فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۵٬۳۲۱ تا ۴۵٬۳۴۰ مورد از کل ۸۲٬۹۶۶ مورد.
نقش و رابطه تاریخ در تربیت با نگاهی به قرآن و نهج البلاغه
منبع:
گزارش مهر ۱۳۸۸ شماره ۲۱۲
حوزههای تخصصی:
تطوّر اندیشه ارجاء از مرجئه نخستین تا مرجئه خالص
حوزههای تخصصی:
اندیشه ارجاءدر نیمه دوم سده نخست هجری از سوی برخی تابعان آشکار شد. این اندیشه که واکنشی در برابر تکفیر خوارج و دیگر جریان های فکری و سیاسی جامعه مسلمانان بود، به تدریج تطور یافت و از مرجئه نخستین به ارجاء فقها و سپس مرجئه خالص و در نتیجه تضعیف شریعت و ترویج اباحی گری رسید. در حالی که سخن مرجیان نخستین، ترک قضاوت در باره صحابه و واگذاری آن به قیامت بود، به تدریج این اندیشه تطور یافته و به جدایی ایمان از عمل و در اصطلاح به ارجاء فقها منتهی گردید. پس از آن برخی مرجیان راه افراط پیموده و ارجاء غالیانه را طرح کردند؛ که پیامد آن تضعیف شریعت بود.این جریان فکری به دلیل نداشتن مرامنامه منسجم به عنوان یک تشکل مستقل از میان رفت و در میان فرق اسلامی هضم گردید. بررسی مراحل و چرائی تطور این جریان فکری و هضم آن در میان اکثریت جامعه، با رویکرد تحلیلی و جامعه شناسی تاریخی، مسأله این پژوهش است.
گزاره کلامی تاثیرگذار در اجتهاد جامعیت شریعت اسلام(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
بعضی از گزاره های کلامی به صورت مستقیم در استنباط فقهی تاثیرگذار است. جامعیت و کمال شریعت یکی از گزاره های کلامی است که در تفسیر متون دینی تاثیر مستقیم و بدون واسطه دارد. طبق قول مختار، دین برای سعادت دنیا و آخرت است. بر اساس جامعیت دین و بر اساس این بینش، متون دینی قابل تفسیر، در همین زمینه تفسیر می گردند. دین اسلام به تشریع احکام کلی و جزیی پرداخته، اما این گونه وضع قوانین به معنای کافی بودن قوانین در همه ابعاد زندگی انسان ها نیست و لازم است در چارچوب قوانین شرع اقدام به وضع قوانین مورد نیاز کرد. یکی از نتایج مهمی که در بحث جامعیت در کمال پذیرش این قول «شریعت باز می شود اشتمال دین بر دولت و نهاد اجرایی است به معنای تاسیس همه قواعد و اصول حکوم تداری نیست، بلکه شریعت می تواند بعضی از قواعد و اصول عقلایی را تایید، برخی را تخطئه و رد نماید و به اظهار دیدگاه خود بپردازد.
بر مرکب خیال(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
یکی از وظایف مهم شعر در هر عصری همراهی با جامعه و تحولات آن است. شعر معاصر عربی نیز از این قاعده مستثنی نبوده بلکه بیش از پیش به این مسایل پرداخته است. بدین منظور شعرا برای بیان آمال و خواسته های خویش شیوه های متعددی را برگزیده اند که سفرهای خیالی یکی از منحصر به فردترین آنها به شمار می آید. در این سفرها گاهی شعرا به جهانی دیگر سفر کرده و به مقایسه جامعه زمینی خویش با آن جامعه آرمانی می پردازند و گاهی بوسیله بال خیال به عالم آخرت رفته، با این تخیلات سعی در اصلاح جامعه خود داشتند. بسیاری از محتویات این سفرها همان چیزی است که در جهان معاصر عرب اتفاق افتاده است. این مقاله به بررسی انگیزه و اقسام سفرهای خیالی می پردازد.
