فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۳٬۱۶۱ تا ۴۳٬۱۸۰ مورد از کل ۸۳٬۴۴۶ مورد.
خفتگان در بقیع (8)(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
سنجش و سازش عقل و ایمان از منظر فخرالدین رازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عقل و وحی، دو پیامبر درون و برون و دو حجت الاهی برای رسیدن به سعادت هر دو سرا هستند. سخن درباره چیستی و گستره هر یک از این دو منبع معرفتی، دغدغه ای فراگیر است؛ اما مهم ترین دغدغه که از گذشته ها مورد بحث بوده، چالش بر سر رفع تعارض آموزه های وحیانی و داده های عقلانی است که اندیشمندان بزرگ هر دوره فکری نیز بدان پرداخته اند.
این پژوهش در جستجوی رهیافت «فخررازی»، فیلسوف، متکلم و مفسر بزرگ قرن ششم و هفتم است که تلقی وی از آموزه های الاهی و بشری و میزان همخوانی این دو، بسیار مهم است. وی فردی «اشعری» است؛ اما در این منازعه، جانب عقل را گرفته، پشتوانه نقل را عقل دانسته و گستره آن را نیز بر عهده همان می داند. البته فخر رازی در دوران آخر عمر خویش، به پژوهش های قرآنی و عرفانی روی می آورد و نص گرایی را بر خردپیشگی ترجیح می دهد.
«تناسخ» و شبهات دینی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برخی از ادیان مانند هندویسم و بودیسم معتقدند که روح انسان پس از مرگش نابود نشده به بدن انسانی دیگر تعلق می گیرد و با بدن جدید، پاداش یا مکافات اعمال پیشین خود را تحمل می کند که در اصطلاع کلامی و ادیان از آن به «تناسخ» یاد می شود.
فلاسفه در کتب فلسفی خود، درباره بطلان تناسخ ادله مختلفی ارایه دادند. برخی روایات نیز به صراحت، آن را انکار می کند. با وجود این، ظاهر بعضی آموزه های دینی بر امکان و وقوع تناسخ در دنیا یا قیامت دلالت دارد. در این مقاله، نخست ادله بطلان تناسخ و سپس شبهات دینی ای که بر امکان و وقوع تناسخ دلالت دارد، تحلیل و تبیین می شود
تاملی بر «اثبات تناسخ، بر اساس وحدت خاطرات»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از ادله ای که مساله تناسخ را در دوره جدید تایید می کند، وجود افرادی است که مدعی اند از زندگی پیشین خود خاطراتی دارند. در تحقیقات مشخص شده است تعداد زیادی از این افراد دچار توهم اند، یا احتمال فریبکاری آنان وجود دارد؛ اما ادعای بیش از سی نفر مورد توجه قرار گرفته است.
برای تکیه بر خاطرات این افراد به عنوان دلیلی بر تناسخ، باید معیار وحدت هویت شخصی را صرف خاطرات بگیریم؛ اما این معیار اولا به شروطی مانند واقعی بودن خاطرات بستگی دارد و ثانیا به وجود شاهدی که واقعی بودن آن خاطرات را تایید کند. وجود این شاهدان می تواند احتمال اینکه در ارتباط مستقیم یا غیر مستقیم، این اطلاعات را از آنان گرفته باشد وجود دارد
«بازتن یابی»؛ نگاهی قرآنی-فلسفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جنبش های نو پدید معنوی دارای مبانی مشترکی هستند. یکی از بنیادهای مهم عرفان های نو ظهور، مساله «تناسخ» یا «بازتن یابی» است. تناسخ از مساله های مهمی است که مورد توجه ویژه متفکران مسلمان اعم از فیلسوفان، متکلمین، عارفان و مفسران بوده است.
مقاله حاضر قصد دارد پس از بررسی معناشناسی و تحلیل انواع تناسخ، به بررسی دلایل آن بپردازد. دلایل مطرح شده در این باره سه دسته اند؛ برخی عقلی یا فلسفی اند، بعضی دیگر نقلی-اعم از قرآنی یا روایی-اند. البته در پاره ای از دلایل نقلی نیز شبهه امکان تناسخ، وجود دارد. مقاله پیش رو به تحلیل و بررسی هر سه دسته دلیل می پردازد
مساله «معاد و علوم جدید»، تبیین زندگی پس از مرگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
لیندا بدم اشکالاتی را به امکان معاد وارد کرده است. او می گوید اشتراک اتم ها در بدن های مختلف و عدم ثبات بدن در طول حیات یک انسان، حاکی از آن است که معاد با بدن دنیایی صورت نخواهد گرفت. او معتقد است حتی در نظر گرفتن وجود روحی مجرد نیز نمی تواند وسیله مناسبی برای حل مشکل تشخص انسان دنیوی و اخروی باشد. در این مقاله با توضیح معنای سوژه ای که در تعریف روح به کار می رود، اشکال بدم روشن می شود. همچنین با استفاده از روایات معصومین و نظر متکلمین اسلامی، مشکل این همانی بدن دنیوی و اخروی برطرف شده، اثبات می شود اعتقاد به معاد به هیچ وجه با عقل و علم ناسازگار نیست
علم الهی از دیدگاه صدر المتالهین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علم الهی یکی از پیچیده ترین مباحث الهیات خاص در باب صفات الهی است. ملاصدرا با استفاده از مبانی و اصول ویژه فلسفه خود، از جمله قاعده «بسیط الحقیقه» نظریه نوینی را در باب علم واجب تعالی به ماسوی عرضه داشته است. بر این اساس، خداوند در مرتبه ذات خویش، به جمیع ماسوی علم اجمالی (بسیط) دارد، که در عین حال، کاشف از تفاصیل ماسوی است. وی همچنین بر پایه اصول فلسفی خویش، از ذاتی بودن و ضروری بودن علم الهی دفاع می کند. هر چند در حکمت صدرایی، علم خداوند به ماسوی علمی ذاتی و بسیط است، اما از آنجا که مشاهد و مظاهر و مجاری حق تعالی متعددند، به اعتبار تعدد معلوم و در مقام کثرت، می توان علم حق تعالی را دارای مراتبی دانست که عبارتند از: عنایت، قضا، قدر، قلم، لوح و دفتر وجود
تاملی بر دیدگاه ابن سینا و شیخ اشراق در علم الهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مساله «علم الهی» یکی از دشوارترین مباحث فلسفه الهی و مورد توجه متون دینی می باشد. این مقاله ضمن بیان متون دینی مرتبط با موضوع، به بررسی دیدگاه ابن سینا و شیخ اشراق در این باره می پردازد و بیان می کند که شیخ الرییس، علم الهی به ذات را حضوری می داند. او علم الهی به ما سوا را علمی حصولی می داند که از راه صور مرتسمه حاصل می شود. از این رو او به علم عنایی معتقد است.
شیخ اشراق نیز علم الهی به ذات را حضوری می داند؛ اگر چه آن را با مبنای نوری خود تحلیل می کند. او علم حق به اشیا، از راه اضافه اشراقیه تبیین می کند.
در پایان بیان خواهد شد اگر چه تبیین سهروردی در مورد علم بعد الایجاد، تحلیلی صحیح و در مقایسه با ابن سینا، به متون دینی نزدیک تر است؛ اما ضعف آن، این است که در بحث علم قبل الایجاد فقط به رد دیدگاه ابن سینا پرداخته و هیچ تحلیلی ارایه نمی کند؛ گرچه این مرتبه علمی را انکار نمی کند
اقسام و ویژگی های تصورات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در فلسفه اسلامی مراتب تصورات را بر اساس میزان تجرید از ماده و عوارض آن و یا به میزان برخورداری از سعه وجودی، به چهار مرحله تقسیم کرده اند: حسی، خیالی، وهمی و عقلی. ویژگی مشترک سه مرحله اول، جزئی بودن و ویژگی مرحله چهارم کلی بودن است.
آن گاه از «معرفت» سخن میگوییم، تصدیق و رکن اصلی آن (حکم)، به ذهن متبادر میشود. اما با اندکی تأمّل خواهیم یافت که خود تصدیق، متوقف بر تصورات یا همان مفاهیم است. بخشی از بار ایجاد معرفت را مفاهیم به عهده دارند، ولی هیچ مفهومی متضمن حکم به ثبوت یا نفی نمیباشد. مفاهیم فقط از محکی خود حکایت میکنند و راجع به وجود و عدم مصادیق خود هیچ حکمی ندارند.
این مقاله با رویکرد تحلیلی و نظری و با هدف شناسایی اقسام مفاهیم و ارائه تصویری روشن و متمایز برای هریک از آنهاست.
دین و عقلانیت در فلسفه اجتماعی ماکس وبر و نقد آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این مقاله بررسی منشأ دین داری و نسبت آن با عقلانیت در جامعه شناسی دین ماکس وبر است. رهیافت ماکس وبر در مورد دین، یک رهیافت روان شناختی اجتماعی است که در آن به مبنای عقلی و عاطفی و ارتباط آنها با عوامل اجتماعی توجه میشود. یکی از مؤثرترین جنبه های تحلیل وبر، بحث او در مورد عقلانیت و ارتباط آن با رویکرد دینی است. سؤالاتی نظیر: عقلانیت در فلسفه اجتماعی وبر به چه معناست و دارای چه ویژگیهایی است؟ آیا عقلانیت توصیف شده او نوع کامل و دقیق عقلانیت است یا خیر؟ و آیا تحلیل او درباره دین، صحیح و به دور از اشکال است؟ پرسش هایی هستند که این نوشتار درصدد بررسی و پاسخ به آنها خواهد بود. در این مقاله تحلیل وبر از دین و منشأ رویکرد دینی و نیز معنای عقلانیت در بوته نقد و بررسی قرار خواهد گرفت.
قانون مندی جامعه و آزادی: نقد دیدگاه دورکیم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوشتار حاضر تلاشی است در راستای تحلیل نظریه دورکیم در ارتباط با قانون مندی جامعه و آزادی انسان. این بحث یکی از مباحث عمده نظم است. حل مسئله فوق ثمرات علمی و عملی مهم را در پی دارد. این نوشتار به نقد دیدگاه دورکیم پرداخته است. روش این نوشتار، اسنادی و تحلیل متن است؛ یعنی دیدگاه دورکیم با ارجاع به آثار اصلی خودش استخراج و سپس بررسی و تحلیل شده است.
در ارتباط با موضوع سه دیدگاه قابل طرح است: 1. قانون مندی جامعه مانند قوانین حاکم بر طبیعت، باعث سلب کامل اختیار انسان میشود. 2. طبق دیدگاه دیگر، قانون مندی جامعه مانند قانون مندی طبیعت به صورت کامل، اختیار انسان را سلب نمیکند، بلکه اراده انسان را در چارچوب قوانین جامعه محدود مینماید. 3. قانون مندی جامعه، آزادی انسان را حتی محدود هم نمیکند؛ چون اراده انسان جزء علت تامه است. از نظر دورکیم، جبر اجتماعی گاه به معنای ضرورت و قطعیت و گاه به معنای محدویت به کار رفته است. از این رو، میان قانون مندی جامعه و آزادی انسان نمیتوان جمع کرد. آنچه که سبب شده تا دورکیم نتواند میان قانون مندی جامعه و آزادی انسان جمع نماید، تلقّی نادرست وی از هستی جامعه، حقیقت انسان و اصل علیت است.
وحی و تفاوت آن با تجربه دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به عقیده برخی دین پژوهان و متکلّمان غربی وحی مجموعه ای از حقایق درباره خداوند نیست، بلکه کتب مقدّس محصول کوشش های انسان برای شناخت معنا و اهمیت حوادث وحیانی هستند که ضمن عصری بودن در قالب تجربه بشری بروز مییابند. از این رو، وحی و تجربه دینی در بُعد پدیدارشناسی تجربه دینی یکسان انگاشته شده است.
هدف این مقاله ضمن روشن ساختن معنای وحی و تجربه دینی و ارائه برخی نظریات مطرح در هر مورد به تبیین تفاوت وحی با تجربه دینی میپردازد. روش پژوهش، مروری و کتابخانه ای است که پس از بیان برخی نظریات در باب موضوع، به نقد و بررسی آنها پرداخته است.
براساس یافته های این پژوهش، که با ارائه 20 تفاوت عمده میان وحی و تجربه دینی به دست آمد، معلوم شد که منشأ وحی، برای گیرنده وحی (پیامبران) روشن است و به همین علّت، پیامبران هرگز در گرفتن پیام آسمانی دچار حیرت و اشتباه نمیشوند. وحی قرآن، در طول و عرض کامل و تمام است و تاکنون هیچ تجربه ای دینی یا شهودی عرفانی نتوانسته است به پای آن برسد.
تحلیل و بررسی ابعاد گوناگون معنای زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله ابعاد و اضلاع گوناگون معنای زندگی «شخص» را مورد تحلیل و بررسی قرار میدهد. این تحلیل با نگاه «سوم شخص» صورت گرفته تا بتواند دیدی شمولی داشته باشد؛ زیرا یافتن معنای زندگی انسان جز از طریق آشنایی با جنبه های روحی و روانی و موقعیتی که در آن زندگی میکند و حتی جز از طریق معرفت به اجزای هستی امکان پذیر نیست. با تأمّل در خدا، انسان و هستی، بصیرت ما نسبت به موقعیت انسان در عالم هستی عمیق تر خواهد شد و به تفسیر صحیحی درباره معنای زندگی شخص دست مییابیم.
این مقاله با رویکرد تحلیلی و نظری نگارش یافته و هدف از آن، سعی در تبیین معنای زندگی است تا خواننده را به عنوان یک تحلیلگر در یافتن معنای زندگی خود یاری دهد. تأثیر فهم موقعیت و جایگاه انسان در معناداری زندگی، همچنین میزان تأثیر دین و اخلاق در معناداری زندگی از دیگر اهداف این پژوهش است.
بررسی سودگرایی بنتام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سودگرایی بنتام، یکی از تأثیرگذارترین مکاتبی است که حوزه تأثیر آن بر اخلاق و حقوق مشهود است و دارای نقاط قوت و ضعف قابل ملاحظه ای است. هرچند سودگرایی را نمیتوان نوآوری بنتام دانست. اما وی سودگرایی را به طور مستدل ارائه کرد و تفسیری جاودانه از آن ارائه نمود. «لذت» و «الم» دو مفهوم بنیادین سودگرایی هستند؛ زیرا سود یعنی افزایش لذت و کاهش الم، و سودگرایی، همان گونه که از نامش آشکار است، اصل سود را اصل اولیه میداند. مقصود از سود، نه سود شخصی بلکه سود جمعی است؛ به گونه ای که معیار هر عمل اخلاقی نزد بنتام، «بیشترین سود برای بیشترین افراد» است.
این مقاله به روش تحلیل اسنادی نگارش یافته است و سعی بر آن است با تحلیل مقدمات، اصول و نتایج تفکر بنتام، بررسی نقّادانه ای از آن به عمل آید و حاصل مقاله اینکه بزرگ ترین مزیت فایده گرایی به دست دادن ملاک عینی و عملی است. به عبارت دیگر، سودگرایی مدعی است: تنها، اصل فایده یعنی «بیشترین سعادت بیشترین افراد»، ملاکی برای عمل به دست میدهد. بنتام حتی برای سنجش لذات که واحدند و نتیجه عمل اند ملاکهای هفت گانه ارائه میدهد که ذیل بُعد کمّی میگنجند و از سویی مکتب بنتام علیرغم مزیتی که دارد نمیتواند به تمامی انتقادهای وارده پاسخ قانعکننده و درخوری بدهد. در پایان اشکالات وارد بر نظریه بنتام در سودگرایی مطرح شده است.
ذات گرایی ارسطویی ـ سینوی و ذات گرایی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی یونانِ باستان و روم سقراط تا ارسطو ارسطو (384-322 ق.م)
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق گروه های ویژه فلسفه تطبیقی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی فلسفه مشاء
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
بر اساس ذات گرایی، برخی اشیاء موجود در خارج، دارای ذات هستند و ذات یک شیء، به چگونگی اشاره ما به آن شیء، یا به طور کلی، به این که ما چگونه به آن می اندیشیم یا از آن سخن میگوییم، بستگی ندارد. از دید یک ذاتگرا، هر شیء، مجموعه ای از صفات ذاتی دارد که ماهیت فردی آن شیء نامیده میشود. این گونه صفات از ویژگی های عرضی کاملاً متمایز هستند و به اشاره یا نحوه سخن گفتن ما بستگی ندارند. اما از دید یک قراردادگرا، اعتقاد به چنین ذاتی مردود است و آنچه ذات اشیاء نامیده میشود، حاصل نوع نگاه خاص انسان ها و علائق آ ن ها در نامیدن چیزهاست. از دیدگاه ارسطو، افراد و اشخاص دارای ذات هستند و تمام حقیقت این اشیاء را اوسیا و ذاتشان تشکیل می دهد. از نظر ابن سینا نیز جواهر و اعراض، در ذات خود به اشیاء دیگر وابسته نیستند. در ذات گرایی ارسطویی ـ سینوی، علم به اشیاء و تعریف آ ن ها تنها در سایه صورت و ذات حاصل میشود. در حالی که این سنت بیش تر به بحث معرفت و تعریف معطوف است، در ذات گرایی معاصر بیش تر به بحث «این همانی» و «جهان های ممکن» پرداخته می شود. در این سنت، صفت ذاتی یک شیء، به عنوان صفتی تعریف میشود که در همه جهانهای ممکن همراه آن شیء باشد.
مفهوم جسم در طبیعیات سینوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه متخصصان و دانشجویان علوم جدید با مشکل فهم اصول و مباحث فلسفی مواجه هستند و متقابلاً اهل فلسفه و علاقمندان مطالعات فلسفی از دریافت مفاهیم و مبانی علمی باز می مانند. علت بروز این مشکل بیشتر از آن جهت است که صاحب نظران علم و فلسفه برای آشنایی مخاطبان گروه مقابل با مفاهیم تخصصی دانش خود هیچ تلاش و اقدامی نکردهاند. در این شرایط همراهی و همکاری این دو حوزه معرفتی ـ علم و فلسفه ـ در تبیین مفاهیم مشترکی مانند جسم میتواند به وضوح کاملتر این موضوعات و معانی بینجامد.
هر چند مفهوم جسم طبیعی بدان گونه که در علوم تجربی مطرح می شود در عمل راهگشا است اما به لحاظ تحلیلی و عقلی حاوی نقص اساسی است. از سوی دیگر همین مفهوم در آثار فلسفی به نحوی مطرح می شود که به معنای جسم به مثابه یک واقعیت خارجی که مهم ترین موضوع مطالعه و تحقیق علم تجربی است ارتباطی ندارد. در این میان ابن سینا به عنوان فیلسوفی آشنا با مباحث علمی روزگار خود مفهوم جسم طبیعی را به گونهای طرح می کند که سازگار با هر دو ساحت معرفتی است. تلاش وی میتواند به مثابه الگوی مناسبی برای دانشپژوهان به کار گرفته شود.
ادراک حسی: مقایسه دیدگاه ابن سینا و تئوری های جدید علوم اعصاب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه یکی از مباحث مطرح در حوزه های مختلف فلسفی، روان شناسی و علوم اعصاب مانند فیزیولوژی و نوروسای کلوژی، مسئله ادراک حسی است. از میان فلاسفه، ابن سینا فیلسوفی است که با دقت نظر و ژرفنگری خاصی مسایل مربوط به ادراک حسی را تبیین نموده است، به گونه ای که با گشودن افق های جدید در این خصوص راهگشای بسیاری از فیلسوفان و حتی پزشکان در مباحث مربوطه بوده است. با توجه به آن که مطالعات مربوط به ادراک، مطالعاتی چند بُعدی و میان رشته ای است، طرح و تبیین آن در حوزه های مختلف علمی و فلسفی با مبانی متفاوت صورت پذیرفته است. با مقایسه نظر ابن سینا ـ به عنوان حکیم و فیلسوفی جامع علوم ـ و اندیشمندان علوم اعصاب در زمینه « ادراک حسی» رگه ها و تأثیراتی از نظریات و ابن سینا در آرا فلاسفه و پزشکان پس از او مشاهده می شود. این تأثیر در مباحثی چون توجیه مسئله حس و فرآیند ادراک حسی، شناسایی زوج های عصبی مغزی، عملکرد اختصاصی مناطق قشر مغز، تقسیمبندی حسها، ادراکات حسی کاذب قابل پیگیری است.
در مقایسه این دو دیدگاه علاوه بر تبیین نقاط اختلاف آن ها، هم در مبانی نظری و هم در مسایل خاص، به تحلیل و بررسی موارد اشتراک متعدد نیز پرداخته شده است.
تأملی در نظریه تجرد نفس صدرایی
حوزههای تخصصی:
تجرد نفس از نگاه ملاصدرا تفسیری در مقابل نظریه تجرد نفس قائلان به حدوث نفس مجرد است. ارائه تصویری از تجرد نفس از نظر ملاصدرا می تواند درک بهتری را از چگونگی نظریه حدوث جسمانی و بقاء روحانی نفس، رابطه نفس و بدن و چگونگی تبدیل جسمانی به مجرد موجب شود. با استفاده از اصول فلسفه صدرایی و همچنین لوازم فلسفی آنها می توان به تبیین چگونگی تجرد نفس پرداخت. این نظریه از سویی در تقسیم تجرد به برزخی و عقلی و از سوی دیگر در چگونگی تجرد عقلی نفس با نظریه قائلان به حدوث نفس مجرد متفاوت است. بر اساس اصالت وجود ملاک در وحدت و کثرت اشیاء وجود آنهاست. در حرکتی که جوهر نفس انسانی در مراتب تشکیکیِ وجود، دارد به هر مرتبه بالاتر که وارد می شود آن مرتبه اصل وجودش و سایر مراتب جزو لوازم و شئون نفس به حساب می آیند. لذا نفسی که به مرتبه تجرد عقلی می رسد به امری مجرد مانند عقل تبدیل نمی شود بلکه نفسی که به درجه تجرد رسیده در عین حفظ لوازم و شئونش، یعنی بدن، اجزای نباتی و حیوانی، در ضمن وجودی واحد، با امر مجرد ارتباط برقرار کرده و عنوان مجرد بر او صدق میکند اما مانند عقول مجرد نمیشود.