فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۲۰۱ تا ۵٬۲۲۰ مورد از کل ۳۳٬۸۴۳ مورد.
گسست؛ از دیالکتیک تا هرمنوتیک
حوزههای تخصصی:
نظریه های کیفری و رویکرد امنیتی ج . ا . ایران در جرایم سبک (با تاکید بر نظریه های تشامح صفر و پنجره
حوزههای تخصصی:
سپاه رسالت محور (وظایف و ماموریت ها در حوزه های گوناگون نظامی، امنیتی و فرهنگی قلمروهای ممنوعه - قلمروهای مجاز و تکلیفی)
منبع:
پیام بهار ۱۳۸۷ شماره ۸۸
سیاست های علمی بر ای توسعه همه جانبه : رویکرد ساختار
حوزههای تخصصی:
برنامه سوم توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی با تاکید بر ضرورت انسجام امور اجرایی و سیاستگذاری نظام علمی کشور و پیش بینی تشکیل وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری ، گامی بلند و اساسی در جهت توسعه علم و فناوری در ایران محسوب می شود . اجرای ماده (99) برنامه سوم توسعه در عمل با مجموعه ای از مشکلات مواجه شد و مانند بسیاری از موضوعات اساسی دیگر اهمیت آن مورد غفلت قرار گرفت ؛ ولی در هر صورت ضرورت تغییر ساختار در نظام علم و فناوری را به عنوان یک ضرورت آنی و آتی مطرح کرد و مباحث گسترده ای را در بین دانشگاهیان ، پژوهشگران و علاقه مندان به توسعه علمی این مرز و بوم ، دامن زد که دیر یا زود آثار و نتایج خود را در شکل دهی به وضعیت توسعه کشور آشکار خواهد ساخت .
وحی یا انقلاب (رویکردی به ظهور بنیادگرایی در چارچوب نظری گرامشی)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله مفهوم سازی پدیده ی معاصر رادیکالیسم دینی یا ـ براساس طبقه بندی معمول در غرب ـ بنیادگرایی است و بنا را بر این دیدگاه می گذاردکه جنبشهای مبتنی بر ایدئولوژی بنیادگرایی عمدتاً جزو گروههای دینی ای نیستند که دغدغه ی دین و ایمان داشته باشند، بلکه سازمانهایی سیاسی اند که از دین به عنوان ایدئولوژیی برای حمله، انتقاد و مشروعیت زدایی از نخبگان حاکم و ساختار قدرتی استفاده می کنند که اقتدار و مشروعیت نخبگان بر پایه ی آن بنا نهاده شده است . از آنجا که وجود دولتهای اقتدارطلب تک حزبی در اغلب کشورهای خاورمیانه پدیده ای فراگیر است، تنها دین قادر به ارائه ی نیروی اپوزوسیون به توده های ناراضی، مایوس و منزویی است که توانایی بیان مصائب ویژه و نارضایی عمومی آنها را نسبت به اینگونه رژیمها داشته باشد. چارچوب نظری گرامشی به توضیح این امر کمک می کند که این گونه سازمانهاـ که به عنوان « بنیادگرایان دینی» قلمداد شده و از سوی متفکران بنیادگرای برجسته ی قرن بیستم رواج یافته اند ـ جنبشهایی ضد سروری می باشند که کوشش خود را به سرنگونی این رژیمهای استبدادی و کسب قدرت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی معطوف ساخته اند.
میزگرد: اندیشه ای نوین سیاسی در خاورمیانه و نقش ارتباطات در شکل گیری آنها
حوزههای تخصصی:
زمینه های شکل گیری دولت جدید در ایران
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر حاصل یک پژوهش کتابخانه ای در خصوص دولت جدید در ایران است. دولت جدید یک پدیده و واقعیت اجتماعی-سیاسی است که از قرن شانزدهم به بعد در جهان ظاهر شد. ظهور و شکل گیری این پدیده، در جامعه تصادفی نبوده است بلکه به دنبال فراهم شدن شرایط و زمینه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خاص پدید آمده است.
بررسی مذهب در سیاست و حکومت
حوزههای تخصصی:
تلاش ناکام تحمیل بینش فلسفی به روش علمی در قرن بیستم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روش تجربه گرا که به صورت پراکنده و نابسامان توسط برخی اندیشمندان پیشین ارائه شده بود، بالاخره از سده شانزدهم به بعد در پژوهش پدیده های طبیعی به کار بسته شد و به علت کامیابی های شگفت انگیز خود به سرعت گسترش یافت و پشتیبانان روزافزونی پیدا کرد. در سده نوزدهم، اگوست کنت گام های بلندی در راستای کاربرد این روش در پژوهش پدیده های اجتماعی برداشت. در اوایل سده بیستم اندیشمندان حلقه وین کوشیدند با توسعه سنت تجربه گرایی کنت تفاوت های عمده علم از متافیزیک را نشان داده و روش علمی را برپایه اثبات گرایی استوار سازند.
