فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۶٬۰۲۱ تا ۴۶٬۰۴۰ مورد از کل ۸۲٬۸۷۶ مورد.
روش تفسیری آیة الله میرزا جواد آقا تهرانی (ره) و ویژگی های تفسیر «مصباح الهدی»
حوزههای تخصصی:
آخرالزمان ، دوره پایانی دنیا
حوزههای تخصصی:
نخستین جرعه ها
حوزههای تخصصی:
دوره جدیدی از گفتگوی اسلام و مسیحیت کاتولیک(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
ماخذ شناسی افسانه تحریف قرآن
رساله اوزان و مقادیر و حساب
تصاویر نسخه های احیائ شده
ابسال رمزی ناگشوده در نمط نهم اشارات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سلامان و ابسال قصه ای است رمزی که با چندین روایت شهرت پیداکرده است. علّت رواج روایت های مختلف از این قصه، انتقادی است که فخر رازی بر عبارتی از شیخ الرئیس ابوعلی سینا در نمط نهم اشارات وارد کرد. این انتقاد، ذهن خواجه نصیر طوسی را به خود مشغول ساخت و او را برای یافتن روایت مورد نظر ابن سینا به تکاپو واداشت و به دنبال آن نویسندگان دیگر نیز، از زمان خواجه نصیر تاکنون درباره روایت های مختلف سلامان و ابسال و شرح رمزهای آن، دیدگاه های گوناگونی ابراز کرده اند. می توان گفت تمام این آثار بر اساس نظر خواجه نصیر بنا نهاده شده که پس از سال ها جستجو به دو روایت از سلامان و ابسال دست پیدا کرد. یکی از آن دو روایت قصه ای است که حنین ابن اسحاق یک قرن پیش از ابن سینا از یونانی به عربی ترجمه کرده بود؛ اما خواجه نصیر که رمزهای هر دو قصه را به شیوه ای فلسفی تفسیر کرده است، روایت حنین ابن اسحاق را مورد نظر ابن سینا نمی داند. پس از او شارحانی که به اشارات ابن سینا یا سلامان و ابسال حنین ابن اسحاق پرداخته اند به پیروی از خواجه نصیر، قصه سلامان و ابسال را بیشتر به شیوه فلسفی تحلیل کرده و مفاهیم رمزی این قصه را با منظور ابن سینا مطابق ندانسته اند. علّت رواج این عقیده، اشاره ابن سینا به مفهوم رمزی ابسال است که چون شارحان منظور شیخ را از این اشاره درنیافته ، در رمزگشایی های خود دچار خطا شده اند. ما در این مقاله بر آنیم تا ضمن نقد شروح معروف سلامان و ابسال حنین ابن اسحاق، با توجه به متن عربی نمط نهم اشارات و تنبیهات، نشان دهیم برخلاف عقیده ای که از قرن هفتم هجری تاکنون تحت تأثیر نظر خواجه نصیر وجود داشته است، سلامان و ابسال مورد نظر ابن سینا با مفاهیم رمزی روایت حنین ابن اسحاق قابل تطبیق است و اتفاقاً در مقایسه با سایر شروحی که تاکنون بر این قصه نوشته شده، بیانات شیخ الرئیس در نمط نهم اشارات بهترین تأویل عارفانه این قصه به شمار می آید.
رویکرد مخاطب مدار مولوی و نقش آن در تکوین قصّه های هزل گونه مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله بر آن است که بر اساس دیدگاه نقد بلاغی و کاربردی و نیز رویکرد ساخت گرای تکوینی لوسین گلدمن به تشریح جنبه مخاطب مدار روش و رویکرد تعلیمی مولوی در مثنوی بپردازد. جنبه ای که در تکوین گزاره های عوام پسند و هزل گونه موجود در این کتاب مؤثّر بوده است. در این مقاله، به تشریح ساختار کلّی مثنوی و رویکرد و روش مخاطب مدارِ مولوی پرداخته ایم و درآن، الگوی خطابی و تعلیمی مولوی، ساختار تمثیلی و قصّه بنیاد مثنوی را بررسی کرده و عوامل مخاطب مدار بودن شیوه مولوی در مثنوی و نقش شیوه مخاطب مدار وگونه زبانی عوام پسند او در تکوین قصّه هایِ هزل گونه مثنوی نشان داده شده است. نتیجه کار نشان می دهد که عامل اصلی وجود قصّه ها و گزاره های هزل گونه و عوام پسند در مثنوی رویکرد مخاطب مدار مولوی است و در نظر داشتن این رویکرد، در تفسیر و دریافت گزاره های مثنوی، و گفتمان حاکم بر آن می تواند مؤثر و مفید باشد.
تفسیر سوره بقره آیه 28-29
تفسیر سوره بقره آیه 74-77
حوزههای تخصصی:
تفسیر سوره بقره آیه 23-25
حوزههای تخصصی:
جبری یا اختیاری بودن « ایمان و کفر »(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
قدمت جبر و اختیار در افعال انسان، به دوره های آغازین مباحث کلامی در تاریخ بشر برمی گردد. در این میان، جبری یا اختیاری بودن ایمان و کفر، از جایگاهی بس رفیع برخوردار است. این موضوع، ذهن اندیشمندان بسیاری را به خود مشغول داشته و هنوز هم مَطمح نظر متکلّمان می باشد. فخر الدین رازی و علاّمه طباطبایی، دو بزرگ اندیشه اشعری و امامی، در جای جای آثار خود، به این موضوع پرداخته، و ابعاد گوناگون آن را کاویده اند. آن چه را این دو، در تفاسیر خود، بیان کرده اند، از جامع ترین پژوهش های ژرف در این زمینه است. طبق مبانی این دو دانشمند، رسیدن فخر رازی به جبری بودن ایمان و کفر، و دستیابی علاّمه طباطبایی به «امر بین الامرین» در این زمینه، امری قابل پیش بینى است.
الشافی فی الامامه(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پس از غیبت امام عصر(عج)، موضوع خلافت و امامت، رنگی تازه به خود می گیرد، و محل مناقشه و مباحثه امامیّه، با دیگر فرق کلامی می گردد، چنا نکه آثار متعددی نیز از سوی امامیّه، در این زمینه تألیف شد.در میان این نابسامانی ها و درگیری های کلامی، قاضی عبدالجبار که از معتزلیّان بصری است، کتابی موسَّع، به نام المغنی فی ابواب التوحید و العدل را به رشته تحریر در می آورد که در جزء بیستم، بحث امامت را به میان میکشد و اعتقادات امامیّه را در این موضوع، ردّ و نقض میکند. سید مرتضی نیز، با نگارش الشافی فی الامامة، به اشکالات و شبهات وی که در جزء بیستم المغنی آمده، پاسخ گفته است.این کتاب که در 22 فصل به نگارش درآمده، در صحت انتسابش به سید مرتضی، شکی وجود ندارد. وی، به صورت گزینشی و خلاصه، به اشکالات قاضی پاسخ گفته است. این کتاب، تا امروز بدون تصحیف و دگرگونی باقی است و یکی از علل آن، تلخیص شیخ طوسی از الشافی است که با فاصله کمی از نگارش آن، انجام شده است. این کتاب، تنها یک تصحیح و تحقیق دارد و فاقد ترجمه است