حجاب قرآنی دارای ابعاد و شاخصهای پنجگانه است: حجاب نگاه، حجاب گفتار، حجاب رفتار، حجاب فیزیکی بدن و حجاب قلب. حال آنکه بنابر باور غلط، حجاب صرفا به پوشش فیزیکی بدن اطلاق میشود. هرگاه چهار بُعد اولیه در حداقل مورد نظر شریعت ناب و در حد یک هنجار اجتماعی رعایت شود، به حجاب نازل دست یافتهایم و هرگاه ابعاد پنجگانه به نحوی فراگیر و یکپارچه با مشخصات تمام و کمال قرآنیاش جامه عمل بپوشد، برترین نوع پوشیدگی رخ مینماید و جامعه به ارزشها و کرامتهای انسانیاش نزدیک شده است. «جلباب» حجاب برتر و «خمار» حجاب نازل است که متناسب با ریشههای تمدنی هر عرصه جغرافیایی در جهان اسلام به اشکالی زیبا و متنوع تجلّی کرده است. در مجال اندک این مقاله، ابتدا به ابعاد فراگیر حجاب قرآنی و سپس به اختصار از مدلهای جلباب قرآنی و حجاب نازل قرآنی در کشور ایران سخن راندهایم.
با توجه به نقش کارگزاران در تحولات تاریخی، بازپرداختی نو از رفتار سیاسی آنان برای تبیین تاریخ ایران ضروری است. این الزام زمانی ارزش دوچندان خواهد داشت که شخصیت های تحول خواه، در عرصة سیاست عملی ارزیابی شوند. ابوالقاسم درگزینی ازجملة این گارگزاران است که به دلیل غیبت سنت نقد در تاریخنگاری، گرفتار قضاوت وارونه شده است. درحالیکه دربارة رفتار سیاسی ایشان، اتفاق نظری در منابع دیده نمیشود، سنت تقلید و رونویسی در تاریخنگاری سبب شده است چهرة ایشان به عنوان سیاستمداری فاسد و خونریز مطرح شود. حال آنکه با کنارزدن اتهامات غرض ورزانه، رفتار سیاسی درگزینی درجهت احیای وحدت و قدرت امپراتوری روبه انحطاط سلجوقی خود را نشان خواهد داد. مقالة حاضر، ضمن نقد نوشته های پیشینیان، رفتار سیاسی و اصلاحات درگزینی با رویکردی متفاوت تببین شده است.
جلال الدین محمد بلخى در جاى جاى مثنوى از داستان پیامبران بهره برده است، یکى از این قصه ها، قصه پیامبر(ص) است. مولانا از این قصه در راستاى آموزش اعتقادات، اخلاقیات و عرفان فراوان بهره گرفته است. او از فراز گم شدن پیامبر(ص) فطرت الهى را نتیجه گرفته و از نمودن جبرئیل خویش را به پیامبر(ص) در خدمت قهر الهى سود مى برد، چنان که از معجزات پیامبر(ص)، دشمنى ابولهب با پیامبر، برخورد پیامبر با سائل و یهودیان، اُذن خواندن پیامبر، ارتداد کاتب وحى، دشمنى اوس و خزرج، فتح مکه نیز به ترتیب بهره هاى زیر را مى گیرد: قدرت خدا، تجانس موجودات، مقام نیازمندان، شیرینى مرگ، مقام پیامبر، نکوهش تکبر، ناپسندى قیاس، نقش پیامبر (ص) در ایجاد الفت و دوستى، مذمت دنیا دوستى.
فهم صحیح کلام خداوند نیازمند نگاه همه جانبه مفسر قرآن به اعاد و زوایاى پیدا و پنهان این سخن آسمانى است، و مفسر موفق کسى است که با چنین نگاهى به سوى قرآن برود و ابزارهاى مختلف کلامى و بیانى را در این راه به خدمت گیرد. یکى از مهم ترین این ابزارها «سیاق» است. سیاق به عنوان دلیلى متین چون سایه در پى کلام است و از آن جدایى ناپذیر است و به دلیل همین عدم انفکاک، در رابطه با آیات قرآن گونه اى از روش تفسیر «قرآن به قرآن» به شمار مى آید. البته با وجود اهمیت بسیار سیاق، استفاده نابجا و غیر دقیق از آن و فرو نهادن دیگر دلایل در پرتو استناد به آن، مى تواند انحرافات و کج فهمى هاى دیگرى را در فهم کلام خداوند در پى داشته باشد. در این مقاله بر آنیم تا نقش سیاق را در روش تفسیر سید قطب، به عنوان یکى از مفسران فرهیخته و برجسته اهل سنت بنمایانیم و ابعاد بهره مندى وى را از سیاق بکاویم. در ادامه ضرورت هاى استفاده از این ابزار را گوشزد نموده به برخى از کاستى هاى این روش تفسیرى از سوى مفسر فى ظلال القرآن اشاره مى رود.
از نشانه هاى اهتمام ملاصدرا به قرآن، تفاسیر او بر برخى سوره ها و آیات و نیز آثار دیگرى به نام هاى «اسرار آلایات» و «مفاتیح الغیب» است. همچنین استناد وى به آیات الهى در بسیارى از مباحث فلسفى و عرفانى اش مشهود است و از علائم توجه خاص او به حدیث نیز، شرح بر اصول کافى و استناد به روایات در بسیارى از موضوعات تفسیرى و فلسفى مى باشد. در این مقاله سعى نگارنده بر این است که بیان و بررسى روایاتى مبادرت ورزد که ملاصدرا را در تفسیر خود از آیات قرآن کریم و در مجموعه تفسیرى خویش بدان ها استناد نموده است. شایان ذکر این که آن مفسر گران قدر و حکیم فرزانه در قسمت هاى مختلف تفسیر خود، جمعاً به حدود هزار و دویست حدیث استناد، کرده است که براساس استخراجى که صورت گرفته، معلوم مى شود که دید وى در مراجعه به روایات وسیع بوده و در مراجعه به کتب حدیث تفاوتى میان منابع شیعه و سنى قائل نمى شده و در جاى مناسب خود، روایات مربوط به هر موضوع را مورد استفاده و استناد قرار مى داده است.
نویسنده در این نوشتار نخست از انگیزه نگارش تفسیر توسط فیض کاشانى، سخن گفته سپس مبانى تفسیر وى را مطرح کرده است آنگاه از منابع تفسیرى و روائى مفسر یاد نموده است در ادامه از ویژگى هاى لغوى، روائى و روش قرآن به قرآن در تفسیر صافى بحث کرده است و در پایان قواعد به کار رفته در تفسیر را بر شمرده است.
نوشتار حاضر ادامه معرفى و ارزیابى معجم هاى موضوعى قرآن است. در قسمت نخست نویسنده به بررسى تعدادى از فرهنگ هاى موضوعى پرداخت و از مزایا و کاستى هاى آنها سخن گفت. در این نوشتار ارزیابى و بررسى یاد شده ادامه مى یابد و برخى دیگر از فرهنگ هاى موضوعى معرفى مى شود.
این پژوهش به کارکردهاى خانواده و نقش آن در استحکام نهاد خانواده پرداخته است. یاد کرد زیست اجتماعى انسان، نهاد کوچک اجتماعى خانواده، پیشینه و امروز خانواده بحثهاى درآمدى نوشتار را صورت داده است. کارکردهاى روانى که خود بر دو شاخه روانى - جنسى و روانى - عاطفى تقسیم مىشود و نیز کارکردهاى اجتماعى، شامل فرزندزایى، مفهوم تربیت، تربیت مذهبى، شیوهها و برآیندهاى تربیت خانواده در ماندگارى و ثبات بخشى خانواده و همچنین کارکردهاى اقتصادى خانواده، مطالب محورى و مهم تحقیق به شمار مىروند.
در این نوشتار نویسنده تحلیل خیر و شر، اقسام شر، و راه حلهاى علامه طباطبایى براى زدودن ناسازگارى وجود خیر و شر با خدا و صفات حق تعالى را به بحث و بررسى نشسته است. در مبحث خیر و شر، دو تحلیل از علامه طباطبایى مىآورد. براساس تحلیل نخست علامه خیر را امرى وجودى و شر را امرى عدمى مىخواند. و براساس تحلیل دوم نویسنده المیزان خیر را امرى ذاتاً مطلوب و شر را امرى ذاتاً نامطلوب معرفى مىکند. در مبحث اقسام شر نظریه علامه در تحول معنایى خیر و شر آورده مىشود و پس از آن نظریه علامه در تقسیم خیر و شر به تکوینى و تشریعى گزارش مىشود. در مبحث راه حلها نیز سه راه حل مورد قبول علامه به بررسى گذاشته مىشود: راه حل نخست: خیر و شر نسبى هستند نه ذاتى. راه حل دوم: شرور از امور عدمى هستند نه وجودى. راه حل سوم: شرور براى تحقق خیر لازم هستند.
آیات ناظر به نقش و رسالت پیامبر اعظم درجامعه به چند دسته تقسیم مى شود: 1ـ آیات اطاعت. 2ـ آیات اولویت. 3ـ آیات حکم. 4ـ آیات محوریت. 5ـ آیات ایمان به تشریع پیامبر. از مجموع این آیات استفاده مى شود که رسالت و نقش پیامبر تنها در امور اخروى محدود نمى شود بلکه در زندگى اجتماعى نیز جایگاه مهم دارد و کسانى که در صدد توجیه این آیات بر آمده و مى پندارند که رسالت پیامبر تنها دعوت به سوى آخرت بوده است فهم درستى از آیات ندارند.
در قرآن کریم آیات زیادى از زبان پیامبران الهى بیان مى دارد که آنها هیچ گونه اجر و مزدى در قبال رسالت خویش نمى خواهند و تنها خداست که مزد آنان را مى دهد. تعبیر این آیات نسبت به همه پیامبران یکسان است اما در مورد پیامبر در دو مورد استثناء آمده است. در این نوشته ابتدا به دلایل عدم در خواست اجز از سوى پیامبران پرداخته شده است و پس از اختلاف تعبیر آیات نسبت به پیامبر اسلام(ص) سخن به میان آمده و عدم تنافى آن با دیگر آیات نفى اجر رسالت پیامبران اثبات گردیده است. پس از آن آیه به عنوان مهم ترین آیه در این زمینه و دلایل اختصاص آن به پیامبر و طرح دیدگاه هاى مختلف اهل سنت و شیعه در آن مورد ارزیابى قرار گرفته است و در پایان روایات وارده در زمینه مصادیق «قربى» از منابع شیعه و اهل سنت در حد نیاز ذکر شده است.