تفسیر حکمی معیت حق تعالی با جهان هستی در کتاب و سنت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از جمله مباحث بحث انگیز در حکمت، کلام و عرفان اسلامی بحث معیت حق تعالی درجهان هستی است که در آیات متعدد در قرآن و در روایات با تعابیر گوناگون مطرح شده است. هر علّتی ضرورتاً با معلول خود در ارتباط است و معلول نمیتواند آنی از علت تامة مطلقة خود منفک باشد. این امر حکماء، متکلمان و عرفا را بر آن داشته تا سعی کنند به گونه ای توجیهاتی را ارائه دهند که تعابیر آنها با توحید حقیقی و به عبارتی با وحدت حقة حقیقیة حق تعالی و نیز با عوالم کثرت جهان هستی منافات نداشته باشد و به نوعی بتوانند خود را از قرارگرفتن در ورطة تشبیه و تنزیه نجات دهند. تصور ما این است که بدون مبانی حکمی نمیتوان در تفسیر این نوع مباحث در آیات و روایات توجیهی منطقی و قابل قبولی ارائه داد، چرا که این گونه آیات که به ویژه به مباحث تکوینی میپردازد، به مبانی حکمی و جهان بینی برگرفته از خود قرآن و روایات نیاز دارد. بر این اساس، این مقاله ابتدا به اقسام وحدت و سپس به انواع معیت و سرانجام، با اتکاء به خود آیات قرآنی و روایات معصومین(ع) به تحلیل حکمی موضوع معیت در عین وحدت و راه حل آن میپردازد.
آسیب های خرافه بر کیان اسلام و تشیع
حوزههای تخصصی:
حجاب در کتاب مقدّس(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
حجاب و پوشش از جمله مسایلی است که در کتاب مقدّس با معانی متعدّد و در قالب های مختلفی مورد توجّه قرار گرفته است. در یک تقسیم بندی کلّی می توان به دو نوع استفاده- مثبت و منفی- از حجاب در کتاب مقدّس اشاره نمود. هریک از این دو نوع استفاده، ممکن است به صورت حقیقی و یا مجازی باشد.
کاربرد مثبت به صورت حقیقی در پنج حوزه است، که عبارتند از: 1. پوشش موسی پس از ملاقات با خدا؛ 2. پوشش نوعروسان؛ 3. پوشش زنان در عبادت همگانی؛ 4. پوشش مقدّس در معبد؛ 5. پوشش جذامیان. کاربرد مثبت به صورت مجازی نیز در دو قالب پردهی سمبلیک و پوشش ایمان، است.
کاربرد منفی حجاب به صورت حقیقی در دو حوزه: 1. پوشش پیامبران زن دروغین؛ 2. پوشش زنان فاحشه است. کاربرد منفی به صورت مجازی نیز شامل ذهن حجاب دار و کتاب مقدّس در پوشش، است.
در مقالهی پیش رو، در هر بخش موارد یاد شده را تبیین نموده و آیات کتاب مقدّس را نیز متذکّر خواهیم شد.
آنچه به طور قطعی از پوشش و حجاب در کتاب مقدّس بر میآید این است که حجاب و پوشش برای زن، مسأله ای ضروری به حساب میآمده و دلیلی بر عفّت و پاکدامنی او شمرده میشده است. در حال حاضر نیز اگر مسیحیان و یهودیان کتاب مقدّس را به عنوان دلیل و حجّت به حساب آورند و فرامین آن را غیز قابل نسخ بدانند، پایبندی به قانون حجاب از کتاب مقدّس قابل استخراج خواهد بود. البتّه عدّه ای از اندیشمندان مسیحی و یهودی در صدد توجیه و تفسیر این مسأله برآمده و شرایط فرهنگی موجود در غرب را، حاکم بر قانون حجاب میدانند.
کاوشی در نقش رذایل اخلاقی در ایجاد تفرقه از نگاه ثقلین(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
تفرقه در لغت، جداگشتن، و فاصله گرفتن معنا می دهد و در فرهنگ قرآن و معارف اهل بیت :، دورشدن قلب ها، عواطف اعتقادات از یکدیگر است. این عمل، پی آمد رذالت ها و صفات ناپسندیدهی انسانی است که ریشه در اعتقادات ناصحیح دارد.
هدف اصلی نوشتار حاضر دستیابی به عوامل اخلاقی تفرقه از منظر قرآن و سنّت معصومین :است. نتیجه و ثمره ی این پژوهش، تبیین علمی، جامع و دقیق عوامل اخلاقی تفرقه، جهت دستیابی به آن در تمام ابعاد زندگی دنیوی و اخروی مسلمانان و امّت اسلام است. برای تحقّق این خواسته، نگارنده به استقصای تمام آیات قرآن و نیز قسمت اهمّ روایات ائمّه ی معصومین : پرداخته است.
تقابل سیاست و اخلاق در مسأله ی «دست های آلوده»(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
آیا برای رهبران سیاسی جایز است برای رساندن جوامع خود به منافع بزرگ و دور نگاه داشتن آنها از فجایع، عمیقترین اصول اخلاقی را نادیده انگاشته، در راستای خلاف آنها حرکت نمایند؟ با این پرسش، قصد طرح موضوعی را داریم که در میان فیلسوفان به مسألهی «دستهای آلوده» مشهور شده است. دشواریهای زیاد و مختلفی در مباحث فلسفی پیرامون این موضوع وجود دارد که انعکاس دهندهی پیچیدگی نظریّههای کلّیتر در ارتباط با سیاست و اخلاق است. همهی این مباحث به هر حال متوجّه این موضوع است که تصمیمگیری و عمل صحیح سیاسی گاهی در معارضه و مخالفت باارزشهای مسلّم اخلاقی قرار میگیرند.
