دست توفیق، حجه الاسلام و المسلمین دکتر احمد احمدی را مهمان و سخنران ویژه مراسم بزرگداشت علامه طباطبایی مفسر بزرگ قرآن و فیلسوف ژرف اندیش دنیای اسلام کرد. ایشان در کمال بزرگواری و علی رغم کمبود فرصت، دعوت دانشکده علوم حدیث را پذیرا شدند و افزون بر ارائه سخنرانی، پرسش های دانشجویان گرامی را نیز به پاسخ نشستند. مطالب آمده در این سخنرانی و نیز پرسش و پاسخ ها، بس مهم و درخور توجه است؛ زیرا استاد احمدی در هر دو عرصه عقل و نقل، تا آخرین مدارج متداول علمی در حوزه های دینی و دانشگاهی پیش رفته و سال های متمادی است که در هر دو عرصه به تدریس در عالی ترین سطوح آموزش اشتغال دارد. این استاد کهنسال (متولد1312) که در هشتمین دهه عمر خود قرار دارد، ده ها سال در محضر عالمان بزرگ دینی، مانند آیت الله بروجردی، محقق داماد، مشکینی، امام خمینی(ره)، علوم نقلی را فراگرفته و نزدیک به پانزده سال نیز در محضر پرفیض علامه طباطبایی، به جد و جهد، به فراگیری فلسفه، تفسیر و حدیث پرداخته است.
دکتر احمدی، دکترای فلسفه غرب را نیز در اندوخته های خود دارد و از سال 1352 هجری تاکنون عضو هیات علمی دانشگاه تهران است. او، بیش از پنجاه مقاله دارد و چندین کتاب را تالیف و ترجمه کرده است. نقد تفکر فلسفی غرب و اصول و روش های تربیت در اسلام، از جمله نوشته های ایشان است. داشتن اندیشه های فلسفی در کنار تعبد به متون دینی و به خاطر سپاری صدها بیت اشعار فارسی و خیال پردازی های ظریفانه در کنار تفکر منطقی، نشان دهنده سریان روح مواج و زیبای علامه طباطبایی در شاگردان ممتاز ایشان است.
با بررسی آرای کلامی و فلسفی امام خمینی(ره) در مساله شر به دست می آید که در عالم هستی، شر محض یا کثیرالشر، محقق و مجعول بالذات نیست و برخی از این شبهات، ناشی از عدم تفکیک صحیح شر ذاتی از عرضی است.
ایشان ضمن تقسیمی نو از مساله شر معتقد است هر موجودی را می توان با سه دسته از موجودات مقایسه نمود: علل، معالیل و موجودات هم عرض آن. دو دسته اول به علت تلائم کامل میان آنها نمی توانند به یکدیگر شر برسانند و مضر باشند. تنها در موجودات هم عرض است که اضرار یا تنقیص یکدیگر ممکن است؛ اما اینکه این دو موجود، ضرر و شرشان به موجودات مساوی و هم عرض خویش، بیش از نفع آنها باشد، مردود است. ایشان با اشاره به اقسام متصور شر، که نخستین بار ارسطو آن را ارائه کرد و میرداماد تکمیل نمود، اقسام دیگری را به آن افزوده اند. سپس با اقامه دلیل عقلی، عدم امکان وجود شر واقعی را اثبات می نمایند. هم چنین نظریه علامه مجلسی در بحث مخلوق بودن خیر و شر را تفصیلاً به چالش می کشند.
مبحث صفات خداوند، پس از اثبات وجود او مهم ترین مبحث کلام است که به دو لحاظ می توان آن را بررسی کرد؛ یکی به طورکلی و دیگری به طورخاص. در نگرش نخست نیز می توان دوگونه بررسی انجام داد؛ یکی «وجودشناختی» و دیگری «معناشناختی». این تحقیق مربوط به بررسی معناشناختی می باشد که به دنبال پاسخ به پرسش از وجود واقعی صفات نیست؛ بلکه درپی ساختار معنایی تعابیر متکمان از صفات و نوع تفسیر و تبیین ایشان در قالب یک فرمول کلی است.
این مطالعه درباره متکلمان امامیه در سده های دوم و سوم هجری است که در یک طبقه بندی کلی به سه دوره: پیش از هشامَین، هشامین (هشام بن حکم و هشام بن سالم) و پس از هشامین تقسیم شد ه اند. در این تحقیق، گزارش های نقل شده از این متکلمان بررسی می شود تا به ساختار های معنایی صفات پی برده شود. مهم ترین ساختار معنایی به دست آمده، ساختاری است که هشام بن حکم ارائه نموده است که در قالب فرمول «صفات نه خدایند و نه غیر او» بیان می شود.
امام حسن(ع) یکی از انسان های نمونه در تاریخ بشر می باشد.او دارای ملکات نفسانی و صفات منحصر به فردی بود.تواضع و فروتنی،خضوع و خشوع،شجاعت و کرامت،ترس و خوف از خداوند،خشم و غضب در برابر همە ناجوانمردی ها و… سبب امتیاز و جدایی ایشان از دیگران بود.مجموعە صفات ذاتی و موروثی،او را بردیگران برتری داده بود به طوری که از نظر بیان شجاعت،سخاوت،هیبت،تقوا و عبادت زبانزد خاص و عام بود.با این که نمی توان عظمت های وجود امام حسن(ع) را به طور کامل بیان کرد،به بعضی از سجایای اخلاقی و علمی ایشان می پردازیم.
پس از فروپاشی دولت امویان، و روی کار آمدن عباسیان در اوایل قرن دوم هجری، جامعه اسلامی شاهد تحولاتی عمیق در تمامی زمینه ها گردید که عمده ترین این تحولات متوجه مبانی اعتقادی مردم شده بود. ظهور مکاتب مختلف مذهبی و تنوع گرایشهای کلامی و فلسفی از شاخصه های برجسته این دوران به شمار می رود. بسیاری از علوم و معارف انسانی از جمله ادبیات و شعر عربی تحت تاثیر این امواج پر خروش فلسفی و کلامی قرار گرفت که حاصل آن را در تنوع موضوعات ادبی می توان جستجو کرد. نگارنده این مقاله سعی بر این دارد تا جنبه های مختلف این تاثیر را بررسی کرده بازتاب آن را در شعر عربی بیان نماید.