این اندیشمندان اثبات گرایی را در دو جهت توسعه دادند که به پیدایش دو مکتب اثبات گرایی تجربی و اثبات گرایی منطقی انجامید. اثبات گرایان تجربی تئوری های علمی را فراورده کاربست روش استقرایی ـ آماری می دانستند، درحالی که اثبات گرایان منطقی علاوه بر تجربه، به جایگاه منطق در تئوری پردازی و آزمون آن اهمیت زیادی می دادند. طولی نکشید که این مکتب ها رقیبی پیدا کردند به نام ابطال پذیری. کارل ریموند پوپر بنیانگذار مکتب ابطال پذیری، این اندیشه دیرینه پیشینیان را که «استقرای کامل غیرممکن است» پیش کشید و برپایه آن ادعا کرد هیچ حکم علمی را نمی توان با کاربست روش تجربی اثبات کرد اما می توان آنها را با روش استقرایی ابطال نمود. ابطال پذیری نیز پیروان فراوانی یافت زیرا با این روش همه احکام متافیزیکیِ ذاتاً ابطال ناپذیر، به عنوان گزاره های معتبر علمی، گرچه به طور موقت، پذیرفته می شد و به این ترتیب همه احکام غیرعلمی هم می توانستند قبای علمی به تن کنند و مخالفان اثبات گرایی را خوشحال سازند. بدین ترتیب پوپر نخستین کسی بود که در سده بیستم با نشاندن روش قیاسی به جای روش استقرا در روند پژوهش های علمی، بینش فلسفی را از طریق دگرگون سازیِ روش، جایگزین بینش علمی کرد. آثار پوپر راه را برای تزریق بیشتر دیدگاه های فلسفی به روش و بینش علمی هموار ساخت.
در دهه 1950 توماس کوهن با نگارش کتاب ساختار انقلاب های علمی، با تجربه گرایی به هر شکل و صورت آن مخالفت کرد و پیشرفت علم را نه از راه آزمون تجربی گزاره ها بلکه از طریق شکستن بینش های علمی جاافتاده یا «پارادایم ها» امکان پذیر دانست. این بینش را پل فیرابند با نگارش کتاب علیه روش ابعاد تازه ای بخشید؛ از دیدگاه او هیچ نوع روش پژوهش علمی وجود ندارد و هر پژوهشگری باید بر اساس خواست و سلیقه خود به پژوهش بپردازد. وی به قول خودش آنارشیسم را در علم و روش علمی توصیه کرد.
روش علمی مبتنی بر سنت اثبات گرایی در برابر این هجمه همه جانبه، با اندکی بازسازی به صورت رفتارگرایی عرض اندام کرد تا نشان دهد روش تجربی نه تنها در پژوهش پدیده های طبیعی بلکه فراتر از آن در پژوهش پدیده های اجتماعی نیز به طور موثر به کار بسته می شود. کشمکش میان آنارشیسم علمی و رفتارگرایی در دهه 1980 به صورت یک جنگ تمام عیار علمی درآمد و درنتیجه منجر به پیدایش مکتب نسبی گراییِ انتقادی شد که در گام نخست به کلی منکر وجود واقعیت های عینی جدا از ذهن و قابل شناخت گردید و مدعی شد حتی در صورت وجود واقعیت های طبیعی و اجتماعی، هیچ روش معینی برای شناخت یا آشکار سازی آن واقعیت ها وجود ندارد؛ صحنه علم نبردگاه پژوهش های رقیب با نقاط قوی و ضعیف هریک است و هر اندیشمندی می تواند دستاورد هر یک از آنها را بپذیرد یا رد کند. این آنارشیسم در روش شناسی، منجر به باز سازی واقع گرایی سنتی به صورت واقع گرایی علمی شد که هم اکنون، به رغم غوغای ضد واقع گرایان، حدود 90 درصد پژوهش ها عملاً با این روش صورت می گیرد.
مرزهای شرقی ایران
پست صهیونیسم و تأثیرآن بر آینده اسرائیل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پست صهیونیسم یکی از جریان های فکری در بین یهودیان و روشنفکران اسرائیلی طی دو دهه اخیر است. درباره تاثیر این جریان فکری بر صهیونیسم و آینده اسرائیل اختلاف نظر وجود دارد. برخی آن را برای اسرائیل مثبت و راهی برای برون رفت از بحرانها می داند و برخی آن را منفی و متزلزل کننده بنیادهای فکری صهیونیسم و نظریه دولت یهود و در نتیجه بی ثبات کننده اسرائیل معرفی می کنند. در این مقاله سعی شده است با توجه به این دو دیدگاه و با توجه به تاثیر و تاثر متقابل بین پست صهیونیسم و تحولات سیاسی و اجتماعی در اسرائیل تاثیر پست صهیونیسم بر آینده اسرائیل تبیین شود.