مقالهی حاضر سعی بر این دارد که این دشواریها را حل نماید و موضوعات کلیدی و اصلی سیاسی که نظریّهی «دستهای آلوده» به آن دعوت میکند را از ابهام خارج کند. در آغاز مقاله متنی را از یکی از رمانهای مشهور قرن نوزده میلادی به زبان انگلیسی ذکر میکنیم و سپس ردپای عنوان دستهای آلوده را دنبال کرده، به گذشته بر می گردیم و به نامهایی چون ماکیاولی[1] میرسیم؛ هرچند که شهرت و رواج فعلی این عنوان را باید بیش تر مدیون نوشتهها و کارهای نظریّه پرداز معروف آمریکایی درعرصهی سیاست، یعنی مایکل والزر،[2] بدانیم. نظرات والزر با توجّه به کارهای دانشمندان پیش از وی، چون ماکیاولی و ماکس وبر[3] و با توجّه به تغییرات مشخّص در نگرش فکری وی، به طور مختصر مورد بحث واقع میشود. به دنبال آن، پنج مسألهای که این مقاله برای طرح آن نوشته شده را مطرح خواهیم کرد.
نخستین مسألهایکه به آن خواهیم پرداخت این است که آیا موضوع دستهای آلوده مطلبی سردرگم و قواعد آن متناقض است؟ دوم، آیا عبورکردن و نادیده گرفتن حدود و ضوابط اخلاقی به خاطر مصالح سیاسی، در چارچوب اخلاق و قوانین آن انجام میشود و یا فراتر از آن اتفاق میافتد؟ سوم، آیا فراخوان «دستهای آلوده» از هر جهت و یا حداقل در اصول، محدود به سیاست است یا این که میتواند در سایر جنبههای زندگی نیز کاربرد داشته باشد؟ این مسألهی مهمی است. چهارم، شرایطی که موجب توجیه مسألهی دستهای آلوده می شوند چه هستند؟ پنجم، علیرغم این که مسألهی دستهای آلوده با موضوع دو راهیهای اخلاقی نسبت و شباهت دارد، ولی مسأله این است که آیا این شباهتها میتواند موجب نادیده گرفتن تفاوتهای مهم گردد؟
در جریان بحث پیرامون موضوعات فوق، به مسایل مرتبط دیگری نیز خواهیم پرداخت؛ نظیر تفاوتها وشباهتهای موضوع دستهای آلوده با «واقعگرایی اخلاقی»،[4] چگونگی تمسّک به اصول «اخلاق نقش»[5] برای منطقی نشان دادن قواعد مسألهی دستهای آلوده، کشف ارتباط این موضوع با مسألهی «حدود اخلاق وظیفهگرا»[6] و تأکید بر این نکته که بیشترین انگیزه در رویآوردن به مسألهی دستهای آلوده از موضع مبهم علم اخلاق در قبال نبایدهای مطلق اخلاقی ناشی میشود؛ زیرا موضع علم اخلاق در این قسمت دارای دو بخش است؛ انکار آن ها، به همراه تعلّق خاطر انسانها در داشتن و انجام دادن برخی از آن ها.
تقوا؛ سرآمد اخلاق(درآمدی بر شناخت مفاهیم اخلاقی از دیدگاه قرآن و سنّت)(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
اخلاق بهار ۱۳۸۸ شماره ۱۵
حوزههای تخصصی:
تقوا؛ ورع و پرهیز از حرام های خدا و اجتناب از ارتکاب معاصی است. درآیات قرآن تقوا به معنای محافظت خود از چیزهای است که باعث ضرر و زیان است. تقوا درپی عمل به دستورات خدا و عبادت(بندگی) او ایجاد می شود، و امری مشکّک (ذو مراتب) است. تقوا؛ سرآمد فضائل اخلاقی، وصیّت خدا و اهل بیت:، بالاترین کرامت، بهترین پوشش، محکم ترین عزّت، والاترین فضیلت و بهترین توشه برای آخرت است. در آیات قرآن متعلَّق تقوا؛ خداوند،آتش جهنّم و بیت المال مسلمین است. مخاطب تقوا گاه عامّ و گاه خاصّ است. تقوا در زبان قرآن وسنّت با مفاهیم: ایمان، سکینه، اطاعت و ورع مرادف است. برخی از مفاهیم مقابل تقوا در زبان قرآن و سنّت عبارتند از: فجور، غوایت و طغیان. ثمره این جستار، مفهوم شناسی علمی و روشمند تقوا است.
