فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۵۶۱ تا ۱۷٬۵۸۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
میقات حج دوره ۲۹ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۴)
115 - 132
حوزههای تخصصی:
مالک بن انس (179-93/ 95r) یکی از امامان اهل سنت و جماعت، با روحیه ای علمی و آزادمنشی در مدینه به «امام دارالهجره» معروف بود. وی بر خلاف روحیه محافظه کارانه ای که داشت از پند و اندرز حاکمان اجتناب نمی کرد و آنان را به رعایت عدالت و سنت پیامبر9 توصیه می کرد. یکی از نقاط عطف زندگی او حمایت غیر مستقیم او از قیام محمد نفس زکیه است. با رویکردی توصیفی تحلیلی و با روش جمع آوری اسناد کتابخانه ای به این پرسش پاسخ می گوید که مبانی و اندیشه سیاسی مالک بن انس چه تأثیری در حمایت او از قیام نفس زکیه داشته است؟ بعد از بررسی منابع، نتایج پژوهش نشان می دهد که مبانی اندیشه سیاسی مالک مانند جمهور اهل سنتِ حجاز بر محافظه کاری است. شالوده های عقد امامت که نظر مالک نسبت به عثمان قابل توجه است، عدم سب صحابه، مشروعیت حکومت را در قرآن، سنت و عدالت می داند، و به دلایل حضور برخی اساتید وی در قیام نفس زکیه و روحیه عدالت گرای مالک از این قیام حمایت کرد.
روش موضوع یابی در سُوَر آغازشده با سوگند؛ مطالعه موردی در سوره طور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در گرایش های نوپدید تفسیری چون «تفسیر ساختاری» و «تدبر در قرآن» سوره به مثابه کل پیوسته تلقی می شود که الفاظ، عبارات و آیات آن پیرامون موضوعی کانونی گرد هم آمده است و از همین موضوع کانونی سخن می گویند. در این نگاه جامع و منسجم به سوره، موضوع کانونی جایگاه ویژه ای دارد و نقشی راهبردی در فهم سوره بازی می کند. این پژوهش با پذیرش اهمیت و جایگاه راهبردی موضوع کانونی در فهم سور، به دنبال ارائه روشی جهت شناسایی و پیدا کردن آن در سور آغازشده با سوگند است. روش ارائه شده در دو مرحله «شناسایی مُقسَم علیه (جواب قَسَم)» و «جایگاه سنجی مُقسَم علیه (جواب قَسَم) در محتوای سوره» طراحی شده است. این روش با مطالعه موردی آیات برخی از سور آغازشده با سوگند به دست آمده است و فهم یک دست، جامع و منسجم سوره را برای مفسر فراهم می سازد. این روش جهت راستی آزمایی در سوره طور به ارزیابی گذاشته شده و درستی و دقت آن در این آزمون اثبات شده است. در قسمت پایانی مقاله، به برخی از آسیب های ناشی از بی توجهی به موضوع کانونی اشاره شده است.
نگاهی به مؤلفه های اعجاز قرآن از دیدگاه معتزله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معتزله به عنوان یکی از مذاهب کلامی در جهان اسلام، نقش تأثیرگذاری در پیشرفت علوم مختلف قرآنی داشته است. اعجاز قرآن یکی از مباحث پیچیده و دشوار در حوزه علوم قرانی است که از ابتدای نزول قران مورد اهتمام علمای مسلمان به ویژه معتزله قرار گرفت، و از رهگذر آن دیدگاه های ارزشمندی توسط بزرگان این مذهب همچون نظّام، جاحظ، و عبدالقاهر جرجانی ارائه شد. در مقاله حاضر با رویکرد توصیفی تحلیلی به نقد و بررسی دیدگاه های معتزله در زمینه اعجاز قرآن پرداخته شد. و به طور ویژه سه دیدگاه صرفه، اخبار از غیب و اعجاز بلاغی قرآن مورد بررسی قرار گرفت. مهم ترین نتیجه پژوهش این است که معتزله در حوزه صرفه با اعتقاد به اینکه خداوند انگیزه آوردن کتابی همچون قرآن را از اعراب گرفت، راه را به خطا رفتند، اما در زمینه اخبار از غیب و اعجاز بلاغی دیدگاه های مقبولی در محافل علمی ارائه نمودند، و در نهایت به نظریه نظم قرآن رسیدند.
پژوهشی در آواشناسی و ساختارهای صرفی و نحوی و بلاغی سوره تکویر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر زبانی را اسلوبی است که در آن با گزینش و چینش کلمات به روح و جان شنونده یا مخاطب تأثیر می گذارد. بر همین اساس سخنوران و ادیبان و اهل فن در این وادی برای سنجش ارزش سخن، معیارهایی ارائه نموده اند و در این میان قرآن کریم را بهترین و برترین الگوی این مهم برشمرده اند و تمام اسلوب های بکار رفته در آن را نمونه والای فصاحت و بلاغت دانسته اند. موسیقی آیات سوره تکویر دارای نظم شگفت انگیز و ارتباط بسیار دقیق با معانی و مقاصد آیات دارد؛ همنشینی واژه ها، نظام آوایی و معنایی، همچنین انتخاب واژه های به کار رفته در جملات و عبارت های سوره تکویر به گونه ای هدفمند است که هر واژه با ساختار صلی در جایگاه خود در جمله قرار گرفته است که کلمات آن دارای فصاحت و عاری از عیوب بلاغی می باشد و چیدمان کلمات و عبارات و نظم و موسیقی آنها، با معنا و مفهوم آیات، به طوری متناسب و هماهنگ است که باخواندن آن می توان تصویر برخی از حوادث را در آستانه قیامت و بعد از آن دریافت کرد. لذا پژوهش حاضر به بررسی آواشناسی و ساختارهای صرفی و نحوی و بلاغی سوره تکویر می پردازد که اهتمام نوشتار حاضر تحلیل و ارزیابی آوایی و ساختارهای صرفی و نحوی و بلاغی سوره تکویر به صورت توصیفی و کتابخانه ای است.
تحلیل سبک شناسی سوره نجم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سبک شناسی علمی است که با بررسی توصیف ها و تحلیل ها به جنبه های ادبی موجود در یک متن می رسد و معانی و مفاهیم یک متن ادبی را به طور واضح و روشن به خواننده انتقال می دهد. قرآن کریم، که یک معجزه الهی است، به عنوان یک متن ادبی به خصوص در سال های اخیر مورد توجه سبک شناسان قرار گرفته است. این مقاله به دنبال آن است که با روش توصیفی - تحلیلی و با استفاده از دانش سبک شناسی، سوره نجم را در سه سطح آوایی و ترکیبی و بلاغی مورد بررسی قرار دهد تا از این طریق به جنبه های ادبی و معنایی سوره پی ببرد. در سوره نجم در سطح آوایی با به کار گیری سجع سبب آهنگین بودن سوره و جذب مخاطب به این سوره می شود. در سطح ترکیبی با به کار بردن جملاتی مانند تقدیم و تاخیر ها خط بطلانی بر روی باور ها و عقاید مشرکان می کشد. در سطح بلاغی نیز با به کار گیری اسلوب حصر مالکیت خداوند و اینکه همه چیز به اجازه خداوند است، اشاره می کند.
سبک زبانی قرآن در گزاره های اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم به ارزش های والای اخلاقی و نقش سازنده و تاثیر گذار آن ها در پرورش و تعالی روح انسان اهمیت داده و تاکید فراوان نموده است. این کتاب الهی که برای هدایت آحاد بشر در طول زمان نازل شده است،برای رساندن انسان به سر منزل مقصود که همان اتمام و اکمال اخلاق و مکارم آن و نهادینه کردن آن در جامعه است، از سبک های زبانی گوناگون بهره برده است؛ درپژوهش پیش رو برای نیل به فهم صحیح و کامل از گزاره های اخلاقی قرآن، بامطالعه ی کتابخانه ای و روش توصیفی- تحلیلی به بررسی و تحلیل سبک زبان قرآن در گزاره های اخلاقی پرداخته ایم و به این نتیجه دست یافته ایم که خداوند متعال، با توجه به تفاوت انسان ها در خلقیات و روحیات، برای هدایت حد اکثری و نهادینه کردن مکارم اخلاق در وجود انسان در گزاره های اخلاقی از سبک های متنوع زبانی مانند زبان تصویرگر، زبان تمثیل، زبان تشبیه، زبان تعلیم، زبان تربیت، زبان موعظه، زبان داستان وقصه گو و... در گزاره های اخلاقی بهره برده است .
