ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۰۱ تا ۳٬۰۲۰ مورد از کل ۵۹٬۰۳۳ مورد.
۳۰۰۱.

بررسی اثر بانکداری باز بر کارایی مالی بانک های تجاری ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۲
تحولات فناوری اطلاعات و ارتباطات در دهه اخیر موجب ظهور الگوهای نوین کسب وکار در صنعت بانکداری شده است. بانکداری باز به عنوان یکی از مهم ترین نوآوری های مالی، با فراهم نمودن امکان اشتراک گذاری داده های بانکی از طریق رابط های برنامه نویسی کاربردی (API)، زمینه توسعه خدمات مالی نوآورانه، افزایش رقابت پذیری بانک ها و ارتقای کارایی عملیاتی را فراهم ساخته است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثر بانکداری باز بر کارایی مالی بانک های تجاری ایران است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی-تحلیلی محسوب می شود. جامعه آماری شامل بانک های تجاری فعال در ایران بوده و برای سنجش کارایی مالی از شاخص های بازده دارایی ها، بازده حقوق صاحبان سهام و حاشیه سود خالص استفاده شده است. همچنین میزان توسعه بانکداری باز از طریق شاخص ترکیبی مبتنی بر سطح دیجیتالی شدن خدمات، تعداد API های ارائه شده و میزان همکاری با شرکت های فین تک اندازه گیری شده است. نتایج مطالعات نظری و تجربی نشان می دهد که توسعه بانکداری باز از طریق کاهش هزینه های عملیاتی، بهبود کیفیت خدمات، افزایش رضایت مشتریان و خلق جریان های درآمدی جدید، تأثیر مثبت و معناداری بر کارایی مالی بانک ها دارد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که بانک هایی که سطح بالاتری از پیاده سازی بانکداری باز را تجربه کرده اند، عملکرد مالی مطلوب تری نسبت به سایر بانک ها داشته اند. بر این اساس، توسعه زیرساخت های بانکداری باز می تواند به عنوان یکی از راهبردهای کلیدی در ارتقای بهره وری و رقابت پذیری نظام بانکی ایران مورد توجه سیاست گذاران و مدیران بانکی قرار گیرد.
۳۰۰۲.

ارزیابی ریسک سقوط قیمت بازار سهام تحت تاثیر ریسک ژئوپلیتیکی با نقش تعدیلی عوامل سازوکار پایداری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۷۰
هدف: هدف این پژوهش ارزیابی ریسک سقوط قیمت بازار سهام تحت تاثیر عوامل سازوکار پایداری و ژئوپلیتیکی می باشد. روش: جامعه آماری این پژوهش 116 شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1399 تا 1402 است. فرضیه های پژوهش با استفاده از روش رگرسیون لجستیک مورد آزمون قرار گرفت. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که بین ریسک ژئوپلیتیکی و ریسک سقوط قیمت سهام رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. ضریب متغیر مستقل ریسک ژئوپلیتیکی (GPR) نشان می دهد که افزایش ریسک های ژئوپلیتیکی می تواند منجر به افزایش نوسانات بازار و ریسک سقوط قیمت سهام شود. در مورد فرضیه دوم، یافته ها نشان داد که عملکرد عملکرد محیطی، اجتماعی و حاکمیتی(ESG) رابطه بین ریسک ژئوپلیتیکی و ریسک سقوط قیمت سهام را به طور مثبت تعدیل می کند، اما در شرایط بحرانی، این تأثیر کاهش می یابد. نتیجه گیری: بنابراین شرکت ها باید به بهبود عملکرد محیطی، اجتماعی و حاکمیتی خود بپردازند و در شرایط بحرانی، استراتژی های مدیریت ریسک متنوعی را در نظر بگیرند. سرمایه گذاران در شرایط بحرانی علاوه بر عملکرد محیطی، اجتماعی و حاکمیتی، به سایر عوامل بازار نیز توجه کنند. مدیران شرکت ها باید تلاش کنند تا عملکرد محیطی، اجتماعی و حاکمیتی خود را بهبود بخشند، اما در شرایط بحرانی، باید به سایر استراتژی های مدیریت ریسک نیز توجه داشته باشند. سیاست گذاران نیز باید اقداماتی را برای تشویق شرکت ها به بهبود عملکرد محیطی، اجتماعی و حاکمیتی خود انجام دهند و در شرایط بحرانی، اقدامات اضطراری برای ثبات بازارهای مالی اتخاذ کنند.
۳۰۰۳.

عملکرد سازمانی زنجیره آموزشی آستان قدس رضوی: مدل تعالی سازمانی EFQM

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۰۹
هدف این پژوهش، ارزیابی عملکرد سازمانی زنجیره آموزشی آستان قدس رضوی با استفاده از مدل تعالی سازمانی EFQM است. این مطالعه در بازه زمانی سال های 1401 و 1402 در سه مرکز آموزشی آستان قدس رضوی انجام شده است. در تحقیق حاضر تعدادی از روسای مراکز آموزشی، معاونین و مدیران و کارشناسان مراکز آموزشی آستان قدس رضوی جامعه آماری را تشکیل می دهند. در این تحقیق داده ها و اطلاعات لازم جهت تجزیه و تحلیل سؤالات از طریق پرسشنامه استاندارد  جمع آوری شده است. نتایج بدست آمده تحت تأثیر بعد توانمندسازها است و با توجه به اینکه سطح تعالی یا پیشرفت در توانمندسازها، جزئی است، سطح تعالی نتایج نیز تحت تأثیر این پیشرفت جزئی توانمندسازها قرار گرفته و کاهش یافته است. از طرفی، در چرخه یادگیری و بهبود عملکرد، بُعد توانمندسازها با استفاده از بازخوردهای دریافتی از بُعد نتایج قابل بهبود است، بنابراین مراکز آموزشی آستان قدس رضوی می توانند با توجه و تمرکز ویژه بر موضوعاتی نظیر شاخص سازی جامع، پایش و اندازه گیری عملکرد و اقدامات بهبود بر اساس معیارهای بُعد نتایج و از این طریق ارائه بازخوردهای عملکردی مربوطه، زمینه را برای بهبود مناسب توانمندسازها و تکمیل چرخه یادگیری و بهبود فراهم نمایند.
۳۰۰۴.

تحلیل نظام مند نظریات خلق پول در بانکداری متعارف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۳
۱. مقدمه و هدف درک فرایند خلق پول در نظام بانکی از منظر سیاست گذاری پولی و احکام فقهی اهمیتی بنیادین دارد. آگاهی از نظریه های خلق پول، به شناخت دقیق تر نظام بانکداری متعارف و استخراج استنباط های فقهی و حقوقی مرتبط با آن کمک می کند. پس از بحران مالی جهانی سال ۲۰۰۹ میلادی، ضرورت بازنگری در نظریه های مرسوم و تحلیل انطباق آن ها با واقعیت های عملی بانکداری بیش از پیش احساس شد. هدف این پژوهش، بررسی و تحلیل میزان پذیرش نظریه های خلق پول در مطالعات علمی منتشرشده پس از بحران مالی جهانی و شناسایی نظریه ای است که با واقعیت های بانکداری مدرن سازگاری بیشتری دارد. ۲. مواد و روش ها پژوهش حاضر با استفاده از روش مرور نظام مند انجام شده است. در این چارچوب، ۱۷۸ مقاله منتشرشده در فاصله ی سال های ۲۰۰۹ تا ۲۰۲۳ از پایگاه های داده علمی بین المللی مورد بررسی قرار گرفت. مقالات منتخب شامل پژوهش های نظری و تجربی در حوزه بانکداری و خلق پول بودند و بر اساس میزان انطباق با پرسش پژوهش، تحلیل و دسته بندی شدند. ۳. یافته های تحقیق نتایج تحلیل نشان داد که اگرچه نظریه های واسطه گری مالی و ذخیره جزئی همچنان در برخی متون و محافل علمی مورد اشاره اند، اما پذیرش آن ها پس از سال ۲۰۰۹ میلادی به طور چشم گیری کاهش یافته است. کمتر از ده درصد از مقالات بررسی شده این دو نظریه را پذیرفته اند؛ در حالی که بیش از نود درصد از مطالعات، نظریه خالق اعتبار را به عنوان تبیینی دقیق تر از واقعیت فرایندهای بانکی معرفی کرده اند. ۴. بحث و نتیجه گیری یافته ها نشان می دهد که نظریه خالق اعتبار به دلیل انطباق بیشتر با شواهد تجربی و واقعیت های نظام بانکی، از سوی اکثر پژوهشگران مورد تأیید قرار گرفته است. این امر بیانگر آن است که در بانکداری مدرن، بانک ها نقش فعالی در خلق پول دارند و صرفاً واسطه نیستند. نتایج این مطالعه بر لزوم بازنگری در سیاست گذاری های پولی و احکام فقهی مرتبط با خلق پول تأکید دارد و می تواند به اصلاح مبانی نظری و تقویت چارچوب های تحلیلی در حوزه بانکداری اسلامی منجر شود.
۳۰۰۵.

تأثیر فناوری واقعیت افزوده بر واکنش های شناختی، عاطفی و رفتاری مصرف کنندگان در پلتفرم های تجارت الکترونیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۲۲
هدف: امروزه گسترش فناوری ها شرایط مناسبی را برای خرده فروشان جهت کسب مزیت رقابتی فراهم کرده است. از این رو مطالعه تأثیر به کارگیری فناوری واقعیت افزوده بر رفتار مصرف کننده بسیار مهم است. در این تحقیق پاسخ های شناختی، عاطفی و رفتاری مصرف کنندگان به این فناوری بررسی شده است. روش: پژوهش از نوع کمّی و به روش توصیفی علی انجام شده است. جامعه آماری افرادی بوده اند که از فروشگاه های مجهز به فناوری واقعیت افزوده خرید کرده اند. پاسخ گویان با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده در دسترس انتخاب شدند. برای تحلیل داده های جمع آوری شده، از روش مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار اسمارت پی ال اس استفاده شد. یافته ها: تعامل و کیفیت سیستم، بر غوطه وری؛ لذت و سودمندی رسانه، بر قصد استفاده مجدد و همچنین تعامل، بر علاقه به محصول اثر مثبت دارند. تأثیر کیفیت سیستم بر سودمندی رسانه تأیید نشد؛ اما تأثیر آگاهی از ویژگی های محصول و هم بستگی واقعیت افزوده بر سودمندی رسانه به تأیید رسید. همچنین، تأثیر سودمندی رسانه بر اعتمادبه نفس مصرف کنندگان در انتخاب محصول و قصد خرید تأیید شد. نتیجه گیری: می توان گفت واقعیت افزوده، بر واکنش های مشتری در تجارت الکترونیک اثرگذار است. برنامه های واقعیت افزوده به صورت مستقیم و غیرمستقیم تأثیرهای کمابیش خوبی بر پاسخ های مصرف کنندگان دارد.
۳۰۰۶.

شناسایی و تحلیل موانع شکل گیری همکاری مبتنی بر مشارکت مردم در بحران های همزمان مبتنی بر نقشه شناختی فازی و مدلسازی چند هدفه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۵
هدف: وقوع فجایع همزمان، چه طبیعی و چه انسان ساخت، چالش های عظیمی برای دولت ها ایجاد می کند که معمولا به دلیل محدودیت های منابع، مشکلات لجستیکی و مقیاس وسیع این حوادث قادر به ارائه امدادرسانی سریع و مؤثر نیستند. در این شرایط، همکاری و مشارکت عمومی نقش اساسی ایفا می کند. با این حال، مشارکت مردم در تلاش های امدادی با موانع متعددی مواجه است که کارایی و اثربخشی این تلاش ها را محدود می کند. این مطالعه، هدف خود را شناسایی این موانع و سپس پیشنهاد راهکارها و استراتژی های مؤثر برای افزایش مشارکت عمومی در امدادرسانی قرار داده است. با تمرکز بر شناسایی و غلبه بر این موانع، هدف مطالعه، ارائه نقشه راهی برای بهبود مشارکت جامعه در مدیریت بحران ها است. روش: این تحقیق به روش های چندگانه ای برای تحلیل موانع مشارکت عمومی در امدادرسانی می پردازد. در ابتدا، موانع شناسایی و دسته بندی می شوند و برای تحلیل این موانع از روش نقشه شناختی فازی (FCM) استفاده می شود که یک نمای تصویری از تعاملات پیچیده میان موانع مختلف ارائه می دهد. این روش کمک می کند تا ارتباطات بین عوامل مختلف و تأثیرات آن ها بر مشارکت عمومی در امدادرسانی به طور دقیق تر درک شود. پس از شناسایی موانع، برای انتخاب استراتژی های مؤثر در ارتقاء مشارکت عمومی، از ترکیب روش خانه گسترش کیفیت (QFD) و مدلسازی چندهدفه استفاده می شود. برای حل مدل چندهدفه، از روش محدودیت اپسیلون و نرم افزار Gems بهره برداری شده است تا استراتژی های بهینه برای مقابله با موانع شناسایی شده انتخاب شوند. یافته ها: از طریق مرور جامع ادبیات موجود و مصاحبه با خبرگان، 30 مانع اصلی شناسایی و در چهار دسته کلی شامل توانمندی ها و ویژگی های شخصیتی افراد، عوامل فرآیندی، عوامل فرهنگی و عوامل زیرساختی طبقه بندی شدند. یافته ها نشان می دهند که مهم ترین موانع مشارکت عمومی در امدادرسانی به شرح زیر است: آموزش عمومی پایین در خصوص امدادرسانی و آمادگی بحران ها، که موجب ناآگاهی عمومی از نحوه واکنش در مواقع بحرانی می شود؛ هماهنگی ضعیف بین دولت ها، سازمان های مردم نهاد و استان ها به دلیل تفاوت اهداف و ماموریت ها، که مانع از تشکیل شبکه ای مؤثر برای امدادرسانی می شود؛ کمبود اعتماد بین مردم و مسئولان، که منجر به تمایل کمتر مردم به مشارکت در تلاش های امدادی و کاهش اثربخشی آن ها می گردد؛ و زیرساخت های ناکافی از جمله مشکلات در ارتباطات و فناوری اطلاعات، که جریان اطلاعات را در زمان بحران مختل کرده و کارایی عملیات امدادرسانی را کاهش می دهد. نتیجه گیری: برای افزایش همکاری مبتنی بر مشارکت عمومی در امدادرسانی، این تحقیق پیشنهاد می کند که استراتژی ها باید بر سه محور اصلی متمرکز شوند: توانمندسازی، زیرساخت ها و فرهنگ. استراتژی های توانمندسازی مانند توسعه آموزش های عمومی در خصوص امدادرسانی و آمادگی بحران ها از اهمیت ویژه ای برخوردارند تا سطح آگاهی و مشارکت عمومی افزایش یابد. در زمینه زیرساخت ها، باید بر تقویت زیرساخت های فناوری اطلاعات، بهبود شبکه های ارتباطی و تأمین حمایت های مالی و دولتی برای تسهیل عملیات امدادی تمرکز شود. از نظر فرهنگی، ترویج شعائر امدادرسانی و پرورش فرهنگ مسئولیت اجتماعی باید در اولویت قرار گیرد و شهرداری ها و سازمان هایی مانند جمعیت هلال احمر نقش رهبری در این زمینه داشته باشند. با تمرکز بر این سه محور، می توان مشارکت عمومی را به طور مؤثری افزایش داد و به بهبود توانایی های پاسخ دهی و تاب آوری در برابر بحران ها کمک کرد.
۳۰۰۷.

تحلیل نقش مدیران و رهبران در پیاده سازی حکمرانی شبکه ای با رویکردی ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۲۶
حکمرانی شبکه ای با توجه به پیچیدگی روابط و حضور ذی نفعان متعدد، نیازمند تمرکز ویژه بر عناصر انسانی است. در این میان، نقش مدیران و رهبران به عنوان ارکان کلیدی این نظام، از اهمیت راهبردی برخوردار است. این پژوهش با هدف سنجش تأثیر و نقش مدیران و رهبران بر حکمرانی شبکه ای، از روش تحقیق آمیخته (ترکیبی) بهره برده است. شاخص های مرتبط با متغیرهای مستقل (مدیریت و رهبری) و وابسته (حکمرانی شبکه ای) با استفاده از چارچوب CATWOE استخراج شد. داده های جمع آوری شده با الگو سازی معادلات ساختاری (SEM) در نرم افزار PLS مورد تحلیل قرار گرفت. جامعه آماری پژوهش، ۱۰۰ نفر از خبرگان دانشگاهی و سازمانی با حداقل ۱۵ سال سابقه فعالیت در حوزه های برنامه ریزی، خط مشی گذاری عمومی و سیاسی بود. نمونه گیری به روش هدفمند گلوله برفی انجام شد و درنهایت ۳۰ نفر به عنوان نمونه نهایی انتخاب شد. یافته های کمی نشان داد که مدیریت و رهبری تأثیر مثبت و معناداری بر حکمرانی شبکه ای دارد؛ همچنین دو عامل «مدیریت و رهبری شبکه ای» و «فوریت در طرح ها و برنامه ها» با بیشترین مقدار تی ولیو، بیشترین تأثیر را بر حکمرانی شبکه ای دارد. نتایج حاکی است که مدیریت و رهبری نه تنها بر حکمرانی شبکه ای تأثیرگذار است، بلکه این تأثیر از نظر آماری قوی و معنادار است. سرانجام، یافته های این پژوهش می تواند به سیاست گذاران در طراحی الگوهای کارامد حکمرانی شبکه ای یاری رساند و چارچوبی عملیاتی برای تقویت هماهنگی و همسویی ذی نفعان در شبکه های پیچیده ارائه کند.
۳۰۰۸.

تدوین مدل ساختاری عوامل مؤثر بر التزام رفتاری در بخش دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۳
هدف: با افزایشِ اهمالِ کاری ها، و رفتارهای بطالت گونه، امروزه التزامِ رفتاری، در سازمان های دولتی، چالشی جدی برای مدیرانِ منابعِ انسانی، محسوب می گردد. در این میان، پژوهشگران، از رهبری الهام بخش، به عنوانِ عاملی، یاد می کنند که می تواند، علاوه بر کاهشِ رفتارهای نامطلوبِ سازمانی، به تقویتِ گرایش های کارکنان، نسبت به التزامِ رفتاری، منجر شود. هدف این پژوهش، تدوینِ مدلِ ساختاری عواملِ مؤثر بر التزامِ رفتاری، در بخشِ دولتی بوده است. طرح پژوهش/ روش شناسی/ رویکرد: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی است. برای جمع آوری داده ها، از پرسشنامه ساختارمند، استفاده شد. جامعه آماری پژوهش، شامل 47 واحد استانی از دستگاه های اجرایی واقع در استان البرز بوده و نمونه گیری، به صورتِ تصادفی ساده انجام گردید، و حداقل 470 نفر از کارکنانِ آن ها، در نظرسنجی، مشارکت داشته اند. جهتِ سنجشِ پایایی، از آزمون آلفای کرونباخ و روایی، از معیار لاوشه استفاده گردید. جهت تجزیه و تحلیلِ فرضیه ها، از آزمونِ معادلاتِ ساختاری، در نرم افزار Smart PLS بهره برده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که تمامی روابط بینِ سازه ها، معنادار بوده و از نظرِ آماری، تأیید شده اند. به ویژه رابطه رهبری الهام بخش، با التزامِ رفتاری، و انگیزه خدمت عمومی، رابطه معناداری بالایی، به صورتِ مستقیم و غیرمستقیم، از طریقِ انگیزه خدمت عمومی، و قابلیتِ یادگیری، از خود نشان دادند. به علاوه، فرهنگِ حمایتی درک شده، و قابلیتِ یادگیری نیز، تأثیرِ مثبت و معناداری، بر التزامِ رفتاری دارند. یافته ها، گویای این مطلب بود که رهبری الهام بخش، فرهنگِ حمایتی، قابلیتِ یادگیری و انگیزه خدمتِ عمومی، به ترتیب، مهم ترین عواملِ تأثیرگذار، بر التزامِ رفتاری کارکنان هستند. ارزش/ اصالت پژوهش: بکارگیری دو نظریه مبادله عضو رهبر و مبادله اجتماعی، در بررسی رابطه میانِ رهبری الهام بخش، و التزامِ رفتاری را می توان، به عنوانِ ارزش، و اصالتِ پژوهش دانست، که در این پژوهش، مورد توجه قرار گرفت. پیشنهادهای اجرایی/ پژوهشی: تسهیلِ مشارکتِ کارکنان، در فرآیندهای تصمیم گیری، تدوینِ راهبردهای ترویجِ سبکِ رهبری الهام بخش، در مدیریتِ سازمان های دولتی، توسعه فرهنگ و اخلاق حرفه ای، در میانِ کارکنان، برای افزایشِ تعهد به منافع عمومی.
۳۰۰۹.

Neurotransmitters, Emotional Intelligence, Personality Traits, and the Behavior and Decisions of Individual Investors(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۷ تعداد دانلود : ۱۷۲
Purpose: Neurotransmitters, emotional intelligence, and personality traits are the key factors that affect the behavior and decisions of individual investors. This study aimed to investigate the effects of neurotransmitters, emotional intelligence, and personality traits on the behavior and decisions of individual investors simultaneously, in the Tehran stock exchange. Design/methodology/approach: In terms of purpose, the current research was practical. In terms of method, it was a descriptive survey research. In terms of time, it was a cross-sectional research. The research data were collected through a questionnaire and convenience sampling method. The sample size was 212 individual investors. Composite reliability, average variance extracted, convergent validity and divergent validity were used to measure the validity and reliability of the questionnaire. Data were analyzed using structural equation modeling. Findings: This study includes 19 constructs (variables). These constructs include dopamine, serotonin, norepinephrine, and epinephrine (neurotransmitters); Self-appraisal of emotions, other’s emotion appraisal, use of emotion and regulation of emotion (emotional intelligence); extraversion, neuroticism, openness, conscientiousness, and agreeableness (personality traits); investment horizon, risk attitude, personalization of loss, confidence, and control (investors' behavior); and investors' decisions. The current study includes six main hypotheses and 78 sub-hypotheses. The research findings showed that neurotransmitters, emotional intelligence, and personality traits affect the investors' behavior and decisions. Originality/value: The findings of this study showed that the neurofinance and behavioral finance have a key role in decision making of policymakers and investors. Finally, the findings of this study would provide new horizons in neurofinance and behavioral finance.
۳۰۱۰.

تحلیل فازی تأثیر شاخص های رفتاری سرمایه گذاران بر سیاست تقسیم سود شرکت ها(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۲۳
هدف از این پژوهش بررسی تأثیر عوامل رفتاری سرمایه گذاران بر سیاست تقسیم سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. در این راستا، با استفاده از روش دلفی فازی، عوامل کلیدی رفتاری مؤثر بر تصمیم گیری های سرمایه گذاری شناسایی و تحلیل شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که سوگیری های شناختی و احساسی، اعتماد به نفس و ریسک پذیری، تأثیرات اجتماعی و گروهی، و مدیریت مالی و تصمیم گیری از مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر سیاست تقسیم سود شرکت ها هستند. نتایج نشان داد که اعتماد به نفس بیش از حد و ریسک پذیری بالا تأثیر منفی بر سیاست تقسیم سود دارند؛ زیرا مدیران با اعتماد به نفس بالا تمایل دارند منابع مالی شرکت را برای سرمایه گذاری های پرریسک به کار بگیرند. همچنین، سوگیری های شناختی و احساسی موجب کاهش تمایل به تقسیم سود شده و تصمیم گیری های محافظه کارانه تر را به دنبال دارد. در مقابل، تأثیرات اجتماعی و گروهی، مدیریت مالی قوی و تصمیم گیری های منطقی تأثیر مثبتی بر سیاست تقسیم سود دارند، زیرا این عوامل باعث افزایش شفافیت مالی و اعتماد سرمایه گذاران می شوند. مقایسه یافته های این پژوهش با مطالعات داخلی و خارجی نشان داد که عوامل رفتاری در کنار معیارهای مالی، نقش تعیین کننده ای در تصمیمات مرتبط با تقسیم سود دارند. درنهایت، پژوهش پیشنهاد می کند که شرکت ها با به کارگیری استراتژی های مدیریت ریسک، بهبود شفافیت اطلاعاتی، و کاهش اثرات سوگیری های شناختی، می توانند سیاست های تقسیم سود خود را بهینه سازی کرده و از تصمیم گیری های غیرمنطقی جلوگیری کنند.
۳۰۱۱.

گذار از رهبری سنتی به رهبری پایدار: طراحی مدلی برای سازمان های دولتی عصر جدید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۲۲۷
تنها زمانی به توسعه پایدار دست می یابیم که به رشد اجتماعی، رشد اقتصادی و حفظ محیط زیست دست یابیم. و از طرفی دیگر، بدون رهبری منابع نیز نمی توان زمانی را برای دستیابی به پایداری پیش بینی کرد. بنابراین پژوهش حاضر به بررسی ابعاد مختلف رهبری پایدار و روابط بین آن ها می-پردازد. از آن جا که ماهیت رهبری پایداری یک برساخت اجتماعی حاصل از تعامل بین افراد است که پژوهشگر می تواند ارزش های خود را در آن دخالت دهد، باید اذعان نمود که پژوهش حاضر، از دریچه پارادایم تفسیری به این مقوله پرداخته است. رویکرد این پژوهش استقرایی- قیاسی است و با توجه به ماهیت موضوع پایداری و تاثیرپذیری آن از صنایع و حوزه های فعالیتی مختلف(بخش محیط زیست، بخش اقتصادی جامعه و بخش اجتماعی و فرهنگی)، با استفاده از روش مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته از میان مدیران و خبرگان سازمان های مختلف بدنه اجرایی دولت به جمع آوری داده پرداخته شد که با 22 نفر از مدیران و معاونان سازمان های دولتی در شهر اصفهان مصاحبه صورت گرفت. با استفاده از نظریه داده بنیاد چندگانه، به روش گلدکل و کرونهلم، داده های جمع آوری شده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته که در نهایت مدل رهبری پایدار با 9 مقوله اصلی استخراج گردید. خلق ارزش پایدار به عنوان مقوله محوری الگوی رهبری پایدار شامل ابعاد الزامات- عوامل حمایتی و انگیزشی- موانع و محدودیت ها- ویژگی های رهبران پایدار- مشخصه های سازمان پایدار- اقدامات درون سازمانی رهبران پایدار- اقدامات برون سازمانی رهبران پایدار و نتایج و دستاوردهای رهبری پایدار می باشد.
۳۰۱۲.

الگوی شناسایی خرابکاری دانش در سازمان های دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۳۸
زمینه و هدف: خرابکاری دانش به عنوان یک پدیده مخرب در سازمان ها، زمانی رخ می دهد که افراد به صورت عمدی یا غیرعمدی دانش خود را مخفی، تحریف یا از دسترسی دیگران خارج می کنند. این رفتار می تواند جریان دانش را مختل کرده و به کاهش بهره وری، نوآوری و همکاری سازمانی منجر شود. از همینرو هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی خرابکاری دانش در سازمان های دولتی است. روش پژوهش: پژوهش حاضر از منظر فلسفه پژوهش در چارچوب پارادایم تفسیری قرار می گیرد و از نظر رویکرد، از نوع استقرایی است. این پژوهش در زمره تحقیقات کیفی دسته بندی می شود. مشارکت کنندگان پژوهش، اساتید دانشگاه و مدیران ارشد و میانی سازمان های دولتی استان لرستان بودند که با استفاده از روش نمونه گیری نظری انتخاب شده اند. از این رو، بر اساس قاعده اشباع نظری، در پژوهش حاضر با استفاده از 12 مصاحبه این مهم حاصل شد و داده های مورد نیاز با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته جمع آوری گردید و تحلیل داده ها نیز با بهره گیری از روش تحلیل مضمون کلارک و براون صورت گرفته است. یافته ها: تجزیه وتحلیل داده ها به شکل گیری 132 کد اولیه، 16 مضمون فرعی و 3 مضمون اصلی انجامید. مضمون های اصلی شناسایی شده عبارتند از: عوامل فردی، عوامل سازمانی و عوامل محیطی. مضمون های فرعی شناسایی شده نیز عبارتند از: ویژگی های شخصیتی خودمحور، ناهماهنگی عاطفی، انگیزه های قدرت طلبی، کمبود مهارت های ارتباطی، عادت به انزوای حرفه ای، ارزش های اخلاقی ضعیف، فرهنگ سازمانی رقابتی، سیستم های پاداش ناکارآمد، فقدان آموزش مدیریت دانش، نظارت ضعیف بر عملکرد، منابع سازمانی محدود، فقدان همدلی سازمانی، عدم اعتماد سازمانی، فشارهای اقتصادی، فرهنگ رقابتی جامعه و روابط سیاسی و جناحی. نتیجه گیری: خرابکاری دانش در سازمان های دولتی استان لرستان یک چالش پیچیده است که ریشه در عوامل فردی، سازمانی و محیطی دارد. با درک این عوامل و اجرای مداخلات هدفمند در سطوح فردی (مثل آموزش)، سازمانی (مثل اصلاح سیستم های پاداش) و محیطی (مثل شفافیت سیاسی)، می توان جریان دانش را بهبود بخشید، همکاری را تقویت کرد و بهره وری سازمانی را افزایش داد. این مطالعه نه تنها به درک بهتر تخریب دانش در بافت محلی کمک می کند، بلکه چارچوبی برای طراحی راهکارهای بومی ارائه می دهد که می توانند در سایر مناطق با ویژگی های مشابه نیز کاربرد داشته باشند.
۳۰۱۳.

مدیریت هوشمند خدمات مالی: چارچوبی استراتژیک برای پذیرش هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۷۷
تحول دیجیتال و گسترش هوش مصنوعی (AI) چشم انداز صنعت مالی را به طور بنیادین دگرگون کرده است. با وجود مزایای بالقوه این فناوری در مدیریت ریسک، اعتبارسنجی و کشف تقلب، بسیاری از پروژه های هوش مصنوعی در سازمان های مالی به دلیل عوامل سازمانی و محیطی با شکست مواجه می شوند. هدف پژوهش حاضر، شناسایی و تبیین عوامل مؤثر بر پذیرش سازمانی هوش مصنوعی در خدمات مالی و ارائه چارچوبی مفهومی چندسطحی است. این پژوهش با رویکرد کیفی و در چارچوب نظریه پردازی داده بنیاد انجام شد. داده ها از طریق ۱۵ مصاحبه نیمه ساختاریافته با مدیران ارشد بانکی، فعالان فین تک و استادان دانشگاه گردآوری و با روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل گردید. یافته ها نشان داد پذیرش هوش مصنوعی در سه سطح فردی (نگرش، مهارت ها و اعتماد کارکنان)، سازمانی (فرهنگ نوآوری، حمایت مدیریت ارشد، منابع داده و زیرساخت ها) و محیطی (قوانین، فشار رقابتی و انتظارات مشتریان) شکل می گیرد. بر اساس این ابعاد، چارچوبی پارادایمی برای تبیین فرآیند پذیرش سازمانی AI در خدمات مالی ارائه شد. نتایج پژوهش می تواند به مدیران و سیاست گذاران در طراحی استراتژی های تحول دیجیتال و کاهش ریسک های فناورانه یاری رساند.
۳۰۱۴.

ارائه مدل علی مؤثر بر خط مشی گذاری زیست محیطی مبتنی بر فرهنگ سبز در سازمان جهاد کشاورزی استان کهگیلویه وبویراحمد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۴
هدف: هدف از این پژوهش ارائه مدل علی مؤثر بر خط مشی گذاری زیست محیطی مبتنی بر فرهنگ سبز در سازمان جهاد کشاورزی است. روش شناسی پژوهش: روش پژوهش ترکیبی از روش های کمّی و کیفی بود و با توجه به جمع آوری داده ها به شیوه کیفی در مرحله اول و اعتبارسنجی آن در مرحله بعد، از نوع آمیخته اکتشافی بود. جامعه آماری در بخش کیفی، کلیه خبرگان اجرائی و دانشگاهی چه در سطح کیفی و چه در سطح کمی (260 نفر) بودند. در بخش کیفی از نمونه گیری قضاوتی و گلوله برفی با 19 نفر مصاحبه شونده انجام و در فرایند کدگذاری به اشباع نظری رسیدند. روش نمونه گیری در بخش کمّی به صورت طبقه ای و در دسترس بود. ابزار گردآوری داده ها در مرحله اول مصاحبه بود و بعد از کدگذاری و شناسایی مضمون ها و شاخص ها، پرسشنامه تدوین شد و برای اعتباربخشی مدل استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها در قسمت کیفی با استفاده از تحلیل مضمون صورت گرفت و در قسمت کمی به کمک نرم افزار لیزرل انجام شده است. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل مضمون نشان داد عوامل علی دارای 7 مفهوم و 39 کد است که ابعاد آن شامل مسائل مدیریتی، منابع انسانی، ارزیابی عملکرد، آگاهی، نگرش و تعهد محیط زیستی، آموزش و تحقیق، عوامل اقتصادی و بودجه سبز، مشکلات و چالش های زیست محیطی و پایداری مبتنی بر فرهنگ سبزاست. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که مدل از برازش مناسبی برخوردار است و تا حدود زیادی می تواند فرایند خط مشی گذاری زیست محیطی مبتنی بر فرهنگ سبز را در سازمان جهاد کشاورزی تبیین کند. اصالت / ارزش افزوده علمی: اگر بخواهیم مشکلات مربوط به محیط زیست را در سازمان جهاد کشاورزی حل کنیم بررسی عوامل علی مؤثر بر خط مشی گذاری زیست محیطی مبتنی بر فرهنگ سبز در این سازمان از اهمیت زیادی برخوردار است.
۳۰۱۵.

تحلیل راهبردها و الزامات اجرایی خط مشی های توسعه منابع انسانی در صنعت نفت ایران: رویکردی مبتنی بر شناسایی ابعاد و مؤلفه های کلیدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۱
تحول در نظام های مدیریت منابع انسانی در صنعت نفت، مستلزم بازنگری در تدوین و اجرای سیاست ها است. این پژوهش با هدف شناسایی ابعاد و مؤلفه های مؤثر بر اجرای خط مشی های توسعه منابع انسانی در صنعت نفت ایران انجام شده است. روش پژوهش کیفی و از نوع تحلیل مضمون با رویکرد اکتشافی است. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 12 نفر از خبرگان حوزه مدیریت منابع انسانی و سیاست گذاری در صنعت نفت گردآوری و با استفاده از تحلیل مضمون براون و کلارک تحلیل شد. یافته ها نشان داد پنج بعد اصلی شامل «ساختار مدیریت مؤثر»، «سرمایه انسانی»، «الزامات خط مشی گذار»، «نظام خط مشی گذاری منابع انسانی» و «بهره وری فردی و سازمانی» عوامل کلیدی در اجرای موفق خط مشی های توسعه منابع انسانی در صنعت نفت هستند. این ابعاد از 40 مؤلفه ی فرعی تشکیل شده اند که هرکدام به صورت نظام مند بر عملکرد منابع انسانی و بهبود کیفیت سیاست ها تأثیر گذاشته و مبنایی برای اجرای خط مشی های توسعه منابع انسانی در صنعت نفت ایران است.
۳۰۱۶.

نقشه برداری از دانش شهر هوشمند: رویکردی تحلیلی با استفاده از VOSviewer(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۷۷
حلیل نقشه دانش شهر هوشمند با VOSviewer ضرورت دارد، زیرا به شناسایی الگوهای پژوهشی، خوشه های موضوعی و روندهای نوظهور در این حوزه کمک می کند. این ابزار ارتباطات پیچیده بین مباحث میان رشته ای (مانند فناوری، برنامه ریزی شهری و پایداری) را تصویرسازی و به تصمیم گیرندگان و پژوهشگران کمک می کند تا شکاف ها یا همپوشانی های دانشی را شناسایی کنند. جامعه آماری پژوهش حاضر مشتمل بر تمام مقاله های مربوط به شهر هوشمند در بازه زمانی 2020 تا 2025 به زبان انگلیسی است که در پایگاه استنادی Scopus نمایه شده اند. مقاله های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار Vosviewer تجزیه وتحلیل شدند. بر مبنای یافته های حاصل از پژوهش، پژوهشگران فعال در حوزه شهر هوشمند مشتمل بر یگیتکنلار، موتامبیک، بیبری، شریفی، آداس، برنز، کورتز، محمود، میونگ و شارما هستند. کشورهای چین، هند، ایالات متحده آمریکا، بریتانیا، ایتالیا، اسپانیا، کره جنوبی، لهستان و استرالیا، بیشترین مقاله را در حوزه شهر هوشمند منتشر کرده اند. تصویرسازی شبکه هم رخدادی واژگان شهر هوشمند بیانگر آن است که 825 آیتم در 8 خوشه طبقه بندی شده اند. خوشه نخست دارای 194 آیتم، خوشه دوم دارای 169 آیتم، خوشه سوم دارای 112 آیتم، خوشه چهارم دارای 107 آیتم، خوشه پنجم دارای 84 آیتم، خوشه ششم دارای 81 آیتم، خوشه هفتم دارای 76 آیتم و خوشه هشتم دارای 2 آیتم است. بر مبنای تصویرسازی تراکم رخداد واژگان، موضوع شهر هوشمند به سمت توجه به مؤلفه هایی مانند توسعه پایدار، کربن صفر، تاب آوری، اقتصاد دایره ای، سرمایه انسانی، کارآمدی انرژی و غیره حرکت می کند.
۳۰۱۷.

بررسی فرهنگ شرکتی بر عملکرد مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۰۱
اهمیت موضوع: بررسی فرهنگ شرکتی و تأثیر آن بر عملکرد مالی می تواند به شناسایی نقاط قوت و ضعف شرکت ها کمک کند و راهکارهایی برای بهبود عملکرد مالی ارائه دهد. هدف پژوهش: بررسی تأثیر مکانیسم های فرهنگ شرکتی بر ساختار سرمایه با توجه به نقش میانجی هزینه سرمایه هدف این مطالعه است. روش شناسی پژوهش: در این مطالعه با استفاده از اطلاعات 153 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی یک دوره دَه  ساله، از سال 1392 تا 1402، به آزمون فرضیه پرداخته شده است. همچنین به منظور آزمون فرضیه ها از تکنیک اقتصادسنجی پانل دیتا و نرم افزار ایویوز استفاده شده است. یافته های پژوهش: یافته های این مطالعه نشان داد اندازه هیئت مدیره تأثیر منفی و معنادار و دوگانگی وظایف مدیرعامل و مالکیت نهادی تأثیر مثبت و معنادار بر ساختار سرمایه دارد. با این حال، ترکیب هیئت مدیره تأثیر معنادار بر ساختار سرمایه ندارد. همچنین مشخص شد ترکیب هیئت مدیره و مالکیت نهادی تأثیر منفی و معنادار بر هزینه سرمایه دارند. ولی اندازه هیئت مدیره و دوگانگی وظایف مدیرعامل نقش تعیین کننده ای در این زمینه ندارند. هزینه سرمایه یکی از عوامل کلیدی در ارزیابی عملکرد مالی شرکت هاست. فرهنگ شرکتی می تواند بر هزینه سرمایه تأثیر بگذارد. همچنین، فرهنگ شرکتی می تواند بر ریسک پذیری و استراتژی های سرمایه گذاری تأثیر بگذارد که این موارد نیز به نوبه خود بر عملکرد مالی شرکت تأثیرگذار خواهند بود. به علاوه مشخص شد هزینه سرمایه به صورت منفی در تعیین ساختار سرمایه تأثیرگذار است و در نهایت مشخص شد ترکیب هیئت مدیره و مالکیت نهادی از طریق تأثیرگذاری بر هزینه سرمایه نیز می توانند بر انتخاب ساختار سرمایه شرکت تأثیرگذار باشند.
۳۰۱۸.

شناسایی و رتبه بندی عوامل کلیدی موفقیت نئوبانک ها از طریق روش BWM ، مورد مطالعه صنعت بانکداری کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۷
هدف هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و رتبه بندی عوامل کلیدی موفقیت نئوبانک ها در صنعت بانکداری ایران است تا با ارائه یک چارچوب اولویت بندی شده، مسیر تصمیم گیری مدیران و سیاست گذاران تسهیل شود. روش از روش تصمیم گیری چندمعیاره بهترین–بدترین (BWM) استفاده گردید. ابتدا با مرور نظام مند منابع علمی بین المللی، ۱۲ عامل کلیدی موفقیت استخراج شد. سپس داده ها از طریق نظرات ۱۸ نفر از خبرگان ارشد صنعت مالی کشور گردآوری و با استفاده از مدل ریاضی BWM وزن دهی گردید. تحلیل داده ها در نرم افزار اکسل انجام شد و نرخ ناسازگاری پاسخ ها نیز برای تضمین اعتبار محاسبات بررسی شد. یافته ها نتایج نشان داد که سه عامل «تجربه کاربری برتر در وبسایت و اپلیکیشن» با وزن 191/0، «امنیت سایبری پیشرفته و حفاظت از داده ها» با وزن 168/0، و «ایجاد برند قابل اعتماد و امن» با وزن 144/0، مهم ترین عوامل موفقیت نئوبانک ها در ایران هستند. در سطح ابعاد اصلی، بعد «مشتری و بازاریابی» بیشترین اهمیت را داشت. یافته ها بیانگر آن است که محور اعتماد دیجیتال، زیربنای تمام عوامل موفقیت نئوبانک های ایرانی محسوب می شود. نتیجه گیری نتایج این پژوهش با ادبیات جهانی هم راستا بوده و اهمیت تجربه کاربری و امنیت دیجیتال را تأیید می کند، هرچند در ایران وزن عوامل فناورانه و چابکی سازمانی کمتر است که ناشی از محدودیت های مقرراتی و بلوغ پایین بازار دیجیتال است. این تحقیق با ارائه یک چارچوب تحلیلی بومی، می تواند راهنمایی علمی و کاربردی برای مدیران بانکی، کارآفرینان فین تک و تصمیم گیران حوزه بانکداری دیجیتال در مسیر توسعه نئوبانک های ایرانی فراهم آورد.
۳۰۱۹.

Application of Fuzzy DANP for Implementation of FinTechs in Financial-Banking System(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۱۴۷
Despite the growth of financial technologies (FinTechs) and their impact on transforming financial services, the implementation of fintech for gaining a competitive advantage in banks appears essential. The aim of this article is to model and determine the relationships and relative importance of the dimensions and components of implementing fintech in the financial-banking system. To this end, the research was conducted with a qualitative and quantitative approach in 2023. The research community included 12 experts, comprising managers and senior specialists from state banks, who were selected purposefully and theoretically. The data collection tools were semi-structured interviews for the qualitative section and a pairwise comparison questionnaire for the quantitative section. The results of the qualitative section, analysed through content analysis, indicated that the model includes dimensions such as "infrastructure and technical", "organizational policies", "products and services", "market", "marketing and sales", "economic", "human resources" and "ecosystem." The quantitative results, analysed using fuzzy DEMATEL, showed that "products and services" is the most influential and critical dimension in the model, suggesting that the success of implementing the model depends on improving this dimension. "Ecosystem" is the most impactful dimension with the strongest relationship in implementing the model, leading to the model's improvement. The findings of the network analysis process also indicated that the components of "product and service diversity", "security and privacy protection", "product and service adaptability" and "creating a platform and sharing it" are the most important. Based on the results, it is recommended that banks invest in those financial technologies (fintech) that can quickly respond to the desires and needs of their customers for successful fintech implementation.
۳۰۲۰.

تعارض منافع به مثابه موقعیتی مسئله ساز در نظام حکمرانی؛ ارائه چارچوب نظری نوین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۶۹
هدف: نبود یک چارچوب علمی منسجم و واحد و در مقابل، وجود تعاریف متنوع، متفاوت و گاه پراکنده از مفهوم «تعارض منافع» در ادبیات نظری، چالش ها و پیچیدگی های متعددی را به وجود آورده است. این وضعیت نه تنها فهم مشترک از این مفهوم را دشوار کرده، بلکه می تواند مانع تلاش ها برای رسیدگی، مدیریت و تنظیم گری مؤثر این پدیده مهم در عرصه حکمرانی شود. از این رو، مسئله اصلی پژوهش حاضر آن است که با ارائه یک تعریف مستحکم و کاری از تعارض منافع، تبیین ارکان سازنده آن و نیز دسته بندی روشن و قابل اتکایی از اشکال و انواع تعارض منافع، زمینه لازم برای شکل گیری یک چارچوب نظری منسجم و علمی فراهم آید. فراهم سازی چنین چارچوبی می تواند خلأ نظری موجود را پوشش داده، انسجام بیشتری میان اندیشمندان، متخصصان، خط مشی گذاران و فعالان این حوزه ایجاد کند و در نهایت بستر مناسبی برای مدیریت مؤثر تعارض منافع در نظام حکمرانی و تسهیل فرایندهای خط مشی گذاری مربوط به آن به وجود آورد. روش شناسی: پژوهش حاضر ماهیتی نظری داشته و با رویکردی کیفی انجام شده است. تدوین این چارچوب نظری بر پایه روش شناسی عمومی نظریه پردازی و طی یک فرآیند هشت مرحله ای از «تخیل نظام مند علمی» آغاز شده و پس از دریافت بازخوردها، پالایش مفهومی و اصلاحات متوالی، به تکمیل و نهایی سازی نظریه انجامیده است. این فرآیند طی چهار سال شکل گرفته و در مراحل مختلف، از نظرات و تجربه های ارزشمند جمعی از خبرگان حوزه مبارزه با فساد و متخصصان آشنا با موضوع تعارض منافع بهره گرفته شده است. این مشارکت ها موجب غنای بیشتر تحلیل ها، دقت مفهومی بالاتر و استحکام نظری طرح پیشنهادی شده است. یافته های پژوهش: در این مطالعه، پس از بررسی دقیق ادبیات موجود و نقد و تحلیل رویکردهای مختلف درباره تعارض منافع، چارچوب نظری تازه ای برای فهم «تعارض منافع در نظام حکمرانی» ارائه شد که تلاش دارد ماهیت چندوجهی و درهم تنیده این مفهوم پیچیده را به طور شفاف و منظم ترسیم کند. در این چارچوب، تعریفی جدی د و ساختاری افته از تعارض منافع بر پایه چهار رکن بنی ادی آن ارائه می شود. سپ س چگونگی شکل گیری موقعیت های مسئله ساز و پیدایش تعارض منافع بالقوه و بالفعل در قالب الگوها، اشکال و انواع گوناگون تبیین شده است. پیامدها و عواقب ناشی از وقوع تعارض منافع نیز در ادامه توصیف شده تا ابعاد پنهان و آشکار این پدیده روشن تر شود. علاوه بر این، یک دسته بندی مفهومی جدید و منسجم از اشکال و انواع تعارض منافع، مبتنی بر تعریف پیشنهادی، ارائه شده است. در پایان نیز با الهام از چارچوب تحلیل و توسعه نهادی، ساختار نهایی نظریه تکمیل و تبیین شده است. نتیجه گیری: چارچوب نظری ارائه شده در این پژوهش، با تعریف تازه، تبیین دقیق ارکان شکل گیری تعارض منافع و دسته بندی مفهومی آن، می تواند به طور مؤثری بخش مهمی از مشکلات موجود در سطح نظری را برطرف کند. این چارچوب به کاهش ناسازگاری ها، رفع سردرگمی ها، کاهش پراکندگی مفهومی و ایجاد استانداردهای روشن مفهومی کمک کرده و می تواند مقدمه ای برای تلاش های دقیق تر، هدفمندتر و بهینه تر در جهت مدیریت مؤثر تعارض منافع در نظام حکمرانی باشد. از این رو، انتظار می رود این چارچوب هم در عرصه نظری برای اندیشمندان و پژوهشگران و هم در سطح کاربردی برای مدیران دولتی، خط مشی گذاران، نهادهای ناظر و کنشگران مدنی فعال در حوزه تعارض منافع و مبارزه با فساد سودمند و الهام بخش باشد. 

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان