منشا اصلی جاذبه اخلاقی و شخصیتی رسول اکرم(ص) و جانشینان حقیقی آن حضرت یعنی ائمه معصومین(ع)،آیات قرآن کریم بود.یعنی آیات قرآن در مرتبه ای بسیار متعالی در اخلاق و رفتار وبطور کلی شخصیت آسمانی حجت های پروردگار تجلی یافته بود و منشا کرامت ها و قدرت ها و بزرگواری های اختصاصی آنها شده بود. در این مقاله بنا داریم به جلوه هایی از آیات قرآن در سخنان و رفتارهای امام حسن مجتبی(ع) اشاراتی کرده و آنها را با توضیحات فشرده ای همراه کنیم.
روح حاکم بر حوزه های علمیه، اخلاص و صمیمیت است؛ امتیاز و احترام، جز بر مبنای دانش و تقوی نیست و چیزی غیر از تحصیلات علمی و معنوی، ارزش ندارد. حوزه ها، با محیط زهد و قناعتی که دارند، همواره مرکز خودسازی و تهذیب نفس بوده اند. هدف از تاسیس حوزه، تحصیل معارف دینی و انتقال آن به گستره قلمرو اسلامی و رساندن حقایق به گروههای گوناگون جامعه، دفاع از شریعت و حفاظت از کیان دینی است. حوزه، مجمع اندیشه وران و عالمانی است که متصدی پاسخ گویی به نیازهای معنوی بوده و به عنوان تشکیلاتی منسجم و هدفدار، رسالت استنباط احکام و تبیین فرهنگ دینی را به دوش می کشد. محیط حوزه، به مثابه مرکز آموزش و کارآموزی است که طلاب، پس از گذراندن دوران فراگیری، باید جذب جایگاه کار شوند و آنچه را فرا گرفته اند، به کار بندند. جامعه اسلامی، بر پایه نیازی که به مسائل معنوی و شرعی دارد، نمی تواند برای تامین خواسته ها از افراد عادی بهره مند شود از این رو، به نیروهای مهارت یافته و با صلاحیت نیازمند است، اینجاست که باید مدت فراگیری در حوزه علمیه، مشخص باشد، تا پیوسته نیاز جامعه اسلامی برآورده شود و شعاع ارشاد و ابلاغ، همه سو را فراگیرد. در هیچ مرکز آموزشی، دیده یا شنیده نشده که دانش پژوه، برای اقامت همیشگی راهی آنجا شود و همه یا حتی عمده عمر سودمند خود را در آنجا سپری کند و از امکانات و مزایای آن بهره گیرد؛ جا دارد چشم گشاییم و اسوه های تحسین برانگیز حوزه ها را بنگریم که در کمترین مدت، مایه علمی را از حوزه گرفته اند و شاخسار پُر بار خود را به دستان نیازمند نزدیک ساختند. باید باور کرد که اگر همت یار و توفیق مددکار شود، هر جا مَدرس علم است و هر سوی محضر تحقیق. استاد آیه الله سید علی اکبر قرشی، از شاخص ترین این بلند همتی و سودمندی است که سالهای سال مانند شمعی فروزان، فرا راه خلق خداست و در خدمت به معارف دینی می کوشد. آنان که با قرآن سَرو سِری داشته و لحظاتی را با نهج البلاغه و صحیفه سجادیه می گذارنند، این پژوهشگری بلند مرتبه و پوینده متبحر را از دیرباز می شناسند. جویندگان اسرارالهی و رمز و راز فُرقانی، سالهاست که جلسه های تفسیر استاد را منبع فیضی یافته اند که شیفتگان معانی و دلداگان حدیث دوست را پاسخ می دهد. آثار جاویدان، حلقه های درسی و محفل های انس او، چون نگار زیبایی بر دفتر زندگیش می درخشد. حوزه و دانشگاه، پیوسته از درسها و زمزمه های محبت استاد بهره مند شده و می شود. حضور مرتب ایشان در مسجد و آمادگی برای پرسش ها و مراجعات دینی، او را روحانی تمام عیار ساخته است. امید آن که خداوند بزرگ، توفیق دهد از گفته های برخاسته از دل آن بزرگوار، بهره مند گردیم.
در این مقاله مفهوم، تعریف، قلمرو، فواید و جایگاه علوم قرآن، به عنوان دانش پیش نیازِ تفسیر بررسی شده که حاصل آن بدین قرار است:علوم قرآن دارای دو مفهوم عام و خاص است. در مفهوم عام، تمام علومی را که به گونه ای با قرآن مرتبط اند، پوشش میدهد و در مفهوم خاص، تنها شامل علومی میشود که از قرآن استخراج میشوند. علوم قرآن در اصطلاح دانشی خاص است که موضوع آن قرآن میباشد و آنچه را که دربارة این کتاب الهی مطرح است، بررسی میکند. برای مباحث دانش علوم قرآن نمیتوان گسترة ثابتی را تعیین کرد؛ زیرا در گذر زمان سؤال هایی نو دربارة قرآن رخ مینماید، اگرچه زرکشی و سیوطی مباحث علوم قرآن را در انواع معینی محدود کرده اند، برخی مباحث مطرح شده در کتاب های «البرهان» و «الاتقان» ذیل عنوان علوم قرآنِ مصطلح نمیگنجد؛ کما اینکه عدم ذکر تعدادی از مباحث مربوط به قرآن در برخی کتاب های جامع علوم قرآنی، یا ذکر آنها ذیل عناوین دیگر، به معنای خروج آنها از قلمرو دانش علوم قرآن نیست، بلکه هر مسئله ای که از عوارض خاص قرآن باشد، داخل قلمرو این علم است. بخشی از مبانی تفسیر چون الهی بودن قرآن و اصالت متن موجود قرآن، در علوم قرآن بررسی و اثبات میشود، و برخی مباحث آن، مفسر قرآن را در نیل به مراد خداوند کمک میکند. با اینکه علوم قرآن کلید تفسیر است، با دانش های مختلف از جمله فقه، اصول و کلام ارتباط دارد، و گاه دانش های دیگر از نتایج به دست آمده در