فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۳۴۱ تا ۱۵٬۳۶۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۲ بهمن و اسفند ۱۴۰۰ شماره ۶ (پیاپی ۱۹۲)
63 - 72
حوزههای تخصصی:
جنگ خطی محفوظ در کتابخانه لالا اسماعیل استانبول به نام «جنگ لالا اسماعیل» یا «مجموعه لالا اسماعیل»، مجموعه ای نفیس از فوائد تاریخی و ادبی و یادداشت های عمده منظوم و رونوشت پاره ای از مراسلات ناموران است که علی الخصوص از برای وقوف بر جوانبی از فرهنگ و ادب ایران در روزگار ایلخانیان اهمیت فراوان دارد. بسیاری از فوائد این جنگ، راجع به فضای فرهنگی، علمی و سیاسی آذربایجان و خاندان جوینی و پیرامونیان این خاندان است. در این جنگ، رونوشت نامه ای از سعدی به شمس الدین صاحب دیوان جوینی است که از چشم انداز تاریخی و ادبی حائز اهمیت است. نویسنده در نوشتار حاضر، این نامه را ارائه و نکاتی پیرامون نامه مذکور و انتساب آن به سعدی، بیان می نماید.
بازتبیین ماهیت و خلقت ابلیس با رویکردی تفسیری- عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
386 - 367
حوزههای تخصصی:
در مورد ماهیت و خلقت ابلیس نظرات مختلفی وجود دارد. عارفان به وجود مبدأ آسمانی و امریِ حتمی در خلقت ابلیس باور دارند ولی تعدادی او را همان نفس اماره، تعدادی وهم و بعضی هم یکی از دو قطب هستی و تجلی اسم مضلّ الهی می دانند. در این پژوهش، از روش توصیفی و تحلیل محتوای متون با تأکید بر منابع تفسیری-عرفانی، با هدف وصول به شناختی نو از ماهیت و خلقت ابلیس، استفاده شده که بیان می کند ظهور وی در قالب شیطان و هم زمانی اش با خلقت انسان مختار نشان می دهد که از شئون وجودی انسان کامل است؛ زیرا او جامع تمام مراتب وجود است. از منظر تعابیر دوگانه عرفان اسلامی در مورد انسان - نظیر «انسان کبیر»، «انسان صغیر»- یا تعبیر «کون جامع»، بسته به اینکه از چه ساحتی به شیطان بنگریم، می تواند هم در درون، هم در بیرون انسان باشد، اما در هر دو حالت، وابسته به وجود انسان است.
تحلیل دین شناختی و اسطوره شناختی آیین ایرانی قربانی گاو در اسفنجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲
451 - 425
حوزههای تخصصی:
بهار هر سال در آبادی اسفنجان از توابع شهرستان اسکو استان آذربایجان شرقی آیینی بر محور قربانی گاو انجام می شود که متضمن عناصر مهمی از باورها و آیین های ایرانی است. بر اساس این سنت دیرینه مردم این آبادی، گاو نری را که از مدت ها قبل در نظر گرفته شده خریداری و صبح پنجشنبه ای که 36 روز از بهار گذشته باشد، در آبادی گردانده و نذورات مردم را از درب خانه ها دریافت می کنند. پس از اینکه آب قنات آبادی را به گاو نوشاندند، آن را به زیارتگاه پیر سنگ که در رأس تپه ای در کنار آبادی قرار دارد برده و گرد آن می گردانند. آنگاه از تپه سرازیر شده و قربانی را به بالای تپه قربانگاه در جانب دیگر روستا هدایت می کنند و نزدیک نقطه سنگ چینی که باور دارند محل غیبت دختری است، ذبح می کنند تا خون گاو از طریق شیاری به گودال سنگ چین فرو رود و در پی آن باران ببارد. مطالعات مقاله به دو صورت میدانی و اِسنادی شامل توصیف آیین و تحلیل دینی و اسطوره ای آن است که بر اساس آن طلب باران، اسطوره غیبت دختر و قربانی گاو سه وجه اصلی این آیین بر بن مایه های فرهنگ ایرانی استوار است و برگزاری آن در حدود 40 روز پس از نوروز نیز، قابل مقایسه با گاهنبار «میدیوزرم گاه» یا «میان بهار» زرتشتیان است. همچنین این آیین در تنوع عناصر آیینی نمونه ای بی مثال است و به جز عناصر اصلی دربردارنده حاجت خواهی، جمع آوری نذورات، گرداندن گاو در آبادی، جاری کردن خون در محل غیبت دختر، استفاده از خون قربانی جهت مشکل نازایی، تقسیم و پخت گوشت قربانی است.
نقد اندیشه قیصری و تبیین دیدگاه امام خمینی درباره ملاک تقسیم اسماء به ذاتی، صفاتی و افعالی در عرفان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متین سال بیست و سوم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۹۲
1 - 15
حوزههای تخصصی:
اسماء حسنای الهی در عرفان نظری به ذاتی، صفاتی و افعالی تقسیم می شوند. قیصری در مقدمه شرح فصوص الحکم مناط این تقسیم را ظهور معنای هرکدام از ذات، صفات و افعال در لفظ اسم می داند. طبق این نظر چنانچه متفاهم از اطلاق اسمی معنای ذات باشد، آن اسم از اسماء ذات و اگر صفت یا فعل باشد، از اسماء صفات یا افعال خواهد بود. امام خمینی در تعلیقات خویش بر شرح فصوص ، ملاک مزبور را به هیچ وجه مطابق با مذاق عرفانی ندانسته و خود به ارائه ملاک دیگری اقدام نموده اند که با مشرب عرفان سازگار باشد. در دیدگاه ایشان وجه تقسیم، مشاهداتِ سالک در مراتب و مقامات فنای وی در فعل، صفات و ذات حق تعالی است. بر این اساس آنچه را سالک در مرتبه فنای فعلی می بیند، از قبیل اسماء افعال بوده و آنچه در مرتبه فنای صفاتی و ذاتی مشهود او واقع می شود، اسماء صفات و ذات است. در این نوشتار ابتدا به نقد دیدگاه قیصری و سپس به توضیح نظریه امام می پردازیم و به این منظور بیان چهار مطلب: اقسام توحید در عرفان، فنای ذاتی هلاک و استهلاک، اسفار اربعه عرفانی و مراتب یقین ضروری است.
تبیینی از پایه های نظری تفسیر ساختارگرایانه قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سنّت تفسیری در طول قرن ها، با نوآوری و بالندگی در حوزه رویکردهای خود همراه بوده است. باقی ماندن مسائل پاسخ نیافته و ظهور مسائل نوپدید در حوزه مطالعات قرآنی، سبب شده تا ضرورت تکاپو برای دست یافتن به رویکردهای نو در فهم قرآن همچنان تا روزگار معاصر احساس شود. رویکرد ساختارگرایانه در تفسیر سوره های قرآن، که هر سوره قرآن را به مثابه یک متن منسجم و دارای ارتباط نظام مند بین اجزاء می نگرد، یکی از رویکردهای نوپدید در حوزه تفسیر قرآن است که علیرغم طی مسیر بالندگی خود، هنوز نیازمند تقویت و پالایش پایه های نظری خود است. نوشتار حاضر نگاهی نقّادانه به اشکالات مطرح از سوی مخالفان این رویکرد دارد و به تحلیل انتقادی موانع این رویکرد در ساحت نظری، که صحّت و قابلیّت پذیرش این رویکرد را به چالش می کشند، پرداخته است. از بین رفتن قرائن فرهنگی و زبانی عصر نزول قرآن، عدم انطباق چینش آیات قرآن بر ترتیب نزول، توقیفی نبودن چینش قرآن و فقدان پشتوانه های قرآنی و روایی از جمله مهم ترین اشکالات حوزه نظری رویکرد تفسیر ساختارگرایانه در دیدگاه منتقدان آن تلقی می شوند. نتیجه این تحلیل حاکی از آن است که برخی از این موانع اختصاص به رویکرد ساختارگرایانه در تفسیر قرآن ندارند، بلکه تمام رویکردهای تفسیری را نشانه رفته اند. همچنین این مطالعه ضرورت تقویت برخی از مبانی رویکرد ساختارگرایانه در تفسیر مانند توقیفی بودن چینش سوره های قرآن را روشن می سازد و با تأکید بر لزوم تبیین و ترویج پژوهش های نوین صورت گرفته در این حوزه، مبانی نظری این رویکرد تفسیری را مستحکم و قابل دفاع می داند.
«برکت» و «نفرین» در تورات و رابطه آنها با «میثاق»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برکت و در مقابل آن، نفرین مفاهیم پیچیده ای اند که ارتباط نزدیک میان کلام و واقعیت را نشان می دهند. خدا یا انسان ها این مفاهیم را در عهد عتیق و در مناسبت های مختلف به کار گرفته اند. برکت و نفرین در تورات به طور مستقیم از جانب خداست و ارتباطی تنگاتنگ با طرح «میثاق» دارد؛ اما در منابع دیگر، آنها مانند افسون های جادویی به نظر می رسند که امور خیر و شر بدان ها نسبت داده می شود. رواج این مفاهیم در متونی غیر از کتاب مقدس نشان دهنده این است که در بین مردم اسرائیل باستان، درک کلی از برکت و نفرین وجود داشته است و مردم آنها را به عنوان اهرم های قدرتمندی برای تأثیرگذاری بر یکدیگر می دانسته اند. برکت در تورات بیشتر به معنی بهره های مادی است و انسان می تواند با درخواست آن یا با انتقال آن به سایرین، نقش داشته باشد. بازگرداندن برکت از جانب انسان به خدا به مفهوم سپاسگزاری از خدا و ستایش اوست. هدف از اعطای برکت از جانب خداوند، بازیابی، تقویت و نگهداری رابطه انسان با خدا و درنهایت، اطمینان از سعادت ابدی انسان است. این تحقیق مبتنی بر تورات و منابع مکتوب است که با روش تحلیلی و با رویکرد نظری به ایضاح مفاهیم برکت و نفرین و نسبت آن با میثاق پرداخته است.
حیات حقیقی انسان و راهبرد دین در تحقق آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انسان پژوهی دینی سال هجدهم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴۶
87 - 105
حوزههای تخصصی:
حیات حقیقی انسان عبارت است از زندگی و حیات در عرصه های مختلف معنوی، فکری، اخلاقی، سیاسی، اجتماعی، فردی و ... که در مسیری تکاملی به منطقه جاذبه الهی ختم می شود؛ خداوند متعال ظرفیت بهره برداری از این حیات را در انسان قرار داده و دین مقدس اسلام نیز چونان دیگر ادیان آسمانی بر اساس راهبرد خاصی فعلیت بخشی به این ظرفیت ها را دنبال می کند تا انسان را از مرتبه شرّالدواب به مرتبه خلیفه اللهی و انسان کامل سوق داده و در طی این مسیر، او را از حیات حقیقی بهره مند گرداند. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و با تمرکز بر آیات قرآن کریم و روایات معصومین به دنبال استخراج راهبرد دین برای فعلیت بخشی به حیات حقیقی انسان است. نتایج نشان می دهد می توان راهبرد دین در این زمینه را در پنج گام ارائه مسیر حرکت، نصب راهبر، مهیا نمودن ابزار و لوازم حرکت، معرفی موانع حرکت و راهکار مقابله با آنها و نشان دادن غایت و نهایت حرکت دانست که در نتیجه این گام ها، مسیر دستیابی انسان به کمال و تحقق حیات حقیقی او هموار می شود.
تحلیل مبادئ العمل الأخلاقی (الإدراک والشوق والعزم) من منظور نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات حدیثه فی نهج البلاغه السنه الرابعه خریف و شتاء ۱۴۰۰ (۱۴۴۳ق) العدد ۳ (المتوالی ۹)
31 - 43
حوزههای تخصصی:
فی هذا المقال تمت دراسه مبادئ العمل الأخلاقی فی نهج البلاغه بالطریقه الوصفیه التحلیلیه. ویمکن تلخیص مبادئ العمل الأخلاقی أو عملیه إصداره من وجهه نظر الفلاسفه فی ثلاث مراحل وهی: ۱ الإدراک (التصور والتصدیق)، ۲ الإحساس (الشوق)، ۳ الإراده (الشوق المؤکّد والعزم والإجماع) فی نهج البلاغه، وتم ذکر البصیره فی العمل ونتائجه کمرحله أولى من هذه العملیه، أی الإدراک. وتشمل المرحله الثانیه لإصدار الفعل الأخلاقی أمور عاطفیه کالشوق والخوف والمیل والرغبه والحب، والمرحله الثالثه هی العزم والتصمیم والإراده فی نهج البلاغه فبناءً على هذه المبادئ الثلاثه تم تحدید طرق تحقیق العلم بعواقب الفعل وطرق تحقیق المشاعر الأخلاقیه وکذلک طرق تقویه القوه الباطنیه للتصمیم والعزم والإراده. فإن الاهتمام بالفصل بین هذه المبادئ ومراحل إصدار الإجراءات فی الأمور الأخلاقیه والدینیه مثل التوبه والتقوى والصبر والزهد وغیر ذلک، یمکن أن یوضح طریقه تحدید العوائق المختلفه التی تشرح تحقیق العمل الصالح (الفعل الأخلاقی) وطریقه القضاء علیها وتحضیر إستراتیجیات تربویه لتقویه الإدراک والشوق والعزم وتصحیحها، ولذلک تفسیرها ضروری.
دراسه نفسانیه لروایه "عیون قذره" وفق منهج نظریه الاضطراب وآلیه الدفاع لفروید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الأدب حصیله ذهن الإنسان وإنّ لتحلیل الأفعال الذهنیه تأثیرٌ فی تطویر النقد الأدبی. وقد استطاع علم التحلیل النفسانی کمصدر یربط بین الأدب وعلم النفس أن یعکس مواضیع المجتمع ومشاکله على ضوء مفاهیم التحلیل النفسانی بعدما دخل إطار الأدب ودرس النصوص الأدبیه وشخصیاته وأحواله الداخلیه. وقد قامت الکاتبه السعودیه قماشه العلیان فی روایه «عیون قذره» بإعاده خلق شخصیات الروایه من منظور التحلیل النفسانی وقد عنیت بتأثیر الطلاق فی ظهور أنواع الاضطرابات النفسانیه عند أبناء الأسره. وتهدف هذه الدراسه إلی تحلیل تأثیر ظاهره الطلاق علی أفعال شخصیات هذه الروایه وتأثره بها عبر منهج توصیفی تحلیلی وفی إطار نقد التحلیل النفسانی لفروید ومستنده إلی نظریتی الاضطراب وآلیه الدفاع لکی تستخرج مکونات الطلاق وتمهد الأرضیه للاستیعاب الأفضل. تدل نتائج هذه الدراسه إلی أن شخصیتی الروایه الرئیسیتین تصابان فی ظروف مختلفه باضطرابات نفسانیه واقعیه ومؤذیه للنفس واضطرابات أخلاقیه بعد هدم کیان الأسره ونظراً إلی ذلک لجأتا إلی آلیات الدفاع وفقاً لموقع ظهور الاضطراب لحمایه أنفسهم من الحقائق و الصراعات النفسیه التی لا تطاق.
دراسه بنیه التسلسل الروائی لحارث المیاه على أساس نظریه تودوروف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
لا تعدّ الروایه نوعاً من السرد فحسب؛ بل لدیها طاقه تامه للدراسه على أساس نظریات النقد المعاصر، إثر إستیعابها لتقنیات الکتابه. فمتی رُکّبت بنیتها على الإطار ترکیباً صحیحاً، تتمتّع باستعداد تام لتبرز ثنیّاتها التحتانیه عن هیئتها علی أساس النقد البنیوی ظهورا خیرا و فی الوقت نفسه، تقدّم نظریه تودوروف نظاماً هندسیاً ناضجاً لنقد الروایه؛ إذ تربح تلک النظریه عن فکره البنیویین الجماعیه. فتودوروف یعتقد بثلاثه مستویات فی هندسه الروایه. المستوى الأول هو نص الروایه الذی یتم توفیره وفقاً لتخزین مفردات المؤلف فی صفحات الروایه و یتم ترمیز المفردات بمدى قدره المؤلف، فتقع الکلمات قدر ابتکاره جنباً إلی جنب، من ثمّ یتطلب إدراکها خبره تقنیه. لذلک نضطرّ عند مراجعه النص، إلى استیعاب تقنیات الکتابه لنتمکن من تمییز النقاط المشترکه وتحدید المفارقات تحدیداً یؤدی إلى معرفه إفتنان المؤلف فی النص. فإن عبرنا النص، فالمستوى الثانی لهندسه الروایه من وجهه نظر تودوروف هو التسلسل. تستهدف هذه المقاله، دراسه روایه حارث المیاه لهدى برکات على أساس تسلسل تودوروف السردی، فتستخدم المنهج الوصفی التحلیلی. أمّا أهمّ النتائج، فهی أن هذه الروایه فیها سلسله رئیسه وسلسله فرعیه و شبه سلسله ذات تضمین (قصه إنطوائیه) وأقصوصات تضمینیه (أقصوصات منطویه عند السرد) والتناوب فی السرد. تتسع حارث المیاه لمقارنه وجوه تودوروف السردیه سعه تامه؛ لأنها تحتوی على الوجوه الإخباریه والغیرالإخباریه و فیها أمثله مختلفه فی الأقسام الغیرالإخباریه، من ذلک: الطلبی بقسمیه الإلزامی والتمنی ثم الافتراضی بقسمیه الشرطی والتوقعی.
تقریر، تبیین و ارزیابی نظریه صفات فعلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال بیست و یکم بهار ۱۴۰۰ شماره ۶۶
45 - 66
حوزههای تخصصی:
به عقیده حکما شناخت حق تعالی، از بالاترین کمالات انسانی است. این شناخت متضمن ابعاد مختلفی است. یکی از جنبه های شناخت خداوند، شناخت صحیح صفات اوست. این نوشتار، با به کارگیری روش توصیفی- تحلیلی و گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه ای، می کوشد تا به این پرسش پاسخ دهد که «آیا اتصاف حق تعالی، به صفات فعلی جایز است؟». به منظور پاسخ به این پرسش به تقریر و تبیین معنا صفات فعلی، زمینه و عوامل پیدایش اعتقاد به این قبیل صفات، تفسیر حکما از این صفات و محذورات این نظریه مطرح و در نهایت، دیدگاه قابل قبول ارئه شده است. نتیجه حاصل از بررسی «نظریه صفات فعلی» چنین است که اگرچه حق تعالی در مرتبه فعل متصف به صفاتی می گردد اما صفات فعل به آن گونه که مشهور تفسیر می کنند، اولاً ریشه در فهم برخی محدثین سده های نخستین از ظاهر بعضی روایت، دارد ثانیاً مستلزم انتقادات چشمگیری از جمله استناد ضعف و نقصان به حق تعالی است درحالی که با بررسی تفسیر اهل حکمت از روایات مذکور، روشن می شود که آن روایات اساساً مستلزم پذیرش صفات فعلی نیستند همچنین روایاتی صریح خلاف ادعای قائلان به صفات فعلی وجود دارد که نشان می دهد صفاتی چون خالق، رازق و... عین ذات اند.
حسن و قبح ذاتی و قانون طبیعی؛ تحلیل و مقایسه مؤلفه ها و میزان کارآمدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال بیست و یکم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۶۸
49 - 70
حوزههای تخصصی:
در حوزه نظریات اخلاقی؛ گاهی دو نظریه حسن و قبح ذاتی و نظریه قانون طبیعی یکسان پنداشته می شود. دلیل این امر عدم تبیین نظریه قانون طبیعی و عدم تبیین تفاوت های بین این دو نظریه است. مطابق یافته های این مقاله، شش تفاوت کلیدی بین این دو نظریه وجود دارد: ۱. در نظریه قانون طبیعی شناخت ارزش ها از نوع تذکار است، برخلاف حسن و قبح ذاتی؛ ۲. در نظریه قانون طبیعی، طبق تقریری که اخلاق را مبتنی بر ظرفیت های طبیعی انسان و نیازها و گرایشات درونی انسان می داند، اخلاق مبتنی بر انسان شناسی است حال آنکه نظریه حسن و قبح ذاتی به بنیان انسان شناختیِ بحث نپرداخته است؛ ۳. در نظریه قانون طبیعی منشأ گزاره های عقل عملی به خیرات بنیادین باز می گردد و خیرات بنیادین در نیازهای طبیعی و امیال ریشه دارند اما در نظریه حسن و قبح ذاتی، منشأ گزاره های عقل عملی «حسن عدل» و «قبح ظلم» دانسته می شود که خود آنها به بدیهیات عقل نظری بازگشت می کنند؛ 4. نظریه قانون طبیعی در پاسخ به مسئله انگیزه اخلاقی و مسئله رابطه باید و هست، کاربردهای موفق تری دارد؛ 6. تقریری که نظریه قانون طبیعی از حسن و قبح ارائه می دهد با تقریر نظریه حسن و قبح ذاتی متفاوت است؛ نظریه حسن و قبح ذاتی؛ با تکیه بر استدلال های عقلانی حقایق اخلاقی را در عالم نفس الامر یا در میان حقایق خارج از وجود انسان از قبیل ذات فعل جستجو می کند حال آنکه نظریه قانون طبیعی؛ بنیان قوانین اخلاقی را در ظرفیت های طبیعی نهاده شده در وجود انسان در مسیر غایت می داند. این مقاله با روش تحلیلی توصیفی تلاش نموده تا تفاوت های این دو نظریه را تبیین نماید.
بازنمایی آسیب های روانی- اجتماعی زنان وابسته به داعش در رمان «حبیبی داعشی» با تکیه بر نقد جامعه شناسی ادبیات
حوزههای تخصصی:
آسیب های روانی اجتماعی یک سندرم روانی است که در شخص ایجاد شده و با علائمی مانند فشارهای روانی، افسردگی و درد و رنج های جسمی همراه می باشد. در واقع آسیب های روانی اجتماعی به بررسی و مطالعه رفتارهای نابهنجار و ناسازگار فرد و فرایندهای زیرین آن ها می پردازد. زنان به عنوان قشر آسیب پذیر جامعه معمولا بیش از مردان دچار آسیب های روانی اجتماعی می شوند؛ زیرا زنان علاوه بر روحیه شکننده و حساس، بیشتر فشارها و تهدیدهای اجتماعی متحمل آن ها می باشد. یکی از مفاهیم مهم قابل بررسی در بحث ادبیات زنان، بررسی آسیب های روانی اجتماعی زنان در میادین جنگی و گروهک های تروریستی می باشد. رمان «حبیبی داعشی» از هاجر عبدالصمد نویسنده واقع گراست که به عنوان یک اثر اجتماعی با رویکردی زنانه به واکاوی مسائلی مانند آسیب های روانی زنان، سنت های مردسالارانه، وضعیت زنان مطلقه و دختران مجرد در وراءی جوامع عربی سنتی و زخم ها و جراحت هایی که داعش بر پیکره این زنان وارد می کند، ترسیم می نماید. هدف از انجام این پژوهش، بررسی و مطالعه آسیب های روانی اجتماعی زنان وابسته به داعش در رمان «حبیبی داعشی» با تکیه بر چارچوب مبانی نقد جامعه شناسی ادبیات با استفاده از روش توصیفی تحلیلی صورت گرفته است. یافته های این پژوهش بیانگر آن است که نویسنده توانسته علل گرایش زنان به داعش، شناخت زوایای مختلف فرهنگ و آداب و رسوم کشور مصر نسبت به زنان، آسیب های روانی اجتماعی زنان وابسته به این گروهک و بازنمایی از آثار ظلم و ستم مردان داعشی علیه زنان عضو در این سازمان، مردسالاری، نابسامانی اجتماعی و فرهنگی جوامع شرقی
بازخوانی مفهوم «قلب» از منظر قرآن و روایات و کاربست آن در زندگی انسان
منبع:
مطالعات قرآنی نامه جامعه سال ۱۹ بهار ۱۴۰۰ شماره ۱۳۷
31 - 52
حوزههای تخصصی:
بررسی هر یک از اعضا و جوارح بدن برای داشتن زندگی سالم و مؤمنانه از جایگاه ویژه ای برخوردار است؛ زیرا از این طریق، از سویی اهمیت و نقش حیاتی آ ن ها در زندگی هر انسان مؤمنی یادآوری و تشریح می شود و سبب مراقبت انسان در حفظ سلامت می گردد؛ از سوی دیگر، موجب آشنایی با وظایف دینی انسان ها درمورد هر یک از اعضای بدن خواهد شد. این امر به قدری مهم است که قرآن کریم اگر بخواهد عوامل انحطاط و تعالی افراد را بیان کند، به عدم بهره گیری آنان از پاره ای از اعضا و جوارح استناد می نماید. در احادیث معصومان نیز به کار برد و اهمیت اعضا و جوارح توجه خاصّی شده است. نوشتار حاضر، یکی از مهم ترین عضو بدن، یعنی «قلب» را به روش توصیفی تحلیلی مورد کاوش قرار داده است. نتایجی که از این پژوهش حاصل شده عبارتند از این که در قرآن، قلب در معنای عقل و درک، روح و جان و مرکز عواطف استعمال شده است. در روایات نیز از قلب به عنوان عضو اصلی بدن یاد شده و به منزلت والای قلب نسبت به سایر اعضای بدن، حالات و انواع آن پرداخته شده است. از جمله تأثیرات مثبت قلب در زندگی، می توان به حسن ظنّ به خداوند، نیت تقرّب در انجام عبادات و یاد خدا اشاره کرد. در مقابل، آسیب های قلب نیز سوء ظنّ به خدا و مردم و تفکّر درباره گناه است.
گستره تحدی از منظر نواندیشان معاصر
منبع:
مطالعات قرآنی نامه جامعه سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۱۳۹
31 - 52
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم کلام الهی و معجزه جاودان پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و اصیل ترین بینه و سندی است که در طول تاریخ در اختیار مسلمانان قرار داشته است. به تصریح قرآن، خاستگاه این کلام، علم خداوندی است که هیچ بشری در شکل دهی آن تأثیری نداشته است. دلیل معجزه بودن قرآن این است که خداوند در قرآن تحدی کرد و هیچ کس نه در صدر اسلام و نه بعد از آن نتوانست همانند قرآن سوره و سخنی بیاورد. پژوهش پیش رو با شیوه ی توصیفی تحلیلی و با مطالعه ی کتابخانه ای در پی تحلیل و ارزیابی دو جریان غالب در حوزه دامنه و گستره تحدی است. بعضی از قرآن پژوهان معاصر فکر می کنند تحدی قرآن مربوط به همان عصر نزول بوده و دلایلی را برای این نظریه خود بیان می کنند. ضعف های نظریه زمان مند بون تحدی عبارتند از: زمان مند دانستن اعجاز و جاودانگی قرآن، محدود نمون جهت دعوت و تحدی به حوزه فصاحت و بلاغت، منحصر کردن دلالت واژه «فأتوا» به عرب نزول قرآن و بیهوده بودن دعوت قرآن به تدبرّ و تعقل
راهکارهای بینشی مراقبت معنوی از منظر آیات و روایات
منبع:
مطالعات قرآنی نامه جامعه سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۱۳۹
95 - 118
حوزههای تخصصی:
انسان موجودی است که مانند سایر موجودات ناگزیر پا به عرصه هستی می گذارد و در مسیر زندگی با رخدادهای متفاوتی روبرو می شود. بدون تردید بروز مشکلات و سختیها زمینه ساز تلخ کامی است؛ گاه افرادی که در معرض ناملایمات قرار می گیرند ناخودآگاه از آرامش فاصله گرفته و به انواع مختلف بحران های روحی مبتلا می شوند. برای بازگشت به تعادل روحی می توان راهکارهای خردمندانه را جستجو کرد. در میانه چاره اندیشی های مکاتب عرفانی و تجربی آموزه های وحیانی به ترمیم، تعادل و تعالی آن هم متناسب با فطرت انسانی می پردازد که می توان در پرتو آنها از بسیاری معضلات جلوگیری کرد. مراقبت معنوی مجموعه ای است از علوم معارف الهی، برخی مباحث اخلاقی و روان شناسی که می تواند آسیب دیدگان مصائب و رنج ها را یاری نماید. پژوهش حاضر راهکارهای مراقبت معنوی را از منظر آیات و احادیث ائمه علیهم السلام با رویکردی متفاوت از حیطه بینشی ارائه می کند. شخصی که مراقب معنوی است با آموختن انواع مهارتهای مورد نیاز از جمله مهارت های ارتباطی می تواند با روحیه همدلی و سعه صدر نقش مهمی در رسیدن به اهداف مراقبت معنوی ایفا نماید. ره آورد این پژوهش برای مراقب معنوی اینست که از آموزه های وحیانی بیاموزد چگونه با تغییر زاویه دید مخاطب و تحول در بینش او می تواند انگیزه های جدیدی در او بیافریند تا در برابر شرایط سختی که مواجه است تسلیم نشود، چگونه در جهت کاهش رنج خود گام های نتیجه بخشی بر دارد تا از آسیب های احتمالی پس از ابتلاء مصون بماند و چگونه موقعیتهای چالش برانگیز را سکوی جهش و تعالی خود قرار دهد.
نقد دیدگاه ذهبی درمورد معنای «أَنْفُسَنا» در آیه مباهله با استناد به آیات مشتمل بر واژه «نفس» در قرآن
منبع:
مطالعات قرآنی نامه جامعه سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۴۰
53 - 72
حوزههای تخصصی:
شمس الدین ذهبی، از محدثان مشهور و تأثیرگذار اهل سنت، که دیدگاه هایی قابل تأمل (نسبتاً خاص) راجع به برخی از آیات دال بر فضایل امام علی دارد، وی معتقد است وقتی خداوند در آیه ۶۱ سوره آل عمران به پیامبر(ص) دستور می دهد که «نفْس» خود را در مباهله بیاورد و آن حضرت نیز با عنایت به این فراز، امام علی را به همراه می برد، نه تنها از آن واژه، معنای همبستگی و همدلی محکم و قاطع فهمیده نمی شود، بلکه اساساً این عبارت درصدد تمجید از امام علی نیست و صرفاً به این معناست که پیامبر کسی را که به لحاظ موقعیت جغرافیایی و خانوادگی به وی نزدیک تر از دیگران است، به همراه ببرد. لذا این نوشتار با رویکردی تطبیقی-تحلیلی درصدد بررسی ادعای ذهبی برآمد. نگارندگان در این مقاله با مطالعه واژه «نفس» در دیگر آیات قرآن و مقایسه آن ها با یکدیگر، به این نتیجه رسیدند که گرچه منظور از کلمه «نفس»، شخص انسان نیست، ولی شامل همه اطرافیان یک فرد نیز نمی تواند باشد و صرفاً بر شبیه ترین افراد به وی، اطلاق می شود. همچنین با توجه به مقام و فضایل پرشمار حضرت علی، در بررسی مناقب ایشان در آثار فریقین، این نتیجه حاصل شد که نزدیک ترین انسان ها به رسول خدا و به عبارتی «نفسِ» آن حضرت، کسی جز خود امام علی(ع) نمی تواند باشد.
بررسی معیارهای مهم در تمییز مشترکات و توحید مختلفات با تطبیق بر نام و نَسَب ابوبکر جِعابی
منبع:
آموزه های حدیثی سال ۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۰
3 - 26
حوزههای تخصصی:
در طول تاریخِ نقل و انتقال حدیث، سندهای بسیاری مشاهده می شوند که نام و نشان راویان در آنها به گونه ای ذکر شده است که زمینه ساز اشتباه گرفتنِ ایشان با راویان دیگر و یا مجهول انگاشتنِ ایشان بوده است. این مسئله به اندازه ای دامنه دار بوده که یکی از مهم ترین محورها را در علم رجال، یعنی «تمییز مشترکات و توحید مختلفات» شکل داده است. در منابع فریقین توجه بسیاری به این مهم شده است، اما یکی از مهم ترین مسئله ها در این زمینه، شناختِ کامل معیارهایی است که باید در فرآیند تمییز مشترکات به کار رود. این مقاله، به طور مصداقی، بر روی نام های به کار رفته برای محمد بن عُمَر جِعابی از محدثانِ بزرگ فریقین، تمرکز کرده و از این رهگذر، به بیان معیارهایی پرداخته است که توجه به آنها می تواند این فرآیند را روشمند سازد. مهم ترینِ این معیارها عبارتند از: تاریخ ولادت و وفاتِ راوی، استاد و شاگردِ وی در سند، سنّتِ اختصارگویی در ذکر نَسَبِ اشخاص، تصحیف و تحریف در نام های راویان، تمایل برخی محدثان به تفنّن در تعبیر و خودداری از یادکرد از استادانِ خویش به طور یکنواخت، تدلیس و توجه به انتساب راویان به مکان های مختلف.
واکاوی الگوی اخلاقی و رفتاری ائمه اطهار (ع) در برخورد با بردگان(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اخلاق پژوهی سال ۴ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۱۱)
105-132
حوزههای تخصصی:
رسم و سنّت برده داری که مطابق آن یک انسانْ تحت مالکیت انسانی دیگر قرار می گیرد، در آستانه ظهور اسلام و در عربستان رایج بود. گسترش قلمرو اسلامی و فتح مناطقی از آسیا و شمال آفریقا در سده های اول و دوم هجری قمری، و ورود بردگان و اُسرا، زمینه را برای تقویت برده داری در جامعه عرب فراهم آورد و بردگان به ابزار زندگی خانواده های مرفّه و اشراف جامعه اسلامی بدل شدند. پیامبر اکرم و ائمه اطهار (ع) ضمن نقد نگاه ابزارگرایانه به بردگان و نقض حقوق و کرامت انسانی آنان که در تنافی و تضاد با مبانی حقوق اسلامی بود، افزون بر آگاه ساختن مسلمانان در این زمینه، در رفتار و سلوک فردی خود الگوی اسلامی رفتار با بردگان را به نمایش گزاردند. در این پژوهش تلاش شد با بهره گیری از نوشته های تاریخی و غیر تاریخی منش و الگوی رفتاری ائمه (ع) نسبت به بردگان مورد بررسی و مطالعه قرار گیرد و با استفاده از روش توصیفی۔ تحلیلی، داده های به دست آمده تجزیه و تحلیل شود. نتایج این پژوهش، نشان می دهد در شرایطی که نسبت به غلامان و کنیزان از سر جهل و تعصب تبعیض روا داشته می شد، ائمه معصومین (ع) با نگاهی انسانی و برگرفته از مبانی و آموزه های اصیل اسلامی، ضمن حمایت حقوقی و اخلاقی از بردگان، با آزاد کردن و تعلیم و تربیت آنان، عملاً الگویی از رفتار درست و اسلامی ارائه دادند و جایگاه و منزلت بردگان را ارتقا بخشیدند.
مبانی معرفت شناختی اخلاق در اندیشه فیض کاشانی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اخلاق پژوهی سال ۴ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۱۲)
49 - 72
حوزههای تخصصی:
توجه به مبانی نظری اخلاق و نقش آنها در تدوین دستورالعمل های اخلاقی ضروری است. معرفت شناسی اخلاق، ناظر به مبانی معرفت شناسانه اخلاق و توجیه احکام و گزاره های اخلاقی و واکاوی و ارزش گذاری منابع و بررسی راه های نیل به معرفت اخلاقی است. در این مقاله و با تکیه بر آثار و اندیشه های فیض کاشانی، در صدد تبیین مبانی معرفت شناختی اخلاق بوده ایم. عقل، وحی، حس و شهود از منابع مهم معرفت اخلاقی در نگاه کاشانی اند و البته، او عقل را بر دیگر منابع معرفت مقدم می داند؛ زیرا دیگر منابع معرفتی اعتبار خود را از عقل می گیرند. به اعتقاد او، عقلِ کامل، مختص انبیاء و اولیاء است و دیگران باید وحی را بر عقل ترجیح دهند؛ زیرا وحی افزون بر کلیات، جزئیات امور را نیز تبیین می کند و از همین رو، می توان به نقش بی بدیل وحی در شناخت تکالیف اخلاقی و توانایی بر انجام آنها پی برد. دیدگاه فیض کاشانی در تبیین و تحلیل مبانی معرفت شناختی اخلاق بر این فرض مبتنی است که حس و عقل در کنار وحی قرار گرفته اند و پیوندی تنگاتنگ میان آنها برقرار است. این نگاه و رویکرد، این قابلیت را دارد که در ساحت های گوناگون از جمله اخلاق تأثیر گذار باشد.