قطعی الدلاله بودن عمومات قرآن از منظر مذاهب اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
جستارهای فقهی و اصولی سال ششم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲۱
35 - 66
حوزههای تخصصی:
در اصول فقه معروف است که علما ادله را از حیث قطعی یا ظنی بودن کنکاش می کنند. از آن جمله ادله، عمومات قرآن است. عمومات قرآن از حیث سند به اجماع مسلمین، قطعی است؛ اما از حیث دلالت محل نزاع است؛ نزاعی پُردامنه که از قدیم رایج بوده است. این بحث در میان متأخران شیعه به دلیل آنکه ظنی بودنِ دلالت عمومات ارسال، مسلّم تلقی شده، از کنکاش علما به دور مانده است؛ گرچه در میان علمای اهل سنت متروک نمانده و در کتب مختلف مورد مناقشه بوده است. بنابر دیدگاه جمهور علمای فریقین، عمومات قرآن از ظنون معتبره به شمار می آید. در مقابل این دیدگاه مشهور، از شیعه، شیخ مفید، سید مرتضی، شیخ طوسی و برخی از معاصران و از اهل سنت، شاطبی، ابن تیمیه و غالب علمای حنفی و معتزله قائل اند که دلالت عام، قطعی است. مطابق استقراء صورت گرفته، سه دلیل در قطعی بودنِ دلالت عمومات وجود دارد: عدم جواز تأخیر بیان از وقت خطاب، قطعی بودنِ مدالیل استعمالی و تبادر معانی موضوعٌ له. در این پژوهش با مطالعه مقارن میان فریقین، به تبیین مبانی این نظریه پرداخته شده است. به نظر می رسد، نظریه قطعی بودنِ دلالت عمومات دارای پشتوانه ای قوی است و هر سه دلیلی که برای این دیدگاه مطرح شده است، قابل دفاع و موجه اند؛ چراکه مطابق هر سه دلیل، مخصصات منفصل برخلاف اسلوب زبان و ادبیات عرب هستند و وجه مخالفت آن، این است که بنابر قواعد زبان عربی، متکلم بدون نصب قرینه نمی تواند خلاف معنای متبادر را اراده کند و عدول از این قاعده منجر به تجهیل و تلبیس، تکلیف به ما لایطاق و بلافایده بودن کلام می شود.
بررسی حقوق معنویِ میّت با تأکید بر حکم حدّ قذفِ میّت در فقه امامیه(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
جستارهای فقهی و اصولی سال ششم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲۱
163 - 194
حوزههای تخصصی:
اعتقاد به شخصی بودنِ حقوق وابسته به شخصیت، حق تمتع را خاص خود شخص و انتقال این حق را ناممکن می داند. این در حالی است که اهمیت پاسداشت حرمت میّت در دانش فقه چنان است که در بسیاری از این حقوق مانند حق مقذوف، چه در حال حیات انسان و چه پس از مرگ، این حقّ معنوی با توجه به رابطه آن با شخصیت آدمی، قابلیت انتقال را داراست و به ارث می رسد. این تحقیق به تبیین و بررسی حقوق معنوی انسان پس از فوت با تأکید بر حقّ قذف میّت می پردازد. حکم مجازات قذف میّت مسلمان از ادلّه اربعه و نیز از طریق عموم ادلّه لزوم پاسداشت حرمت انسان، قابل اثبات است و در صورت تحقّق شرایط، حدّ آن یعنی هشتاد تازیانه اجرا می شود. براساس منابع فقه امامیه نه تنها مرگ، سبب زوال حقوق معنوی انسان نیست بلکه در مواردی همانند انسان زنده و گاهی شدیدتر است. همچنین دیدگاه فقهایی که معتقدند اهلیت انسان با مرگ به طورکامل از بین نمی رود و مرده می تواند طرف برخی از حقوق قرار گیرد نیز ثابت می شود.
