در سده چهارم هجری، فنون بدیع به طور گسترده ای در نویسندگی (نثر فنی) رخنه کرده بود تا بدین وسیله تمام فنون ادبی را زیر شعاع خود ببرد. در این فضای پر التهاب، مقامات ـ یکی از انواع نثر فنی ـ پدید آمد. نخستین کسی که مقامات را در جامه جدید خود به رشته تحریر درآورد، بدیع الزمان همدانی بود. وی تکدی گری را موضوع اصلی و مکرر مقامه ها قرار داد؛ برای همه مقامات، یک راوی ثابت و یک قهرمان ثابت در نظر گرفت و بدین سان چهارصد مقامه نوشت که تنها پنجاه و اندی از آنها به دست ما رسید.
حدود یک قرن بعد در سده پنجم هجری، حریری بصری روی صحنه ادبیات آمد و به مقامات تکامل بخشید. با آنکه حریری در مقامات خود از همدانی تقلید کرده و خود نیز در مقدمه مقاماتش بدان معترف است، اما مقامات حریری با مقامات همدانی اختلاف قابل توجهی دارد. وی پنجاه مقامه با موضوعات گوناگون، اما منظم نوشت. مقامات حریری نسبت به مقامات همدانی طولانی تر و منظم تر است و صنایع بدیع در آنها گویاتر می نماید. نیز در برخی مقامات، خود به لفظ بازی وتعقید لغوی پرداخته است. از این رو می توان گفت که مقامات حریری دارای پدیده های متعدد ابتکاری است.
محیی الدین ابن عبدالله حاتمی طائی اندلسی، ملقب به شیخ اکبر و مشهور به ابن عربی، متوفای 628 هجری قمری، از صوفیان و عارفان بزرگ اسلامی است که با ظهور وی عرفان اسلامی به تدریج رنگ و بوی تازه ای یافت و در مسیر ویژه ای قرار گرفت. مهمترین وجه عرفان ابن عربی عبارت بود از بیان حقایق و مکاشفات عرفانی در ساختار یک منظومه علمی و نظری که تا پیش از وی سابقه نداشت. شیخ اکبر در ارائه حقایق عظیم و لطایف دقیق و ظریف عرفانی آنچنان نبوغ و هنرمندی از خود نشان داده است که تاکنون در عالم تصوف، کسی یارای خروج از مرزهای ساختار نظری عرفان او و در افکندن طرحی جدید را پیدا نکرده است. صوفیان و عارفان محقق پس از او عمدتاً میراث دار و شارح مکتب او بوده اند. حتی مخالفان سرسخت ابن عربی نیز نتوانسته اند از نفوذ گسترده او خود را برکنار نگاه دارند.
فی هذا المقال بعد بیان موجز من حیاه وآثار النحویین الثلاث -محمد ابن مالک مصنف الألفیه، وبهاءالدین عبد الله بن عقیل، وجلال الدین عبد الرحمن بن أبی بکر السیوطی شارحی الألفیه- قد أخذ المؤلِّفان بمقارنه شرحی ابن عقیل والسیوطی فی شتی المجالات ذاکرَین أمثله من الشرحین کی یتّضحَ للمخاطب مواضع الاختلاف والاشتراک فیهما.
ومن أهمّ الأهداف التی یرمی إلیها البحث هو التعرف علی منهج کلّ من الشارحین فی شرحیهما علی الألفیه، وموقفهما من آراء المصنف والنحویین الآخرین.
مسئله نفس و ارتباط آن با بدن از دیرباز مورد توجه متفکران بوده است و مباحث متعددی در این باره مطرح شده که مهم ترین آنها عبارتنداز: تمایز نفس و بدن، انواع نفوس، تجرّد نفس، قوای نفس، حدوث و قدم نفس، حرکت و تکامل نفس، جاودانگی نفس و ارتباط نفس و بدن. روشن است که بیان دیدگاه قرآن و احادیث در این موضوعات و تبیین عقلی آن و نقد دیگر دیدگاه ها نیازمند تألیف و تصنیف چندین جلد کتاب است. آنچه در یک مقاله می توان در مورد موضوع بحث انجام داد گزارشی از دیدگاه قرآن و احادیث در مورد مهم ترین مسائل مرتبط با نفس و بدن است که این نوشتار درپی آن است. ذکر برخی دیدگاه ها در ابتدای هر بحث به منظور روشن تر شدن دیدگاه قرآن و حدیث درآن بحث می باشد.
قانونگذار قانون مجازات اسلامی سال 1370 برابر ماده 231 اقرار و شهادت (بینه) را از راه های ثبوت قتل در دادگاه به حساب آورده و مواد 232 الی 236 را به احکام اقرار و مادتین 237 و 238 را به احکام شهادت اختصاص داده است.
در فرضی که بر ارتکاب قتل از سوی «الف» با گواهان حائز شرایط اقامه بینه می شود و در عین حال فرد دیگری با شرایطی که مقنن در جهت پذیرش اقرار لازم می داند، اقرار می کند که قاتل نه مشهود علیه، بلکه او است، علی رغم آنکه این امر در کتب فقهی مورد بررسی و مداقه جدی قرار گرفته است تکلیف قضیه در قانون مجازات اسلامی روشن نیست.
حکم قضیه در فرض تعارض از سه صورت بیرون نیست: در حالت اول، برای قاضی دادگاه عدم صحت اقرار و کذب بودن شهادت محرز است که در این صورت باید تعارض را منتفی دانست و نظر به قابل قبول نبودن هیچ یک از دو دلیل (اقرار و بینه) ممکن است حکم قضیه با اتخاذ ملاک از ماده 236 ق.م.ا تعیین شود. دومین حالت فرض تحقق مشارکت در قتل است. در چنین فرضی مطابق مقتضای مشارکت در قتل رفتار خواهد شد. حالت سوم منتفی بودن مشارکت و علم به انجام قتل توسط یک نفر است، در این صورت علی رغم وجود نظر مخالف می توان اقرار را بر بینه مرجح دانست و برابر مقتضای آن قضیه را فیصله داد. نگارنده در این نوشتار سعی بر آن دارد تا فروض مختلف و دیدگاه های موافق و مخالف پیرامون آنها را مورد کنکاش و واکاوی قرار دهد و برای این چالش راه حل یا راه حل های قانونی ارائه کند.
مقاله حاضر در مورد مباحث مهم معرفت شناسی، یعنی بحث استقراء، انشاء حکم کلی از مشاهده برخی مصادیق جزئی و تهیه شواهد و قرائن خوب برای تأیید آن است. مسأله این است که ما برای تأیید یک حکم کلی به چه تعداد و با چه کیفیتی از شواهد و قرائن نیازمندیم. همه ما قضیهG1 «هر حکم کلی، بوسیله مصداقیش تأیید می شود» را قبول داریم. ولی دو پارادوکس تأیید، با عنوان پارادوکس کلاغ ها و سآبی می خواهند نشان دهند که قبول این قضیه در برخی موارد دچار پارادوکس می شود. پارادوکس کلاغ ها که توسط کارل همپل کشف شد نشان می دهد یک کفش سفید، باید مؤید قضیه «همه کلاغ ها سیاه هستند» باشد در حالیکه ما به روشنی می دانیم چنین نیست. سآبی(سبز+آبی)، واژه اختراعی نلسون گودمن برای نشان دادن نارسایی G1 است. شی ء x ، سآبی به شمار می آید اگر و تنها اگر یکی از دو شرط ذیل را داشته باشد: X سبز است و ملاحظه شده است.X آبی است و ملاحظه نشده است. بنابراین طبق تعریف، مجموعه اشیاء سآبی تنها از اشیاء سبز ملاحظه شده، به همراه اشیاء آبی ملاحظه نشده ساخته می شود. مطابق قضیه اول همه زمردهای ملاحظه شده از آنجا که همه آنها سبز هستند، سآبی محسوب می شوند. بنابراین طبقG1 آنها مؤید این فرضیه که همه زمردها سآبی هستند می باشند. ولی این نامعقول است زیرا اگر این فرضیه که همه زمردها سآبی هستند درست باشد پس زمردهای ملاحظه نشده آبی خواهند بود. ولی همه می دانیم که این نادرست است.
ابویوسف یعقوب ابن اسحاق کندی (185- 252 ه ق) معروف به فیلسوف عرب و اولین فیلسوف اسلام رساله ای در رابطه با راهکارهای مقابله با حزن و اندوه نوشت که در عصر خود کم نظیر است. این رساله در زمره ی نوعی نگارشِ فلسفی ادبی به شمار می رود و با دید روانشناختی فلسفی نوشته شده، که از نگاه فلسفی و دینی او نسبت به عالم مادی و جایگاه آدمی در هستی و اهداف انسانی ناشی می شود. وی معتقد است قبل از هر راه حلّی، ابتدا باید عوامل اندوه ریشه یابی گردد تا، امید رهایی از آن در آدمی جوانه زند. از نظر او «از دست دادن چیزهای مورد علاقه و محبوب» و «نرسیدن به امیال و آرزوهای مورد نظری که ذهن ما را به خود مشغول کرده است» می تواند دو عامل اساسی در ایجاد حزن (ألم نفسانی) باشد. کندی در این رساله ده راه حل، برای دفع حزن و ألم نفسانی ارائه داده است. با توجه به نیاز انسانِ عصر حاضر که با وجود پیشرفت های چشمگیر در زمینه های مادی، دچار اندوه و افسردگی؛ و استرس و تشویش های آزاردهنده می باشد و احساس خلأ روحی روانی دارد، طرح چنین بحث هایی ضروری به نظر می رسد.