فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۰۱ تا ۸۲۰ مورد از کل ۱۱٬۸۸۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
از جمله مهم ترین تحوّلات تاریخ اجتماعی ایران، وقوع حوادث و سوانح طبیعی است. تاریخ نویسی ایرانی، به رغم نقاط قوت خود در تعدّد و تنوّع، به علت بی توجهی به شرح سوانح و بلایای طبیعی محل نقد جدی است، زیرا این حوادث طبیعی نقطه شروع بسیاری از تحوّلات تاریخی بوده است. لذا، پژوهش پیش رو می کوشد تا این برش از تاریخ اجتماعی را که منشأ تحوّلات فراوانی بوده، در دوران حکومت ناصرالدین شاه قاجار (1264 - 1313ق) نمایان سازد.
مسئله محوری پژوهش آن است که سوانح خشکسالی، زلزله و سیل چگونه و به چه میزان نظام اقتصادی عصر ناصرالدین شاه را تحت تأثیر قرارداده است؟ نزدیک شدن به پاسخ هایی برای پرسش اساسی این تحقیق، نیازمند پژوهشی تاریخی با شیوه های توصیفی تحلیلی بوده و شیوه گردآوری اطلاعات آن نیز کتابخانه ای است. یافته های پژوهش حکایت از آن دارد که این مقطع از تاریخ ایران (1264 - 1313ق) حوادث و سوانح طبیعی زیانبار و مخربی را چون خشکسالی، زلزله و سیل تجربه کرده که خود نتایج و پیامدهای ناگواری مانند قحطی، شیوع بیماری های فراگیر و کاهش جمعیت را در پی داشته است؛ مهم تر آن که این بلایای طبیعی تأثیر نسبتاً زیادی در تضعیف نظام اقتصادی و معیشت مردم در دوران ناصری گذاشته است.
جستاری تاریخی در آیین های سلطانی دولت بویهیان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در سده چهارم هجری، آل بویه ایرانی تبار موفق شدند گستره وسیعی از سرزمین های عباسی را به اطاعت خود در آورند. ریشه ایرانی این سلسله، به همراه روح حاکم بر جغرافیای ایران آن روزگار که بخشی از جریان شعوبی گری را در ضمن بازگشت به عصر سلطانی ایرانیان نمایندگی می کرد، دست مایه ای شد تا فضای حکمرانی حتی در عراق، نمایی ایرانی به خود ببیند. گواه این امر، رسومی دولتی بود که بازنمایی از آیین های کهن شاه و دربار در ایران باستان و نمایشی از پیوندهای بویهیان با گذشته شاهی ایران بود.این مقاله، تکاپویی بر شناسایی مراسم آیین های دولتی دیلیمیان و در حقیقت، چشم اندازی بر پیوست این امارت به سلسله های ایران باستان است. مراسم سلطانی ضمن پیوستگی آشکار با سیستم حکومتی، اوضاع زمانه بویهیان را به شیوه وصفی بررسی می کند. مقاله حاضر بر آن است، تمامی مراسم دولتی بویهیان را ضمن ارائه در قالب گردآمده ای آیینی در کنار جایگاه اندیشه شاهی در سلسله ای با اندیشه ترکیبی ایرانی شیعی به پیشخوان اندیشه پژوهش گران آل بویه بسپارد.
تحولات تاریخی و جایگاه استراتژیکی، نظامی و اقتصادی هیرکانیا در عصر هخامنشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سرزمین هیرکانی در گوشه ی جنوب شرقی دریای کاسپین، ازجمله ایالت های مهم در دوران باستان بوده است که از همان ابتدا دستیابی به آن برای قدرت های بزرگ ایرانی حیاتی بود و برای تثبیت قدرت و حفظ قلمرو از تهاجمات بیگانه ضروری قلمداد می شد. اهمیت استراتژیک ورکانا (هیرکانیا) و به ویژه استقلال نظامی و اهمیت سازمان ارتش این سرزمین برای هخامنشیان به گونه ای بود که آن را می توانیم دروازه ی دفاعی مقابل یورش اقوام مختلف و پایگاه و پادگان نظامی بدانیم که حتی هخامنشیان از آن برای سازماندهی و مقابله با دشمنان غربی و رتق وفتق امور مرزهای غربی بهره می بردند. در وهله های مختلف زمانی، گاه این ایالت با ایالت پرثوه ادغام می شد و تحت یک ساتراپی قرار می گرفت و گاه به طور مجزا ساتراپی مستقلی را تشکیل می داد. هنگامه ی این ادغام و یا گسست از مسائل مهمی است که اختلاف نظرهایی را بین پژوهشگران ایجاد کرده است و می تواند حاکی از تحولات تاریخی سرزمین مذکور در دوران هخامنشی باشد. با توجه به اینکه از طریق بررسی نقش منطقه ای، کارکرد نظامی و عملکرد اقتصادی ساتراپ های مختلف می توانیم با نگرش همه جانبه اوضاع سیاسی، نظامی و اقتصادی دولت های باستانی را دریابیم، در این پژوهش به یاری اسناد و مدارک تاریخی و یافته های باستان شناسی کوشیدیم زمان ادغام دو ایالت ورکانا و پرثوه و استقلال آن ها در دوره های مختلف عصر هخامنشی را مورد بررسی قرار دهیم و اهمیت ورکانا ازجنبه ی نظامی، استراتژیک و اقتصادی برای دولت هخامنشی و نقش این ایالت در پیشبرد اهداف هخامنشیان را در عرصه ی نظامی و سیاسی بررسی و معلوم کنیم.
رویکرد ساختاری- نهادی به علل ناپایداری ائتلاف مشروطه خواهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ائتلاف طبقات متوسط شهری موجب وقوع رویداد عظیم اجتماعی جنبش مشروطه در تاریخ جامعة ایران اواخر دورة قاجار شد؛ اما سرنوشت ائتلاف و جنبش منتج از ائتلاف مشروطه خواهان پس از دوره ای نافرجام ماند. در این مقاله، با رویکرد ساختاری- نهادی مبتنی بر منطق زمانمند به این پرسش پاسخ می دهیم که چرا ائتلاف مشروطه خواهان در تاریخ مشروطیت ناپایدار بوده است و فضایی برای تحکیم توافق های میان ائتلاف کنندگان پدید نیامد. درادامه، پنج متغیر ساختاری- نهادی و پنج فرضیه را که بیانگر علت های ناپایداری ائتلاف هستند، با روش تاریخی– تحلیلی مطالعه می کنیم. همچنین، روند تاریخی زمانمند را که به شکل گیری ائتلاف ناپایدار منجر شد، با تکیه بر بنیان های ساختاری و نهادهای سیاسی جامعة ایران دورة مشروطه بررسی می کنیم که شامل مجموعه ای به هم وابسته از نهادهای سیاسی درهم تنیده، ساختار طبقاتی نامتعادل، ساختار اقتصادی نامتوازن، شرایط ناشی از نظام جهانی و دولت ناکارآمد است. عوامل یادشده متغیرهای مؤثر در فرایندهای منتهی به ائتلاف ناپایدار است. در این میان، بنیان های نامستحکم نهادهای سیاسی ایران دورة مشروطیت متغیر وزن دهندة اصلی مؤثر در پیدایش ائتلاف ناپایدار است که به واسطة چنین وضعیتی، فرصت ها برای تحکیم توافق و ساختارمندشدن اهداف و تصمیم های کنشگران سیاسی ائتلاف کننده فراهم نشد.
کنترل مستند اسامی مشاهیر( امرای لشکری و کشوری) اسناد دوره قاجار موجود در آرشیو ملی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی وضعیت کنترل مستند مشاهیر اسناد آرشیوی و بازنگری شیوه نامه کنترل مستند اسامی رجال و مشاهیر اسناد آرشیو ملی ایران برای امرای کشوری و لشکری در دوره قاجار است.
روش و رویکرد پژوهش: روش مورد استفاده، ترکیبیِ (کمی-کیفی) دلفی کلاسیک تعدیل شده و مطالعات کتابخانه ای بوده و برای گردآوری داده ها از مصاحبه و پرسشنامه استفاده شده است. جامعه پژوهش حاضر شامل دو گروه است. جامعه نخست، نامهای امرای کشوری و لشکری است که در کتاب شرح حال رجال ایران قرن 12و 13 و 14 هجری، نوشته مهدی بامداد آمده است. جامعه دوم، آرشیویست هایی هستند که با مستندسازی در حوزه آرشیو آشنایی دارند یا دارای حداقل 5 سال تجربه در این زمینه میباشند.
یافته های پژوهش: در پرسشنامه مرحله نخست،71 درصد(10 نفر) از 14 نفر اعضای پنل، بیشتر از نصف انتخابهایشان ( میانه) از 60 نام، نامی غیر از نام مستند شده کتابخانه ملی بوده است. همچنین، 20 نام از 60 نام پرتکرار (33درصد) کاملاً جدید بوده اند و در 50 درصد(30 سؤال) از 60 سؤال نامی غیراز نام مستند شده کتابخانه ملی انتخاب یا پیشنهاد شده است. در پرسشنامه مرحله دوم، از 62درصد( 15 مقوله) از 24 مقوله به دست آمده از تحلیل پاسخ های تشریحی اعضای پنل، بهدلایل و قوانینی غیراز دلایل و قوانین موجود در شیوهنامه مستند اسامی رجال و مشاهیر آرشیو ملی ایران در دوره قاجار اشاره کرده اند. در پرسشنامه مرحله سوم، 60درصد(17 قانون) از 28 قانون تأیید شده، موارد جدیدی بوده اند که توسط اعضای پنل پیشنهاد شده اند. ن
نتیجه گیری: با توجه به یافته های به دست آمده و با استفاده از نظرات اعضای پنل دلفی، عناصر موجود در شیوه نامه کنترل مستند اسامی رجال و مشاهیر آرشیو ملی ایران و همچنین عناصری که باید در شیوه نامه کنترل مستند اسامی مشاهیر (امرای لشکری و کشوری) اسناد آرشیو ملی ایران در دوره قاجار بیاید، مشخص شد. همچنین، براساس عناصر پیشنهاد شده، شیوه نامه کنترل مستند اسامی مشاهیر (امرای لشکری و کشوری) دوره قاجار تدوین گشت. پژوهشگر پیشنهاد می نماید آرشیو ملی ایران از طریق گام هایی که ارائه نموده در جهت تدوین و پیشرفت شیوه نامه مستند اسامی مشاهیر اسناد آرشیو ملی ایران اقدام نماید.
پراکندگی قدرت وستیزه های ایلی در آذربایجان درآستانه تاسیس دولت قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با مرگ کریم خان زند و منازعات خونین بین بازماندگان زندی بر سر میراث او و به دنبال آن کاهش و زوال قدرت دولت مرکزی ، به رسم تاریخ سیاسی ایران ، بار دیگر فرصتی ایجاد شد تا قدرت های منطقه ای و ایلی در ایلات و ولایات مختلف براساس میزان توان و قدرت سیاسی و نظامی خود ،درصدد بسط قدرت خویش ، خودمختاری ، دستیابی به سلطنت و یا نقش آفرینی در معادلات قدرت برآیند. آذربایجان با موقعیت ویژه و مهمِ خود، با توجه به تنوع قدرت های ایلی و منطقه ای و پراکندگی آنها در جغرافیای این ایالت ، بخش مهمی از این قدرت نمایی های سیاسی و نظامی را تجربه نمود. قدرت های ایلی آذربایجان ودر راس آنها دنبلی ها و افشارها که به صورت سنتی از گذشته هرکدام بر بخش هایی از این ایالت وسیع و ثروتمند حکومت داشتند، با مرگ کریم خان زند به نقش آفرینی سیاسی دست زدند و از طرفی این ایالت مورد توجه دیگر مدعیان قدرت از جمله علی مرادخان زند و آقامحمد خان قاجار نیز قرار گرفت و هرکدام سعی کردند از این پراکندگی و تنوع قدرت بهره ببرند.در نهایت آقامحمد خان قاجار توانست با بهره گیری از اختلافات و ستیزه های ایلی مدعیان قدرت در آذربایجان، گام مهمی برای رسیدن به سلطنت را بردارد.
نقش ترجمه آثار جدید در شکل گیری فرایند نوگرایی در ایران دورة قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترجمه از جمله راه های انعکاس تحولات فکری- فرهنگی اروپا در گروه های فعال اجتماعی ایران دورة قاجار محسوب می شود و می توان برای ترجمه ها، به مثابه متون نوشتاری جدید، نقش اجتماعی در روند انتقال فرهنگی قائل شد. جریان نوگرایی متأثر از ترجمه آثار و متون اروپایی در ایران در مقایسه با کشورهایی همچون عثمانی و مصر به سادگی شکل نگرفت و با دو مسئله عمده مواجه بود: اول، بدفهمی محتوا در نتیجة تلفیق محتوای متون تخصصی جدید با دانش و روش های ترجمه در ایران و دوم، ایفای نقش کانون های فرهنگی واسطه در روند آشنایی ایران با میراث علمی، فکری و فرهنگی دنیای جدید در نتیجة فاصله جغرافیایی ایران از اروپا. به گونه ای که برخی از محققان نقش کشورهای واسطه در تأخیر ارتباط مستقیم ایران با وضع جدید به«بیراهه عثمانی» توصیف کرده اند، زیرا ترجمه از طریق زبان های واسطه، وضعی را رقم زد که ترجمه از متون اصلی کمتر مورد توجه مخاطب ایرانی قرار گرفت. در این مقاله، با روش تحلیل گفتمان، نحوه انعکاس متون جدید در جامعه ایران و روند تقابل و تلفیق صورت گرفته بین ذهنیت ایرانی با ذهنیت جدید، در فرایند ترجمه ها بررسی می شود تا ضمن برجسته سازی اصلی ترین دال های انتقال دهندة مفاهیم و معانی جدید در محتوای متون ترجمه شده، صورت بندی جدیدی از فرایند اقتباس و تولید متن، مراحل، آثار و موانع تأثیر بیشتر آن پرداخته شود.
امام خمینی (س) و نظام فرهنگی و ارزشی غرب
حوزههای تخصصی:
انقلاب اسلامی ایران ارزش های جدیدی را به بشریت عرضه کرد و هویت ما را بازسازی نمود. تحول در زاویه دید ما نسبت به غرب و وضعیت جهان معاصر از نتایج این دگرگونی است. بر همین مبنا ضرورت اتخاذ موضعی متناسب با ارزش های انقلاب اسلامی و هویت ایرانی اسلامی در برابر غرب و نظام فرهنگی ارزشی آن به وضوح آشکار می گردد. امام خمینی به عنوان رهبر انقلاب اسلامی و بنیانگذار جمهوری اسلامی، رویکردی را نسبت به غرب مطرح می سازد که از سویی با کلیت فرهنگ ما سازگار است و از سویی دیگر موضع انقلابی ما را در برابر غرب ترسیم می نماید. در این مقاله پرسش ما این است که امام خمینی چه موضعی را برای جامعة انقلابی ما در برابر غرب و نظام فرهنگی، فکری و ارزشی آن ترسیم کرده است؟ رویکرد امام خمینی در این حوزه، نه تنها رد غرب زدگی، بلکه نفی گرایش به فرهنگ غرب، با توجه به شاخص های آن، همچون اومانیسم، ماده گرایی و سکولاریسم، فردگرایی و سلطه محوری و مقابله در برابر رفتار تهاجمی آن و طرح احیای هویت خودی با توکل و اعتماد بر مبدأ جهان هستی است. در این رویکرد، غرب، مغربِ حقیقت قدسی و شرق، اشراقِ حقیقت و تجلی نور است. بر این مبنا انسان به خویشتن حقیقی یا فطرت خداگونه و مخموره خود بازگشته و با نفی غرب گرایی به سوی کمال و سعادت حقیقی گام برمی دارد.
محدوده جغرافیایی و جایگاه سیاسی هیرکانیه در دوره هخامنشیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جغرافیا نقش مهمی در تاریخ هر سرزمین دارد و تاریخ هر سرزمین و ناحیه، بستگی زیادی به موقعیت و مکان
جغرافیایی آن دارد. از این رو، می توان ادعا کرد که هر یک از بخش های مختلف ایران، به دلیل قرار گرفتن در
یک موقعیت جغرافیایی متفاوت و داشتن شرایط آب هوای خاص، جایگاه ویژه و اهمیت زیادی دارند. و هر
یک از این نواحی توانسته اند، به سهم خود، نقش مهمی در تحولات سیاسی کشور داشته باشند. سرزمین
گرگان امروز، به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص، در طول تاریخ ایران، خصوصاً تاریخ ایران باستان، اهمیت و
نقش مهمی در تاریخ و تحولات ایران داشته و در منابع به کرّات از آن نام برده شده است. تا کنون پیرامون حصار
دفاعی گرگان در زمان ساسانیان در این منطقه بحث های زیادی شده است، اما در رابطه با جایگاه سیاسی
هیرکانیه و نقش جغرافیا در تحولات تاریخی این سرزمین در زمان هخامنشیان کار مستقلی انجام نشده است؛
لذا در این پژوهش می کوشیم که با استفاده از شیوة پژوهش های تاریخی و با استفاده از متون کهن تاریخی و
شواهد باستان شناسی به بررسی موقعیت جغرافیایی هیرکانیه و تاثیرات آن در اهمیت و جایگاه سیاسی این
سرزمین در دوره هخامنشیان بپردازیم.
تجارت دریایی خلیج فارس در دوره ساسانیان
حوزههای تخصصی:
این پژوهش درصدد بررسی تجارت دریای خلیج فارس در دوره ی ساسانیان می باشد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که خلیج فارس و اهمیت تجاری آن همواره مورد توجه شاهان حاکم بر ایران بود. در این میان دولت ساسانیان نیز به دلیل موقعیت استراتژیکی این منطقه و اهمیت آن در اقتصاد کشور، به این منطقه توجه ویژه ای داشت. این دولت از همان ابتدا با تأسیس شهرهای بندری و تصرف مناطق حاشیه ی خلیج فارس درصدد اعمال قدرت در این منطقه برآمد. لذا دریانوردی در خلیج فارس جزء لاینفک فعالیت تجارتی و دریایی ایران در دوره ساسانیان درآمد. در این دوره تبادل کالاها در ساحل دریا و رودخانه ها در بین النهرین و در امتداد سواحل شمال خلیج فارس رونق بسزایی پیدا کرد و حجم تجارت ایران با کشورهای چین و سیلان و هند افزایش یافت. بنابراین به همین دلیل و با رونق تجارت دریایی، تجارت خلیج فارس اهمیت فراوان یافت و پارس به مرکز مهم در تجارت با سرزمین های دور و نزدیک تبدیل شد. روش پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی می باشد که از منابع تاریخی دست اول بهره برده شده است.
بررسی و تحلیل پیامدهای عهدنامه گلستان
حوزههای تخصصی:
عهدنامه گلستان به دنبال جنگ های اول ایران و روس که چیزی حدود ده سال بطول انجامید از طرف روسیه تزاری بر ایران تحمیل شد. عهدنامه مزبور در تاریخ معاصر ایران نخستین عهدنامه یکجانبه ای بود که ایران به عنوان طرف مغلوب، آن را از سوی یک کشور استعماری پذیرفت. از این رو عهدنامه گلستان را می توان آغازگر فصل جدیدی از حیات سیاسی ایران به حساب آورد که در این دوره دول استعمارگر اروپایی، خصوصاً روسیه و انگلیس رقابت نفس گیری را برای سلطه بر ایران آغاز نمودند. این امر پیامدهای سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی مصیبت باری را برای ایران به دنبال داشت. در این پژوهش سعی می شود با روش توصیفی و تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه ای بطور مختصر برخی از پیامدهای این عهدنامه مورد بررسی و تحلیل قرارگیرد.
عملکرد سازمان بازرسی شاهنشاهی در دوره ریاست ارتشبد حسین فردوست (۱۳۵۱ تا ۱۳۵۷ش/۱۹۷۲ تا ۱۹۷۹م)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حاکمان استفاده از نهادهای ناظر و کنترل کننده را با هدف شناسایی مسائل مختلف قلمرو حکومتی خود، امری لازم می دانستند و همواره به آن توجه می کردند. بازرسی شاهنشاهی، یکی از مجموعه سازمان های اطّلاعاتی عصر پهلوی دوم بود. این مرکز در سال 1337ش/1958م، بنابه فرمان محمدرضاشاه تأسیس و مجدداً در اواخر دهه 1340ش، بعد از وقفه ای کوتاه، احیا شد. انگیزه ها و اهداف شاه از احیای این سازمان در واقع تلاش برای حذف مخالفت ها، رفع موانعِ تداوم و تثبیت رژیم، مبارزه با فساد و نارسایی، تأمین سلامتی نظام اداری و... بود. این جدای از بدگمانی و ترسی بود که به ویژه بعد از کودتای 28 مرداد، شاه به شخصیت های متنفذ و نهادهای کشور یافت. این سازمان اختیارات بسیار و تقریباً نامحدودی داشت؛ بنابراین مسئله بسیار مهم، در ارتباط با نام سازمان، عملکرد آن است؛ یعنی مجموعه اقداماتی که سازمان، در راستای انجام وظایف کرد. در واقع، با بررسی کارکرد اداره ها و سازمان هاست که می توان پویایی یا رکود آن ها را نشان داد. سازمان در طول عمر خود به ویژه در دوره دوم، یعنی از سال 1351ش تا ۱۳۵۷ش/۱۹۷۲ تا ۱۹۷۹م و همزمان با ریاست فردوست، اقدامات بسیاری انجام داد و در جریان وضعیت داخلی کشور قرار گرفت. مقاله حاضر با روش تاریخی، درصدد بررسی علل تأسیس مجدد سازمان و واکاوی عملکرد و تأثیر این مرکز در دوره دوم عمر و زمان ریاست حسین فردوست است.
پژوهشی درباره تخته قاپوی ایلات و عشایر فارس در عصر پهلوی اول و پیامدهای مالیاتی آن با اتکا به اسناد تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: دوره پهلوی اول، از نقاط عطف تاریخ معاصر ایران محسوب می شود. رضاخان سردارسپه، که با کودتای سوم اسفند 1299زمینه صعود خود را به مراحل بالای قدرت فراهم نمود، در 1304 و با تشکیل مجلس مؤسسان، به تخت سلطنت جلوس کرد. وی با تثبیت قدرت مرکزی و جلوس بر تخت سلطنت در صدد برآمد شورش های عشایری در سطح کشور را نیز به انحاء مختلف سرکوب نماید. ازجمله سیاست هایی که رضاشاه برای سرکوب ایلات و عشایر به کار برد، خلع سلاح، تخته قاپو، و متحد الشکل کردن لباس آنها بود. هدف این پژوهش، بررسی پیامدهای یکی از سیاست های عشایری پهلوی اول ( تخته قاپو) در ایالت فارس و در بعد اقتصادی و مالیاتی می باشد.
روش/رویکرد پژوهش: این پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه ای و اسناد و مدارک آرشیوی تألیف شده است.
یافته ها و نتایج: اجرای سیاست تخته قاپو (اسکان) ایلات و عشایر فارس به دلیل عدم آشنایی با روحیات کوچ نشینان موفقیت آمیز نبود. با وجود الغای مالیات ایلی اغنام و احشام توسط مجلس شورای ملی از خانواده های تخته قاپو شده، مأموران وصول مالیات همچنان این مالیات را از مردم مطالبه می نمودند. سرانجام، درنتیجه فشار دولت و حکومت نظامی در وصول مالیات و اسکان آنان، نارضایتی عمیقی در میان عشایر نمودار شد و زمینه های یک شورش عشایری عمومی را ایجاد نمود.
شکل گیری مقام شیخ الشیوخی و کارکردهای آن در عصر سلجوقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قدرت گیری سلجوقیان و گسترش قلمرو آ ن ها در ایران، عراق و شام با فعالیت های پر دامنه ی مبلغان، داعیان و هواداران فاطمیان مستقر در مصر مصادف شد که اساس خلافت عباسی و حکومت سنی سلجوقی را تهدید می کرد. به دلیل اعتقاد غالب صوفیه در مخالفت با اسماعیلیه، حمایت همه جانبه ی سلجوقیان از صوفیان و پشتیبانی متقابل ایشان از حکومت سلجوقی و نقشی که صوفیه می توانست در مقابله با اسماعیلیان ایفا کند، خلافت عباسی برای همکاری با سلاجقه، مقامی رسمی برای صوفیه در بغداد، مرکز خلافت عباسی، ایجاد کرد. شیخ الشیوخ را خلیفه تعیین می کرد و تا اواخر قرن ششم ه.ق به مرشد رباط شیخ الشیوخ بغداد این مقام اعطا می شد. این مقام جایگاهی والا در خلافت عباسی داشت و به عنوان مقامی رسمی، در جریانات و رویدادهای سیاسی این عصر نقش آفرینی می کرد.
زمینه های ناتوانی ایران صفوی دربرخورد با «امامان یعاربه» عمان در خلیج فارس (سده12 هجری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعه قدرت گروه های اباضی مذهب در جنوب خلیج فارس و دریای عمان و چالش و تجاوزات انان به جزایر و بنادر ایران، یکی از رخدادهای مشخص و تاثیر گذار عصر صفوی به ویژه در اواخر این دوران می باشد. در زمان حکومت شاه عباس دوم جنبش ضد استعماری مردم عمان به استیلای یکصدوپنجاه استعمار پرتغال پایان داد و سلسله نو بنیاد آل یعاربه در سایه قدرت دریایی و ضعف مفرط دولت های مرکزی، حملات و تجاوزات خود را به سواحل و جزایر و بنادر ایران تشدید نمودند. بدین ترتیب تقابلات دو کشور بر تعاملات و پیوند های پیشین سایه انداخت. بررسی چگونگی فرایند قدرت گیری امامان خارجی در عمانات و ضعف و ناکارامدی اقدامات دستگاه حاکمه ایران در برخورد با انان در منطقه خلیج فارس و دریای عمان، هدف اصلی این پژوهش می باشد.
تبیین مناسبات احزاب دولتی و مجالس نوزدهم و بیستم در ساختار سیاسی پهلوی دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انقلاب مشروطیت ایران، زمینه شکل گیری نهادهای دموکراتیک را فراهم آورد. یکی از این نهاد ها انجمن بلدیه بود. پس از تصویب قانون بلدیه در مجلس شورای ملی، ساز و کار شکل گیری انجمن بلدیه در شهرهای مختلف فراهم شد. شهر قزوین نیز در دوره اول مجلس شواری ملی از این نهاد برخوردار گردید. درباره شکل گیری انجمن بلدیه قزوین در منابع تحقیقاتی خبر درخور توجهی وجود ندارد و آنچه که تاکنون بیان شده، همراه با حدس و گمان است.
نوشتار حاضر به دنبال بررسی شکل گیری انجمن بلدیه قزوین براساس منابع دست اول و اسناد می باشد.
راه های ایالات غرب خراسان به سوی نیشابور مقارن ورود امام رضا (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نیشابور در دورة اسلامی بر سر راه های ارتباطی شرق و غرب واقع بود و بخش عمده ای از اهمیت سیاسی و رونق اقتصادی خود را وامدار این جایگاه جغرافیایی خاص بود. هر کاروانی که قصد گذر از شرق به غرب یا بالعکس داشت، ناگزیر باید از این شهر می گذشت. در گذر از ایالات فارس و جبال به شرق ایران دو راه عمده به نیشابور می رسید؛ راه قهستان و راه قومس. مسیر کاروان امام رضا (ع) به سوی مرو از این دو طریق تنها از نیشابور می گذشته است. علیرغم شواهد و قراینی ناچیز و غیر قانع کننده دربارة عزیمت کاروان رضوی به نیشابور از طریق قومس، به نظر می رسد این کاروان راه فارس قهستان را طی کرده است.
نگارنده در پژوهش حاضر تلاش دارد پس از شرح مختصری ازموقعیت خاص جغرافیایی شهر نیشابور در دورة اسلامی، در وهلة نخست راه های ایالات واقع در غرب خراسان و به طور مشخص، ایالات جبال، فارس و گرگان به سوی نیشابور را نشان داده، آنگاه در پی پاسخ به این پرسش برآید که کدامیک از دو راه اصلی فارس و جبال به سوی نیشابور در حدود اواخر سدة 2ق و اوایل سدة 3ق پر رفت و آمدتر بوده است؟ ورود امام رضا (ع) به نیشابور در سال 200ق در همین محدودة زمانی جای می گیرد. بررسی حاضر تا حدودی ازرونق نسبی رفت و آمد در راه قهستان نسبت به راه قومس در این زمان حکایت دارد؛ رونق نسبی همان راهی که امام رضا (ع) از طریق آن به نیشابور وارد شد.
تأسیس انجمن های خیریه و مدارس ایرانی در عشق آباد و تاشکند در دوره قاجار 1325 ق تا 1345 ق/1907 تا 1927م(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، نقش انجمن های خیریه و مدارس ایرانی که در اواخر دوره قاجار برای ترویج زبان و ادب فارسی در آسیای مرکزی، شهرهای عشق آباد و تاشکند، شکل گرفتند بررسی می شود. در اواخر دوران قاجار، به علت وضع بد اقتصادی تعداد کثیری از ایرانیان، به ویژه اقشار ضعیف و فاقد تخصص، به خارج از مرزها، خصوصاً آسیای مرکزی مهاجرت کردند. در راستای این مهاجرت، تجار و مسئولان تدابیری برای سازمان دادن و رسیدگی به امور مهاجران ترتیب دادند و اقدام به تشکیل انجمن های خیریه کردند. تجار و بازرگانان ایرانی برای کمک به فقرا و اقشار کم درآمد، موفق شدند با کمک های مالی خود، در این شهرها انجمن های خیریه ای تشکیل دهند تا اطفال فقرا بتوانند به تحصیل بپردازند. حال این سوال مطرح می شود که مدارس و انجمن های خیریه تشکیل شده، تا چه اندازه در ترویج زبان و ادب فارسی در آسیای مرکزی تأثیرگذار بوده است؟ فرضیه این است که این انجمن های خیریه، مدارسی برای اطفال ایرانیان تأسیس کردند و هزینه آن ها را متقبل شدند و آنان نقش مهمی، در ترویج زبان و ادبیات فارسی و تعلیم و تربیت ایرانیان مهاجر بر عهده داشتند.
تثبیت مرزها و برقراری حاکمیّت ایران بر بلوچستان، در عصر ناصرالدین شاه (1264 تا ۱۲۸۹ق/ 1847 تا ۱۸۷۲م)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بلوچستان در آغاز قرن سیزدهم قمری، کانون بحران های سیاسی و اجتماعی شد. دولت قاجار اقدامات گوناگونی، برای برقراری امنیت و تثبیت حاکمیّت دولت مرکزی در این منطقه انجام داد. این نوشتار با هدف بازشناسی عوامل بحران زا در بلوچستان، می کوشد به روش توصیف تاریخی و اسنادی و با مراجعه به منابع دست اول، به این پرسش ها پاسخ دهد: ناآرامی های بلوچستان از آغاز دولت قاجار تا دوران ناصرالدین شاه چگونه پدید آمد؟ دولت مرکزی ایران برای مهار این شورش ها، به چه اقداماتی دست زد؟ این بررسی نشان می دهد که در اثر کوشش حاکمان ایالت های کرمان و خراسان، سرانجام در دوره ناصرالدین شاه، آرامش نسبی به منطقه بازگشت. دولت انگلستان که این موضوع را به سود خود نمی دید، برای جلوگیری از گسترش نفوذ ایران در تمامی مناطق بلوچستان، به تعیین خطوط مرزی براساس منافع استعماری خود دست یازید و مرزهای کنونی جنوب شرق ایران نتیجه دخالت های آن کشور است.