غزالی و فلسفه اسلامی
حوزههای تخصصی:
ظاهراً جایگاه غزالی در تاریخ فلسفه اسلامی معلوم است. بسیاری کسان، گمان می-کنند که او با فلسفه مخالفت کرده و آن را از سیر و پیشرفت باز داشته است. در اینکه کتاب تهافت الفلاسفة، متضمن مطالب کلامی ضد فلسفه و احکام فقهی مشعر بر انتساب آراء فلاسفه به کفر و بدعت است، تردید نمی توان کرد. ولی قبل از غزالی هم، فقیهان بسیاری منطق و فلسفه را زندقه دانسته بودند و اگر تکفیر و تحریم فلاسفه و فلسفه، راه را می بست؛ می بایست راه فارابی و ابن سینا با زندقه دانستن منطق و ادّعای کفایت نحو به جای آن بسته شده باشد.
معرفت به مثابهٴ وجود: نظریهٴ معرفت ملاصدرا Knowledge as a Mode of Being: Mulla Sadra’s Theory of Knowledge
حوزههای تخصصی:
ملاصدرا (2-1571ق، 1640 م.) صاحب نظریهٴ معرفت منحصر به فردی است، چرا که برخلاف معرفت شناسی مدرن که از هستیشناسی جدا شده، نظریهٴ ملاصدرا بخشی از نظام هستیشناسی او است و نمیتوان آن را به تنهایی مورد بحث قرار داد. به جای معرفت شناسی یا هستیشناسی محض، صدرا به نظریه ای در باب «هستی- معرفت شناسی» پرداخته است که در آن «حقیقت، صدق» و «وجود» دو روی یک سکه اند. به همین دلیل، این مقاله با توضیح دو آموزهٴ هستیشناختی وی آغاز میشود: «اصالت وجود» و «تشکیک وجود»، دو آموزه ای که هر دو به «وجود»، که سنگ بنای نظام فکری صدرا است، میپردازند. پس از آن، تعریف هستیشناسانه صدرا از معرفت مورد بررسی قرار میگیرد. بنا بر این تعریف ، دانش حالتی از وجود (غیر مادی) است و با «حضور» دارای این همانی است. سپس گزارش صدرا از متعلَّق واقعی معرفت توضیح داده خواهد شد. به گفته وی «وجود ذهنی»، که توسط نفس در مواجهه با اشیاء خارجی ایجاد میشود، متعلَّق حقیقی معرفت است. در گام بعد، رابطهٴ میان متعلَّق شناخت و فاعل شناسنده مورد بحث قرار میگیرد، رابطه ای که از نظر صدرا «این همانی» است. نقش معرفت به عنوان عامل تغییر و تکامل جوهر نفس، نکته ای است که در ادامه به آن میپردازیم. این نقش با استفاده از «حرکت جوهری»، از دیگر آموزه های هستیشناختی در نظام صدرا، توضیح داده خواهد شد. در نهایت دو نکتهٴ انتقادی در باب معرفت شناسی صدرا مورد بررسی قرار خواهند گرفت: مسألهٴ تناظر و نظریهٴ صدق. استدلال خواهد شد که نظر صدرا دربارهٴ مسألهٴ تناظر خالی از ابهام نیست و در نتیجه، نظریهٴ معرفت او نمیتواند معرفت تجربی را به عنوان نمونه ای از معرفت واقعی به حساب آورد.
پیرامون « معرفت» در مثنوی مولوی مفهوم نظرگاه در اتاق تاریک و فیل
حوزههای تخصصی:
عرفان و معرفت، از یک ریشه اند؛ و این هم ریشگی، نمودار جایگاه معرفت در بینش عرفانی و اهمیت آن است. آثار بزرگ عرفانی به این پیوند گواهند. از جمله این آثار، مثنوی معنوی است.
اگر بگوییم که مثنوی، کتابی درباره معرفت است؛ سخنی به گزاف نگفته ایم. معرفت و انواع آن، به سخن دیگر، معرفت و مراتب آن، از مباحث اساسی مثنوی است. در این مقاله به نمونه ای از آن میپردازیم، و آن، داستان اتاق تاریک و فیل است. در این داستان نیز، تنها به مفهوم نظرگاه خواهیم پرداخت. بدین وسیله میکوشیم، تا بشود به این پرسش اساسی پاسخ دهیم که آیا نظرگاه در این داستان، پدیده ای سوبژکتیو، به معنایکنونی این واژه است و یا نمودار حقیقت دیگری است؟
فراتر از عقل نقاد (درباره ضرورت روشنفکری دینی)
حوزههای تخصصی: