیق به صورت پیمایشی با استفاده از پرسش نامه استاندارد و نمونه گیری تصادفی ساده با حجم نمونه ۱۰۸ نفر انجام شد. نتایج تحلیل ها نشان داد که رهبری اخلاق مدار تأثیر مثبت و معناداری بر نوآوری در مدیریت شهری و انعطاف پذیری شناختی دارد. همچنین، انعطاف پذیری شناختی به طور معناداری بر نوآوری در مدیریت شهری تأثیرگذار است. مقادیر همبسنگی برای روابط رهبری اخلاق مدار و نوآوری در مدیریت شهری (0.72)، رهبری اخلاق مدار و انعطاف پذیری شناختی (0.68)، و انعطاف پذیری شناختی و نوآوری در مدیریت شهری (0.55) نشان دهنده همبستگی های قوی است. شاخص های برازش مقایسه ای، تاکر - لوئیس، خطای مربع میانگین تقریب و نسبت کای - مربع به درجه آزادی نشان دهنده برازش خوب مدل تحقیق بودند. تمامی فرضیه های تحقیق تأیید شدند، که گواهی بر اعتبار نتایج است. از جمله محدودیت های این پژوهش، تمرکز صرف بر شهرداری مشهد و استفاده از پرسشنامه های خوداظهاری است که می تواند دقت و تعمیم پذیری نتایج را تحت تأثیر قرار دهد. این پژوهش به مدیران شهری توصیه می کند تا با تقویت این نوع رهبری، فرآیندهای نوآورانه را در سازمان های شهری ارتقا دهند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان