ارائه مدل احتکار دانش در سازمان های دولتی با روش داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: احتکار دانش به عنوان یک پدیده رایج در سازمان های دولتی، مانعی برای بهبود عملکرد و بهره وری سازمانی محسوب می شود. این مسئله تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارد که نیازمند شناسایی و تحلیل است. پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل احتکار دانش در سازمان های دولتی استان لرستان انجام پذیرفت. روش: پژوهش حاضر برحسب هدف کاربردی، بر اساس شیوه گردآوری داده ها توصیفی از نوع پیمایشی و بر مبنای ماهیت داده ها پژوهشی کیفی از نوع داده بنیاد به شمار می رود. جامعه آماری پژوهش اساتید دانشگاهی و مدیران منابع انسانی و اداری سازمان های دولتی بوده که با استفاده از روش نمونه گیری نظری انتخاب شده اند. ازاین رو، بر اساس قاعده اشباع نظری، در پژوهش حاضر با استفاده از 12 مصاحبه این مهم حاصل شد و داده های موردنیاز با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته جمع آوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی در قالب روش ساختاریافته نظریه پردازی داده بنیاد انجام پذیرفت. یافته ها : یافته های پژوهش نشان داد 175 کد باز شناسایی شده در قالب 100 کد محوری و 29 کد انتخابی تلفیق و در 6 طبقه اصلی شامل شرایط علّی (عدم اعتماد سازمانی، احساس مالکیت دانش، عدم آگاهی از اهمیت اشتراک دانش، احساس ناامنی شغلی، فرهنگ سازمانی ناکارآمد و عدم شناخت ارزش دانش در سازمان)، پدیده مرکزی (ترس از دست دادن جایگاه سازمانی و رقابت ناسالم)، شرایط زمینه ای (محدودیت های منابع سازمانی، فقدان برنامه های آموزش و توسعه، محیط کاری پراسترس، عدم شفافیت در نقش ها و مسئولیت ها و فقدان روابط اجتماعی مناسب)، شرایط مداخله گر (سیستم پاداش ناکارآمد، سیاست های سازمانی متناقض، مداخلات نادرست مدیران، محدودیت های قانونی و مقرراتی و ناتوانی در ایجاد توازن بین کار و زندگی)، راهبردها (پنهان کاری دانش فردی، گزینشی عمل کردن در اشتراک دانش، نادیده گرفتن درخواست های اشتراک دانش، تأخیر در اشتراک دانش، ایجاد انحصار در دانش و جعل یا تحریف دانش) و پیامدها (کاهش بهره وری سازمانی، کاهش خلاقیت و نوآوری، کاهش همکاری و تعاملات تیمی، عدم توانایی در پاسخ به چالش ها و بحران ها، کندی فرایندهای تصمیم گیری و کاهش کیفیت خدمات و محصولات) دسته بندی شدند.