عیب تراضی (عدم مطابقت ایجاب و قبول)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
جستارهای فقهی و اصولی سال ششم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲۱
195 - 227
حوزههای تخصصی:
یکی از شرایط انعقاد قراردادها در فقه امامیه و حقوق ایران مانند سایر نظام های حقوقی، لزوم تطابق ایجاب و قبول است. عدم مطابقت این دو انشا، درخصوص موضوع یا شرایط اصلی هر قرارداد، از موجبات بطلان محسوب می شود. هرچند مهم ترین و بلکه تنها عامل عدم تطابق ایجاب و قبول، مسئله «اشتباه» است و به رغم اهمیت هر دو موضوع، یعنی «تطابق ایجاب و قبول» و «اشتباه»، در فقه معاملات و قواعد عمومی قراردادها، تاکنون بحث مستقل، جدی و دامنه داری درخصوص ارتباط این دو با هم چه در فقه و چه در حقوق نداریم. این پژوهش با تکیه بر تبیین دقیق این دو موضوع و کنکاش در زوایای حقوقی مختلف آن ها و با هدف ارائه تبیینی نوین از این مفاهیم، تأکید دارد که اشتباه نه فقط یکی از مهم ترین عیوب اراده، اعم از عیب مانع قصد و عیب مانع کمال رضا است؛ بلکه تنها عیب تراضی و عدم تطابق ایجاب و قبول در حقوق ایران است. این تبیین متفاوت و نوین از اشتباه به عنوان عیب تراضی، دارای دستاوردهای متعددی است؛ ازجمله نظام دادن به نظریه اشتباه و توسیع دامنه آن؛ قاعده مندکردن احکام لزوم تطابق ایجاب و قبول؛ یافتن مبنایی جدید برای توجیه و تعلیل بسیاری از تفاوت های موجود میان سه نظام حقوقی ایران، فرانسه و انگلستان.
تبیین چگونگی غیرامنیتی سازی روابط ایران و افغانستان سال های 2000 تا 2019(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آغاز روابط ایران و افغانستان را می توان از زمان اعلام استقلال افغانستان دانست. قرابت جغرافیایی و روابط تاریخی موجب شده تا هیچ کشور دیگری نتواند نقشی مهم تر از ایران را در جامعه افغانستان ایفا کند. در این راستا ان دو کشور در طول این سال ها روابط گوناگونی را در حوزه های سیاسی- اقتصادی و امنیتی داشته اند. از مهمترین مسائل مابین دو کشور در دوره زمانی مورد نظر می توان از مسئله رودخانه هیرمند، مسئله موادمخدر و تروریسم طالبان و مسئله مهاجران افغانی در کنار همکاری های اقتصادی نام برد. این مقاله با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی در پی پاسخ به این سؤال است که روابط ایران و افغانستان در سالهای 2000 تا 2019 چگونه در فرایند غیر امنیتی شدن قرار می گیرد؟ به همین منظور با بهره گیری از کارب ست مف اهیم و مولف ه ه ای نظ ری امنیتی سازی و غیر امنیتی سازی در چارچوب مکتب امنیتی کپنهاگ تلاش می شود شناخت و درک بهتری از مسائل حول محور غیر امنیتی سازی روابط ایران و افغانستان حاص ل شود. از این منظر در پاسخ به سوال اصلی باید گفت با خارج نمودن تدریجی مسائل امنیتی از دایره تنگ نظامی و سیاسی و انتقال سیاست خارجی از لایه های سیاسی-امنیتی به لایه های اقتصادی-تجاری ، روابط ایران و افغانستان در سطوح مورد نظر کارگزاران این دو کشور به سمت غیر امنیتی خواهد رفت.
تحلیل تقابل دوگانه های مفهومی در سه دفتر شعری اثر محمد ماغوط(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادبیات عربی پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲۳
131 - 146
حوزههای تخصصی:
محمد ماغوط شاعر معاصر سوری یکی از پیشگامان شعر سپید در ادبیات عرب به شمار می رود. او در بسیاری از دیوان های شعری خود از تناقض و تضاد به عنوان یک ویژگی سبک شناختی و دینامیکی بهره جسته، و باعث شده است که شعرش از یکنواختی و جمود خارج شود، و پویایی قابل توجهی به دست آورد. زیرا با واژگان و صور شعری غیرمنتظره، حسّاسیت خواننده را برانگیخته، و او را هرلحظه شگفت زده می کند. این تقابل ها یکی از مهم ترین شگردهای فنّی در شعر محمد ماغوط محسوب می شود. او در جمع دوگانه ها تبحر خاصی داشته، و آن را به شکل هنرمندانه ای در خدمت مضامین شعری خود درآورده است. وجود این پدیده در شعر او را باید در شخصیت متناقضش جستجو کرد، که خود نیز بدان اقرار نموده است: «من این چنین هستم..این سرشت من است و نمی توانم آن را تغییر دهم». کاربست تقابل های دوگانه ی مفهومی در شعر ماغوط بازتاب تجربه ای است که شاعر آن را زیسته، و توانسته است ماهیت خود و جهان هستی را با همه تناقض هایش به تصویر کشد، لذا به جهت تبلور تقابل های دوگانه مفهومی در شعر ماغوط که متأثر از شخصیت متناقض او است، پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی توصیفی به دنبال بررسی این مقوله در سه دفتر شعری (غم در مهتاب، اتاقی با میلیون ها دیوار، و شادی حرفه من نیست) است. مهم ترین یافته تحقیق این است که تقابل های دوگانه های مفهومی در شعر ماغوط برای بیان دیدگاه های فکری، سیاسی و ایدئولوژیکی او به کار گرفته است، و شاعر با جمع تقابل ها و استفاده از این شگرد، فضای شعر خود را از منظر مفهومی و زیباشناختی برای خواننده قابل تأمّل کرده است. با توجه به بسامد بالای متناقض نماها می توان این شگرد را از ویژگی های سبکی شعر او نیز برشمرد که در شعر کمتر شاعر معاصری می توان آن را یافت.
القطع فی النحو العربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یعالج هذا البحث مصطلح القطع نحویاً، وهو مصطلح تردد فی علوم العربیه نحوها وعروضها، ویحاول البحث تتبع مصطلح القطع فی النحو، متوقفاً عند أربعه أنواع هی: القطع فی الاستثناء، والقطع عن الإضافه، والقطع فی خبر نواسخ المبتدأ، والقطع فی التوابع. وقد وجد البحث أن القطع فی الاستثناء یکون فی الاستثناء المنقطع، وهو ما لم یکن فیه المستثنى بعضاً من المستثنى منه، وتوقف البحث عند الأدوات التی تستخدم للاستثناء المنقطع. أما القطع عن الإضافه فبعد أن بیّن البحث معنى الإضافه بحث فیما یجوز فیه القطع عن الإضافه فی اللفظ لا فی المعنى، ثم نظر البحث فی الأسماء التی لیست بظروف وبیّن أحکامها لجهه القطع، فلفظتا کلّ وبعض - على سبیل المثال - یجوز قطعهما عن الإضافه لفظاً لا معنى، بشرط عدم وقوعهما توکیداً. وکذلک تناول البحث القطع إلى الرفع فی خبر نواسخ المبتدأ، وناقش ما أوردته کتب النحو من شواهد نحویه فی هذا الباب. لینتهی البحث إلى دراسه القطع فی التوابع، وهو معروف شائع فی النعت، وأقل شیوعاً فی البدل والعطف، وقد تناول البحث کلاً منها بالدراسه والمناقشه، محاولاً فی ذلک کله استظهار مصطلح القطع فی النحو.
نماد های مقاومت در شعر محمّد حلمی الرّیشه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیّات مقاومت، پژواک صدای آزادی خواهانی است که در پی رهایی از چنگال متجاوزان هستند. حضور اشغالگرانه اسرائیل در فلسطین، نقش بسزایی در بروز این نوع از ادبیّات داشت و شعر را تجلّی گاه فریاد انسان های متعهد قرار داد؛ از این رو، شاعران، مقاومت را به عنوان جان مایه اشعار خویش بکار برده اند. محمّد حلمی الریشه (1958)، شاعر نامدار فلسطینی، یکی از شاعران متعهدی است که فریاد اعتراضش را در شعر منعکس نموده است. وی در شعر خویش بر آنان که مهر سکوت بر لب دارند، می تازد و سر آن دارد با به جوش آوردن احساسات ناسیونالیستی مردم، آن ها را به براندازی سایه شوم اشغالگران ترغیب نماید. پژوهش حاضر بر آن است تا با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی، به واکاوی نماد های مقاومت شاعر پرداخته و مهم ترین نوع نماد های مقاومت در شعر وی را باز گو نماید. نتایج به دست آمده بیانگر آن است که شاعر طنین ندای ظلم ستیزی خویش را با وام گیری نماد ها -غالباً در پرتو نماد های ساختمند و خرده نماد- به مخاطب القاء نموده است و این امر حاصل شد که خرده نماد هایی که شاعر در پرتو نماد طبیعت بکار برده از بسامد بیشتری برخوردار بوده است؛ دیگر این که شاعر در کاربست بعضی از نماد ها مانند دادن بار معنایی منفی به سیب و ابر، اقدام به قاعده شکنی نموده و تعبیر واژگونی از نماد ها را خلق کرده است.
مصونیت همسران پیامبر(ص) از خطا، راز هم جواری آیه تطهیر با آیات مربوط به ایشان
منبع:
تفسیرپژوهی سال هفتم پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۱۴
36 - 13
حوزههای تخصصی:
بخشی از آیه 33 سوره احزاب که به آیه تطهیر معروف است از جهات گوناگون مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته است. از جمله چرایی قرار گرفتن این آیه در میان آیات مربوط به همسران پیامبر(ص) است. این امر باعث شده است که در مصداق اهل البیت اختلاف ایجاد شود که آیا منظور همسران پیامبر(ص) اند چنانکه سیاق آیات چنین است؟ یا مقصود علی(ع) و خانواده اش می باشد چنانکه دلایل مختلف آن را اثبات می کند؟ با خروج همسران از مصداق اهل البیت، برخی از مفسران و متکلمان به این چرایی پاسخ داده اند و علل آن را، کم کردن فشار روانی بر پیامبر(ص) به جهت در معرض اتهام بودن وی در فضیلت تراشی برای خاندان خویش، عادت عرب و فصیحان که از موضوعی به موضوع دیگر می روند و خطابشان متفاوت می شود، ویا چون گردآوری قرآن بعد از رحلت پیامبر(ص) بوده است، گردآوری کنندگان دقت لازم را نداشته اند. با نقد و تحلیل این پاسخ ها به نظر می رسد علت هم جواری آیه تطهیر با آیات مربوط به همسران پیامبر(ص) اعلان مصونیت ایشان از خطا، به شرط پیروی از اهل بیت است. چرا که اهل البیت امان زمین و انسانها از گمراهی و هلاکت هستند. بنابر این قرآن به همسران پیامبر(ص) اعلام می دارد که شما بایستی از ایشان جدا نشوید تا از خطاهای احتمالی در امان بمانید.
تاویل آیات ولایت در تفاسیر عرفانی اهل سنت
منبع:
تفسیرپژوهی سال هفتم پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۱۴
233 - 211
حوزههای تخصصی:
بحث ولایت و ولی از مهم ترین موضوعات در باب عرفان است. آیات بسیاری در قرآن وجود دارد که به مفهوم ولی و ولایت اشاره کرده است. این ولایت و ولی مصادیقی دارد. بر اساس احادیث بسیاری در کتب روایی فریقین مصداق تعدادی از این آیات حضرت علی (ع) است. بحث ولایت در برخی تفاسیر عرفانی بسیار به چشم می خورد و حتی برخی از آن تفاسیر جنبه ولایی دارند و چون ولایت یکی از ارکان عرفان است، اشاره به آن در تفاسیر ضروری است، اما نوع این اشاره و برداشت از آیات، در تفاسیر متفاوت است. بر اساس احادیث بسیاری در کتب اهل سنت مصداق تعدادی از این آیات حضرت علی (ع) است. در این مقاله سعی شده است به تفاسیر ارزشمند عرفانی از جمله حقائق التفسیر، لطائف الاشارات، کشف الاسرار و عده الابرار، الفواتح الهیه و المفاتح الغیبیه، روح البیان و مراح البید لکشف معنی القرآن المجید در بین تفاسیر اهل سنت مراجعه شود و با مطالعه مباحث، ذیل آیات ولایت "آیه ولایت، آیه اولی الامر، آیه تبلیغ و آیه الیوم اکملت لکم دینکم..."، دیدگاه مفسران عارف اهل سنت گردآوری شود. عدم اشاره به مصادیق آیات در تفسیر آیات ولایت در مراجعه به کتب تفاسیر عرفانی اهل سنت به چشم می خورد. در این پژوهش دیدگاهی نسبت به آیات در سایه تفاسیر عرفانی ایجاد می شود. پر کردن خلأ در زمینه بهره گیری از تفاسیر عرفانی در مبحث ولایت و ولی به صورت مجموعه ای منظم نیز از ارزش های این پژوهش است.
بررسی آیه 11 سوره غافر و ارتباط آن با بحث رجعت با رویکرد پاسخ به شبهات
منبع:
تفسیرپژوهی سال هفتم پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۱۴
265 - 235
حوزههای تخصصی:
مفسرینی از شیعه با توجه به روایات رسیده در ذیل یازدهمین آیه سوره غافر، تعبیر دو مرگ و زندگیموجود در آیه را مربوط به بحثرجعت می دانند؛رجعت را از وعده های الهی خداوند دانسته اند که به واسطه آن ذات باری تعالی، در هنگام ظهور حضرت مهدی علیه السلام، گروهی از مردگان را به همان صورتی که بودند به دنیا بر می گرداند تا گروهی عزیز و گروهی را ذلیل کند؛ به تبع آن حق مظلوم را از ظالم باز ستاند. با توجه به اختلاف نظرات تفسیری راجع به اختصاص بحث رجعت در آیه 11 سوره غافر، به دنبال شفاف سازی اختصاص مرگ های دو گانه مربوط به کفار؛ به روش توصیفی و تحلیلِ سیاقی، مفهوم صحیح این آیهبر اساس پاسخگویی به شبهات موجود بررسی می گردد. با وجود قرائن سیاقی از آیه و اخبار آحاد در روایات رسیده در بحث رجعت ذیل آیه مورد نظر، این آیه مربوط به عموم کفار است و نمی تواند مربوط به کفار در زمان رجعت باشد؛ اما با مقایسه مشخصات کفار در زمان رجعت و مشخصات کفار در سوره های هم سیاق با سوره غافر(حوامیم) مشخص می شود که: این افراد در کفر محض هستند و عذاب الهی از آنها برداشته نمی شود؛ بنابراین با مشخصات کفار در زمان رجعت مطابقت دارد و می تواند به استناد سیاقی، منظور از دو بار میراندن و زنده کردن کفار، دو بار عذاب الهی برای آنان است
«بشریت پیامبران» دستمایه انکار منکران!
منبع:
تفسیرپژوهی سال هفتم پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۱۴
309 - 287
حوزههای تخصصی:
برای زلالی جریان اندیشه های دینی، باید به سراغ سرچشمه ها رفت. از آن جا که «نبوت» از مهمترین سرچشمه های بحث برانگیز این اندیشه هاست، بر آن شدیم تا یکی از دلایل انکار منکران انبیای الهی را که «بشریت» آنان بوده و به طور مکرر هم در قرآن کریم ذکر شده است، بررسی کرده و به سنجش میزان اعتبار این مدعای منکران بپردازیم. با مطالعه قرآن و تفاسیر قرآنی درباره این موضوع، متوجه شدیم که قرآن کریم ضمن طرح دیدگاههای آن دسته که حقیقتا بشریت انبیا برایشان مجهول بود، به صورت علمی به آنان پاسخ گفته و عمدتا آنانی را که از سر عناد و لجاجت این مساله را بهانه انکار انبیا قرار می دادند انذار نموده است. بنابراین به منظور بررسی دقیق این موضوع، آیات شریفه قرآن مجید را که حاوی این مبحث می باشند، در شش بخش طبقه بندی محتوایی کردیم و سپس به بحث و تحلیل مدعای منکران و طیف شناسی آنان پرداختیم که در نهایت توانستیم پاسخهای قرآن کریم را با اتکا به تفاسیر معتبر، به پنج بیان: منطقی، جامعه شناختی، روانشناختی، توحیدی و تاریخی تقسیم کنیم و سرانجام این نتیجه را بگیریم که دستمایه قرار دادن «بشریت» انبیای الهی برای انکار آنان، جز عدم آگاهی و یا لجاجت و بهانه جویی علت دیگری نداشته است.
تحلیل تفاوت بین درخواست احیای مردگان در دو داستان حضرت عُزیر و ابراهیم(ع) از نظر علامه طباطبایی
منبع:
تفسیرپژوهی سال هفتم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱۳
187 - 177
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعاتی که مفسران در تفسیر آیات 259و260 سوره بقره (درخواست احیای مردگان توسط حضرت عزیر(ع) و ابراهیم(ع)) کمتر به آن پرداخته اند، تفاوت بین این دو جریان است. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان به این تفاوت توجه نموده و آن را به صورتی بدیع و دلنشینی تبیین کرده اند. از نظر ایشان، این دو جریان هر یک مربوط به مرتبه ای از هدایت الهی هستند. علامه با بیان دلائل و شواهد متعددی اثبات می نمایند که درخواست حضرت عزیر(ع) مربوط به مشاهده اصل احیاء مردگان بوده است از این نظر که زمان طولانی از مرگ آنها گذشته و اجزای آنها از صورت انسانی خارج شده اندو درخواست حضرت ابراهیم(ع) مربوط به کیفیت احیاء مردگان و مشاهده علت و سبب احیاء و چگونگی افاضه حیات به آنها بوده است. علامه معتقد است که این نحوه هدایت، بسیار عالی تر از هدایت قبلی و در حقیقت، مشاهده باطن و ملکوت احیاء مردگان به وسیله کلمه «کُن» است.
تحلیل محتوایی چکیده های مقالات پژوهشیِ علوم قرآن و حدیث از منظر روش شناسی تحقیق (مطالعه موردی 61 مقاله از پنج مجله)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۳۲
287 - 315
حوزههای تخصصی:
چکیده یک پژوهش، فشرده ای از مطالب اساسی آن است که تأثیر زیادی در شناساندن و انتشار آن در جامعه علمی دارد. میزان رعایت معیارهای چکیده نویسی که بسته به حوزه پژوهش متفاوت است، می تواند شاخصی برای توسعه روشمند علم در آن حوزه به حساب آید. با توجه به رشد کمّی و کیفی نشریات علوم قرآن و حدیث در سال های اخیر و به منظور ارتقای سطح کیفی چکیده نویسی در این حوزه، نیاز به نوعی الگوسازیِ عملی برای محققان حس می شود. بر این اساس، پژوهش حاضر در صدد برآمد به روش توصیفی تحلیلی همراه با نقد، پس از تعیین مهم ترین معیارهای محتواییِ نگارش چکیده در مقالات حوزه علوم قرآن و حدیث، میزان رعایت این معیارها را در برخی مقالات این حوزه به صورت آماری همراه با نمونه های عینی تحلیل نماید. در نتیجه با نگاه به استانداردهایِ جهانیِ چکیده نویسی و بر اساس اهداف چکیده در حوزه نام برده، معیارها به صورت نکاتی که وجود یا عدم وجود آن ها ضروری یا ترجیحی است، تعیین شد؛ برای نمونه می توان از ضرورت وجود هدف، سؤالات، روش و اهم نتایج پژوهش، و عدم وجود مطالب خارج از متن، مطالب کهنه و عامیانه و واژه های مترادف در چکیده نام برد. در 61 مقاله مورد بررسیِ پنج مجله در این حوزه، از میان معیارهای ضروریِ چکیده نویسی، «روش پژوهش» و از میان معیارهای ترجیحی، «ضرورت و اهمیت پژوهش» کمترین درصد رعایت را داشته اند.
نقد و تحلیل «ادبیت» در چکامه ی « لِعازر عام 1962 » از خلیل حاوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادبیات عربی بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲۲
33 - 59
حوزههای تخصصی:
خلیل حاوی، شاعر نام آور لبنانی است که با اشعار عمیق و معانی فلسفی اش، به عنوان شاعرِ فیلسوفِ معاصر عرب، شناخته شد. علاوه بر معانی فلسفی اش که از او چهره ای متفاوت از دیگر شاعران معاصر ارائه می دهد، عرصه ی شگفت انگیزِ دیگری که حاوی یکه تازِ بی رقیب آن است، ساحت زبان و صورت شعر است. از جمله زیباترین چکامه های حاوی، قصیده-ی «لعازر عام1962» است که شکل و صورت آن، در زیباترین هیئت تجلی یافته و در پیوندی عمیق با معناست. با توجه به تمرکز بیشتر پژوهش های ادبی پیرامون آثار خلیل حاوی بر محتوا و معانی ، ضرورت وجود پژوهشی متن محور احساس می شد. در این مقاله، نگارندگان می کوشند با نگاه فرمالیستی و متن محور، ادبیت یا به تعبیری وجه ادبی قصیده ی لعازر، یکی از زیباترین قصاید خلیل حاوی را مورد بررسی قرار دهند و از دریچه ی سازه های شعرآفرینی چون رستاخیز واژگان و آشنایی زدایی و تبیین نقش مهم این دو عنصر در انتقال معنا، اعجاز شعری حاوی را بر دوستداران شعر عربی روشن تر گردانند. در این پژوهش مشخص گردید که خلیل حاوی با ابداع در اسالیب زبانی و به کارگیری شگردهای ادبیت متن، تا حد زیادی توانسته است، سازه های زبانی را به بهترین شکل در خدمت معنا به کارگیرد و پیوند محکمی میان دو عنصر زبان و معنی برقرار کند.